اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقدی بر ترجمه خانم دکتر صفارزاده از قرآن مجید
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 53
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل نقدی بر ترجمه خانم دکتر صفارزاده از قرآن مجید!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل نقدی بر ترجمه خانم دکتر صفارزاده از قرآن مجید بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل نقدی بر ترجمه خانم دکتر صفارزاده از قرآن مجید از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل نقدی بر ترجمه خانم دکتر صفارزاده از قرآن مجید شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل نقدی بر ترجمه خانم دکتر صفارزاده از قرآن مجید استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل نقدی بر ترجمه خانم دکتر صفارزاده از قرآن مجید با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل نقدی بر ترجمه خانم دکتر صفارزاده از قرآن مجید قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل نقدی بر ترجمه خانم دکتر صفارزاده از قرآن مجید حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل نقدی بر ترجمه خانم دکتر صفارزاده از قرآن مجید به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقدی بر ترجمه خانم دکتر صفارزاده از قرآن مجید :
مقدمه
خداوند بزرگ را به شکرانه آن که بشر را به «قرآن کریم » و «رسول عظیم » نواخت سپاسگزارم و بر پیامبر رحمت و آل و اصحاب او درود بیکران می فرستم .
این قلم که همواره به نقد ترجمه های موجود قرآن اهتمام داشت، پس از آن که خود به شرف ترجمه نایل آمد، خامه خویش در قلمدان کرد که مبادا چنین در نظر آید که در بیان نکته ها و ظرایف زبانی و معنایی تک واژگان، عبارات و آیات قرآنی، و در نگرش انتقادی در ارزیابی برخی ترجمه ها قصد و غرضی نهفته است . اما اینک که چندین سال از آن واقعه می گذرد، به چند دلیل قصد دارم دیگر بار نظرگاه های انتقادی خویش را – البته با در نظر گرفتن معیارهای اصلی که پیش از این نیز به آنها پایبند بوده و چه بسا در طول سال ها و با مراجعه های مکرر، به آنها معتقد شده ام – منتشر کنم . نخست باید بگویم که پس از مطالعه پاره ای از نقدهای انتشار یافته در سال های اخیر، به این نتیجه رسیدم که برخی ناقدان محترم، پیش نیازهای لازم برای نقد ترجمه را که اصولا نباید از ظرفیت لازم برای ترجمه کمتر باشد، احراز نکرده اند . از این روی، گاه مطالبی را اشتباه یا سهو پنداشته اند که به هیچ وجه خطا محسوب نمی شوند، زیرا مسئله مورد اختلاف بوده و مترجم قولی را از میان اقوال گوناگون برگزیده است، و گاه هم مسئله مورد اتفاق بوده ولی ناقدان در درک درست قضیه عاجز بوده اند . از آن جا که قصد دارم در گفتاری جداگانه، گزارشی از ارزش و اعتبار علمی نقدهای انتشار یافته بر ترجمه قرآن را تحت عنوان «نقد ناقدان » منتشر کنم، در این مقال از ذکر نمونه ها صرف نظر می کنم .
دیگر آن که وقتی نخستین بار دل و دیده ام به انتشار ترجمه استاد مجتبوی روشن گشت و دیدم که دقت در ترجمه قرآن کریم در آن جایگاهی والا دارد، بسیار احساس خوشوقتی کردم . پس از آن نیز ترجمه های استادان فولادوند و خرمشاهی، که توفیق بازبینی واژه به واژه آنها را داشتم مرا خوشوقت ساخت . این ترجمه ها دورنمای بزرگ دقت هستند و از آن پس اگر مترجمی قصد داشته باشد قرآن کریم را ترجمه کند، قطعا می باید به نهضت آغاز شده دقت مترجمان سختکوش و نسبتا موفق تر امروز، در ترجمه متن متین مقدس توجه داشته باشد، به ویژه آن که در این راستا با رویکرد به نثر معیار همواره تلاش می شد که نگارش فارسی کمترین آسیب را ببیند . اما با انتشار یکی – دو ترجمه در چند سال اخیر، متاسفانه دوباره حس می شود که گام به گام به بازگشت به گذشته، احراز نکردن پیش نیازهای لازم برای ترجمه قرآن، و قربانی کردن معانی دقیق تک واژگان و عبارات قرآنی و در یک کلام به بی دقتی نزدیک تر می شویم، و هیچ تردیدی نمی توان کرد که این قضیه از نگاه تیزبین پژوهشگران قرآنی پنهان نمی ماند و دیر یا زود ارزش و اعتبار ترجمه های گوناگون را باز خواهند شناساند .
