خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل وحدت وجود آیت الله خمینی و ولایت فقیه به منزله خویشتن شناسی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل وحدت وجود آیت الله خمینی و ولایت فقیه به منزله خویشتن شناسی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تجلی و ظهور اسماء مستاثره از دیدگاه امام خمینی(س)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تجلی و ظهور اسماء مستاثره از دیدگاه امام خمینی(س) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
59دقیقه
40ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل لقاءالله از دیدگاه روح الله

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 47

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل لقاءالله از دیدگاه روح الله؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل لقاءالله از دیدگاه روح الله با 115 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل لقاءالله از دیدگاه روح الله:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل لقاءالله از دیدگاه روح الله به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل لقاءالله از دیدگاه روح الله با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل لقاءالله از دیدگاه روح الله تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل لقاءالله از دیدگاه روح الله را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل لقاءالله از دیدگاه روح الله :

مقدمه

ده سال بدون آن یار سپری شد، ده بهار بی گل رویش طی، و ده فصل هجران بدون آن عزیز گذشت و چه سخت و جانگاه و با رفتنش گلستانمان خراب شد.

چون که گل بگذشت و گلشن شد خراب بوی گل را از که یابیم از گلاب چون که شداز پیش دیده وصل یار نایبی باید از اومان یادگار (۱)

سرانجام در طلیعه سال ۱۳۷۸ ه. ق; که مصادف با یکصدمین سال ولادت حضرت امام خمینی; بود، شمیم عطراگین یادش از زبان شاگرد خلف و صالحش، رهبر معظم انقلاب، حضرت آیه الله خامنه ای – مدظله العالی – جانی دوباره به گلستان افسرده زندگی مان بخشید و امسال به نام «امام خمینی;» مزین گشت.

رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی شان خطاب به ملت بزرگ ایران فرمودند: «از مهم ترین خصوصیات امسال این است که مصادف با صدمین سال ولادت امام بزرگوار ماست. به همین مناسبت، جا دارد این سال را «سال امام خمینی » بدانیم و بنامیم… و فقط هم نامیدن و عنوان کافی نیست، باید – ان شاءالله – همه سعی کنند شخصیت امام خمینی را با همان ابعاد عظیم، به درستی شناسایی کنند… سال امام خمینی یعنی ما این خصوصیات را در خودمان زنده کنیم.»

در جایی دگیر فرمودند: «من تمسک به راه و معنویت امام بزرگوارمان را، که امسال سال آن بزرگوار است، برای کشور از واجب ترین واجبات می دانم »این مقال در صدد است در روی بر آن شدیم حد تو، با طرح موضوع «لقاءالله » از دیدگاه حضرت امام; در شناسایی ابعاد ناشناخته آن بار سفرکرده گامی بردارد تا مقدمه ای باشد بر تمسک به راه معنویت آن عزیز.

لقاءالله یکی از موضوعات و مطالب مهمی است که قره عین العارفین بوده، با این حال، کم تر به آن پرداخته شده است. لقاءالله را متاسفانه بیش تر مردم منکرند; «ان کثیر آمن الناس بلقاء ربهم لکافرون » (روم: ۸); همان لقایی که منکر آن به حکم قرآن، جز زیان کاران است; «قد حنیر الذین کذبوا بلقاءالله » (انعام: ۳۱) و در عذاب خواهد بود; «و اما الذین کفروا و کذبوا بآیاتنا و لقاء الآخره فاولئک فی العذاب محضرون.» (روم:۱۶) اما غایت خلقت و اوج مقام انسانیت و مقصد او معرفی شده است: «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه.» (انشقاق:۶)

حضرت امام خمینی; در ضمن شرح حدیث ۲۸ از کتاب ارزشمند چهل حدیث، با بیانی زیبا و شیوا، اما به اجمال و اختصار به شرح این مهم پرداخته اند. اما از آن جا که این شرح در نهایت اختصار و همراه با برخی اصطلاحات می باشد، در این نوشتار سعی شده است با توضیح این اصطلاحات تا حدی پرده از چهره دلگشای «لقاءالله » برداشته و سال امام خمینی; ارج نهاده شود.

