اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معناشناسی واژه جاهلیت در قرآن
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 41
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل معناشناسی واژه جاهلیت در قرآن شامل 103 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل معناشناسی واژه جاهلیت در قرآن در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل معناشناسی واژه جاهلیت در قرآن با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل معناشناسی واژه جاهلیت در قرآن نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل معناشناسی واژه جاهلیت در قرآن هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل معناشناسی واژه جاهلیت در قرآن اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معناشناسی واژه جاهلیت در قرآن :
عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی شیروان
چکیده
درباره معنای واژه جاهلیت در قرآن کریم اختلاف نظر وجود دارد: برخی آن را به معنای بی دانشی و نادانی گرفته اند; اما در این
مقاله تلاش شده است که به مدد ادله عقلی مانند تحدی قرآن، غنای ادبی باقیمانده از عصر جاهلی، هدف بعثت و تناسب اعجاز
قرآن با عصر حضرت رسول صلی الله علیه وآله و ادله نقلی مثل اقوال لغویون، سخنان ادبا، روایات معصومین علیهم السلام و آیات
قرآن کریم ثابت شود، جاهلیت به معنای مذکور نیست; بلکه به این معناست که مردم پیش از اسلام از مکارم اخلاقی بهره کاملی
نداشتند
.
کلیدواژه ها: جاهلیت، دوره قبل از اسلام، مکارم اخلاق، نادانی
.
۱.
مقدمه
واژه «الجاهلیه » در چهار سوره قرآن کریم به ترتیب در سوره آل عمران، آیه ۱۵۴; مائده، آیه ۵۰، آیه ۳۳ و سوره فتح آیه ۲۶ و
همچنین ماده «جهل » در صیغه های مختلف قریب به بیست بار در سور مختلف قرآن آمده است
(۱)
.
در کتب معتبری چون نهج البلاغه و نهج الفصاحه و همچنین ادبیات عرب در مورد این واژه مطالب زیادی مشاهده می شود. اما
متاسفانه این واژه نزد عرب و بویژه فارسی زبانان تحریف معنوی شده است و بیشتر آن را مترادف «نادانی » و متضاد «علم » و
«
شناخت واقعی » تعریف می کنند و شاید کاربرد فراوان آن را در این معنا و آنچه درباره اوضاع اجتماعی پیش از اسلام در شبه جزیره
عربستان نظیر جنگ و ستیز، عادات ناشایست، اعتقادات خرافی و از همه مهمتر زنده به گور کردن دختران که در برخی کتب
آمده است، بتوان از مهمترین عوامل این تحریف بشمار آورد
.
نویسنده کتاب تاریخ ادبیات عرب در معنای جاهلیت می گوید
:
دوران نادانی و جهالت نیست که در برابر دوران بعد، یعنی عصر علم که پیامبراسلام صلی الله علیه وآله ایجاد کرد و نیز در مقابل
وحی خدایی قرار گیرد; لفظ جاهلیت درحقیقت شامل تمام پدیده های خشونت، درندگی، استبداد، خودپرستی و… می گردد
(۲)
.
در این مقال بر آنیم که با ذکر ادله ای موثق و به استناد آیات و روایات متعدد روشن نماییم که آن مردم، مردمی «جاهل » به معنی
رایج آن یعنی نادان نبوده اند و چنین نبوده است که حظی از علوم روز منطقه و فرهنگ رایج در این سرزمین نداشته اند; بلکه این
اعراب فضایلی را می ستودند و به آن افتخار می ورزیدند; از جمله: شجاعت در پیکار، بردباری در مصائب، وفاداری به افراد قبیله،
سخاوت با نیازمندان و تنگدستان، مهمان نوازی و پافشاری در انتقام
.
این مردم در سرزمینی می زیسته اند که عموما اراده هر کس قانون محسوب می شد و قبایل همواره سرگرم حمله به یکدیگر
بودند; لذا دلاوری در جنگ و پیکار و استقامت در برخوردهای قبیله ای و مصائب روزگار از ضروریات آنها بود. بنابراین تصادفی
نیست که اشعار مربوط به جنگ قبایل بیش از نیمی از جنگ های معروف شعر جاهلی را که به حماسه مشهور است، اشغال کند
.
این اشعار در ستایش فضایلی است که بیشترین قدر و قیمت را نزد اعراب داشت
.
سازمان قبیله ای اعراب مبتنی بر اصل خویشاوندی یا همخونی که عامل وحدت و عصبیت اجتماعی محسوب می شد، قرار داشت
.
