خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تقریرات نگاری خارج اصول؛ کاستی ها و بایسته ها
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تقریرات نگاری خارج اصول؛ کاستی ها و بایسته ها قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روشی برای نو شدن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روشی برای نو شدن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
14دقیقه
30ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پژوهش و روش شناسی علم اصول (در گفت وگو با استادان محترم : حجج اسلا م آقایان عابدی شاهرودی و علی دوست )

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 51

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پژوهش و روش شناسی علم اصول (در گفت وگو با استادان محترم : حجج اسلا م آقایان عابدی شاهرودی و علی دوست )؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهش و روش شناسی علم اصول (در گفت وگو با استادان محترم : حجج اسلا م آقایان عابدی شاهرودی و علی دوست ) با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهش و روش شناسی علم اصول (در گفت وگو با استادان محترم : حجج اسلا م آقایان عابدی شاهرودی و علی دوست ):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهش و روش شناسی علم اصول (در گفت وگو با استادان محترم : حجج اسلا م آقایان عابدی شاهرودی و علی دوست ) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهش و روش شناسی علم اصول (در گفت وگو با استادان محترم : حجج اسلا م آقایان عابدی شاهرودی و علی دوست ) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهش و روش شناسی علم اصول (در گفت وگو با استادان محترم : حجج اسلا م آقایان عابدی شاهرودی و علی دوست ) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل پژوهش و روش شناسی علم اصول (در گفت وگو با استادان محترم : حجج اسلا م آقایان عابدی شاهرودی و علی دوست ) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پژوهش و روش شناسی علم اصول (در گفت وگو با استادان محترم : حجج اسلا م آقایان عابدی شاهرودی و علی دوست ) :

اشاره:

هر مکتب معرفتی و سامانه ی علمی نیاز به پویایی و تحرک دارد؛ در گستره ی تاریخ ، اندیشه هایی که نتوانسته اند همزمان با پیشرفت زمان، حرکت کنند، از پاسخگویی به پرسش های روز درمانده اند و کم کم رو به فراموشی و خاموشی رفته اند. اسلام که دین خاتم است، نسبت به دیگر ادیان به این عنصر نیاز بیشتری دارد زیرا که آموزه های آن برای همه زمان ها و مکان ها آمده است. با توجه به این نکته است که در مذهب تشیع، مولفه اجتهاد جایگاهی بلند می یابد. اجتهاد ، راه دین شناس را به سوی اندیشه های روزآمد و کارا می گشاید و به او این توان را می دهد تا با تدبر و ژرف اندیشی در منابع استنباط، به برداشتی نو و هماهنگ با مقتضیات زمان و مکان دست یابد. این روش بسامان و سنجیده، برخاسته از علم و اصول فقه است. لذا بر آن شدیم تا در اقتراح « پژوهش و روش شناسی علم اصول» پیوند این علم و اجتهاد را به عنوان یک روش بکاویم و گمانه زنی بری پیرایش ، پالایش و به روز شدن این علم را تجربه کنیم. با سپاس فراوان از استادان محترم حجج اسلام آقایان عابدی شاهرودی و علی دوست مباحث مطرح شده در این شماره در ادامه می آید.

پژوهه: بسم الله الرحمن الرحیم. با تشکر و سپاس، لطفاً نظرتان درباره ی نقش و تأثیر علم اصول، به عنوان روش سامان مند استنباط، در پیش گیری از اجتهادهای سلیقه ای چیست؟

علی دوست: در نخستن گام باید علم اصول را تعریف کنیم و پس از آن اجتهاد سلیقه ای را توضیح دهیم، چون ممکن است فقیهی اجتهادی را سلیقه ای بداند، در حالی که فقیه دیگری سخت به آن معتقد باشد. بسیاری از اهل سنت اجتهاد مبتنی بر استحسان را قبول دارند و به تعبیر آنها ۹۰% علم است . ازسوی دیگر گفته شده: «کسی که اجتهاد مبتنی بر استحسان را انجام دهد، در مقابل خداوند دستگاه قانون گزاری باز کرده است». مقصود ما از تعریف علم اصول آنچه اوایل کتب این علم میآید نیست. مقصود هویت و حقیقت این دانش است یعنی مجموعه مسایلی که برای سامان دهی اجتهاد به وجود آمده است.مسایل مذکور در خدمت اجتهاد و کشف شریعت از اسناد می باشد.

