خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل با مشروطه خواهان ؛ تاملی بر اندیشه اصلاح طلبی شیعه(۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل با مشروطه خواهان ؛ تاملی بر اندیشه اصلاح طلبی شیعه(۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل از عدالتخانه تا مشروطه؛ راهها و بی راهه ها ؛ مصاحبه با علی ابوالحسنی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل از عدالتخانه تا مشروطه؛ راهها و بی راهه ها ؛ مصاحبه با علی ابوالحسنی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
23دقیقه
45ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زندگی و زمانه شیخ ابراهیم زنجانی ؛ جستاری از تاریخ تجددگرایی ایرانی (قسمت دوم)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 50

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل زندگی و زمانه شیخ ابراهیم زنجانی ؛ جستاری از تاریخ تجددگرایی ایرانی (قسمت دوم)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی و زمانه شیخ ابراهیم زنجانی ؛ جستاری از تاریخ تجددگرایی ایرانی (قسمت دوم) شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی و زمانه شیخ ابراهیم زنجانی ؛ جستاری از تاریخ تجددگرایی ایرانی (قسمت دوم) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل زندگی و زمانه شیخ ابراهیم زنجانی ؛ جستاری از تاریخ تجددگرایی ایرانی (قسمت دوم) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی و زمانه شیخ ابراهیم زنجانی ؛ جستاری از تاریخ تجددگرایی ایرانی (قسمت دوم) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی و زمانه شیخ ابراهیم زنجانی ؛ جستاری از تاریخ تجددگرایی ایرانی (قسمت دوم) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل زندگی و زمانه شیخ ابراهیم زنجانی ؛ جستاری از تاریخ تجددگرایی ایرانی (قسمت دوم) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زندگی و زمانه شیخ ابراهیم زنجانی ؛ جستاری از تاریخ تجددگرایی ایرانی (قسمت دوم) :

در شماره قبل قسمتی از زندگی و روزگار شیخ ابراهیم زنجانی را که به قلم شیوا و محققانه عبدالله شهبازی نگارش یافته را تقدیم حضورتان کردیم که زمینه های تحول فکری و رفتاری او را بازگو می کرد. اکنون و در این شماره نیز همان موضوع را پی می گیریم و قسمت دوم مقاله را تقدیمتان می کنیم که بخشهای دیگری از زندگانی او را در لابلای حوادث مشروطه بازکاوی نموده و به ویژه نقش و موضع و عملکرد او را پیرامون ماجراهای تلخ پس از انقلاب مشروطیت بررسی نموده است.

از شیخ ابراهیم زنجانی رمان گونه ای در چهار جلد (مشتمل بر ۸۵۰ صفحه دست نویس) به نام شراره استبداد بر جای مانده که می تواند تا حدودی سیر تحولات سیاسی ایران به سوی انحلال مجلس را روشن کند. زنجانی این رمان را در دوران خانه نشینی خود در تهران نگاشته است. شراره استبداد را می توان نخستین و تنها رمان گونه ماسونی دوران محمدعلی شاه و از مهم ترین منابع تاریخ مشروطه دانست. این رمان نشان می دهد که زنجانی، برخلاف عضویت در هیات امنای دوازده نفره جامع آدمیت، در محفل دیگری نیز عضو بوده که رویه ای مغایر با مشی رسمی جامع داشته و در راستای تشدید تعارض های سیاسی روز و ایجاد بلوا و شورش فعال بوده است.

این رمان، شرح نیمه واقعی نیمه خیالی از تحولاتی است که به انحلال مجلس انجامید. شخصیتهای اصلی داستان اعضای یک گروه مخفی توطئه گر شبه ماسونی هستند که خود را «جامع آدمیت» می خوانند. در صفحه ۶۱ جلد چهارم یکی از اعضای جدید چنین می گوید:

«تشکر همه شما بزرگان و بذل جان در قدم شما بر من لازم است که در راه نجات ملت من، این [قدر] بذل همت می فرمایید و از برکت شما داخل جامع آدمیت شده و سالک صراط مستقیم گردیده ام.»

با این وجود، عملکرد این گروه با عملکرد رسمی جامع آدمیت و عباسقلی خان آدمیت رهبر جامع که در جهت حمایت از دولت اتابک بود، تفاوت چشمگیری دارد و به عملکرد بعدی لژ بیداری ایران شبیه است. بنابراین، باید این گروه را شاخه ای از جامع آدمیت دانست که بعدها به لژ بیداری ایران تبدیل گردید؛ و این رمان گونه زنجانی به دورانی تعلق دارد که این محفل، فعالیت های متعصبانه خود را در بطن جامع آدمیت پیش می برد.