لقاءالله و کیفیت آن

یا به کنایه و اشاره (۳) بدان پرداخته و این مختصر گنجایش تفصیل و ذکر آن هارا ندارد. (۴)

بعضی از علما و مفسران بکلی سد طریق لقاءالله نموده و مشاهدات عینیه (۵) و تجلیات ذاتیه (۶) و اسمائیه (۷) انکار کرده اند به گمان آن که ذات مقدس (۸) را تنزیه کنند. اینان تمام آیات و اخبار لقاءالله را بر لقای یوم آخرت و لقای جزا و ثواب و عقاب حمل نموده اند. این حمل اگرچه نسبت به مطلق لقا بر حسب بعض آیات و اخبار بعید نیست، ولی با توجه به بعض ادعیه معتبر (۹) و روایات در کتب معتمد وبعض روایات مشهور، که علمای بزرگ به آن ها استشهاد کرده اند (۱۰) ، حمل با رد بعیدی است.

باید دانست مقصود آنان که راهی برای لقاءالله و مشاهده جمال و جلال حق باز گذاشته اند این نیست که اکتناه (۱۱) ذات مقدس جایزاست یا در علم حضوری و مشاهده عینی روحانی احاطه بر آن ذات محیط علی الاطلاق ممکن است، بلکه امتناع اکتناه در علم کلی و به قدم تفکر (۱۲) و احاطه در عرفان شهودی و قدم بصیرت (۱۳) از امور برهانی و مورد اتفاق جمیع عقلا و ارباب معارف و قلوب است.

آن ها که مدعی این مقام هستند، می گویند: پس از تقوای تام تمام (۱۴) و اعراض کلی قلب از جمیع عوالم (۱۵) و رفض نشاتین (۱۶) و قدم نهادن بر فرق انیت و انانیت (۱۷) و توجه کامل و اقبال کلی به حق و اسما و صفات آن ذات مقدس و مستغرق عشق و حب ذات مقدس شدن (۱۸) ریاضت های قلبی کشیدن، برای سالک صفای قلبی پیدا می شود که مورد تجلیات اسما و صفات واقع گردد و حجاب های (۱۹) غلیظی که بین عبد و اسما و صفات است، خرق می شود و در اسما و صفات فانی می گردد و متعلق به عز قدس و جلال شده، تدلی تام ذاتی (۲۰) پیدا می کند. در این حال، بین روح مقدس سالک و حق، حجابی جز اسما و صفات نیست.

از برای بعضی از ارباب سلوک ممکن است حجاب نوری اسمایی و صفاتی نیز خرق گردد و به تجلیات ذاتی غیبی نایل شوند و خود را متعلق و متدلی به ذات مقدی ببیند و در این مشاهده، احاطه قیومی حق و فنای ذاتی خود را شهود کنند (۲۱) و بالعیان، وجود خود و جمیع موجودات را ضل حق ببینند. و چنانچه برهانا بین حق و مخلوق اول، که مجرد از جمیع مواد و علایق است، حجابی نیست – بلکه برای مجردات مطلقا حجاب نیست برهانا – این قلبی که در سعه و احاطه هم افق با موجودات مجرد شده، بلکه قدم بر فرق آن ها گذاشته، (۲۲) حجابی نخواهد داشت. (۲۳)

در حدیث شریف کافی و توحید آمده است: ان روح المؤمن لاشد اتصالا بروح الله من اتصال شعاع الشمش بها.» (۲۴) در مناجات شعبانیه هم، که مقبول علماست (۲۵) و خود نیز شهادت می دهد که از کلمات آن بزرگواران است، (۲۶) عرض می کند:

«الهی هب فی کمال الانقطاع الیک و انز ابصار قلبنا بضیاء نظرها الیک حتی تحزق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بجز قدسک، الهی واجعلنی ممن نادنیه فاجابک و لاحظلته فصعق لجلالک فنا جثیه سرا و عمل لک جهرا.» (۲۷)

در کتاب شریف الهی، در حکایات معراج رسول اکرم; می فرماید: «ثم دنی فتدلی فکان قاب قوسین او اذنی » (نجم:۷ – ۸) (۲۸) و این مشاهده حضوریه فناییه منافات با برهان بر عدم اکتناه و احاطه (۲۹) و اخبار و آیات منزه ندارد، بلکه مؤید و مؤکد آن هاست.

با وجود این، حمل های بعید با رد چه لزومی دارد؟ آیا فرمایش حضرت امیر(ع)را که می فرماید: «فهبنی یا الهی و سیدی و مولای و ربی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک » (۳۰) و آن سوز و گدازهای اولیا را می توان به حور و قصود حمل کرد؟ آیا سخن آنان را که می فرمودند: ما حق را برای خوف از جهنم یا شوق بهشت عبادت نمی کنیم، بلکه چون احرار، او را به اخلاق می پرستیم. (۳۱) می توان به فراق از بهشت و ماکولات و مشتهیات آن حمل کرد به هیهات که این سخنی ست بس ناهنجار و حملی است ناپسند!

آیا آن تجلیات جمال حق را در شب معراج و آن محفلی که احدی از موجودات را در آن راه نبود و جبرئیل، امین وحی، نیز معرم آن اسرار نبود، (۳۲) می توان گفت ارائه بهشت و قصرهای مشید آن بوده است؟ آیا تجلیاتی را که در ادعیه معتبر برای انبیا: ذکر شده از قبیل نعم و ماکولات و مشروبات یا باغات و قصرهاست؟

افسوس که ما بیچاره های گرفتار حجاب ظلمانی طبیعت و بسته های زنجیرهای آمال و امانی جز مطعومات و مشروبات و منکوحات و امثال این ها چیزی نمی فهمیم و اگر صاحب نظری یا صاحب دلی بخواهد پرده از این حجب بردارد جز حمل بر غلط و خطا نمی کنیم! تا در چاه ظلمانی عالم ملک مسجونیم، از معارف مشاهدات اصحاب آن چیزی ادراک نمی نماییم.

ولی اولیا را به خود قیاس نباید کرد و قلوب انبیا و اهل معارف را مثل قلوب شود نباید پنداشت. دل های ما غبار توجه به دنیا ومشتهیات آن را دارد و آلودگی و انغمار در شهوات نمی گذارد مرآت تجلیات (۳۳) حق شود و مورد جلوه معبوب قرار گیرد، ولی طبیعی است که با این خودبینی ها و خودخواهی ها و خودپرستی ها، از تجلیات حق تعالی و جمال و جلال او چیزی نفهمیم، بلکه حتی کلمات اولیا و اهل معرفت نیز را تکذیب کنیم. و اگر در ظاهر نیز تکذیب نکنیم، در قلب آن ها را انکار نماییم و اگر راهی برای تکذیب نداشته باشیم – مثل آن که به پیغمبر یا ائمه اطهار: قایل باشیم – باب تاویل و توجیه و «ما رایت شیئا الا ورایت الله معه و قبله و فیه » (۳۵) را حمل بر رؤیت آثار کنیم; «لم اعبد ربا لم اره » (۳۶) را به علم به مفاهیم کلی مثل علوم خود حمل نماییم;آیات لقاءالله را به لقای روز جزا محمول داریم; «لی مع حاله » (۳۷) را به حالت رقت قلب تفسیر کنیم; «و ارزقنی النظر الی وجهک الکریم (۳۸) »و آن همه سوز و گدازهای اولیا را از درد فراق، دوری از حورالعین و سیور بهشتی بدانیم و این نیست جز این که چون ما مرد این میدان نیستیم و جز حظ حیوانی و جسمانی چیز دیگری نمی فهمیم، همه معارف را منکر می شویم. (۳۹)