بنابراین، پایبندی جوانمردانه به خویشاوندان و فداکاری بی چشمداشت در راه ایشان از جمله آرمانهای والای زندگی شمرده می شد
(۳)
.
در عصر جاهلیت مردم عربستان بطور کلی از علوم متعدد بی بهره نبودند و نسبت به رخدادهای محیط خود بی تفاوت یا خالی
الذهن نبوده اند; لکن همان طور که در قرآن می خوانیم
(۴)
،مردم این عصر به دو گروه اکثریت و اقلیت تقسیم می شدند که فقط
گروه اندکی در زمره اندیشمندان و عاقلان جای داشتند. شعرهای باقیمانده از این عصر مبین این مدعاست. ویل دورانت این اشعار
را بسیار ستوده و حتی در زمره شعرهای شاعران و اندیشمندان معروف این عصر به حساب آورده است
(۵)
;
ولی اکثریت در صف
جاهلان و بی خردان جای داشتند و در خرافات و عقاید کهنه غوطه ور بودند
.
۲.
محدوده عصر جاهلیت
آشنایی با محدوده زمانی «عصر جاهلی » پیش از ورود به مقوله اصلی بحث خالی از لطف نیست. در این مورد یک اطلاق کلی و یک
تحدید زمانی در کتب تاریخ ادبیات عرب و بویژه کتب اصول نحو به چشم می خورد. اطلاق کلی، معرفی عصر پیش از اسلام و زمان
بعثت حضرت رسول صلی الله علیه وآله به عنوان «عصر جاهلی » است
(۶)
.
اما آنچه به عنوان عصر جاهلی در کتب تاریخ ادبیات عرب خوانده می شود، فترت استقلال عدنانیان از یمن در نیمه قرن پنجم
میلادی و ظهور آیین مقدس اسلام در سال ۶۲۲ میلادی است
(۷)
.
آنچه از استشهادات نحوی و لغوی که در تفسیر قرآن و حدیث
آمده است، در این محدوده زمانی و نزدیک به صدوپنجاه سال پس از نزول وحی قرار می گیرد; یعنی نزدیک به سه قرن، و استناد به
شعر یا سخنی در توجیه و وضع قاعده ای نحوی یا بیان معنای لغوی خارج از این محدوده زمانی مورد قبول واقع نشده و نمی شود
.
به علاوه منابع معتبر به روزگار جاهلیت پرتوی بسیار ناچیز می افکند. منابع ما درباره تاریخ این عصر منحصر به روایت ها و داستانها
و مثلهاست; زیرا در این دوران اعراب شمالی خط نداشته اند تا چیزی را ثبت کنند
(۸)
.
۳.
ادله ترادف جاهلیت با رذالت اخلاقی و فرهنگی
در مورد اینکه قرآن چرا اعراب قبل از اسلام را اهل جاهلیت خطاب کرده است، بین مورخان و دانشمندان اختلاف است: بعضی
می گویند: به خاطر رواج بت پرستی و خرافات و جهالت در بین این اقوام بوده است; بعضی بر آن عقیده اند که به سبب رواج
دشمنی و خون ریزی میان عشایر و قبایل این نام به آنها اطلاق شده است; اما آنچه برای ما مهم است، ادبیات و عوامل و مظاهر آن
است
(۹)
;
لکن بطوری که گفته شده است، تقریبا تا دوران بعثت و رسالت حضرت رسول صلی الله علیه وآله میان اعراب شمالی
نوشتن رایج نبوده است. تنها دو لوحی که از عرب پیش از اسلام به دست آمده است، لوح زید در جنوب شرقی حلب(۵۱۲م) و لوح
حران در لجا (۵۶۸م) بوده است
(۱۰)
.
به هر حال آنچه مسلم است، این است که دوره قبل از اسلام را به جهت جهل و نادانی مردمان آن عصر جاهلیت نگفته و نتوان گفت
.
دلائل و شواهدی که این معنا را تایید می کند، به شرحی است که در پی می آید
:
۳. ۱.
ادله عقلی
ادله عقلی این معنا که نامگذری دوره جاهلیت به جهت جهل و نادانی مردم آن نبوده، عبارت است از: الف) تحدی قرآن; ب) غنای
ادبی باقیمانده; ج) هدف بعثت; د) معجزه حضرت رسول صلی الله علیه وآله
.
۳. ۱. ۱.
