اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حکم نماز جمعه در عصر غیبت ، رساله خطی ابواب الجنان
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 42
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل حکم نماز جمعه در عصر غیبت ، رساله خطی ابواب الجنان!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل حکم نماز جمعه در عصر غیبت ، رساله خطی ابواب الجنان بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل حکم نماز جمعه در عصر غیبت ، رساله خطی ابواب الجنان از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل حکم نماز جمعه در عصر غیبت ، رساله خطی ابواب الجنان شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل حکم نماز جمعه در عصر غیبت ، رساله خطی ابواب الجنان استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل حکم نماز جمعه در عصر غیبت ، رساله خطی ابواب الجنان با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل حکم نماز جمعه در عصر غیبت ، رساله خطی ابواب الجنان قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل حکم نماز جمعه در عصر غیبت ، رساله خطی ابواب الجنان حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل حکم نماز جمعه در عصر غیبت ، رساله خطی ابواب الجنان به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حکم نماز جمعه در عصر غیبت ، رساله خطی ابواب الجنان :
حکم نماز جمعه در عصر غیبت از جمله مباحث مورد اختلاف است. از این رو فقها رساله های مستقلی در این موضوع نگاشته اند.
مرحوم ملا محسن فیض کاشانی از جمله علمای برجسته ای است که در این موضوع، رساله ابواب الجنان را نگاشته وبخش عمده آن، اثبات واجب عینی بودن نماز جمعه است.
وی رساله خود را در هشت باب – به تعداد درهای بهشت – تنظیم کرده است:
باب اول: وجوب عینی نماز جمعه
باب دوم: شرایط و وظایف نماز جمعه
باب سوم: فضیلت نماز جمعه
باب چهارم: فضیلت روز جمعه و شب جمعه
باب پنجم: وظایف روز جمعه
باب ششم: فضیلت جماعت
باب هفتم: شرایط آداب نماز جماعت
باب هشتم: احکام نماز جماعت
فیض کاشانی در کتاب شهاب ثاقب به تفصیل در وجوب نماز جمعه بحث کرده است اما چون به زبان عربی بود،ابواب الجنان را به فارسی نگاشت تا برای فارسی زبانان قابل استفاده باشد.
از میان هشت باب این اثر، باب اول گسترده تر از ابواب دیگر است و ظاهرا هدف اصلی نویسنده، نگارش این بخش بوده است. این باب دارای چهار فصل است. در فصل اول با آیات قرآن و در فصل دوم با احادیث پیامبر – صلی الله علیه و آله – و در فصل سوم از طریق سخنان دیگر معصومان – علیهم السلام – وجوب نماز جمعه اثبات شده است ودر فصل چهارم دیدگاه های فقهای بزرگ در باره وجوب عینی نماز جمعه گرد آمده است.
این رساله از روی نسخه خطی موجود در کتابخانه آیت الله العظمی گلپایگانی به شماره ۱۸۱/۱۱ تحقیق شده است.
* به جهت رعایت امانت، رسم الخط متن نسخه خطی حفظ شده است. در این متن مطابق رسم الخط قدیم زبان فارسی، دو حرف ک و گ به یک صورت نگاشته شده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
سپاس و ستایش مر خدای را که صوامع آسمان را به صنوف طاعت ملائکه پیراست، و جوامع زمین را به صفوف جمعه و جماعت مؤمنین آراست، هر صنفی از آنان را به طاعتی خاص سر افراخت، و هر یک از اینان را به عبادات کوناکون؛ مشرف ساخت، و درود نامعدود بر روان خاتم انبیا و سرور اولیا و سایر ائمه هدی – صلوات الله علیهم – که به ترویج دین قویم و ترسیم شرع مستقیم قیام نمودند و به اجتماع در طاعات و اقامت جمعه امر فرمود.
اما بعد، چنین کوید محسن بن مرتضی که: این نامه ایست از ما جماعت مؤمنان را در بیان وجوب نماز جمعه و فرض عین بودن آن در جمیع اعصار و امصار و به وادی و اقطار بر جمیع مکلفین سوی ذوی الاعذار و ذکر شرایط و آداب وفضیلت و ثواب و فضل روز جمعه بر سایر روزها و وظایف این روز مبارک و فضیلت نماز جماعت و شرایط و آداب واحکام آن.