معمای «مجمع چهارم»

فریدون آدمیت پسر عباسقلی خان که به دلیل دسترسی به اسناد پدرش بیش از هر کس دیگر با تشکیلات جامع آدمیت آشنایی دارد، سازمان جامع را مرکب مجمع معرفی می کند: مجمع نخست، مجمع آدمیت بود که توسط خود عباسقلی خان اداره می شد. مجمع دیگر انجمن حقون سلیمان میرزا اسکندری بود که در اواخر ۱۳۲۵ از جامع جدا شد، مجمع سوم را حاج میرزا غلامرضا اداره می کرد و مقر آن پاقاپوق بود. فریدون آدمیت می نویسد: «مجمع چهارم را نمی شناسیم.» او در فهرست نمایندگان مجلس عضو جامع آدمیت از تقی زاده نام نمی برد و منکر عضویت او در جامع است.

به گمان من، فریدون آدمیت «مجمع چهارم» را خوب می شناسد اما بنا به دلایلی درباره آن سکوت می کند. در واقع، به دلیل نقش فتنه انگیز این مجمع بود که سرانجام، کار به فروپاشی و انحلال جامع آدمیت و رسوایی و فرجام شوم عباسقلی خان کشید. این امر باعث نفرتی عمیق از عاملین این واقعه گردید و میراث آن به پسران عباسقلی خان انتقال یافت. به همین دلیل فریدون آدمیت در آثار خود کینه ای شدید و غیرعادی نسبت به تقی زاده و حامیان و وارثان فکری و سیاسی او ابراز می دارد و در بسیاری از موارد، به ایشان می تازد و در مقابل، وابستگان به مجمع چهارم، چون یحیی دولت آبادی، مهدی ملک زاده پسر ملک المتکلمین و دیگران، عباسقلی خان آدمیت را «حقه باز» و «شارلاتان» می خوانند. برای مثال، فریدون آدمیت، از قول محمود، محمود تقی زاده را «آخوند بی حقیقتی» می نامد که «تقید دینی اش را از دست داده و تقید اخلاقی هم جایش را نگرفته» است، یحیی دولت آبادی را «مرتبط با سفارت انگلیس» و «دلال سیاسی» می خواند؛ میرزا محمد نجات خراسانی را «عامل و خبررسان سفارت انگلیس» می داند؛ به امیر اسدالله علم، در اوج اقتدار او، می تازد و مهم تر از همه می نویسد:

«فرقه بهایی، یکپارچه دستگاه بیگانه پرستی است… دفتر اعمال پلید این کسان و ایادی آنان آشکار می سازد که جملگی در زمره غلامان حلقه به گوش بیگانان باشند.»

این، رویکردی غیرعادی در دستگاه فکری لائیک فریدون آدمیت است که برای برخی محققین جدید که با عمق حوادث تاریخی و میراث آن آشنایی ندارند، قابل درک نمی باشد و به این دلیل آدمیت، برخلاف جایگاه برجسته خویش در بنیان گذاری تاریخ نگاری جدید ایران، گاه مورد انتقاد قرار گرفته است.

در شراره استبداد، سیدحسن تقی زاده نیز، در قالب شخصیتی به نام سیدزاده حضور دارد و این، با نظر فریدون آدمیت که منکر عضویت او را در جامع است مغایر می باشد. به نوشته زنجانی:

«[سیدزاده] جوانی است به انوار علم و هنر آراسته و از فنون و علوم جدیده و ترتیبات سیاسی و پولتیک دول و ملل زیاد خبر دارد… از آدم های فوق متعارف و صاحب هوش عالی و فضایل و اخلاق حمیده. در آن جوانی با نهایت وقار و سنگینی و عفت و عقل آراسته، رفاقت و صداقت حقیقی دارد… قدری صحبت از نشریات نمودیم؛ این جوان را بالاتر از شیخ زاده [میرزا ابراهیم آقا تبریزی] و خان زاده [میرزا صادق خان مستشارالدوله] و عاشق تمدن وطن و ترقی مملکت خود دیدم و از مقوله حرف و شور جوانی جز این خط چیزی را منظور نداشت.»

