اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل با مشروطه خواهان ؛ تاملی بر اندیشه اصلاح طلبی شیعه(۱)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 50
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل با مشروطه خواهان ؛ تاملی بر اندیشه اصلاح طلبی شیعه(۱)؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل با مشروطه خواهان ؛ تاملی بر اندیشه اصلاح طلبی شیعه(۱) با 113 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل با مشروطه خواهان ؛ تاملی بر اندیشه اصلاح طلبی شیعه(۱):
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل با مشروطه خواهان ؛ تاملی بر اندیشه اصلاح طلبی شیعه(۱) به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل با مشروطه خواهان ؛ تاملی بر اندیشه اصلاح طلبی شیعه(۱) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل با مشروطه خواهان ؛ تاملی بر اندیشه اصلاح طلبی شیعه(۱) تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل با مشروطه خواهان ؛ تاملی بر اندیشه اصلاح طلبی شیعه(۱) :
بررسی دو رساله سیاسی عصر مشروطه، یعنی «تنبیه الامه» اثر میرزای نایینی(ره) و «مقیم و مسافر» اثر حاج آقا نورالله اصفهانی(ره) از بسیاری جهات حساس و پراهمیت است. یکی از این وجوه اهمیت در آنست که جنبه قدرتمند و پررنگ آزادیخواهی این دو اثر و اصولا ابعاد آزادیخواهی در منظر مشروطه خواهان نجف آشکار گردد. وجود دیدگاه خاص این دو رهبر و متفکر نهضت مشروطه مبنی بر وجود «دولت قدر مقدور» و دفع افسد باعث گردید که برخی مرزها و بنیادهای اصولی آنها را نادیده گرفته و در تعیین وجوه اشتراک و افتراق اندیشه این دو عالم مشروطه خواه و آزادی طلب با سایر نحله ها و گرایشهای فکری آن عهد و روزگار و حتی تفاوت این دو نفر و رساله هایشان با یکدیگر دچار ابهام و اختلاط شوند. دکتر موسی نجفی در سخنرانی خود به این موضوع پراهمیت از تاریخ انقلاب مشروطیت از زاویه های گوناگون پرداخته است که سطور زیر حاصل آنست. امید آنکه مورد توجه و تامل خوانندگان ارجمند زمانه قرار گیرد.
بخش نخست
مقدمه بحث ارتباط جریان شناسی تاریخی با مساند سیاسی روز
این بحث راجع به دو کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله از آثار علامه نایینی و مقیم و مسافر نوشته آیت الله حاج آقا نورالله اصفهانی است که هر دو از علمای مشروطه خواه هستند و در جرگه علمای آزادیخواه قرار می گیرند. چرا این کتابها را انتخاب کردیم؟ وقتی به جریان شناسی ها و جناح بندیهای سیاسی امروز نگاه می کنیم گروه مشروعه خواه به رهبری آیت الله شیخ فضل الله نوری با یکی از جناحهای روز منطبق می شود. و جریانهای دیگر سیاسی، مرحوم نایینی و دیگر علمای مشروطه خواه را به عنوان پیشینه تاریخی خود ذکر می کنند. در این خصوص، باید به دو نکته توجه داشت: نخست اینکه آیا به واقع جناحهای موجود سنخیت، رابطه و نسبتی با گذشته تاریخی ما دارند یا نه؟ و دیگر آنکه امروز، با آن گذشته تاریخی چه نسبتی می توانیم برقرار کنیم؟ یعنی شان بحث یکبار، سیاسی می شود و از تاریخ برای اثبات بعضی نظریات امروزی استفاده می کنیم و گاه دیگر، چنین نیست. به هر حال باید ماهیت و تفکرات را بشناسیم.
جریان آزادیخواه دینی در مشروطیت و تاریخ ایران که از جبهه علما صادر شده؛ کم وبیش به اندازه جریان شیخ فضل الله مغفول است و این امر دلایل بسیاری هم دارد. جریان علمای آزادیخواه، در تاریخ ایران، نه از سوی جبهه علما و نه از سوی روشنفکرها به درستی مطرح نشد. در اهمیت بحث تنبیه الامه و جبهه علمای آزادیخواه، همین قدر کفایت می کند که رییس جمهور ایران آقای سیدمحمد خاتمی نیز اعتقاد دارد، کتاب تنبیه الامه و نظریه علامه نایینی، ریشه و پایه گذار نظریه پردازی جامعه مدنی است و نخستین بار، ایشان این طرح را عنوان کردند. یعنی با بیان این حرف، تمام دورخیز تاریخی امروز را به مرحوم نایینی ارجاع می دهند؛ از این منظر طرح مساله علمای آزادیخواه تا این حد مهم و از نظر اندیشه سیاسی حساس است.