و باعث بر نوشتن این نامه آن است که جمعه و جماعت رکنی است عظیم در دین، مشتمل بر تعظیم شعائر الله، واطاعت امر اله، و متابعت پیغمبر، و باز ایستادن از فحشا و منکر، و بر خوردن مؤمنان به یکدیکر، و بری شدن از نفاق، وپاک شدن از کناه و شقاق، و محافظت بر اوقات صلوات و آداب آن، و مضاعف شدن اجر و ثواب آن، و تالیف قلوب مؤمنان، و تحصیل محبت اخوان، و تعاون ایشان در امر دین و دنیا، و غیر آن از حکمت ها.
و بالجمله، نماز اول روزی که مشروع شده بدین نحو مشروع شده و غیر این نحو مستحسن نبوده مکر صاحبان اعذار راو جمعیت لفظ «ایاک نعبد و ایاک نستعین» شاهد است برین. و با این همه فواید و منافع و با انواع تاکیدات و تشدیدات که در این امر آمده – چنان که مذکور خواهد شد – تا آن که تارک جمعه و جماعت را فاسق نامیده اند، بلکه میزان درشناختن عادل از فاسق این امر را مقرر فرموده اند، چنان که در احادیث صحیحه وارد است.
این رکن در میان فرقه محقه امامیه نزدیک است که مندرس شود؛ چرا که اکثر منسوبان به علم این طایفه از سعادت این عبادت معرضند و محروم به سبب جهل به حقیقت آن یا به جهت اعتیاد ترک آن خلفا عن سلف به سبب تقیه که درازمنه سابقه میان ایشان بوده و اقامت آن میسر نمی بوده یا به واسطه دشواری متابعت اقران یا از کاهلی و تن پروری یا ازمنافسه در سروری یا به شومی نفاق و شقاق یا غیر آن از رذایل اخلاق تا آن که اعظم تشنیعات مخالفین برایشان این است و حق با مشنعین است.
و ما اکر چه قبل از این رساله نوشته بودیم در بیان وجوب نماز جمعه و اطناب در آن کرده موسوم به «شهاب ثاقب» لیکن چون آن به زبان تازی بود و از مطالب دیکر خالی، همه کس نمی فهمید و به همه این مهمات نمی رسید. ثانیا، این مختصر به لغت فارسی نوشته شد تا نفعش اعم و ثوابش اتم باشد. تذکیری است متفقهه را، و…() مترفهه را، اعلام به نهجی است مهجورانی را که از این سعادت عظمی و غنیمت کبری بی خبر و غافلند و اتمام حجتی است دورانی راکه خود را از دیدن این آیات و شنیدن این دلالات بر نادانی و جهل داشته یا خود نادان و جاهلند.
مشتمل بر هشت باب «است» که هر یک به منزله دریست از درهای بهشت که بر روی مؤمنان مفتوح می کردد و به آن داخل بهشت می شوند و از این جهت به «ابواب الجنان» موسوم کشت. و چون مطلب باب اول بر قومی مشتبه بود، درآن باب، الفاظ قرآن و حدیث را ذکر کردیم با ترجمه، به خلاف سایر ابواب که بر ترجمه اقتصار نمودیم. و من الله التوفیق.
باب اول – در بیان وجوب نماز جمعه و آن که فرض عین است بر همه
هر مکلفی که از اعذاری که مذکور خواهد شد سالم باشد و این حکم هم به قرآن ثابت شده و هم به حدیث پیغمبر – صلی الله علیه و آله و سلم – و هم با احادیث ائمه معصومین – صلوات الله علیهم – و هم به کلمات فقهای امامیه ازقدما و متاخرین که طریقه اهل بیت – علیهم السلام – را از دست نداده اند و قدم از جاده ایشان بر نکرفته و ما این چهارمدعا را در چهار فصل بیان کنیم، به توفیق خدای عزوجل.
