اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تقویم شمسی تاریخ اسلام
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 76
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تقویم شمسی تاریخ اسلام، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تقویم شمسی تاریخ اسلام شامل 61 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل تقویم شمسی تاریخ اسلام:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل تقویم شمسی تاریخ اسلام را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تقویم شمسی تاریخ اسلام توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تقویم شمسی تاریخ اسلام :
حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام
حضرت ابی الحسن علیه السلام در روز پنجشنبه یا جمعه یازدهم ذیقعده سال (۱۴۸) یکصد و چهل و هشت از بانوی بافضیلتی که به اختلاف نام، «خیزران، اروی، سکینه، ام البنین، نجمه، تکتم » یاد کرده اند، دیده به جهان گشود، کنیه او ابوالحسن و از مشهورترین القاب او رضا است، برخی مورخان تولد آن جناب را سال ۱۵۳ نگاشته اند، اما قول اول، مشهور است . این تاریخ بیست و پنج هزار و سیصد و نود و هشت (۲۵۳۹۸) روز از مبدا هجرت گذشته و به امر وسط برابر است با جمعه دهم دیماه یکصد و چهل و چهار (۱۰/۱۰/۱۴۴) شمسی (۱) .
خلفای معاصر
حضرت رضا علیه السلام ده سال از خلافت هارون الرشید و سه سال و بیست و پنج روز از خلافت محمد امین زیست و بقیه عمر تا هنگام شهادت را در زمان خلافت مامون عباسی سپری کرد . مامون عباسی به اشاره و پیشنهاد فضل بن سهل «ذوالریاستین » (وزیر کشور و وزیر لشگر) در یک حرکت سیاسی حساب شده فریبنده و به منظور آرام کردن علویان که یکی پس از دیگری خروج می کردند، حضرت رضا علیه السلام را به «مرو» طلبید و ولایتعهدی او را مطرح ساخت (۲) .
ما در این نوشته به تناسب موضوع مقالات، به اوضاع و احوالی خواهیم پرداخت که با اختران و اخترشناسان در ارتباط است .
نظر حضرت رضا علیه السلام درباره نجوم
ریان بن صلت گوید: مامون، گروهی از دانشمندان را نزد حضرت رضا علیه السلام خواند و آن حضرت هنگام مناظره بر همه چیره شد، در این هنگام صباح بن نصر هندی درباره نجوم پرسید، حضرت رضا علیه السلام فرمود: دانشی است که بر پایه صحیح استوار گشته و نخستین کسی که از دانش نجوم سخن به میان آورد، حضرت ادریس علیه السلام بود . ذوالقرنین نیز بدان ماهر بود، و ریشه این علم از نزد خدا رسیده است … . این دانش از علم پیامبران است که حقتعالی به عللی آن را ویژه آنان ساخته است، اما اخترشناسان به ژرفا و دقایق آن راه نیافته و ندانسته اند از اینرو حق را به کذب مخلوط کرده اند (۳) .
حرکت به جانب مرو
حضرت رضا علیه السلام پس از خروج از نیشابور و بیان حدیث نورانی «سلسله الذهب »: «کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی بشرطها و شروطها و انا من شروطها» در راه مرو به منزل و خانه «حمید بن قحطبه طایی » درآمد داخل بقعه ای شد که هارون دفن شده بود، سپس با دست مبارک خطی در جانب قبله قبر هارون الرشید کشید و فرمود: خاک من اینجاست، در آن دفن خواهم شد و به زودی حق تعالی این مکان را محل رفت و آمد شیعیان و دوستداران من قرار خواهد داد به خدای سوگند زائری از ایشان مرا زیارت نخواهد کرد و سلام دهنده ای بر من سلام نخواهد داد جز این که مغفرت و رحمت خداوند به شفاعت ما اهل بیت بر او واجب خواهد گشت .
سپس رو به قبله کرد و رکعاتی نماز گزارد، دعاهائی فرمود و چون از نماز فارغ گشت، سر به سجده طولانی نهاد و پانصد تسبیح در آن سجده بجا آورد و برگشت (۴) .
