📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
07ساعت
53دقیقه
49ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان و دانشگاهیان استان زنجان ۲۲/ ۷/ ۱۳۸۲

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 74

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان و دانشگاهیان استان زنجان ۲۲/ ۷/ ۱۳۸۲؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان و دانشگاهیان استان زنجان ۲۲/ ۷/ ۱۳۸۲، محتوای خود را در قالب 92 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان و دانشگاهیان استان زنجان ۲۲/ ۷/ ۱۳۸۲ با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان و دانشگاهیان استان زنجان ۲۲/ ۷/ ۱۳۸۲ آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان و دانشگاهیان استان زنجان ۲۲/ ۷/ ۱۳۸۲ به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان و دانشگاهیان استان زنجان ۲۲/ ۷/ ۱۳۸۲ ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان و دانشگاهیان استان زنجان ۲۲/ ۷/ ۱۳۸۲، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان و دانشگاهیان استان زنجان ۲۲/ ۷/ ۱۳۸۲ را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان و دانشگاهیان استان زنجان ۲۲/ ۷/ ۱۳۸۲ :

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه ی بسیار شیرین و دلنشینی است
برای من امروز و این ساعت بسیار شیرین و دلنشین است؛ چون اولاً در جمع شما عزیزان دانشجو و اساتید محترم و دانشگاهیان عزیز هستم؛ ثانیاً به خاطر این که آنچه در این جا گفته شد، حقیقتاً باعث شکرگزاری صمیمانه ی من از خدای متعال شد. همه ی چیزهایی که ما آرزو داشتیم در محیط و جامعه ی دانشگاهی به صورت تفکر عمومی دربیاید، امروز می بینیم در ذهن و زبان و فضای فکری دانشگاه ما حضور پُررنگی دارد، و همین ما را به نقطه ی عمل و تحقق این آرزوها نزدیک خواهد کرد؛ لذا این جلسه برای من بسیار شیرین و دلنشین است و از یکایک شما فرزندان عزیزم و نیز استادان و مسؤولان عزیز صمیمانه تشکر می کنم. ورای همه ی زیباییهایی که انسان مشاهده می کند، زیبایی لطف خدا و توفیق الهی است که هرچه شکر کنیم، کم است.
امروز همچنین این توفیق برای من پیدا شد که وزیر محترم علوم هم در این جلسه شرکت کنند و من ساعتی قبل از آمدن به این جلسه، ایشان را برای اولین بار ملاقات کردم. از مطالبی که ایشان گفتند، من به آینده ی دانشگاه امیدوارتر از گذشته شدم. البته به فضل الهی سرچشمه ی امید در دل من هرگز خشک نشده و جوشیده است و من را به امیدهای بیشتر تشویق کرده است.

حضور جوانان در صحنه های گوناگون
به شما جوانها در شروع عرایضم این را بگویم که حضور شما در صحنه های گوناگون کشور یکی از بزرگترین نعمتهای خدا بر این ملت است. من هر وقت در جمع شما جوانها و جمعهای شبیه به این جمع شرکت می کنم، این بیت حافظ را به یاد می آورم که:
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
این وعده درباره ی ملت ایران به میزان زیادی تحقق پیدا کرده است و شما جوانها که خودتان یکی از عوامل جوان شدنِ عالم پیر محسوب می شوید، تلاش خواهید کرد تا ان شاءاللَّه هرچه بیشتر چهره، نشاط، امید و تحرک جوانی را در این ملت به وجود آورید.

سعی می کنند نشاط جوانی را از ملت ما بگیرند جوان شدن در یک مرحله، مربوط به جوان شدن نسل در جامعه است و یک کشور جوان در بخشی از جوانی خود مرهون کثرت جوانهایی است که در آن کشور هستند، که ما از این جهت کشور جوانی هستیم. در بخش دیگر، مربوط به نو شدن آرزوها و جان گرفتن همت ها و دمیدن روح امید در رگ و ریشه ی ملت است تا حرکتی نو را شروع کند؛ این هم در کشور ما به برکت انقلاب پیش آمد.
امروز همه ی عوامل شبکه ی اختاپوسی استکبار جهانی سعی می کنند چهره ی جوانی و نشاط و روحیه ی جوانی را از ملت ما بگیرند؛ اما نمی توانند. برای من محسوس و ملموس است که روح، اراده، نشاط و خون جوانی در کشور ما در جریان است و این، نه در زیر سایه ی سنگین و ننگین حکومت پادشاهی ممکن بود و نه در زیر سایه ی ذلت بار وابستگی به دشمنان. آنچه پیش آمده، به برکت آزادگی ملت ایران بوده است.