جریان علمای آزادیخواه مشروطه و موقعیت تاریخی آن
پس از شهادت شیخ فضل الله نوری در سال ۱۳۲۷ ه.ق سه سال بعد از مشروطیت، این شبهه در جبهه علما و مقدسین بوجود آمد که مشروطه یک «فتنه» است، فتنه ای که روحانیت و اسلام را از بین می برد، نشانه این امر را هم دار زدن یک عالم مجتهد در روز سیزدهم رجب در میدان عمومی شهر می دانستند که به هیچ وجه در تاریخ ایران سابقه نداشته است. این بدبینی، نوعی انزوا بین متدینین و به تبع آن مورخین مسلمان و آنهایی که سیره و… می نوشتند؛ ایجاد کرد. برخی علما بی تفاوت شده و قضیه مشروطه را پی گیری نکردند. از آن طرف هم سیاست روشنفکرها، انجمنهای سرّی و سکولارهای مشروطه، این بود که جریان علمای آزادیخواه را تا آنجایی می خواستند که بتوانند آن را در برابر علمای مشروعه خواه قرار دهند. وقتی شیخ فضل الله و جریان مشروعه را از بین بردند؛ دیگر نیازی به این جریان آزادیخواه دینی ندیدند، بدین خاطر این جریان را به حال خود گذاشتند. در نوشته های احمد کسروی، یحیی دولت آبادی و بسیاری دیگر به روشنی می توان دریافت که یکباره جریان نجف و علما فراموش می شود. زمانی که بحث مطابقت قانون اساسی با شریعت و مطابقت مشروطیت با شریعت مطرح است، اینها مطرح می شوند؛ اما وقتی رقیب از صحنه کنار می رود؛ دیگر علمای آزادیخواه ارزشی برای طرح جدی از طرف روشنفکرها ندارند. آخوند خراسانی در سال ۱۳۲۹ ق یعنی دو سال پس از شهادت شیخ فضل الله، رحلت می کند. با فوت آخوند خراسانی و پیش از آن حاج میرزا حسین تهرانی و سپس ملاعبدالله مازندرانی، سه تن از رهبران مشروطه خواه نجف، پرونده جبهه علمای آزادیخواه در نجف، بسته می شود، ارتباط ایران با آنجا قطع شده و عراق در مسیر انقلابی تازه قرار می گیرد که به ثوره العشرین معروف است. از نظر سیاسی، ارتباط و رهبری مذهبی سیاسی نجف با ایران قطع می شود. البته، جبهه علمای مشروطه خواه در ایران به حیات خود ادامه می دهد؛ از جمله مرحوم حاج آقا نورالله اصفهانی نویسنده مقیم و مسافر که رهبر مشروطیت اصفهان و بختیاری بوده و قسمت مهمی از مشروطه دینی ایران به دست ایشان است. وی در مقابل جریان تندرو غیردینی در تبریز قرار دارد. آنجا، یک جریان از انجمنهای سرّی هست و اینجا، یک جریان معتدل دینی. مرحوم اصفهانی مدتی به عتبات می رود؛ زیرا دمکراتها قصد ترورش را داشتند. در جنگ جهانی اول برمی گردد و در دوره رضاخان شهید می شود. دو کتاب، تنیبه الامه و مقیم و مسافر مکمل یکدیگر هستند. ما نمی توانیم کتاب تنبیه الامه را به طور مستقل بررسی کنیم، این جبهه واحدی از علمای مشروطه خواه و علمای آزادیخواه است که راجع به آزادی، نظام مدنی، قانون اساسی و بسیاری از همین مفاهیمی که امروز، بر روی آن نظر تحقیقی داریم، نظریه دارند. در حقیقت، نظریه اینها با نظریه مشروعه خواه ها فرق می کند؛ یعنی وقتی به دقت نگاه کنی؛ درمی یابی که دو نظر است. آیا این دو نظریه در مقابل هم هستند؟ مساله ای است که جای بحث دارد. در بررسی جریانات مشروطیت، درمی یابیم که جبهه علمای آزادیخواه، یک حلقه اشتراک با علمای مشروعه دارد و یک اختلافاتی، همین جبهه نیز، یک اختلافاتی با روشنفکرها دارد و یک اشتراکاتی.
