📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
18ساعت
32دقیقه
46ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی ۰۷ / ۰۳/ ۱۳۸۲

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 42

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی ۰۷ / ۰۳/ ۱۳۸۲، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی ۰۷ / ۰۳/ ۱۳۸۲ شامل 91 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی ۰۷ / ۰۳/ ۱۳۸۲:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی ۰۷ / ۰۳/ ۱۳۸۲ را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی ۰۷ / ۰۳/ ۱۳۸۲ توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی ۰۷ / ۰۳/ ۱۳۸۲ را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی ۰۷ / ۰۳/ ۱۳۸۲ :

بسم الله الرحمن الرحیم

به برادران و خواهران محترم و نمایندگان مجلس شورای اسلامی خوشامد عرض می کنم. جلسه صمیمی و خوبی است. اگرچه حضور دوربینهای متعدد و گزارشهای خبری، الزاماتی را بر من و شما تحمیل می کند، ولی جلسه بحمداللّه، صمیمی و برخوردار از همدلی است. به همه ی برادران و خواهران به خاطر تلاشهایی که در مجلس شورای اسلامی و به اقتضای مسؤولیت نمایندگی مشغول آن هستید، که بخشی از آنها را جناب آقای کروبی امروز در بیاناتشان بیان کردند، خسته نباشید عرض می کنیم. از شخص جناب آقای کروبی هم به خاطر تلاش دشواری که در مسؤولیت مدیریت مجلس دارند و زحماتی که این مدیریت بر ایشان تحمیل می کند، صمیمانه تشکر می کنیم و به ایشان هم خسته نباشید عرض می کنیم.
به ذهنم می رسد که عرایض خودم را با این آیه شریفه آغاز کنم که می فرماید: “بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. هو الّذی انزل السّکینه فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایماناً مع ایمانهم و للّه جنود السموات و الارض و کان اللّه علیماً حکیماً”.
چون تلاش جریانهای سیاسیِ ضد جمهوری اسلامی و ضد این حرکت عظیم اسلامی ملت ایران و ملتهای منطقه – این جریان تبلیغاتیِ عظیمی که امروز به راه انداخته اند – در جهت ایجاد تلاطم است؛ هم تلاطمهای اجتماعی و هم تلاطم روحی؛ دلها را مضطرب کردن، نگران و ترسان کردن – که امروز سیاست کلی امپراطوری خبری در دنیا این است؛ تازگی هم ندارد؛ نه نسبت به ما در این بیست و چند سال و نه نسبت به جریان حق در طول تاریخ اسلام از اول تا امروز – لذا ملاحظه می کنید یکی از مطالبی که در قرآن روی آن به عنوان یک موضوع منفی تکیه شده، “مرجفون” است؛ یعنی همان کسانی که سعی می کنند دلها را مضطرب، پریشان و ملتهب کنند؛ دلهره ایجاد کنند. آن روز این آیه ی شریفه را برای دوستان دیگری که این جا بودند، خواندم: “الّذین قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لکم فأخشوهم”. در مدینه پیغمبر جنجال درست می کردند که: “جمع شدند، می خواهند پدرتان را دربیاورند؛ از بین رفتید، نابود شدید؛ تمام شد”. آیه ی قرآن نازل شد که وقتی یاوه گویان و هرزه گویان و ضعیفان این طور فضایی را ایجاد می کنند و این میکروب و ویروس خطرناک ترس را در فضا می پراکنند، مؤمنان کسانی هستند که “فزادهم ایمانا”؛ ایمانشان بیشتر می شود. “و قالوا حسبنااللّه و نعم الوکیل”. این “حسبنااللّه و نعم الوکیل” متعلق به این جاست؛ یعنی در مواجهه ی با تلاطمی که دشمن می خواهد به وسیله امواج تبلیغاتی و روانی خود ایجاد کند، آرامش دارند. همان “سکینه” است؛ “هو الّذی انزل السّکینه فی قلوب المؤمنین”؛ خدای متعال آرامش به دلهای مؤمنین داد، “لیزدادوا ایماناً مع ایمانهم”؛ برای این که ایمانشان هم تقویت بشود؛ واقع قضیه هم همین است.