دیدار سران جامع آدمیت با اتابک

زنجانی در شراره استبداد از چهار مرتبه ملاقات خود با اتابک سخن می گوید:

«من یک دفعه خودم با دو نفر محرم امین و یک دفعه با یک نفر خیلی امین و همسر او و یک دفعه خودم تنها و یک دفعه با دوازده [نفر] از آزادی خواهان حقیقی با او ملاقات کردم و از این مقوله و صلاح کار مذاکره کردیم. آنچه من یقین کردم؛ این بود که این شخص عازم و مصرّ بر حفظ پارلمنت و آزادی و ترقی ایران و اکمال مشروطیت بود. آنچه در وسع و قدرت داشت که موافق کردن شاه و اصلاح مملکت سعی می نمود و از طرف آزادی خواهان دول دیگر و ترقی طلبان ایران که در خارجه هستند، کمال اصرار و خواهش به آمدن او به ایران و اصلاح امور شده و او هم عهد کرده؛ ابدا در خیال شکستن [عهد [نبود و اول ورود، کمال سعی در موافق ساختن محمدعلی شاه کرد و او هم به او اطمینان داد. شاید قلیلی میل هم کرد. لکن، بالاخره خیال شاه با او موافق نیامد، در خلوت با شاه یا او تدلیس می کرد و اظهار معیت در حال استبدادی شاه می نمود. عقیده من بر اول است.»

این دوازده نفر آزادی خواهان حقیقی، که با اتابک ملاقات کردند؛ همان اعضای دوازده نفره هیات امنای جامع آدمیت هستند، فریدون آدمیت، براساس یادداشتهای عون الممالک، درباره این ملاقات سخن گفته است: «ملاقات در شب مهتابی ۱۵ رجب ۱۳۲۵ در پارک اتابک صورت گرفت و زنجانی در میان اعضای هیات امنای جامع شیخوخیت داشت.» فریدون آدمیت این دوازده نفر را چنین معرفی کرده است: «شیخ ابراهیم وکیل خمسه، ناظم العلما وکیل ملایر، یمین نظام، شاهزاده یحیی میرزا، میرزا داوودخان، عون الممالک، انتظام الحکما، مشیر حضور، شاهزاده سلیمان میرزا، شاهزاده علیخان، آقامیرزا عباسقلی خان و عضدالسلطان.» به نوشته عون الممالک، در این جلسه همه حاضران به قرآن قسم خوردند که از اتابک حمایت کنند و اتابک نیز قسم خورد که از ملت و مشروطه حمایت کند.

«[عباسقلی خان] بلند شده قرآنی به دست گرفته، اول خودش قسم خورد و بعد از جناب آقا شیخ ابراهیم وکیل خمسه سرگرفته تا اتابک ختم شد… بیست دقیقه ترتیب و تشریح قسم طول کشید و [اتابک] تمام را آشکارا به صراحت نورانی به همراهی ملت و مشروطه طلبی و بر ضد عقاید سلطان قسم خورد، به نوعی که بر هیچ مسلمان تردیدی باقی نماند.. معلوم شد که در کارخانه تصفیه و تزکیه بشری رفته [و] فشارهای کامله بر او وارد آورده اند… اتابک در آن جلسه تعهد کرد و به شرافت خود و قرآن قسم خورد که با مشروطیت همراهی کند و پشتیبان آن اصول باشد.»

شورش سازمان یافته بر ضد اتابک

اندکی بعد، نگرش زنجانی و گروهی از برادرانش به اتابک، با تاثیر از مسیو کارنجی (اردشیر ریپورتر) دگرگون شد و به سوگند خود وفادار نماندند. سیر تحول زنجانی در مساله اتابک و دوگانگی او در این ماجرا را می توان در شراره استبداد به روشنی دید.

زنجانی در شراره استبداد، عزل میرزا نصرالله خان مشیرالدوله و دعوت از اتابک را به پولتیک روسیه نسبت می دهد و از زبان مقامات روس چنین می گوید:

«و چون این صدراعظم به شر و فتنه راضی نمی شود؛ بلکه به ضد مشروطیت اقدامی نمی نماید، صلاح دانستیم؛ این را از کار معزول کنند و صدراعظم قدیم، امین السطان [اتابک]، که چند سال است در فرنگستان مقهورا مانده، او را بخواهند. او چون تمام راه [و] چاه ایران را می داند، این مملکت را به هم زده، اساس را برافکند و او از قدیم با پولتیک روس موافقت دارد و می خواهد این مملکت مال روس شود.»

پس از انتقال قدرت به اتابک موجی از آشوب های سازمان یافته در سراسر ایران آغاز شد و شیرازه دولت او را سست کرد.