یکی از ترجمه های قرآن که در سال ۱۳۸۰ هجری خورشیدی طبع یافته، ترجمه خانم طاهره صفارزاده به دو زبان انگلیسی و فارسی است، که با عرض ارادت به ایشان، در این مقال بخش فارسی این ترجمه بر چند محور: ۱) نثر پارسی ۲) برابرگزینی (بیان معانی تک واژگان و الفاظ و مفردات عبارات قرآن کریم) ۳) ترکیب عبارات و ساختار نحوی ۴) اشکالات زبانی (صرف و اشتقاق) ۵) فهم نادرست معانی و مفاهیم ۶) منصوبات قرآنی ۷) محذوفات مورد تحقیق قرار می گیرد .
پیش از پرداختن به هر یک از موارد پیشگفته عنایت به سه نکته را ضروری می دانم . نخست آن که اشکالات ترجمه حاضر، نه از حیث مصادیق و نه از حیث حجم و اندازه، به هیچ وجه منحصر به مواردی که بیان می شود نیست . دیگر آن که پیش از هر چیز، از رویکرد انتقادی (نقد منفی اثر) که لاجرم متاثر از رسم رایج و نیز با هیئت نقادی و ضرورت پرداختن به آن است، از مترجم گرانقدر می خواهم که این ناچیز را معذور بدارند; چرا که خداوند خود آگاه و گواه است که این بنده جز کسب رضای او هیچ منظوری از نگارش این مطالب نداشته و ندارم و اگر آن بزرگوار بر رای و نظر بنده در باره این ترجمه اعتراض دارند، همه یا بخشی یا حتی موردی از آن را مستدل و مستند به مبانی پذیرفته شده بیان دارند، قطعا آن را از صمیم دل خواهم پذیرفت . البته هر نظرگاه سومی نیز درباره ترجمه و این نقد می تواند موجب پرمایه شدن این تحقیق شود و کار و کارنامه نقد ترجمه و ترجمه پژوهی قرآنی را پربارتر سازد، چرا که بی شک همه چیز را همگان دانند .
همچنین در پایان این نقد، درباره آنچه که ایشان «عیب عمده در ترجمه های قرآن مجید» دانسته و پس از آن تحت عنوان «کاستی های دیگر» این مبحث را پی گرفته اند، ابتدا معلوم خواهیم داشت که آیا اشکالات عمده ترجمه های دیگر تنها و یا اصلا همین است که ایشان می پندارند؟ آن گاه بررسی خواهیم کرد که خود ایشان در جبران این نقایص تا چه حد توفیق داشته اند .
۱ . نثر پارسی
در آغاز باید بر این نکته تاکید بگذارم که اصولا متن ترجمه شده، یک متن پیرو است، با این بیان که مترجم می باید ابتدا متن مبدا را دریافته و در پدید آوردن متن مقصد به چهارچوب کلی آن پایبند باشد . به عنوان نمونه یک متن ادبی را نمی باید کوچه – بازاری، روزنامه ای یا به نثر معمول ترجمه کرد; چنان که یک متن محض فلسفی را نیز نمی توان در قالب نثر رایج در ادبیات داستانی درآورد . حتی مترجمان متون مقدس در غرب نیز بر این باورند که در ترجمه تورات می باید به غنای ادبی و ارزش زبانی متن اصلی توجه داشت . این قضیه امروزه آن قدر مبرهن و روشن است که هرگونه سخنی درباره آن از مصادیق توضیح واضحات است . قرآن کریم نیز بی تردید برخوردار از زبان ویژه ای است که عالمان بلاغت طی سالیان دراز به تفصیل درباره آن سخن گفته اند . اما در این میان نباید فراموش کرد که قلم خاکی و یا به قول مولانا «طبع خاک آلود» بشر، هرگز به پای روح افلاکی کلام حق نمی رسد و نخواهد رسید . از این روی از انواع چاره اندیشی های ممکن، تا یافتن چاره (های) بهتر، به عنوان یک شیوه (و نه آخرین و نه تنها و نه بهترین شیوه)، به این نتیجه رسیده ایم که دست کم می توان به جای زیبایی به مفهوم قرآنی آن، که رمز اعجاز است، شیوایی را جایگزین کرد و در این راه برای رعایت حال مخاطبان که عموم مردمند، نباید عنان خامه را چنان رها کرد که ارزش واقعی متن مبدا در حاشیه قرار گیرد و یا بر اعتبار حقیقی آن در نظر خواننده خدشه ای وارد شود که مع الاسف این کاستی در ترجمه خانم صفارزاده به چشم می خورد، زیرا از یک سوی در کلیت اثر هیچ گونه انسجام دیده نمی شود، و از دیگر سوی تک واژگان و عبارات فارسی از ارزش نوشتاری قابل توجهی برخوردار نیستند، که برای معلوم داشتن این حقیقت و مستند ساختن آن به نثر ترجمه، نمونه هایی از آن ذکر می شود و علاقه مندان می توانند با عنایت به ضوابط پیشگفته دنباله بحث را خود در ترجمه ملاحظه کنند .