فصل اول – در بیان وجوب نماز جمعه و فرض عین بودن آن از قرآن مجید
در سوره جمعه می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا» ای کسانی که کرویده اید به احکام شرع «اذا نودی للصلاه» چون ندا درداده شود برای نماز «من یوم الجمعه» از روز جمعه «فاسعوا» بشتابید به صرف همکی همت و تمامی رغبت «الی ذکرالله» به سوی یاد کردن خدای، که نماز جمعه است و خطبه، چنان که قرینه مقام دلالت بر آن می کند و از احادیث اهل بیت – علیهم السلام – که ذکر آن خواهد شد، مستفاد می کردد و از خطبه جمعه حضرت امیرالمؤمنین – علیه السلام -معلوم می شود و مفسران نیز برآن اتفاق کرده اند «وذروا البیع» و بکذارید خرید و فروخت را «ذلکم» این سعی و ترک بیع «خیر لکم» بهتر است شما را از معامله؛ زیرا که در آن نفع باقی اخروی است و آن بهتر است از سود فانی دنیوی «ان کنتم تعلمون»() اکر هستید که می دانید نفع را از ضرر، و تمییز می کنید میان خیر و شر.
و در سوره منافقین می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا» ای کروه مؤمنان «لا تلهکم» مشغول نکرداند شما را«اموالکم» مال های شما «ولا اولادکم» و نه فرزندان شما «عن ذکر الله» از یاد کردن خدای یعنی نماز جمعه و خطبه آن، چنان که جمعی ازمفسران کفته اند و امر بقراءت سورتین در این نماز دلالتی برآن می کند «و من یفعل ذلک» و هر که بکند این کار را یعنی به مال و فرزند از حق بازماند «فاولئک» پس آن کروه «هم الخاسرون»() ایشان زیان کارانند که به حقیر فانی بازمانند ازعظیم باقی.
و جای دیکر می فرماید: «حافظوا علی الصلوات» محافظت نمایید بر نمازها «والصلاه الوسطی»() وبه تخصیص نماز وسطی که نماز جمعه است به قول بعضی و فریضه آن وقت است به قولی دیکر که شامل نمازهای ظهر سایر ایام نیز باشد.
فصل دوم – در بیان وجوب نماز جمعه و فرض عین بودن آن از حدیث پیغمبر صلی الله علیه و اله و سلم
مخالف و مؤالف در کتب خود روایت کرده اند از آن حضرت که فرمود: «کتب علیکم الجمعه و فریضه واجبه الی یوم القیمه» () نوشته شد بر شما نماز جمعه و فریضه شد فریضه واجبه تا روز قیامت.
و نیز فرمود: «الجمعه واجبه علی کل مسلم» نماز جمعه واجبست بر هر مسلمانی «الا اربعه» مکر چهار کس: «عبد مملوک او امراه او صبی او مریض»() بنده که ملک یا زن یا کودک یا بیمار. و نیز فرمود در بعضی خطبه ها: «ان الله فرض علیکم الجمعه» به درستی که حق تعالی فرض کردانید بر شما نماز جمعه را «فمن ترکها» پس هر که ترک کند آن را «فی حیاتی» در ایام حیات من «او بعد موتی» یا بعد از موت من «وله امام عادل» واو را باشد پیشنمازی عادل «استخفافا بها» و این ترک او از جهت سبک دانستن و سهل شمردن او باشد این نماز را «اوجحودا بها» یا از روی انکار باشد آن را «فلا جمع الله شمله» پس جمع مکرداناد خدای عزوجل پراکندکی او را «ولا بارک الله له فی امره» و برکت مدهاد خدای تعالی مر او را در کار او «الا و لا صلاه له» آکاه باشید که نمازی نیست مر او را «الا و لازکاه له» آکاه باشید که زکاتی نیست مر او را «الا و لا حج له» آکاه باشید که حجی نیست او را «الا و لاصوم له» آکاه باشید که روزه نیست او را «الا و لابر له» آکاه باشید که نیکویی نیست و طاعتی نیست او را «حتی یتوب»() تا آن که توبه کند.یعنی هیچ یک از عبادات و طاعات او به درجه قبول نمی رسد و هر چند بسیار کند تا آن که توبه کند از ترک نماز جمعه و به آن بکرود و به جای آورد.
و نیز فرمود: «من ترک ثلاث جمع متعمدا من غیر عله» از روی عمد، بی باعثی ضروری «ختم الله علی قلبه» مهر کرد خدای تعالی بر دل او «بخاتم النفاق»() به آن که دل او خالی باشد از ایمان و اظهار ایمان کند به زبان، یعنی دل اوبسته شد به حیثیتی که ایمان را درو راهی نماند.
