📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
23دقیقه
23ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظریه انقلاب در اندیشه امام خمینی(ره)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 44

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نظریه انقلاب در اندیشه امام خمینی(ره)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه انقلاب در اندیشه امام خمینی(ره) شامل 90 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه انقلاب در اندیشه امام خمینی(ره) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل نظریه انقلاب در اندیشه امام خمینی(ره) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه انقلاب در اندیشه امام خمینی(ره) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه انقلاب در اندیشه امام خمینی(ره) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه انقلاب در اندیشه امام خمینی(ره) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نظریه انقلاب در اندیشه امام خمینی(ره) :

تاریخ دریافت: ۲۵/ ۸/ ۸۰
تاریخ تأیید: ۱۲/ ۹/ ۸۰
عبدالوهّاب فراتی (۱)

این مقاله می کوشد با بازسازی نظریه انقلاب در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) به «درون فهمی انقلاب اسلامی» نزدیک تر شود و تبیین رساتری از علل و عوامل پیدایش انقلاب اسلامی ارائه دهد. تفاوت این منظر با سایر تئوری های انقلاب آن است که معمولاً در این تئوری ها انقلاب به عنوان کلیتی یک دست با تمام ارکان و عناصرش مورد مطالعه قرار می گیرد، در حالی که در این منظر، انقلاب نه از نگاه یک شخص ثالث بلکه از منظر «رهبر انقلاب» که در تمام مراحل وقوعش نقش فعال و تعیین کننده ای داشته است بازخوانی گردد.

واژه های کلیدی: نظریه انقلاب، امام خمینی، شرایط عینی، شرایط ذهنی.

مقدمه

۱. غایت وجودی(۲) یا معضله وجودی انسان(۳) در معرفت عرفانی امام خمینی، استکمال نفس یا عشق ذاتی و فطری آدمی به جمال باری تعالی و هویت مطلقه است. با این همه آدمی در پیمودن راه کمال با دو دسته موانع درونی (منقاد تمنای نفس شدن) و موانع بیرونی (زیر بار قدرت های سلطه گر بیرونی بودن و یا رفتن) رو به رو می گردد، که از میان برداشتن آنها، تلاش وافر توأم با آگاهی را می طلبد. بررسی موانع درونی استکمال نفس و چگونگی تعدیل آنها در جدال با نیروهای خیر، موضوع علم اخلاق است و مبارزه علیه موانع بیرونی (استبداد) متعلق به حوزه سیاست است؛ از این رو مفهوم «مبارزه و قیام» فصل مشترک اخلاق و سیاست است.

۲. استبداد و در تعبیری سنتی تر قلدری صفت رذیله ای است که در اثر عدم تهذیب نفس در آدمی ظهور کرده و به تدریج به ملکه ای پایدار تبدیل می شود؛ از این رو استبداد در نظریه سیاسی امام خمینی، وصف سلطان است نه خصلت سلطنت، این که با چه راهکاری می توان به مبارزه علیه استبداد و در نهایت به تقلیل یا حذف آن نایل آمد، پرسشی است که امام خمینی پاسخ آن را در برون رفت مشروطیت نمی یابد و علاج آن را در انقلاب می بیند.

ضرورت انقلاب سیاسی

در اندیشه سیاسی امام خمینی، «مشکله استبداد»، اولاً، خصلتی است که به تدریج در نهان شخص ذی شوکت، تبدیل به ملکه می شود و جامعه را زیر چکمه های اقتدارش منکوب می سازد؛ ثانیا، چنین مشکله ای نه از طریق وعظ و نصیحت حل می شود و نه مشروطیت می تواند، به عنوان یک ساخت بیرونی، به تقلیل یا حذف آن همت گمارد. قرین شدن این دو گزاره سیاسی سبب می شد تا امام خمینی، مسؤولیت تمام نابه سامانی ها را به رأس هرم منتقل سازد و چاره را در همان نقطه بیابد. تلاقی این دو گزاره، سلسله بحث های امام خمینی درباره ولایت فقیه است که در اواخر دهه چهل به تفصیل منقح شده است. در واقع، ولایت فقیه، هم به جابه جایی رأس هرم و جایگزینی فردی عادل و مهذب نظر دارد و هم سازوکار چنین انتقالی را در قالب انقلاب بیان می کند. هرچند امام خمینی (در اردیبهشت ۱۳۲۳) عالمان دینی را برای برپایی حکومت اسلامی به «قیام» فرا می خواند، اما برای نخستین بار در کتاب ولایت فقیه از «انقلاب سیاسی» نام می برد و خواهان سرنگونی سلطنت می شود:

شرع و عقل حکم می کند که باید نگذاریم وضع حکومت ها به همین صورت ضد اسلامی یا غیراسلامی ادامه پیدا کند. دلایل این کار واضح است، چون برقراری نظام سیاسی غیراسلامی به معنای بی اجرا ماندن نظام سیاسی اسلام است. همچنین به این دلیل که هر نظام سیاسی غیراسلامی نظامی شرک آلود است، چون حاکمش طاغوت است و ما موظفیم آثار شرک را از جامعه مسلمانان و از حیات آنان دور کنیم و از بین ببریم و باز به این دلیل که موظفیم شرایط اجتماعی مساعدی برای تربیت افراد مؤمن و با فضیلت فراهم سازیم و این شرایط درست ضدشرایط حاکمیت طاغوت و قدرت های نارواست… ما چاره ای نداریم جز این که دستگاه های حکومتی فاسد و فاسدکننده را از بین ببریم و هیأت های حاکمه خائن و فاسد و ظالم و جائر را سرنگون کنیم. این وظیفه ای است که همه مسلمانان در یکایک کشورهای اسلامی باید انجام بدهند و انقلاب سیاسی را به پیروزی برسانند.(۴)

با این همه، به راه انداختن انقلاب سیاسی، در فضایی که اغلب عالمان دینی و روشنفکران ایرانی متأثر از گفتمان مشروطیت بودند، تحولی بعید به نظر می رسید؛ به ویژه آن که بسیاری از مراجعِ حوزه علمیه، به دلیل سرخوردگی های ناشی از فرجام مشروطیت و نیز ترس و واهمه از تعرضات علنی رضاخان، در انزوا و حیات تقیه آمیز به سر می بردند و علاقه چندانی به بازگشت مجدد به عرصه سیاست نداشتند. مراجع مهم معاصر امام خمینی، آیه الله عبدالکریم حائری یزدی و آیه الله سیدمحمدحسین بروجردی بودند که به واسطه یا بی واسطه، از شاگردان علمای مشروطه خواه به حساب می آمدند و اگر تمایلی به پایان بخشیدن به دوره انشقاق خود از سیاست داشتند، علاقات سیاسی خویش را تنها در گفتمان مشروطیت با وعظ و انذار دنبال می کردند. این گفتمان که در آغاز نهضت اسلامی بر اندیشه و عمل امام خمینی نیز تأثیر گذاشته و او را تا حدودی به احیای مجدد آن امیدوار ساخته بود، در واقع مسیری بود که گذار از آن برای اثبات ناکارآمدی نظریه مشروطیت ضرورت داشت.

امام خمینی در شرایطی وارد عرصه سیاست شد و به نقد دولت پهلوی پرداخت که سکوت سراسر این گفتمان را فرا گرفته و بی رونقی مجادلات و مطالبات مشروطه طلبی از یک سو و اقتدار بی چون و چرای محمدرضا شاه از سوی دیگر، آن را علیل کرده بود؛ نه کسی علاقه ای به پیگیری آرمان های برآورده نشده مشروطیت داشت و نه کسی جرأت نقد کردن دولت پهلوی را در سر می پروراند. جسارت امام خمینی در نقد جدی و صریح دولت، شجاعتی بود که بسیاری از طرفداران مشروطه از انجام آن ناتوان بودند. بدون شک ایستادگی امام خمینی در قبال حوادثی از قبیل لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و کاپیتولاسیون، در فروپاشی سکوتِ توأم با تقیه سال های پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، نقش مهمی ایفا کرد و جرأتی که به مجموعه حوزویان بخشید، در متزلزل ساختن نظریه سلطنت مشروطه، تأثیر زیادی بر جای نهاد؛ به ویژه آن که امام خمینی با کشاندن مبارزه به کانون اصلیِ آن، یعنی حوزه علمیه قم، عملاً علما و مراجع وقت را به یک رویارویی ناخواسته کشاند و بخش وسیعی از روحانیون و مراجع را به نیروی اپوزیسیون مبدل ساخت و وضعیتی پدید آمد که در آن، حوزه جزء لیست سیاه ساواک قرار گرفت و هیچ مرجع طراز اولی، حداقل در ظاهر، نمی توانست با رژیم پهلوی ارتباط برقرار کند. با این همه، سکوت شکسته شده نمی توانست به براندازی، که امام خمینی در سال ۱۳۴۸ به آن فراخوان داده بود، منجر شود. مسأله براندازی نیازمند خلق شرایط و عوامل دیگری بود که بعدها در بحران سال ۱۳۵۶ به وجود آمد و لبیک به فراخوان امام خمینی عمومی و فراگیر شد.