الف) در ترجمه کلمه قدسی «بسم الله الرحمن الرحیم » آورده اند: «به نام خداوند نعمت بخشنده رحمگستر» . البته در واپسین سخن به طور ویژه درباره معنی و مفهوم دو نام نیکوی خداوند: «الرحمن » و «الرحیم » سخن خواهیم گفت، اما این ترجمه افزون بر آن که دقیق نیست، هیچ زیبایی ندارد .
ب) آیه ۳۱ سوره بقره را این گونه ترجمه کرده اند: «و آنگاه خداوند نامهای اشیاء و موجودات را به آدم تعلیم فرمود; سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «حال اگر راست می گویید، مرا از ماهیت دارندگان این نامها با خبر سازید» .
ج) ترجمه واژه مقدس «رب » به «آفریدگار – پروردگار» در سلاست ترجمه خدشه ای جدی وارد کرده است; چنان که با ثقل و سنگینی ایجاد شده، خواننده را به دشواری می اندازد، به ویژه آن جا که این لفظ بارها در آیه ای تکرار شده است (انعام، ۱۵۸ .)
د) در ترجمه عبارت «فلا جناح علیه ان یطوف بهما» (بقره، ۱۵۸)، مرقوم فرموده اند: «مانعی ندارد که بر آن دو طواف کند» . اشکال نوشتاری نثر فارسی که در عبارت «برآن دو طواف کند» نمود یافته، که با سبک بلکه ساختار سر راست فارسی سازش ندارد; افزون بر آن که چنین ترجمه ای از اساس نادرست است . توضیح این که از حیث نوشتاری هرگز در زبان فارسی متصور نیست که بر چیزی طواف کنند، چرا که طواف به دور یا برگرد یا پیرامون چیزی انجام می شود و نه بر یا روی چیزی! و اما نادرست بودن ترجمه به علت این است که در این جا مراد از «طواف » ، سعی (پیمودن راه به شیوه خاص بین دو مکان مقدس «صفا» و «مروه ») است .
ه) برای آن که سخن به درازا نکشد، نمونه هایی دیگر به صورت خلاصه با ذکر آیه در میان می آید: به کاربردن فعل «نمودن » به جای انجام دادن و کردن (ق بقره، ۱۶۰ اصلحوا، چنین ترجمه شده است: «اعمال بد خود را با اعمال نیک جبران نمایند»)، (ق در آیه ۱۱ سوره «ق » ، «عباد» به «مخلوقات انسانی » ترجمه شده حال آن که به معنای بندگان است)، (ق انزل/نازل فرموده شد، اعراف، ۲ و ۳- «[ای پیامبر]، این کتاب [مجید] برتو نازل فرموده شد» ، «[ای مردم ] از آنچه از سوی آفریدگار – پروردگارتان نازل فرموده شده »)، (فراهم فرمودیم ق اعراف، ۱۰; خلق فرمودیم ق اعراف، ۱۱ و شعراء، ۱۶۶ و ۱۶۹ که در ترجمه آیه «رب نجنی واهلی مما یعملون » مرقوم داشته اند: «و آنگاه لوط عرض کرد: «آفریدگار – پروردگارا، من و خاندانم را از عذاب همزیستی با این قوم زشتکار نجات خیر عنایت فرما»)، ترکیب «نجات خیر» در آیه بعدی نیز آمده است)، («انصتوا» /سکوت را رعایت کنید و گوش بدهید)، (واصلح بالهم » /و امورشان را اصلاح به خیر می فرماید: «محمد» ، ۲)، («قالوا» /قول دادند: محمد، ۲۶)، (انه کان توابا/همانا خداوند آن توبه پذیر مشفق و لطفگستر است » ، («همزه » /پشت سر بدگوی: همزه، ۱)، («ینقلب » /روانه گردد: انشقاق، ۹)، (انک کادح الی ربک کدحا/ای انسان تویی که در راه اطاعت آفریدگار – پروردگارت کوشا هستی و به فرمانش گوش فرا داشته ای .) خواهشمندم عبارات «استغاثه گر» ، «تکلم نمی فرمایم » ، «پدید می فرماید» ، «استغاثه عرض کرد» ، «یک جور خوراک » ، «از جانب ما استدعا کن » ، «پس آنچه بر شما امر فرموده شده » ، «پوستش بدون لکه است » و . . . در آغازین آیه های سوره بقره را نیز در کنار عبارات پیشگفته بگذارید، تا معلوم شود که این ترجمه تا چه اندازه با یک نثر معیار مطابقت دارد .