به همین دلیل به ادبیات، فلسفه و …علم اصول گفته نمی شود، چون برای این غرض نیستند.در این تعریف، اشکال مانع افراد و جامع اغیار وجود ندارد. اگر این مجموعه مسایل، که به انگیزه ی کشف شریعت است، مبتنی بر مصادر معتبر باشد اجتهاد سامان می یابد. شیعه مصادر معتبر را قرآن، سنت، اجماع و عقل می داند درمقابل، اهل سنت تا نوزده مصدر را برای آن برشمرده اند. اگر دانشی که برای کشف شریعت آمده است مبتنی بر این مصادر باشد، در سامان دهی اجتهاد نقش اساسی دارد. اختلا ف فقهی شیعه و سنی از همین جا ایجاد می شود. بنابراین بیش تر اختلا فات در مصادر بروز می کند. با این تعریف و توضیح، اجتهاد سلیقه ای یعنی اجتهادی که برپایه ی مصادر غیرمعتبر مانند سلیقه، استحسان و ظن شخصی صورت می گیرد، روشن می شود.

بایسته ی ذکر است که علم اصول، علم اصول فقه نیست، بلکه علم اصول فهم و اندیشه است. دانش مذکور به محقق کمک می کند که درست بیندیشد. مفسران نیز به علم اصول احتیاج دارند. ازطرفی مباحث الفاظ، تعادل، تراجیح و … روش اندیشیدن و مدیریت جمع بین ادله را به انسان یاد می دهد. برای نمونه بحث ظواهر در علم اصول جسیم است؛ آیا این بحث به فقها اختصاص دارد یا مفسران نیز باید بحث ظاهر را بدانند؟ همین امر در مورد تعادل و تراجیح، که جمع بین ادله ی مختلف می باشد، صدق می کند. تعارض تنها در ادله ی فقهی وجود ندارد؛ در نهج البلا غه ذکر شده است: «ردّو الحجر من حیث جاء»؛ «جواب سنگ، سنگ است». در جای دیگر می فرماید که جواب سنگ، سلا م و صلوات است. آنچه اهمیت دارد جمع بین این دو می باشد. در ادله ی ولا یت آمده است: « ان ولا یتنا لا تدرک الا بالعمل»؛ روایات متعددی است که ولا یت ما جز با عمل به دست نمیآید، در حالی که ده ها روایت داریم که حب ما بدون عمل نیز شما را نجات می دهد. موضوعات زیادی در این باب وجود دارد.خلا صه ی کلا م این که باید با روش اصول بین ا ادله ی مختلف به تعامل برسیم . همان کاری که در روایات باب صوم و صلا ه و طهارت به کار می رود. به همین سبک و سیاق که عام وخاص، نص و قطعی، ظاهر و خفی، ظاهر و اظهر، با هم جمع می شود، باید در آن جا بیاید، پس نتیجه می گیریم که اگر دانش اصول را براساس مصادر معتبر سامان دهیم، نقش به سزایی در اجتهاد دارد. البته منظور از اجتهاد، مفهوم مصطلح در فقه نیست، بلکه منظور، همه ی علوم می باشد؛ اصول فهم مدنظر است.

عابدی شاهرودی: بسم الله الرحمن الرحیم. سؤال شما نیازمند بحث بسیار مبسوطی است. نتیجه ی بحث های مبسوط محققان را در این موضوع و نتیجه بحث هایی را که خودم دراین زمینه داشته ام، را به اختصار عرض می کنم. حاصل بحث ها این است که کار دستگاه های استدلا لی- چه استدلا ل عقلی، چه استدلا ل فلسفی – به طور عام، درعلم اصول، فقه، فلسفه ی اولی، علوم تجربی و … از آن نظر که دانش است، آزادسازی دستگاه اندیشه و تصمیم گیری از انگیزه ی عاد، شرایط محیط و عوامل بیرون از مبادی استدلا لی است. به طور کلی، هرجایی که دستگاه استدلا لی وجود دارد، خاصیت آزادسازی اندیشه از انگیزه، عادت، محیط و دیگر شرایط علم اصول یک دستگاه استدلا لی، پایه ی استنباط و اجتهاد است.

