خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شوراهای اسلامی و دیدگاهها
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شوراهای اسلامی و دیدگاهها قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زندگی و اندیشه سیاسی جلال الدین دوانی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زندگی و اندیشه سیاسی جلال الدین دوانی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
12ساعت
19دقیقه
24ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل وضعیت رشته علوم سیاسی در ایران

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 56

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل وضعیت رشته علوم سیاسی در ایران – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت رشته علوم سیاسی در ایران شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت رشته علوم سیاسی در ایران:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت رشته علوم سیاسی در ایران به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل وضعیت رشته علوم سیاسی در ایران به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل وضعیت رشته علوم سیاسی در ایران با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت رشته علوم سیاسی در ایران با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل وضعیت رشته علوم سیاسی در ایران با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت رشته علوم سیاسی در ایران را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل وضعیت رشته علوم سیاسی در ایران :

مقدمه

از تاسیس مدرسه علوم سیاسی در سال ۱۲۷۷ ش/۱۳۱۷ق و ورود علم سیاست (۱) به ایران یکصد سال می گذرد. بررسی کارنامه فعالیت دانش پژوهان علم سیاست طی این دوران و تحولاتی که این دانش، پشت سر گذاشته است; بویژه آنچه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و وقوع انقلاب فرهنگی در دانشگاهها رخ داده، برای ارزیابی وضعیت کنونی و روندهای آینده آن بسیار بجا و ضروری است. تاکنون در این زمینه مطالعاتی صورت گرفته که گرچه در خور تقدیر است; اما به هیچ روی کافی نیست. (عنایت، ۱۳۷۲; پهلون، ۱۳۶۸; ازغندی، ۱۳۷۲) در این مقاله دعوی پاسخ گفتن به چنین چیزی نیست که از حد توان و گنجایش آن فراتر است; اما این مختصر می تواند درآمدی بر تلاشی گسترده و همه جانبه در هت شناخت بهتر وضعیت کنونی علم سیاست در ایران باشد که امیدوارم در مجالی وسیعتر بدان توفیق یابم.

بسیاری از سیاست پژوهان ایرانی وضعیت رشته علمی خود را «بحران آمیز» می دانند. به طور کلی، «بحران » مفهومی است که برای اشاره به اختلال در روابط اجزای درونی سیستم و نیز رابطه سیستم با محیط بیرونی که در نهایت موجب اختلال در کل نظام می شود، به کار می رود. اما اختلال و بی نظمی تنها وجه بحران نیست; چرا که آگاهی از ضعیت بحرانی می تواند بحران زدگان را به تلاش برای ایجاد نظمی نو و متکامل برانگیزد. بحران همواره «خصلتی بیدارکننده » دارد. (اسدی، ۱۳۷۰،۱۰۶) جالب است که بدانیم واژه انگلیسی

Crisis

– به معنای «بحران » – و واژه

– به معنای «نقد» – هر دو از ریشه یونانی

krites

به معنای «جداسازی و گاه داوری » گرفته شده است. این بدان معناست که بحران اگر با عنصر «آگاهی » همراه باشد، همواره راه را بر «نقد» می گشاید. بنابراین، چنانچه به راستی علم سیاست در ایران در وضعیتی بحرانی گرفتار آمده باشد، تلاش برای یافتن راه برون رفتی از این وضعیت، تنها با بررسی نقادانه جایگاه و کار ویژه های آن امکان پذیر است. از آنجا که هرگونه نقادی وضع موجود مبتنی بر شناختی از وضع مطلوب است، اشاره به مفهوم علم سیاست – آنچنانکه «باید» باشد – ضروری است. از نظر حمید عنایت، علوم سیاسی به معنای امروزی این اصطلاح «عبارت از بررسی و نقد پدیده های مربوط به حکومت و قدرت به شیوه ای منظم و تحلیلی است.» (ملک، ۱۳۵۴، الف) اما علوم سیاسی در ایران «به معنای درست این اصطلاح […]، دانش سیاسی ژرف بینانه ای [است که باید] با بهره گیری از تازه ترین دانسته های بشر روزگار ما و بر اساس شناخت خصوصیات سیاسی و اقتصادی جامعه ایرانی پدید آید و راهنمای کردار سیاسی شود.»