«انقلابات و تاخت [و] تاراج و خونریزی شدت کرد. کسانی که تحریک شده بودند؛ در هر سمت ایران، خصوص در آذربایجان، با نهایت قساوت به قتل و غارت و نهب و هتک پرداختند. امین السطان در اوایل بعضی اقدامات کرد در اصلاح امور، و لکن از اواخر همین ماه اغتشاش و آشوب شدت کرد و مردم ایران در حق او و ظهور این انقلابات مختلف سخن راندند. بعضی گفتند: این دستورالعمل باطنی او است و خودش با شاه در باطن به این ترتیب تبانی کرده اند که پارلمنت را برچینند. و بعضی گفتند که او کمال جهد را در موافق کردن شاه با ملت می کند و سعی در اصلاح امور مملکت دارد. لکن، هر اصلاحی که او می کند؛ شاه افساد می نماید و چون شاه نتوانسته او را معاضد حال خود گرداند؛ بنای عداوت و نقض کار او گذاشته و چون به حسب قانون مجلس تا تقصیر وارد نشود و اکثریت آرا عزل نشود؛ وزیر را نمی خواهند و نمی شود عزل کرد و می خواهد او را متهم و مردود همه گرداند.

و چون رییس الوزرا و وزیر داخله امین السلطان [اتابک] است، اغلب مردم از ملتیان، یعنی روزنامه نگاران و خطیبان بلکه اهالی انجمن ها، این مفاسد را به او نسبت داده، علنا بنای شبنامه و سبّ و توبیخ را گذارده؛ بلکه قتل او را لازم می شمارند.

و دولتیان هم به واسطه حسد ریاست و مستبدان به واسطه حمایت مشروطه او را متهم کرده اند؛ بر اینکه با سیدعبدالله [بهبهانی] و رییس پارلمنت که صنیع الدوله باشد و برادرانش که مخبرالسلطنه و مخبرالملک [باشند]، و جمعی دیگر قصد دارند، هم نفوذ سلطنت و هم نفوذ پارلمنت را کم کنند [و] هر دو را تابع رای خود [کنند]؛ بلکه دولت جمهوری تشکیل دهند.»

کسانی چون میرزا نصرالله بهشتی واعظ ملک المتکلمین و سید جمال واعظ بدگویی از اتابک را به اوج رسانیدند و روزنامه نگاران جوانی چون میرزا علی اکبر دهخدا اهانتهای فراوان به شیخ فضل الله نوری و سایر علمای تهران نمودند. نگاه سیاسی دهخدا به شدت شبیه نوشته های زنجانی بود. او در صور اسرافیل از ایران ساسانی به نیکی یاد کرد؛ زیرا در آن وقت چماق الشریعه، حاجب الشریعه و پارک الشریعه نداشتند. خلاصه آن وقت کالسکه الاسلام، میز و صندلی المذهب و اسب روسی الدین وجود نداشت.

اندکی بعد، لحن دهخدا تندتر شد و حتی محدثین و علمای بزرگ شیعه چون کلینی، ابن بابویه، سیدمرتضی و شیخ طوسی را به تمسخر گرفت و امیر، وزیر و مجتهد را در کنار هم به عنوان «مفتخوران جامعه» مطرح کرد. او درست مانند زنجانی، نوشت:

«ما ملت ایران، در میان بیست کرور جمعیت… شش کرور و چهارصد و پنجاه دو هزار و ششصد و چهل و دو نفر آیت الله، حجت الاسلام، مجتهد، مجاز، امام جمعه، شیخ الاسلام، سید، سند، شیخ، ملا، آخوند، قطب، مرشد، خلیفه، پیر دلیل و پیش نماز داریم.»

قتل اتابک

سرانجام، اتابک قربانی توطئه گران شد و در عصر یکشنبه ۲۱ رجب ۱۳۲۵ق/۳۱ اوت ۱۹۰۷م به قتل رسید.