از همه بدبختی ها بدتر این انکار است که باب جمیع معارف را بر ما مفسر می نماید و ما را از طلب باز می دارد و به حد حیوانیت و بهیمیت قانع می کند و از عوالم غیب و انوار الهیه ما را محروم می سازد ما بیچاره ها، که از مشاهدات و تجلیات بکلی محروم ایم، از ایمان به این معانی هم، که خود یک درجه از کمال نفسانی می باشد و ممکن است ما را به جایی برساند، دوریم; از مرتبه علم، که شاید بذر مشاهدات شود، نیز فرار می کنیم و چشم و گوش خود را می بندیم و پنبه غفلت در گوش ها می گذاریم که مبادا حرف حق در آن وارد شود.

اگر یکی از حقایق را از لسان عارف شوریده با سالک دل سوخته یا حکیم متاله بشنویم، چون سامعه مان تاب شنیدن آن ندارد و حب نفس مانع می شود از این که به قصور خود حمل کنیم، فورا او را مورد همه طور لعن و طعن و تکفیر و تفسیقی قرار می دهیم و از هیچ غیبت و تهمتی نسبت به او فروگذار نمی کنیم; (۴۰) کتاب وقف می کنیم و شرط استفاده از آن را روزی صد مرتبه لعن مرحوم ملا محسن فیض قرارمی دهیم; جناب صدرالمتالهین را، که سرآمد علمای توحید است، زندیق می خوانیم و از هیچ گونه توهینی درباره او دریغ نمی کنیم، در حالی که از تمام کتاب های آن بزرگوار مختصر میلی به مسلک تصرف ظاهر نمی شود، بلکه کتاب کسر اصنام الجاهلیه فی الرد علی الصوفیه (۴۱) می نویسیم و او را صوفی بجت (۴۲) می خوانیم; کسانی را که معلوم الحال اند و به لسان خدا و رسول او(ص) ملحون اندمی گذاریم، کسی را که با صدای رسا داد ایمان به خدا و رسول و ائمه هدی: در می دهد لعن می کنیم. (۴۳)

شیخ عارف ما – روحی فداه – می فرمود: هیچ وقت لعن شخصی نکنید، گرچه به کافری ندانید از این عالم چگونه منتقل شده، مگر آن که ولی معصومی از حال پس از مرگ او اطلاع دهد; زیرا ممکن است در وقت مردم، مؤمن شده باشد.

یکی دارای چنین نفس قدسیه ای است که راضی نمی شود به کسی که در ظاهر، کافر مرده است توهین شود به احتمال آن که شاید در دم مردن مؤمن شده باشد، یکی هم مثل ماست و الی الله المشتکی (۴۴) که واعظ شهر با آن که اهل علم و فضل است، در بالای منبر، در محضرعلما و فضلا می گفت: «فلان با آن که حکیم بود، قرآن هم می خواند!» (۴۵) این به آن ماند که گوییم: فلانی با آن که پیغمبر بود، اعتقاد به مبداو معاد هم داشت.

علمی که ایمان نیاورد حجاب اکبر است، ولی با وجود این، تا ورود در حجاب نباشد فرق آن نشود. علوم بذر مشاهدات است، گرچه ممکن است گاهی بی حجاب اصطلاحات و علوم به مقاماتی رسید. ولی این از غیر طریق عادی و سنت طبیعی است و نادر اتفاق می افتد.

پس طریقه خداخواهی و خداجویی آن است که انسان ابتدا وقتش را صرف مذاکره حق کند و علم بالله و اسما و صفات آن ذات مقدس را از راه معمولی آن در خدمت مشایخ آن علم تحصیل نماید. (۴۶) پس از آن به ریاضات علمی و عملی معارف را وارد قلب کند که البته از آن نتیجه حاصل خواهد شد.