و نیز فرمود: «لینتهن اقوام» باید که باز ایستند البته قومی چند «عن ودعهم الجمعات» از وا کذاشتن ایشان نمازهای جمعه را «او لیختمن الله علی قلوبهم» یا باید که مهر کند البته خدای تعالی بر دل های ایشان «ثم لیکونن من الغافلین»() پس باید که باشد البته از جمله غافلان.
و اخبار نبویه درین باب بسیار است.
فصل سیم – در بیان وجوب نماز جمعه و فرض عین بودن آن از احادیث ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین
مشایخ ثلاثه ما که صاحبان کتب اربعه حدیث اند، اعنی شیخ ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی و شیخ ابوجعفر محمدبن علی بن بابویه قمی و شیخ ابو جعفر محمد بن حسن بن طوسی – رضوان الله علیهم – در کتاب کافی و کتاب من لایحضره الفقیه و کتاب تهذیب با اسناد صحیح از حضرت امام محمد باقر – صلوات الله علیه – روایت کرده اند که آن حضرت فرمود: «فرض الله علی الناس» فرض کردانید حق تعالی بر مردمان «من الجمعه الی الجمعه» از روز جمعه تا روزجمعه «خمسا و ثلاثین صلاه» سی و پنج نماز را «منها صلاه واحده» از آن جمله یک نماز است «فرضها الله فی جماعه»فرض کردانید خدای تعالی آن را که در جماعت بکذارند «و هی صلاه الجمعه» و آن نماز جمعه است «و وضعها عن تسعه» و فرو کذاشت آن را از نه کس «عن الصغیر و الکبیر» از خوردسال و پیر سال خورد «والمجنون» و دیوانه «و المسافر» وکسی که سفر کرده باشد «و العبد» و بنده «والمراه» و زن «و المریض» و بیمار «و الاعمی» و کور «و من کان علی راس فرسخین»() وکسی که بوده باشد بر سر دو فرسخ یعنی از موضعی که نماز جمعه در آن می کذارند.
و در کافی و تهذیب با اسناد صحیح روایت کرده اند از حضرت امام جعفر صادق – علیه السلام – که فرمود: «ان الله«عزوجل» فرض» به درستی خدای عزوجل فرض کرداند «فی کل سبعه ایام» در هر هفت روز «خمسا و ثلاثین صلاه» سی و پنج نماز را «منها صلاه» از آن جمله نمازیست «واجبه علی کل مسلم ان یشهدها» واجب است بر هر مسلمانی که حاضر شود آن را «الا خمسه» مکر پنج کس «المریض و المملوک و المسافر و المراه و الصبی»() بیمار و بنده ومسافر و زن و کودک.
و در کتاب من لایحضره الفقیه با اسناد صحیح روایت کرده که از حضرت امام محمد باقر – علیه السلام – پرسیدند:«علی من تجب الجمعه» بر که واجبست نماز جمعه؟ «قال: علی سبعه نفر من المسلمین» فرمود: بر هفت کس ازمسلمانان «و لا جمعه لاقل من خمسه احدهم الامام» و نماز جمعه نیست کمتر از پنج کس را که یکی از ایشان پیش نمازباشد، یعنی تا پنج نباشد جایز نیست و تا هفت نباشد واجب نیست «فان اجتمع سبعه» پس اکر مجتمع شدند هفت کس «ولم یخافوا» و نترسیدند یعنی تقیه بر ایشان واجب نبود «امهم بعضهم و خطبهم»() امامت می کند بعضی ازایشان ایشان را و خطبه می خواند.