تحدی قرآن
در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارد که در آنها پیامبر صلی الله علیه وآله از طرف خداوند ماموریت می یابد که به تحدی با
مخالفان خود بپردازد; از جمله بارزترین این آیات، آیه معروف «و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتوا بسوره من مثله و ادعوا
شهداءکم
… (۱۱)
است
.
در این آیه خداوند به طور مستقیم دشمنان پیامبر و دشمنان آیین پاک او را مورد خطاب قرار داده و می فرماید: «اگر در آنچه بر
بنده ما نازل نموده ایم تردید دارید، پس سوره ای مانند آن را بیاورید”; اما متعرضین به پیامبرصلی الله علیه وآله و آیین پاک او
میدان را خالی کرده و پا به فرار می گذارند، چنانکه قرآن در این باره می فرماید
:
الا انهم یثنون صدورهم لیستخفوا منه الا حین یستغشون ثیابهم
… (۱۲) ;
آنها دلهای خود را از قرآن بر می گردانند تا از آن، خود را
پنهان دارند. بدانند آنگاه که آنها سر در جامه فرو می برند، خدا می داند، آن را که پنهان می دارند و آن را که آشکار می سازند
….
در تاریخ ملحدان زیادی که قصد معارضه با قرآن داشتند، پیدا شدند; اما چهار نفر آنها از همه بسیار مشهوترند که نامهای آنها
بدین قرار ذکر شده است: ۱- عبدالکریم بن ابی العوجا; ۲- ابوشاکر; ۳- عبدالله بن مقفع; ۴- عبدالملک بصری
.
این چهار نفر علیرغم آنکه برخی از آنها از بزرگان سخن در زبان عربی شمرده می شدند، وقتی به معارضه با قرآن برخاستند، تنها
کاری که کرده اند، این بود که کوچکی خود و عظمت قرآن کریم را روشنتر کردند
!
در تاریخ از ابن راوندی، ابوالعلاء معری یا ابوالطیب متنبی شاعر نامدار عرب داستانها در این زمینه نقل شده است که در این موجز
نمی گنجد. حال اگر چنین در نظر بگیریم که «مشرکین » و «اهل جاهلیت » در این زمان مردمی نادان و به دور از علم و ادب بوده اند،
آیا این تحدی از نظر منطقی مبین فضیلتی برای قرآن است؟
!
به عنوان نمونه اگر مرد جوان و پهلوانی، کودکی ضعیف و نحیف را به مبارزه دعوت کند و مثلا او را در کشتی به زمین بزند، آیا
برای شاهدان در اقتدار و پهلوانی متحدی دلیلی خواهدبود؟ یا بر عکس این تحدی را نشانه ضعف او می دانند؟ به بیان دیگر اهل
علم در مناظرات و مباحثات علمی خود آنگاه می توانند تفوقی از خود به نمایش گذارند که در مقابله با حریفی همسنگ و بلکه برتر
از خود، عقول و دیدگان گواهان و شاهدان را به خویش خیره سازند و شاهین ترازوی قضاوت عدل را با متاع علم و سداد قول، به
جانب کفه خویش مایل نمایند. حال، این تحدی چه بسا که «العیاذ بالله » موجب طعن در قرآن کریم و ضعیف انگاشتن استدلال آن
به حقانیت خود در حجت تحدی گردد
.
نتیجه بحث اینکه قرآن کریم مشرکین و اهل جاهلیت آن روز را به تحدی فرا خوانده و لازمه تحدی قرآن این است که آن مردم از
علم و آگاهی زمان خود برخوردار باشند; لذا با این اوصاف معنای جاهلیت به غیر از نادانی و عدم آگاهی بوده است
.
۳. ۱. ۲.
غنای ادبی باقیمانده
به گفته علمای تاریخ ادبیات عرب آنچه از شاعران عصر جاهلی بر جای مانده است، از غنی ترین میراث ادبی تاریخ این سرزمین
است. این قوم به شعر و شاعری اهمیت فراوانی می دادند; به طوری که هر قبیله می کوشید، حتی پیش از داشتن رهبر سیاسی،
خطیب و شاعری داشته باشد و چون در قبیله شاعری پدید می آمد، جشن ها می گرفتند و مهمانی ها می دادند. در واقع شاعر قبیله
زبان قبیله بود
(۱۳)
.
