اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسؤولان و نخبگان استان همدان ۱۹/۴/ ۱۳۸۳
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 74
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسؤولان و نخبگان استان همدان ۱۹/۴/ ۱۳۸۳ – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسؤولان و نخبگان استان همدان ۱۹/۴/ ۱۳۸۳ شامل 82 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسؤولان و نخبگان استان همدان ۱۹/۴/ ۱۳۸۳:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسؤولان و نخبگان استان همدان ۱۹/۴/ ۱۳۸۳ به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسؤولان و نخبگان استان همدان ۱۹/۴/ ۱۳۸۳ به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسؤولان و نخبگان استان همدان ۱۹/۴/ ۱۳۸۳ با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسؤولان و نخبگان استان همدان ۱۹/۴/ ۱۳۸۳ با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسؤولان و نخبگان استان همدان ۱۹/۴/ ۱۳۸۳ با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسؤولان و نخبگان استان همدان ۱۹/۴/ ۱۳۸۳ را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسؤولان و نخبگان استان همدان ۱۹/۴/ ۱۳۸۳ :
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر در چنین جلسه یی قرار است حرف دل قشرهای مختلف زده شود، بهترین شکل این است که در جملات کوتاه و پُرمغز مطالب گفته شود، تا هم من استفاده کنم، و هم مسؤولان ارشد کشوری آنها را بشنوند و از آنها برای برنامه ریزی ها بهره بگیرند.
اغلب مطالبی که آقایان راجع به مسائل استان گفتند – چه مسائل صنعت، چه مسائل کشاورزی، چه مسائل گردشگری، چه بخصوص مسأله ی صنایع دستی – چیزهایی بود که قبل از این که ما به سفر بیاییم، در گزارشها مفصل اینها را خوانده بودیم؛ و بعد هم که به این جا آمدیم، از نزدیک دیدیم و شنیدیم و در نمایشگاهِ دیروز هم بسیاری از چیزهایی را که شنیده بودیم، به چشم دیدیم؛ در عین حال نکاتی وجود داشت که برای من تازه بود. در بخش کشاورزی، برای این که آقای استاندار و دیگران توجه کنند، مسأله ی سیلو و انبار مهم است. در صحبتهای دیشب ما با وزرای محترم هم این مسأله مطرح نشده بود. مسأله ی تأسیس دبیرستان های تربیت کشاورز بسیار نکته ی جالبی است. البته در این جا دانشکده ی کشاورزی وجود دارد؛ لیکن تربیت دیپلمه هایی که در دوران تحصیل، فهم کشاورزی و شوق کشاورزی در آنها باشد، بسیار مهم است؛ چون یکی از محورهای حتمی توسعه در این استان – در کنار و یا در صدر دو سه محور دیگر – قطعاً کشاورزی است. مسأله ی ایجاد اماکن ورزشی در این استانِ پرجوان کاملاً درست است؛ من در گزارشها هم قبلاً این را خوانده بودم؛ منتها در صحبتهایی که این جا با وزرا کردیم و تصمیماتی که گرفته بودند و به من گفتند یا آنچه بنده اضافه کردم، این مسأله نبود. آقای استاندار و مسؤولان ذی ربط حتماً این موضوع را دنبال کنند. برخی نکات دیگر هم هست که حتماً باید مورد توجه قرار گیرد. سند توسعه ی هر استان – که بعضی از آقایان تذکر دادند – در سازمان مدیریت و برنامه ریزی تهیه شده و معلوم است محور توسعه ی استان همدان و سایر استانها چیست. برنامه ریزی بر اساس اینها انجام می گیرد. البته ممکن است برنامه ریزی ها درست یا نادرست، کامل یا ناقص باشد؛ اما سند توسعه تدوین شده است. خوب است آقای استاندار و دوستان این را به آقایان بگویند تا مطلع باشند و اطلاعاتی که منتشر می شود، صحیح باشد.
