خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اسنادی منتشر نشده از هیات اتحاد اسلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اسنادی منتشر نشده از هیات اتحاد اسلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
23ساعت
53دقیقه
54ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تراژدی اشغال

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 51

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تراژدی اشغال؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تراژدی اشغال، محتوای خود را در قالب 108 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل تراژدی اشغال با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تراژدی اشغال آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل تراژدی اشغال به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل تراژدی اشغال ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تراژدی اشغال، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تراژدی اشغال را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تراژدی اشغال :

همدان همواره در زمره مراکز مهم سیاسی، مذهبی و فرهنگی ایران بوده و یکی از چند شهر مورد توجه در جغرافیای فرهنگی و سیاسی ایران است. علاوه بر وجود آثار مهمی از میراث تاریخی و فرهنگی، و نیز ظهور دانشمندان و شعرای بزرگ در طول تاریخ همدان؛ این شهر و مناطق اطراف آن به لحاظ عرق مذهبی شدید و گرایش عمیق به مبانی اعتقادی اسلام و تشیع، در فضای فرهنگی کشور جایگاه ویژه

ای داشته است. علاوه بر این، از لحاظ ژئوپولتیک دارای موقعیت خاصی می باشد و بر سر دستیابی به شمال و مرکز ایران قراردارد. آنچه که موجب اشغال همدان توسط متفقین در طول جنگ جهانی دوم شد، در درجه اول، موقعیت جغرافیایی و استراتژیک آن و در درجه بعد، وفور محصول و ذخایر غله در این منطقه جهت تدارکات نیروهای نظامی متفقین بود. حکایت آنچه که بر بزرگان و متشخصین و عموم مردم همدان در طول دوره اشغال گذشت و رنجها و مشقتهای گوناگون معیشتی و معنوی که بر آنها تحمیل شد، از خواندنیهای تاریخ معاصر ایران است. پرواضح است که هرچه تحقیقات علوم انسانی به موضوعات جزیی تر و کوچک تر گرایش یابد، بر دقت و کاربرد آنها افزوده می شود و از همین رو پژوهشهای محلی و منطقه ای در باب مسایل گوناگون علوم انسانی، روزبه روز اعتبار و اهمیت خود را بیشتر نشان می دهند. در مقاله ای که تقدیم حضورتان شده است شرحی از ماجرای اوضاع و احوال همدان در بحبوحه جنگ جهانی دوم، به اختصار آمده است.

چرا به بیطرفی ایران توجهی نشد؟ چرا شوروی و انگلیس ایران را اشغال کردند؟ نقش همدان در این میان چه بود؟ ورود و اقامت نیروی بیگانه در شهر همدان چه عواقب و مشکلاتی را برای مردم به

وجودآورد و مردم چه واکنشی نشان دادند؟ اینها پرسشهای بنیادین این مقاله هستند. در این گفتار، سعی بر آن است تا با استفاده از اسناد و مدارک معتبر به پرسشهای مطروح پاسخ داده شود. لازم به یادآوری می باشد که بدون توجه و تحقیق راجع به تاریخ محلی و منطقه

ای، بازخوانی و کاوش تاریخ معاصر ایران در سطح کلی و ملی ممکن نیست؛ به همین دلیل، پژوهش و بازنگری تاریخ مناطق مختلف ایران از اهمیت خاصی برخوردار است. امید آن می رود که محققین با گشودن فصلی نوین در تحقیقات خود و تعمیق در اسناد، هرچه بیشتر بر دامنه فعالیتهای پژوهشی در این عرصه افزوده و نتایج علمی را ارایه نمایند.

آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال ایران

جنگ جهانی دوم در نخستین روز سپتامبر ۱۹۳۹ م/ دهم شهریور ۱۳۱۸ ش با حمله نظامی قوای آلمان هیتلری به لهستان آغاز شد. پیروزیهای پیاپی آلمان نازی در این جنگ که آن کشور را در آستانه دسترسی به چاه

های نفت منطقه قفقاز قرار داده

بود انگلیس و شوروی را برآن داشت تا با یکدیگر متحد گشته و علیه این دشمن مشترک و نیرومند وارد جنگ شوند. ایران از همان روزهای آغاز جنگ در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۱۸، اعلام بیطرفی نمود:

«در این موقع که متاسفانه نایره جنگ در اروپا مشتعل گردیده است، دولت شاهنشاهی ایران به

موجب این بیانیه تصمیم خود را به

اطلاع عموم می

رساند که در این کارزار بیطرف مانده و بیطرفی خود را محفوظ خواهد داشت. نخست

وزیر جم ۱۲/۸/۱۳۱۸»۱

دولت ایران بیانیه بیطرفی خود را از طریق وزارت امور خارجه و سفارتخانه

های خود در خارج از کشور به اطلاع دولتهای متخاصم رسانید.۲ با اینکه ایران اعلام بیطرفی نموده

بود؛ اما آشکارا برای آلمان نازی آرزوی پیروزی می

کرد؛ زیرا آلمان به عمده

ترین طرف تجاری ایران تبدیل شده بود و از سوی دیگر آلمانها تبلیغات گسترده

ای را درباره برتری نژاد آریایی که ایرانیان هم خود را شعبه

ای از آن می

دانستند به راه

انداخته بودند. این موضوع نیز به نوبه خود به طرفداری مردم از آلمان دامن می

زد. همچنین ایرانیان به خاطر دخالتهای مستمر روسیه و انگلیس در امور داخلی کشور، دل خوشی از آن دو نداشتند. متفقین با آگاهی از احساس نفرت ایرانیان به کشورهای مذکور و نیز نگرانی از پیشروی آلمان به سوی خلیج فارس از طریق مصر و عراق و بسته

شدن کانال سوئز۳ تصمیم گرفتند از راه

های ارتباطی ایران که بعدها به

همین خاطر «پل پیروزی» لقب گرفت برای رساندن مهمات و قوای کمکی به شوروی استفاده کنند؛ از این رو، ایران را اشغال کردند.

دستاویز آنها برای حمله و اشغال ایران؛ حضور نیروهای متخصص آلمانی در این کشور بود که آن را بهانه قرار دادند. آنها از نیروها به عنوان ستون پنجم آلمان یاد می

کردند؛ درحالی که بیشتر این نیروها از ایران خارج شده

بودند.

سرانجام نیروهای انگلیس و شوروی در سوم شهریور ۱۳۲۰ به ایران حمله

ور گشته و کشور را اشغال کردند؛ در صورتی

که ایران بارها بیطرفی خود را اعلام داشته بود. برخلاف تبلیغات وسیعی که رضاخان در مورد ارتش نوین خود می

کرد، توان دفاع از بیطرفی ایران را نداشت، بدین ترتیب، متفقین حملات خود را به ایران از زمین و هوا آغاز کردند و در مدت زمان کوتاهی، بسیاری از شهرهای ایران را به تصرف خود درآوردند، یکی از شهرهایی که در این دوران به اشغال نظامی متفقین درآمد، شهر همدان بود. این شهر به خاطر موقعیت سوق

الجیشی خاص خود در غرب کشور به سرعت مورد توجه نیروهای متفقین قرارگرفت.

استعفای رضاخان و خروج وی از کشور

پس از حمله متفقین به ایران رضاخان که در موضعی انفعالی قرارگرفته بود و می

دید که دیگر از آن همه جبروتی که تنها برای مردم بیچاره ایران به نمایش در

می

آمد، خبری نیست، تن به قضا سپرده و خود را تسلیم سرنوشت نمود. به دستور وی در عصر سوم شهریور جلسه مجلس شورای ملی تشکیل و خبر مذکور توسط علی منصور نخست

وزیر وقت به اطلاع نمایندگان و خبرنگاران رسید.

دولت منصور روز پنجم شهریور ماه، استعفا کرد و به

جای آن محمدعلی فروغی، مامور تشکیل کابینه شد، به این امید که شاید گشایشی در امور صورت پذیرد. وی در روز ششم شهریور دستور ترک مقاومت نیروهای نظامی را صادر کرد. روز هشتم شهریور از بیم واکنش مردم علیه رضاخان، حکومت نظامی در تهران اعلام گردید. در همین زمان، رضاخان به اتفاق خانواده

اش راهی اصفهان گردید. وی به اجبار روز ۲۵ شهریور، یک روز پیش از ورود متفقین به تهران استعفا داد و با واگذاری سلطنت به ولیعهد خود، به طور رسمی از آن کناره گرفت و به طرز تحقیرآمیزی از ایران تبعید شد، مدتی در جزیره موریس در اقیانوس هند و زمانی در شهر ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی به

سر برد تا اینکه در مرداد ماه ۱۳۲۳ درگذشت.

