بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مباحث سیاسی در کشف المحجّه سید بن طاووس
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مباحث سیاسی در کشف المحجّه سید بن طاووس قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
06دقیقه
36ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جایگاه سیاست در آثار خواجه نصیرالدین طوسی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 71

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل جایگاه سیاست در آثار خواجه نصیرالدین طوسی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه سیاست در آثار خواجه نصیرالدین طوسی شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه سیاست در آثار خواجه نصیرالدین طوسی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جایگاه سیاست در آثار خواجه نصیرالدین طوسی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جایگاه سیاست در آثار خواجه نصیرالدین طوسی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جایگاه سیاست در آثار خواجه نصیرالدین طوسی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه سیاست در آثار خواجه نصیرالدین طوسی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جایگاه سیاست در آثار خواجه نصیرالدین طوسی :

مقدمه
خواجه نصیرالدین طوسی در سال ۵۹۷ ه. ق در سرزمین طوس از توابع نیشابور ایران متولد و در سال ۶۷۲ دار فانی را وداع گفت. سرزمین ایران در قرن هفتم علاوه بر داشتن وقایع عظیم سیاسی اجتماعی نظیر حملات وحشیانه مغولان و استیلای آنان و انقراض دولت نسبتا مستحکم اسماعیلیان و خلافت عباسیان و آشفتگی های فراوان در ایران و جهان اسلام، بزرگان و حکیمان و فرهیختگان زیادی را در دل خود داشت. خواجه نصیرالدین طوسی از نوابغ فرهیخته این دوره بسیار آشفته و بزرگ ترین نماینده فرهیختگان و حکما در رشته های حکمت، ریاضیات، اخلاق، ادبیات، منطق، طبیعیات و دیگر علوم روز بود. وی پس از تحصیل علوم شرعی و ادبی به تحصیل علوم مختلف عقلی یعنی حکمت الهیات، ریاضیات و طبیعیات پرداخت و در زمان کوتاهی جامع الاطراف در همه علوم زمان خود گشت و سِمَت پیشوایی بر آنها یافت.
وی آثار و تألیفات زیادی در قالب کتب، رسائل، فوائد، ترجمه و تحریر در علوم رایج به رشته تألیف در آورد که شمار آنها از صد می گذرد. درخشندگی وی در علوم عقلی و نقلی موجب شد، همه علما و اندیشمندان اسلامی یا از راه های دور از وی استفاده کنند و یا نزد وی جمع شده و حلقه های علمی تشکیل داده و به تحقیقات علمی در رشته های مختلف بپردازند.
توجه به نظریات و دیدگاه های سیاسی وی و جایگاه سیاست در آثار و تألیفات وی از آن جهت اهمیت دارد که وی علاوه بر این که مفسر بزرگ فلسفه سیاسی ابونصر فارابی است و فلسفه سیاسی خود را به تناسب مبانی اعتقادی خود در قالب نظام سیاسی امامت طرح نمود، در زمینه مدیریت جامعه سیاسی و سیاست گذاری آن نیز دارای نظریات خاصی است که قابلیت به کارگیری آنها در هر نظام سیاسی جهت حفظ و ایجاد ثبات و پایداری آن نظام بوده و نیز قابلیت طراحی یک نظام سیاسی مطلوب را داراست.