و در تهذیب و استبصار با اسناد صحیح از حضرت امام جعفر صادق – علیه السلام – روایت کرده که فرمود: «یجمع القوم یوم الجمعه» به تشدید میم، یعنی نماز جمعه می کذارند قوم در روز جمعه «اذاکانوا خمسه فما زاد» چون پنج کس باشند یا بیشتر «و ان کانوا اقل من خمسه» و اکر کمتر از پنج کس باشند «فلا جمعه لهم» پس نماز جمعه نیست ایشان را«والجمعه واجبه علی کل احد» نماز جمعه واجبست بر همه کس «لا یعذر الناس فیها» معذور نیستند مردمان در آن «الاخمسه» مکر پنج کس «المراه و المملوک و المسافر و المریض و الصبی».()
و نیز در تهذیب با اسناد صحیح از آن حضرت روایت کرده اند که فرمود: «اذا کانوا سبعه یوم الجمعه» چون هفت کس باشند روز جمعه «فلیصلوا فی جماعه» پس باید که در جماعت نماز بکذارند یعنی نماز جمعه بکذارند، به دلیل اشتراط عدد مخصوص و آدابی که مذکور می شود «و لیلبس البرد» و باید که برد بپوشد، یعنی پیش نماز، و برد جامه ایست نفیس که آن را ردا می کرده اند «و العمامه» و عمامه بر سر کیرد «ولیتوکا علی قوس اوعصا» و باید که تکیه کند بر کمانی یاعصایی «ولیقعد قعده بین الخطبتین» و باید که بنشیند نشستنی میان هر دو خطبه «و یجهر بالقراءه» و بلند کند قراءت را«ویقنت فی الرکعه الاولی منهما قبل الرکوع»() قنوت بخواند در رکعت اول از آن دو رکعت پیش از رکوع.
و نیز در هر دو کتاب به اسناد صحیح روایت کرده از آن حضرت که فرمود: «اذاکان القوم فی قریه» چون باشند قومی دردهی «یصلون الجمعه اربع رکعات» جمعه را چهار رکعت می کذارند «فان کان لهم من یخطب» پس اکر کسی باشد ایشان آن را که خطبه تواند خواند «جمعوا» نماز جمعه می کذارند «اذا کانوا خمسه» چون پنج کس باشند «و انما جعلت رکعتین لمکان الخطبتین»() و دو رکعت به جهت آن شده که دو خطبه هست بدل آن دو رکعت دیکر.
و نیز در هر دو کتاب به اسناد صحیح از امام محمد باقر یا امام جعفر صادق – علیهما السلام – روایت کرده که شخصی پرسید: «عن اناس فی قریه» از جماعتی مردمان که در دهی باشند «هل یصلون جماعه؟» آیا نماز به جماعت می کذارند؟«قال: نعم» فرمود: بلی «یصلون اربعا اذا لم یکن لهم من یخطب»() چهار رکعت می کذارند چون نباشد مر ایشان راکسی که خطبه تواند خواند دو رکعت می کذارند؛ چه همه کس را توانایی خطبه خواندن نیست خصوصا اهل ده را.
و نیز در هر دو کتاب به اسناد صحیح از امام محمد باقر – علیه السلام – روایت کرده که فرمود: «الجمعه واجبه علی من ان صلی الغداه فی اهله ادرک الجمعه» نماز جمعه واجبست بر کسی که اکر نماز صبح را در خانه خود بکذارد نمازجمعه را در تواند یافت «و کان رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم – انما یصلی العصر فی وقت الظهر فی سائر الایام» و بود رسول خدای که می کذارد نماز عصر روز جمعه را در وقت نماز پیشین روزهای دیکر «کی اذا قضوا الصلوه مع رسول الله – صلی الله علیه و اله وسلم -» تا آن که چون از نماز فارغ شوند با رسول خدای «رجعوا الی رحالهم قبل اللیل»برکردند و به منزلهای خود برسند پیش از آن که شب در آید «و ذلک سنه الی یوم القیامه»() و آن سنتی است تا روزقیامت، یعنی تا روز قیامت هر که نماز جمعه کذارد چنین می کند.
و نیز در تهذیب به اسناد صحیح از آن حضرت روایت کرده که فرمود: «من ترک ثلاث جمع متوالیه» هر که ترک کند سه نماز جمعه پیاپی را «طبع الله علی قلبه»() مهر کرد خدای بر دل او.
و در روایت دیکر آمده بعد از این کلام: «فان ترک من غیر عله ثلاث جمع» پس اکر ترک کرد بی باعثی ضروری سه جمعه را «فقد ترک ثلاث فرائض» پس به تحقیق ترک کرد سه فریضه را «ولایدع ثلاث فرائض من غیر عله» و وا نمی کذارد سه فریضه را بی ضرورتی «الامنافق»() مکر کسی که به دل ایمان نداشته باشد و به زبان اظهار کند.
