📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
01دقیقه
42ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت در سال ۸۵

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 80

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت در سال ۸۵؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت در سال ۸۵ انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 116 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت در سال ۸۵:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت در سال ۸۵ آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت در سال ۸۵ با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت در سال ۸۵ از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت در سال ۸۵، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت در سال ۸۵ :

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم

تا این لحظه با شما دوستان عزیز و مسئولان محترم، جلسه ی خیلی خوبی داشتیم
و من گزارشهای دوستان را با دقت گوش کردم؛ گزارشهای شفاف و روشنی بود.

من روز سوم شعبان را – که بحمداللَّه امسال دیدار ما با شما مسئولان محترم
دولت با این روز مصادف شده است – به همه تان تبریک عرض میکنم. یاد شهید
رجایی عزیز و شهید باهنر عزیز را – که در همان مدت کوتاه مسئولیتشان، طوری
عمل کردند که از خودشان برای ما الگو باقی گذاشتند – گرامی میدارم و
حقیقتاً با تلاش سختی که کردند، با تحملی که به خرج دادند و با تمسکی که
به عقیده و ایمان خودشان در عمل ورزیدند، موجب شدند که ما امروز بتوانیم
برای تعریف مدل موردنظر خودمان، اسم و یاد اینها را مطرح کنیم. در یک
جمله ی کوتاه، کتابی از معنا را از نام اینها بفهمیم، این خیلی ارزش دارد.
یادشان گرامی باد!

این را هم در مورد گزارشهای امروز عرض بکنم که به نظر من، گزارش آقای
رئیس جمهور، گزارش خوب و جامعی بود و مناسب است که این گزارش عیناً منتشر
شود؛ گزارش جامع الاطرافی است. اگر چه کلی بود؛ اما در عین حال، چنانچه به
این شکل منعکس نشده، حتماً منعکس بشود؛ خوب است.

آنچه که من میخواهم در این جلسه ی خصوصی و صمیمی به شما دوستان عزیز عرض
بکنم، این است که فرصت این روز و روزگاری که شما بر سر کار هستید، بسیار
فرصت استثنایی و مغتنمی است؛ حقیقتاً از دوره هایی است که ما نظیر آن را
در گذشته ی دوران انقلاب تا امروز کم داشته ایم. اولاً، شعارهای دولت و
مسئولان و اهداف تعیین شده ی آنان کاملاً با مبانی انقلاب و با مبانی
اعلام شده ی امام عزیز ما منطبق است. ثانیاً، این گفتمان در بین مردم به
طور محسوسی زنده است و وجود دارد؛ که وجود این گفتمان میان مردم هم، عامل
عمده و اصلیِ گرایش آنها به این دولت و این رئیس جمهور محترم بود. مردم،
تشنه ی عدالت، تشنه ی مبارزه با فساد و تشنه ی تمسک به اصول انقلاب بودند،
که وقتی دیدند یک نفر صادقانه این شعارها را سر دست گرفته و مطرح میکند،
حول محور او جمع شدند؛ خود این نعمت بزرگی است که این تفکر به صورت یک
گفتمان مسلط در جامعه درآمد و همچنان ادامه دارد و بعد از روی کار آمدن
این دولت، بحمداللَّه تقویت هم شده است. طبیعت کار هم این است، هر چه شما
بهتر، بیشتر، صمیمی تر و پایبندتر به اصول حرکت کنید و پیش بروید، عمق این
ایمان در دلهای مردم ما بیشتر خواهد شد و تغییر آن به وسیله ی دستهای
بیگانه، برای آنها دشوارتر خواهد شد. بنابراین فرصت، واقعاً فرصت مهمی
است. مردم به دولت اعتماد دارند؛ دولت، خود را جزوِ مردم و از جنس مردم
میداند و می شمارد؛ از لحاظ انعکاس بین المللی، کشور از یک عزت کم سابقه
یا بی سابقه ای برخوردار است؛ ابهت نظام اسلامی، عظمت ملت ایران، رسایی و
شفافیت اغراض و اهداف جمهوری اسلامی در دنیای اسلام، بیش از همیشه است؛ و
حّتی در دنیای غیر مسلمان، امروز عزت و ابهت ملت ما بسیار برجسته است و
این را همه تصدیق میکنند و از نشانه ها و عکس العملهای خارجی اش هم این را
می فهمیم. به هر حال، فرصت بسیار مهمی است.