۲ . برابرگزینی / معادل یابی
با بررسی این ترجمه به این نتیجه می رسیم که مترجم محترم در معادل گزینی تک واژگان به ویژه نام های نیکوی خداوند که مورد ادعای ایشان بوده، دقت کافی نکرده اند . این امر طبعا ناشی از این است که ایشان به پندارهای ذهنی و دانسته های شخصی خود اعتماد داشته و به تفاسیر و واژه نامه های قرآنی که معانی مفردات الفاظ قرآن را با ژرفکاوی هرچه بیشتر بیان داشته اند مراجعه لازم نکرده اند; ضمن آن که بسیاری از تک واژه ها که نیاز مبرم به ترجمه داشته اند، ترجمه نشده و عینا به کار رفته اند . در هر صورت فهرستی از واژه های کلیدی و غیر کلیدی برخی از آیات قرآن کریم که در این ترجمه به نادرست وارد شده، برای ملاحظه و داوری خوانندگان فارسی زبان عرضه می گردد .
۱) در ترجمه واژه «حمد» ، مرقوم داشته اند (شکر و ثنا)، درباره «ثنا» جای درنگ است، اما «شکر» اخص از «حمد» است و با توجه به تفصیلی که عالمان بلاغت در این باره گفته اند نیازی به تکرار دوباره آن نیست .
۲) یقیمون/مداومت می ورزند (بقره، ۲ .)
۳) انزل/نازل فرموده شده (بقره، ۴ .)
۴) یجعلون/فرو می برند (بقره، ۱۹ .)
۵) فاتوا/عرضه کنید (بقره، ۲۳ .)
۶) تسؤهم/ناراحت می شوند (آل عمران، ۱۲۰ .)
۷) منزلین/برای کمک به شما فرو فرستاد (آل عمران، ۱۲۴ .)
موارد پیشگفته به صورت گزینشی ذکر شد، اما برای آن که به طور روشمند به معانی تک واژگان در این ترجمه توجه شود، به برابرهای تک واژگان در سوره (ص) نظر کنید:
۱ . عزه/عناد، ۲ (در حالی که عزت در مقام ذم، استعاره از حمیت و تکبر و غرور و سرکشی است، مگر آن که عناد را برای آن تفسیر فرض کنیم .)
۲ . انطلق/ظاهر شدند، ۶ (درست: به راه افتادند، رهسپار شدند .)
۳ . اصبروا/طرفداری کنید، ۶ (درست: بر پرستش معبودانتان پایمردی کنید .)
۴ . ان هذا لشی ء یراد/که توطئه و مقاصد بدی در کار است! ۶ (درست: این فتنه، اندیشه ای از روی خواست و اراده است .)
۵ . المله الآخره/دیندارهای سابق، ۷ (درست: «مله » در این جا به معنای دین و آیین و «آخره » وصف آن و به معنای واپسین و آخرین است، یعنی واپسین آیین الهی .)
۶ . ذکر/پیام الهی، ۸ (درست: پند .)
۷ . ملک/مالکیت، ۱۰ (درست: فرمانروایی، اختیارمندی، پادشاهی .)
۸ . فحق عقاب/از مجازات مصون نماندند، ۱۴ (درست: آن گاه کیفر مقرر شد .)
۹ . عجل/وارد ساز، ۱۶ (درست: پیش انداز، به شتاب ده .)
۱۰ . خصمان/دو نفر شاکی، ۲۲ (درست: دو اصحاب دعوا، دو نفر دادخواه .)
۱۱ . بغی/تجاوز کرده، ۲۲ (درست: ستم کرده، جور روا داشته .)
۱۲ . ظن/تصور، ۲۷ (درست تر: پندار، گمان .)
۱۳ . ردوها علی/آنها را بعدا بیاورید، ۳۳ (درست: اسبان را نزد من بازآورید .)
۱۴ . ضغث/یک شاخه گیاه، ۴۴ (درست یک دسته گیاه تر و خشک/الحزمه الصغیره من الکلا والریحان . شاخه یکی است و در این جا که تعدد مراد است، افاده مقصود نمی کند .)
