خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقدی بر ترجمه خانم دکتر صفارزاده از قرآن مجید
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقدی بر ترجمه خانم دکتر صفارزاده از قرآن مجید قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل در سوگ خادم بزرگ قرآن، استاد ادب روانشاد دکتر جواد حدیدی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل در سوگ خادم بزرگ قرآن، استاد ادب روانشاد دکتر جواد حدیدی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
13ساعت
55دقیقه
28ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جایگاه «بلی » و معنای آن در قرآن کریم

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 50

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل جایگاه «بلی » و معنای آن در قرآن کریم – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه «بلی » و معنای آن در قرآن کریم شامل 95 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه «بلی » و معنای آن در قرآن کریم گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جایگاه «بلی » و معنای آن در قرآن کریم با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جایگاه «بلی » و معنای آن در قرآن کریم از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جایگاه «بلی » و معنای آن در قرآن کریم با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه «بلی » و معنای آن در قرآن کریم را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جایگاه «بلی » و معنای آن در قرآن کریم :

یکی از واژه هایی که در کلام عرب به عنوان حرف جواب به کار می رود و از جایگاه خاصی برخوردار است واژه «بلی » است . این واژه در قرآن کریم در آیات متعددی به کار رفته است . براساس آنچه در کتاب المعجم المفهرس (۱) آمده، این کلمه ۲۲ بار در قرآن ذکر شده است . شناخت جایگاه «بلی » و معنای آن از مسائلی است که در فهم آیات مربوطه و ارتباط مقاطع آنها با یکدیگر، نقشی تعیین کننده دارد . مع الاسف، بسیاری از مترجمان با نگرشی سطحی از این آیات عبور کرده و با قراردادن معادلی نامناسب و گاه نادرست برای این واژه، به ترجمه آیه اقدام نموده اند . برای روشن شدن حقیقت امر، لازم است این مسئله از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار گیرد . از این رو، ما در این مقال بر آن شده ایم تا نخست با استناد به کتب اهل لغت و ادب، جایگاه «بلی » را در کلام عرب مشخص کنیم، آن گاه معادل صحیحی را که می توان در زبان فارسی برای آن قرار داد ارائه دهیم، سپس به مجموعه آیاتی که این واژه در آنها به کار رفته است، فهرست گونه اشاره کنیم و در پایان، برخی از آیات مورد بحث را با ترجمه پیشنهادی آنها و مقایسه با بعضی از ترجمه های معروف، به عنوان نمونه بیاوریم .

جایگاه «بلی » از دیدگاه اهل لغت و ادب

در مفردات راغب، ذیل واژه «بلی » آمده است:

«بلی » یا برای رد نفی است، مانند: «وقالوا لن تمسنا النار . . . بلی من کسب سیئه . . .» [بقره، ۸۰- ۸۱]، و یا در پاسخ استفهام مقرون به نفی قرار می گیرد، مانند: «الست بربکم قالوا بلی » [اعراف، ۱۷۲]، و «نعم » در مورد استفهام مجرد از نفی به کار می رود، مانند: «فهل وجدتم ما وعد ربکم حقا قالوا نعم » [اعراف، ۴۴]، که در این جا در پاسخ نمی گویند: «بلی » . بنابراین، اگر کسی بگوید: «ماعندی شی ء» و شما در پاسخ بگویی: «بلی » ، در حقیقت سخن او را رد کرده ای; و اگر بگویی: «نعم » ، در واقع به آن اقرار نموده ای . (۲)

چنان که ملاحظه می کنید، از سخن راغب بر می آید که «بلی » همواره پس از نفی قرار می گیرد، و جمله منفی یا به صورت اخبار است و یا به صورت استفهام; اما در پاسخ سؤال مثبت، «نعم » گفته می شود .

ابن منظور در این باره می گوید:

«بلی » در پاسخ سؤالی گفته می شود که مشتمل بر حرف نفی باشد، مانند: «الم تفعل کذا؟» که مخاطب در پاسخ می گوید: «بلی » . همچنین «بلی » در پاسخ سؤالی قرار می گیرد که با انکار گره خورده است . برخی گفته اند که «بلی » در پاسخ سخنی گفته می شود که در آن انکار وجود دارد، مانند آیه: «الست بربکم قالوا بلی » . (۳)

وی سپس در بیان این نکته که چرا «بلی » پیوسته پس از انکار قرار می گیرد، سخنی را از تهذیب به شرح زیر آورده است:

«بلی » از آن روی پس از انکار قرار می گیرد که معنای آن بازگشت از انکار به اثبات است . در حقیقت، «بلی » به منزله «بل » است، و «بل » همواره پس از انکار قرار می گیرد، مانند: «ما قام اخوک بل ابوک » و «ما اکرمت اخاک بل اباک » ; و هنگامی که فردی به دیگری بگوید: «الا تقوم؟» و او پاسخ دهد: «بلی » ، مقصود او «بل اقوم » است، که الف را بر «بل » افزوده اند تا سکوت بر آن صحیح باشد، زیرا اگر در پاسخ، تنها به «بل » اکتفا کند، مخاطب در انتظار کلامی پس از آن خواهد بود; از این روی الف را بر آن افزوده اند تا برای مخاطب این گمان پیش نیاید . (۴)

همان گونه که می بینید، ابن منظور نیز – چه در سخن خود، و چه در سخنی که از تهذیب نقل کرده – «بلی » را به کلام منفی اختصاص داده است .

ابوالعز همدانی، در ذیل آیه ۸۱ سوره بقره، که واژه «بلی » در آن به کار رفته، چنین آورده است:

«بلی » حرف است و در دو مورد به کار می رود:

۱ . پس از حرف نهی; خواه به صورت خبر باشد و خواه به صورت نهی . می گویی: «ما ضربت زیدا» و مثبت در پاسخ می گوید: «بلی » یعنی «بلی قد ضربت » ، و نیز می گویی: «لاتضرب زیدا» و مثبت می گوید: «بلی » یعنی «بلی اضربه » . از همین قبیل است آیه: «لن تمسنا النار الا ایاما معدوده . . . بلی . . .» [بقره، ۸۰- ۸۱]، یعنی «تمسکم ابدا» ، و این ابدیت به دلیل تعبیر «هم فیها خالدون » است [که در ذیل آیه آمده است] ; و آیه «ما کنا نعمل من سوء بلی » [نحل، ۲۸]، یعنی «بلی عملتم السوء» ; و آیه: «لایبعث الله من یموت بلی » [نحل، ۳۸]، یعنی «بلی یبعثهم » . در این گونه موارد اگر با «نعم » پاسخ بگویی، به آنچه نفی شده است اعتراف کرده ای .

۲ . در پاسخ استفهامی که بر سر نفی درآمده است . در این صورت «بلی » آن را اثبات می کند; بدین معنی که ما قبل خود را تصدیق می نماید; چنان که بگویی: «الم اکرم فلانا؟ الم اهزم جیشا؟» و کسی در پاسخ بگوید: «بلی » ، یعنی «بلی اکرمته و بلی هزمته » . در قرآن آمده است: «الست بربکم قالوا بلی » [اعراف، ۱۷۲ . ] همچنین آمده است: «الیس هذا بالحق قالوا بلی » [احقاف، ۳۴]، که این دو آیه بدین معنی است: «بلی انت ربنا، و بلی هذا الحق » ، که اگر در این جا با «نعم » پاسخ بگویی، موجب کفر خواهد شد، زیرا معنای آن چنین است: «نعم لست بربنا، و نعم لیس هذا بالحق » . (۵)

چنان که ملاحظه می کنید، در کلام همدانی، علاوه بر آنچه در کتب لغت آمده، ورود «بلی » در پاسخ نهی نیز مطرح شده است .

در معجم القواعد العربیه آمده است:

«بلی » حرف جواب است و اختصاص به نفی دارد و ابطال آن را می رساند; خواه نفی مجرد باشد، مانند: «زعم الذین کفروا ان لن یبعثوا قل بلی وربی لتبعثن » [تغابن، ۷]، یا نفی مقرون به استفهام . استفهام نیز، خواه استفهام حقیقی باشد، مانند: «الیس علی بآت؟» یا استفهام توبیخی، مانند: «ام یحسبون انا لانسمع سرهم ونجواهم بلی » [زخرف، ۸۰] یا استفهام تقریری، مانند: الست بربکم قالوا بلی » [اعراف، ۱۷۲ . ] فرق میان «بلی » و «نعم » این است که «بلی » فقط پس از نفی می آید، ولی «نعم » ، هم پس از نفی می آید و هم پس از اثبات . بنابراین اگر کسی بگوید: «ما قام زید» ، تصدیق این سخن با گفتن «نعم » و تکذیب آن با گفتن «بلی » است . (۶)

همان گونه که می بینید، صاحب معجم نیز مانند دیگران «بلی » را حرف جواب در کلام منفی دانسته و در فرق میان «بلی » و «نعم » تصریح کرده است که «بلی » فقط پس از نفی می آید، ولی «نعم » ، هم پس از نفی و هم پس از اثبات قرار می گیرد .

از آنچه تاکنون گفتیم، این نتیجه به دست می آید که از دیدگاه اهل لغت و ادب، «بلی » همواره در پاسخ نفی قرار می گیرد و آن را ابطال می کند; خواه نفی، نفی مجرد باشد یا همراه با استفهام . استفهام نیز تفاوت نمی کند، خواه استفهام حقیقی باشد یا توبیخی و یا تقریری . ولی «نعم » همیشه برای تصدیق ماقبل خودش به کار می رود; خواه ماقبل آن منفی باشد یا مثبت . در این جا، این نکته را نیز باید یادآور شویم که برخی از نحویان در مواردی که پاسخ نفی به وسیله «بلی » داده می شود، مجاز دانسته اند که به جای «بلی » از «نعم » استفاده شود، با این توجیه که نفی را حتی در استفهام تقریری به اثبات برگردانده و گفته اند که در پاسخ جمله مثبت، گفتن «نعم » صحیح است . البته این دیدگاه چندان مورد اعتماد نیست و غالبا ادبا این توجیه را نپذیرفته و برای هر یک از «بلی » و «نعم » جایگاه خاص خود را قائل شده اند . برای روشن شدن این مسئله و اختلاف نظری که در آن وجود دارد، مناسب است دیدگاه ابن هشام انصاری را در این جا منعکس کنیم . وی در کتاب مغنی اللبیب آورده است:

«بلی » حرف جواب است و الف آن اصلی است . گروهی گفته اند که اصل آن «بل » بوده و الف بر آن افزوده شده، و برخی از آنان بر این باورند که الف به دلیل این که اماله می شود علامت تانیث است . «بلی » اختصاص به نفی دارد و بیانگر ابطال آن است; خواه نفی مجرد باشد، مانند: «زعم الذین کفروا ان لن یبعثوا قل بلی وربی » [تغابن، ۷]، یا مقرون به استفهام . استفهام نیز، خواه استفهام حقیقی باشد، مانند: «الیس زید بقائم؟» که در پاسخ آن می گویی: «بلی » ، یا استفهام توبیخی، مانند: «ام یحسبون انا لانسمع سرهم ونجواهم بلی » [زخرف، ۸۰] و «ایحسب الانسان ان لن نجمع عظامه بلی » [قیامت، ۳- ۴]، یا استفهام تقریری، مانند: «الم یاتکم نذیر قالوا بلی » [ملک، ۸- ۹] و «الست بربکم قالوا بلی » [اعراف، ۱۷۲]، که در این آیه نفی همراه با تقریر در حکم نفی مجرد است که با «بلی » پاسخ داده می شود . به همین دلیل، ابن عباس و دیگران گفته اند که اگر مردم در پاسخ می گفتند: «نعم » کافر می شدند . سبب کفرشان این است که «نعم » برای تصدیق کسی است که از نفی یا ایجاب چیزی خبر می دهد، و لذا گروهی از فقها گفته اند که اگر کسی بگوید: «الیس لی علیک الف؟» و مخاطب در پاسخ بگوید: «بلی » ، پرداخت آن مبلغ بر عهده اوست، و اگر بگوید: «نعم » ، پرداخت آن مبلغ بر او لازم نیست . برخی گفته اند: پرداخت آن مبلغ در هر دو صورت بر او لازم است، و دلیل آن را اقتضای عرف – نه لغت – دانسته اند .

سهیلی و گروهی دیگر، در آنچه از ابن عباس و دیگران در آیه «الست بربکم قالوا بلی » نقل شده است مخالفت کرده و گفته اند: استفهام تقریری به خبر مثبت باز می گردد، و به همین جهت سیبویه، متصله بودن «ام » در کلام خداوند: «افلا تبصرون ام انا خیر» [زخرف، ۵۱- ۵۲] را به دلیل این که «ام » پس از ایجاب قرار نمی گیرد، نپذیرفته است . پس وقتی که ثابت شد استفهام تقریری در حکم ایجاب است، پاسخ گفتن با «نعم » تصدیق آن خواهد بود . پایان کلام سهیلی و همفکرانش .

بر سهیلی و همفکران او این اشکال وارد است که به اتفاق همگان، «بلی » در پاسخ ایجاب قرار نمی گیرد، هر چند از کتب حدیثی بر می آید که «بلی » در پاسخ استفهام مجرد از نفی نیز به کار می رود . در صحیح بخاری در کتاب الایمان آمده است که پیامبر (ص) به یاران خود گفت: «اترضون ان تکونوا ربع اهل الجنه؟ قالوا: بلی » . . . در صحیح مسلم نیز در کتاب الهبه این عبارت آمده است: «ایسرک ان یکونوا الیک فی البر سواء؟ قال: بلی، قال: فلا اذا» . این عبارت نیز در همان جاست: «انت الذی لقیتنی بمکه؟» که مخاطب در پاسخ گفت: «بلی » . البته سهیلی و همفکرانش نمی توانند به این عبارات استدلال کنند، زیرا این گونه کاربردها محدود است و نباید قرآن را بر آن حمل کرد . (۷)

اکنون که جایگاه «بلی » از دیدگاه لغت شناسان و ادیبان مشخص شد، لازم است به ادات جواب در زبان فارسی نیز نظری بیفکنیم و جایگاه هر یک از آنها را بشناسیم، آن گاه ببینیم در زبان فارسی چه واژه ای باید معادل «بلی » قرار گیرد . واژه هایی که در نگارش فارسی به عنوان ادات جواب به کار می روند، عبارتند از: بلی، آری، چرا . برای آگاهی از معنای لغوی هر یک از این واژه ها، به آنچه در لغت نامه دهخدا آمده است بسنده می کنیم . در این لغت نامه ذیل واژه «بلی » آمده است:

بلی [ . ب] (قید جواب ماخوذ از عربی) ممال بلی [ب لا] و آن لفظی است که برای تصدیق کلام آید . در اصل، این لفظ عربی است به فتح لام، مگر فارسیان به کسر لام استعمال کنند (غیاث .) در جواب استفهام نفی آید در عربی، ولی در فارسی مطلقا به معنی آری باشد و در تلفظ عامیانه «بله » گویند، چنانکه: میروی؟ بلی (یادداشت مرحوم دهخدا .() ۸)

و ذیل واژه «آری » آمده است:

آری . کلمه ایست برای تصدیق در پاسخ استفهام ثبوتی . بلی . ها . ای . نعم . اجل . مقابل نه . نی . . . گفت این پیغام خداوند بحقیقت می گذاری؟ گفتم آری (تاریخ بیهقی .() ۹)

و درباره واژه «چرا» می خوانیم:

چرا [ . چ . . . ] بلی . نعم . آری . جواب مثبت در سؤال نفی . آری در پاسخ سؤال نفی . مثال: شما همراه ما نمی آئید، چرا یعنی میایم . تو فرزند فلانی نیستی، چرا یعنی هستم . (۱۰)

چنان که ملاحظه می کنید، براساس آنچه در لغت نامه دهخدا آمده است، در زبان فارسی، دو واژه «بلی » و «آری » در پاسخ استفهام ثبوتی به کار می رود; برخلاف واژه «چرا» که اختصاص به سؤال منفی دارد . البته به این نکته باید توجه داشت که هرچند در کتب لغت، واژه «چرا» به عنوان پاسخ سؤال منفی مطرح شده است، ولی به حکم کاربردهای متداول در زبان فارسی، این پاسخ اختصاص به سؤال ندارد، بلکه در مورد خبر منفی نیز از همین واژه استفاده می شود; به عنوان مثال، کسی از نیامدن شخصی خبر می دهد و می گوید: فلانی نیامده است; و شنونده که از آمدن او آگاه شده است، می گوید: «چرا» ; یعنی آمده است .

پس از آن که جایگاه «بلی » و معنای آن را در کلام عرب دانستیم، و از نحوه کاربرد ادات جواب در فارسی نیز آگاه شدیم، باید ببینیم مناسب ترین معادلی که می توان در زبان فارسی برای «بلی » قرار داد چه واژه ای است . به نظر می رسد، از آن جا که «بلی » در کلام عرب برای ابطال نفی سابق و اثبات خلاف آن به کار می رود، مناسب ترین معادل آن در زبان فارسی واژه «چرا» است; زیرا تمام ویژگی هایی که برای «بلی » در نظر گرفته شده، برای «چرا» نیز در زبان فارسی منظور گردیده است . البته برخی مترجمان در ترجمه «بلی » تعبیراتی از قبیل «چنین نیست، بلکه » یا «حق این است که » و مانند آن را به کار برده اند که به کاربردن این گونه تعبیرات نیز، به دلیل این که بیانگر مفهوم «بلی » هست اشکال ندارد; اما به کاربردن «بلی » یا «آری » که اختصاص به استفهام ثبوتی دارد، بدون تصریح به پاسخ تفصیلی، صحیح نیست و موجب انحراف از معنای واقعی کلام می گردد . متاسفانه بسیاری از مترجمان، این نکته را مورد توجه قرار نداده و در ترجمه «بلی » مسامحه نموده و حتی در مواردی که «بلی » مسبوق به استفهام تقریری است و روشن ترین مصداق کاربرد «بلی » به شمار می رود، آن را به «آری » ترجمه کرده اند . این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که هرچند واژه «آری » از نظر لغت برای تاکید نیز به کار می رود، ولی این معنی در هیچ یک از آیات مورد بحث، مقصود نیست، زیرا تاکید در حقیقت اثبات مطلب گذشته است، در صورتی که «بلی » در تمامی آیات برای ابطال گذشته و اثبات خلاف آن است . اکنون به ذکر موارد کاربرد «بلی » و جایگاه این واژه در آیات قرآن کریم می پردازیم .

کاربرد «بلی » و جایگاه آن در قرآن کریم

چنان که در آغاز سخن اشاره شد، واژه «بلی » در بیست و دو مورد از قرآن کریم به کار رفته است که نه مورد آن مسبوق به نفی مجرد از استفهام، و سیزده مورد بقیه، مسبوق به نفی همراه با استفهام است . در آیاتی که «بلی » مسبوق به نفی همراه با استفهام است، استفهام آن یا تقریری است، یا انکاری و یا توبیخی . از مجموع این بیست و دو مورد، تنها در چهار جا، پاسخ تفصیلی پس از «بلی » آمده، و در بقیه موارد، فقط به پاسخ اجمالی، یعنی لفظ «بلی » بسنده شده است .

موارد نه گانه ای که «بلی » در آنها مسبوق به نفی مجرد از استفهام است، به ترتیب سوره ها عبارتند از: بقره، ۸۱ و ۱۱۲; آل عمران، ۷۶; نحل، ۲۸ و ۳۸; سبا، ۳; زمر، ۵۹; تغابن، ۷; انشقاق، ۱۵ . و اما سیزده مورد بقیه که «بلی » در آنها مسبوق به نفی همراه با استفهام است، به ترتیب عبارتند از: بقره، ۲۶۰; آل عمران، ۱۲۵; انعام، ۳۰; اعراف، ۱۷۲; یس، ۸; زمر، ۱۷; غافر، ۵۰; زخرف، ۸۰; احقاف، ۳۳ و ۳۴; حدید، ۱۴; ملک، ۹; قیامت، ۴ . و چهار موردی که در آنها پس از «بلی » پاسخ تفصیلی ذکر شده است، به ترتیب عبارتند از: سبا، ۳; زمر، ۵۹; تغابن، ۷; ملک، ۹ .

ذکر این نکته لازم است که در تمامی آیات مورد بحث، «بلی » م

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.