اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جایگاه تکلیف الهی و بیعت در قیام امام حسین علیه السلام
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 62
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل جایگاه تکلیف الهی و بیعت در قیام امام حسین علیه السلام – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه تکلیف الهی و بیعت در قیام امام حسین علیه السلام شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه تکلیف الهی و بیعت در قیام امام حسین علیه السلام:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه تکلیف الهی و بیعت در قیام امام حسین علیه السلام به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جایگاه تکلیف الهی و بیعت در قیام امام حسین علیه السلام به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جایگاه تکلیف الهی و بیعت در قیام امام حسین علیه السلام با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه تکلیف الهی و بیعت در قیام امام حسین علیه السلام با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جایگاه تکلیف الهی و بیعت در قیام امام حسین علیه السلام با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه تکلیف الهی و بیعت در قیام امام حسین علیه السلام را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جایگاه تکلیف الهی و بیعت در قیام امام حسین علیه السلام :
امام حسین (ع) در مواردی قیام خود را مستند به نص و تکلیف الهی و گاهی آن را مستند به دعوت مردم کوفه دانسته است.
سؤال اصلی این مقاله این است که کدام یک از این دو عامل ، تاثیر ا صلی را در قیام عاشورا داشته به گونه ای که با انتفاء آن اصل قیام منتفی می شده است؟
نویسنده محترم برای پاسخ به این پرسش ابتدا نامه های مردم کوفه به امام حسین (ع) و جواب آن حضرت به ایشان را بررسی کرده سپس به بحث درباره تاثیر نص در قیام امام (ع) پرداخته است و در پایان با جمع بین ادله موجود به این نتیجه می رسد که بدون تردید علت ا صلی قیام آن حضرت امر به معروف و نهی از منکر بوده است اما دعوت و بیعت مردم کوفه حداکثر اثری که داشته اتمام حجت بر آن حضرت بوده است که در ادامه نهضت خود به سوی آنان حرکت کند و از یاری آنان برای تحقق اهداف الهی خود بهره مند گردد و نیز رهبری و هدایت کسانی را بر عهده گیرد که مصرانه خواستار آمدن امام بوده و خود را نیازمند رهبری ایشان می دانستند. افزون بر این، از کلمات و سیره آن حضرت، همچون امیرالمؤمنین (ع) و امام حسن (ع) استفاده می شود که امام (ع) حکومت کردن بر مردم از طریق قهر و غلبه را صحیح نمی دانستند.
سؤال ا صلی مقاله حاضر این است که هر یک از نص و دعوت مردم کوفه از امام حسین (ع) و بیعت آنان با نماینده آن حضرت، چه نقشی در قیام امام (ع) داشته است؟ به عبارت دیگر کدام یک از این دو عامل، تاثیر ا صلی را در قیام عاشورا داشته به گونه ای که با انتفاء آن، اصل قیام منتفی می شده است؟
منظور از «نص » در سؤال فوق آیات یا روایاتی است که امام حسین (ع) را به سوی قیام علیه حکومت یزید فرا می خواند و آن حضرت را مکلف به این کار می نمود، چنان که امام (ع) در مواردی قیام خود را مستند به نص نموده است، مانند آنجا که می فرماید: «انماخرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی طالب…» (۱)
نص مورد استناد امام (ع) در اینجا همان امر به معروف و نهی از منکر است که به عنوان یک واجب شرعی متخذ از آیات و روایات بر عهده هر مسلمانی نهاده شده است.
از سوی دیگر امام حسین (ع) گاهی حرکت خود را مستند به دعوت مردم کوفه دانسته است چنان که در پاسخ نامه های آنان مسلم بن عقیل را به عنوان نماینده خود به سوی آنها فرستاده و در نامه ای که همراه وی ارسال داشته مرقوم فرموده است:
«… فان کتب انه قد اجتمع رای ملاکم و ذوی الفضل و الحجی منکم علی مثل ما قدم علی به رسلکم و قرات فی کتبکم اقدم علیکم وشیکا ان شاءالله…; (۲) و اگر مسلم برای من بنویسد که نظر بزرگان و صاحبان عقل و درایت از میان شما همان است که فرستادگانتان گفته اند و در نامه هایتان خوانده ام پس به سرعت به سوی شما خواهم آمد ان شاءالله…»
برای پاسخ به سؤال مورد بحث باید ابتدا نامه های را که مردم کوفه برای امام حسین (ع) فرستاده وجواب آن حضرت به ایشان را بررسی کنیم و سپس به بحث درباره تاثیر نص در قیام امام (ع) بپردازیم و در پایان جمع بین دلایل موجود و نتیجه گیری نهایی را ارائه نمائیم.
۱. تاثیر دعوت مردم کوفه در قیام امام حسین (ع)
۱. اولین نامه ای که شیعیان کوفه بعد از شهادت امام حسن (ع) برای امام حسین (ع) فرستادند چنین بود:
«بسم الله الرحمن الرحیم للحسین بن علی من شیعته و شیعه ابیه امیرالمؤمنین سلام علیک فانا نحمد الیک الله الذی لا اله الاهو اما بعد، فقد بلغنا وفاه الحسن بن علی علیه السلام یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا …ما اعظم ما اصیب به هذه الامه عامه و انت و هذه الشیعه خاصه بهلاک ابن الوحی و ابن بنت النبی… و نحن شیعتک المصابه بمصیبتک، المحزونه بحزنک، المسروره بسرورک، السائره بسیرتک، المنتظره لامرک، شرح الله صدرک و رفع ذکرک و اعظم اجرک و غفر ذنبک و رد علیک حقک.» (۳)
در این نامه به صراحت سخنی از قیام و دعوت به قیام مطرح نشده بلکه بیشتر به تسلیت به امام حسین (ع) به جهت شهادت برادر بزرگوارشان و مصیبتی که از این ناحیه بر امت اسلامی و خصوصا بر شیعیان وارد شده پرداخته است و در پایان، نویسندگان نامه خود را درغم امام حسین علیه السلام شریک دانسته و در حزن وسرور و خط مشی، خویش را تابع آن حضرت شمرده اند.
دو نکته در این نامه قابل توجه است:
اول اینکه: فرستندگان نامه خود را تابع امام حسین (ع و در انتظار امر آن حضرت دانسته اند. این تعبیر «السائره بسیرتک، المنتظره لامرک » به طور تلویحی اشاره به این دارد که آنان منتظر موضع گیری جدیدی از سوی امام (ع) هستند که الزاما موضعی مخالف با حکومت می باشد زیرا موضعی که تا آن زمان از سوی امام حسن (ع) و به تبعیت ایشان توسط امام حسین (ع) دنبال می شد عدم مخالفت جدی با حکومت و پذیرش و التزام به مفاد صلحنامه ای بود که با معاویه منعقد شده بود. آخرین جمله نامه «رد علیک حقک » (خداوند حق تو یعنی حکومت و فرمانروایی بر مسلمین را به تو برگرداند) تاکیدی بر همین نکته است.
دوم اینکه: از عبارات پایانی نامه فهمیده می شود که لااقل بعضی از نویسندگان آن نسبت به موقف امام حسن (ع) در برابر حکومت معاویه چندان رضایتی نداشتند. تعبیر «المنتظره لامرک » نشان دهنده آن است که آنان منتظر موقفی از امام حسین (ع) در برابر حکومت معاویه بودند که با موقف امام حسن (ع) مغایر باشد و الا آوردن این تعبیر چندان صحیح نخواهد بود مگر اینکه منظور نویسندگان آن بوده باشد که ما منتظر صدور هرگونه فرمانی از سوی تو هستیم; اعم از این که این فرمان ارائه خط مشی جدیدی در برابر حکومت باشد و یا ادامه همان خط مشی سابق که امام حسن (ع) ترسیم فرموده بود. البته این برداشت تا اندازه ای با ظاهر عبارات نامه، سازگار به نظر نمی رسد.
۲. نامه دیگری که شیعیان کوفه در همان ایام برای امام حسین (ع) فرستادند توسط جعده بن هبیره نوشته شد و صریحا از قیام علیه حکومت معاویه و آمادگی شیعیان برای شهادت در این راه سخن می گفت:
«اما بعد، فان من قبلنا من شیعتک متطلقه انفسهم الیک لا یعدلون بک احدا و قد کانوا عرفوا رای الحسن اخیک فی دفع الحرب و عرفوک باللین لاولیائک و الغلظه علی اعدائک و الشده فی امر الله فان کنت تحب ان تطلب هذا الامر فاقدم علینا فقد وطنا انفسنا علی الموت معک.» (۴)
در اولین نامه سخنی از دعوت امام حسین (ع) توسط مردم کوفه به میان نیامده بود ولی در این نامه، فرستندگان آن به صراحت امام (ع) را برای به دست گرفتن حکومت به سوی خود دعوت کرده اند چراکه منظور از «هذا الامر» ، همان امر حکومت و فرمانروایی بر مسلمین است و افزوده اند که ما در این راه تاپای جان ایستاده ایم.
از سوی دیگر نارضایتی نگارندگان نامه نسبت به موضع گیری امام حسن (ع) در برابر حکومت معاویه که از نامه پیشین نیز به گونه ای فهمیده می شد در این نامه به طور واضحتری قابل برداشت است، لذا ایجاب می کند که امام حسین (ع) دیدگاه خود را به وضوح در پاسخ نامه بیان فرماید، از این رو حضرت در جواب آن چنین نوشت:
«اما اخی فارجو ان یکون الله وفقه و سدده فیما یاتی و اما انا فلیس رای الیوم ذاک فالصقوا رحمکم الله بالارض و اکمنوا فی البیوت و احترسوا من الظنه مادام معاویه حیا فان یحدث الله به حدثا و انا حی کتبت الیکم برایی » . (۵)
بدین ترتیب امام حسین از یک طرف عملکرد برادر بزرگوار خود، امام حسن (ع) را مورد تایید قرار می دهد و خود نیز همان خط مشی را در پیش می گیرد زیرا تغییری در اوضاع سیاسی جهان اسلام حادث نشده تا موجب تغییر استراتژی امام (ع) گردد و از آنجا که استراتژی پیشین توسط یک امام معصوم تعیین شده بود پس علی القاعده با ثبات اوضاع می باید همان استراتژی ادامه یابد چرا که بین ائمه معصومین هیچ اختلافی نیست و همه آنان نور واحدند. و از طرف دیگر از شیعیان می خواهد که خود را برای یک قیام احتمالی پس از مرگ معاویه آماده سازند و چنین نپندارند که دستور فعلی به عدم تحرک علیه حکومت یک دستور همیشگی است بلکه یک دستور مقطعی بوده و ناشی از شرایط خاص آن زمان و انعقاد صلح نامه با معاویه می باشد، پس باید منتظر شد که پس از مرگ معاویه، حکومت چگونه عمل خواهد کرد؟ آیا مطابق عهدنامه فرمانروایی مسلمین را به امام حسین (ع) خواهد سپرد یا عهدنامه را زیر پا گذاشته و شخصی از بنی امیه را جانشین معاویه خواهد نمود.
پس در هر حال باید انتظار کشید که پس از مرگ معاویه چه اتفاقی می افتد تا امام (ع) دستور لازم را به مردم ابلاغ نماید و به تعبیر خود آن حضرت: «..فان یحدث الله به حدثا و انا حی کتبت الیکم برایی » .
۳. اخبار تاریخی متعددی وجود دارد که نشان دهنده ارتباط مستمر اهل کوفه با امام حسین (ع) می باشد به گونه ای که در برخی موارد، هیاتهایی را به سوی آن حضرت می فرستادند تا دیدگاه ایشان را در خصوص مورد مزبور بدانند و کسب تکلیف نمایند. اینها گواه بر آن است که اهل کوفه، امام حسین (ع) را به عنوان رهبر واجب الاطاعه خود قبول داشتند. (۶) یکی از این هیاتها بعد از شهادت حجربن عدی و یارانش به نزد امام حسین (ع) آمدند. حضرت از شنیدن خبر مزبور بسیار ناراحت شد. گزارش این ملاقات به اطلاع والی مدینه مروان بن حکم رسید، او نیز نامه ای برای معاویه نوشت و از وی کسب تکلیف کرد:
«ان رجالا من اهل العراق قدموا علی الحسین بن علی و هم مقیمون عنده یختلفون الیه فاکتب الی بالذی تری » . (۷)
معاویه در جواب مروان، او را از تعرض به امام حسین (ع) باز داشت و عمل آن حضرت را موجب نقض مفاد صلح نامه ندانست ودر عین حال نامه ای نیز برای امام (ع) نوشت و لزوم پای بندی به صلح نامه را به ایشان یادآوری کرد و ضمنا تهدید نمود که اگر علیه من کید نمایی من هم با تو کید خواهم کرد. (۸)
امام حسین (ع) در پاسخ معاویه فرمود:
«ما ارید حربک و لا الخلاف علیک; من اراده جنگ و مخالفت با تو را ندارم.» (۹)
بعضی از تواریخ، پاسخ امام (ع) را با تفصیل بیشتری نقل کرده اند و آورده اند که امام (ع) پس از عبارت فوق اضافه نمود که: برای خود در پیشگاه خداوند عذری در ترک جهاد با تو نمی بینم و فتنه ای را بزرگتر از فرمانروایی تو براین امت نمی دانم:
«… و ما اظن لی عندالله عذرا فی ترک جهادک و ما اعلم فتنه اعظم من ولایتک امر هذه الامه » . (۱۰)
مطابق این نقل امام حسین (ع) ضمن تاکید بر این نکته که پیمان صلح با معاویه را نقض نکرده و اراده جنگ باوی را ندارد به او گوشزد می کند که وی را صالح برای خلافت بر مسلمین نمی داند و اگر در مقابل او سکوت کرده و به جنگ با وی بر نخاسته به دلیل شرایط خاص موجود در آن زمان است و در واقع وظیفه اولی خود را در برابر معاویه جهاد با او می داند چرا که فرمانروایی وی بر مسلمین را بزرگترین فتنه و مصیبت می شمارد اما از آنجا که جهاد با معاویه در آن زمان به دلیل وجود سیاستهای حیله گرانه معاویه و چهره کاذبی که او از خود به مردم نشان داده بود، به نتیجه مطلوب نمی رسید و موجب ریختن خون تعداد کثیری از شیعیان و تضعیف بیش از پیش موقعیت آنان در جامعه می گردید و علاوه بر اینها صلح نامه ای که بین امام حسن (ع) و معاویه به امضا رسیده بود هنوز به طور جدی توسط معاویه نقض نشده بود، لذا امام حسین (ع) به عنوان حکم ثانوی وظیفه خود را عدم اقدام به جنگ با معاویه می دید.
۴. دیگر از نامه های که اهل کوفه برای امام حسین (ع) فرستاده، وی را به قیام علیه حکومت معاویه فرا خواندند زمانی بود که معاویه بر خلاف مفاد صریح صلح نامه که خلافت بر مسلمین را پس از معاویه، حق امام حسن (ع) و در صورت رحلت وی حق امام حسین (ع) می دانست، اقدام به بیعت گرفتن از مردم برای یزید کرد.
امام حسین (ع) به این نامه ها جواب مثبت نداد و دعوت آنان را برای قیام علیه حکومت نپذیرفت. گروهی از اهل کوفه به نزد محمد بن حنفیه رفتند و از او خواستند که با آنان بر ضد معاویه قیام کند، او نیز نپذیرفت و به نزد امام حسین (ع) آمده مطلب را با ایشان در میان گذاشت. حضرت در جواب برادرش فرمود:
«ان القوم انما یریدون ان یاکلوا بنا و یستطیلوا بنا و یستنبطوا دماء الناس و دماء نا» (۱۱)
اگر این نقل تاریخی، صحیح باشد نشانگر آن است که مردمی که آن حضرت را به قیام دعوت می کردند نه هدف خدا پسندانه ای داشتند و نه درک درستی از موقعیت امام حسین (ع) به عنوان رهبر و امام امت، بلکه به دنبال تامین منافع خود بودند و چنان که امام (ع) فرمود: «ان القوم یریدون ان یاکلوا بنا….» همچنین برای آنان فرقی نمی کرد که رهبری این قیام با امام حسین (ع) باشد یا با دیگری و لذا پس از آن که امام (ع) به آنان جواب منفی داد به نزد محمد بن حنفیه رفتند در حالی که بدون شک در مدت حکومت علی (ع) در کوفه متوجه جلالت قدر امام حسین (ع) و موقعیت ایشان در نزد امیرالمؤمنین (ع) و شایستگی آن حضرت برای امامت شده بودند.
این عوامل باعث شد که امام حسین (ع) به دعوت آنان پاسخ مثبت ندهد ولی در عین حال آنها را از اصل قیام مایوس نکرد و شاید این تعبیر که به دنبال نقل تاریخی فوق آمده است به همین معنا باشد که:
«… فاقام الحسین علی ما هو علیه من الهموم مره یرید ان یسیر الیهم و مره یجمع الاقامه عنهم » . (۱۲)
اگر این نقل، صحیح باشد نشان می دهد که امام حسین (ع) از یک طرف، از اوضاع پیش آمده ناراحت و غمگین بودند و از طرف دیگر سعی داشتند که آمادگی مردم را برای قیام علیه حکومت حفظ نمایند لذا گاهی اراده حرکت به سوی آنان می کردند و گاهی از این کار خودداری می نمودند. همچنین احتمال دارد که امام (ع) در میان دعوت کنندگان، افرادی را می شناختند که در گفتار خود صادق بودند و به این وسیله می خواستند آنان را ناامید نکنند و از قیام علیه حکومت اموی دلسرد ننمایند.
۵. پس از هلاکت معاویه، شیعیان کوفه در منزل سلیمان بن صرد جمع شدند و حمد خداوند را در برابر مرگ معاویه به جا آوردند. آنگاه سلیمان در ضمن سخنانی به آنان گفت: امام حسین (ع) از بیعت با یزید خودداری کرده و به سوی مکه خارج شده است. شما شیعیان او و پدرش هستید، اگر می دانید که او را یاری خواهید نمود و با دشمنش جهاد خواهید کرد برایش نامه بنویسید و او را به سوی خود دعوت کنید ولی اگر از ضعف و سستی خود می ترسید، آن حضرت را با سخنان خود فریب ندهید. همگی گفتند ما با دشمن امام (ع) می جنگیم و جانمان را در راهش فدا می کنیم. (۱۳)
به دنبال این سخنان بود که اجتماع کنندگان در منزل سلیمان برای امام حسین (ع) نامه ای نوشتند و در صدر نامه، نام کسانی را ذکر کردند که از سران شیعه در کوفه و از اشخاص مورد اعتماد بودند; یعنی سلیمان بن صرد، مسیب بن نجبه، رفاعه بن شداد و حبیب بن مظاهر. در این نامه پس از حمد خداوند و سپاسگزاری از او در برابر هلاکت معاویه که خلافت را غصب کرده و بدون رضای امت بر آنان مسلط شده بود و بزرگان و شایستگان امت اسلامی را به شهادت رسانده و اشرار را زنده نگاه داشته و بیت المال را در اختیار ظالمان و مترفین قرار داده بود، چنین نوشته شد:
«… و انه لیس علینا امام فاقبل لعل الله یجمعنا بک علی الحق و النعمان بن بشیر فی قصر الاماره لسنا نجتمع معه فی جمعه و لا نخرج معه الی عید و لو قد بلغنا انک قد اقبلت الینا اخرجناه حتی نلحقه بالشام ان شاءالله و السلام و رحمه الله علیک » . (۱۴)
در بعضی از مصادر تاریخی آمده است که دیگران نیز مطالبی نوشتند و همراه این نامه فرستادند به گونه ای که مجموع آنها در حدود یکصد و پنجاه صفحه شد. (۱۵)
کسی که این قضیه را روایت کرده است یعنی محمد بن بشر همدانی، که خود یکی از شیعیان کوفه و شرکت کنندگان در اجتماع منزل سلیمان بن صرد می باشد، اضافه می کند که نامه مزبور را همراه عبدالله بن سبع همدانی و عبدالله بن وال فرستادیم. آنها با سرعت حرکت کردند و پس از گذشت ده روز از ماه رمضان در مکه به خدمت امام حسین (ع) رسیدند.
۶. محمد بن بشر همدانی می گوید: سپس دو روز صبر کردیم و آنگاه قیس بن مسهر صیداوی و عبدالرحمن بن عبدالله ابن الکون الارجحی و عماره بن عبید سلولی را به سوی حضرت حسین (ع) روانه کردیم. آنان در حدود پنجاه و سه نامه را همراه خود بردند; نامه هایی که هر یک از سوی یک نفر یا دو نفر یا چهار نفر بود. (۱۶)
۷. محمد بن بشر همدانی اضافه می کند: پس از آن، دو روز دیگر نیز صبر کردیم و آنگاه هانی بن هانی و سبیعی و سعید بن عبدالله حنفی را با نامه ای به این مضمون به سوی امام حسین (ع) فرستادیم:
«بسم الله الرحمن الرحیم، لحسین بن علی من شیعته من المؤمنین و المسلمین، اما بعد فحیهلا فان الناس ینتظرونک و لا رای لهم فی غیرک فالعجل العجل و السلام علیک.» (۱۷)
۸. این نامه ها به اندازه ای تکرار شد که به نوشته ابن طاوس در کتاب لهوف گاهی در یک روز شش صد نامه به دست امام حسین (ع) می رسید و در مجموع حدود دوازده هزار نامه در نزد حضرت جمع شد و مع ذلک حضرت اقدام به جواب نمی نمود.
اگر چه نامه های مردم کوفه عبارات مختلفی داشت ولی تمامی آنها در این مضمون مشترک بودند که حضرت را به سوی قیام علیه حکومت یزید فرا خوانده و به وی وعده همکاری و از خودگذشتگی داده بودند.
در بعضی از نامه ها آمده بود که ما به همراه صد هزار شمشیر با تو هستیم و از آن حضرت خواسته شده بود که در آمدن به سوی آنان تاخیر ننماید:
«انا معک و معنا مائه الف سیف » ، (۱۸)
«عجل القدوم یابن رسول الله فان لک بالکوفه مائه الف سیف فلاتتاخر» . (۱۹)
در بعضی از کتابهای تاریخی تعداد افرادی که آمادگی خود را برای یاری امام حسین (ع) اعلام کرده بودند بیش از این نیز گفته شده به گونه ای که تا یکصد و چهل هزار نفر نیز ذکر کرده اند، (۲۰) اما حتی اگر این عدد مبالغه آمیز باشد یک مطلب، مسلم است و آن وجود اکثریت قاطع و بسیار عظیمی از مردم کوفه است که برای جهاد علیه حکومت اموی در رکاب آن حضرت اعلام آمادگی کرده بودند.
آیا به راستی صحیح بود که امام حسین (ع) در برابر این اکثریت عظیم و درخواست های مکرر آنان و نامه های فراوان شان سکوت کند و به سابقه آنها استناد نماید که درعهد امیرالمؤمنین (ع) و امام حسن (ع) یاران وفاداری نبودند و آن دو امام معصوم را در برابر دشمن تنها گذاشتند؟ آیا با وجود این نامه ها و تقاضاها و اعلام آمادگی ها این احتمال تقویت نمی شد که مردم کوفه به اشتباهات و تقصیرهای گذشته خود پی برده اند و اکنون قصد جبران آنها را دارند؟
آیا بدین وسیله حجت بر امام حسین (ع) تمام نمی شد که برای قیام علیه حکومت یاورانی دارد؟
امام حسین (ع) پس از رسیدن این نامه ها و اطلاعاتی که آورندگان آنها به طور شفاهی در اختیار آن حضرت می گذاشتند خود به سوی آنان حرکت نکرد بلکه برای احراز صدق ادعای آنان برادر و پسر عمو و فرد مورد اعتماد خویش، یعنی مسلم بن عقیل را به سوی آنها فرستاد و نامه ای به اهل کوفه نوشت که: به تمام آنچه در نامه های خود نوشته اید پی بردم و سخن اکثریت شما را دریافتم که گفته اید ما امام و پیشوایی نداریم به سوی ما حرکت کن تا خداوند به وسیله تو ما را بر حق و هدایت جمع کند:
«… و قد بعثت الیکم اخی و ابن عمی و ثقتی من اهل بیتی و امرته ان یکتب الی بحالکم و امرکم و رایکم فان کتب الی انه قد اجمع رای ملاکم و ذوی الفضل و الحجی منکم علی مثل ما قدمت علی به رسلکم و قرات فی کتبکم اقدم علیکم و شیکا ان شاءالله…; (۲۱) و اینک برادر و پسر عمو و شخص مورد اعتماد از خانواده خود را به سوی شما گسیل داشتم و به او دستور دادم که مرا از وضعیت و کار و رای شما مطلع گرداند، پس اگر برای من بنویسد که نظر بزرگان و صاحبان فضل و خرد از میان شما بر همان چیزی استقرار یافته که فرستادگان شما به اطلاع من رساندند و در نامه هایتان خواندم، به سرعت به سوی شما خواهم آمد ان شاءالله.»
پس از آن که مسلم به کوفه رسید و مردم کوفه گروه گروه با او به عنوان نماینده امام حسین (ع) بیعت کردند، نامه ای برای حضرت نوشت و ایشان را از آمادگی و بیعت گسترده مردم کوفه آگاه نمود. در این هنگام بود که امام (ع) دومین نامه خود را خطاب به مردم کوفه مرقوم فرمود با این عبارات:
«اما بعد فقد ورد علی کتاب مسلم بن عقیل یخبرنی باجتماعکم علی نصرنا والطلب بحقنا فسالت الله ان یحسن لنا الصنع و یثیبکم علی ذلک اعظم الاجر و قد شخصت الیکم من مکه یوم الثلاثاء لثمان مضین من ذی الحجه فاذا قدم علیکم رسولی فانکمشوا فی امرکم فانی قادم فی ایامی هذه » ; (۲۲) اما بعد نامه مسلم بن عقیل را که گویای اجتماع و هماهنگی شما در راه نصرت و یاری ما و مطالبه حق ما بود دریافت کردم. از خداوند مسالت دارم که آینده ما را به خیر و نیکی رقم زند و به شما در این اتحاد و اتفاق اجر عظیم عنایت فرماید. من روز سه شنبه هشتم ذی حجه به سوی شما حرکت کرده ام، پس هرگاه فرستاده من به نزد شما آمد، به سرعت کارهای خود را سر و سامان دهید که خود من نیز در این ایام وارد خواهم شد.»
با نگاهی به این نامه ها می توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول نامه های که پس از شهادت امام حسن (ع) برای امام حسین (ع) فرستاده شد و گویای آمادگی مردم کوفه برای جنگیدن در رکاب آن حضرت علیه حکومت معاویه بود و دسته دوم نامه های که پس از هلاکت معاویه برای امام حسین (ع) فرستاده شد و با اصرار و تاکید فراوان از آن حضرت می خواست رهبری قیام علیه حکومت اموی و امامت مسلمین را بر عهده گیرد و تاکید می نمود که مردم کوفه در این راه آماده هرگونه فداکاری و از جان گذشتگی هستند.
پاسخ امام (ع) در برابر دسته اول از نامه ها این بود که هنوز وقت قیام فرا نرسیده و باید همچنان پای بند مفاد صلح نامه ای بود که بین امام حسن (ع) و معاویه به امضاء رسید; همان گونه که سیره امام حسن (ع) نیز چنین بود. اما دسته دوم از نامه ها را حضرت فقط در زمانی پاسخ داد که تعدادشان بسیار فزونی گرفته و مطابق برخی نقل ها به دوازده هزارنامه رسیده بود; به این صورت که ابتدا مسلم بن عقیل را به سوی مردم کوفه فرستاد و آنگاه که نامه وی مبتنی برعزم و اجتماع مردم در راه یاری خود و مطالبه حق الهی خویش را دریافت نمود دومین نماینده خود قیس بن مسهر را به سوی آنان روانه کرد و خود به دنبال او به طرف کوفه حرکت نمود.
اما آیا دعوت مردم کوفه بود که امام (ع) را به قیام علیه حکومت یزید فرا خواند به گونه ای که اگر دعوت آنان نبود قیامی نیز صورت نمی گرفت یا اینکه علت ا صلی قیام چیز دیگری بود و دعوت مردم کوفه در این میان نقش ا صلی را نداشت؟ پاسخ این سؤال را پس از طرح بخش دوم مقاله، بررسی خواهیم نمود.
۲. تاثیر نص در قیام امام حسین (ع)
امام حسین (ع) از همان ابتدا که دعوت حاکم مدینه برای بیعت با یزید را نپذیرفت و آماده خروج از مدینه و شروع حرکت تاریخ ساز خویش گردید در مواردی به علت قیام خود اشاره فرموده و آن را امر به معروف و نهی از منکر و یا مبارزه با بدعت و احیای سنت دانسته که برگرفته از نصوص شرعی می باشد. در ذیل به بررسی این موارد می پردازیم:
۱. امام (ع) پس از خودداری از بیعت با ولیدبن عقبه، حاکم مدینه که به نمایندگی از سوی یزید، از آن حضرت درخواست بیعت کرده بود، تصمیم گرفت به سوی مکه حرکت کند. در این هنگام وصیت نامه ای به برادرش محمد بن حنفیه نوشت و آن را با مهر خویش ممهور نمود. متن وصیت نامه چنین بود:
«بسم الله الله الرحمن الرحیم، هذا ما اوصی به الحسین بن علی الی اخیه محمد بن الحنفیه، ان الحسین یشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و ان محمدا عبده و رسوله جاء بالحق من عنده و ان الجنه حق و النار حق و الساعه آتیه لا ریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور و انی لم اخرج اسرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ( صلی الله علیه و آله) ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی طالب فمن قبلنی بقبول الحق فالله اولی بالحق و من رد علی هذا اصبر حتی یقضی الله بینی و بین القوم و هو خیر الحاکمین و هذه وصیتی الیک یا اخی و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب.» (۲۳)
در این وصیت، امام حسین (ع) ابتدا به توحید خداوند و رسالت پیامبر اسلام و حقانیت معاد شهادت می دهد و سپس به علت قیام خود پرداخته تصریح می فرماید که برای طغیان و تکبر و سرپیچی در مقابل حق و افساد و ظلم خروج نکردم بلکه برای طلب اصلاح در امت جدم خروج نمودم. می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و مطابق سیره جد و پدرم رفتار نمایم.
چند نکته در این وصیت نامه قابل توجه است:
اول اینکه: امام (ع) اقدام به نوشتن وصیت نامه می کند و درابتدای آن عقاید حقانی خود را بیان می فرماید، همچون کسی که می داند در پایان عمر خویش قرار گرفته و نزدیک است به ندای حق لبیک گوید.
بدون شک امام حسین (ع) چنین بود و از شهادت خویش به دست یزید و لشکریانش خبر داشت. دلایل بیشتر این مطلب را در بحثهای آینده ارائه خواهیم داد.
دوم اینکه: حضرت با استفاده از «انما» که از ادات حصر می باشد و با آوردن جمله مثبت به دنبال جمله منفی «انی لم اخرج…و انما خرجت…» تصریح می کند که علت ا صلی قیام وی طلب اصلاح در امت اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر بوده است.
سوم اینکه: امام (ع) کار خود را عمل به سیره پیامبر (ص) و علی (ع) می داند و اعلام می کند که دیگران وظیفه دارند حق را پذیرفته و از او پیروی کنند و در عین حال اگر دیگران به وظیفه خود عمل نکنند وی دست از تکلیف الهی خویش بر نخواهد داشت. و با صبر و استقامت راه خود را در پیش خواهد گرفت تا خداوند در میان او و دیگران که از یاریش سرباز زدند حکم کند.
۲. پس از این که امام حسین (ع) به مکه رفت در میان گروهی از صحابه پیامبر (ص) خطبه ای ایراد فرمود که در ابتدای آن به اهمیت فریضه امر به معروف و نهی از منکر اشاره کرد و اینکه بنی اسرائیل به دلیل ترک این وظیفه الهی مورد لعنت قرار گرفتند. سپس به موقعیت والای صحابه در میان مردم اشاره نمود و آنان را مورد مؤاخذه قرار داد که چرا در مقابل منکراتی که در جامعه اسلامی صورت می گیرد سکوت کرده و عکس العملی نشان نمی دهند.
و در پایان در مورد قیام و حرکت خود سخن گفت که برای به دست آوردن قدرت و متاع ناچیز زندگی دنیا نبوده بلکه برای نشان دادن معالم دین و انجام اصلاح در بلاد اسلامی بوده است تا بندگان مظلوم خدا در امنیت قرار گیرند و به واجبات و سنن و احکام الهی عمل شود و آنگاه به مخاطبان خود هشدار داد که اگر آن حضرت را یاری نکنند ظالمان بر آنان مسلط خواهند شد و در هت خاموش کردن نور پیامبر اسلام خواهند کوشید:
«..اللهم انک تعلم انه لم یکن ما کان منا تنافسا فی سلطان و لا التماسا من فضول الحطام و لکن لنری المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک و یامن المظلومون من عبادک و یعمل بفرائضک و سننک و احکامک…» . (۲۴)
در بعضی از کتب این خطبه از امیرالمؤمنین علی (ع) نقل شده است که ظاهرا علت آن، تشابه قسمت آخر خطبه با کلامی است که از علی (ع) در نهج البلاغه آمده ولی صرف این مطلب دلیل قانع کننده ای نمی باشد زیرا احتمال دارد که امام حسین (ع) به عنوان استشهاد به کلام پدر بزرگوارشان عباراتی از خطبه ایشان را مورد استناد قرار داده باشند. همچنین احتمال دارد که این تشابه اتفاقی بوده و ناشی از آن باشد که ائمه (ع) همگی نور واحدند و به یک گونه می اندیشند. (۲۵)
در این خطبه نیز امام حسین (ع) انگیزه ا صلی قیام و حرکت خویش را اظهار اصلاح در سرزمین اسلامی، ارائه معالم دین، امنیت مظلومان و عمل به احکام و سنن الهی می داند که در واقع بازگشت تمامی آنها به امر به معروف و نهی از منکر است چرا که هر یک از امور مزبور معروف هایی هستند که در زمان حکومت بنی امیه ترک شده اند و امام حسین (ع) بارزترین مصداق «العلماء بالله » است که به تصریح خود آن حضرت در همین خطبه، مجاری امور و احکام را باید در دست داشته باشد «… ذلک بان مجاری الامور و الاحکام علی ایدی العلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه…» و در جهت احیای سنت و از میان بردن بدعت، از هیچ گونه تلاشی فرو گذار نکند.
علاوه بر این، سخنان امام (ع) درصدر این خطبه نیز که به اهمیت امر به معروف و نهی از منکر اشاره کرده و بدبختی بنی اسرائیل را ناشی از ترک این فریضه مهم الهی می داند و بر همان اساس به علمای مسلمان هشدار می دهد که در انجام این واجب بزرگ اهمال نورزند، خود قرینه ای است بر این که هدف ا صلی حضرت در نهضتش امر به معروف و نهی از منکر می باشد و دیگر اموری که در پایان خطبه ذکر شده همگی به این مساله بر می گردد.
۳. امام حسین (ع) پس از ورود به مکه نامه ای خطاب به سران قبایل شهر بصره مانند مالک بن مسمع بکری، مسعود بن عمرو، منذر بن جارود و دیگران نوشت و در ابتدا حق الهی خویش در خلافت پیامبر (ص) و امامت امت اسلامی را به آنها خاطر نشان نمود سپس اشاره کرد که گروهی این حق را از ما گرفتند و ما نیز با آگاهی بر تفوق و شایستگی خویش نسبت به این افراد، برای جلوگیری از هرگونه فتنه و اختلاف در میان مسلمانان و تضعیف آنان در برابر دشمنان خارجی، به آنچه پیش آمده بود رضایت دادیم و آرامش مسلمانان را بر حق خویش مقدم داشتیم. سپس اضافه نمود:
«..و قد بعثت رسولی الیکم بهذا الکتاب و انا ادعوکم الاکتاب الله و سنه نبیه فان السنه قد امیتت و البدعه قد احییت فان تسمعوا قولی اهدکم الی سبیل الرشاد…; (۲۶)…اینک پیک خود (سلیمان) را همراه با این نامه به سوی شما می فرستم و شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش دعوت می کنم چرا که سنت مرده است و بدعت زنده شده است پس اگر سخن مرا بشنوید شما را به راه سعادت هدایت خواهم کرد.»
در این نامه امام حسین (ع) پس از تاکید بر حقانیت خود نسبت به جانشینی رسول خدا و بر عهده گرفتن رهبری مسلمین پس از آن حضرت به دو نکته اشاره می کند:
نخست این که اگر ما در برهه ای از زمان از حق خود گذشتیم و در صدد باز پس گرفتن آن برنیامدیم بدان دلیل بود که این کار ما در آن مقطع زمانی موجب بروز فتنه و تفرقه بین مسلمین می شد لذا برای جلوگیری از تفرقه و خونریزی در بین مسلمانان که از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد از مطالبه حق الهی خویش صرف نظر کردیم.
دوم اینکه در حال حاضر اوضاع جهان اسلام دگرگون شده و اسلام نه در مسیر انحراف بلکه در خطر نابودی قرار گرفته است، سنت پیامبر (ص) مرده و بدعت زنده شده است. از طرف دیگر، قیام در این شرایط فقط باعث ریختن خون عده ای از پاکان امت اسلامی نخواهد بود بلکه ثمرات مهمی را به دنبال خواهد آورد که یکی از آنها بیداری امت مسلمان و توجه پیدا کردن به حکومت ظالمانه و باطلی است که به نام اسلام زمام امور را به دست گرفته است. در چنین وضعیتی بر امام مسلمانان لازم است رهبری قیام را به دست گرفته و با تقدیم جان خود و برترین افراد در جهت احیای سنت و از میان بردن بدعت تلاش کند.
بدین ترتیب هدف ا صلی امام حسین (ع) از حرکت خود مطابق این نامه آن است که به احیای سنت به عنوان معروف امر کند و از ترویج بدعت به عنوان منکر نهی نماید.
۴. امام حسین (ع) در مسیر حرکت خود به سوی کوفه با لشکر حربن یزید ریاحی مواجه شد و در منزل شراف طی دو سخنرانی مطالبی را با آنان در میان گذاشت. پس از آن در منزل بیضه موقعیت دیگری پیش آمد که امام (ع) مجددا با سپاهیان حر سخن بگوید و حقایقی را در مورد علت قیام و حرکت خویش با آنان در میان گذارد تا بدین وسیله به عنوان امام امت، وظیفه هدایتگری خویش را حتی در حق آنان که برای جنگ با او آمده اند، به اتمام رساند. حضرت در ضمن این سخنرانی فرمود:
«ایها الناس! ان رسول الله صلی الله علیه و آله قال من رای سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ناکثا عهده مخالفا لسنه رسول الله یعمل فی عباد الله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل و لا قول کان حقا علی الله ان یدخله مدخله. الا و ان هؤلاء قد لزموا طاعه الشیطان و ترکوا طاعه الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استاثروا بالفی ء و احلوا حرام الله و حرموا حلاله و انا احق ممن غیر…» . (۲۷)
در این خطبه امام (ع) ابتدا به سخن پیامبر اکرم (ص) استناد می کند که فرمود: هر که سلطان ظالمی را ببیند که حرام خدا را حلال کرده و پیمان الهی را در هم شکسته و با سنت رسول خدا (ص) مخالفت کرده و در میان بندگان خدا راه گناه و دشمنی را در پیش گرفته است ولی در مقابل چنین سلطانی با عمل و یا گفتار اظهار مخالفت ننماید سزاوار است که خداوند او را در جایگاه همان سلطان ظالم و در آتش جهنم داخل کند.
سپس امام (ع) این کبرای کلی را بر حکومت بنی امیه تطبیق نموده و تصریح کرده است که بنی امیه طاعت الهی را ترک کرده، پیروی از شیطان را بر خود لازم کرده اند، فساد را در جامعه ظاهر نموده و ترویج کرده و حدود الهی را تعطیل کرده اند، فی ء را (که مختص به خاندان پیامبر (ص) است) به خود اختصاص داده اند و حرام و حلال الهی را تغییر داده اند. آنگاه امام (ع) به وقعیت خود اشاره کرده و فرموده است: «انا احق ممن غیر» یعنی من به رهبری امت اسلامی از این مفسدین که دین اسلام را تحریف کرده اند شایسته ترم. (۲۸)
بدین ترتیب امام حسین (ع) در این خطبه نیز علت ا صلی قیام خود را امر به معروف و نهی از منکر اعلام می کند. به راستی چه منکری بالاتر از آن که یک سلطان جائر بر امور مسلمانان مسلط شود، حرام خدا را حلال کند، عهد و پیمان الهی را نقض کند، بر خلاف سنت رسول خدا عمل نماید و در میان بندگان خدا راه گناه و دشمنی را در پیش گیرد؟
۵. سید الشهداء (ع) پس از آن که در دوم ماه محرم سال شصت و یک هجری وارد کربلا شد و توقف کوتاهی نمود در جمع یاران و فرزندان و اهل بیت خویش قرار گرفت و در ضمن خطبه ای به تغییر اوضاع دنیا و آشکار شدن زشتی ها و از میان رفتن فضیلت ها اشاره نموده فرمود:
«…الا ترون الی الحق لا یعمل به و الی الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاء الله فانی لا اری الموت الا سعاده و الحیاه مع الظالمین الا برما…» . (۲۹)
واضح است که عمل نکردن به حق و خودداری ننمودن از باطل، یکی از بزرگترین منکراتی است که باید از آن نهی کرد به گونه ای که شایسته است شخص مؤمن در چنین حالتی آرزوی لقاء الهی را داشته باشد چه اینکه زندگی در چنین جامعه ای جز رنج و نکبت نیست.
با دقت در عباراتی که در این بخش از امام حسین (ع) نقل گردید ملاحظه می شود که امام (ع) علت ا صلی قیام خود را مطابق این عبارات، امر به معروف و نهی از منکر دانسته اند. البته در بیان این مطلب گاهی به صراحت از تعبیر «امر به معروف و نهی از منکر» استفاده کرده اند مانند وصیت به محمد بن حنفیه که در ضمن آن نوشتند: «ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر» (۳۰) و گاهی از تعابیر دیگر که حقیقت آنها به امر به معروف و نهی از منکر بر می گردد اگر چه مشتمل بر عین این اصطلاح نیست. اکنون باید به سؤال ا صلی این مقاله پاسخ داد که چگونه می توان بین استناد امام حسین (ع) به دعوت و بیعت مردم کوفه با خود از یک طرف و استناد به نص از طرف دیگر جمع نمود؟ به راستی کدام یک از این دو عامل، علت ا صلی قیام آن حضرت بوده است؟
با دقت د
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