به طور معمول، در کتابهای تاریخی صحبت از مخالفت آنها بامشروعه خواهان است و دیگر سخنی جاری از اشتراکاتشان به میان نمی آید؛ همچنین بحثی از اختلاف اینها با روشنفکرها هم نمی شود؛ یعنی از هر دو زاویه، کمبود آن در تاریخ احساس می گردد. شایسته آن است که از هر چهار زاویه بگوییم؛ یعنی اشتراک و اختلاف با این طرف و اشتراک و اختلاف با روشنفکرها. پس این، یک جریان مستقل است. به نظر می آید؛ این جریان، عمیق ترین و موثرترین جریان در تاریخ ۱۰۰ سال اخیر ایران باشد.بدون شک تاثیر جریان علمای آزادیخواه مشروطه، بیش از جریان مشروعه خواه بوده و دلیل آن هم، این است که به هر حال، انقلاب مشروطیت پیروز شد و مردم نیز نظام مشروطه را پذیرفتند. در نهایت، این یک جریان مردمی و تاثیرگذار بوده است.
مبانی اختلاف آزادیخواهان مقدس با آزادیخواهان نامقدس
نگرش علمای آزادیخواه با متجددین دارای تفاوت های فراوانی است:
یکی از این تفاوتها، احیای میراث گذشته بود. یعنی از آزادی، نظام مدنی، قانون اساسی و نهضت اصلاحگری که بعد از جریان تنباکو پیش آمد؛ می خواستند؛ میراث گذشته را احیا کنند و به تمدن اسلامی روح تازه ای ببخشند. این نخستین اختلاف جریان علمای آزادیخواه با آزادیخواهان سکولار است. شاید، این برای امروز هم ملاک خوبی باشد. یک عده با عنوان اصلاح طلبی و جریان اصلاحات می خواهند، گذشته را احیا کنند، موانع را مرتفع کرده و جامعه را در جهت اسلامی رشد بدهند. یک عده هم با طرح این شعار می خواهند؛ خط امام، جریان اصیل انقلاب و شیعه را مخدوش کنند، در مشروطه هم همین طور بوده است. از نظر علمای آزادیخواه، طرح نظریه مشروطه و آزادی خواهی، احیای گذشته بود. مرحوم نایینی، در صفحه ۸۳ کتاب تنبیه الامه می گویند که اگر ما در کشور نهضت مشروطه را بر پا نکنیم؛ آزادی و نظام مدنی نگذاریم؛ چه می شود؟ توضیح داده و می گویند: «این سیل عظیم بنای تمدن بشری که از بلاد غرب به سمت ممالک اسلامیه سرازیر است، اگر ماها روسای اسلام جلوگیری نکنیم و تمدن اسلام را کاملا به موقع، اجرا نگذاریم، اساس مسلمانی، تدریجا از آثار آن سیل عظیم محو و نابود خواهد شد، ببین تفاوت ره از کجا تا به کجاست.» بنابراین، ایشان می گویند که ما می خواهیم؛ مانع این سیلی شویم که از تمدن غربی رو به جهان اسلام آورده است، و اگر تمدن اسلامی در کشور ما احیا نشود؛ این سیل کشور ما را می برد. ایشان معتقد هستند، «اقامه این اساس سعادت را از روی بداهت، ماخوذ بودنش از کتاب و سنت و اجرای تمدن اسلامی (می شمرد)» یعنی بحث ما تمدن اسلامی است که آن را از کتاب و سنت گرفته ایم. بحث مرحوم نایینی در تنبیه الامه و علمای مشروطه خواه، این افتراق جدی را با بحث جریان غیردینی در مشروطه دارد و آن احیای میراث تمدن گذشته است که در ذیل تمدن اسلام مطرح می شود؛ نه در ذیل تمدن غربی.