در جای دیگر گفته شده است
:
در «عصر جاهلیت » به هنر و خوض در مسائل آن توجه خاصی نمی شد; بلکه بیشتر برای احساسات خویش از هنر گفتاری سود
می جستند و این هنر گفتاری از مهمترین و نیرومندترین شیوه های تحریض و اقناع بود
(۱۴)
.
اما مروری گذرا بر منظومات شعری صعالیک و اصحاب معلقات که در این عصر می زیسته اند، به خوبی بیانگر اوج اقتدار ادبی
آنهاست. در این باره سیوطی می گوید
:
از میان همه قصاید قدیم، معلقات سبعه در صف اول جای دارد… به گفته داستانها هر یک از این قصاید جایزه سالانه بازار عکاظ را
می بردند
(۱۵)
.
البته در این باره باید اضافه کرد با توجه به اینکه قبول داریم، این اعراب در ادبیات و گفتن شعر از استعداد بسیار خوبی برخوردار
بودند، لکن همین ایشان بودند که از آوردن سوره های همانند یکی از سور قرآن مجید، پس از تلاشهای بسیاری عاجز گشتند
(۱۶)
.
با عنایت به این نکته مذکور است که تحدی قرآن آشکار می گردد; گر چه برخی تلاش کرده اند تا در این مورد و اصل انتساب شعر
جاهلی به شعرای این دوره شک نمایند و آن را زاییده اندیشه های اسلامی معرفی، و زمان انشا و انشاد آن را پس از ظهور اسلام
بدانند
(۱۷)
.
پس با توجه به مطالب یاد شده و نیز مستندات تاریخی و دلایل عقلی و نقلی نمی توانیم بطور کلی مردم عصر جاهلی را فاقد
هرگونه آگاهی دانست; چنانکه نویسنده تاریخ عرب می نویسد
:
دشوار بتوان جماعتی را که ادبیات و فرهنگی این چنین داشته اند، بویژه عربان جنوب شبه جزیره عربستان، جاهل و دور از
مدنیت شمرد
(۱۸)
.
۳. ۱. ۳.
هدف بعثت
پیامبرصلی الله علیه وآله در عبارتی کوتاه، هدف بعثت خود را «اتمام مکارم اخلاق معرفی فرموده اند
(۱۹)
.
این می تواند دلیل و سندی
موثق و قاطع در نفی معنای «نادانی » از واژه «جهل و جاهلیت » باشد; چون آن نشان می دهد که مشکل مردم جاهلیت نادانی و
جهل آنان نبوده است; بلکه نقص مکارم اخلاق در میان آنان بوده است; لذا با چنین هدفی پیامبرصلی الله علیه وآله دست به کار
شدند و با توجه به دستورهای ذات مقدس باری تعالی از طریق وحی در صدد اصلاح اخلاق آنها برآمدند. بنابر این از اینکه هدف
بعثت حضرت رسول صلی الله علیه وآله به قول آن حضرت «اتمام مکارم اخلاق » بوده است، دانسته می شود که در واقع این قوم کاملا
به دور از اخلاق و بدون علم نبوده اند; بلکه تعداد اندکی از آنها دارای مدارجی علمی و آگاهیهای زمان خود بوده اند و ترجمه واژه
«
جهل » و «عصر جاهلیت » به نادانی و عصر نادانی صحیح به نظر نمی رسد
.
۳. ۱. ۴.
معجزه پیامبرصلی الله علیه وآله
هر پیامبری که از طرف خدا به رسالت برگزیده شده است، برای اثبات حقانیت رسالت خویش و برای صداقت گفتار و احکام خود،
از طرف خداوند متعال با معجزه ای همراه گردیده است
(۲۰)
.
بی شک قرآن کریم که به اعتقاد ما مسلمانان کلام خداست و جبرئیل
آن را به حضرت رسول صلی الله علیه وآله عرضه کرده است; بنابراین قرآن بزرگترین معجزه و مؤید رسالت حضرت ختمی
مرتبت صلی الله علیه وآله است
.
تناسب نوع معجزه با احوال عمومی عصر نزول وحی در زمان بعثت انبیا پیش از نبی اکرم صلی الله علیه وآله مؤید این نظر است
که هر یک از پیامبران خدا به معجزه ای متناسب با نوع علم رایج و قابل قبول در آن عصر مجهز بوده اند
.