(همان، پ)

علم سیاست در ایران از بدو تاسیس تا به امروز چهار دوره را پشت سر گذاشته است:

۱. از تاسیس مدرسه علوم سیاسی تا تاسیس دانشگاه تهران;

۲. از تاسیس دانشگاه تهران تا دهه چهل شمسی;

۳. از دهه چهل تا پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز انقلاب فرهنگی;

۴. از بازگشایی دانشگاهها پس از انقلاب فرهنگی تا به امروز.

در این مقاله، عمدتا تحولاتی مورد توجه است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در علم سیاست رخ داده است; اما توجه به دوران پس از انقلاب به معنای آن نیست که علم سیاست در این دوره، پیوندهای خود را با گذشته گسسته یا تحولی اساسی را از سرگذرانده باشد. علم سیاست در هر دو دوره، وضعیتی کم و بیش مشابه داشته و دچار مشکلات نسبتا یکسانی بوده است; همچنانکه برخی روندهای مثبت در تحول این دانش از دوران پیش از انقلاب آغاز شده و صرفا به پس از انقلاب مربوط نمی شود. علاوه بر این، لازم به ذکر است که مشکلات علم سیاست در ایران در بسیاری از موارد مختص به آن نیست; بلکه در نگاهی وسیعتر، اغلب شاخه های علوم اجتماعی با علم سیاست وضعیت مشابهی دارند. اما علم سیاست بیش از دیگر دانشهای هم خانواده، در معرض تاثیرات ناشی از تحولات سیاسی ایران معاصر قرار گرفته است.

در این مقاله، تلاش می کنم نشان دهم که از میان همه مشکلات و نابسامانیهایی که علم سیاست در ایران با آن روبروست، مهمترین مشکل، دورماندن آن از واقعیات تحولات سیاسی در ساحت دولت و جامعه ایرانی است. وضعیتی که می توان آن را «انزوای سیاسی – اجتماعی » علم سیاست نام نهاد. عوامل گوناگونی در پدید آمدن چنین وضعیتی مؤثر بوده اند که از میان آنها بیش از هر چیز باید به نقش حاکمیت خودکامگی سیاسی و فقدان فضای «مباحثه » و «نقادی » از یک سو و غلبه غرب گرایی بر اغلب سیاست پژوهان ایرانی و بی توجهی آنان به تاریخ و فرهنگ جامعه ایرانی از سوی دیگر توجه داشت. بدین منظور، ابتدا به وضعیت این رشته تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره ای گذرا خواهد شد و سپس تحولات آن در پس از انقلاب مورد بررسی قرار می گیرد و در ضمن آن به بررسی و بیان مشکلات علم سیاست و عوامل مؤثر بر آنها نیز خواهم پرداخت.

از تاسیس مدرسه علوم سیاسی تا انقلاب اسلامی

آغاز ورود علم سیاست به ایران، به سال ۱۲۷۷ شمسی و تاسیس مدرسه علوم سیاسی باز می گردد. مدرسه علوم سیاسی از بدو تاسیس هدفی کاربردی و مشخص را دنبال می کرد. بنیان گذاران مدرسه خواهان آن بودند که با آموزش دانشهای رایج آن روز در زمینه های سیاسی، اقتصادی و حقوقی و آشنا ساختن دانش آموزان با تحولات بین المللی، نیروی انسانی آگاه و کارآمدی به منظور اشتغال در دستگاه وزارت خارجه پرورش دهند. به همین دلیل تا سال ۱۳۰۵ شمسی مدرسه، رسما جزیی از وزارت خارجه بود و محتوای دروس آن را اغلب، سیاست خارجی، آموزش دیپلماسی نوین و حقوق بین الملل تشکیل می داد و از آموزش مسائل مربوط به سیاست و حکومت ایران خبری نبود; چرا که آنان به دنبال «آداب و معاشرت و اصول معمول در کشورهای اروپایی » بودند و «به آداب درباری و رسوم کشوری مملکت خود واقف نبودند.» (محبوبی اردکنی،۳۹۹ به نقل از پهلون، ۱۳۶۸، ۳۳۰) پیامد مثبت چنین رویکردی این بود که دانش آموزان مدرسه از خطر غوطه ور شدن در مباحث نظری صرف و دوری از عرضه عمل سیاسی در امان باشند. علیرغم این جهت گیری بیرونی، مدرسه علوم سیاسی تدریجا کانون نشر اندیشه های آزادی خواهانه گردیدو استادان و دانش آموزان آن در صف مشروطه خواهان بنام قرار گرفتند و نقش بسیار مهمی در تحولات این دوران ایفا کردند. این امر، نشانگر آن است که مدرسه طی یک روند طبیعی، درگیر زندگی سیاسی و اجتماعی آن روزگار می شد و زمینه تامل در مسائل سیاست داخلی در آن فراهم می آمد. اما این روند دیری نپایید و با کودتای سوم اسفند۱۲۹۹ و بر سر کار آمدن رضاخان، متوقف شد. از آن پس سیاست پژوهان ایرانی نسبت به تحولات سیاسی ایران، برخورد محافظه کارانه ای در پیش گرفتند.