بعد از سقوط و خروج رضاخان از کشور، واکنش مردم همدان به دو شکل متبلور گردید، از یک سو، چون سایه بیدادگری مانند رضاخان را از سر خود کم می

دیدند، خوشحال بودند و از دیگرسو، به دلیل اشغال شهرشان به

دست نیروهای بیگانه احساس ناراحتی می کردند. این ناراحتی بعد از بروز عواقب حضور نیروهای بیگانه در شهر همچون قحطی، گرانی، بیماریهای مختلف و … تشدید گردید.

در زمان حکومت رضاخان، مردم همدان در نهایت فقر و فلاکت و تنگناهای اجتماعی و فرهنگی قرار داشتند. در جریان اصلاحات رضاخانی و متحدالشکل نمودن لباسها بسیاری از روحانیون همچون زین

العابدین انواری، پدر آیت

الله محمدباقر محی

الدین انواری و شیخ ابراهیم نوری، پدر آیت

الله حسین نوری همدانی ناگزیر از ترک شهر شده و در روستاهای همجوار ساکن شدند، علاوه بر این، قشر عظیمی از جمعیت این شهر یعنی زنان به خاطر مساله کشف حجاب در خانه

های خود زندانی شده و در عمل از عرصه فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی شهر کنارگذاشته شده

بودند. در این دوره از مطبوعات پویا و انتقادگر خبری نبود و تعداد آنها از تعداد انگشتان یک دست تجاوز نمی

کرد. انتخابات آزاد و مردمی نیز در کار نبود و بر اساس دستور رضاخان باید افراد خاصی انتخاب و راهی مجلس می

شدند۴ ، برای نمونه در دوره نهم مجلس شورای ملی برخلاف انتقاد و اعتراض مردم همدان، با توصیه رژیم و کمک نظامیان، مخبر فرهمند راهی مجلس شد. این قضیه، به

اندازه

ای آشکار و فضاحت بار بود که دکتر محمدمصدق نخست

وزیر دولت ملی به عنوان شاهدی بر عدم دخالت مردم در انتخاب نمایندگان مجلس شورای ملی اسناد آن

را در دادگاه لاهه ارایه نمود تا جهانیان بیشتر به واقعیت دیکتاتوری رضاخان پی ببرند.

سقوط رضاخان برای مردم همدان، نویدبخش حیات تازه

ای بود. آنها با وجود همه تنگناهای مادی می

توانستند آزادانه به فعالیتهای معنوی خود بپردازند و دیگر کسی بر روح و روان آنها حکم

فرمایی نمی

کرد. مراسم مذهبی همچون عزاداری محرم و … که ممنوع شده بود، آزاد اعلام گشت و قانون کشف حجاب که با زور سرنیزه اجرا می

شد اختیاری گردید. بدین ترتیب، بسیاری از کسانی که از شهر همدان مهاجرت کرده بودند، بازگشتند. مدارس علمیه که در این دو دهه، به صورت متروکه

درآمده بودند و حتی مدرسه

باقدمتی چون مدرسه زنگنه که از زمان صفویه وقف طلاب علوم دینی شده و به دبیرستان تبدیل گردیده بود حیات خود را دوباره از سرگرفت و به همت آیت

الله سیدنصرالله بنی

صدر به مدرسه علمیه تبدیل شد.

حمله هوایی به همدان

صبح جمعه ششم شهریور ماه ۱۳۲۰ هواپیماهای شوروی در آسمان شهر همدان به پرواز درآمدند و اشیایی را رهاکردند، مردم به گمان اینکه اعلامیه است، خود را به محل فرود نزدیک کردند، غافل ازآنکه این اشیا بمبهایی مرگبار هستند، در اثر انفجار این بمبها بیش از ۳۰۰ نفر مجروح یا کشته شدند۵. البته، براساس اسناد معتبر ۱۵ نفر از مردم در دم جان خود را از دست دادند۶. به علت این بمباران، شبکه برق و تلفن شهر منهدم گردید، شدت انفجارها به حدی

بود که قطعاتی از سر، دست و دیگر اعضای بدن به در و دیوار چسبیده بود، به نحوی که صحنه وحشتناکی را به