در این مقاله آن دسته از آثار و تألیفات و آن بخش هایی از آثار وی معرفی شده اند که بیان گر دیدگاه های سیاسی و نظام سیاسی فلسفی و جایگاه سیاست می باشند. آنچه محل توجه در نظریات سیاسی خواجه طوسی می باشد، نونگاهی است که خواجه طوسی به سیاست دارد. وی در تحلیل ماهیت و حقیقت سیاست، به جای آن که صِرفا در فضای ذهنی به تحلیل آن بپردازد، به واقعیت عینی سیاست که در عالم خارج توسط سائسان و حاکمان محقق شده، نظر افکنده و از آنها به یک تحلیل نظری رسیده است. به عبارت دیگر وی نه مطلق سیاست را به بحث می گذارد بلکه سیاستی را که در عالم خارج واقعیت دارد، بحث می کند. وی با نظر به مبانی ارزشی خود و هدف و غایتی که برای انسان و زندگی و حیات تعریف می کند، چنین سیاست هایی را در یک تقسیم بندی کلی به سیاست مثبت و مطلوب و متعالی و سیاست منفی و نامطلوب تقسیم می کند. نزد وی سیاست مطلوب و متعالی در دولت هادی و حق و دولت امامت جریان می یابد و روابط و نهادهای اجتماعی بر اساس آن پی ریزی و شکل می گیرند و سیاست نامطلوب و منفی در دولت های باطل اعم از ظالم و جاهل و فاسد و گمراه جریان می یابد. اینک به معرفی تعدادی از آثار وی می پردازیم: ۱. اخلاق ناصری۱
«علم اخلاق» به تبیین معانی خیر و شر، فضایل و رذایل، انواع و اقسام آن ها و چگونگی تحصیل آن ها می پردازد و مقصد نهایی آن، تلبس و تخلق افراد به خیرات و کمالات و پرهیز از رذایل و شرور از نفوس خود است. فلاسفه اسلامی به اعتبار ارتباط حکمت و فلسفه نظری و عملی، به طرح و بیان اقسام حکمت عملی که اخلاق و تهذیب نفس یکی از اقسام آن است پرداخته اند. از میان اندیشمندان، خواجه نصیرالدین طوسی به جهت شرایط سیاسی اجتماعی زمان خود، توجه خاصی به این بخش از حکمت با اقسام سه گانه خود کرده و در این راستا اثر مهم اخلاق ناصری را نگاشته است. قابل ذکر است که قبل از اخلاق ناصری، مهم ترین کتاب اخلاقی، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق ابوعلی مسکویه بود، اما این کتاب فقط به قسم اول حکمت عملی یعنی تهذیب نفس پرداخته و دو قسم دیگر یعنی تدبیر منزل و سیاست مدن که هر دو مورد نیاز اجتماع سیاسی آن روز بوده، مورد توجه قرار نداده است، از این رو محقق طوسی به خواهش ناصرالدین عبدالرحیم ابی منصور، محتشم قهستان از سرزمین های تحت حکمرانی اسماعیلیان ابتدا آن را ترجمه کرد، اما با توجه به نقص آن، با محور قرار دادن بخش اخلاق ، آن را در قالبی دیگر ریخته و دو قسم دیگر یعنی تدبیر منزل و سیاست مدن را به آن افزوده آن را اخلاق ناصری نام نهاد.
خواجه طوسی این کتاب را به سه مقاله تقسیم کرده که هر مقاله دارای فصول متعددی است.
در مقاله اول، با عنوان تهذیب اخلاق، از مبادی و مقاصد علم اخلاق بحث می کند. قسم اول آن که اختصاص به مبادی دارد، دارای فصول ذیل است:
فصل اول به معرفت موضوع علم اخلاق پرداخته و نفس انسانی را از آن جهت که افعال جمیل و محمود یا قبیح و مذموم همراه با اراده از او صادر می شود، به عنوان علم اخلاق معرفی می کند. وی اخلاق را یک علم دانسته که اکثر مبادی آن متعلق به علم طبیعی است؛