در شرایط مرعوب شدن، ترسیدن، مضطرب شدن، متلاطم شدن، حتّی باورهای قطعی انسان هم از یاد می رود؛ انسان مرعوب، این طور است. جبن، هم عقل را از کار می اندازد، هم عزم را. انسان مرعوب و جبان، نه درست می تواند فکر کند، نه درست می تواند عزم و اراده خودش را به کار بیندازد؛ دائم یک قدم به جلو برمی دارد و یک قدم به عقب. این است که پیغمبر اکرم به امیرالمؤمنین در آن وصیت معروفشان فرمودند: “ولاتشاورنّ جباناً. لأنّه یضیّق علیک المخرج”؛ با آدم جبان و ترسو در هیچ کاری مشورت نکن، زیرا که گریزگاه و دریچه فرج را بر رویت می بندد. انسان وقتی که مرعوب نیست، می تواند درست فکر کند، درست تصمیم بگیرد و از این مانع عبور کند، اما وقتی مرعوب شد؛ “یضیّق علیک المخرج”؛ به بکنم، نکنم دچار می شود و خود را دست بسته تسلیم می کند. این است که “سکینه” خیلی مهم است.
تعبیر “سکینه” در سوره ی مبارکه “الفتح”؛ “انا فتحنا لک فتحاً مبیناً”، عجیب است که متعلق به این سوره است و سه مرتبه در این سوره عنوان “انزال السکینه” بر دل مؤمنین تکرار شده است. یکی از آزمایشهای تلخ و دشوار مسلمانها همین قضیه مربوط به “انّا فتحنا” بود که پیغمبر اکرم بر مبنای سیاستی صحیح و الهی، تصمیم گرفتند که به سمت مکه راه بیفتند؛ مکه یی که دو سال قبل از این موضوع، مدینه را محاصره کرده بود و می خواستند پدر مردم را دربیاورند؛ جنگ احزاب هم با آن شرایط سخت پیش آمده و به خون پیغمبر و یاران او تشنه اند. پیغمبر فرمود ما می خواهیم به عمره برویم. به مسلمانها هم گفتند بیایید تا برویم. عده یی ترسیدند و گفتند پیغمبر به مدینه برنمی گردد؛ نابود شد؛ از بین رفت. این ماجرای “انزال السکینه” مربوط به این جاست که خدای متعال آن چنان دلهای مؤمنان را آرام کرد که رفتند و با دشمن مواجه شدند و با پیروزی کامل برگشتند. و همان چیزی که پیغمبر می خواست، تحقق پیدا کرد.
“سکینه” ناشی از اعتماد و حسن ظن به خداست. وقتی شما یک هدف درستی را انتخاب کردید و در راه آن هدف تلاش می کنید، خدای متعال در این جا وعده نصرت داده؛ بروبرگرد هم ندارد. یک وقت هست شما هدف و آرمان را غلط انتخاب کرده اید؛ یک وقت هست آرمان را درست انتخاب کرده اید، اما تحرکی ندارید؛ تلاش و مجاهدتی نمی کنید؛ این جا انتظار کمک الهی بی مورد است. مسلمانها قرنها به خاطر این که اهداف و آرمانهاشان، آرمانهای خوبی بود؛ اما چون تحرکی در آنها وجود نداشت، توسری خورده اند. الان هم هرجایی که می بینید مسلمانها دچار تحقیر و تذلیل می شوند، به خاطر همین عدم تحرک و عدم مجاهدت است؛ والّا آن جایی که هدف درست باشد، مجاهدت هم باشد، نصرت الهی هم قطعا هست. البته نصرت الهی به معنای این نیست که آزمایشهای دشوار و سخت نیست؛ چرا؛ “و لنبلونّکم بشی ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمّرات”؛ اینها هست و همه اینها در سر راه مبارزه وجود دارد؛ اما “و بشّر الصّابرین”. صبر یعنی ایستادگی؛ تداوم راه؛ این مورد بشارت الهی است؛ یعنی پیروزی نصیب خواهد شد.
در دوران مبارزه، بسیاری از شماها در میدان بودید. همه می گفتند مشت است و درفش، چرا بیخود می جنگید و مبارزه می کنید؛ فایده