طرح پرسشهای جدید آزادی خواهان مقدس
نکته ای که در مشروطه علمای آزادیخواه وجود دارد، طرح پرسشهای جدیدی درباره تجدد و عالم جدید است که باید به درستی به آن توجه کنیم ما در جریان آزادیخواه علمای مشروطه خواه، در اصفهان، نجف و دیگر حوزه های ایران، با این حقیقت روبرو می شویم که اینها پرسشهای تازه ای را نسبت به تمدن جدید مطرح می کنند و سعی بر پاسخ به این پرسشها دارند. البته، این دغدغه را هم دارند که آیا می توانند این کار را انجام دهند یا نه. دغدغه پاسخ دادن، مساله بسیار مهمی است. آنها صورت مساله را نادیده نمی گیرند، معتقدند که سیلی به طرف مشرق زمین آمده؛ به هر حال، چه بخواهیم و چه نخواهیم؛ تجدد به کشور ایران آمده است و ما باید برای اینها، جوابی داشته باشیم. بنابراین، نکته دومی که می توانیم در علمای آزادیخواه ببینیم؛ مخالفت یا موافقت آنها با دمکراسی، تجدد، مدرنیسم و این قبیل بحثها نیست، بلکه مساله این است که آنها «اسیر» این بحثها نمی شوند. این بحثها، برایشان مطرح هست؛ اما هیچ گاه «اسیر و دست بسته» نیستند. درحقیقت، از این اسارت آزادند. بر خلاف برخی متجددین امروزی که در این بحثها اسیر می شوند و نمی توانند، خودشان را آزاد کنند. علمای آزادیخواه اسیر مباحث جدید نمی شوند؛ اما پرسشهای جدید همواره، برایشان مطرح است. این هم، اختلاف دیگری است که ما می توانیم آن را ملاک قرار دهیم. امروز، برای ما تمدن غربی، پیشرفتهای غربی و حوزه تفکر غربی مطرح است، پرسشهایی هم داریم که باید جواب بدهیم، پرسشهایی را هم نسبت به آن مطرح می کنیم؛ اما هیچ گاه نباید اسیر آن مباحث، معیارها و ملاکها شویم.
مقدسین و آزادبودن از مفاهیم دایره های نامقدس
یکی از بحث های مطرح، استفاده از مفاهیم سیاسی نامانوس است، به عنوان مثال وقتی امروز، حرفی زده شود که با فضای سکولار تفاوت کند؛ با یک سلسله مفاهیم سیاسی تند مثل فاشیست، آنارشیست، فالانژ و غیره… به میدان می آیند هر چند که خودی نیست، بلکه مفاهیم جدیدی می باشد که بار معنایی جدیدی هم دارد.
هر گاه یک فرهنگ سیاسی جدید با بار ارزشی جدید با ما مخالفت کند؛ باید دقت نمود که آیا با این ملاکها و مفاهیم چه قدر می توانیم «نسبت» برقرار نماییم؟ نکته سومی که در علمای آزادیخواه وجود دارد؛ آن است که از واژه های خودی استفاده می کنند. این نکته ظریف در تنبیه الامه، مقیم و مسافر و رسایل علمای بزرگ مشروطه به چشم می خورد که آنها با اینکه از آزادی، دمکراسی و نظام مدنی بحث می کنند؛ اما به هیچ وجه اصطلاحات و فرهنگ سیاسی غرب را بکار نمی برند. برخلاف نظریه سازان غیرمقدس که زبانشان، زبان فرنگی و غربی است و در پی پیاده کردن بسیاری از مفاهیم و واژه های مغرب زمین در ایران هستند.
امروزه، نیز این می تواند، سومین ملاک برای جدایی جریان اصلاح طلبی و آزادیخواهی در ذیل تمدن اسلامی با جریان اصلاح طلبی، آزادیخواهی و جامعه مدنی در ذیل تمدن و تفکر غربی باشد. حال، ما از چه واژه هایی استفاده می کنیم؟ وقتی کمونیستها و چپ ها، بحث امپریالیسم را مطرح می کردند؛ امام خمینی(ره) به عنوان یک مصلح شیعه با استفاده از حافظه غنی فرهنگی اسلامی واژه استکبار را عنوان نمودند و از جنگ فقر و غنا صحبت کردند؛ یعنی با واژه های قرآنی و واژه هایی که از دل فرهنگ اسلامی بر آمده است؛ جامعه را مرزبندی کردند. همین بحث چپ و راست که امروز، همه حوزه های سیاسی را اسیر خود کرده و نمی توانیم از شرّ تقسیم بندی کاذب آن به درستی و سلامت راحت شویم. کوتاهی ما در این است که خود ما چیز جدیدی درست نمی کنیم. در بحثهای سیاسی، ما باید خودمان بیندیشیم و با توجه به فرهنگ سیاسی خویش واژه هایی را تبیین کنیم. علامه نایینی در تنبیه الامه و مجتهد اصفهانی در مقیم و مسافر، در طرح آزادی، اسیر واژه های فرنگی نیستند، آنها به دمکراسی، نظام مدنی و آزادی نظر دارند، می خواهند به پرسشهای جدیدی پاسخ بدهند و سوالهای جدیدی هم مطرح می کنند؛ اما مغلوب فرهنگ، فضا، جاذبه و دامنه های غرب نمی شوند و در ذیل آن تمدن هم بحث نمی کنند. با این سه ملاک مهم، می توان جریان علمای آزادیخواه را از سکولاریسم آزادیخواه جدا کرد.