در فصل دوم، ضمن بیان نوع جوهریت نفس انسانی، شأن نفس انسانی را شأن ادراک معقولات به ذات خویش و تدبیر و تصرف در بدن محسوس می داند. سپس با بیان مراتب معرفت نفس انسانی، ابتدا به اثبات جوهریت و بساطت آن (و نه جسم و جسمانی بودن آن) و بعد به اثبات ابدیت نفس ناطقه انسان و رابطه آن با بدن می پردازد؛
در فصل سوم، با بیان معانی مختلف نفس و شمول آن بر نفس نباتی، حیوانی و انسانی ، قوای هر یک و کار آن ها را بیان کرده، آنگاه با تقسیم قوه نفس انسانی (یعنی نطق) به نظری و عملی و تعریف آن دو، به توجه قوه نطق به معرفت حقایق موجودات و احاطه به اصناف معقولات در عقل نظری، و توجه قوه نطق به تصرف در موضوعات و تمیز میان مصالح و مفاسد افعال و استنباط صناعات از جهت تنظیم امور معاش در عقل عملی پرداخته و قوای مبادی افعال انسان را قوه ادراک معقولات، قوه شهویه و غضبیه دانسته است که کار اوّلی را تمیز میان مصالح و مفاسد افعال، دومی را مبدأ جذب منافع و طلب لذایذ و سومی را مبدأ دفع مضار و اقدام بر احوال، بیان کرده است؛
فصل چهارم، درباره اشرف بودن انسان از دیگر موجودات بحث می کند. در این فصل، مراتب شرافت در جمادات، نباتات و حیوانات را بیان کرده و حد اعلای آن ها را در جمادات به حصول قوه قبول نفس نباتی و در نباتات به بروز برخی از خواص حیوانی و در حیوانات به پذیرش تعلیم در افعال می داند. سپس مراتب کمالی نوع انسان را به اراده و فکر و اندیشه و بعد تأمل بسیار در علوم و معارف و در آخر معرفت حقایق دانسته که چنین مرحله ای اختصاص به کسانی دارد که به واسطه وحی و الهام، از حضرت حق، معرفت به حقایق و احکام پیدا می کنند و به همین جهت وجود انبیا و اولیای الهی را در جهت تکمیل نفوس نوع انسانی لازم می داند؛
فصل پنجم، اختصاص به بیان وجود کمال و نقصان برای نفس انسانی و تقسیم افعال انسان به خیر و شر و وجوه آن دارد که جهت خیر و سعید بودن فعلی را در به کارگیری درست قوه ناطقه و اراده سعی در رسیدن فضایل دانسته و جهت شریر و شقی بودن فعلی را در اهمال مراعات قوه ناطقه و سعی در طرف ضد آن و یا به کسلی و اعراض آن می داند که اگر در کسی مشترکات انسانی با حیوانات و مرکبات غلبه پیدا کند، زمان انحطاط او به مراتب بهایم یا فروتر از آن فرا رسیده است؛ بدین جهت افعال خاص انسان را در طلب علوم حقیقی و معارف کلی و همت بر اکتساب سعادت و اقتنای خیرات می داند؛
در فصل ششم و هفتم، با تقسیم کمال انسانی به کمال علمی که شوق به سوی ادراک معارف و نیل به علوم و در نهایت معرفت مطلوب حقیقی دارد و کمال عملی که اول آن مرضی گرداندن اخلاق خود و درجه بعدی اکمال غیر است حاصل آن دو را خلیفه خداوند در میان خلق شدن می داند. وی در ادامه تقسیمات متعدد خیرات را بیان کرده و سپس به سعادت (به عنوان غرض تکمیل نفس) و اجناس آن که حکمت، شجاعت، عفت و عدالت است و مراتب آن که در مرتبه اول همراه با شائبه و آلام و حسرات است و در مرتبه دوم خالی از شوائب و آلام و حسرات و بلکه منور به انوار الهی و مستفیض به افاضات الهی گردیده تا به نهایت مدارج سعادت می رسد، می پردازد.