و اما راجع به این جلسه. جلسه ی کنونی ما در واقع دو جلسه است. بنده همیشه در سفرها این دو جلسه را از هم جدا می کردم؛ اما در دو سه سفر این طور اتفاق افتاده که این دو جلسه یکی شده؛ و این اشکال ایجاد کرده است. یک جلسه، جلسه ی مسؤولان رده های مختلف استان است که در سفرهای بنده اجتماع می کنند و من مطالبی را که به نظرم می رسد لازم است به آنها عرض شود، روبه رو به آنها عرض می کنم؛ توصیه می کنم، تأکید می کنم و موظفم بر طبق آن عمل کنم. جلسه ی دوم، جلسه ی نخبگان استان است. هر استان مجموعه یی از انسانهای نخبه، زبده و دارای شخصیت و هویتی دارد که می ارزد انسان با آنها مواجه شود، از آنها بشنود، استفاده کند و آنها را بنوازد. این به خاطر ملاحظات نیست؛ میل قلبی خود من است که این مجموعه افراد را در هر استانی که هستیم، ملاقات کنم.
استان همدان هم انصافاً نخبه پرور است. من در این چند روز هم در جلسات مختلف با نخبگان روبه رو شده ام – در جلسه ی علما، در جلسه ی دانشگاهیان و جلسات دیگر – لیکن معمول ما این بوده که در سفرها جلسه یی ویژه ی نخبگان داشته باشیم. البته جلسه ی نخبگان را به هیچ وجه این طوری اداره نمی کردیم. من مقید بودم بایستم و یکی یکی افراد نخبه ی آن استان بیایند و با آنها مصافحه و احوالپرسی کنم؛ دو کلمه به آنها بگویم، دو کلمه هم از آنها بشنوم. گاهی سه ساعت هم طول می کشید و من ایستاده بودم؛ اما از یکی دو سال پیش که ایستادن برای من دشوار شده و پزشکان به خاطر کمرم گفته اند زیاد نایستم، این جلسه به این شکل درآمده است. دوستان و برادران و خواهران عزیزی که در جلسه هستند، بدانند؛ من هیچ مایل نیستم که در جمعی از نخبگان بنشینم چیزهایی بگویم و آنها هم بشنوند؛ بیشتر مایلم از آنها بشنوم، که در چنین جلسه یی طبعاً حاصل نمی شد و نشد. بنابراین چون در واقع الان ما دو جلسه داریم، به هر مناسبت چند جمله یی عرض می کنیم.
اما راجع به مأموریتِ مأموران این استان. جمعی از شما مسؤولانی هستید که در رده های مختلف در این استان مشغول کارید. از بالاترین رده تا رده های متوسط و پایین به این نکته توجه داشته باشید که شما از چشم مراجعانِ خودتان نماینده ی یک نظامید؛ بلکه نماینده ی اسلامید. هر کار برجسته و هر اقدام زیبایی از شما سر بزند، اسلام و نظام اسلامی را آبرومند می کند؛ مردم را از زندگی کردن در زیر سایه ی این نظام خشنود می کند. من دیدم کسی را که به خاطر این که یک مسؤول حرکت زیبایی انجام داده بود، می گفت من افتخار می کنم که در نظامی زندگی می کنم که فلان مسؤولش این حرف را زد یا این کار را کرد. گوینده ی این حرف، خودش یکی از نخبگان برجسته بود. شما مأمور جمهوری اسلامی – از استاندار تا فرماندار، تا مدیران کلِ بخشهای مختلف، تا رؤسای ادارات، تا کارمندان – چه در بخش اجرایی، چه در بخش قضایی و چه در نیروهای مسلح، وضعتان این طوری است؛ اگر خدای نکرده تخطی کنید، از وظیفه سر باز بزنید و عملی از شما سر بزند که شایسته ی یک مأمور نیست، بدانید مردم می فهمند. نباید اشتباه کنیم و خیال کنیم اگر صورت سازی کردیم، مردم نمی فهمند؛ نه، مردم بالاخره می فهمند؛ ولو برای گذران کار به رو نیاورند، یا به این دلیل که ببینند فایده یی ندارد، حرفی نزنند؛ اما حس می کنند. این حس آنها، گله و شکوه ی از شخص شما نیست؛ بلکه از نظام است؛ بلکه از اسلام است؛ و از بسیاری از خدمتگزارانی است که در این نظام دارند با صفا و خلوص کار می کنند و باید از آنها ممنون بود؛ اما کاری که خدای نکرده منِ نوعی در هر رده یی از رده های کار اجرایی یا قضایی یا دیگر رده ها انجام دهم که خطا باشد، همه ی این زحمات را دچار اشکال می کند. به نظر من مهمترین نکته یی که هر مسؤولی باید توجه داشته باشد، این است. مردم مسؤولان را در همه ی رده های این نظام، نمایندگان نظام و رهبری و دولت و بلکه اسلام به حساب می آورند. هر کار خوبِ اینها به حساب همه ی آنها تمام خواهد شد و برای آنها مایه ی روسفیدی و افتخار است؛ عکس اش هم همین طور است.