طرح کشور مقدس و بنیادهای آن
اختلاف دیگری که نمود پیدا می کند در صورت مسایل مطرح شده، می باشد؟ به نظر می آید این زاویه نگرش نیز با مسایل روز ما منطبق است، یعنی بین تذکر تاریخی گذشته و امروز، سنخیت وجود دارد. هر وقت، در تاریخ ایران مقدسات مطرح شده؛ مردم برایش فداکاری کردند. سه مقطع را می توان در نظر گرفت. وقتی صفویه با شیعه پیوند خورد؛ مقدس شد، شاه این کشور هم مقدس گردید. اینکه در رساله ها و کتابهای علما در دوره صفویه یا بعد از آن شاه قداست دارد، بدین خاطر است که، خود آن کشور، مقدس می باشد. در حقیقت، شیعه برای نخستین بار، به یک حکومت مستقل رسید و برایش قداست قایل شد، برای همین هم جامعه را به خوبی رشد داد. مرتبه دیگری که می توانیم لفظ مقدس را در نظام سیاسی ببینیم؛ در مجلس است. در دوره مشروطه مجلس مقدس می گفتند. اینک، ما نظام مقدس می گوییم. شاید سومین باری که لفظ مقدس مطرح شد؛ در همین انقلاب اسلامی است. ولایت فقیه به نظام قداست داد. به همین خاطر، جنگ ما هم دفاع مقدس شد. تاریخ ایران اثبات می کند که هر بار این مقدسات کنار رفته؛ روند تاریخ تغییر نموده است، رشد کشور متوقف شده مردم هم در ادامه کناره گرفته دیگر اشتیاق و هیجان ملی از خود بروز نداده اند. در دوره صفویه، مقدسات کنار رفت؛ قاجار بر سر کار آمد. ارتباط مردم با حکومت قطع شد و فضایی از انحطاط، جامعه را فراگرفت. در مشروطه هم وقتی نهضت مقدس عدالتخانه کنار رفت؛ مجلس مقدس نیز کنار رفت و رضاخان از دل این مقدس زدایی آن بیرون آمد.
مرحوم نایینی می گوید: «می خواهیم؛ تمدن اسلامی را احیا کنیم.» پس امروز هم جامعه مدنی با نظام مشروطه قابل تطبیق است. با مقدسات کار دارند.
بحث جمهوری، ولایت و ملاک مقدس در آن
آزادی خواهان نامقدس چه می خواهند؟ همین واژه ها را بدون تقدس می خواهند. بحثی که امروز مطرح می کنند؛ یعنی «جمهوری و ولایت» در همین راستا می باشد. آنها می خواهند این دو را از یکدیگر تفکیک کنند و قداست را از آن بگیرند. تصور می کنند؛ اگر قداست را حذف نمایند؛ در این صورت مردم می مانند. این اشتباه است، زیرا اساس ارتباط قطع می شود. دیگر هیچ چیز نمی ماند. صفویه نشان داده، مشروطه، تجربه دوم است و اکنون می خواهند تجربه سوم را هم پیاده کنند. مقدس بودن، چهارمین اختلاف علمای آزادیخواه، با جریانها و دایره های غیرمقدس است. اینها می خواهند مقدسات را احیا کنند و آنها کاری با آن ندارند. حالا مشکل کجاست؟ مشکل اینها در تحلیلهایی است که نجف دارد. می گویند؛ وقتی کشور صفوی تشکیل شد؛ مشکل استقلالمان حل گردید، یک دولت شیعه در ایران مستقل بوجود آمد؛ «دولت مقدس شیعه». اگرچه، مشکل استقلال حل شد؛ اما جنگ قدرت بین طوایف آغاز گردید. با روی کار آمدن قاجارها، جنگ فرقه ای هم تمام شد؛ یعنی قزلباشها کنار رفتند و قجرها ماندند. به هر حال، استقلال ایران بدون جنگ فرقه ای مستحکم گردید و به ویژه پس از نادرشاه تنها مشکلی که باقی ماند؛ ظلم حکام
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