انقلاب علیه استبداد و وابستگی
ملت و کشور ما پس از گذراندن دوران طولانی سلطه های استبدادی و خاندانهای پادشاهی – که یکی پس از دیگری آمدند و رفتند – در حالی وارد مرحله ی دنیای نو شد که از طرفی عصر دیکتاتوری در آن تمام نشده بود، و از طرف دیگر دوران وابستگی در آن آغاز شده بود. اگر به مقطع اخیر تاریخی کشورتان – قبل از انقلاب – نگاهی بکنید، می بینید ما در حول و حوش این پیچ تاریخی که انقلاب آن را برای ما به وجود آورد، در چه وضعی بودیم؛ در این صورت می توانیم موقعیت کنونی خود را درست تشخیص دهیم. در آن مقطع، عصر استبداد و دیکتاتوری در این کشور به عصر وابستگی تبدیل شد. البته وابستگی کشور دفعتاً پیش نیامد، بلکه از اواخر دوران قاجار بتدریج وابستگی به اقتصاد و سیاستهای جهانی و دولتهای بیگانه با دادن امتیازات پی درپی به خارجیها – که به زیان ملت ایران بود – شروع شد. بعد وقتی دوران استبداد به خاطر نهضت مشروطیت و قضایای دیگر ضعیف شد، ناگهان عَلَم شوم و ننگین وابستگی در حکومت پهلوی بلند شد؛ یعنی حاکمیت سیاستهای وابسته و قراردادهای تحت فرمان و حاکمان و شخصیتهای سیاسیِ دست نشانده و گوش به فرمان خارجی؛ البته دیکتاتوری هم در آن بود و روزبه روز خطرناک تر و مدرن تر و سخت تر هم می شد. انقلاب در چنین شرایطی به پیروزی رسید؛ یعنی ملت ایران در آنِ واحد حرکت عظیمی را شروع کرد که هم علیه دیکتاتوری و استبداد و حکومتهای خودکامه یی بود که قرنهای متمادی بر این کشور حاکم بودند، و هم این حرکت بر ضد وابستگی، دست نشاندگی، گوش به فرمان بودن و تابع قدرتهای بیرونِ این مرزها قرار داشتن، بود. انقلاب در مقابل این دو عارضه که برای کشور ما بسیار عمیق و دیرین و خطرناک بود، پنجه درپنجه انداخت؛ لذا کار انقلاب دشوار بود.

توحید؛ رکن اساسی پیام انقلاب اسلامی
اگر انقلاب متکی به اعتقاد دینی و ایمان اسلامی نبود، نمی توانست پیروز شود. ایمانِ یکایک مردم بود که توانست این حرکت را به وجود بیاورد و استمرار ببخشد. قبل از انقلاب اسلامی همه ی نهضت های صدوپنجاه سال اخیر همین هدف را دنبال کردند، ولی با ناکامی روبه رو شدند. انقلاب توانست در همان راه با قدرت پیش برود و بر عوامل ناکامی اش غلبه کند؛ چرا؟ چون انقلاب اسلامی حرف نویی را به میان آورد؛ حرف نویی که می توانست در دنیای افکار عمومی، بخصوص در دنیای اسلام، برای خود جا باز کند. قسمت اعظم این حرفِ نو توحید بود؛ با معنای عمیق و دقیق و همه جانبه ی آن. توحید یعنی حاکمیت ارزشهای الهی بر جامعه و نفی حکومتهای طاغوتی، استبدادی، فاسد و طغیانگر بر ارزشهای انسانی و اصیل. بنابراین توحید ستون فقرات و رکن اساسی شعار اسلامی و پیام انقلاب اسلامی بود.

توجه به کرامت انسان در انقلاب اسلامی
رکن دیگر انقلاب اسلامی، توجه به کرامت انسان است. جامعه یی که در یک مجموعه ی جغرافیایی و سیاسی زندگی می کند، کرامت او اقتضا می کند که آزاد و مستقل باشد و استعداد او شکوفا شود؛ بر سرنوشت خود مسلط باشد؛ مورد تحقیر و اهانت قرار نگیرد و شخصیت ذاتی او بروز کند؛ این چیزی بود که در طول دوران حکومتهای استبدادی و سپس حکومت وابسته ی پهلوی نادیده گرفته شده بود. حکومتهای استبدادی گاهی خدمات بزرگی هم از قبیل فتوحات و عمران و آبادی به ملت کرده اند؛ اما بزرگترین ارزش انسانی هر انسان را که عبارت است از آزادی، اختیار، استقلال و در اختیار داشتن سرنوشت خویش، از ملت ایران گرفته بودند؛ این طبیعتِ همه ی حکومتهای دیکتاتوری است.