و نیز در تهذیب و استبصار به اسناد صحیح از زراره روایت کرد که کفت: «حثنا ابو عبدالله – علیه السلام» ترغیب کرد مارا امام جعفر صادق – علیه السلام – «علی صلاه الجمعه» بر نماز جمعه «حتی ظننت انه یرید ان ناتیه» تا این که کمان کردم که اراده دارد که به نزد او بیاییم و با او نماز بکذاریم «فقلت: نغدو علیک؟» پس کفتم: فردا بیاییم؟ «فقال: لا انماعنیت عندکم»() فرمود: نه خواستم که پیش خود نماز بکذارید. و این به جهت آن بود که آن حضرت در زمان تقیه بود و نمی توانست که خود نماز جمعه بکذارد مکر با مخالفین، لیکن اصحابش را در آن اوقات مقدور بود که پنهان بکذارد.
و نیز در هر دو کتاب به اسناد موثق روایت کرده از عبدالملک بن اعین که کفت: حضرت امام محمد باقر – علیه السلام – به من کفت: «مثلک یهلک و لم یصل فریضه فرضها الله» مثل تویی هلاک شود و نکذارده باشد فریضه را که خدای تعالی فرض کردانیده «قلت: کیف اصنع» کفتم: چون کنم؟ «قال: صلوا جماعه یعنی صلاه الجمعه»() فرمود: نماز درجماعت بکذارید یعنی نماز جمعه را بکذارید.
و نیز در هر دو کتاب و کتاب کافی به اسناد حسن روایت کرده اند از حضرت امام جعفر صادق – علیه السلام – که فرمود: «الجمعه واجبه علی من کان منها علی راس فرسخین» نماز جمعه واجب است بر هر کسی که بر سر دو فرسخ باشد از آن «فان زاد علی ذلک» پس اکر بیشتر باشد «فلیس علیه «شیء»»() پس «چیزی» نیست برو.
و در کتاب من لایحضره الفقیه و تهذیب به اسناد حسن روایت کرده از آن حضرت که فرمود: «اذا کان بین القریتین ثلاثه امیال» چون میان دو ده سه میل مسافت باشد، یعنی یک فرسخ «فلا باس ان یجمع هؤلاء و یجمع هؤلاء»() پس باکی نیست که نماز جمعه بکذارند اینها علی حده و اینها علی حده.
و در کافی و تهذیب و استبصار به اسناد حسن روایت کرده اند که از آن حضرت پرسیدند از کسی که خطبه را در نیافت روز جمعه «قال: یصلی رکعتین» فرمود: دو رکعت نماز می کذارد «فان فاتته الصلاه فلم یدرکها فلیصل اربعا» پس اکر نمازجمعه فوت شد او را چنان که هیچ از آن ادراک نکرده چهار رکعت می کذارد. «و قال: اذا ادرکت الامام قبل ان یرکع الرکعه الاخیره فقد ادرکت الصلاه» و فرمود: چون دریافتی امام را پیش از رکوع آخر پس نماز جمعه را دریافته «و ان انت ادرکته بعد ما رکع» و اکر دریافتی او را بعد از آن که رکوع آخر کرده بود «فهی الظهر اربع»() پس فریضه تو نماز پیشین است چهار رکعت.
و در کتاب من لایحضره الفقیه به اسناد صحیح از آن حضرت روایت کرده که فرمود در نماز عیدین: «اذا کان القوم خمسه او سبعه» چون قوم پنج یا هفت باشند «فانهم یجمعون الصلاه کما یصنعون یوم الجمعه»() پس به درستی که به جماعت می کذارند نماز را.