ا

ی ندارد. حقیقتا هم دستگاه پلیسی رژیم طاغوت، دستگاهی نبود که به آسانی بشود با آن مبارزه کرد. این قدر از این داعیه دارها و خیلی از کسانی که تحلیلهای مارکسیستی و روشنفکری و ادعا و حرف داشتند، وقتی آن زندانها را دیدند و شکنجه هایش را حتّی بسیاری ندیدند، بلکه فقط شنیدند، از وسط راه برگشتند و خودشان را تسلیم کردند؛ اما بسیاری هم ادامه دادند؛ حرکت کردند و آمدند. اوّلین برکت حرکت آنها این بود که خدای متعال صدق آنها را بر مردم آشکار و علنی کرد؛ راه آنها را درست نشان داد و مردم با آنها همراه شدند. وقتی مردم همراه شدند، همه چیز درست خواهد شد. مهم این است که آن مجموعه ی مبارزِ مصمم، صداقت خودشان را در پیمودن راه اثبات کنند؛ نشان بدهند که صادقانه دنبال این معنا هستند، آن وقت خدای متعال نصرتش را خواهد فرستاد. در نهج البلاغه هست که: “فلما رأی اللّه صدقنا”؛ وقتی خدا صداقت ما را دید؛ دید ما راست می گوییم و به دنبال دنیا و پول و هوی و هوس نیستیم، “انزل علینا النّصر و انزل بعدوّنا کبت”؛ ما را پیروز کرد و دشمنان ما را سرکوب. این، در مبارزات ما هم بود و در این بیست و سه چهار سال هم همین موضوع بوده است و هیچ وقت نبوده که روی کشور و دولت فشار نباشد.
برادران و خواهران عزیز! شماها نماینده مجلس هستید و سیاسی؛ وسط میدانید. شاید برای بسیاری از شماها توضیح واضح باشد، لکن حقیقت قضیه این است که امروز آنچه امریکا – که حالا در نوک پیکان تهاجم به انقلاب و حرکت اسلامی، امریکاست – از ملت ایران می خواهد، مسأله سلاح کشتار جمعی و حقوق بشر و حکومت دموکراسی و .. نیست، بلکه آنچه آنها از ملت و مسؤولان کشور می خواهند، تسلیم شدن در مقابل اراده ابرقدرتی امریکاست؛ جز این چیز دیگری نیست؛ و الّا اینها به دموکراسی تمایل دارند؟! امروز دموکراسیهای مورد قبول و اعتراف امریکا چه کشورهایی هستند؟ اگر کشورهایی که دولتهای قانونی و برآمده ی از انتخابات مردم دارند، یک قدم از آنچه که مجموعه نیروهای نظامی می خواهند و فکر می کنند و به آن معتقدند، تخطی کنند، نیروهای نظامی مانند عقاب بالای سرشان می آیند و آنها را مثل کبکی شکار می کنند و کنار می گذارند. مگر این طور نیست؟ به اطراف خودتان نگاه کنید. چه زمان معتقد به دموکراسیند؟! اینها دموکراسی را به عنوان یک شعار ذکر می کنند، خودشان هم می دانند که مردم دنیا می دانند؛ منتها سیاست تبلیغات در دنیا به گفتن و باز گفتن و باز گفتن و تکرار کردن است؛ این سیاست تبلیغاتی و پروپا کاندای رایج در دنیاست. باید بگویند؛ تکرار کنند؛ تکرار کنند، بالاخره در بخشی از مردم اثر می کند؛ لااقل مردم عادت می کنند که بشنوند؛ و الّا اینها دنبال مردمسالاری نیستند. بسیاری از رژیمهای مورد علاقه اینها اصلا معنای رأی مردم را نمی دانند و مردمشان هم به هیچ وجه نمی دانند که رأی دادن و انتخاب مسؤول در کشور یعنی چه! و به آنها هم هیچ اعتراضی ندارند. وقتی که جمهوری اسلامی را با این همه انتخابات، با این همه حضور مردم در صحنه های مختلف، با این همه نشانه ها و نمادهای مردم سالاری که در این کشور هست که در کمتر کشوری در دنیا وجود دارد؛ ارتباط مسؤولان با مردم و همدلی شان با آنها، پشتیبانیها و عواطف مردم و عشق و علاقه ی وافر آنها به مسؤولان، به نداشتن مردم سالاری و استبداد و دیکتاتوری متهم می کنند، معلوم است که مرادشان چیست. مسأله اینها دموکراسی و سلاحهای کشتار جمعی نیست، چون خود اینها منطقه را از سلاح پُر کرده اند. حالا شما به حکومت صهیونیستی که مظهر کاملش است نگاه کنید، جاهای دیگر هم که همین طور است. به حکومت صدام همینها کمک کردند و موشکهای هزار و هزار و پانصد کیلومتری و وسایل شیمیایی را یا برایش ساختند و یا کمکش کردند که ساخت، در حالی که می دیدند و می دانستند که در عراق استبداد کامل حکمفرماست. مسأله ی امریکا این است که می گوید: ملت ایران! حکومت و حاکمیت ملی و ارزشهای مورد قبول و احترام خودتان را رها کنید و از آنها دست بردارید! وقتی این ارزشها و حاکمیت ملیِ متکی به قانون اساسی و عملکرد خوبِ این بیست و چند سال جمهوری اسلامی از بین رفت، معنایش این است که امریکاییها بتوانند همان سلطه