لایه های پنهان دمکراسی
متأسفانه باید به شما بگویم که در بسیاری از کشورهایی که پرچم دیکتاتوری ندارند، بلکه پرچم آزادی و لیبرالیزم و تکیه به رأی مردم دارند، باطن کار همان دیکتاتوری و تسلط بر اراده های مردم است. در حقیقت امروزه در بسیاری از کشورهایی که شعار و شیوه سیاسی شان دمکراسی است، مردم از آزادی اندیشه، فکر و اختیار برای تصمیم گیری برخوردار نیستند و این آزادیها تحت لایه های گوناگون تبلیغات، پنهان می شود؛ این چیزی است که امروز روشنفکران برجسته ی غرب – چه در امریکا و چه در اروپا – بصراحت آن را بیان می کنند. کرامت انسان – که انقلاب اسلامی پرچمدار کرامت انسان است – نقطه ی مقابل این حالت و رویه است.

آزادترین نوع دمکراسی
امروز دشمنان در تبلیغات خود این طور می خواهند وانمود کنند که ایران باید به سمت دمکراسی برود! انقلاب، ایران را از آزادترین نوع دمکراسی برخوردار کرد؛ امروز ایران کجا می خواهد برود؟! دمکراسی یعنی مردم سالاری؛ یعنی حکمیت و معیار بودن رأی مردم در شیوه ی سیاسی حکومت و اداره ی کشور؛ این کاری است که انقلاب به صورت معجزه در ایران انجام داد؛ کاری که اصلاً تصورش در تمام طول دوران ده ها سال بعد از مشروطه تا انقلاب اسلامی وجود نداشت. البته در دوران نهضت ملی که انتخابات آزاد وجود داشت، این کار عملی شد؛ ولی متأسفانه بر اثر اشتباهات مکرر مسؤولان وقت، این دوران بیش از حدود دو سال طول نکشید. به هرحال، منظور این است که غیر از آن دوران کوتاه، یک روز ملت ایران در این کشور برای انتخاب سرنوشت شان آزادی نداشتند.

مردم سالاری بر پایه ی تفکرات دینی
ملت ایران به برکت انقلاب توانستند با کرامت خودشان آشنا شوند؛ بیندیشند؛ تصمیم بگیرند؛ اقدام و انتخاب کنند. خوشبختانه ایمان عمیق ملت ایران به مبانی اسلامی به طور طبیعی مردم سالاری را بر پایه ی تفکرات دینی استوار کرد، که بهترین شکل مردم سالاری هم همین است. در چارچوب ارزشهای اسلامی و دینی است که می توان به طور مطلق از مردم سالاری حمایت کرد، و این به طور طبیعی در کشور ما پیش آمد؛ چون مردم ما مؤمن اند و ایمانشان سطحی نیست.

انکار جلوه های ایمان دینی
شما امروز در پیشانی کتیبه ی تشکیلات و دستگاه های محیط دانشگاه، حوزه ی علمیه، کار و کارگری، جوان و پیر و دانشمند، ارزشهای دینی و اسلامی را می بینید. من در مراوده ی با دانشجوها و دانشگاه ها گاهی جلوه های عجیبی را مشاهده می کنم. بعضی ها اصرار دارند این زیباییها و جلوه های عشق و احساس و ایمان دینی را که می تواند پشتوانه ی همه ی فعالیتهای انسان قرار بگیرد، در محیط جوان و دانشگاه انکار کنند؛ چرا؟ این در بسیاری از موارد هم ارتباطی به جناح بندی و جبهه بندی های بی محتوای سیاسی ندارد.

اعتکاف عارفانه ی دانشجویان
برای من گزارشی فرستادند که دیشب آن را در جمع علمای دینی مطرح کردم تا این برادران عزیز ما بدانند در دانشگاه ها چه می گذرد. آن گزارش درباره ی روزهای اعتکاف در دانشگاه های تهران و حالت شور و شوق عارفانه ی جوانان عزیز ما و همکاری تشکل های مختلف دانشجویی با یکدیگر بود که علی رغم این که ظاهراً بین آنها دیوارکشی و مرزبندی است، اما وقتی خود را با خورشید دین مقایسه می کنند، هیچ گونه مرز و فاصله یی بین یکدیگر نمی بینند و همه دست در دست هم می گذارند. بنابراین کسانی که تبلیغ می کنند جوان دانشجوی ما از ارزشهای دینی روی برگردانده و یا سعی می کنند این مسأله تحقق پیدا کند، راه خطا را طی می کنند و البته ناکام هم خواهند شد.