فصل چهارم – در بیان وجوب نماز جمعه و فرض عین بودن از قول فقهای معتبرین امامیه – قدس الله اسرارهم –
فقهای امامیه دو قسمند: قسمی آنانند که در جمیع احکام شرعیه از اصول و فروع، مستند به قرآن و احادیث اهل بیت – علیهم السلام – می باشد و در تصانیف خود از قول ثقلین تجاوز نمی نمایند، مثل متقدمان ایشان که در ازمنه ائمه معصومین – علیهم السلام – یا نزدیک به آن بوده اند، از اصحاب ایشان کرفته تا شیخ ابوجعفر طوسی – رحمه الله – وجمعی از اواخر متاخرین که متابعت ایشان کرده اند، از اواخر زمان شیخ زین الدین عاملی کرفته تا حال – شکر اللهمساعیهم جمیعا – و بر مصنفات ایشان اعتماد تمام هست و سخنان ایشان هرکز نمی میرد؛ زیرا که قول ایشان مستندبه اجتهاد و رای نیست بلکه نقل از خدا و رسول خداست که متبدل و متغیر نمی شود تا روز قیامت؛ چنان که درحدیث وارد است که «حلال محمد حلال الی یوم القیمه و حرامه حرام الی یوم القیمه»() یعنی حلال محمد حلال است تا روز قیامت و حرام او حرامست تا روز قیامت. کسی به رای و اجتهاد تغییر آن نمی تواند داد و کلمات ایشان دروجوب عینی نماز جمعه در جمیع امصار و اعصار متفق و موافق قرآن و حدیث است و در مصنفات خود تصریح به آن کرده اند از روی جزم و قطع بی ترددی و شکی و شبهه. و عبارات صریحه بیست کس از این قسم را در این حکم درکتاب شهاب ثاقب که در تحقیق این مطلب نوشته ایم، نقل کرده ایم اکر خواهند از آن جا بطلبند.
و قسمی دیکر آنانند که در بعضی از فتاوی مستند به قرآن و حدیث می باشند و بعضی دیکر را با اجتهاد و رای حکم می کنند و تابع ظن خود می شوند و کلام اکثر ایشان در این مسئله مشعر است به تردد در حکم و اضطراب در آن بااختلاف بسیار؛ کاه می کویند: حضور سلطان عادل یعنی امام معصوم – علیه السلام – شرط است یا کسی که منصوب باشد از قبل او.
و کاه می گویند: اکر سلطان عادل یا منصوب آن نباشد اصح آن است که نماز جایز است به جهت آن که در احادیث صحیحه وارد است که هرکاه جماعتی در دهی باشند و در میان ایشان کسی باشد که خطبه تواند خواند نماز جمعه می کذارند. و کاه می کویند: در زمان غیبت امام، وجوب این نماز ساقط است، به جهت آن که این شرط مفقود است امااستحباب ساقط نیست. و کاه می کویند: در زمان غیبت، مجتهد قایم مقام امام است و بنابر این باید که وجوب ساقط نشود. و کاه می کویند: وجود مجتهد در کار نیست و حضور عدل کافی است و ترغیبات ائمه معصومین – صلوات الله علیهم – در احادیث جاری مجرای نصب ایشان است کسی را که امامت تواند کرد و خطبه تواند خواند هر که باشد. وکاه می کویند: پیش نمازی باید، که مجتهد باشد. و کاه می کویند: حضور مجتهد یا اذن او می باید و اکر چه پیش نمازدیکری باشد. و کاه می کویند: وجوب این نماز در حین غیبت امام تخییری است نه عینی. و کاه می کویند: در این هنکام جایز نیست. و کاه می کویند: حضور سلطان عادل را تفسیر به استیلا و سلطنت امام معصوم می کنند. و کاه به ظهور او واکرچه تقیه کند. و غیر از این اقوال مختلفه و کلمات متناقضه که مستند ایشان در آنها متشابهات است که عقول و آرا برآن متفق نمی تواند شد مکر آن که بعضی در آن تقلید بعضی کنند و قومی تابع قومی شوند، همچنان که کرده اند و چون این طایفه رخصت نداده اند که بعد از موت ایشان کسی به قول ایشان عمل نماید ما را چه لازم است که متعرض سخنان ایشان شویم خصوصا کلام خدا و رسول خدا و ائمه هدی – صلوات الله علیه و علیهم – و کلام فقهای معتبرین که قولشان زنده است در دست داریم متفق الکلمه بی تردد و شک و شبهه و لله الحمد.
باب دوم – در بیان شرایط و وظایف نماز جمعه
شرایط وجوب نماز جمعه سالم بودن مکلف است از انوثت و بندکی و سفر و بیماری و پیری و کوری و دوری به دوفرسخ و کمتر بودن از پنج کس و بیم فتنه و فساد. و شرایط صحت آن خواندن دو خطبه است و به جماعت کذاردن ودور بودن به یک فرسخ از نماز جمعه دیکر.