ا

ی را که در دوران طاغوت بر این کشور داشتند، پیدا کنند، که مطلقا به کمتر از این هم قانع نیستند. البته بین آنچه که به نظر آنها بد و بدتر است، بد را انتخاب می کنند؛ یک نفر را بر نفر دیگر؛ یک جناح را بر جناح دیگر؛ یک حرف را بر حرف دیگر گاهی ترجیح می دهند، که امروز همه چیز روشن شده است؛ اما بمجرد این که چیزی برخلاف نظر آنها از هر گوشه ای صادر شود، موضعگیری شان را علنی می کنند. امروز که امریکاییها با غرور – و به نظر من غرور احمقانه؛ حقیقتا آنچه که امروز امریکاییها دچارش هستند و بالاخره سیلی آن را هم خواهند خورد، غرور احمقانه است – خیلی از حرفهایشان را صریح می زنند، بعد از بیانیه

ا

ی که رئیس جمهورمان آقای خاتمی دادند – و در آن مواضع اصولی خود را آشکار کردند که البته برای ما چیز تازه

ا

ی نبود، چرا که ایشان را می شناسیم و همیشه مواضع شان را می دانستیم – و در آن ایشان ایستادگی خود را بر مبانی اسلامی و نفرت و شکوه ی عمیق شان را از رفتار متکبرانه امریکا نشان دادند – که همه شنیدید – آنها و همه مراکز تبلیغاتی دنیا علیه این بیانیه موضع گرفتند، در حالی که اینها همان کسانی بودند که در مواردی که لازم می دانستند، از ایشان حمایت و تأیید هم می کردند! مسأله آنها مسأله این شخص و آن شخص و این جناح و آن جناح نیست، بلکه مسأله این است که در این جا یک حاکمیت برخاسته از مردم – علی رغم آنها – به وجود آمده، که مبتنی بر ارزشهای خود این مردم است، نه ارزشهای مورد خواست آنها؛ ارزشهای غربی، تحمیلی و وارداتی.
من نمی خواهم ادعا کنم که چه دولت، چه مجلس و چه مسؤولان گوناگون در طول این چندساله به همهی وظایف شان عمل کرده اند و در همه جا موفق بوده اند؛ نه، اما حرکت کلی از قوه ی مقننه، مجریه، قضائیه و مسؤولان کشور، به سمت تحکیم این پایه ها بوده؛ در این که شکی نیست. آنها همین را نمی پسندند و این، همان مطلبی است که آنها نمی خواهند. قدرت و حاکمیتی متکی به آراء مردم در این کشور شکل گرفته که نه فقط این منطقه از جهان را از دسترس آنها دور نگه داشته و منافع آنها را در این جا تعطیل کرده، بلکه این موج در همه دنیای اسلام آنها را تهدید می کند؛ این مسأله واضحی است.
من بعد از سفر آقای خاتمی به لبنان به ایشان گفتم شما به هر کشور اسلامی بروید، اگر بگذارند، همین استقبالی که در لبنان از شما شد، در آن کشور هم انجام خواهد گرفت؛ واقعیت هم همین است. کدام رئیس جمهور از کدام کشور وقتی به یک کشور بیگانه سفر می کند، مردم این طور نسبت به او اظهار شور و شوق می کنند؟! این در همه ادوار مخصوص جمهوری اسلامی است. سفری که بنده در زمان ریاست جمهوری به پاکستان کردم، دنیا را متحیر کرد؛ سفری که آقای هاشمی رفسنجانی در دوره ریاست جمهوری اش به سودان کرد نیز همه دنیا را متحیر کرد؛ اینها موضوعهای شناخته نشده

ا

ی در عرف بین المللی است؛ چنین چیزی وجود ندارد. شما یک مورد نشان بدهید؛ یک مورد دیگر وجود ندارد که رئیس یک کشور به کشور بیگانه

ا

ی برود و آحاد مردم آن کشور سینه چاک بیایند؛ ماشین را ببوسند، محاصره کنند، شعار بدهند، دست بلند کنند، عکس بلند کنند؛ اینها فوق العاده است و نشان دهنده امتداد وجود شما در دنیاست.
بعضیها خودشان را کوچک می شمارند؛ بعضی نیروی خودشان را ندیده می گیرند؛ بعضی آن استعداد و حرکت و انرژی عظیمی را که در درون این ملت و دستگاه مدیریت این کشور – از مجموعه قوا – وجود دارد، دستِ کم می گیرند؛ این هم جزئی از تبلیغات دشمن است. همه هدف تبلیغات دشمن این است: بدبخت شدید! بیچاره شدید! از بین رفتید؛ تمام شد! این تبلیغات مربوط به امروز هم نیست؛ سالهاست دارند همین مطالب را تکرار و ترویج می کنند – و من حالا نمونه های متع

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.