قسم دوم مقاله اول که مقاصد علم اخلاق را شامل می شود، در ده فصل ارائه شده است:
در فصل اول، حقیقت خلق را ملکه ای در نفس دانسته که مقتضی صدور فعلی به سهولت بدون نیاز به فکر و اندیشه ای باشد و ترکیب آن را طبیعت و عادت می داند، یعنی مزاج شخص به گونه ای باشد که مستعد حالی باشد و با انس گرفتن به کاری، به سهولت و بی اندیشه از او صادر شود؛
در فصل دوم، صناعت تهذیب اخلاق را شریف ترین صناعات دانسته، چرا که ثمره چنین صناعتی، اکمال اشرف موجودات این عالم است،
در فصل سوم، با بیان حقیقت قوای سه گانه نفس انسانی، اعتدال در قوه ناطقه را در اکتساب معارف یقینی نه گمانی و پنداری و قوه غضبیه و شهویه را در انقیاد و مطاوعت نفس عاقله دانسته، آنگاه با ذکر اجناس فضایل به تعاریف آن ها می پردازد؛
در فصل چهارم و پنجم، به ذکر انواع که تحت اجناس چهارگانه فضایل یعنی حکمت، شجاعت، عفت و عدالت است پرداخته و بعد اضدادی را که اجناس فضایل دارند بر شمرده و تعاریفی برای انواع اجناس و اضداد آن ها ارائه می دهد؛
در فصل ششم و هفتم، در بیان فرق میان فضایل و شبه فضایل و اتمام فضایل عفت، سخاوت و شجاعت با حکمت و بیان شرافت فضیلت عدالت از دیگر فضایل، جایگاه عدالت را در امور مقتضی معیشت دانسته و حفظ آن را در میان خلق به ناموس الهی، حاکم انسانی و دینار (پول) دانسته است؛
در فصل هشتم، با لزوم اقتدا به طبیعت در تهذیب اخلاق و اکتساب فضایل، اجناس سعادات را به سعادات نفسانی و بدنی و مدنی تقسیم کرده، آنگاه ترتیب مدارج سعادت نفسانی را به علم تهذیب اخلاق، علم منطق، علم ریاضی، علم طبیعی و علم الهی دانسته است. وی مراد از علوم سعادات بدنی را علومی دانسته که به نظام بدن بازگردد و در آخر علوم سعادات مدنی را علومی می داند که به نظام حال ملت و دولت و امور معاش و جمعیت تعلّق دارد؛
فصل نهم، در بیان قانون حفظ صحت نفس به ایثار معاشرت و ارتباط با کسانی که دارای نفسی خیّر و فاضل هستند و بر نیل به فضیلت و تحصیل سعادت و علوم حقیقی و معارف تعیینی متوفّرند و التزام وظایف افعال حمیده و لزوم محافظت از نعمت های شریف و مواهب نامتناهی، طلب بر استقصای تمام بر عیوب و عدم تهییج قوه شهویه و غضبیه را از اسباب حفظ صحت نفس می داند؛
در فصل دهم، با بیان راه ازالت رذایل نفوس از طریق عمل به اضداد آن رذایل، قانون صناعت در معالجه امراض را اول شناخت اجناس امراض و بعد شناسایی اسباب و علامت آن و سوم پرداختن به معالجه آن ها می داند. در ادامه، انحراف در هر یک از قوای نفس را دو گونه دانسته که یا با تجاوز از حالت اعتدال در کمیت قوه ای رخ می دهد و یا در کیفیت قوای نفس. اما تباه ترین امراض قوه نظری نفس را حیرت و جهل بسیط و جهل مرکب می داند که برای هر یک، راه علاجی را بیان می دارند و تباه ترین امراض قوه غضبیه، غضب، جبن و خوف است که هر یک راه های علاج خاص خود دارند و تباه ترین امراض قوه شهویه را افراط شهوت و تفریط آن می داند که تفریط آن، بطالت و حزن و حسد است.
در مقاله دوم از تدبیر منزل سخن گفته است. این مقاله دارای پنج فصل است در فصل اول، سبب نیاز به ساختن منازل، وجه نیاز به معاونت در منزل و ارکان منزل (پدر، مادر، فرزند، خادم وقُوت) پرداخته و در ضرورت تدبیر منزل می فرماید در نظام منزل به تدبیری صناعی که موجب آن تألیف است، نیاز است و امور سیاست منزل، رعایت مصالح اقوات و ارزاق و ترتیب امور معاش و سیاست احوال جماعت است و مراد از منزل تألیف مخصوصی است که میان شوهر و زن، والد و مولد، خادم و مخدوم و متمول و مال پیدا می شود و هدف در حکمت منزل، حال جماعت منزل است بر وجهی که مقتضی مصلحت عموم باشد در جهت آسان کردن اسباب معاش و رسیدن به کمالی که به حسب اشتراک مطلوب است؛
در فصل دوم، با بیان نیاز به دینار در تدبیر و مصالح منزل، وجه سیاست در مال را یکی به اعتبار دخل و دوم به اعتبار حفظ و سوم به اعتبار خرج مال دانسته، آنگاه شروط اکتساب مال را احتراز از جور، عار و دنائت می داند. او صناعات را به صناعات شریف، خسیس و متوسط تقسیم کرده و در آخر شروط حفظ مال و اصناف مصارف آن را بیان می کند؛
فصل سوم، در مقام سیاست و تدبیر اهل منزل، اسباب تأهل را حفظ مال و طلب نسل، و نقش زن در خانواده را به شریکِ مرد بودن در مال، شریک او بودن در تدبیر منزل و نایب مرد بودن در غیبت او دانسته، آنگاه با ذکر نشانه های زنان بهترین، سه سیاست مرد نسبت به زن را هیبت، کرامت و شغل خاطر (اشتغال زن به کارهای مهم منزل و مصالح آن) بر می شمارد؛
فصل چهارم، در سیاست و تدبیر اولاد، به لزوم انتخاب نام نیک بر فرزند و انتخاب دایه ای خوب و صالح و اشتغال به تأدیب فرزند با اقتدا به طبیعت را بیان داشته و آموزش سنن و وظایف دینی و بازداری او از منکرات را لازم می داند؛
در فصل پنجم، طریق اتخاذ خدمت کاران و باعث خدمت خدم که محبت باشد را بیان کرده و اصناف بندگان را به حسب طبیعت حرّ، عبد و عبد شهوت می داند.