نکته ی دوم این است که من در دو سه سال اخیر بر مبارزه ی با فساد اقتصادی در دستگاه های حکومتی و دولتی اصرار کرده ام. من می خواهم شما برادران و خواهران عزیزی که مسؤول هستید، به این نکته توجه کنید که اگر در دستگاه های حکومتی با فساد اقتصادی و کجروی در مسائل مالی برخورد نشود، همه ی چیزهایی که مطرح کردند، اگر یکی یکی هم اینها را برآورده کنیم، فایده یی ندارد؛ علاوه بر این که خیلی از این چیزها با فساد اصلاً نشدنی است. من انتظار ندارم که همه ی مسؤولان نظام ما فرشته یا فرشته گون باشند؛ نه، بالاخره همه ی ما خودمان را می شناسیم؛ ما مردمانی هستیم ضعیف، انسانهایی هستیم آسیب پذیر، که باید به خدا پناه ببریم؛ ولی باید به این نقطه توجه کرد که در هر جایی فساد به وجود بیاید، مثل زخم واگیرداری است. شما که مدیر هستید، شما که مسؤول هستید، شما که یک مجموعه به دستتان سپرده شده است، با بروز فساد در زیرمجموعه ی خود به طور جدی مقابله کنید و حساسیت نشان دهید؛ بدون این، کار پیش نخواهد رفت و اوضاع بسامان نخواهد شد. من برای دوستان و مسؤولان بالای کشور مثال زدم و گفتم چند حلقه چاه عمیق با لوله های قطورِ چند اینچی زده اید و دارید مرتب به استخری آب می ریزید، اما پُر نمی شود؛ بعد وقتی دقت می کنید، می بینید چند شکاف عمیق در بدنه و کف استخر وجود دارد که هر چه شما از این جا آب می ریزید، از آن جا بیرون می رود. فساد، این طوری است. این همه کار و تلاش دارد انجام می گیرد – امروز در سطح مسؤولان، اندازه و حجم کار و تلاش دلسوزانه یی که دارد انجام می گیرد، خیلی بالاست – در عین حال هنوز می بینیم بعضی از بخشها دچار مشکلات جدی است. باید ببینیم این زخم در کجاست؛ این ترک در بدنه یا کف استخر در کجاست. با فساد باید مبارزه کرد. مبارزه ی با فساد، بسیار جدّی است. من گله کردم و هنوز هم از بعضی دستگاه ها گله دارم که وقتی ما چند سال پیش مسأله ی مبارزه ی با فساد را مطرح کردیم، به جای این که سینه سپر کنند و به میدان بیایند و پرچم را در دست بگیرند، توجیه های سیاسی و تأویل های غلط و سیاست بازانه روی این مسأله گذاشتند و آن کاری که باید بکنند، نکردند. حالا نمایندگان مجلس این کار را بکنند؛ مسؤولان دولتی این کار را بکنند؛ شما مسؤولان بخشهای مختلف و مدیران دولتی این کار را بکنید. مردم نمی توانند با فساد مبارزه کنند. مبارزه ی با فساد، کار دستگاه های حکومتی است. ذهن هم فقط به سمت دستگاه قضایی نرود؛ دستگاه قضایی آخرالدواء است. من گفتم بعضی از بخشها درباره ی فساد مطالعات عمیق کنند. چند مجموعه در این زمینه تدوین کردند و برای من آوردند که درباره ی مسأله ی فساد و شیوه های فساد و رخنه گاه های فساد، تحقیقی صورت گرفته بود. دیدیم مهمترین بخشی که می شود با فساد مبارزه کرد، دولت است. خود دولت هم این را قبول دارد و دنبال کرده است. برای مبارزه ی با فساد، در دولت انصافاً کارهای مهمی هم در گلوگاه ها انجام گرفته است. گلوگاه های فساد باید گرفته شود. این که شما می بینید جنسی نباید وارد شود، اما وارد می شود؛ نباید به کسی امتیازی داده شود، اما داده می شود؛ اولین چیزی که به ذهن انسان می رسد، باید گمان وجود فساد و اراده ی فاسدی باشد. بنابراین در دستگاه های دولتی باید گلوگاه ها گرفته شود. اگر موردی بود که از این صافی ها و از زیرِ دست مسؤولان دولتی رد شد، آن وقت نوبت قوه ی قضاییه است. البته هم قوه ی قضاییه و هم مسؤولان دولتیِ ذی ربط باید دست خودشان را کاملاً پاک نگه دارند. من آن روز گفتم؛ باید دستمال را تمیز کرد تا بشود شیشه را با آن تمیز کرد.