مدرسه علوم سیاسی در سال ۱۳۰۵ از وزارت امور خارجه منفک و با مدرسه عالی حقوق ادغام شد و در سال ۱۳۱۳ با تاسیس دانشگاه تهران، همراه با مدرسه عالی تجارت، جای خود را به دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی داد. «در واقع حیات مستقل مدرسه هنگامی که با مدرسه حقوق درهم می آمیزد، پایان می گیرد و با ادغام شدن در دانشگاه، هویت پیشین خود را از دست می دهد و به شکلی دیگر تداوم می یابد.» (پهلوان، ۱۳۶۸، ۳۵۸)

طی این دوره، دانشکده حقوق و علوم سیاسی همچنان مهد پرورش رجال برجسته سیاسی کشور بود. «با این وصف، در راه رشد علوم سیاسی چه در دانشگاه و چه در میان روشنفکران چندان مؤثر نبود.» (عنایت، ۱۳۷۲،۱۲۷); زیرا در دوران دیکتاتوری پهلوی اول به سیاست پژوهان ایرانی امکان بررسی نقادانه سیاست و حکومت در ایران داده نمی شد.

دیگر آنکه، سلطه نظام آموزش فرانسوی موجب غلبه رویکرد حقوقی در مطالعه پدیده های سیاسی شده بود. به همین دلیل، حتی پس از شهریور ۱۳۲۰ و در فضای باز سالهای ۲۰ تا ۳۲، تلاش نظری چشمگیری برای کاستن از روح محافظه کارانه حاکم بر علم سیاست انجام نگرفت. پس از کودتای ۲۸ مرداد۱۳۳۲، دوران تازه ای از سلطه نظام سیاسی خودکامه در ایران معاصر آغاز گردید و سیاست پژوهان ایرانی از تحلیل مسائل سیاسی روز، به حوزه «ترجمه آثار خارجی » در زمینه «تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران و نیز تاریخ ملل بزرگ و روابط بین الملل » رانده شدند. (ملک، ۱۳۴،ب) با بازگشت تعداد بیشتری از دانش آموختگان علم سیاست از غرب، بی علاقگی نسبت به شناخت تاثیر میراث فرهنگ اسلامی بر فرهنگ و تاریخ جامعه ایرانی، ویژگی عمده علم سیاست گردید.

بسیاری از تحصیلکردگان ایرانی نه تنها نسبت به میراث اسلامی خود بیگانه بودند; بلکه برخی از آنها، تحقیق درباره آن را کاری «بیهوده و فضل فروشانه و وسیله انحراف از عقاید مناسب دنیای مدرن، می دانستند. وجه دیگر این بی علاقگی، بی توجهی نسبت به شناخت تاریخ و فرهنگ و اندیشه سیاسی در جوامع معاصر عرب بود. (عنایت، ۱۳۷۲، ۱۳۰ – ۱۳۱)