در مقاله سوم از سیاست مدن بحث شده است. فصل اول از بحث با عنوان «احتیاج خلق به تمدن و شرح ماهیت و فضیلت علم سیاست مدن»، ابتدا با فرض وجود کمال برای هر موجودی و تقسیم موجودات به حسب تحصیل کمال که بعضی کمالشان مقارن خلقتشان است و بعضی متأخر، اسباب موجوداتی که کمال آن ها متأخر از وجود آن هاست را به مکمّلات و معدّات تقسیم کرده که از جمله مکملات کمالی، صورت هایی است که از واهب الصور فایض می شود و از جمله معدّات کمالی، غذاست. آنگاه با ذکر اصناف معونات ماده آلت و خدمت، انسان را قادر به استفاده از جهان سه گانه معونت از عناصر، نباتات و حیوانات دانسته و نسبت به انسان، نوع معونت آن را به همنوع خود، از نوع معونت خدمت در اجتماع انسانی می داند در جهت حفظ وجود نوع انسان.
به مناسبت طرح اجتماع انسانی و حفظ نوع انسان، بحث ضرورت تدبیر و سیاست در مدینه که دارای افراد مختلف الدعاوی با تنوع در حرکات آن ها می باشد و بحث حوایج سیاست که ناموس، حاکم و دینار است به میان می آید. سیاست نیز دارای انواع و اقسامی است که عبارتند از سیاست ملک (سیاست فضلاً بر وجه تحصیل فضایل)، سیاست غلبه(سیاست تدبیر امور افراد پست)، سیاست کرامت (تدبیر جماعتی که به اقتنای کرامت موسوم باشند) و سیاست جماعت (تدبیر فرق مختلف بر قانونی که ناموس الهی وضع کرده باشد). پس از بیان اقسام سیاست، حکمت مدنی را قوانین کلی می داند که مقتضی عموم باشد از جهت راهبری عموم به کمال حقیقی با رعایت اعتدال . به اعتقاد محقق طوسی، چنین علمی رئیس تمام صناعات است و بدین جهت ضرورت تعّلم آن واضح و ثمره آن اشاعه خیرات در عالم و ازاله شرور می شود؛
در فصل دوم با عنوان «فضیلت محبت»، با بیان ضرورت تألیف افراد اجتماع در معاونت با یکدیگر، جهت طبیعی هر فرد را به سوی کمال و به سوی الفت با یکدیگر در اجتماع مدینه دانسته، و محبت را اشتیاق به تألّف معنا می کنند. آنگاه با تقسیم محبت در نوع انسان به طبیعی و ارادی، انواع و اسباب محبت های ارادی را بر شمرده و سپس انس طبیعی را مبدأ تمدن و تألف و اقتضای حکمت و دعوت شرایع و آداب محمود را به انس ورزیدن به یکدیگر می داند و در محبت هایی که اسباب آن لذت یا منفعت یا مختلف از این دو باشد، وجود عدم اعتدال و اختلاف می داند و در محبت های میان اهل خیر، قائل به عدم وجود اختلاف است؛
فصل سوم، با عنوان «اقسام اجتماعات»، ابتدا اجتماعات انسانی را به مدینه فاضله و غیرفاضله تقسیم و بیان می دارد که غیرفاضله به جاهله و فاسقه و ضاله متعدد می شود و آنگاه ماهیت اتفاق آرای اهل مدینه فاضله را به مطابقت با حق و موافقت با یکدیگر و افعال آن ها را مقدم به تهذیب و مقدر به قوانین عدالت دانسته و سپس روش های ارشاد حکیم، اهل مدینه را به قیاسات برهانی یا اقناعیّات یا شعریّات یا مخیّلات دانسته است. در ادامه اصناف ارکان مدینه فاضله را به افاضل، اهل فرهنگ، مقدّران، مجاهدان و مالیان تقسیم کرده است. در آخر فصل، به معرفی ماهیت و انواع و اهداف و ملاکات افضلیت مدن غیرفاضله یعنی جاهله و فاسقه و ضاله و خصوصیات رئیس هر یک از مدن می پردازند؛
