خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سخنان مقام معظم رهبری در جمع هنرمندان
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 63
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل سخنان مقام معظم رهبری در جمع هنرمندان؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل سخنان مقام معظم رهبری در جمع هنرمندان شامل 44 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل سخنان مقام معظم رهبری در جمع هنرمندان را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل سخنان مقام معظم رهبری در جمع هنرمندان با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل سخنان مقام معظم رهبری در جمع هنرمندان با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل سخنان مقام معظم رهبری در جمع هنرمندان تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل سخنان مقام معظم رهبری در جمع هنرمندان را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سخنان مقام معظم رهبری در جمع هنرمندان :
اول این نکته را بگویم که این رودخانه زاینده روبه افزایشی که در سطح یا عمق جامعه به نام هنر جریان دارد، علی رغم همه این دغدغه ها پیش می رود. بله؛ تندی و کندی دارد، کم و زیاد دارد؛ امّا تعطیلی ندارد. هنر مثل برخی دیگر از سرمایه های انسانی، تعطیل بردار نیست. چیزی نیست که بشود جلوش را گرفت. البته اگر تشویق و بسترسازیِ درست شود، بهتر و سهل تر و پر فیضان تر خواهد رفت. اگر تشویق نشود، با دشواریِ کمبود هم خواهد رفت. این مسلم است. الان هم جریان هنری در کشور در حال پیشرفت و رشد است؛ و این منافات ندارد با عیوبی که شما از بخشهای مختلف هنر ذکر می کنید و من هم همه یا اغلب آنچه را که می گویید، قبول دارم؛ و اعتقاد دارم که بعضی عیوب هم هست که اگر بگویم شاید شما هم قبول داشته باشید.
بنابراین، اصل، جریان هنر است که در سخت ترین شرایط هم ادامه خواهد داشت، مخصوص ما هم نیست. هر جامعه ای که در آن چشمه هنر وجود داشته باشد (که در غالب جوامع این چشمه هست، منتها کم و زیاد دارد. ولی در جامعه ما، هنر چشمه های جوشان تری دارد. جامعه ایران، جامعه با ذوقِ هنرمندی است). حتی در زمانهای سختی، فشار، جنگهای سخت و اسارتهای بزرگ، این چشمه نمی خشکد؛ این جریان، راه خود را که خواهد داشت. ما به عنوان کسانی که هر کدام به نحوی مسئولیتی داریم (شما به عنوان کسانی که در صف هنر هستید، یا برنامه ریزان هنر هستید، ماهم به عنوان کسانی که در مجموعه دیگری مسئولیت عمومی نسبت به مسائل جامعه داریم) باید چه کار کنیم و نقش خودمان را چگونه ایفا کنیم؟ به نظرم می رسد در هنر هر کدام از آقایان هنرمندانی که اینجا تشریف دارید و دیگرانی که نیستند دو موضوع را باید رعایت کنند و آنها را به عنوان هدفهای فراموش نشدنی در کار خودشان، همواره در نظر داشته باشند: یکی اینکه هنری را که تولید می کنند و ارائه می دهند، سعی می کنند هنر فاخر باشد. یعنی باید اعتلای هنر مورد نظر باشد. چون خصوصیت هنر این است که باید اعتلا داشته باشد تا آن مقصودی که از هنر مطلوب مورد نظر است، به دست بیابد. حالا من در این زمینه، از هنر موسیقی مثال می زنم: در سبزوار پیرمردی بود که خدا بیامرزدش که ذاتش موسیقیدان بود. اتفاقا یک منبری به همان شهر آمده بود که صدای خوشی داشت، منتها «دستگاه» بلد نبود. این پیرمرد می گفت: «وقتی این آقا خارج می خواند، مثل این است که یک میخ در گوش من فرو می کنند!» خوب، این چه هنری است؟! مگر انسان آواز می خواند که میخ در گوش مردم فرو کند؟! انسان آواز می خواند که مردم لذت ببرند. هم لذت ببرند، هم در سایه این وسیله و ابزار پیام چون هنر، ابزار هم هست مطلبی منتقل شود. اما با این وضع، منتقل نخواهد شد. وقتی رسا نبود، منتقل نمی شود. مثل این است که شما کاغذی را به آن تیرکمانهای سابق ببندید و آن را پرتاب کنید تا این کاغذ را به مکانی برساند. که اگر این تیر کج و نتراشیده بود، وسط راه می افتد، و آن کاغذ به مقصد نمی رسد. علاوه بر این، خودِ این پرتاب، ناقص است. و نقص، یک عیب است، و ضد کمال. مقصود هم حاصل نمی شود. اگر هنر هم این طور بود؛ بد خواندند، ناشیانه خواندند بدون رعایت قواعد هنری خواندند یا بازی کردند یا حرف زدند، مقصود حاصل نخواهد شد.