بعضی(۵) در تشبیه این مسأله، مثالی را نقل می کنند که روزی یکی از اعضای ارکستر، بنا به دلایل شخصی، فرد دیگری را به جای خود می فرستد و با نشان دادن حرکاتی، طریقه نواختن ویالون را به او یاد می دهد. فردا که بر صحنه حاضر می شود و گروه آرایش می گیرد، کنداکتر یا رهبر ارکستر، برای هدایت و هماهنگ کردن نوازندگان، حرکاتی را انجام می دهد، اما هیچ کس با حرکات او هماهنگی ندارد، وقتی رهبر ارکستر جلو می رود، متوجه می شود همه نوازندگان حاضر جای نوازندگان اصلی آمده اند. در دوره ای که به آن اشاره شد، امام خمینی به مثابه کنداکتر، دیگران را به موسیقی براندازی فرا می خواند، اما هیچ کس نوازندگی نمی داند و هر کس جای دیگری آمده است. یک دهه بعد وقتی امام خمینی در سال ۵۶ شروع به انجام حرکات نواختن می نماید، همه در حالی که هیچ عضوی غیبت ندارد، با حرکات دست او هماهنگ شده و سرود سرنگونی را سر می دهند؛ از این رو اگر امام خمینی در سال ۱۳۴۹ در پیام خود به حجاج بیت الله الحرام، جمله «اساسا اسلام با اساس شاهنشاهی مخالف است. هر کس سیره رسول خدا را در وضع حکومت ملاحظه کند، می فهمد اسلام آمده است این کاخ های ظلم شاهنشاهی را خراب کند. شاهنشاهی از کثیف ترین و ننگین ترین نمونه ارتجاع است» را به منظور حفظ سلامت پخش کنندگان آن پیام در مراسم حج آن سال، از جمله حجه الاسلام محتشمی و همسرش، حذف می کند،(۶) در اوج مبارزه سرنگونی آن را حتمی می داند و رسما اعلان می کند: «موافقت با نظام شاهنشاهی، چه به صراحت و چه به وسیله طرحی که لازمه اش بقای آن است، خیانت به اسلام و قرآن کریم و مسلمین و ایران است و هر کس با هر اسم، با آن موافقت نشان دهد، مطرود و اجتناب از آن لازم است».(۷)

به همین دلیل، امام خمینی در پاسخ به سؤال روزنامه الهدف لبنان و رادیو اتریش مبنی بر این که رژیم شاه تصمیم دارد قانون اساسی را با شریعت اسلام متناسب و تعدیل کند، می افزاید: «اینها همه دروغ است. اگر راست می گویند اول چیزی که در قانون اساسی مخالف با اسلام است سلطنت شاه و اصل رژیم سلطنتی است»(۸) که باید برداشته شود.

نظریه انقلاب

مسأله سرنگونی نخستین بار در دوران تبعید امام خمینی به عراق مطرح شد و تا قبل از آن، مسبوق به بیان نبود. بر خلاف پیش بینی ساواک مبنی بر این که فضای علمی و غیرسیاسی حوزه علمیه نجف اشرف، امام خمینی را به درون خود فرو خواهد بُرد و دوری ایشان از تحولات داخلی ایران، به حاشیه رفتن همیشگی او را سبب خواهد شد، «نظریه انقلاب» در آن دیار ارائه گردید؛ نظریه ای که با ایراد خدشه در مبادی و اصول سلطنت و نکوهش وضع موجود، زمینه را برای براندازی آن و طرح نظام ایده آل فراهم ساخت. در واقع در دوره ای که گفته می شد تفکر سنتی شیعه نظریه انقلاب ندارد و یا این که این تفکر باید علم مبارزه را از مارکسیسم به عاریت گیرد،(۹) امام خمینی به دور از هیاهوی دنیای مدرن، در مسجد شیخ مرتضی انصاری نجف اشرف، نظریه انقلاب را در جمع شاگردانش بیان کرد و برای همیشه نظریه «وفاق و سازگاری با قدرت دنیوی» و «حاکمیت دوگانه شاهان و فقیهان» را که از دوران صفویه به این سو، بر اندیشه سیاسی ایران سایه افکنده بود زیر سؤال برد.

اما این که امام خمینی چگونه می خواست انقلاب سیاسی به راه اندازد و با چه شیوه ای ساختار موجود قدرت را سرنگون سازد، پرسشی بود که روند نهضت اسلامی به استناد سیره سیاسی ایشان، بدان پاسخ گفت. پی گیری این مسأله از آن جهت اهمیت پیدا می کند که ما را به درون فهمی انقلاب اسلامی نزدیک تر می سازد و تبیین رساتری از علل و عوامل پیدایش این انقلاب در اختیار می گذارد. تبیینی که در ذیل نظریه های موجود در باب انقلاب، حاصل نمی گردد.