و اگر اهل اصطلاحات نیست، از تذکر محبوب و اشتغال قلب و حال به آن ذات مقدس نتیجه حاصل تواند کرد.

البته این اشتغال قلبی و توجه باطنی اسباب هدایت او می شود و حق تعالی از او دست گیری می فرماید و پرده ای از حجاب های او بالا می رود، و از این انکارهای عامیانه قدری تنزل می کند و شاید با عنایات خاص حضرت حق تعالی راهی به معارف (۴۷) پیدا نماید. انه ولی النعم.

حسن ختام این گفتار را غزلی از آن یار عاشق عارف و سالک و اصل بلقاءالله قرار می دهیم:

هوای وصال

در پیچ و تاب گیسوی دلبر ترانه است دل برده فدایی هر شاخ شانه است جان در هوای دیدن رخسار ماه توست در مسجد و کنیسه نشستن بهانه است در صید عارفان و ز هستی رمیدگان زلفت چو دام و خال لبت همچو دانه است اندر وصال روی تو ای شمس تابناک، اشکم چو سیل جانب دریا روانه است در کوی دوست فصل جوانی به سر رسید باید چه کرد، این همه جود زمانه است امواج حسن دوست چو دریای بی کران این مست تشنه کام غمش در کرانه است می خانه در هوای وصالش طرب کنان مطرب به رقص و شادی و چنگ و چغانه است (۴۸)

۱- جلال الدین محمد مولوی، مثنوی معنوی، ج ۱، ص ۴۳

۲ – آیاتی که موضوع لقاءالله را با صراحت از ماده «لقی » مطرح نموده اند، «لقاءالله »۳ مرتبه، «لقاء ربهم »۶ مرتبه، «لقائنا» ۴ مرتبه، «لقائه »۳ مرتبه، «صلا قوالله و صلا قوا ربهم »۳ مرتبه و سملاقیه » ۱ مرتبه ذکر کرده اند. اما روایات در این خصوص و با این ماده (لقی) فراوان است که فقط در فهرست بحارالانوار بیش از ۱۷۰ مورد به چشم می خورد.

۳ – آن ها که این موضوع را با کنایه و اشاره بیان نموده اند، چه در آیات و چه در روایات بیش از این هاست; مثلا، در قرآن کریم از ماده «رجع » بیش از ۷۰ مورد مطرح شد به اضافه آیه ۱۸ غافر، ۲۴ القامه،۲۳ الرعد،۳۹ – ۴۰ الروم، ۴۵ الاحزاب و…

۴ – برای تفصیل بیش تر، ر. ک. به: حاج میرزا جواد تبریزی برساله لقاءالله.

۵- منظور دیدن تجلیات ذاتی و صفاتی و افعالی حضرت حق است که آن ها را با حقیقت ایمان باید دید، نه با دیده سرکه در عرفان نظری از آن بحث و در عرفان عملی بالعیان مشاهده می شود.

آنچه عاشق کند تماشایش ای برادر به دیده سر نیست

۶- تجلیات ذاتی به نظر حضرت امام; عبارت است از این که حضرت حق با اسمای ذات بر سالک تجلی کند و این تجلیات وقتی است که سالک به مقدم معرفت به مرحله فنای ذاتی رسیده باشد. (امام خمینی، آداب الصلاه، ص ۲۹۵)

۷ – تجلیات اسمائیه (صفاتیه) به نظر حضرت امام; بر سالک زمانی است که سالک با قدم معرفت به مرحله فنای صفاتی رسیده باشد که در این صورت، تجلیات حضرت حق بر او تجلیات صفاتیه نامیده می شود. (آداب الصلاه، ص ۲۵۹)

