اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 59
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب شامل 54 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب :
پاسخ به پرسش های علمی در آکادمی کشور مغرب
پرسشها و پاسخها:
رئیس دانشکده، جناب آقای علی الصقلی: ضمن تشکر از سخنرانی استاد علاّمه آیه اللّه سبحانی، پیشنهاد می کنم که پرسش و پاسخ درباره همین موضوع باشد و فعلاً از این موضوع بیرون نرویم. بنابراین دوستان و اساتید می توانند مسایل خود را مطرح کنند.
دکتر محمد الداشمی، استاد رشته روان شناسی:
من سه نکته را تذکر می دهم:
۱. همگی می دانیم که سیاق آیات در فهم آنها خیلی مؤثر است و ما اگر بخواهیم آیه ای را جدا از سیاق آن (ماقبل و مابعد آن) مطالعه و بررسی کنیم چه بسا خللی در تفسیر آیه پدید آید. از این جهت مفسران، رعایت سیاق را در تفسیر لازم می دانند، ولی در تفسیر موضوعی که بر اساس جداسازی آیات مربوط به یک موضوع از دیگر آیات، صورت می پذیرد، سیاق آیات نادیده گرفته شده و چه بسا خللی در تفسیر پدید آید.
۲. آیات قرآن به محکم و متشابه تقسیم می شود، آیاتی که شما درباره موضوعی گرد می آورید، چه بسا برخی از آنها متشابه باشند. در تفسیر متشابه و فهم آنها چه روشی را در پیش می گیرید؟.
۳. آیات قرآن به دو دسته تقسیم می شود: برخی از آنها وظیفه تشریع را بر عهده دارند، یعنی احکام الهی را بیان می کنند و برخی دیگر گوینده حقایق جهان هستند، مثل آیاتی که درباره افعال انسان سخن می گوید. منافاتی که میان دو آیه مربوط به مشیّت انسان و خداست، به سان منافات میان دو حدیث پیامبر است آنجا که می فرماید: «هیچ کس جز با عمل خود به بهشت نمی رود» و در روایتی دیگر می فرماید: «اعمال ما هرگز نمی تواند ما را بهشتی سازد».
پاسخ:
آنچه استاد در مطلب نخست به آن اشاره کرد و این که حفظ سیاق، یکی از پایه های تفسیر صحیح به شمار می آید، سخن متین و صحیحی است، ولی در تفسیر موضوعی نیز سیاق، مورد توجه است؛ زیرا گردآوری آیات، به معنی گزینش یک آیه با قطع نظر از ماقبل و مابعد آن نیست، بلکه هرگاه آیه در ارتباط با قبل و بعد، سخن می گوید: باید همه آنها گزینش شود تا به سیاق آیه لطمه ای وارد نشود.
درباره نکته دوم، یادآور می شویم که متشابهات قرآن به وسیله محکمات آن تفسیر می شود. قرآن در این مورد می فرماید:
«هو الّذی أنزَلَ عَلَیْکَ الکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الکِتابِ و أُخَرُ مُتَشابِهات».
«اوست که کتاب را بر تو نازل کرد که بخشی از آنها محکم (صریح و روشن) هستند و اساس این کتاب را تشکیل می دهند و بخشی نیز متشابهند».
در این آیه، محکمات؛ مادر و اساس کتاب توصیف شده که دلالت روشن و قاطع دارند، طبعا آیه متشابه را می توانند تفسیر کنند و به دلالت دوپهلویی متشابه ثبات می بخشند. از آنجا که قرآن کتاب فهم و دانش است، نمی توان گفت که آیات متشابه غیرقابل تفسیر می باشند، بلکه باید در پرتو آیاتی که دلالت آنها ثابت و پابرجاست، آیات متشابه که دلالت ثابتی ندارند، تفسیر شوند و با قرینیّت آیات محکم، پرده ابهام از آیات متشابه برطرف شود.
اکنون با مثالی، مسأله را روشن می کنیم:
قرآن در سوره فجر می فرماید: «و جاءَ رَبُّکَ و المَلَکُ صَفّا صَفّا»: «[فرمان] پروردگارت فرا رسد و فرشتگان، صف در صف حاضر شوند».
این آیه در ظاهر، از آمدن و حرکت خدا خبر می دهد در حالی که آمدن و حرکت، از آثار موجودات مادی است و خدای حکیم، فراتر از آن است که حرکت کند ولی با توجه به آیه دیگر روشن می شود که مقصود، فرارسیدن فرمان و مظاهر قدرت خداست، چنانکه در آیه دیگر می فرماید:
«هَل یَنْظُرونَ إلاّ أنْ تَأْتِیَهُمُ المَلائکَهُ أو یَأتیَ أَمْرُ رَبِّک…(۱)». «آیا آنان انتظاری جز این دارند که فرشتگان به سوی آنان بیایند یا فرمان پروردگارت فرارسد؟».
همانگونه که ملاحظه می فرمایید در هر دو آیه، از آمدن فرشتگان و پروردگار، سخن به میان آمده ولی در آیه دوم، آمدن را به فرمان پروردگار نسبت داده نه خود پروردگار، و این نوع سخن گفتن در زبان عرب فراوان است که ظهور و بروز قدرت را، ظهور خود انسان می دانند.
