خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هندسه نا اقلیدسی ، انقلابی پارادایمی در ریاضیات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هندسه نا اقلیدسی ، انقلابی پارادایمی در ریاضیات قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخبار دانشگاه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخبار دانشگاه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
21ساعت
15دقیقه
02ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جایگاه وجودشناختی و معرفت شناختی عقل فعال در فلسفه مشاء

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 79

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جایگاه وجودشناختی و معرفت شناختی عقل فعال در فلسفه مشاء، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه وجودشناختی و معرفت شناختی عقل فعال در فلسفه مشاء شامل 91 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه وجودشناختی و معرفت شناختی عقل فعال در فلسفه مشاء:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه وجودشناختی و معرفت شناختی عقل فعال در فلسفه مشاء را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جایگاه وجودشناختی و معرفت شناختی عقل فعال در فلسفه مشاء توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جایگاه وجودشناختی و معرفت شناختی عقل فعال در فلسفه مشاء را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جایگاه وجودشناختی و معرفت شناختی عقل فعال در فلسفه مشاء :

چکیده:
عقل فعال به عنوان مرتبه ای از نفس انسان برای اولین بار در آثار ارسطو مطرح شد. عقل در بین شارحان مشائی ارسطو, مانند: کندی و ابن رشد و توماس آکویناس, همان جایگاه ارسطویی را داشت. اسکندر افرودیسی از آن به عنوان موجود مجرد تام، مستقل از انسان (محرک نامتحرک ارسطویی) نام برد. برجسته ترین نظریه مشایی در مورد عقل فعال در فلسفه ابن سینا و فارابی به عنوان آخرین عقل از سلسله عقول طولیه، ممکن الوجود، مجرد تام و مستقل از انسان ارائه شد.
عقل فعال سینوی کار کردی کانونی و گسترده در وجودشناسی مشایی دارد. این عقل به عنوان حلقه ارتباط بین مجردات (عقول طولیه) و مادیات، مبدأ صدور کثرات جهان مادی و کدخدای عالم تحت القمر است. ایجاد هیولی، عناصر اربعه، مرکبات و نفوس (غیرفلکی) وابسته به افاضه صور وجودی از عقل فعال با معاونت حرکات و اوضاع فلکی می باشد.
عقل فعال سینوی در حیطه معرفت شناسی نیز جایگاهی برجسته دارد. معرفت انسانی (ادراک حصولی) در تمام مراتب خود وابسته به افاضه صور کلی و معقولات توسط این عقل بر نفس ناطقه و خروج آن از قوه به فعلیت است. علم واجب الوجود به جزئیات متغیر نیز با کمک عقل فعال صورت می گیرد.
بدین ترتیب عقل فعال در تمام مراتب وجودی و معرفتی مشایی در حیطه مادیات, نقشی عالی و کارکردی گسترده دارد و از ارکان فلسفه مشایی به حساب می آید
واژگان کلیدی: عقل فعال، عقول طولیه، صدور و فیض، وحدت، کثرت مقدمه
نقشی که در فلسفه مشاء به عقل نسبت می دهند بسیار گسترده است، آنچنان که با هیچ موجود دیگری قابل قیاس نیست و می توان عقل فعال را مرکز و کدخدای عالم مادون قمر نامید. در این مقاله سوال اصلی این است که عقل فعال در فلسفه مشاء چیست و نقش وجود شناختی و معرفت شناختی خود را چگونه ایفا می کند؟ در پاسخ به این سوال بر مفهوم عقل فعال به عنوان «موجود مجرد تام و مستقل از انسان» که عامل ایجاد کثرت در جهان مادیات و افاضه کننده صور علمی به انسان است، تکیه می شود. در این تحقیق در پنج قسمت به چیستی و مراحل تطور نظریه عقل فعال، براهانهای اثبات عقل فعال، نقش وجودی و نقش معرفتی عقل فعال و عقل فعال در بوته نقد و ارزیابی پرداخته می شود. ۱ چیستی و مراحل تطور نظریه عقل فعال
شکل گیری عقل فعال (active intellect) مشایی ریشه در فلسفه پیش سقراطی دارد. هر کدام از فلاسفه پیش سقراطی اصل وحدتی را در برابر کثرات ظاهری در نظر گرفتند (کاپلستون، صص ۶۴-۵۵.) و در این میان تنها آناکساگوراس (Anaxagoras) نام آن اصل را عقل نهاد و صفت مفارقت از ماده را برایش ذکر کرده (گاتری، صص ۲۸-۲۵). این اولین بار بود که عقل با چنین صفتی در فلسفه وارد شد، هر چند نتوانست از جهان بینی مادی آن دوره رهایی یابد و به مفهوم حقیقی خویش برسد.
