اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ادبیات انقلاب اسلامی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 70
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ادبیات انقلاب اسلامی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل ادبیات انقلاب اسلامی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ادبیات انقلاب اسلامی، کیفیت تضمینشده دارد.
در این مقاله، نویسنده سعی دارد تا با تعمق در مفهوم ادب و ادبیات، به موضوع فایل پاورپوینت کامل ادبیات انقلاب اسلامی بپردازد و نقش ادبیات را بعد از انقلاب، با توجه به شکلگیری خاص آن، در محتوا و صورت اشعار و نیز در متون بررسی و تحلیل نماید.
وی در این نوشتار، به شاعران انقلابی و اشعار آنان نیز اشاراتی مختصر نموده و معتقد است؛ اشعاری که از درون انقلاب زاده شده اند، تنها به لفظ و معانی زمینی نمی پردازد و شاعر تنها برای دل خود و خوشایند عموم شعری نمی سراید، بلکه از سرودن اشعار و بیان متون ادبی، پیامی دارد که در پس آن معنا نهفته است. پس لازمه چنین معانی پربار و غنی، قوت و استحکام در صناعات لفظی و معنوی بوده که در این دوران نیز بسیار شکوفا گردیده است.
همچنین در بخش هایی از این مقاله، مؤلف به غزلیاتی نغز و پر مغز از امام(ره) اشاره نموده که در نوع خود به لحاظ شخصیت والای آن بزرگوار، درخور تأمل و تعمق بیشتر است.
در پایان نویسنده این گونه نتیجه گرفته است که فایل پاورپوینت کامل ادبیات انقلاب اسلامی، با توجه به ویژگیهای مبرهن و خاص خود، ادبیاتی است متعهد، از مردم، برای مردم و در راستای بیان مسائل مردم. بنابراین، چنین ادبیاتی نمی تواند برای تفنن و عاری از پیام و رسالت باشد، و پویایی این نوع ادبیات، آن را در خدمت تعالی انسان اجتماعی و انسان متعالی در می آورد.
تقریبا حدود بیست ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، کشور ما درگیر جنگی شد که از لحاظ طول زمان و کیفیت، کم نظیر بود. سلحشوری، جانبازی، ایثار در راه خدا و در یک کلام جهاد با مال و جان، حقایقی است که همگان آنها را با چشم دیده و با تمام وجود لمس کرده اند. پیداست که انقلابی با این کیفیت، ادبیاتی هم فراخور خود نیز خواهد داشت.
محال است ملتی با چنان سابقه ای از ادبیات و با چنین فرهنگ پربار دینی، انقلابی بدین سان عظیم بنماید و به پیروزی برساند و همچنین مقاومت تحسین برانگیزی در طول جنگ و بعد از جنگ داشته باشد، اما شعر و شعار، نثر و سرود، فرهنگ و کتابت و پیام برخاسته و تبلور یافته از آن را نداشته باشد! روشن است که از جویبار زلال این انقلاب دینی که در سراسر کشور جاری بوده است ادبیاتی با همان گستردگی و عمق و صفا و پاکیزگی، نشأت گرفته و به بار نشسته است و چنین ادبیاتی مایه تداوم انقلاب نیز شده است.
ادبیات از واژه ادب اخذ شده و به نوشته هایی اطلاق می شود که «ادبی» باشند. پس برای روشن شدن مفهوم ادبیات، می بایست معنای ادب را مشخص کرد.
پژوهشگران زبان فارسی، ادب را از دو دیدگاه مورد بررسی قرار داده اند. برخی معتقدند که ادب کلمه ای است فارسی که از ریشه «دو» یا «ادیپ»، در زبان پهلوی اخذ شده است. «دو» یا «دیپ» به معنی نوشته است و هر آنچه با آن مرتبط باشد. به طوری که واژگانی چون دبیر، دیوان، دبستان، دبیرستان و حتی دوات و شاید دفتر نیز از این ریشه باشند و دی پی (dipi) در زبان پهلوی، به معنی نوشته است.