زایچه نجومی ولایتعهدی حضرت رضا علیه السلام
مامون هنگام رسیدن حضرت رضا علیه السلام به مرو استقبال شایانی به عمل آورد . روزی گفت: یابن رسول الله صلی الله علیه و آله من علم، فضل، زهد، تقوی و عبادت تو را می دانم به مراتب آن آگاهم و معتقدم سزاوارتر از من به خلافتی، می خواهم خودم را خلع کرده با تو بیعت کنم .
امام علیه السلام فرمود: اگر این خلافت از آن توست و خداوند برای تو قرار داده است، هرگز جایز نیست لباسی که به قامت تو پوشانده درآورده به غیر بسپاری، و اگر از آن تو نیست جایز نیست چیزی که مال تو نیست به من بدهی . مامون گفت: یابن رسول الله باید این امر را بپذیری . فرمود: من هرگز از روی میل و رغبت نخواهم پذیرفت . مامون از این نقشه مایوس شد و پس از چند روز گفت: پس باید حتما ولایتعهدی را بپذیری تا بعد از من خلیفه باشی . حضرت فرمود: پدرانم از امیرالمؤمنین از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیده اند که من قبل از تو مسموم و مقتول خواهم شد و در سرزمین غربت دفن خواهم گردید .
مامون با گریه گفت: تا من زنده ام چه کسی می تواند چنین جسارتی کرده تو را به قتل برساند؟ حضرت فرمود: اگر بخواهم می گویم . مامون گفت: این سخنان را می گوئی که مردم بگویند در دنیا زاهد هستی . حضرت فرمود: از زمانی که خدایم آفریده دروغ نگفته، برای دنیا زهد نورزیده و می دانم چه هدفی را دنبال می کنی . مامون گفت: هدفم چیست؟ فرمود: قصد تو این است که مردم بگویند: علی بن موسی علیه السلام در دنیا زاهد نیست، بلکه دستش به دنیا نرسیده، نمی بینی چگونه ولایتعهدی را به طمع خلافت پذیرفت؟! مامون خشمگین شد و گفت: تو همیشه با من برخورد بدی داری و از قدرت من نمی هراسی . به خدا سوگند اگر ولایتعهدی را پذیرفتی که هیچ و گرنه مجبورت می کنم والا گردنت را خواهم زد .
امام رضا علیه السلام فرمود: خداوند مرا از افکندن خود به هلاکت نهی کرده و اگر امر اینچنین است، هرچه می خواهی انجام ده من می پذیرم به شرطی که کسی را نصب و عزل نکنم، رسم و سنتی را نشکنم و تنها از دور مشاور تو باشم . مامون این شرایط را پذیرفت، درحالی که حضرت کراهت داشت (۵) .
به نوشته صدوق قدس سره فضل بن سهل به مامون گفت: برای تقرب به خدا و رسول او درباره علی بن موسی الرضا علیهما السلام صله رحم به جای آور، ولایتعهدی را به او بسپار تا بلکه آنچه [ستمی که] از ناحیه رشید به علویان رسیده، پاک شود . مامون چاره ای جز موافقت ندید و آن حضرت را در سال دویست هجری به مرو آورد، ولایتعهدی را به او سپرد، پاداش یک ساله به لشگر داد، امر ولایتعهدی را به همه آفاق بخشنامه کرد، به نام آن حضرت سکه زد و دستور داد مردم لباس سیاه که شعار بنی عباس بود، ترک کرده به جای آن لباس سبز بپوشند . ام حبیبه دختر خود را به ازدواج آن حضرت درآورد، ام الفضل دختر دیگر خود را به حضرت محمد بن علی التقی علیهما السلام تزویج کرد و خود مامون، پوران (منجم مشهور) دختر حسن بن سهل نوبختی را به تزویج درآورد .