نکته ی سوم به مسؤولان دولتی: قدر این مردم را بدانید. همه جا این مناظر دارد تکرار می شود. من سالهاست که در این مملکت دارم مسافرت می کنم. من زمان ریاست جمهوری و قبل از ریاست جمهوری به استانها مسافرت می کردم و با مردم مواجه می شدم؛ الان هم همین طور است. در همدان هم با آحادی از قشرهای مردم بدون هیچ عنوانی نشستم صحبت کردم و مستقیم ارتباط برقرار کردم؛ غیر از ارتباطهای غیرمستقیمی که به طور وافر وجود دارد. این مردم، بسیار مردم خوبی اند. حقیقتاً ملت ایران از لحاظ شاخصهای شخصیتی، کرامتی و ارزشی در نقطه ی اوج اند؛ منیع الطبع، با گذشت، با ایمان، عازم، دارای شجاعت و آماده ی برای فداکاری. قبل از انقلاب، هیچ کس اینها را به خوبیِ امام نمی فهمید. نخستین کسی که از شخصیتهای برجسته، این خصوصیات را در مردمِ ما شناخت و جست و روی آنها تکیه کرد، امام بزرگوار ما بود. همان وقت من با بعضی از بزرگان تماس می گرفتم و چیزی می گفتم؛ اما آنها تقصیر را گردن مردم می انداختند: مردم نمی آیند، مردم نمی کنند، این مردم را ول کنید. امام در نقطه ی مقابل آنها، این مردم را شناخت؛ به این مردم اعتماد کرد؛ با این مردم صادقانه حرف زد؛ منتظر نشد مردم راه بیفتند؛ اول خودش راه افتاد؛ رهبر یعنی این. فرق میان رهبری مثل امام و یک راهنمای معمولی این است که راهنما اشاره می کند و می گوید اگر می خواهی فلان جا بروی، از این جا برو؛ بعد بپیچ دست راست، بعد بپیچ دست چپ؛ اما رهبر راه می افتد و خودش به طرف مقصد می رود؛ می گوید هر کس آمدنی است، با من بیاید؛ امام این طوری بود. ایشان مطمئن هم بود که مردم می آیند، و مردم با او آمدند. اول، او این خصوصیات را کشف کرد و ما به عنوان آدمهای کوته بین – بنده خودم را می گویم – کم تجربه و به عنوان کسی که مردم را درست نمی شناسد، با حیرت و تعجب حرکت عظیم مردم را تماشا کردیم و مجذوب او شدیم. این را ما اول در انقلاب تجربه کردیم. ما خیال نمی کردیم خیلی ها این طور به میدان بیایند؛ اما آمدند؛ جان دادند، جوان دادند، هستی شان را دادند و هرجا برای انقلاب لازم بود، ایستادند. اکثریت عظیمی از مردم این طور بودند. بعد جنگ شد و آن طور به میدان آمدند. و من امروز پس از سالهای متمادی که مسؤولیتهای گوناگون و سنگینی داشته ام، وقتی تفرّس و دقت می کنم، می بینم این مردم، همان مردم انقلابند. یک عده به عکسِ واقعیت تبلیغ می کنند؛ یک عده جوان و جامعه ی جوان ما را چشم بسته محکوم می کنند؛ چرا؟ چون فلان جوان فرقش را از وسط باز کرده، یا زلفش را این جا ر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