آنچه که من به این مناسبت میخواهم عرض بکنم، این است که من و شما – همه
مان، یکایکمان – توجه داشته باشیم که این فرصت را نباید از دست بدهیم. در
گزارش دولت – که به مناسبت این روزها به من داده شده – خوانده ام که دولت
حتّی یک روز را هم بیهوده از دست نداده؛ همین طور درست است. من میخواهم
تکیه کنم که حتّی یک روز را هم نگذارید هدر برود. از تمام روزهای این سه
سالی که علی العجاله از عمر این دولت باقی است، حداکثر استفاده را بکنید؛
این فرصت، بسیار فرصت مهمی است. اگر خدای نکرده طوری بشود که نتوانیم آنچه
را که مردم درباره ی مجموعه مان تصور میکنند، آن را تحقق ببخشیم، خسارت
بزرگ خواهد بود و به این جریان و جهت گیری حتماً ضربه وارد خواهد آمد. آن
وقت امیرالمؤمنین فرمود: «و لقلّ ما شی ء ادبر ثمّ اقبل»؛ موجی که برگشت و
رفت، دیگر خیلی آسان این طرف نمیاید و برنمیگردد. خون دلها باید خورد و
زحمتها باید کشید تا اینکه باز برای اقبال و توجهی که امروز وجود دارد،
زمینه فراهم شود. این را نباید از دست داد.

خوب، نتیجه ی این چیست؟ نتیجه اش این است که هم شما و همه همه ی دلسوزان
کشور باید به دولت کمک کنند تا بتواند این شعارهایی را که مطرح کرده، تحقق
ببخشد. همه، بدون اغماض، و هر کسی که حقیقتاً برای این کشور و نظام دلسوز
است، باید در این زمینه، خود را متعهد بداند.

نکته ی بعدی این است که این دولت به عنوان یک دولت «اصولگرا» شناخته شده و
رفتار و تلاشی هم که تا امروز نشان داده و آنچه در عمل و قولش منعکس شده،
همین اصولگرایی را نشان میدهد؛ که ان شاءاللَّه خودِ همین برای کشور و شما
برکاتی خواهد داشت. شاخصه های اصولگرایی، شاخصه های مهمی است؛ این
شاخصه ها باید مورد توجه قرار بگیرد، که من به بعضی از اینها اشاره میکنم.
در اظهارات شما هم هست، آن را میگویید و تکرار میکنید و در برنامه هایتان
میگنجانید. تحقق مجموعه ی این شاخصه ها به معنای حقیقی کلمه، آن وقت دولت
را به عنوان یک دولت اصولگرا معرفی خواهد کرد.

شاخصه ی اول «عدالتخواهی و عدالت گستری» است. به زبان آسان است؛ اما در
عمل بسیار کار دشواری است و مقدمات بسیاری لازم دارد. باید خیلی کار کرد
تا اینکه عدالت تحقق پیدا کند؛ عدالت جغرافیایی، عدالت طبقاتی، عدالت در
زمینه های مسایل اقتصادی، عدالت در زمینه های مسایل فرهنگی، عدالت در
جایگزین شدن و جای گرفتن در مسئولیتها و مناصب و عدالت در قضاوتهای ما –
نه فقط قضاوتی که قاضی در دادگاه می کند، بلکه داوریهایی که ما نسبت به
اشخاص و قضایا میکنیم – اینها همه عدالت است و عدالت در آنها نقش دارد.
عدالتخواهی و عدالت گستری به معنای همه ی اینهاست. البته امروز کشور ما
بیش از هر چیز دیگر، تشنه ی عدالت اقتصادی است. علت هم این است که واقعاً
یک شکافی به صورت میراث معیوبی از گذشته بود و این شکاف باید پُر میشد، که
نشده است. البته به شکل معقولی باید پُر شود. ما پُر کردنِ این شکاف را به
همان شکلی میگوییم که اسلام توصیه میکند؛ حرفهای غیر منطقی و ناممکن و
نامعقول را نمیخواهیم به میان بیاوریم؛ همان طوری که اسلام میگوید: فرصتها
در مقابل همه باشد و امکانات عمومی مورد استفاده ی همه قرار گیرد.
بنابراین یک شاخصه، مسئله ی عدالتخواهی و عدالت گستری است که پهنه ی وسیعی
دارد.