در این زمینه از امام هشتم علیه السلام نقل شده است که در پاسخ به پرسشگری که از علت تجهیز حضرت موسی علیه السلام به ید
بیضا و آلت سحر و مؤید ساختن حضرت موسی علیه السلام به علم طب و توانایی زنده کردن مرده ها و روشنایی بخشیدن به کوران
پرسیده بود، این نکته را آشکار فرمودند. این امام بزرگوار ضمن پاسخی مفصل می فرمایند
:
خداوند حضرت محمدصلی الله علیه وآله را در زمانی برانگیخت که بیشتر بر مردم زمانش، القای خطبه ها و شعر و سخن غلبه
داشت; از این رو کتاب خدای عزوجل و مواعظ و احکام آن را برای ایشان آورد که بدان سخنشان را باطل سازد و حجتی برایشان
گردد
… (۲۱) .
بنابراین آشکار می گردد که «عصر جاهلیت » عصر رواج ادب و بلکه عصر اوج آن بوده است، نه عصر «نادانی » و عصر «بی خردی”; زیرا
همانطور که گفته شد، معجزه هر پیامبری با توجه به علم رایج در عصر او بوده است
.
۳. ۲.
ادله نقلی
واژه ها به موجودات زنده شبیهند: صورت و شکل نگارشی جسم آنهاست و معنا، روانشان. نیز این پدیده ها روزی زاده می شوند
.
دورانی را طی می کنند و تحویل می یابند و بر حسب نقشی که باید در اجتماع آدمیان بازی کنند، مسئولیتهایی گاه جزئی و
محدود و گاه بسیار گران به عهده می گیرند. مراد ما از مسئولیت واژه، همان معنایی است که باید بازگو کند. واژه که در واقع شکل
گفتاری و نگارشی معناست، زمانی می میرد که آن معنا از میان برود. معنا برخلاف آنچه معمولا می پنداریم، هیچگاه صددرصد
روشن و معین نیست. علمای این فن می گویند: حوزه معنایی هر کلمه به هاله ای شبیه است که مرکزی مشخص دارد; اما کرانه های
آن در ابهام ناپدید می گردد. از آن گذشته حوزه معنایی کلمه نزد افراد گوناگون یکسان نیست; یعنی بعید است که دو نفر از یک
کلمه معین، مثلا ایثار برداشت و تصویر یگانه ای داشته باشند; لذا ما در این بحث برآنیم بطور خیلی فشرده، باستناد منابع معتبر و
قابل قبول به بررسی معنا و مفهوم اصلی این واژه «جاهلیت » بپردازیم
.
۳. ۲. ۱.
لغت نامه ها
کتب لغت به عنوان اصلی ترین و معتبرترین منابع در بیان معنای صحیح واژه ها می توانند مورد استناد قرار گیرند. در این قسمت
فقط به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می کنیم. ابن عباس به نقل از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله گفته است که
:
من استجهل مؤمنا فعلیه اثمه
و ابن المبارک در توضیح این حدیث شریف آورده است
:
من استجهل مومنا ای حمله علی شی ء لیس من خلقه فیغضبه فانما اثمه علی من احوجه الی ذالک
(۲۲)
;
هرکه مؤمنی را جاهل
خواهد، یعنی او را به چیزی که با خوی او همساز نیست، وادارد، گناهش بر هموست که او را بر آن واداشته است
.
ابن منظور در ماده «جهل » ابتدا جهل را نقیض علم دانسته و سپس با بیان نمونه هایی، «جهل » را در برابر «حلم و بردباری » و در
یک مورد به تلویح آن را در برابر «عقل » دانسته است
.
اگر ماده «جاهل » به معنای «نادانی » و «بی خردی » باشد، رذیلت اخلاقی نخواهد بود; زیرا هیچ کس به سبب ندانستن و نادانی
مؤاخذه نمی شود; همچنان که طفل مورد مؤاخذه قرار نمی گیرد; چون همه انسانها نادان متولد می شوند و بهترین دلیل بر این
مدعا خود قرآن کریم که در معرفی انسانها آنها را هنگام تولد نادان معرفی می کند; آنجا که می فرماید: «و الله اخرجکم من بطون
امهاتکم لاتعلمون شیئا
… (۲۳) “.
مرحوم طبرسی(ره) در مجمع البیان ماده «جهل » را ضد حلم و مترادف با پرخاشگری معنا می کند
(۲۴)
.
بنابراین با توجه به نمونه هایی که ذکر شد، بخوبی آشکار می گردد که ماده “جهل » در عربی به معنای پرخاشگری، شدت در عمل،
ستم کردن به دیگران، عدم بردباری و… معنا شده است و این معانی با نادانی فرق دارد