خوب است بدانیم این مفهوم با مفهوم کلمه (Literature) در زبان انگلیسی مطابقت می کند و ادبیات به این مفهوم؛ در هر دو زبان فارسی و انگلیسی، به کلیه آثار مکتوب و حتی روایات شفاهی اطلاق می شود که در حوزه ای بسیار گسترده، تمام آثار ادبی و غیر ادبی را نیز در بر می گیرد، به طوری که بر این مبنا هر نوشته ای که محصول قلم تلقی گردد می تواند در محدوده ادبیات قابل طرح و بررسی باشد، از طرف دیگر، عده ای را عقیده بر این است که (ادب) ریشه عربی دارد و مفهوم ادبیات را باید در معنی این ریشه و در حوزه زبان عربی جست وجو کرد. بر این اساس؛ ادب به معنی تعلیم و تعلم و دارای مفهوم تربیت کردن و رام نمودن است.
چنانکه در حدیث نبوی آمده است: «أدَّبنی رَبّی فَأحْسَنَ تَأدیبی»
اما درباره مفهوم ادبیات، باید اذعان داشت که هر مکتبی از زاویه خاصی به مقوله ادبیات می نگرد و بر اساس جهان بینی و تلقی خاص خود به تبیین و تعریف آن می پردازد.
در اینجا چند تعریف از مفهوم ادبیات را که کلیت و اشتراک معنایی بیشتری دارند، ذکر می کنیم:
(الف) ادبیات آمیزه ای است از قال و حال،یعنی آمیزش و تلفیق احساس و اندیشه.
(ب) ادبیات آئینه تمام نمای روح یک ملت یا یک قوم است که مواریث ذوقی و ذخایر فکری جامعه را مشخص می کند، به طوری که از یک طرف تاریخ و فرهنگ را شامل می شود، و از طرف دیگر راهنمای تکاملی بشر است.
(ج) ادبیات مجموعه آثار مکتوبی است که بلندی افکار و تخیلات را در عالیترین و بهترین صورت نمایش می دهد.
(د) ادبیات سخنان برتری است که از حد سخنان عادی فراتر می رود و مردم نیز برای آن سخنان ارزش قائل شده و آنها را جمع آوری، تدوین و ترویج می کنند.
در ادامه باید دید ادبیات در مجموع قادر به ایفای چه فواید و نقشهای مثبتی است.
در این خصوص باید گفت: ادبیات در مرحله اول به مثابه یک مقوله هنری در تأمین نیازهای روانی و تلطیف روح انسان و به هنجار نمودن ناهنجاریهای روحی، نقش و کاربرد مهمی دارد و این عامل، خود از انگیزه هایی است که انسان را به گونه ای ناخودآگاه مجذوب ادبیات می کند و حتی اخیرا در درمان بیماران روانی از شیوه (Poemtrapy)(شعر درمانی) استفاده می شود. چون ادبیات با خصوصیت ویژه و لطافت آرام بخش خود رنج های روحی را تقلیل می دهد و خشونت های روانی را از میان برمی دارد.
خلق آثاری که در طبیعت موجود نیست، باعث آرامش و رضایت روح انسان می شود و خلاقیت نیز در عرصه ادبیات، برای تقویت مبانی روحی، موثر و کارساز است. در مرحله دوم چنان که مشاهده می شود، ادبیات بخش عظیمی از تلاش ها و کوشش های جدی بشری برای حفظ و گسترش و انتقال فرهنگ را تشکیل می دهد. فرهنگ هر مرز و بوم نه تنها توانسته است به وسیله ادبیات، بسیاری از مسائل علمی، اجتماعی، فکری، تاریخی و ذوقی خود را حفظ نماید، بلکه امکان آن را داشته تا به وسیله آثار ادبی در گسترش و تکامل خویش، نهایت استفاده را از آن ببرد. به طوری که ادبیات جزء جدایی ناپذیر فرهنگ هر ملتی به حساب می آید. در مرحله سوم باید گفت تکامل یافتن هر دانش و فنی، نیازمند ادبیات می باشد. حتی در خوشنویسی و نقاشی و فراتر از آن در علوم تجربی محض نیز، بی نیاز از ادبیات نیستیم؛ چرا که ادبیات اندیشه و تفکر را عمق می بخشد و با گسترش بینش، دیدگاههای گوناگونی را در افق دید ما می گشاید.