به طور کلی در فهم چرایی و چگونگی یک انقلاب، ممکن است این پدیده از دو منظر کالبد شکافی شود:

در نخستین منظر، «انقلاب» به عنوان کلیتی یک دست و با تمام ارکان و عناصرش، مطالعه می شود و مطالعه گر به آن همانند شخص ثالث نظاره می کند و در نهایت به تبیینی از علل و عوامل پیدایش آن دست می یابد. این نحو از نظاره تاکنون به گروه های متعددی تقسیم شده است: گروه اول نظریه های کلاسیک انقلاب است که هم داعیه گسترده ای داشتند و هم به طور عمده بر یک عامل تأکید می کردند؛(۱۰) گروه دوم، نظریه های جدیدتری بودند که مانند اسلاف خود داعیه تعمیم پذیری داشتند، اما با دخالت دادن عواملی چند، از تحلیل های تک عاملی پرهیز کرده و به تبیین احتمال وقوع انقلاب بسنده کردند؛(۱۱) گروه سوم، نظریه های چند دهه اخیر بودند که ادعای تعمیم پذیری را رها کرده، ضمن بررسی جزئیات، به تجزیه و تحلیل انقلاب های جهان سومی همت گماشتند؛(۱۲) سرانجام نظریه های حدودا دو دهه اخیری که صرفا به تحلیل انقلاب اسلامی پرداختند.(۱۳)

در دومین منظر، انقلاب از نگاه رهبر آن که در تمام مراحل وقوعش، نقش فعّال و تعیین کننده ای داشته است، مورد مطالعه قرار می گیرد و از او خواسته می شود تا به تبیین علل و عوامل چنین حادثه ای همت گمارد. در واقع به جای این که ما با بهره گیری از نظریه های موجود انقلاب، داستان انقلاب را تعریف کرده و سرنخ کلاف سردرگم آن حادثه را پیدا کنیم، سرگذشت وقوعش را از زبان رهبر آن می شنویم. از این منظر ما نیازمند درون فهمی اندیشه و سیره سیاسی امام خمینی در عمل «انقلاب سیاسی» هستیم. تاکنون بازسازی های متنوعی از نظریه انقلاب در آثار سیاسی امام خمینی را نویسندگان داخلی و خارجی ارائه داده اند،(۱۴) که ما در این اثر تا حدودی از الگوی «بهزاد دوران»(۱۵) استفاده می کنیم.

بازسازی نظریه انقلاب

اولین نکته ای که در بازسازی نظریه انقلاب در اندیشه امام خمینی به چشم می خورد، تفکیک بین دو انقلاب مادی و معنوی است که هر یک دارای ویژگی های مخصوص به خود است. هرچند به گفته ایشان «قوه مقاومت» در قبال ستم و بی عدالتی دولت، جزو «طبیعی ساختمان بشر»(۱۶) است، لکن غایت از شوریدن و انگیزه مقاومت کردن، وجه تمایز بین این دو انقلاب است. از نظر امام خمینی، «همه انقلابات به جز انقلاب اسلامی، به دنبال اهداف مادی بوده و در حصار از میان رفتن یک حکومت و روی کارآمدن حکومتی دیگر محدود مانده اند».

این «انقلاب با انقلاب های سایر کشورها و انقلاب هایی که در دنیا اتفاق افتاده است، فرق دارد. انقلاب هایی که در دنیا تاکنون اتفاق افتاده است، قدرت را از دست یک قدرتمند ، یک جابر، به دست جابر دیگری، که یا مثل این یا بالاتر از این است، منتقل کردند. شما مطالعه کنید در حال انقلاب هایی که در دنیا پیدا شده است یا کودتاهایی که هر روز واقع می شود و شده است، ببینید که آیا وضع آن جا چطور است، جز این است که با اغفال مردم یک انقلاب پیدا شده است و یک قدرتی را به کنار گذاشته اند، یک قدرت مشابه او یا بدتر از او سرکار آورده اند؟ هیچ در حال ملت ها فرق حاصل نشده است یا حال ملت ها بدتر شده است.(۱۷)

انقلابات در دنیا زیاد واقع شده است و یک حکومت رفته، حکومت دیگر آمده است. یک رژیم رفته، رژیم دیگر آمده است، ولی انقلاباتی که آمده است باید دید انگیزه انقلاب چه بوده است و برای چه چیز انقلاب واقع شده و ثمره این انقلاب چی هست و چه بوده. انقلاب فرانسه، شوروی و سا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.