وجود آورده بود۷. از دیگر سو، تعداد مجروحین به حدی بود که نه تنها تمام اتاقها و تختخوابهای بیمارستان پهلوی تنها بیمارستان شهر پرشده بود؛ بلکه تمام راهروها پر از مجروحانی گردیده بود که در آنجا بستری شده بودند. حتی بسیاری از مردم از خانه

های خود تختخواب آورده و در حیاط بیمارستان بستری و مورد معالجه قرار گرفتند. با وجود این همه مجروح، بیمارستان از امکانات چندانی برخودار نبود و همچنین از عدم وجود پزشک کافی رنج می برد؛ به همین دلیل رییس بیمارستان از تمام پزشکان از جمله یهودیان همدان دعوت نمود که برای معالجه مجروحین به کمک آنها بشتابند؛ اما همین مساله خود مشکل دیگری آفرید؛ چرا که پزشکان یهودی به کمک شاگردان خود، وسایل پزشکی را از بیمارستان خارج می

کردند؛ از این

رو، از کمک و همکاری با آنها صرف نظر شد۸.

به دنبال این بمباران وحشتناک و ویرانگر، مردم، شهر را تخلیه و به خارج از شهر و روستاها پناهنده شدند و تا چندین ماه آواره روستاها بوده و در نهایت سختی زندگی می

کردند.

پس از این حمله هوایی توسط هواپیماهای شوروی، انگلیسیها دریافتند که احتمال دارد، شورویها پیش از آنها همدان را از طریق شمال و قزوین، تسخیر نمایند؛ به همین خاطر، ژنرال آیزردود را مامور اشغال همدان کردند۹. او به سرعت تانکها و ماشین نظامی تیپ خود را روانه همدان نمود و در ساعت ۷ بعدازظهر روز هشتم شهریور ۱۳۲۰ این شهر را به تصرف خود درآورد. اهالی همدان با بهت و حیرت شاهد حضور خودروهای نظامی انگلیسیها در میدان شهر بودند۱۰. آنان به خاطر سقوط دیکتاتوری رضاخان شادمان و خوشحال بودند؛ اما حضور نیروهای بیگانه در شهر این شادی را در کام آنان تلخ و ناگوار می

نمود؛ چرا که آنها هنوز خاطره ظلم و ستم قوای بیگانه در جنگ جهانی اول در این شهر را به یاد داشتند و می

دانستند وجود آنان در شهر چه مشکلات و مصائب عدیده ای را به همراه دارد.

بعد از اشغال شهر توسط انگلیسیها، شوروی نیز بیکار ننشست، هواپیماهای آنان بر فراز شهر همدان به پرواز درآمده و گاه و بیگاه اعلامیه

های تبلیغاتی خود را در شهر پخش می

کردند. علاوه براین، یک ستون موتوریزه

آنها تلاش می

کرد که خود را از قزوین به همدان برساند؛ اما انگلیسیها برای جلوگیری از این اقدام تا گردنه آوج پیش رفته و پس از نمودار شدن سربازان شوروی در مرحله نخست سعی کردند تا با استقبالی گرم آنها را به صورت مسالمت

آمیز از کار منصرف نمایند؛ اما وقتی

که نیروهای شوروی قصد خود را از پیشروی به سوی همدان اعلام داشتند، با واکنش شدید انگلیسیها مواجه گشتند. سرانجام پس از گفت

وگوهای بسیار انگلیسیها آنها را مطمئن ساختند که در همدان به اندازه کافی نیرو وجود دارد که بتواند با هر وضعیتی روبه

رو شود و نیروهای شوروی به اکراه به سمت قزوین عقب نشستند۱۱ . البته، نباید از یادبرد که انگلیس از مدتها پیش به وسیله اتباع خود، همچون سیمون در همدان، که اطلاعات کاملی راجع به همدان و منطقه جمع

آوری کرده بود و در میان ارامنه، یهودیان، بانک شاهنشاهی و کنسولگری برای خود پایگاه

هایی به وجود آورده بود. حکومت رضاخان نیز این نفوذ را بیشتر کرده بود، در حالی که شوروی همانند روسیه جنگ جهانی اول از نیرویی به نام قزاق که مجری فرمان آنان باشد، برخوردار نبود و نیز از آن نفوذ و اعتبار قبلی در بین خوانین منطقه و صاحبان قدرت خبری وجود نداشت، علاوه بر موارد مذکور دولت شوروی فاقد یک کنسولگری دائمی در همدان بود و کنسول آن کشور در کرمانشاه هفته

ای یک

بار برای رسیدگی به کارهای سیاسی به همدان می

آمد.