نزدیک ترین ریشه برای عقل فعال مجرد مشایی در آثار افلاطون (Plato)، مثل (Ideas) هستند. صفات این کلیات قائم به ذات، ثبات و تجرد است که اشیاء عالم حس روگرفتها و یا بهره مند (Participation) از آنها هستند. (Plato, phaedrus, 247 a and Republic 509 b 6-10.) مثل افلاطونی نقش فاعلیت ایجادی و یا حتی نقش صورت بخشی را ندارد. این نقش (صورت بخشی) بر عهده صانع (دمیورژ – Demiurge) می باشد.(Plato, Timaeus, 30 a 4-5) ادراک حقیقی هر چیز تذکر و تعقل مثال آن است. (Plato, Republi, 621) لذا مثل در حیطه وجودی نقش عقل فعال مشایی را ندارد اما در حیطه معرفتی با آن کاملاً قابل مقایسه است.
ارسطو در آثار خود نظریه افلاطون را نپذیرفت و انتقادات مختلفی بر آن وارد کرد(ارسطو، مابعد الطبیعه، ۹۹۰ ب ۱۱-۸، ۹۹۱ الف ۱۰-۸، ۹۹۷ ب ۱۲-۱۵، ۱۰۷۷ ب)، زیرا برخلاف افلاطون کلیات را منطوی در جزئیات به صورت بالقوه می دانست (همان، ۱۰۸۶ ب ۷-۲) و بر این اساس اصل تمایز بین قوه و فعل را مطرح کرد.
ارسطو در بحث خود از مراتب نفس براساس این قاعده، عقل فعال را به عنوان علت فعلیت یافتن معقولات بالقوه و عامل خروج نفس از قوه به فعلیت مطرح می کند «همان طور که در طبیعت یک ماده برای همه می باشد و بالقوه هر یک از آنهاست و چیز دیگر علت و فاعل است، گونه ای عقل است که همه چیز را می سازد و گونه ای دیگر از عقل همه چیز می شود(Aristotle, On the soul, 430 a 14-75)». این اولین قول در فلسفه مشاء در مورد عقل فعال بود.
خصوصیات مختلفی که ارسطو برای این عقل مطرح کرد.[۳] ابهامی را در مورد آن بر می انگیخت که در بین شارحان ارسطو سبب اختلافات زیادی گشت.
اسکندر افرودیسی (Alexander of Aphrodisias) تعبیر جدیدی از عقل فعال به عنوان محرک نامتحرک اول (متعالی) ارائه کرد (اسکندر، مقاله فی العقل، ص ۳۳). صفات محرک نامتحرک ارسطو بر این موجود صدق می کند[۴] و فعلیت تفکر بشر وابسته به آن است. (Alexander, on the soul, 88.24 – ۸۹.۸) در آراء اسکندر دومین قول در مورد عقل فعال مشایی به چشم می خورد که موجود تجرد تام، خارج از نفس و مستقل از انسان است. این اولین بار در فلسفه مشاء است که بر صفت تجرد این عقل تأکید شده است.