فضل بن ابی سهل نوبختی که اخترشناسی چیره دست و عهده دار رسیدگی به خزانه و کتابخانه بزرگ هارون الرشید و مامور ترجمه و برگردان کتاب های حکمت فارسی به عربی بوده است، گوید: چون مامون خواست فرمان ولایتعهدی حضرت رضا علیه السلام را صادر کند، گفتم به خدا سوگند می خواهم آنچه را مامون در دل دارد، آزمایش کنم تا بدانم آیا به راستی قصدش اتمام این امر است یا در مقام حیله گری و ظاهرسازی است، پس نامه ای به او نوشتم و نامه را توسط یکی از خادمان امین او که وی اسرار خود را به وسیله او به من می نوشت، فرستادم و در نامه چنین نوشتم:
ذوالریاستین (فضل بن سهل) تصمیم گرفته است که فرمان ولایتعهدی را به هنگامی صادر کند که طالع آن «سرطان » و «مشتری » نیز در آن است، سرطان گرچه «شرف » مشتری است، با وجود این برجی «منقلب » و واژگون است، در این برج کاری به اتمام نمی رسد، به علاوه «مریخ » در «میزان » و در خانه «عاقبت » است . و این نشانه دلالت دارد که فرمان برای هر که صادر شود، آن کس به نکبت خواهد افتاد و من امیرالمؤمنین (یعنی مامون) را آگهی می دهم تا اگر این مطالب را از دیگری بشنود مرا مورد سرزنش قرار ندهد .
مامون در پاسخ، نامه ای بدین مضمون نوشت: چون جواب نامه ات را خواندی متن آن را با همین خادم برگردان، و اگر کسی را از مفاد آن باخبر سازی، بر جان خود ایمن مباش . مبادا ذوالریاستین از تصمیم خود منصرف گردد، چون اگر از تصمیم خود منصرف شود، گناه را به گردن تو می گذارم و یقین می کنم تو باعث این کار شده ای .
فضل بن ابی سهل گفت: پس دنیا در نظرم تیره و تار گردید و از نوشتن آن نامه پشیمان شدم و به خود گفتم ای کاش من آن نامه را نمی نوشتم، سپس مطلع شدم که فضل بن سهل ذوالریاستین که به علم نجوم آگاهی کامل داشت خود متوجه این امر گشته و از تصمیم خود منصرف شده است به خدا سوگند که بر خود ترسیدم و به حضور او رفتم گفتم: آیا در آسمان ستاره ای خجسته تر از «مشتری » می دانی؟ گفت: نه . گفتم: آیا در میان سیارگان سیاره ای سراغ داری که از مشتری در شرف مبارک تر باشد؟ گفت: نه . گفتم: پس تصمیم خود را در وقتی عملی کن که سیاره سعد مشتری در بهترین حالتهای خود باشد .
راوی گوید: پس ذوالریاستین بدان منوال رفتار کرد و تا وقتی این کار نشده بود، من خود را از ترس مامون موجودی زنده در دنیا نمی دانستم (۶) .
سید محسن امین قدس سره پس از نقل این حادثه می نویسد: ظاهرا صاحب این داستان همان فضل بن ابی سهل است و دلالت بر آن دارد که او کوشیده است تا موضوع عقد ولایتعهدی حضرت رضا علیه السلام در وقتی نامناسب، از لحاظ نجومی انجام گیرد . ولی این معنا با شیعه بودن او منافاتی ندارد، زیرا ترس، انسان را به کارهایی مهمتر از این نیز وادار می کند (۷) .
تاریخ شمسی ولایتعهدی حضرت رضا علیه السلام
مامون فرمان ولایتعهدی را در قالب نامه ای مفصل تنظیم کرده و تاریخ آن را دوشنبه هفت رمضان ۲۰۱ هجری قید کرده است .
حضرت رضا علیه السلام ذیل آن به خط مبارک شرایطی را ذکر فرموده و پذیرفته است (۸) . تاریخ مزبور به امر وسط هفتاد و یک هزار و یکصد و شانزده (۷۱۱۱۶) روز بعد از مبدا هجرت و برابر است با سه شنبه ۱۲ فروردین، ۱۹۶ (۱۲/۱/۱۹۶) شمسی . برخی تاریخ بیعت را ۵ رمضان همان سال دانسته اند که طبعا دو روز کمتر از تاریخ شمسی مزبور است .
نخست روز آفریده شد یا شب؟
حضرت رضا علیه السلام در جلسه ای حضور داشت که جمعی از
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