در دهه ۴۰ شمسی، سه رویداد مهم توانست موجب بهبود نسبی وضعیت علم سیاست گردد. نخست آنکه «اتخاذ تدریجی سیستم واحدی در اواسط دهه چهل و بسط دوره لیسانس از سه سال به چهار سال و تاسیس دوره های فوق لیسانس و دکترای علوم سیاسی، باعث شد که علوم سیاسی در دانشگاه تهران از تبعیت مطالعات حقوقی، آزاد شود و به عنوان یک رشته مستقل بازسازی گردد.» (همان،۱۲۷). دوم آنکه تاسیس دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی کنونی) و تدریس علم سیاست در آن، آموزش این رشته را از انحصار دانشگاه تهران خارج کرد و «موجب نوعی رقابت حرفه ای شد، و همین امر به استحکام علوم سیاسی کمک کرد.» (همان) و بالاخره آنکه از نیمه دوم دهه چهل، نسل تازه ای از دانش آموختگان علم سیاست به کشور بازگشتند که از یک سو به استقلال علم سیاست از حقوق و لزوم به کارگیری روشهای تحلیلی جامعه شناختی به جای رویکرد حقوقی در مطالعه پدیده های سیاسی باور داشتند و از سوی دیگر، گرایش به مطالعه «مسائل ایران و اسلام » را تقویت کردند. حمید عنایت، حمید بهزادی، ابوالفضل قاضی، محمد رضوی و برخی دیگر از استادان دانشکده حقوق، از جمله این افراد بودند. پیامد چنین تحولاتی، تغییر برنامه آموزشی رشته علوم سیاسی و تصویب برخی دروس جدید بود; مانند: اصول روابط بین الملل، احزاب سیاسی و گروههای ذی نفوذ، ارتباط جمعی و افکار عمومی، سیاست و حکومت در کشورهای باختری و سوسیالیستی، مسائل نظامی و سوق الجیشی معاصر، تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، نهادها و اندیشه های سیاسی در ایران و اسلام و نیروهای مذهبی معاصر. (همان; ازغندی، ۱۳۷۲،۱۹ – ۲۰) انتشار «نشریه دانشکده حقوق و علوم سیاسی »، تاسیس «مرکز مطالعات عالی بین المللی (۱۳۴۴) و «مدرسه علوم سیاسی و امور حزبی » (۱۳۵۰)، از دیگر اقداماتی است که در طول این دوره صورت گرفت. با این همه، علم سیاست تا پایان این دوره با مشکلاتی اساسی مواجه بود.

پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز انقلاب فرهنگی

در پی پیروزی انقلاب اسلامی، در دانشکده حقوق تلاشهایی برای خروج از سستی و محافظه کاری حاکم بر آن صورت گرفت. اعضای هیات علمی دانشکده حقوق، پس از سالها که رئیس دانشکده از سوی مقامات بالاتر منصوب می شد – برای اولین و آخرین بار پس از انقلاب – خود راسا به انتخاب رئیس دانشکده مبادرت ورزیدند و دکتر محمد رضوی را بدین سمت انتخاب کردند (رضوی، ۱۳۷۵). همچنین در دوره شبانه رشته علوم سیاسی، درسی تحت عنوان «مبانی حکومت در اسلام » ارائه گردید. اما این تغییرات کوچک به هیچ وجه نمی توانست پاسخگوی مطالبات جو انقلابی آن روز برای اصلاح دانشگاهها باشد و دانشکده حقوق را از تحولات مهمی که نظام آموزش دانشگاهی – به ویژه در علوم انسانی – در پیش رو داشت، بر کنار نگهدارد.

دانشگاهها در جریان انقلاب اسلامی و پس از آن، یکی از مراکز عمده بسیج سیاسی بودند; اما تبدیل آنها به مراکز تجمع دسته جات و احزاب سیاسی مخالف و معارضه جو، جو آنها را کاملا سیاست زده و ملتهب ساخته بود. علاوه بر این، سلطه نظام آموزشی غربی بر دانشگاهها، آنها را در معرض سوء ظن شدید رهبران انقلاب قرار می داد. به عنوان نمونه، باید به دیدگاههای حضرت امام خمینی(ره) در این باره اشاره کرد.

معظم له بر این باور بودند که دانشگاهها در دوران حاکمیت نظام پهلوی، ابزار عمده ترویج فرهنگ غربی و مایه دوری جوانان این مملکت از فرهنگ اصیل اسلامی و غرب زدگی یا شرق زدگی آنان بودند. چنین دانشگاهی، غیر اسلامی است. اما دانشگاه اسلامی دانشگاهی است که مهمترین ویژگی آن داشتن استقلال فکری است. از آنجا که دستیابی به استقلال فرهنگی، شرط ضروری تحقق آرمان های انقلاب اسلامی است، اصلاح دانشگاهها و ایجاد دانشگاه اسلامی مستقل، ضرورتی گریزناپذیر است (امام خمینی، ۱۳۷۲، ج ۷، ۱۸۴ -۱۸۶ و سخنرانی در جمع اعضای انجمنهای اسلامی دانشجویان در تاریخ ۱ / ۲ /۱۳۵۹).