در بین شارحان ارسطو، کندی، ابن رشد و توماس آکویناس (Thomas Aquinas) قول ارسطو را در مورد عقل فعال می پذیرند که مرتبه ای از مراتب نفس و تنها عامل فعلیت یافتن نفس ناطقه انسانی است. کندی از عقل فعال تعبیر «عقل اول» می کند(کندی، رساله فی العقل، صص ۵-۴) و آن را حاوی کلیات و مرتبه ای از نفس انسان می داند. (کندی، رساله فلسفه الاولی، ص ۱۲۴) البته عقل اول کندی را نباید با اصطلاح عقل اول به معنای صادر اول اشتباه کرد. ابن رشد در معرفت شناسی خود این عقل را عامل حرکت عقل هیولانی از قوه به فعلیت (ابن رشد، تفسیر ما بعد الطبیعه، ج ۳، ص ۱۶۱۸) و مرتبه ای از مراتب نفس انسان ذکر می کند اما در حیطه وجودی، عقل فعال را آخرین عقل از سلسله عقول مجرد مطرح می کند. (ابن رشد، ۱۹۹۲م، ص ۱۸۲) توماس نیز تحت تأثیر ارسطو عقل هیولانی و عقل فعال را از مراتب نفس انسان می داند.
(Aquinas, 1.85 ad 3. And on the uniquiness of Intellect, VI 93)
کاملترین نظریه و سومین قول در فلسفه مشاء در مورد عقل فعال در آراء فارابی و ابن سینا قابل توجه است. ابن سینا عقل فعال را خارج از نفس انسان و از موجودات مفارق از ماده می داند.( ابن سینا، ۱۳۶۳، صص ۸۲-۸۱) «این عقل ممکن الموجود است (ابن سینا، ۱۳۷۱، ب ۸۵۱، ص ۳۰۴)»، «منحصر در نوع خود است (همان، صص ۳۱۵)» ذاتاً عقل بالفعل (ابن سینا، ۱۳۳۱، صص ۳۱۶-۳۱۵) و مبدا صور معقول (همان، ص ۳۱۵) و صور وجودی (ابن سینا، ۱۹۷۵، ص ۲۱۵) بر عالم محسوسات است. بدین ترتیب نظریه نهایی مشایی در مورد عقل فعال به این صورت است که موجود مجرد تام، خارج از انسان و ممکن الموجود است که به عنوان آخرین عقل از سلسله عقول طولیه معلول عقل مافوق خود بوده و واهب الصور است. ۲ براهین اثبات عقل فعال:
کاملترین برهانهای اثبات عقل فعال در فلسفه ابن سینا ذکر گردیده است. این برهانهای که شامل اثبات عقل فعال با توجه به نقش معرفتی آن می باشند عبارتند از:
۱ عقل هیولانی که استعداد صرف است نسبت به پذیرش صور معقوله حالت بالقوه دارد و باید به فعلیت رسد. هیچ شیء از قوه به فعلیت نمی رسد مگر به واسطه یک شی که ذاتاً فعلیت دارد. این علت را در قیاس با عقل بالقوه که به فعلیت می رسد. عقل فعال می نامند. (این سینا، ۱۹۷۵م, صص ۲۰۹-۲۰۸ و ۱۳۳۱ق، صص ۲۷۵-۲۷۲)
۲ نفس ناطقه در مرحله کودکی خالی از هر گونه صورت عقلی است اما پس از مدتی معقولات اولی یا بدیهیات بدون تعلیم در آن پدید می آید، عامل این معقولات نه حس و تجربه و نه تفکر و استدلال است بلکه مبداء دیگری است که عقل فعال است. (ابن سینا، ۱۹۷۵م، احوال النفس، ص ۱۷۶)