تاریخ علم و فرهنگ گواهی می دهد که بزرگان علوم و فنون مختلف از ذوقی ادبی و دانش های مربوط به این فن نیز، بهره مند بوده اند، به خصوص اندیشمندان و سیاستمداران موفق گذشته و امروز ما که با شناخت و علاقه مندی و همچنین با توجه به علوم و فنون ادبی و به کارگیری آنها در آثار خود، جلوه ای خاص به شخصیت خویش بخشیده اند، چنانکه مقام ادبی امام راحل (ره) و همچنین تسلط استادانه و ادیبانه مقام معظم رهبری به متون مختلف ادبی، بر صاحب نظران پوشیده نیست، و تنها از خطابه ها و مقاله های ایشان می شود استنباط کرد که ادبیات چه نقش مهمی در این مقوله داشته است.
همانگونه که با ظهور انقلاب اسلامی، ملت ما در تمامی شئون زندگی خود، با بازگشت به خویشتن خویش، به سوی سرچشمه زلال فرهنگ اسلامی روی آوردند، شاعری هم که برخاسته از درون جامعه بوده است، بنا به مقتضیات انقلاب، اشعارش را متحول ساخت. ارزش ها و معیارهای گذشته، با جایگزین شدن ارزش های اصیل اسلامی، یا به طور کلی متروک گردید و یا مفاهیم تازه ای به خود گرفت. با شروع جنگ تحمیلی و پدید آمدن انگیزه های جدید، جهشی بزرگ در ادبیات فارسی بوجود آمد.
«تأثیرپذیری شاعران از معارف و فرهنگ اسلامی، نمود صبغه ها و جلوه های اسلامی و مذهبی در عناصر و واژگان شعری به حدی است که باید گفت: دوره انقلاب از این حیث یکی از بارورترین و غنی ترین دوره های شعری است.»(۲)
بارزترین ویژگی های سبک شعر انقلاب اسلامی از لحاظ طرز سخن و ادای مقصود به قرار ذیل است:(۳)
۱ تمامی قالب های شعری گذشتگان مورد توجه شاعران انقلاب اسلامی است و با استفاده از تجربیات یک هزار و صد و چند ساله ادب فارسی، سعی گویندگان بر این است که همه زیبایی ها را چه از جهت قالب و چه از جهت محتوا در یک جا جمع کنند.
۲ شعر نو و کهن هر دو وجود دارد و هیچ گروهی بی دلیل و از روی تعصب بر شعر کهن یا نو به صرف آن که خودش یکی از آن دو را ترجیح می دهد نمی تازد.
۳ شاعر در صورت لزوم مدیحه سرایی می کند، ولی نه برای خود شخص ممدوح، بلکه به سبب روح اسلام و عقیده و شخصیت والای کسی که مورد مدح او قرار می گیرد. به همین سبب، موسوی گرمارودی خطاب به حضرت امام می سراید:
| «گر نبودی رهبر دینم خدا داند هرگز | لب نمی کردم مدیحت را به عمر خویش تر» |
| اینک اما چون مرا در دین و آیین رهبری | مدح می گویم تو را و خود بدانم مفتخر |
| می ستایم تا ستایم با تو دین خویش را | تا بدان یابم به روز حشر از آتش مفر |
| در تو من قرآن و حق را می ستایم نی تو را | و اندر آن از حد قرآنی نرفتم راست تر |
۴ شاعر نیز مانند بیشتر مردم، یک بسیجی است که در سنگر سخن، خود را در حال جهاد احساس می کند. اگر چه گاه و بیگاه تفنگ به دست می گیرد، تا در کنار دیگر رزمندگان اسلام از حریم دین خدا پاسداری کند، برّنده ترین سلاح او همان قلم و زبان است که از نیام برکشیده بر دشمن دین و انقلاب می تازد و چنین می گوید:
منافق! گر تو پنداری بدین رفتار و این شیوه
توانی راه سرخ انقلاب ما بگردانی
تو نتوانی، تو نتوانی، ره این ملت پر خشم و جوشان را، کنی سدّ
تا مسیر انقلابش را بگردانی،
که این نور فروزان، نیست از شمع و چراغی
یا ستاره، یا که نور ماه،
خورشید است و خورشید است،
و تو خفاش شرمت باد کز خورشید می ترسی
۵ صلابت سخن و استواری لفظ نیز یکی دیگر از محسنات شعر انقلاب است، بنابراین شاعران در به کار بردن قافیه ها بشدت سختگیرند و از تکرار آن بیزار، در عین حال سخن آنان روان است و سلیس.