«فسادستیزی» شاخصه ی دیگری است. «سلامت اعتقادی و اخلاقیِ مسئولان کشور» –
بخصوص مسئولان عالی رتبه، در سطوح دولت و معاونین و از این قبیل – بسیار
مهم است و شاخصه ی دیگری است که از لحاظ اعتقادی و اخلاقی اشخاص سالمی
باشند.

«اعتزاز به اسلام» یکی دیگر از شاخصه های اصولگرایی است. ما در دورانِ این
بیست وهفت سال، بعضی از مسئولان نظام اسلامی را دیده بودیم که خجالت
میکشیدند یک حکم اسلامی یا یک جهتگیری اسلامی را صریحاً بر زبان بیاورند؛
نه، ما طلبگاریم. من بارها گفته ام، در قضیه ی «زن»، ما پاسخگوی غرب
نیستیم، غرب باید پاسخگوی ما باشد؛ ما هستیم که سؤال مطرح میکنیم. در
زمینه ی حقوق بشر، ماییم که طلبگار مدعیان منافق و دو روی حقوق بشر هستیم.
بنابراین به اسلام اعتزاز داشته باشید. آنچه را که اسلام به ما آموخته،
اگر ما درست یاد گرفته باشیم و دچار کج فکری و انحراف و غلطفهمی نشده
باشیم، چیزی است که باید به آن افتخار کنیم.

«ساده زیستی و مردم گرایی» شاخصه ی دیگری است که بحمداللَّه دارید.

«تواضع و نغلتیدن در گرداب غرور» هم یکی از شاخصه هایی است که لازمه ی
اصولگرایی است؛ ما در معرض این هستیم. ببینید عزیزان! شماها در موضع
بالایی قرار دارید و مورد احترامید؛ افراد پیش شماها میآیند و تعریف و
تمجید میکنند – بعضی از روی اعتقاد، بعضی بدون اعتقاد – برای اینکه شما
خوشتان بیاید. ما خودمان باید مواظب باشیم حرفهایی که در تمجید و ستایش ما
میزنند، اینها را باور نکنیم. ما باید به درون خودمان نگاه کنیم: «الانسان
علی نفسه بصیره»؛ نقصها، مشکلات و کمبودهایمان را نگاه کنیم و فریب
نخوریم. این فریب خوردن، انسان را در دام و گرداب غرور می اندازد. اگر
انسان خودش را بد برآورد کرد، آن وقت دیگر نجات پیدا نمیکند.

«اجتناب از اسراف و ریخت وپاش» که جزو برنامه های بسیار خوب شماهاست.

«خردگرایی و تدبیر و حکمت در تصمیم گیری و عمل»، این جزو مسائلی است که
حتماً به آن احتیاج دارید؛ همه مان در تصمیم گیریها و عملمان به آن احتیاج
داریم. البته بعضی از اینها را من بعداً باز مختصری توضیح میدهم و باز
می کنم.

«مسئولیت پذیری و پاسخگویی»؛ در هر بخشی که ما هستیم، مسئولیت آن کاری که
بر عهده گرفته ایم، این را بپذیریم. زیرمجموعه، زیرمجموعه ی ماست، احساس
مسئولیت کنیم. در هر نقطه ای مسئولیت تعریف شده ای وجود دارد، آن مسئولیت
را بایستی پذیرفت.