بنابراین تمام عامل هایی که بیرون از حدود وسطای استدلا لی و مدرک های استنباطی قرار دارند در کنار سلیقه، انگیزه و عادات از محیط استدلا ل، از جمله علم اصول، کنار گذاشته خواهند شد، اما این که انسان دراعمال استدلا ل ناب و خالص، رها شدن از عادات و دیدگاه های شخصی و احوال ناشی از صفات نفسانی چه مقدار کامیاب شود. منوط است به این که شخص چگونه استدلا ل کند و چه سان تلا ش کند تا آن عوامل بیرونی در استدلا ل دخالتی نداشته باشند. پس اجتهاد عملی استنباطی است. به وسیله ی استدلا ل، احکام، وظایف و مقررات ماهیات فقهی و شرعی از منابع و ادله استنباط می شود. اجتهاد، فرایندی استدلا لی است و نتیجه ی استدلا ل، استنباط احکام و مقررات فقهی از منابع و ادله است. این اجتهاد، فقهی است. البته اجتهاد فراگیر هم داریم که «اجتهاد در دین» می نامیم و شامل کل مسایل دینی می شود. قوام اجتهاد مانند هر فعالیت استدلا لی مبتنی بر اکتشافی بودن است. یعنی در صدد اکتشاف مجهولا ت فقهی یا مجهولا ت دینی به طور عام است. اجتهاد، استدلا لی است. چه اجتهاد مطابق با واقع باشد و چه نباشد، خاصیت اکتشافی دارد، حال گاهی موفق به اکتشاف می شود و گاهی نمی شود. نظر امامیه و بسیاری از عامه این است که اجتهاد براساس تخطئه قراردارد؛ یعنی امکان مطابقت یا عدم مطابقت دارد. اگر اجتهاد مطابق با واقع شد، « للمصیب اجران» و اگر اجتهاد مطابق با واقع نشد «للمخطی اجرٌ واحد»است و آن اجر تلا ش و کوشش صادقانه برای استنباط است. از آن نظر که امام معصوم نیستیم، تضمینی برای مطابقت با واقع وجود ندارد. اگر تضمین وجود داشته باشد، دیگر اجتهاد نیست. بنابراین مداخله ی انگیزه، عادات و سلیقه در استنباط موجب تهی شدن اجتهاد از استنباط خواهد بود. پس تعریف اجتهاد از جنبه ی تئوریک برای این که تثبیت کند اجتهاد یک عمل استفعالی و مستقل از عادات، سلیقه ها و انگیزه هاست، کفایت می کند؛ اما در مقام عمل، رها شدن از احکام و امکانات فردی و شخصی است.

پژوهه: با این حساب در کنه و جوهر اجتهاد جلوگیری از اجتهاد سلیقه ای وجود دارد؟

عابدی شاهرودی: بله، در تعریف اجتهاد، تمام موانع برای پیش گیری از مداخله ی سلیقه، خواسته های شخصی، عادات و انگیزه ها خوابیده است؛ عین مسأله ی داوری و قضاوت است. اجتهاد نیز نوعی داوری در سطح کلی است. قضاوت، داوری در سطح خاص؛ براساس تطبیق کلی بر امور جزئی است. هر دو عملی اکتشافی اند. داور در مسایلی که مربوط به داوری است و در حین داوری سعی می کند از تمایلا ت خود آزاد باشد؛ یعنی طبق مدارک نظر بدهد، نه برطبق تمایل ها؛ این معنای اکتشافی بودن است. گاه ممکن است که مدارک برخلا ف میل او باشد؛ او به طرفی مایل باشد، اما مدارک مقتضی طرف دیگر است؛ قهراً طبق مدارک نظر می دهد. در کار علمی نیز دانشمند به طور تئوریک، از آن عامل های غیر استدلا لی رها است.