و شرط کسی که امامت کند زیاده بر شرایط امام نمازهای دیکر، آن است که خطبه تواند خواند و بصیرتی در وجوب این نماز داشته باشد؛ چه در این اعصار بر جمعی مشتبه است و اینها که کفتیم، از احادیثی که در باب سابق ذکر کردیم، معلوم شد. و سایر شرایط امام را در باب شرایط جماعت ذکر خواهیم کرد. ان شاءالله.
و هر مکلف که نماز جمعه از او ساقط است، چون حاضر شود بر او واجب می شود، سوای زن. و بعضی را ثواب بیشتراست، چون مسافر و بعضی را کمتر است، چون زن.
و اما وظایف و آداب نماز که بعضی واجب و بعضی مستحب است، تقدیم خطبتین است بر نماز و با طهارت بودن خطیب و به منبر برآمدن او بعد از اذان یا به منبر نشستن تا مؤذن فارغ شود و تکیه کردن او به عصا یا کمان یا شمشیر، وعمامه را بر سرداشتن و ردا بر دوش افکندن و روی به مردمان کردن و سلام بر ایشان کردن وقت استقرار بر منبر و رو کردن مردمان به او و نزدیک منبر آمدن ایشان و کوش فراداشتن و سخن نکفتن در اثنای خطبه و نماز نکذاردن و مشتمل بودن هر دو خطبه بر حمد خدا و شهادتین و ثنای پیغمبر و آل او و پند مردمان و خواندن سوره کوتاه یا آیه مفیده وفاصله کردن میان هر دو خطبه به نشستن به قدر خواندن سوره توحید و سخن نکفتن در آن نشستن و دعای ائمه معصومین -صلوات الله علیهم – و استغفار برای مؤمنین و مؤمنات در خطبه دوم و بلند کردن قراءت در نماز و سوره جمعه در رکعت اول و سوره منافقین در دوم خواندن و قنوت در اول پیش از رکوع و در دوم بعد از رکوع خواندن. این است وظایف مختصه به این نماز سوی وظایف مشترکه میان همه نمازها. و بالله التوفیق.
باب سیوم – در بیان فضیلت نماز جمعه
در فضیلت این نماز همین کافی است که بهترین عبادات و طاعات است بعد از ایمان و معرفت؛ چه در احادیث صحیحه ثابت شده است که بهترین عبادات بعد از معرفت، نماز است. اکر مقبول شد همه مقبول است و اکر مردود کشت همه مردود.() و ثابت شده که بهترین نمازها نماز یومیه است و بهترین نمازهای یومیه نماز وسطی است ونماز وسطی نماز جمعه است یا نماز ظهر. و نماز ظهر روز جمعه که بهترین روزهاست و حسنات در او مضاعف است نماز جمعه است. پس بهترین عبادات بعد از ایمان نماز جمعه باشد.
و در کتاب من لایحضره الفقیه از پیغمبر – صلی الله علیه و آله و سلم – روایت کرده که هر که به نماز جمعه آمد و ایمان داشت به آن و ثواب آن را از خدای عزوجل توقع داشت عمل خود را از سر بکیرد یعنی از کناهان پاک می شود.
و در کتاب امالی از حضرت امام جعفر صادق – علیه السلام – روایت کرده که هیچ قدمی سعی نکرد به نماز جمعه مکر آن که حرام کرد خدای عزوجل بدن او را بر آتش.()
و در کتاب کافی به اسناد صحیح روایت کرده از حضرت امام جعفر صادق – علیه السلام – که فضیلت داده خدای عزوجل روز جمعه را بر غیر آن از روزها و به درستی که بهشت آراسته می شود در روز جمعه و درهای آسمان کشوده می شود از برای بالا رفتن عمل های بندکان در روز جمعه.()
و نیز در کتاب کافی به اسناد صحیح روایت کرده از حضرت امام محمد باقر – علیه السلام – که در روز جمعه ملائکه مقربین نازل می شوند با کاغذهای سیمین و قلم های زرین. پس می نشینند بر درهای مساجد بر کرسی های نور ومی نویسند مردمانی را که پیشی می جویند به نماز جمعه بر قدر منزلت ایشان اول دوم تا آن که امام به منبر بر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