از جمله ی شاخصه های مهم اصولگرایی، یکی «اهتمام به علم و پیشرفت علمی»
است. شما ببینید چه زمانی در آغاز پیدایش اسلام گفته شد که: «طلب العلم
فریضه علی کل مسلم و مسلمه» یا «مؤمن و مؤمنه»؛ یعنی همان وقتی که نماز و
زکات و این چیزها آمد، طلب العلم هم آمد؛ «اطلبوا العلم ولو بالصین» هم
آمد. من بارها تکرار میکنم، این به خاطر همین است که جامعه، بدون علم
نخواهد توانست آرمانهای خودش را بالا بیاورد. مثل این است که انسان حرف
حقی داشته باشد؛ اما اصلاً زبان گفتنش را نداشته باشد. نداشتن علم
این طوری است. علم موجب میشود که شما بتوانید آن آرمانها، آن اهداف و آن
خط روشن و جاده ی روشنِ صراط مستقیمی را که در دست و اختیار شماست، مطرح
کنید و کسان بیشتری را از بشریت، به آن هدایت کنید. علم نداشته باشید، این
امکان پذیر نخواهد بود. بنابراین علم – که وسیله ی رشد ملی، بشری، انسانی
و اوج گرفتن در محیط عام بشریت است – جزوِ چیزهای لازم است و باید به این
اهتمام داشته باشید.

«سعه ی صدر و تحمل مخالف»؛ که از جمله ی شاخصه هایی است که جزوِ پایه های
اصولگرایی است. گاهی انسان از حرفی که میزنند، ناراحت هم میشود؛ حرص هم
میخورد، گاهی به خدا هم شکایت میکند که خدایا! تو که می بینی واقع قضیه
چیست و چقدر با چیزی که اینها میگویند، فاصله دارد؛ اما در عین حال، انسان
بایستی حلم به خرج دهد. حلم یعنی ظرفیت و تحمل صدای مخالف را داشتن. البته
این – شاید بعداً هم عرض بکنم – به معنای آن نیست که دولت از عملکرد خودش
دفاع نکند؛ نه، حتماً بایستی دفاع کند.

«اجتناب از هواهای نفس»؛ چه هوای نفس شخصی، چه هوای نفس گروهی؛ که حالا
آقای رئیس جمهور گفتند و این نکته ی خوبی است. بحمداللَّه عناصر دولت به
هیچ گروه و دسته و باند و جریانی وابسته نیستند؛ این خیلی نکته ی مهمی
است. مراقب باشید حرکت، اظهارنظر و حرف، انتساب به یک جریان، به یک باند و
به یک گروه را پیش نیاورد، که اگر این طور شود، هوای نفس تقریباً
انفکاک ناپذیر است. هوای نفس گروهی هم مثل هوای نفس شخصی است؛ آن هم
همین طور است. هوای نفس گروهی هم انسان را بی حساب و کتاب به این طرف و آن
طرف میکشاند و از خرد و جاده ی مستقیم منحرف میکند. این هم جزو لوازم
اصولگرایی است.

«شایسته سالاری»، «نظارت بر عملکرد زیرمجموعه» و «تلاش بی وقفه برای این
خدمات»، که انصافاً این مورد در این دولت برجسته است. این تلاش بی وقفه را
حقیقتاً همه شاهدند و ما هم شاهدیم. این حرکت پُرتلاشی که همه ی دولت –
بخصوص شخص آقای رئیس جمهور – نشان میدهند، خیلی باارزش است.
«قانون گرایی»، «شجاعت و قاطعیت در بیان و اعمال آنچه که حق است».