فصل چهارم با عنوان «در سیاست ملک و آداب ملوک» ابتدا سیاست را به فاضله و ناقصه تقسیم می کند، آنگاه سیاست فاضله را سیاست امامت می داند که لازمه سیاست امامت را نیل به سعادت و هدف آن را تکمیل خُلق، و لازمه سیاست تغلّب را نیل به شقاوت و مذّمت و هدف آن را استعباد خلق می داند. در ادامه، ویژگی های عملی سائس اول یعنی امام را تمسک به عدالت، دوست خود داشتن رعیت، رواج خیرات عامه در مدینه و غلبه بر شهوات و شاخص های خیرات عامه را امنیت، سکوت، مودت با یکدیگر، عدل، عفاف، لطف و وفا می داند. همچنین ویژگی سائس دوم یعنی تغلّب را تمسک به جور، رعیت را به جای عبید گرفتن، مدینه را پر از شرور کردن و خویشتن را بند شهوت کردن و شاخص های شرور عامه را خوف، اضطراب، تنازع، جور، حرص، عنف، غدر، خیانت، مسخرگی و غیبت بر می شمرد.
اما در اصول کلی حفظ دولت، تألف اولیا و تنازع اعدا را سبب می داند، از این رو، توجه پادشاه به حال رعیت را واجب دانسته و لزوم توفّر پادشاه بر قوانین عادله را متذکر شده است، چرا که رابطه ای مستقیم بین قوام مملکت با عدالت ورزی برقرار می کند و قوام مدن را به ملک و قوام ملک را به سیاست و قوام سیاست را به حکمت می داند. در آخر با ذکر اصناف مردم، وظیفه ملک را با هر یک از اصناف بیان می دارد. در قبال دشمنان، لزوم حفظ اسرار و تجسس از دشمنان را یاد آوری کرده و به تناسب صفات فرماندهی لشکر در جنگ و جواز تمسک به حیله و تزویر و نامه های دروغ و تفرق اعدا را تأکید می کند؛
در فصل پنجم، سیاست خدم و آداب اتباع ملوک مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا وظیفه خادم در برابر ملوک مبالغه و توجه زیاد بر کتمان اسرار مخدوم بیان شده است. وی وظیفه مردم را بر مبالغه ورزیدن در احتشام و هیبت ملوک و رؤسا دانسته و آنگاه، شرایط خدمت به ملوک را بر شمرده است؛
در فصل ششم در مقام بیان فضیلت صداقت و کیفیت معاشرت با اصدقا، به بیان ویژگی فرد کامل و سعید و نحوه دوست یابی و حفظ دوستی پرداخته و بعد نحوه رفتار با نزدیکان را متذکر می شود و به مناسبت، ستیزه گری و لجاجت را اسباب اختلاف دانسته و افراد را از آن دو بر حذر می دارد؛
فصل هفتم که آخرین بحث در سیاست مدن است، درباره کیفیت معاشرت با اصناف خلق، انواع معاشرت با صنف مقابل و هم ردیف خود می باشد. وی دوستان را به حقیقی و غیرحقیقی و دشمنان را به دشمنان

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.