۸ – بهترین توجیهی که برای منکران لقاءالله می توان ذکر کرد همین احتمال تنزیه است که آن ها می خواهند خداوند تبارک و تعالی را از ماده و مادیات منزه و مبرا بدانند، لذا، لقاءالله را، که به گمان باطلشان به معنای دیدن با چشم سراست، انکار می کنند تا خداوند را مجرد از ماده بدانند و به اعتقادشان به توجید رهنمون باشند، در حالی که غافل اند از این که منظور از «لقاءالله » دیدن با چشم دل و با نور ایمان است که از حضرت امیرالموحدین، علی(ع) سؤال شد: آیا خدایی را که عبادت می کنی دیده ای؟ فرمود: من کسی نیستم که خدای نادیده را عبادت کنم. پرسیدند: خدای را چگونه دیده ای؟ حضرت فرمود: وای بر تو، خدای را با چشم سر نمی توان دید، بلکه با چشم دل باید زیارت کرد و با ایمان واقعی به وصالش نایل آمد. این حدیث با اندکی تفاوت نیز از آن حضرت و از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده است. (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۴، ص ۲۶،۲۷، ۳۲،۳۳، ۴۴)

۹ – دعاها در این زمینه فراوان است. به ذکر چند نمونه از آن بسنده می شود:

«الهی… لا تحجب مشتاقیک عن النظر الی رؤیتک »; خدایا مشتاقانت را از دیدار جمالت محروم مفرما. حاج شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، مناجات الخائفین، ص ۲۱۸)«و لقائک قره عینی… و رؤیتک حاجتی »; خدایا لقا تو روشنی چشم من است و دیدن جمالت آرزویم. همان، مناجات المریدین، ص ۲۲۵)«و لو عتی لا یطفیها الا لقائک »; خدایا، آتش عشقم را جز ملاقات تو خاموش نمی کند. همان، مناجات المفتقدین، ص ۲۲۸)

۱۰ – محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۲۶۰، ج ۸ / رساله لقاءالله، ص ۵ به بعد

۱۱ – پی بردن به کنه و حقیقت شی ء

۱۲ – یکی از براهین مورد اتفاق برهان علت و معلول است; با این بیان که ما سوی الله همه معلول اند و معلول همیشه به مقدار سعه وجودی اش قادر است علتش را ببیند و بشناسد و بشناساند و درست به همین دلیل گفته اند: علم پیدا کردن به علت از طریق علم به معلول ناقص است; چون به همان اندازه که معلول قادر بوده علت را نشان دهد، علت معرفی شده است، نه بیش تر و نه به طور مطلق. لذاست که: «لا یحیطونه به علما»; هیچ کس قادر نیست احاطه علمی بر خداوند پیدا کند (طه: ۱۱۰)، بلکه «لا یحیطون بشی ء من علمه »; حتی قادر نیستند به ذره ای از علم خدا احاطه پیدا کنند (البقره: ۲۵۵); به دلیل این که به قول پیامبر اکرم(ص)، «احتجب عن العقول »; از فهم عقول بالاتر است و عقل ها از فم او در حجاب اند; همان گونه که حضرت علی(ع) فرمودند: «لا یدرکه بعد الهمم »; افکار بلند ژرف اندیش کنه ذاتش را درک نمی کنند. (نهج البلاغه، ج ۱) امام باقر(ع) این حقیقت را با بیانی تمثیلی، این گونه تبیین نمودند: هر معنا و تصوری که از خدا در ذهنتان تصور کنید، حتی اگر با دقیق ترین نگرش ها باشد، باز هم مخلوق شماست، نه این که حقیقتا خدا باشد. شاید مورچه خیال می کند برای خدا باید در شاخک باشد; چون این را کمال خودش می داند و خیال می کند نبودش نقصی است، در حالی که خدا از آن منزه است. این چنین است شناخت عقلا از خداوند سبحان (شیخ بهائی، اربعین، حدیث دوم، ص ۵۱۰)

گفتم همه ملک حسن سرمایه توست خورشید فلک چو ذره در سایه توست گفتا غلطی ز ما نشان نتوان یافت از ما تو هر آنچه دیده ای پایه توست

و به قول مولوی:

هست آن پندار او زیرا به راه

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.