نیروهای انگلیسی در همدان

انگلیسیها در اوایل ورود به همدان سعی می

نمودند این شهر را به تنهایی اشغال و اداره نمایند. در این زمان کنسولگری آنها در همدان توسط ساکس، فرزند سر پرسی ساکس افسر و سیاستمدار عالی رتبه انگلیسی در جنگ جهانی اول در ایران اداره می

شد. وی چندین سال قبل از شروع جنگ جهانی دوم، شخصی به اسم سیمون را با عنوان نماینده شرکت فرش همدان، مامور جمع

آوری اطلاعات و شناسایی و نفوذ در صاحبان قدرت کرده بود، این شخص از نظر ظاهری با چشم و ابروی مشکی و لهجه فارسی شبیه ارامنه همدان بود، سیمون در مدت ماموریت خود به خوبی انجام وظیفه کرده، حتی از نقاط ضعف خوانین محلی به طور کامل آگاه بود و همه جا و همه چیز را به نیکی می

شناخت. در شهریور ۱۳۲۰ که پرده

ها پایین افتاد، کلنل سیمون با لباس نظامی انگلیس ظاهر شد. وی در تمام امور ادارات و سازمانهای محلی شروع به دخالت نموده و همه روسای ادارات مثل دکتر علامه مازندرانی، معتضدالدوله، پیشکار وزیر کرمانشاهی دارایی، آقای رشیدخان گودرزی

بروجردی، رییس دادگستری و برخی دیگر از وطن

پرستان غیرتمند و ایرانی مثل علی نقی کوثر معروف به آقازاده همدانی که در کسوت روحانی بود را هر از چندگاه مورد بازخواست و بازجویی قرار داده و تهدید به تبعید به هندوستان می

کرد۱۲. چنان

که میرآقا متخلص به مفتون، فرزند مرحوم شمس العرفا را که بی

شک یکی از بهترین شعرای شهرستان همدان بود، پس از شش ماه حبس به اتهام ایران

دوستی برای مدت یک

سال به قریه سوزان از دهستان درجزین همدان تبعید کردند، این شاعر حساس جریان تبعید خود را در چکامه دلنشینی با عنوان خاطره

ای از تبعید من در جنگ بین

الملل دوم سروده است:

تا شدم تبعید از شهر و دیار ای آسمان

روزگار تیره شد چون شام تار ای آسمان

هرچه بر کار سیاستها شدم نزدیک تر

دور ماندم از وصال روی یار ای آسمان

تا چه شد از حبس بر تبعید من راضی شدم

بسکه آمد بر من جورت فشار ای آسمان

سعد سلمان در حصار نای

گر تبعید بود

قریه سوزان مرا آمد حصار ای آسمان

قریه سوزان به چشم از چشم سوزن تنگ

تر

شد به چشمم زان گسستم پود تار ای آسمان

من کجا و قریه سوزان کجا ای زال چرخ

چرخ ریسی تو بنمودم دچار ای آسمان

لهجه هر کس صراحت داشت با او بد شدی

باالصراحه بس که هستی بد شعار ای آسمان

من نگردیدم بخوان انگلستان کاسه لیس

کردیم از سفره خود برکنار ای آسمان

من نرفتم زیر بار انگلیس نابکار

بایدم انداختن از کار و بار ای آسمان

من وطن خواهم وطن خواهم وطن خواه ای فلک

می

کنم فریاد فاش و آشکارا ای آسمان

من شدم تبعید تا راحت بماند این و آن

بید را می

زن که تا لرزد چنار ای آسمان

می

شوم تبعید چون هستم به ضد انگلیس

من از این تبعید دارم افتخار ای آسمان

شکرلله می

شوم تبعید گر از این دیار

از رخ ملت نیم من شرمسار ای آسمان

تو گمان کردی مرا تبعید کردی وگذشت

می

نویسم تا بماند یادگار ای آسمان

صفحه تاریخ بعداز ما قضاوت م

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.