اراده قاطع رهبر انقلاب اسلامی برای برخورد با نیروهای معارضه جو و اصلاح نظام آموزشی دانشگاهی، موجب گردید در اردیبهشت ۱۳۵۹ دانشگاهها تعطیل و برنامه اسلامی کردن دانشگاهها با عنوان «انقلاب فرهنگی » آغاز گردد.» (۲)

هدف و محور اصلی انقلاب فرهنگی را بیش از هر چیز نوعی تحول و دگرگونی بنیادین و عمیق در علوم انسانی تشکیل می داد (دفتر همکاری حوزه و دانشگاه،۱۳۷۳،۲).

چنین توجهی به علوم انسانی، ناشی از دو امر بود; نخست آنکه، اسلام دینی است که برای هدایت انسان و تکامل او فرو فرستاده شده و برنامه ای کامل و جامع برای نیل به آن هدف در اختیار او می گذارد. از آنجا که موضوع اصلی علوم انسانی نیز انسان و جامعه انسانی است و با توجه به این نکته که علوم انسانی با «موضوعات ایدئولوژیک » پیوند دارند، ضروری است که مبانی و مبادی آن با تکیه بر منابع اسلامی در معرض ارزیابی و بررسی مجدد قرار گیرد. دوم آنکه، «این علوم می توانند روزنه جدیدی برای نفوذ استعمار در کشورهای جهان سوم به شمار آیند» (همان، ۲). روشنفکران و تحصیلکردگان علوم انسانی غالبا پس از بازگشت از غرب، در اثر «خودباختگی یا به عبارت دیگر غربزدگی »، مبلغ و مروج اندیشه های غربی در کشورهای خود می گردند و راه را برای نفوذ استعمار و چپاول ثروتهای مادی و مسخ فرهنگهای سنتی و بومی این کشورها هموار می سازند.

بنابراین می توان گفت; «اسلامی کردن علوم انسانی »، مهمترین محور دگرگونی دانشگاهها بود (۳) و ستاد انقلاب فرهنگی بر مبنای چنین نگرشی کار خود را آغاز کرد. برای بررسی، ارزیابی و بازنگری مواد درسی رشته های مختلف دانشگاهی، کمیته های جداگانه ای در ستاد تشکیل و پس از حدود دو سال کار، در سال ۱۳۶۱ با اعلام برنامه های جدید آموزشی در رشته های مختلف، دانشگاهها بازگشایی شد. کمیته برنامه ریزی علوم سیاسی، به سرپرستی دکتر همایون الهی تشکیل گردید و تغییرات وسیعی در برنامه آموزشی رشته علوم سیاسی به وجود آورد. روابط عمومی ستاد، در آستانه بازگشایی دانشگاهها، «مشخصات کلی رشته های آموزشی گروههای علوم انسانی، هنر و کشاورزی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران » را اعلام کرد. در این کتاب، رشته علوم سیاسی چنین تعریف شده است:

هدف از دوره کارشناسی رشته علوم سیاسی، آموزش و پژوهش علم سیاست می باشد و موضوع علم سیاست، عبارت است از:

مطالعه و تحقیق پیرامون پدیده هایی از جمله: نهضتهای انقلابی و اشکال مختلف دولت و حکومت و رابطه قدرت و مبانی مادی و اخلاقی و اعتقادی هر یک از آنها در زمانها و مکانهای مختلف و کشف روابط و پدیده های سیاسی و علل پیدایش آنها و مطالعه و تحقیق درباره اداره جامعه کشوری و روابط بین المللی (ستاد انقلاب فرهنگی،۶۳).

همچنین درباره هدف از آموزش این علم آمده است:

۱. اعتلای علم سیاست;

۲. اعتلای ارزشهای اصیل انسانی و پیدا کردن امکان تفاهم با ملتهای دیگر بر اساس ارزشهای انسانی مشترک;

۳. تربیت افراد کارآمد با توانایی علمی که قابلیت تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی اجتماعی ایران و جهان را داشته باشند و بتوانند در ارگانهای اجرایی کشور مثمر ثمر واقع شوند;

۴. تامین نیروی انسانی مورد نیاز وزارتخانه ها و مؤسسات و سازمان های عمومی کشور; بویژه وزارت امور خارجه، وزارت کشور، وزارت آموزش و پرورش و آموزش عمومی (همان،۶۳ – ۶۴).

برای رسیدن به اهداف یاد شده، توجه به اصول زیر مورد تاکید قرار گرفته است:

الف. اصل آزادی تفکر و تبادل نظر دائمی میان معلم و دانشجو در تمام مراحل آموزش;

ب. مبادله گسترده اطلاعات علمی میان محافل آموزش و پژوهش داخلی و بین المللی;

ج. تعلیم و تعلم از سوی استاد و دانشجو، به نحوی که زمینه آموزش و پژوهش و تفسیر و تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی را در کلاس هر چه بیشتر فراهم سازد.

در بخشی دیگر از این نوشتار درباره «نقش و توانایی » دانش آموختگان این رشته آمده است:

دوره کارشناسی علوم سیاسی بر اساس نیازهای جامعه تدوین شده است و فارغ التحصیلان این دوره علاوه بر توانایی علمی که قابلیت تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی اجتماعی ایران و جهان را دارند، می توانند در ارگانهای اجرایی کشور به تحقیق و حل مسائل ذی ربط اشتغال ورزند.

برنامه مصوب برای دوره کارشناسی، دارای ۱۶۵ واحد درسی به تفکیک زیر بود:

۱. دروس عمومی ۳۹ واحد

۲. دروس پایه ۲۱ واحد

۳. دروس اصلی ۶۴ واحد

۴. دروس تخصصی ۳۱ واحد

۵. دروس اختیاری ۱۰ واحد

مقایسه ای میان درسهای این رشته در پیش و پس از انقلاب، نوع و جهت گیری تغییرات محتوایی برنامه را بهتر نشان می دهد. آخرین برنامه درسی رشته علوم سیاسی تا پیش پیروزی انقلاب دارای ۱۴۰ واحد (۷۴ واحددروس اصلی اجباری، ۲۶ واحد دروس فرعی، ۳۰ واحد دروس عمومی و ۱۰ واحد دروس آزاد) و پنجاه عنوان درس بود (ازغندی، ۱۳۷۲، ۱۸-۲۰). بنابراین بخشی از تغییرات از راه افزودن ۲۵ واحد بر برنامه قبلی انجام گرفت. اما دروس حذف شده; عبارتند از:

۱. روانشناسی عمومی;

۲. تمدن و فرهنگ ایران;

۳. تاریخ دیپلماسی عمومی;

۴. سازمان ملل متحد;

۵. نیروهای مذهبی معاصر;

۶. تاریخ دموکراسی;

۷. مسائل سیاسی مهم معاصر;

۸. اداره امور محلی;

۹. انسان شناسی;

۱۰. اقتصاد بین اللمل;

۱۱. اقتصاد ایران;

۱۲. حقوق مدنی;

۱۳. حقوق اساسی تطبیقی;

۱۴. تامین اجتماعی;

۱۵. مالیه عمومی;

۱۶. نهادها و اندیشه های سیاسی در ایران و اسلام;

۱۷. تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در قرن ۱۳ هجری ;

۱۸. سیاست و حکومت در کشورهای باختری;

۱۹. سیاست و حکومت در کشورهای سوسیالیستی. (جمعا به تعداد ۵۱ واحد)

دروس جدید عبارتند از:

۱. عربی ۲. معارف اسلامی ۳. تاریخ اسلام ۴. ریاضیات پایه و مقدمات آمار ۵.تعلیم و تربیت اسلامی (یا تاریخ علم در جهان اسلام)۶. زیست شناسی یا نجوم ۷.جامعه کنونی ایران و انقلاب اسلامی (عنوان درس: مبانی فقهی قانون اساسی) ۸.مبانی جامعه شناسی سیاسی در اسلام(ص). اسلام و حقوق بین الملل ۱۰. رهبری و ولایت فقیه ۱۱.اندیشه های سیاسی در تاریخ اسلام ۱۲.دیپلماسی پیامبر(ص)۱۳. جنبشها و نهضتهای سیاسی اسلامی در قرن بیستم ۱۴. تحولات سیاسی و اجتماعی ایران از انقلاب مشروطه تا ۱۳۲۰، ۱۵. تحولات سیاسی و اجتماعی ایران از ۱۳۲۰ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲،۱۶. تحولات سیاسی و اجتماعی ایران از ۱۳۳۲ تا انقلاب اسلامی ۱۷.انقلاب اسلامی ایران ۱۸. ایران و نهضتهای رهایی بخش از جنگ جهانی دوم به بعد۱۹. سازمانهای بین المللی ۲۰. تاریخ روابط بین الملل از ۱۸۷۰ به بعد ۲۱.شناخت ماهیت امپریالیسم ۲۲. انقلابهای جهان ۲۳. اندیشه های سیاسی در شرق باستان ۲۴. حقوق بین الملل خصوصی ۲۵. فن دیپلماسی و آداب کنسولی ۲۶. اسلام و ایران ۲۷. نظام سیاسی و دولت در اسلام ۲۸. سیاست و حکومت در شوروی ۲۹.سیاست و حکومت در چین ۳۰. سیاست و حکومت در اروپای باختری ۳۱.سیاست و حکومت در امریکای لاتین ۳۲. سیاست و حکومت در آسیای جنوبی ۳۳.سیاست و حکومت در افریقا ۳۴. سیاست و حکومت در امریکای شمالی ۳۵.سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ۳۶. روابط ایران و شوروی از انقلاب اکتبر به بعد۳۷.روابط ایران و امریکای شمالی از جنگ جهانی دوم به بعد ۳۸. روابط ایران با اروپای غربی ۳۹. روابط ایران با کشورهای جهان سوم ۴۰. روابط ایران با کشورهای اسلامی از جنگ جهانی دوم به بعد ۴۱. مسائل سیاسی جهان اسلام در دوران معاصر ۴۲. اعراب و اسرائیل و مساله فلسطین ۴۳. مسائل سیاسی و اقتصادی کشورهای جهان سوم ۴۴. مسائل سیاسی و اقتصادی کشورهای اروپای شرقی ۴۵.مسائل اطلاعاتی و سازمانهای سری ۴۶. مسائل اقتصادی سیاسی اروپای غربی ۴۷.مسائل سیاسی روز ۴۸. تاریخ نهادها و اندیشه های سیاسی در ایران ۴۹.مباحثی در جامعه شناسی معاصر ایران ۵۰. نظامهای اقتصادی تطبیقی ۵۱. جغرافیای سیاسی کشورهای اسلامی ۵۲. ارتش و سیاست ۵۳. مطبوعات سیاسی ایران از انقلاب مشروطه به بعد. ۵۴. خاور میانه و سیاست بین الملل ۵۵. نظامهای سیاسی تطبیقی ۵۶.سیاست خارجی امریکا از جنگ جهانی دوم به بعد۵۷. سیاست خارجی شوروی از انقلاب اکتبر به بعد. (جمعا به تعداد۱۲۳ واحد به جز درس مسائل سیاسی روز)

این برنامه در عمل و طی سالهای بعد، دچار تغییرات بسیاری شد. تعداد واحدهای دوره کارشناسی از۱۶۹ واحد به ۱۴۵ واحد و بالاخره به ۱۳۵ واحد کاهش یافت. این کاهش خواه ناخواه موجب حذف برخی دروس یا کاهش تعداد واحدهای آنها گردید. برخی از درسها هم در یکدیگر ادغام شدند و درسهای تازه ای جایگزین آنها شد.

در اینجا می توان به عنوان برخی درسها که مورد تجدید نظر قرار گرفته یا حذف شدند، اشاره کرد: عربی، ریاضیات پایه و مقدمات آمار، تعلیم و تربیت اسلامی (یا تاریخ علم در جهان اسلام)، زیست شناسی یا نجوم، جامعه کنونی ایران و انقلاب اسلامی (عنوان درس: مبانی فقهی قانون اساسی) مبانی جامعه شناسی سیاسی در اسلام، اسلام و حقوق بین الملل، رهبری و ولایت فقیه، اندیشه های سیاسی در تاریخ اسلام، دیپلماسی پیامبر(ص)، جنبشها و نهضتهای سیاسی اسلامی در قرن بیستم، ایران و نهضتهای رهایی بخش از جنگ جهانی دوم به بعد، روابط ایران و شوروی از انقلاب اکتبر به بعد، روابط ایران و امریکای شمالی از جنگ جهانی دوم به بعد، روابط ایران با اروپای غربی، مسائل سیاسی جهان اسلام در دوران معاصر، مسائل اطلاعاتی و سازمانهای سری، مسائل سیاسی روز، تاریخ نهادها و اندیشه های سیاسی در ایران، مباحثی در جامعه شناسی معاصر ایران، سیاست خارجی امریکا از جنگ جهانی دوم به بعد، سیاست خارجی شوروی از انقلاب اکتبر به بعد.

درسهایی که به برنامه آموزشی رشته علوم سیاسی اضافه شدند، عبارتند از: اخلاق و تربیت اسلامی، متون اسلامی، انقلاب اسلامی و ریشه های آن، مبانی اندیشه سیاسی در اسلام، حقوق بین الملل اسلامی، تاریخ تحول دولت در اسلام، تاریخ اندیشه سیاسی در اسلام و ایران، سیاست خارجی قدرتهای بزرگ، دیپلماسی و رفتار سیاسی در اسلام، جنبشهای اسلامی معاصر، تئوریهای انقلاب، سیر قدرت در دریاها، مالیه عمومی، جمهوری اسلامی و نهضتهای رهایی بخش، اداره امور دولتی.»

همچنانکه از مطالعه فهرست عناوین دروس جدید در رشته علوم سیاسی می توان دریافت، جهت تغییرات، عمدتا معطوف و شناخت بیشتر تحولات ایران، کشورهای جهان اسلام و نیز کشورهای جهان سوم، شناخت سیاستهای کشورهای استعمارگر و قدرتهای بزرگ و بویژه شناخت اندیشه سیاسی اسلام در وجوه مختلف آن بوده است. با این همه، این برنامه همچنان دچار ضعفهایی است که به برخی از آنها اشاره می شود.

ارزیابی برنامه آموزش رشته علوم سیاسی (۴)

علیرغم آنکه برنامه مصوب ستاد انقلاب فرهنگی، با برنامه قبلی تفاوتهای آشکاری داشت، در محتوای علم سیاست و چارچوب آن نسبت به پیش از انقلاب تغییری جدی حاصل نشد (بشیریه، ۱۳۷۵; ابوالحسنی، ۱۳۷۵). مهمترین امری که می توانست آموزش علم سیاست را دچار تحولی اساسی کند، تجدید نظر در آموزش، روش شناسی علم سیاست » بود.

نگرش حاکم بر آموزش و پژوهش علم سیاست در ایران، نگرش پوزیتویستی است که حداکثر در دهه های ۵۰ و ۶۰ در غرب مطرح بوده است. البته پوزیتویسم در غرب نقش مثبتی در «عینیت »

(

objectivity

)

بخشیدن به مسائل اجتماعی ایفا کرد و موجب گردید رویکرد «علمی » در شناخت جامعه، مستقل از رویکرد فلسفی عرض اندام کند; اما اصول اساسی پوزیتویسم در عرضه علوم انسانی و اجتماعی بویژه اصل همانندی انسان و طبیعت و امکان شناخت انسان و طبیعت با روشهای یکسان و بخصوص سلطه «غرب محوری » در مطالعات انسانی – اجتماعی آن، مورد انتقاد جدی برخی مکاتب جامعه شناسی غرب قرار گرفت. در ایران نیز روش پوزیتویستی در بدو ورود، پیامدهای مثبتی به همراه داشت و سبب گردید سلطه رویکرد حقوقی بر مطالعه پدیده های سیاسی کاهش یابد و رویکرد جامعه شناختی تا اندازه ای جایگزین آن گردد. در عین حال، در جامعه ای همانند ایران که سیاست پژوهان – خواه به هر علتی – برای دستیابی به اطلاعات، به مطالعه کتابهای دیگران بسنده می کنند. – آنچه که اصطلاحا «روش کتابخانه ای » در تحقیق نامیده می شود! – و کمتر تمایل دارند، دیگر فنون گردآوری اطلاعات – مانند مشاهده، پرسشنامه یا مصاحبه – را به کار گیرند; پوزیتویسم موجب می گردید عالمان سیاست به بیان نظریه های اجتماعی و سیاسی مربوط به جوامع غربی بپردازند و به تلاش برای شناخت مستقیم جامعه ایرانی کمتر دست زنند یا حداکثر آنکه شناخت خود را از جامعه ایرانی در

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.