۶ زبان شاعر و اصطلاحاتی که بکار می گیرد برای مردم مأنوس و آشناست و در عین حال عالی ترین مفاهیم فرهنگ اسلامی را در بر دارد.
۷ شاعر از رواج واژه ها و اصطلاحاتی که مهجور و دور از ذهن و یا نشانه لاابالی گری غرب و موجب تکلف خود و دیگران است، به شدت دوری می کند و می کوشد کلام امروزش هم از جهت لفظ و هم از لحاظ معنی و محتوی بهتر از سخن دیروز او باشد.
۸ شعر این دوره، از لحاظ صناعات لفظی و معنوی بی نهایت غنی و پربار است، هم طرز سخن سرایی فردوسی و فرخی و عنصری را داراست و هم شیوه کلام سعدی و مولوی و حافظ را دربرمی گیرد، به علاوه ظرافت و باریک اندیشی و نازک خیالی صائب را به یاد می آورد و سرشار از گونه های مختلف ایهام، تشبیه، تضاد، و مراعات النظیر است، بی آنکه زیاده روی یا تکلف و پیچیدگی در کار باشد.
| پی یک غمزه اشراقی چشمت بزند | گرچه صد مرحله تحصیل اشارات کنند |
(زکریا اخلاقی)
کاربرد کلمه اشارات از بار معنایی ایهامی برخوردار است، زیرا هم به اشارت های عرفانی و سلوک برمی گردد و هم به اشارات، که نام کتاب بوعلی سیناست.
| راوی بگو به کودک ما قصه ای درست | زان سروها که بر لب جوی وفا شکست |
قادر طهماسبی (فرید)
شکست سروهای لب جوی وفا، تشبیهی است برای مردم.
سروها: مردم (مشبه)؛ شکست: شهید شده، مجروح شده (مشبه به)؛ سبزی و راست قامتی: سرو قامتان جاودانه؛
تاریخ از جهت ایمان و اعتقاد به اسلام و انقلاب (وجه شبه)؛ ادات تشبیه: مثل، مانند، چون و… که حذف شده است.
| اختر روشنی بخش شب های اندوه و ظلمت | شوق بیداری آفتاب از سراپرده خواب |
(سلمان هراتی)
بین کلمات شوق و اندوه، بیداری و خواب، تضاد به کار رفته است.
بین کلمات اختر، روشنی و آفتاب، مراعات النظیر به کار رفته است.
۹ قصیده به وسیله افرادی نظیر «حمید» و «اوستا» و «جذبه» و دیگر شاعران شور و حالی خاص یافته است و از نظر تعداد ابیات، قصاید بلندی (نظیر سروده های محمد علی مردانی) که بی سابقه می باشد، ساخته شده است.
۱۰ اقتباس از قرآن نیز، چون مزین به آیات الهی است، از عظمتی خاص برخوردار است. اینک نمونه ای از آن:
| «رزمنده مسلمان، آن شیر دشت و صحرا | بر کوه و رود و جلگه، بر صحن آب دریا |
| در هر شفق نویسد، تفسیر سرخ گلگون | بر حرف حرف قولِ: «وَالْعادیاتِ ضَبْحا» |
| در اوج آتش عشق، با قهر آتش خشم | فریاد آتشینش، درگیر و دار غوغا |
| آتش زند به خیل دشمن زهر کرانه | ان سان که گفته قرآن: «فَالْموریات قَدْحا» |
۱۱ رباعی فراوان است، ولی در آن، سخن از پوچی و بی اعتباری دنیا و یا از مستی آب انگور نیست، بلکه سخن از جاودانگی و حیات و ثبت لحظات تاریخ است، اینک نمونه ای از آن:
| «با هرچه دهان زخم در تن می گفت | از راز عروج خویش با من می گفت |
| آن روز لبان بسته چشمانش | با من سخن از چگونه رفتن می گفت» |
(قیصر امین پور)
۱۲ غزل از محدوده شناخت شده خود می گذرد و با حماسه در هم می آمیزد و از آن گذشته با ناشناخته ای فراتر از مرز اندیشه همراه می شود، لذا هم عاشقانه است، و هم عارفانه، هم حماسی، هم سیاسی، هم اجتماعی و هم تعلیمی.