۱۵ . ولا تحنث/ولی عهدت را نشکن، ۴۴ (درست: سوگند خویش را مشکن .)
۱۶ . اخلصناهم/انتخاب و تربیت کردیم، ۴۶ (درست: جعلناهم خالصین لنا، ای بخصله خالصه لا شوب فیها/ما آنان را با ویژگی ناب ویژه گردانیدیم، که همان یادکرد آخرت باشد .)
۱۷ . غساق/چرکین و بدبو، ۵۷ (درست: ما یقطر من جلود اهل النار/هر چیزی از قبیل زردابه که از پوست دوزخیان بیرون زند و گندیده باشد . بنابراین، چرکین و بد بو معادل صحیحی برای آن نیست، به ویژه آن که ترکیب عبارت نیز نادرست منعکس شده است .)
۱۸ . ازواج/مشابه، ۵۸ (درست: انواع گوناگون، که ممکن است اصلا مشابه نباشند . ازواج به معنای اجناس است; یعنی آنها مانند موارد پیشگفته انواع گوناگون دیگری هم دارند .)
۱۹ . قدمتموه/فراهم آوردید، ۶۰ (درست: پیش آوردید . «من قدم لنا» را نیز به «هرکس باعث و بانی این عذاب برای ما شد» معنی کرده اند .)
۲۰ . زاغت/پیدا نمی کند، ۶۳ (درست: «زاغت » فعل لازم است و به معنای «برگشته است » ، بر آنان «نمی افتد» ، زاغت عنهم، ای مالت عنهم .)
۲۱ . سویته/شکل و شمایل بخشیدم، ۷۲ (درست: او را سامان دادم، راست و استوار پرداختم .)
۲۲ . من روحی/و روحی در او دمیدم، ۷۲ (درست: از روح خویش در او دمیدم .)
۲۳ . فقعوا له ساجدین/شما به او تعظیم کنید، ۷۲ (درست: قعوا، یعنی سجده کنید، به زمین درافتید . فقعوا له، ای اسجدوا له . بنابراین، ترجمه درست و دقیق آیه این است که: برای او به سجده در افتید/سجده کنان برای او به خاک افتید .)
۲۴ . فسجد/اطاعت نمودند و به آدم تعظیم کردند (ق پیشین و نیز ق ترجمه آیه ۷۵ .)
۲۵ . متکلفین/در این باره تظاهر و تعارفی ندارم، ۸۶ (درست: اهل تکلف، مدعی دروغین شناخت، بر خود بستگان .)
به ترجمه عبارات و تک واژگان زیر نیز به عنوان نمونه توجه فرمایید: ۱ . بقره، ۲۰: «یخطف/بگیرد» . «اضاء لهم/رعد و برق بزند» . «واذا اظلم علیهم/برق متوقف شود و تاریکی همه جا را فرا گیرد» . ۲ . بقره، ۲۶: «لایستحیی/پروا نمی دارد!» . ۳ . بقره، ۳۳: «انباهم/آموخت » . ۴ . بقره، ۳۶: «اهبطوا/سقوط کنید» . ۵ . بقره، ۴۴: «تامرون/موعظه می کنید» . ۶ . بقره، ۶۱: «یخرج لنا/رزق و روزی قرار دهد» . ۷ . بقره، ۶۱: «تستبدلون/طلب می کنید» . ۸ . بقره، ۶۳: «رفعنا/نگاه داشتیم » . ۹ . بقره، ۶۸: «افعلوا: اطاعت کنید» . ۱۰ . بقره، ۷۴: «انهار/چشمه ها» . ۱۱ . آیه پیشین: «یخرج/تراوش می کند» . ۱۲ . آیه پیشین: «یهبط/به لرزه در می آید» . ۱۳ . بقره، ۷۸: «امیون/عوام » . ۱۴ . بقره، ۷۹: «کتاب/مطالبی » ۱۵ . بقره، ۸۳: «انتم معرضون/معترضانه » . ۱۶ . «کتاب/احکام » و . . .
۳ . ترکیب عبارات و ساختار نحوی
این ترجمه از حیث رعایت ترکیب عبارات و ساختار نحوی متن نیز وضعی مخدوش دارد و کمتر آیه ای است که در آن ساختارها در هم نشکسته و مترجم فارغ البال از رعایت ترکیب عبارات ترجمه ای کاملا آزاد ارائه نداده باشد . منظور آن نیست که باید در ترجمه متن مقدس کاملا از نص عربی گرته برداری شود، بلکه مراد آن است که در مواردی که ساختار نحوی معنای خاصی را افاده می کند که در فرض دیگری آن معنی مستفاد نمی شود، باید ترجمه به نحوی انجام پذیرد که غرض خداوند، چنان که شایسته است، در ترجمه نیز جلوه گر شود، در غیر این صورت معانی به درستی منتقل نمی شوند . برای آن که معلوم شود که در سراسر ترجمه تا چه حد به این مهم توجه شده، از پراکنده گویی صرف نظر می کنیم و تنها اشتباهات نحوی سوره زمر را به تفصیل مورد بررسی قرار می دهیم .