«انس با خدا»، «انس با قرآن» و «استمداد دائمی از خدا»؛ این آخری – که از
شاخصه های اصولگرایی است – تصمین کننده ی همه ی آن چیزهایی است که قبلاً
عرض کردیم. انس با خدا یادتان نرود. ما بارها میگوییم که خدمات مسئولان
نظام از هر عبادتی بالاتر است؛ این حرف درستی است و مبالغه هم در آن نیست.
اما بدانید، این خدمات، آن وقتی خدمت خواهد شد و آن وقتی با خلوص و درخشش
و شفافیت خود باقی خواهد ماند که شما دلتان با خدا مأنوس باشد. اگر دل از
خدا غافل شد، اگر دل رابطه ی خودش را با ذکر و توجه و خشوع از دست داد،
همین خدمتی که ما میگوییم بالاترین عبادت است، همین خدمت، مشوب خواهد شد؛
اصلاً به کلی مشوب می شود و در آن اغراض و هواها میآید. جهاد در میدان جنگ
و میدان نظامی که این قدر عظمت دارد، اگر با اهداف خدایی نباشد و بدون
ارتباط با خدا باشد، به یک چیز کم ارزش یا بی ارزش و گاهی هم ضد ارزش،
تبدیل میشود! لذا من بر این امر تأکید و اصرار دارم؛ بخصوص حالا که ماه
شعبان هم هست. در این صلوات ماه شعبان – صلواتی که وارد شده و اول ظهر
خوانده میشود – «الّلهم صلّ علی محمّد و آل محمّد شجره النبوّه و موضع
الرّساله»، تا میرسد به اینجا «و هذا شهر نبیّک سیّد رسلک شعبان الّذی
حففته منک بالرّحمه و الرّضوان»؛ این ماه پوشیده و محفوف شده ی به رحمت و
رضوان الهی است؛ آن وقت «الّذی کان رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله
یدأب فی صیامه و قیامه فی لیالیه و ایّامه بخوعا لک فی اکرامه و اعظامه
الی محل حمامه»؛ یعنی تا دم مرگ، پیغمبر این حالت را حفظ کرد؛ ماه شعبان
که میشد، ماه صیام و قیام پیغمبر بود – قیام یعنی برخاستن در نیمه های شب
و تضرع، ذکر و خشوع، و صیام هم که روزه ی روز هست – این روش پیغمبر بود.
ببینید پیغمبر با آن عظمت مقامش و با آن رسیدن به عالی ترین مرتبه ی عصمت،
در عین حال از این تلاش و مجاهدتی که او را دائم به خدا نزدیکتر و متذکرتر
کند، تا دم مرگ باز نمی ایستاد. چون پیغمبر هم روزبه روز تکامل پیدا
میکرد. پیغمبرِ سال اول بعثت با پیغمبرِ سال بیست وسوم بعثت، یک جور
نبودند؛ پیغمبر بیست وسه سال در تقرب پروردگار جلو رفته بود. اما حتّی تا
همان سال آخر هم – که مراحل عالی انسانیت که اصلاً در عقل هیچ انسانی
نمی گنجد، او طی کرده بود – از ذکر و ارتباط و اتصال و خشوع غافل نمیماند.
ماها که خیلی عقبیم، خیلی احتیاج داریم. ما بیشتر از آن بزرگوار احتیاج
داریم؛ منتها همت ما آن قدر نیست. به هر حال، ارتباط با قرآن را، نماز اول
وقت را، قرآن خواندنِ هر روز را، توجه و ذکر و استمداد از خداوند را،
متوسل شدن در آن جاهایی که کار مشکل میشود، آن جاهایی که بار سنگین میشود
و از خدا طلب کمک کردن، اینها را فراموش نکنید، اینها بسیار مهم است.