درباره سؤال سوم یادآور می شویم که تقسیم آیات قرآن بر تشریعی و تحقیقی، تقسیم صحیحی است، یعنی بخشی ار آیات، درباره قوانین سخن می گویند و برخی درباره موضوعات هستی شناسی و تکوینی، ولی این دو گروه نباید با هم منافات داشته باشند و اگر مقصود استاد این است که یکی از دو آیه را در زمینه جبر و اختیار مربوط به تشریع بدانیم، مانند «فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر» و آیه دیگر مثل «و ما کان لنفس أن تؤمن إلاّ بإذن اللّه» و یا «و ما تشاؤون الاّ أن یشاء اللّه» را مربوط به تکوین بدانیم، مشکلی را برطرف نمی کند، زیرا باید تشریع و تکوین هماهنگ باشند، اگر انسان در زندگی مختار و آزاد است، تقنین و تکوین باید بر این محور سخن بگویند و اگر مجبور و به تعبیر عربی مسیّر است، باز نباید اختلافی میان آن دو باشد، رفع این دوگانگی را باید از راه دیگر جستجو کرد و این در گرو آن است که اینجانب روزهای زیادی مهمان عزیزان در این شهر باشم تا در این باره سخن بگویم. (خنده حضار)
استاد دکتر حسن الشبیهی:
درباره مسأله «جبر و اختیار» از روزهای نخست، بحث های فراوانی انجام گرفته است. هر گروهی بر عقیده خود، با یک رشته آیات و روایات، استدلال کرده اند و سرانجام به تناقض کشیده شده است. من پیشنهاد می کنم یک رشته نشست های تخصصی و در پشت درهای بسته داشته باشیم تا عالمانی مانند جنابعالی درباره شیوه فعل انسان، سخن بگویند تا به یک نتیجه قطعی و واقعی برسیم و روشن شود که آیا انسان در فعل و رفتار خود، مخیّر است یا مجبور و مختارنما و یک رشته عوامل مرئی و نامرئی، او را در مسیر خاصی قرار می دهند. فلاسفه غرب از این نشست ها دارند و بحث های خود را به رخ ما می کشند.
پاسخ:
بحث پیرامون «جبر و اختیار» گسترده تر از آن است که بتوان در یک مجلس حق آن را ادا کرد. پیشنهاد استاد محترم بسیار جالب و دلپذیر است. مسلّما عقل جمعی، بهتر از خرد فردی است ولی مدت اقامت بنده مخلص، کوتاه است و نمی توانم در چنین نشستی شرکت کنم، ولی به طور فشرده یادآور می شوم که قرآن، هر دو مکتب را به نقد کشیده است یعنی، یکی مکتب جبر و دیگری مکتب اختیار به صورت تفویض و در نتیجه راه سومی را به روی ما گشوده است. در نقد نظریه نخست کافی است توجه کنیم که مشرکان عصر جاهلی، کارهای زشت خود را معلول مشیّت الهی می دانستند و می گفتند: چون خدا خواسته است که ما بتها را بپرستیم، از این رو ما نیز آنها را می پرستیم. قرآن عقیده آنان را در این مورد چنین نقل می کند:
«و إذا فَعَلوا فاحِشَهً قالوا وَجَدْنا عَلَیها آباءَنا و اللّهُ أمَرَنا بها….(۲)».
«هرگاه کار زشتی را انجام می دهند، می گویند: پدران ما نیز بر این روش بودند، (علاوه بر این) خدا بر بت پرستی فرمان داده است».
آنگاه قرآن در نقد اندیشه جبریگری آنان چنین می فرماید:
«..قل إنّ اللّه لا یَأْمُرُ بِالفَحْشاءِ أتَقولونَ عَلَی اللّهِ ما لا تَعْلَمونَ(۳)».
«بگو خدا هرگز به کار زشت فرمان نمی دهد، آیا ندانسته بر خدا افترا می بندید».
یعنی شما با آزادی کامل بدون این که فشاری از جهان بالا باشد، کار زشت انجام می دهید و کار شما، معلول خواست خود شماست. در بی پایگی نظر جبر همین بس که اگر انسان در گزینش راه خوب و بد، ایمان و کفر، داد و ستم آزاد نباشد در این صورت، برانگیختن پیامبران و تأدیب مجرمان، لغو و بی جا خواهد بود؛ همچنانکه با پذیرفتن اصل جبر، روش های تربیتی بی اثر بوده و تلاش دانشمندان در امور پرورشی، بی ثمر خواهد بود.
اگر جبریگری، دارای چنین پیامدی است، مختار بودن انسان به معنی تفویض که خدا، بشر را در مورد فعالیت خود وانهاده است، نوعی شرک خفیّ است، زیرا مفاد تفویض این است که ما، در انجام افعال خود مستقل و مستغنی از خدا باشیم. در این صورت، انسان؛ خدای دوم خواهد بود، ولی در دایره کوچک تر (افعال خود). چیزی که هست در ذات و وجود خود، نیازمند خدا بوده ولی در فعل خود مستقل و بی نیاز می باشد، در حالی که نیازمندی در ذات، جدا از نیاز در مقام فعل و رفتار نیست.
قرآن در نقد این نظریه، یادآور می شود که انسان سراپا فقر و نیاز است و می فرماید:
«یا أیُّهَا النّاسُ أنتُمُ الفُقَراءُ الی اللّهِ و اللّهُ هُو الغَنیُّ الحَمید(۴)».
«ای مردم، همگان فقیر و نیازمند خدا هستید، تنها خدا بی نیاز و ستوده است».
و به قول عارف شبستری:
|
سیه رویی ز ممکن در دو عالم |
جدا هرگز نشد واللّه اعلم |