در هر رشته از دانش عمل اکتشافی وجود دارد. حال سؤال این است که آیا در عمل برای ما افراد بشر استدلا ل خالص وجود دارد یا امکان پذیر نیست؛ به خصوص درباره ی مسایلی که به حیات ما مربوط است. در مسایل ریاضی این امر امکان دارد، چون ریاضی ناب هیچ ارتباطی با مسایل خاص ما ندارد. مثلا ً قانون مثلث در زندگی ما تأثیر چندانی ندارد و نسبت به سرنوشت ما بی تفاوت است. این علم بی طرف است و مسایل آن بی تفاوت اند، اما مسایل اصولی فلسفی چون معمولا ٌ در سرنوشت ما اثر دارند، دشوار است که در این باره از دیدگاه های شخصی مان کاملا ً رها شویم. گاهی انسان برای نظریه ای تحقیق کرده ، زحمت کشیده و آن را اثبات کرده، هیچ نفع شخصی هم ندارد، اما طبیعتاً مایل نیست آن نظریه فرو بپاشد. بردانشمند غیرمعصوم، سلسله محدودیت هایی ازداخل و بیرون فرمان روا است که تکوینی می باشد. پس در معرض خطا قرار دارد. چون انسان محکوم قانون سه گانه ی «محدودیت»، «تحریک» و «امکان خط» است. از این رو نمی تواند در فرایند استدلا لی به استدلا ل محض، بدون خطا و تضمین شده، دست رسی داشته باشد. لکن ستدلا ل خالص در برخی علوم عقلی ناب مثل ریاضیات، قسمتی از مابعدالطبیعه حتی کل منطق و نیز قسمتی از علوم اجتهادی، که مستند به منابع مستقل و بشری ماست وجود دارد. استدلا ل ناب در هر علمی نمی تواند ممکن باشد. اما آیا باید از استدلا ل خالص صرف نظر کنیم؟ هر امر کامل و استانداردی و هر کمال مطلوبی همواره باید به عنوان معیار در نظر گرفته شود واستکمال ها و استدلا ل ها براساس آن معیار انجام شود. مثل این که وجود پیغمبر(ص) به عنوان اسوه به سایر کائنات در نظر گرفته شود:« و لکم فی رسول الله اسوه حسنه». حرکت ما باید بر طبق آن اسوه ها و معیارها باشد. آن معیار دو کار انجام می دهد: یکی بهبود بخشی و دیگری تکمیل. یعنی ممکن است کاری که انجام شده است در استدلا ل خطا نباشد، اما ناقص باشد. معنی محدود بودن این است که ما در هر مرحله به تکمیل نیاز داریم. براساس آن معیار این مراحل ناقص تکمیل می شود و تکمیل هم تکمیل غیرمحدود است، زیرا در آن صورت استکمال متوقف می شود. در انسان ها استکمال متوقف نمی شود. زیرا مراحل کمالی بین ما و آن معیار، غیرمتناهی است.چنان که مراحل استکمالی بین آن ایدهآل و بین واجب الوجوب، غیرمتناهی است.

هر علم استدلا لی و تحقیقی و هر فرآیندی که در این جهان امکان واقع دارد به طور نامحدود قابل استکمال است. استکمال بر دو قسم است: ۱. استکمال در مراتب کمال؛ ۲. استکمال در مراتب فوق کمال. در مراتب فوق کمال، مقصود مراتبی است که آن سوی ایدهآل های استکمالی قرار دارد. استکمالا ت ما به تعبیر فلسفی، خروج از قوه به فعلیت است.

در باب علم اصول می توان گفت که این علم برای اجتهاد یک نظام فراهم ساخته است. کار این نظام دو چیز است: نخست آن که اجتهاد دستگاهی مستقل از انگیزه و را‡ی شخصی است. دومآن که محتوایی که به دستگاه تحویل می شود به سوی قانون های فقهی یا دینی است، یعنی دستگاه اجتهاد این مضامین را برطبق قوانینی که از ادله ی چهارگانه ی کتاب، سنت، عقل و اجماع، دردست رس مجتهد قرار می گیرد، به قانون های عام تبدیل میکند. برطبق این منابع مضمونی به مجتهد داده می شود. مثلا ً آن مضمون عبارت است از مسأله ای درباره ی طهارت اشیاء. مجتهد این مضمون را براساس آن منابعی که دارد، براساس ادله ی چهارگانه به قانون تبدیل می کند. مثلا ً در باب طهارت و اشیای مشکوک به صورت قاعده ی طهارت در میآید:«کل شیء طاهر حتی تعلم انه قذر». مثلا ً درباره ی داد و ستد کلی داریم: «احل الله البیع». اگر بیع را به عنوان مطلق داد و ستد نگیرد، بیع در مقابل اجاره، صلح، رهن و دیگر عناوین قرار می گیرد و قاعده ای نسبت به خرید و فروش ها محدود خواهد شد.اگر بیع را به عنوان داد و ستد مطلق در نظر گرفتیم، این قاعده ی تحلیلی که از این نص استفاده می شود، مربوط به اجتهاد است.مثلا ً «الا ان تکون تجاره عن تراض» قاعده ی کلی نیست بلکه به کل داد و ستدهایی برمی گردد که مقتضی تحریم حلا ل یا حرام نیستند لذا این قاعده، بیمه را نیز شامل می شود، هرچند که در گذشته به این صورت وجود نداشته است. این کار استنباط فقهی است، یعنی تحویل بردن مضامینی که به این دستگاه داده می شود.وقتی پاسخ سؤال از منابع مذکور استنباط شد، به شخص خاص مربوط نیست. چون این پاسخ براساس ملا ک ها و ادله است و آنها مستقل از شخصیت مجتهد و سؤال و سؤال کننده می باشند، اجتهاد از کل عواملی که از محیط استدلا ل خارج اند، مستقل است، لذا بین مدخلیت شرایط زمان و مکان به شیوه ای که محققان گفته اند و بین استقلا ل اجتهاد از شرایط تاریخی و محیط احوال شخصی منافاتی نیست، زیرا برخی از مسایل به سلسله اموری وابسته است که به محیط، زمان یا احوال شخصی ارتباط دارد. مثلا ً برای مسافر، روزه قرار داده نشد. بلکه به احوال شخصی انسان بستگی دارد.