خوب حالا چند نکته را عرض میکنم. خوشبختانه ارزیابی یک ساله را دولت شروع
کرده و خود آقای رئیس جمهور در این زمینه پیش قدم شدند؛ این کار بسیار
خوبی است. نقاط قوّت و ضعفتان را بسنجید و بدون تعصب داوری کنید. از نظرات
افراد دلسوز در این داوری حتماً استفاده کنید. آن کسانی را که دچار ضعف یا
عملکرد نامطلوب هستند، به طور طبیعی به شکلهای مختلف مورد تعرض قرار
می دهید؛ اما در کنار آن، مدیری را هم که خوب عمل کرده، حتماً تشویق کنید؛
یعنی آن چیزی را که من اینجا میخواهم توصیه کنم، این است که، اخم به ضعفها
و عملکردهای ضعیف را ما در عملکرد مسئولان و رئیس جمهور و بعضی دیگر
مشاهده میکنیم؛ اما لبخند و تشویق و توجه به آن کسانی هم که خوب عمل
کرده اند، این هم باید حتماً در کنارش باشد. پس ارزیابی و مترتب بر
ارزیابی و تقویم عملکردها، باید برخورد متناسب با نوع و سطح عملکرد باشد.

نکته ی بعدی این است که بالأخره عمر دولت شما و امکاناتش هم محدود است.
اگر چه امکانات کشور خیلی وسیع است؛ اما بالأخره نیازها و درخواستهایی که
بعضی از گذشته متراکم شده است و بعضی هم بالفعل به طور طبیعی وجود دارد،
اینها خیلی زیاد و وسیع است. از طرف دیگر، همت انسان مؤمن این است که
همه ی این مشکلات را برطرف کند؛ اما معلوم نیست واقعیتها اجازه ی این را
بدهد که بتوان همه ی نقاط را در این مدتی که مسئولیت بر دوش این دولت است،
برطرف کرد؛ بنابراین اولویتهای کاری را مشخص کنید؛ معنایش این نیست که به
کارهای غیراولی نپردازید؛ نه، چند نقطه ی برجسته را که میتواند در بخشهای
دیگر اثر بگذارد و حالت سرفصل و چهارراه به خود میگیرد، اینها را مشخص
کنید – چه در زمینه های اقتصادی، چه در زمینه های فرهنگی و چه در بقیه ی
زمینه هایی که موجود است – و به طور مداوم روی آنها تکیه کنید؛ اگر امر
دائر شد بین آنها و غیر آنها، آنها را مقدّم بدارید.

نکته ی بعدی توجه دائم به سند چشم انداز است. این سند چشم انداز، مسئله ی
مهمی است. نباید هم تصور شود که این سند یا سیاستهای کلی را کسانی
نشسته اند و دارند تنظیم میکنند؛ نه. درست است که اینها یک فرایندی دارد و
از یک جاهایی شروع میشود؛ لیکن آن کسی که در این زمینه کار و فکر میکند و
تصمیم می گیرد، خودِ رهبری است؛ این سیاستها، سیاستهای رهبری است. اینها
چیزهایی است که با توجه به همه ی جوانب ملاحظه شده و این سند چشم انداز
درآمده است و بر اساس سیاستهای کلی ای که در این مدت وجود داشته، اعلام
شده است. اینها باید در برنامه ها رعایت شود و نباید تخلف شود. البته ممکن
است بعضی از تاکتیکها به ظاهر با سیاستها متناسب نباشد؛ اما انسان دقت که
بکند، می بیند این تاکتیک در نهایت به همان چیزی که در سیاستها یا در سند
چشم انداز ترسیم شده است، برمیگردد. ما از این امتناعی نداریم. مثل اینکه
شما با اتومبیل دارید به طرف شرق حرکت میکنید، یک جا جاده پیچ میخورد؛ اگر
کسی آنجا نگاه کند، می بیند جاده به طرف غرب یا شمال یا جنوب میرود؛ اما
این پیچ طبیعیِ جاده است. بعد از اینجا که عبور کردیم، باز به همان مسیر
طبیعی میرسیم. این طور حرکتها و مانورهای تاکتیکی و بین راهی را من ایراد
نمیگیرم؛ اما جهتگیری حتماً باید جهتگیری سند چشم انداز باشد.

نکته ی بعدی این است که سرعت را با دقت همراه کنید. سرعت غیر از شتابزدگی
است؛ شتابزدگی بد است. سرعت وقتی با دقت همراه شد، کار معقول و صحیح است.
سرعتِ بدون دقت، می شو

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.