چالش عظیم جهانی در برابر نظام اسلامی
پس از به وجود آمدن نظام اسلامی بر پایه ی مستحکم ایمانهای مردم، چالش عظیم جهانی در برابر آن پیدا شد؛ چرا؟ چون این نظام به طور طبیعی با اختاپوس خطرناک نظامهای استکباری دنیا درگیر می شد. معنای این درگیری این نبود که ما می خواستیم به جنگ امریکا یا انگلیس یا فلان کشور برویم. شما جوانها بدانید که در طول دوران بیست وپنج سال انقلاب اسلامی، حتّی یک روز هم نشد که مسؤولان انقلاب به ذهنشان خطور بدهند که به جنگ و معارضه ی با این کشور و آن کشور بروند؛ نه، این چالش از ناحیه ی هویت و ذات انقلاب است. وقتی یک کشور اسلامی با داشتن موقعیت حساس جغرافیایی و با فرهنگِ عمیق به میدان می آید و ایده یی را مطرح می کند و برای جان بخشیدن به آن، تمام مجاهدت و تلاش خود را می کند و نشانه های موفقیت در چهره ی او آشکار می شود، به طور طبیعی منافع استکبار را در کل منطقه به خطر می اندازد؛ لذا دستگاه های استکباریِ آن روز – که در یک طرف اردوگاه لیبرالیزم سرمایه داری و در طرف دیگر اردوگاه سوسیالیزم ادعایی الحادی دیکتاتوری بود – با انقلاب اسلامی درافتادند. عجیب این بود که اینها در نود درصد مسائل با همدیگر اختلاف داشتند، اما در این که باید این شعله ی برافروخته را خاموش کرد و این نهال برآمده را کَند، با هم متحد بودند! شما جوانهای عزیز روی این مسائل فکر کنید؛ اینها حرفهای تکراری نیست؛ اینها راه ما را برای آینده روشن می کند.

استکبار به حدی قانع نیست نظام اسلامی در برابر اردوگاه شرق و غرب ایستاد؛ اما در همان روزها یک نظریه این بود که ما به نحوی با استکبار کنار بیاییم! کسانی که این نظریه را بیان می کردند، آدمهای بدی نبودند؛ بلکه ساده اندیش بودند و می گفتند کنار بیاییم تا ضرر آنها را از خود دفع کنیم؛ اما پاسخ این سؤال را نمی دادند که این کنار آمدن و کوتاه آمدن و عقب نشینی کردنِ سنگر به سنگر تا کجا باید ادامه پیدا کند؛ ملت ایران باید چه کار کند که امریکا از او راضی شود؛ چقدر باید از ارزشهای خود صرف نظر کند تا امریکا بگوید دیگر با شما کاری ندارم؟ شاید بعضی از آنها حتّی فکر نمی کردند که استکبار به حدی هم قانع نیست. در جنجال اخیر فعالیتهای هسته یی ایران دیدید که قدم به قدم شروع کردند به جلو آمدن؛ اول گفتند ایران باید پروتکل الحاقی را قبول کند؛ بعد گفتند باید فلان اطلاعات را بدهد؛ بعد پا را فراتر گذاشتند و گفتند اصلاً ایران نباید فناوری هسته یی داشته باشد! عقب نشینی در مقابل مجموعه یی که زور مادی دارد، اما مطلقاً ذخیره ی اخلاقی در وجود او نیست تا از این زور به شکل ظالمانه استفاده نکند، راه علاج نیست. راه علاج، منحصر شده بود در مقاومت، و امام بزرگوار ما – آن انسان مقاوم، صبور و سرسخت – مظهر مقاومت بود؛ و این تنها راهی بود که در مقابل ملت ایران وجود داشت، لذا حتّی حمله ی نظامی شان اثر نبخشید. تحمیل جنگ بر ما، غیرمتعارف نبود حمله ی نظامی رژیم صدام که هشت سال ما را مجبور به مجاهدت و قبول مشکلات جنگ کرد، غیرمتعارف نبود؛ این روش همیشگی استکبار علیه ملتهای مستقل و آزادیخواه است. در همان سالهای اول ریاست جمهوری بنده، احمد سکوتوره، رئیس جمهور گینه ی کوناکری، که یک چهره ی برجسته ی انقلابی، محترم، علمی و سیاسی آفریقا بود و در تمام دنیا و اروپا هم خیلی آبرومند بود، به ایران آمد و در مذاکراتش با من مطلبی گفت به این مضمون که ما بعد از انقلاب، از حمله ی بغداد به شما تعجب نکردیم؛ چون طبق تجربه، یکی از کارهایی که علیه اغلب کشورهای مستقل از استکبار به کار رفته، این است که از طرف مرزها به اینها فشار نظامی بیاورند تا با مشغول کردن و گرفتن منابع مالی و انسانی آنها، مانع رسیدن آن کشورها به هدفها و آرمانهایی شوند که برای خود تعریف کرده اند. این، نقشه ی طراحی شده ی دشمن علیه ما بود. همین امریکاییها و وزیر دفاع کنونی آن که هرچند روز یک بار، یاوه یی علیه نظام جمهوری اسلامی می پرانند، کسانی بودند که از نزدیک با صدام حسین – که الان دنبالش هستند – همکاری داشتند و به او کمک علمی و تسلیحاتی و اطلاعاتی می کردند تا شاید بتوانند ایران را شکست ده

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.