بنابراین در مجموعه اسباب زندگی که در آن اره، تیشه و بیل است و همه هم لازم همه وسایلی که در زندگی داریم، خوب و لازم است وسیله ای هم هست که گوهر درخشان و صرف زیبایی و محض ارزش و بهامندی است، و آن، هنر است. این وسیله باید درست، خوب و بهترین باشد؛ تا آن چیزی باشد که از آن مقصود است. بنابراین، چه نقاشی می کنید، چه موسیقی اجرا می کنید، چه نمایشنامه و فیلمنامه می نویسید یا اجرا و بازی می کنید؛ چه می خوانید، باید سعی بر این باشد که بهترین ارائه شود.
«حزین لاهیجی»، که از شعرای سبک هندی است و شاعر خیلی خوب و انصافا برجسته ای است، در دیوانش مطلبی دارد که (یک وقتی بخشی از دیوان خطی اش پیش من بود که آن را به مرحوم «صاحبکار» دادم که آن بخش را تصحیح کرد) می گوید: «من گاهی از شعر گفتن به کلی پشیمان می شوم. می گویم چرا من شعر می گویم؟! چون انسان وقتی شعر می گوید که بهترین را بگوید.» او با اینکه خودش هم خیلی بالاست، خودش را مثلاً با «صائب» مقایسه می کرده و می دیده صائب کجا و او کجا؟! ما هم یک وقت هایی چیزهایی می گفتیم. همین حرفها را که خواندیم، دیدم اصلاً باید درش را ببندیم؛ وقتی حزین این طور حرف می زند! واقعیت هم همین است. و این هم دست خود شماست.
البته من نقش دولت و مسئولان و مدیران عمومی جامعه را نمی خواهم ندیده بگیرم. این حرفها را قبول دارم، و می دانم اینها و مسائل گوناگون و فضای اجتماعی و… حتما تأثیر دارد. منتها در بین این جنجال، یک نفر هم خودِ «من» آن هنرمند است که او هم مسئولیتی دارد؛ و علی رغم همه این مشکلات، باید همتش این باشد که هنر را فاخر و هرچه بهتر و زیباتر کند. که در این زمینه، ما گله های زیادی از برخی از بخشهای هنری داریم؛ که انصافا به کارهای پایین و کم ارزش قانع می شوند و آنها را ارائه می دهند. گاه انسان می بیند هنرمندی یک جا چقدر خوب بازی کرده و جای دیگری با یک فیلمنامه سستِ ناپیوسته، که ضعیف تألیف شده، اصلاً خودش را هم خراب کرده است! باید هنر را فاخر کرد. یعنی باید همت بر این گماشت که هنر فاخر شود.
دومین مطلبی که باید توجه شود، «جهت» است. هنر، جهت دارد. آقای […] برادر عزیزمان، فرمودند: «هنرمند بد نداریم؛ همچنانی که آخوند بد نداریم.»من می خواهم بگویم از هر دویشان، انسان بد داریم؛ هم آخوند بد، هم هنرمند بد. چرا آخوند بد نداریم؟! آن مطلبی که از قول حاج شیخ عبدالکریم نقل کرده اند، ایشان یزدیگری سیاسی کرده و این حرف را زده است. والاّ نه! آخوندهایی که آخوند بودند، ملاّ و مجتهد هم بودند و اصلاً درس خوانده بودند، عمله ارباب قدرت و استعمارگرها شدند و پدر مردم را درآوردند؛ پدر خود ما راهم درآوردند، مگر کم داشتیم از اینها؟!
من یک وقت از مشهد نامه ای از سر درد دل به امام نوشتم، که از چند طرف زیر فشاریم: یکی از طرف ساواک، یعنی از طرف فلان مسأله، یک هم از طرف بعضی از هم لباسهای خودمان.این نامه را با زحمت زیاد برای ایشان فرستادم. ایشان در جواب، نامه مختصری نوشته بودند؛ که بعد از دو سه مورد که جواب داده بودند، بعد نوشته بودند: «اما آن مسأله سه چیزی که ذکر کردید، اینجا هم همان طور هست! مسأله، این طوری است. نمی شود گفت، هنرمند بد هم داریم؛ بلکه هنرمندهای خائن و بدخواه هم داریم.
من در شرح حال «جان اشتاین بک»، نویسنده امریکایی، که اول «خوشه های خشم» و آن کارهای کذایی را بیرون داده، خواندم که در همین اواخر (چهار پنج سال پیش، یا ظاهرا در قضیه جنگ ویتنام یا جای دیگر) رفته و بعد از آنکه همه انتظار داشتند آثاری با همان روح
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