۳ گاهی ممکن است نفس پس از ادراک یک صورت آن را فراموش کند و دوباره به یاد آورد. مشخص است که این صورت معقول از بین نرفته و فقط مورد غفلت نفس واقع شده است. جایگاه حفظ این صورت الف) در خود نفس نیست زیرا اولاً صورت معقول در نفس به معنای ادراک آن است و دیگر نفس نمی تواند از آن غافل شود و ثانیاً با فرض این که نفس جایگاه آن باشد این نتیجه حاصل می شود که تمام صور معقول در نفس بالفعل موجود هستند اما کیفیت حصول آنها برای نفس بالقوه است نه بالفعل. ب) بدن و اندام آن نیست زیرا قرار گرفتن صور معقول در جسم با تجرد آن (صورت معقول) ناسازگار است. ج) صور معقول نمی تواند به صورت مستقل وجود داشته باشد. پس جایگاه حفظ این صور معقول برای نفس ناطقه همان عقل فعال است. (ابن سینا، ۱۹۷۵م، صص ۲۱۲-۲۰۸ و ۱۳۷۵ش، ج ۲، صص ۳۶۴-۳۶۳)
ابن سینا, همانند فارابی, نظریه فیض را در خلقت موجودات می پذیرد و همچنین سلسله عقول طولیه را واسطه خداوند و جهان مادیات قرار می دهد و در همین مباحث استدلالهای مختلفی بر اثبات عقول مفارق و بر جایگاه عقل فعال به عنوان آخرین عقل این سلسله بیان می کند. اما برهان خاصی در اثبات عقل فعال با توجه به نقش وجودی آن که افاضه صور به عالم مادون قمر است ذکر نمی کند. ۳ جایگاه وجود شناختی عقل فعال
تبیین نقش عقل فعال در حیطه وجودی براساس نظریه فیض[۵] و قاعده الواحد[۶] صورت می گیرد. خداوند که وجود حقیقی است[۷] مطابق قاعده الواحد منشأ صدور عقل اول است. (ابن سینا، ۱۹۷۵م، صص ۴۰۵-۴۰۳- و۱۳۳۱ق, صص ۴۴۹-۴۴۵) کثرت در عالم از همین عقل آغاز می شود (ابن سینا، ۱۹۷۵م، صص ۳۸-۳۷) و در عالم مجردات تا عقل فعال ادامه می یابد. بدین صورت, که هر عقل جهات سه گانه ای دارد که ذاتی آن نیست (همان) و به بساطت عقل صدمه نمی زند. از این سه جنبه عقل دیگر، هیولای فلک و نفس فلکی صادر می شود. (همان، صص ۴۴۹-۴۴۸) حداقل تعداد عقول تا عقل فعال ده عقل و نه فلک است. (طوسی, ۱۳۷۵ش، ج ۳، صص ۲۴۳-۲۴۲)
تمام این عقول واسطه فیض خداوند به عالم مادیات هستند. نقطه توقف صدور عقل، عقل فعال است که گر چه سه جهت دارد, اما دیگر منشأ صدور عقل و فلک دیگری نیست. (ابن سینا، ۱۳۶۳، ص ۸۰ و اشارات، ج ۳، ص ۲۵۴) عقل فعال واسطه مجردات با عالم ماده است؛ یعنی تنها علت مجرد بلاواسطه عالم محوسات است.( ابن سینا، ۱۳۷۹ش، ص ۱۹۹)
عقل فعال که حاوی کلیات و صور وجودی اشیاء به نحو بساطت است, در ایجاد تمام موجودات عالم ماده از پست ترین تا کامل ترین آنها (نفس ناطقه که تجرد ناقص است) نقش مستقیم دارد, اما به علت صفت تجرد تام این عقل، سلسله افلاک با حرکات خاص خود, به عنوان علل ناقصه, علل فعال را همراهی می کنند. (ابن سینا، ۱۳۷۱ش, ص ۳۱۳)
ایجاد هیولی وابسته به عقل فعال است. اجسام فلکی نیز با طبیعت خامسه خود استعداد عام هیولی را ایجاد می کنند (ابن سینا، ۱۹۷۵م، ص ۴۱۱) و سپس با حرکات مختلف و اوضاع متفاوتشان این استعداد را خاص می کنند (ابن سینا، ۱۳۷۵ش، ج ۳، ص ۲۵۵) تا صور وجودی توسط عقل فعال افاضه شود. (النجاه، ص ۶۶۲) سپس از عقل فعال متناسب با هر استعداد صور گوناگون وجودی، همچون صور عناصر اربعه افاضه می گردد (ابن سینا، ۱۳۷۵ش، ج ۲، ص ۲۵۸-۲۵۷) و عناصر اربعه که با کیفیات خاص خود در شکل گیری عالم کون و فساد نقش دارند، ایجاد می شوند. (ابن سینا، ۱۹۷۵م، صص ۴۱۳-۴۱۲۹)