| اذان عشق به بام ستاره می خواند | کسی که سوره خون در شراره می خواند |
| تو در کجای جهانی، بزرگ بی آغاز | که میر عشق تو را بهر چاره می خواند |
۱۳ بیشتر شعرای این طرز سخن، از تکبر و فخر فروشی بیزارند و برای خودسازی و صفای بیشتر در تلاش. آنان بر این عقیده اند که کارشان در دستگاه عظیم آفرینش، برای همیشه ثبت و ضبط است.
۱۴ زنان شاعره در انقلاب اسلامی با عشقی عمیق به اسلام و انقلاب، سخن می گویند،
مانند:
| به خون گر کِشی خاک من دشمن من | بجوشد گل اندر گل از گلشن من |
| تنم گر بسوزی، به تیرم بدوزی | جدا سازی ای خصم، سر از تن من |
(سپیده کاشانی)
۱۵ در فایل پاورپوینت کامل ادبیات انقلاب اسلامی، کلام جوانان از حکمت پیرانه برخوردار است. ترجیع بند زیبای زیر از «افشین علاء» که هنگام سرودن آن هنوز هجده بهار از عمرش نگذشته بود، به خوبی بیانگر آن است که چه خوب حضرت امام(ره) را شناخته است.
«قطره و اقیانوس»
| دیدنش فتنه ها به دل می کرد | صورتش ماه را خجل می کرد |
| گر که می دید روی او بی شک | گل سرش را به زیر گِل می کرد |
| آفتابی که در نگاهش بود | چشم خورشید را کِسل می کرد |
| گریه با خنده، اشک با فریاد | با نگاهش مرا دودل می کرد |
| او چو خورشید بود و من فانوس | حالت قطره بود و اقیانوس |
۱۶ شاعر وقتی از بزرگان دین یاد می کند، حریم آنان را نگر می دارد، لذا در مرثیه شعری نمی سراید که با روح اسلام و عظمت مقام معصوم منافات داشته باشد، سخنی نمی گوید که دون شأن رفیع آن بزرگان باشد و از بی کسی و ذلت حکایت کند، بلکه چیزی را می گوید، که باید گفت و مرثیه را با حق گویی به صورت حماسه ای جاودانه در می آرود. مانند این شعر:
| آنچه در سوگ تو ای پاک تر از پاک گذشت | نتوان گفت که هر لحظه چه غمناک گذشت |
| چشم تاریخ در آن حادثه تلخ چه دید | که زمان، مویه کنان از گذر خاک گذشت |
| سر خورشید بر آن نیزه خونین می گفت: | که چها بر سر آن پیکر صد چاک گذشت |
| جلوه روح خدا در افق خون تو دید | آن که با پای دل از قله ادراک گذشت |
| مرگ، هرگز به حریم حرمت راه نیافت | هر کجا دید نشانی ز تو چالاک گذشت |
۱۷ شاعر، روح انقلاب را به خوبی درک کرده است و می داند چرا در مقابل تجاوز باید پایداری کرد و حیات واقعی را چه پایگاهی است، لذا می گوید:
| بیار مرکب بی زین و جوشن بی پشت | که مرد نیست که از کارزار برگردد |
| ازین مدافعه بی فتح برنمی گردیم | اگرچه مرکب ما بی سوار برگردد |
(فرید اصفهانی)
۱۸ اگر حافظ با مأنوس بودن با قرآن و نماز شب، سخنش تلفیقی است از کلام سعدی و مولوی، و ناشناخته ای از ظرافت های دنیای ادب، شاعران سحرخیز و شب زنده دار سلاح به دست انقلاب اسلامی نیز، همان راه را می پیمایند.