«در سه ساعت از شب پارلمنت منقضی شده؛ اکثر مردم متفرق شدند. ما هم به منزل خود عودت کردیم. دو نفر از اهل حال معممین با ما به منزل ما آمدند… به قدر یک ساعت، صحبت ما طول نکشیده بود که از محلات هیاهو و همهمه ظاهر شده… گفت: رییس الوزرا امین السطان را کشتند. گفتم: چگونه؟ گفت: بلی! از پارلمنت [که] بیرون آمد با رولور زده اند. گفتیم: برو تحقیق کن؛ قضیه چگونه شد. رفته؛ بعد از ساعتی آمده؛ رسیدگی صحیح کرده؛ معلوم شد؛ موقعی که جمعیت تحفیف یافته؛ وزرا زمانی در اتاق پارلمنت صحبت و چای [و] قلیانی صرف شده، بیرون آمده اند؛ در حالی که سیدعبدالله [بهبهانی]، سید محمد [طباطبایی] و جمعی از وکلا و غیر ایشان هم بوده اند. به محض بیرون شدن از صحن پارلمنت، امین السلطان خواسته سوار کالسکه شود؛ فورا دو سه نفر جوان که حاضر بودند، یک دستمال غبار پاشیده و ناگاه رولور پشت سر هم چهار پنج صدا کرده؛ مردم مضطرب شده اند. همه خود را عقب کشیده یا ترسیده] اند.] ناگاه دیده اند؛ امین السطان همان جا افتاد و سه گلوله خورده؛ یکی بر قلب وارد شده فورا جان داده. یک درهم و برهمی و صدای بگیر بگیر شده، در عقب آن به قدر پنجاه قدم و دور از امین السلطان رولوری صدا کرده. رسیده؛ دیده اند؛ جوانی افتاده. نگاه کرده اند؛ دیده اند؛ گلوله از توی دهنش خورده؛ از کله بیرون رفته؛ افتاده؛ جان داده. معلوم شده؛ این شخص قاتل امین السلطان [است و] بعد از او خودش را کشته است. از بغلش پارچه کاغذی بیرون آمده؛ به اسم عباس آقا تبریزی صراف عضو انجمن مخفی فداییان نمره ۲۴… احدی پی به سرّش نبرد.»

در آستانه وفاق ملی

با قتل اتابک، صنیع الدوله استعفا داد و میرزا محمودخان احتشام السلطنه عضو بلندپایه جامع آدمیت ریاست مجلس را به دست گرفت. زنجانی این حادثه را «تجدید رییس و قوّت پارلمنت» خواند و افزود:

«بعد از کشته شدن امین السطان و ریاست احتشام السلطنه پارلمنت و مشروطیت ایران به طور دیگری داخل شده و نهایت قوه و اقتدار برای پارلمنت حاصل گردید و آزادی مطبوعات، نطق ها، اجتماعات و ترتیبات امور، غایت قوّت را پیدا کرد… احتشام السلطنه احترام و عظمت پارلمنت و وکلای ملت را به اوج اعلی رسانید و نظم و ترتیب داخلی مجلس را با شکوه گردانید و چون خود از دودمان بزرگ ایران بود و همه مردم بی غرضی و خیرخواهی او را برای وطن می دانستند؛ با دلیل و برهان و بالحس و عیان به ارکان و اعیان مدلل می داشت که وضع و حال ایران به جایی رسیده که سراپا مرض مهلک مزمن آن را فراگرفته و در حال احتضار است و نجات او آخرالدوا همین عنوان عدل ونظم و مشروطیت است.»

در شعبان ۱۳۲۵، به دستور محمدعلی شاه، تمامی امرای معروف مملکت در مجلس حاضر شده، «کلام الله را حاضر در بین گذاشتند، همگی قسم یاد کردند. حتی شاه امر کرده بود تمام نوکرهای مخصوص و عمله جات خلوت هم حاضر شده؛ قسم یاد کردند و از شاه پیغام تبریک آوردند که خودش هم روزی [حاضر] خواهد شد و قسم یاد خواهد کرد.»

به نظر می رسید که جامعه به سوی وفاق ملی گام برمی دارد و کارها سامان می گیرد. شیخ فضل الله نوری به تحصن خود در حضرت عبدالعظیم پایان داد و بار دیگر حمایت خود را از مجلس اعلام نمود. توصیف زنجانی تلخ و زننده است:

«از شیخ فضل الله با رفقایش که به واسطه نرسیدن پول در حضرت عبدالعظیم نادم شده، به خانه خود برگشتند؛ اظهارات نمودند که ما را ابدا با مشروطیت و عدالت که اساس اسلام است، مخالفت نبوده و نیست. نهایت، چند نفر را در پارلمنت از وکلا صحیح نمی دانستیم [و] خروج آنها را می خواستیم. والا چگونه، کسی که ادعای عقل می کند و دین دارد، انکار حقانیت شورا و عدالت را می کند. باز قسم قرآن یاد کرده اند که موافقت کنند با مشروطیت. این دفعه چهارم قسم خوردن این شیخ ضال است و در اواخر شعبان ۱۳۲۵ حاجی خمامی رشتی مجتهد بزرگ گیلان که زمانی ملک المتکلمین را تکفیر کرده بود؛ شخصا در مجلس حضور یافت و بر وفاداری خود به مشروطه با قید قسم به قرآن تاکید کرد.» توصیف زنجانی باز نیشدار و گزنده است:

«روزی یک نفر شیخ ریش سفید و انبوه با عمامه بزرگ که طعنه بر گرز سام زده و سایه بر دوش آن سپر افکنده، در سر و سبحه در دست، با قریب سی نفر ژولیده عمامه ها و کشیده قد و دراز قباها و نعل عربی پوشان و عباها بر زمین کشان، با سید عبدالله [بهبهانی] و سید محمد [طباطبایی] وارد پارلمنت شدند و یک قسمت آن مجلس بزرگ را گلستان عمامه نمودند. سید عبدالله نطق کرد که این جناب حجت الاسلام و اب الایتام و مروج الاحکام و مبین الحلال و الحرام و زیب مکه و مقام و مرجع الخواص و العالم و ملاذالانام و منبع الفیض والابرام و منقح القول و الکلام جناب حاجی ملا محمد خمامی رشتی است که چند ماه است، طهران را مزّین بلکه ایران را به قدوم بر پایتخت گلشن نموده بود. الان استقبال ماه رمضان برای هدایت و نجات بندگان خدا از نار نیران، عزیمت گیلان فرموده؛ خواست نوربخش پارلمنت شده و تودیع حق طلبان نماید. چون به این بزرگوار نسبت داده که مخالف طریقه عدالت و ضداساس مشروطیت است، تصریح می فرمایند که بقای اسلام، چنانچه تمام علمای اعلام تقریر فرمودند؛ موقوف به اقامه این مجلس است و حفظ مملکت ایران همغوش با تقویت به آن و خود موکدا قسم به قرآن مجید یاد می فرمایند که درحمایت مشروطیت یک آن غفلت ننمایند.»

این تلاشها سودی نداشت و توطئه گران که آشکارا گسیختن نظم سیاسی ایران را مدنظر داشتند؛ به آشوب گریهای خود ادامه دادند.

مسیو کارنجی و مجمع چهارم

در رمان شراره استبداد، اردشیر جی، به عنوان «پدر روحانی» و «مربی معنوی» قهرمانان داستان و با نام مستعار مسیو کارنجی، حضور دارد. او از دور مراقب حال اعضای گروه است و در موارد حساس آنان را به صورت مخفی و غیرمستقیم از خطر می رهاند. مسیو کارنجی در ۱۱ رمضان ۱۳۲۵، پس از بازگشت از سفر اخیر خود به فرنگ، در جمع محفل حضور می یابد. این، اشاره صریح به بازگشت اردشیرجی به ایران دارد که پیش تر به آن اشاره کردیم.

مسیو کارنجی در این محفل سخنانی بیان می کند که روح آن دعوت به تروریسم، خشونت و تشدید تعارض ها می باشد؛ درست در فضایی که کانون های سیاسی معارض گام های اساسی به سوی تفاهم و همدلی و استقرار نظم و آرامش برمی داشتند. تا این زمان در شراره استبداد سخنی از تعارض بنیادین با حکومت قاجار در میان نیست و لحن زنجانی نسبت به اتابک، متناقض و گاه همدلانه بود. از این زمان، لحن زنجانی دگرگون شده و از شعارها و تعابیر خشونت طلبانه سرشار می گردد.

قریب به بیست روز پس از این جلسه، در اول شوال ۱۳۲۵ق/۶ نوامبر ۱۹۰۷ م لژ بیداری ایران به طور رسمی فعالیت خود را آغاز کرد.

رهنمودهای مسیو کارنجی

مسیو کارنجی در این جلسه تشدید تعارض با علما و حذف ایشان را چنین توصیه می کند:

«نجات فطریه و قابلیت جبلیّه در هر کس مثل فتیله لامپا است که حاضر است به یک کبریت… مشتعل شده، آن قدر که روغن و استعداد دارد، نور [و] ضیا بخشد… میان این خواست قابله و کمالات و ترقیات فاضله، پرده ظلمت غلیظ حایل است که رفع آن خیلی صعوبت دارد و اقدامات خونریزانه می خواهد.

عرض کردیم: آن ظلمت غلیظ چیست؟

فرمود: وجود ا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.