پس از عناصر اربعه نوبت به ایجاد مرکبات می رسد. عناصر اربعه تحت تأثیر اوضاع فلکی و حرکات اجرام سماوی با یکدیگر ترکیب می شوند و سبب پیدایش مزاج می گردند. (همان، ص ۲۴۱) در شکل گیری هر مزاج، اوضاع فلکی آن را قابل می گرداند (ابن سینا، ۱۳۷۵ش، ج ۲، ص ۲۵۶) تا صور نوعیه متناسب با آن از عقل فعال صادر شود و مرکباتی مانند معدن، نبات و حیوان شکل گیرد. (همان، صص ۲۶۰-۲۵۹) عقل فعال در شکل گیری نفوس (غیرفلکی) به همراهی افلاک نقش مهمی دارد. ترکیب مزاجات، تحت تأثیر حرکات و اوضاع جوی به حد اعتدال نزدیک یا دور است. (ابن سینا، ۱۳۶۳، صص ۹۳-۹۲) همین نزدیکی سبب اعطای قوه خاص این مزاج توسط افلاک می شود و سپس متناسب با هر قوه صورت نفسانی: نباتی، حیوانی و انسانی از عقل فعال افاضه می شود. (همان، ص ۹۶)
بدین صورت عقل فعال در شکل گیری تمام موجودات مادی و کثرات این عالم نقش دارد و افاضه صور وجودی به تمام موجودات چه در هنگام ایجاد و چه در هنگام بقا از عقل فعال صورت می گیرد. ۴ جایگاه معرفت شناختی عقل فعال
عقل فعال مشایی, که خارج از انسان قرار دارد, عامل معرفت حصولی انسان می باشد. این عقل که حاوی معقولات و کلیات به نحو بالفعل و بسیط است (ابن سینا، ۱۹۷۵م، ص ۲۱۵ و ۱۹۵۲م, ص ۱۱۱) در تمام مراتب ادراک انسانی نقش دارد. نفس ناطقه بر اثر توجه به جزئیات حسی و خیالی واجد استعدادی می گردد تا کلیات را ادراک کند و لذا ملکه ی اتصال به عقل فعال برایش حاصل می شود (ابن سینا، ۱۳۷۵ش، ج ۲، صص ۳۶۸-۳۶۷) ایجاد این ملکه علل مختلفی دارد که همان مراتب عقل هیولانی (Material Intellect, Passive Nous)، عقل بالملکه (In-habitual, [en-hexei] nous or intellect in-disposition) عقل بالفعل و عقل مستفاد (Acquired, epiktetos nous) را تشکیل می دهند[۸].
نفس بر اثر افاضه عقل فعال قوه ادراک را می یابد و در مرتبه عقل هیولانی مادی اولیات عقلی می گردد (ابن سینا، ۱۳۷۵ش، ج ۲، ص ۳۶۷) و به مرتبه عقل بالملکه می رسد. با افاضه عقل فعال مراتب عقل بالفعل و عقل مستفاد را طی می کند تا کلیات در آن (نفس) به تجرد تام رسند. (ابن سینا، النجاه، صص ۲۷۱-۲۷۰) تمام این خروج از قوه به فعلیت تحت تأثیر افاضه عقل فعال حاصل می گردد. نفس در این حالت با عقل فعال اتصال دارد[۹] اما فرض هر نوع رابطه اتحادی خلاف واقعیت است[۱۰]. تا زمان توجه مداوم نفس به عقل فعال افاضه کلیات به نفس صورت می گیرد و با قطع نظر نفس و آمیختگی به مادیات این اتصال از بین می رود[۱۱]. در زمان قطع اتصال، عقل فعال حافظ صور کلیات برای نفس ناطقه است. (ابن سینا، ۱۴۰۰ق، ج ۲، صص ۲۱۳-۲۰۸) عقل فعال در ادراکات عقل عملی، ادراک حسی ظاهری و ادراک باطنی نقش و تأثیر غیرمستقیم دارد. عقل عملی در استنباط احکام جزئی نیازمند معقولات افاضه شده بر عقل نظری توسط عقل فعال است. (ابن سینا، ۱۳۷۵ش، ج ۲، صص ۲۵۳-۲۵۲) همچنین عقل فعال با افاضه معقولات به عقل نظری جزئیات ادراک شده توسط حواس ظاهری و باطنی را کلیت می بخشد البته نه همان جزئیات ب

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.