۱۹ در شعر انقلاب اسلامی، حماسه، جایگاه خود را داراست، با این تفاوت که در اینجا؛ از کاه، کوهی ساخته نمی شود بلکه؛ سخن شاعر تجسم واقعیتی است که کلام و قلم از بیان آن عاجز است و این حقیقت تاریخی نه سینه به سینه به او رسیده و نه ساخته و پرداخته خیال اوست، بلکه از واقعیتی سخن به میان می آورد که در زمان حیات وی اتفاق افتاده و احتمالاً به چشم خویش شاهد آن بوده است و آنچه می گوید، از ژرفای درونش برخاسته است.
۲۰ شاعر برای گروهی خاص و به منظور دست یافتن به دیگدان نقره و ظروف طلا شعر نمی گوید، چرا که چنین اهداف ناچیزی، از همتی ناچیز ناشی می شود. شاعر از چیزی سخن می گوید که مردم زمانش شیفته آن هستند.از این جهت، جامعه سحر بیان شاعر را در تجسم واقعیت های عینی زمان تحسین می کند و چون بلندای همت شاعر مافوق زمان و مکان است و به وسعت فرهنگ اسلامی کرانه ناپیداست، عظمت شعر او نیز چونان اسلام فراتر از مرز زمان و مکان است.
۲۱ تنوع شعر نیز از ویژگی های دیگر این سبک است و سروده های انقلابی گفته شده در تاریخ ادبیات ما نیز، بی سابقه است.
۲۲ واژگان در سبک شعر انقلاب اسلامی، دارای مفاهیم معنوی و بار فرهنگی خاصی هستند که از ژرفای اسلام ناب محمدی ( صلی الله علیه و آله وسلم ) و تشیع سرخ علوی ( علیهاالسلام ) سرچشمه می گیرد، همین طور است اصطلاحات و حتی استعاره ها و کنایه ها. به عنوان مثال:
| «لحظه معراجتان آغاز شد تا باز شد | با سرانگشت شهادت پای گردون تازتان |
| این نشیمن کرده در بزم «ملیک مقتدر» | بر شما باد مبارک مسند اعجازتان» |
(حمید سبزواری)
۲۳ شاعر در سایه بید و کنار گل و سبزه و مست از آب انگور و یا خمار افیون، به سرودن شعر نمی پردازد:
| آنکه خود مست شراب است و خمار افیون | چه اثر در سخنش یافت تواند هشیار |
بلکه زیر رگبار آتش دشمن و در کنار پیکر زخمی یا بیجان همسنگران خویش شعر می سراید و تاریخ را ثبت می کند، بنابراین هم فضای شعر او فضایی متفاوت است، و هم سخنش تا اعماق روح آدمی اثر می کند، زیرا «سخن کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند»
۲۴ در هیچ دوره ای از ادوار تاریخ ادبیات فارسی، جوانان مؤمن و متدین و خودساخته به این اندازه به شعر روی نیاورده اند، جالب توجه این که همه این جوانان، طرفدار انقلاب و فدایی آن هستند و به دور از تنگ چشمی و حسادت، در فکر اصلاح خود و دیگرانند.
۲۵ شاعران انقلاب اسلامی، برای خدا از نظام جمهوری اسلامی خویش دفاع می کنند و زمامداران نیز مشوق صادق استعدادهایند. در طول تاریخ بشر، تا این لحظه چنین پیوندی، صادقانه بین حکومت و شاعران وجود نداشته است و این تعداد شعر خوانی ها و کنگره های ادبی را تاریخ جهان سراغ ندارد.