پژوهه : آیا شرایط زمانی در متد استنباط می تواند اثرگذار باشد؟

عابدی شاهرودی: متد استنباط نباید متأثر از محیط باشد. متد باید از شرایطی که به وسیله ی محیط تحمیل می شود آزاد باشد، اما این که شرایط ممکن است به وسیله ی تأثیری که در اشخاص دارد در استدلا ل نیز تأثیرگذار باشد، امری خارجی و تجربی است که گاه ممکن است اتفاق بیفتد و شدت و ضعف دارد. در علم، اگر در جایی فهمیدیم استدلا ل متأثر از عوامل غیراستدلا لی است، آن استدلا ل درست نیست. البته چون بشر هستیم ممکن است تحت تأثیر واقع بشویم، اما باید تلا ش کرد تا حد امکان از آن برکنار باشم. بنابراین مجتهد در عمل استنباطی دو کار انجام می دهد:

۱. استنباط حکم شرعی؛

۲. تلا ش در بی اثر ساختن تأثیرات عوامل غیراستدلا لی در فرآیند استنباط.

پژوهه: تحولا ت تاریخی علم اصول در میان اهل سنت و شیعه و افق آینده آن را بیان فرمایید.

علی دوست: اگر منظور از تحولا ت این است که مؤسس علم اصول چه کسی بوده و دوران هایی که برعلم اصول گذشته است چیست، باید بگوییم که علم اصول از نظر زایش و پیدایش به صدر اسلا م بر می گردد.خیلی از مسایل علم اصول، در قالبی متفاوت با امروز، در زمان پیامبر(ص) هم مطرح بوده است. در واقع ریشه های علم اصول به زمان پیدایش اجتهاد بر می گردد. خاستگاه اجتهاد نیز به صدر اسلا م مربوط می شود. در تقسیم بندی کلی می توان پیشینه ی علم اصول را به دو دوره ی «اوج» و «نزول» تقسیم کرد. در هر دو مذهب این تقسیم به چشم می خورد.برای نمونه در میان سنی ها علم اصول پس از پیامبر(ص) رشد پیدا کرده است. به همین دلیل علم اصول جسیم می شود. در مقابل، شیعیان اهل بیت(ع) و شاگردان ایشان را دارند . از این رو زیاد دنبال علم اصول نبودند. یکباره در میان اهل سنت جریان اخباری گری (جمود بر نصوص) و مخالفت جدی با قیاس تجلی پیدا می کند. که بخش اعظم آنها است. در ادامه با انسداد و حصر مذاهب در مذاهب چهارگانه مواجه می شویم. این جریان ها به بسته شدن روند تکاملی علم اصول کمک کرد. هیچ گاه علم اصول به کلی منزوی نشده و برای همین اهل سنت درعمل، حصر مذاهب را کنار می گذارند. هم اکنون دوران اوج علم اصول است. پیش بینی این است که امروزه با گستردگی مسایل وکثرت فروع نمی توانیم بگوییم علم اصول به انزوا می رود بلکه تکامل می یابد. اما در شیعه دو جریان اخباری گری داریم:

۱. اخباری گری در دوران شیخ صدوق(ره) که قدمت آن به بیش از اخباری گری اهل سنت می رسد. این جریان غیر از نوع دوم است؛

۲. اخباری گری قرن دهم و یازدهم در زمان صاحب حدائق و رسائل.

شیعه تا قرن سوم در کنار اهل بیت(ع) است و کم تر به این اصول توجه می نمود. در زمان پس از ائمه(ع) با ظهور بزرگانی مانند شیخ مفید، سیدمرتضی و شیخ طوسی اصول در شیعه به اوج خودش می رسد. رگه هایی از اخباری گری از زمان شهید ثانی دیده می شود و این امر حتی در کلمات شهید ثانی نیز مشاهده می گردد. با این حال علم اصول به جد مطرح است.

پس از اخباری گری، دوران اوج علم اصول فرا می رسد. احساس می شود با در نظر گرفتن بحث هایی همچون هرمنوتیک یا حوزه ی شریعت و فلسفه دین، که علم اصول را به چالش می کشاند، این علم روز به روز خودش را بیش تر نشان بدهد و به تکامل برسد.

پژوهه: چالش های فراروی آموزش علم اصول در حوزه های دینی چیست؟

عابدی شاهرودی: در حال حاضر، چند مسأله ی اصلی در داخل حوزه، در باب نهادهای علمی – تحقیقاتی داریم که یکی از آنها مسأله ی برخی از نظرها بایگانی شده یا می باید بایگانی شوند. یعنی این مسایل دو یا سه بار زیر و بالا شده و تئوری متعددی پس از آنها مطرح شده، لذا آن تئوری های گذشته منسوخ شده از این نظر که بایگانی شده، می بایست کنار گذاشته بشود. با این حال ازآن نظر که ما برای احاطه ای کامل بر نهاد نظریه در زمان، گذشته ی آن نظریه را باید استحضار کنیم، آن نظریه ها باید مطرح باشد. ما همیشه در هر علمی با کوله باری از گذشته مواجه هستیم و همیشه میل داریم کوله بار را سبک بکنیم، اما گاهی سبک کردن به قیمت سبک کردن امکانات تحقیقی تمام می شود. دستگاه متعادل کننده ای باید باشد که به مقدار ممکن از گذشته استفاده کند، بدون این که این کوله بار سنگین شود. اگر ما بخواهیم کوله بار را به چند هزار سال پیش برگردانیم حتی حافظه ی بشری ما یارای ضبط این تحقیقات را ندارد و باید دومرتبه به صفر برگردیم. این چالش باید به نوعی با ارائه ی یک سلسله سیستم های جامع و مانع حل بشود.

۳. چالش سوم، چالش بین تحول متون دشوارِ گذشته به متون سهل است. برای تسریع در فراگیری و جلوگیری از اتلا ف توانایی و انرژی، باید متون دشوار قدیمی را به متون سهل تبدیل کرد، ولی باید محتوای متون قدیمی را حفظ کرد. بسا از رهگذر روند تسهیل متون، آن محتواها و استدلال ها کنار گذاشته شود یا کم رنگ بشود. ما مایل هستیم به جای متون گذشته، متون آسان تری تدوین بکنیم و چون مربوط به آینده است متون پیش رفته تر و کامل تری باشند که برای اجتهاد فقهی کارآیی بیش تری داشته باشد و پا به پای پیش رفت در زمینه های دیگر باشد. این کار لا زم است و می باید چنین متونی تدوین شود که سهل و جامع باشند. طبیعی است که این امر چالشآفرین است. در واقع، چالشی سه طرفه خواهیم داشت: درگیری سه جانبه بین تحویل متون دشوار به متون سهل و بین نگه داشت جامعیت متون و سپس مکمل بودن این متون تازه نسبت به متون گذشته.

این سه چالش اصلی در آموزش و پژوهش اصول فقه در حوزه های علمیه ی ما وجود دارد. الا ن در تعلیم و تحقیق علوم تجربی، علوم فلسفی و در کُل مجامع علمی دنیا، این چالش ها وجود دارد؛ در زمان ابن سینا، ارسطو و افلا طون هم بوده؛ آنان نیز می باید گذشته را به نوعی نگه می داشتند و سپس آن را به نظریات آینده تبدیل می کردند. این ها چالش های دائمی دانشمندان نسبت به گذشته، حال و آینده است؛ یعنی نگه داشت گذشته و تسهیل آموزش و سپس ارائه ی متونی برای زمان حال و آینده.

ظ علی دوست: برای پاسخ به این پرسش لا زم است نظرمان را در اجتهاد مطلوب مشخص کنیم؛ سه موضع در این جا مطرح است:

۱. اجتهاد موجود اجتهادی پاسخ گو بوده و همان روشی است که شیخ انصاری و آخوند داشتند. اجتهاد باید به همان سبک و سیاق، با همان هیأت و موارد در مسایل پیش برود. بایستی همان کاری که آنها انجام داد

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.