۱ . در ترجمه آیه ۲: «انا انزلنا الیک الکتاب بالحق فاعبدالله مخلصا له الدین » ، مرقوم داشته اند: «همانا این کتاب را ما از منبع حق برتو [ای پیامبر] نازل فرمودیم، پس پرستشگر خداوند باش و دین خود را برای او خالص و فارغ از تردید بگردان » . این ترجمه از دو جهت اشکال دارد; نخست آن که عبارت «بالحق » در آیه جار و مجرور و متعلق به «انزلنا» است; یعنی این کتاب را به راستی برتو فرو فرستادیم، «بالحق » است، «من الحق » نیست تا دلالت بر صدور آن از منشا حق داشته باشد; دوم آن که عبارت «مخلصا له الدین » حال برای فاعل «اعبد» است، در صورتی که در ترجمه به صورت عطف آمده است . ترجمه دقیق عبارت چنین است: «پس خداوند را چنان بندگی کن که دین (پرستش) خویش را برایش خالص می داری » .
۲ . در ترجمه عبارت «ما نعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفی » در آیه ۳، مرقوم داشته اند: «ما اینها را به این دلیل می پرستیم که شفیع ما و واسطه نزدیکی ما به خداوند باشند» . این ترجمه چند اشکال اساسی دارد; نخست آن که نفی حاصل از «ما» را تنها در صورتی می توان به ایجاب ترجمه کرد که با یکی از ادات حصر (فقط، تنها و مانند آن) همراه باشد . از آن گذشته «یقربونا» فعل مضارع از باب تفعیل و به معنای «تا ما را نزدیک بدارند» است . سوم آن که معنای «زلفی » و ترکیب نحوی آن به هیچ وجه در ترجمه لحاظ نشده است . علاوه بر این، ایشان در ترجمه بخش پایانی همین آیه «ان الله لایهدی من هوکاذب کفار» ، وصف کفار را بر وصف کاذب مقدم داشته و از آن فاحش تر «کفار» را بر وزن فعال، جمع کافر قرائت کرده و فرموده اند: «خداوند کافران دروغ پیشه را از دایت خود محروم می سازد» ، در صورتی که کفار به معنای قدرناشناس و ناسپاس است، زیرا کفار صیغه مبالغه و حتی بلیغ تر از کفور است . از آن گذشته، اگر به فرض محال معنای کافر را نیز افاده کند، مفرد است .
۳ . در آیه ۶، در ترجمه عبارت «یخلقکم فی بطون امهاتکم خلقا من بعد خلق فی ظلمات ثلاث » نوشته اند: «شما را در رحم های مادرانتان خلق می فرماید، آفرینشی بعد از آفرینش دیگر [نطفه، علقه، مضغه] و در تاریکی های سه گانه » . هیچ خواننده ای از این عبارت جز این را درنمی یابد که سه عبارت: آفرینش در شکم مادر، آفرینشی پس از آفرینش دیگر و در تاریکی های سه گانه، کاملا از هم گسسته و نامرتبط با یکدیگرند و معنای آیه را به هیچ وجه افاده نمی کنند . ترجمه دقیق آیه چنین است: «شما را در شکم های مادرانتان با آفرینش های پیاپی در تاریکی های سه گانه آفرید» . در آیه هشت همین سوره «لیضل » به «باز دارد» ترجمه شده است .
۴ . در ترجمه آیه ۱۱، نقش نحوی عبارت «مخلصا له الدین » ، و در آیه ۱۴ نقش نحوی «مخلصا له دینی » مراعات نشده است .
۵ . در ترجمه عبارت «لکن الذین اتقوا ربهم » در آیه ۲۰، آورده اند: «اما آنها که از عدم اطاعت آفریدگارشان ترس دارند و پرهیزکاری می کنند» ، حال آن که به شیوایی می توان در ترجمه آن چنین آورد: «اما آنان که از پروردگارشان پروا دارند» ، اما مترجم همه ساختارها را در هم شکسته و عباراتی زاید در ترجمه آورده اند . در ترجمه عبارت «وعد الله » بدون توجه به منصوب بودن «وعد» آورده اند: «این وعده الهی است » که در جای خود، در مقام بررسی منصوبات قرآنی در این باره سخن خواهیم گفت .
۶ . در ترجمه عبارت «ثم یجعله حطاما» در آیه ۲۱، می نویسند: «و به صورت کاه شکننده درمی آیند» . بدیهی است که «یجعله » فعل متعدی و «حطاما» مفعول آن است و ترجمه دقیق عبارت چنین است: «آن گاه آن را ریزه ریزه می کند» . ترکیب عبارت «فتراه مصفرا/آن گاه آن را زرد بینی » نیز در ترجمه لحاظ نشده و مترجم عبارت را «یهیج و یصفر/خشک و زرد می شوند» ترجمه کرده اند که به هیچ وجه درست نیست، بلکه زرد دیدن آن در عبارت اصلی نتیجه خشک شدن است .
۷ . در ترجمه آیه ۲۲ نیز از هم گسیختگی فراوانی ملاحظه می شود; علاوه بر این که در ترجمه عبارت «فهو علی نور من ربه » آورده اند: «و انوار الهی از محضر آفریدگار – پروردگارش بر او می تابد» . این عبارت بسیار سست است و معنای دقیقی را افاده نمی کند . مفهوم دقیق عبارت این است که چنین انسان هایی از جانب خداوند از نوری برخوردارند .
۸ . در آیه ۲۳، در عبارت «الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها» ، «کتابا» بدل از «احسن الحدیث » است . به عبارت ساده، «احسن الحدیث » کتابی است که بخش های گوناگون آن به هم می مانند، و «مثانی » هم بدل دوم است، اما مترجم محترم مرقوم داشته اند: «قرآن کتابی است که آیات آن از لحاظ جوهر و محتوا با هم شباهت دارند و مفاهیم آن تکرار می شوند» . چنان که ملاحظه می کنید، به نقش نحوی هیچ یک از دو واژه «کتاب » و «مثانی » توجه نشده است . «الذین یخشون ربهم » را هم در همین آیه به اهل ایمان ترجمه کرده اند، که سستی این ترجمه بر هر کسی پیداست . ترکیب عبارت «ذلک هدی الله » را نیز بر هم زده و عبارت را این گونه ترجمه کرده اند: «هدایت الهی در این کتاب مجید است » . به ترکیب عبارت «ومن یضلل الله » نیز توجه نشده و در ترجمه چنین آمده است: «کسی که از هدایت الهی محروم شود» . ترجمه ساده و دقیق عبارت این گونه است: «آن کس که خدایش بیراه گذارد» . نقش فاعلی خدا به کلی نادیده گرفته شده است .
۹ . در ترجمه آیه ۲۸: «قرآنا عربیا غیر ذی عوج لعلهم یتقون » ، مرقوم داشته اند: «و شاید در اثر مطالعه ی قرآن که کتابی به زبان خودشان یعنی زبان عربی است و در محتوای مقدس آن نیز هیچ کجی و انحرافی وجود ندارد، پرهیزگاری پیشه کنند» . به راستی در این عبارات چه جایی برای نقش نحوی واژگان و عبارات متن می توان یافت؟ بیشتر نحویان معتقدند که در این عبارت واژه «قرآنا» مفعول فعل محذوف «انزلنا» است و «عربیا» و «غیر ذی عوج » دو وصف برای آن است . حال درنگرید که مترجم محترم تا چه حد به این ترکیب و یا هر ترکیب محتمل مورد نظر پایبند بوده اند .
۱۰ . اما داوری درباره ترجمه آیه ۲۹ و حکایت درباره رئیس و مرئوس را که مترجم محترم مطرح کرده اند، به خوانندگان وامی گذارم، زیرا پرداختن به آن از حوصله این مقال بیرون است .
۱۱ . در آیه ۳۲، عبارت «اذجاءه » این گونه ترجمه شده است: «که برای هدایت او نازل فرموده شده » .
۱۲ . در آیه ۳۵ در ترجمه «لیکفر الله » به نقش لام تعلیل و تاثیر آن بر دو فعل «یکفر» و «یجزی » هیچ توجهی نشده و آیه چنین ترجمه شده است: «خداوند بدترین اعمال آنها را با قلم عفو محو می کند و آنها را برای بهترین اعمالشان پاداش عنایت می فرماید» .
۱۳ . در آیه ۳۶، حکایت «ومن یضلل الله » همان است که پیش از این به آن اشاره شد .
۱۴ . در آیه ۴۵، در ترجمه عبارت «اذا ذکر الله وحده » چنین آورده اند: «وقتی موضوع توحید و یگانگی خداوند مطرح می شود» ، حال آن که ترجمه دقیق آن چنین است: «و چون خداوند به یکتایی و تنهایی یاد شود» .
۱۵ . در آیه ۴۶، بدون در نظر گرفتن نقش نحوی واژگان «فاطر» و «عالم » که بدل از منادی هستند، عبارت «قل اللهم فاطر السموات والارض عالم الغیب والشهاده » را چنین ترجمه کرده اند: [ای پیامبر! ] بگو: «بارخدایا، تو آفریننده ی آسمانها و زمین هستی و تویی آن دانای اسرار نهان و آشکار خلقت و مخلوقات » ; حال آن که ترجمه درست چنین است: بگو: بارخدایا، ای آفریننده آسمان ها و زمین، و ای دانای پنهان و پیدا . . .» .
۱۶ . در آیه ۴۷، در ترجمه عبارت «ولو ان للذین ظلموا ما فی الارض جمیعا ومثله معه لافتدوا به من سوء العذاب یوم القیامه » بدون توجه به نقش «لو» که افاده امتناع می کند، و بدون توجه به نقش تاکیدی «جمیعا» ، به نادرست از این عبارت دارایی شخصی را مراد گرفته اند، حال آن که منظور آیه تمامی دارایی های دنیوی است . معنای آیه چنین است: «و اگر هر آنچه در زمین است و مانند آن همراهش، از آن ستمکاران باشد [که چنین امری محال است]، به یقین از روی سختی عذاب روز قیامت، آن را بلاگردان خود سازند» . اینک به ترجمه مترجم محترم توجه فرمایید: «در روز قیامت کافران و ستمکاران حاضرند تمام آنچه روی زمین مالک آن هستند و نیز علاوه بر آن هر چه باشد (در ترجمه «ومثله معه!») برای نجات از کیفر الهی فدیه دهند» . ظرایف خاصی نیز در این آیه و آیات مشابه از حیث نحوی و زبانی و بلاغی وجود دارد که به دلیل وجود اشتباهات و لغزش هایی چنین ساده، به طریق اولی به هیچ یک از آنها توجه نشده است .
۱۷ . در آیه ۴۸، در عبارت «سیئات ماکسبوا» ، «سیئات » را وصف «ماکسبوا» گرفته و ترجمه کرده اند: «در آن روز اعمال زشتشان بر آنها ظاهر می شود» ، حال آن که ترجمه دقیق: «زشتی اعمالشان » است، زیرا اعمالشان از پیش بر آنان معلوم بوده و آنچه از آن غافل بوده اند، زشتی اعمالشان بوده است (نیز ق آیه ۵۷ .)
۱۸ . در آیه ۶۱، به نقش «باء» در عبارت «بمفازتهم » که برای ملابسه است، توجه نشده و ضمن آن که «مفازه » به «اعمال نیک » ترجمه گردیده، باء نیز به صورت سببی ترجمه شده است: «و خداوند به کسانی که اطاعت الهی و پرهیزگاری پیشه کردند، به واسطه اعمال نیکشان، نجات خیر عنایت می فرماید» . ترجمه درست چنین است: «و خداوند پرهیزگاران را قرین رستگاریشان نجات می دهد» .
۱۹ . در آیه ۶۹، در عبارت «وضع الکتاب وجای ء بالنبیین والشهداء» به نقش نحوی «کتاب » ، «النبیین » و «الشهداء» که نایب فاعل افعال مجهول «وضع » و «جای ء» هستند، توجه نشده و افعال به صورت لازم ترجمه شده و پیرو آن هر سه واژه پیشگفته فاعل تلقی گردیده اند; چنان که آمده است: «و در آن روز زمین به نور آفریدگارش روشن می شود و کتاب اعمال در جایگاه قرار می گیرد و پیامبران و گواهان حضور پیدا می کنند . . .» . ترجمه درست و دقیق آیه چنین است: «و زمین به نور پروردگارش روشن گردد و نامه اعمال را در میان نهند و پیامبران و گواهان را در میان آورند» . در آیه ۷۲، عبارت «خالدین فیها» و در آیه ۷۳، «خالدین » حال هستند که در هیچ یک از این دو مورد نقش حال در ترجمه لحاظ نشده و هر دو تعبیر بر عبارت پیشین عطف گردیده است . در ترجمه «قیل ادخلوا ابواب جهنم خالدین فیها» مرقوم داشته اند: «از درهای جهنم داخل شوی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