یکی از ویژگی های بارز ادبیات انقلاب، بروز معانی جدید در قالب های کهن و نیز ظهور واژگان بدیع در زبان جدید است. یعنی بهره گیری از سنت دیرین ادبیات به نحو خلاق، و همچنین آفرینش معانی تازه در همان قالب ها. علت موفقیت این زبان آزمایی و کارآمدی سنتی ادبیات در ترکیب های جدید، بیش از هر علتی، در اثر زنده بودن مضامین ادبی و حضور فعال و کاربردی در آثار است، به عبارت دیگر، شاعر و ادیب امروز نه تنها نیازمند اسطوره و روایت تاریخی ادب خویش نیست، بلکه حتی متعالی ترین مضامین ادب عاشورایی خویش را به گونه ای حاضر و زنده مشاهده می کند و خود نیز در متن حادثه قرار دارد و بنابراین، پیش از آن که بخواهد با استعاره و کنایه و به زبان نمادین احساس خویش را با مضمون و اسوه ادب پیوند زند، همان واقعیت را تصویر می کند، گویا نمادها را تجسم بخشیده و مضمون ها را در عرصه بیرونی اثر خویش حاضر ساخته است. در زیر نمونه هایی از واژگان و ترکیبهای جدیدی را که غالبا نماینده واقع گرایی و مردمی بودن فایل پاورپوینت کامل ادبیات انقلاب اسلامی است و قبلاً کاربرد اندکی داشته و یا به کلی مهجور بوده اند، ذکر می کنیم:
ترکیباتی چون؛ عطر تکبیر، سجاده گلبرگ، نماز یاران، جام أکملت لکم، دست جبرئیل، سوره سوگ، عطش مزرعه، تاوان عشق، گل آفتاب… و واژگانی چون: بسیج، لاله، عطر، نسیم، زلال، ستاره، آئینه، شهادت، تشهد، سلام، سنگر، کویر، شقایق، زمزم، خاک، تشنه، دریا و… مثلاً در شیوه سخنوری حضرت امام، گاه با واژگان و ترکیباتی مواجه می شویم که پیش از آن سابقه نداشته و یا اندک بوده است. برای نمونه با واژه ها و ترکیبات: خم خم، دک، مندک و… آشنا می شویم و این نشان دهنده آن است که در پدید آوردن این واژگان نه تنها تصنعی در کار نبوده، بلکه بارقه روانی و سادگی از ظاهر کلمات به خوبی نمایان است:
پیوسته خطاب لن ترانی شنوی فانی شو تا خود از تو منفک نکند(۵)
بگذار چراغ، صبح گردیدخورشید جهان مدار آمد(۶)
خرقه درویش همچون تاج شاهنشاهی استتاجدار و خرقه دار از رنگ و بو افتاده نیست(۷)
عاقلان از سرّ سودایی ما بی خبرندما ز بیهودگی هوشوران بی خبریم(۸)
| تاری ز زلف خم خم خود در رهم بنه | فارغ ز علم و مسجد و درس و نماز کن(۴) |
ورود واژگان عربی و رواج آن در زبان فارسی، از ویژگی های سبک عراقی به شمار می رود و بی شک سروده های حضرت امام نیز مشمول این قاعده است و ما در شعر معظم له ترکیباتی از قبیل دارالجنون، رب الارباب و… و لغاتی همچون جیش، طیر، نمله و… را می بینیم که ذیلاً به ابیاتی در این باره اشاره می شود:
دار السلام روی سلامت نشان ندادبگذشت جان از آن و به دارالعجب رسید(۱۰)
همه خوبان بر زیباییت ای مایه حسنفی المثل در بر دریای خروشان چو خس است(۱۱)
به می برند راه عقل را از خانقاه دل که این دارالجنون هرگز نباشد جای عاقل ها(۱۲)
چشم تو و خورشید جهان تاب کجایاد رخ دلدار و دل خواب کجا
با این تن خاکی ملکوتی نشویای دوست تراب و رب الارباب کجا(۱۳)
حاش للّه که جز این ره ره دیگر پویم عشق روی تو، سرشته به گل و آب من است(۱۴)
پاره کن سبحه و بشکن در این دیر خوابگر که خواهی شوی آگاه ز سرالاسرار(۱۵)
ذره ای نیست به عالم که در آن عشقی نیستبارک اللّه که کران تا به کران حاکم اوست(۱۶)
الا یا ایهاالساقی برون بر حسرت دلهاکه جامت حل نماید یکسره اسرار مشکل ها(۱۷)
در جرگه طیر آسمانمدر حلقه نمله زمینم(۱۸)
| بساط چون تو سلیمان و کلبه درویش | نعوذ باللّه گویی
راهنمای خرید:
|
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری