اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اندیشه «جنگ فقر و غنا» میراث مکتوم و راه گشای امام خمینی(ره)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 55
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل اندیشه «جنگ فقر و غنا» میراث مکتوم و راه گشای امام خمینی(ره)!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل اندیشه «جنگ فقر و غنا» میراث مکتوم و راه گشای امام خمینی(ره) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل اندیشه «جنگ فقر و غنا» میراث مکتوم و راه گشای امام خمینی(ره) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل اندیشه «جنگ فقر و غنا» میراث مکتوم و راه گشای امام خمینی(ره) شامل 81 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل اندیشه «جنگ فقر و غنا» میراث مکتوم و راه گشای امام خمینی(ره) استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل اندیشه «جنگ فقر و غنا» میراث مکتوم و راه گشای امام خمینی(ره) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل اندیشه «جنگ فقر و غنا» میراث مکتوم و راه گشای امام خمینی(ره) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل اندیشه «جنگ فقر و غنا» میراث مکتوم و راه گشای امام خمینی(ره) حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل اندیشه «جنگ فقر و غنا» میراث مکتوم و راه گشای امام خمینی(ره) به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اندیشه «جنگ فقر و غنا» میراث مکتوم و راه گشای امام خمینی(ره) :
چکیده
در این مقاله برخی از نارسائیها و غفلتهایی که در اندیشه و تفکر اسلامی بویژه در بعد اقتصادی بعد از انقلاب روی داده اشاره و سه اشتباه بزرگ مورد توجه قرار می گیرد. اولین آنها غفلت کم اهمیت پنداشتن وجه اقتصادی در نظام اجتماعی اسلام است. دومین اشتباه بزرگ اجرای برنامه تعدیل ساختاری است که متناسبت با مقتضیات و شرایط کشورهای توسعه نیافته از جمله ایران نبوده و هزینه های سنگینی بر کشور ما تحمیل نموده سپس به تحلیل اشتباه سوم یعنی عدم درک صحیح از نحوه رابطه میان اصلاحات اقتصادی و سیاسی و نسبت میان آنها می پردازد و به طور کلی ایده جنگ فقر و غنا از جانب امام خمینی (ره) به عنوان راهگشای اشتباهات گذشته و منشا آثار و برکات برای آینده مطرح می گردد. و در پایان به ویژگیهای نظریه جنگ فقر و غنا در کلام امام پرداخته می شود.
مقدمه
نهضت اسلامی در دوران معاصر فراز و نشیبهای بسیاری را طی نموده است و البته هر یک از این فراز و نشیبها، بهره ها و نصیبها و دستاوردهای خاص خود را دارد.
تلاش بزرگی که در مواجهه با هماورد جوییهای مکاتب رقیب با کتاب «ردیه بر فلسفه نیچه » توسط مرحوم سید جمال الدین اسد آبادی آغاز شد با تدوین کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم » مرحوم علامه طباطبائی به اوج رسید و در اندیشه امثال شریعتی، مطهری و بهشتی به بار نشست، اما این فرایند به غایت پردستاورد که حداقل برای پژوهشگران مسلمان نوعی اعتماد همراه با اتکاء به نفس همراه داشت مانند هر تجربه اجتماعی، هزینه های خاص خود را نیز به جامعه ما تحمیل نمود.
واقعیت این است که حداقل از زمان پیدایش گروه ۵۳ نفر معروف تا امروز بخش قابل توجهی از اوقات و ذهنیت اندیشه ورزان و دلسوزان جامعه اسلامی به مبارزه فکری با مارکسیستها و مارکسیزم سپری شده و این مساله هم به واسطه رویاروئی بی پرده اندیشه مارکسیستی با اساس دین و هم به دلیل شرایط خاص اجتماعی – فرهنگی کشورمان اجتناب ناپذیر بوده است.
بزرگانی که از برخی از آنها نام برده شد و تعداد بی شماری از آنها نیز وجود داشته و دارند که مجاهدتهای آنان نیز در بالندگی و پیشرفت اندیشه و فرهنگ اسلامی موثر بوده و نامی از آنها در میان نیست; در این فرایند از یک سو نارساییها و محدودیتهای نظریه رقیب را بر ملا ساخته و از سوی دیگر عرصه های جدیدی از اندیشه اسلامی را متناسب با شرایط و مقتضیات زمان مورد باز خوانی و تفسیر قرار دادند; اما این کنش ها و واکنش ها یک هزینه بزرگ برای جامعه ما همراه داشت و آن هم عبارت از دست کم گرفتن تا مرز نادیده انگاشتن دیدگاه اسلام درباره اقتصاد بود. نگارنده بر این باور است که مرحوم امام خمینی با مطرح کردن ایده «جنگ فقر و غنا» راه را برای جبران نارساییها و غفلتهایی که در این عرصه موجود است و تا همین امروز هزینه های سنگینی را بر جامعه ما تحمیل نموده هموار ساخته اند و بابی را گشوده اند که می تواند منشا آثار و برکات عظیم باشد.
سه اشتباه بزرگ تاریخی
درگیری شدید اندیشمندان مسلمان با آموزه های فکری – فلسفی مارکسیستی و ادعای مطلق انگارانه مارکس و مارکسیستها درباره نقش اقتصاد به عنوان زیر بنای هرگونه عمل اجتماعی به همراه دیدگاه تعصب آلود ایشان درباره دین و نقش آن در جامعه موجب گردید که در راستای تعدیل آن دیدگاه نادرست و مطلق انگارانه درباره نقش اقتصاد و عوامل اقتصادی در جامعه به اندازه ای تمرکز انرژیها صورت گیرد که انبوهی از استدلال ها و شواهد تاریخی – فکری فراهم گردد که ناظر بر بی اهمیتی یا کم اهمیتی عامل اقتصادی در توضیح بسیاری از مسایل اجتماعی و تاریخی بود.
این تمرکز اذهان و انبوه شواهد بتدریج نوعی گرایش در ضمیر ناخود آگاه اندیشمندان و متفکران مسلمان درباره جایگاه اقتصاد و عوامل اقتصادی بوجود آورد که بر محور کم اهمیت بودن یا حتی گاه بی اهمیت بودن آن پیش می رفت. مهمترین اثر این واکنش اشتباه تاریخی این است که در حالی که حداقل طی نیم قرن گذشته، ده ها اثر بزرگ و کوچک درباره ابعاد گوناگون اندشه اسلامی به رشته تحریر درآمده است، تعداد کتابهای مربوط به اقتصاد اسلامی به طرز حیرت انگیزی ناچیز است و در میان همین تعداد به غایت ناچیز نیز تنها یک کتاب – «اقتصادنا» اثر شهید سید محمد باقر صدر – است که چون نگینی کمیاب و استثنایی می درخشد و بقیه آثار مکتوب موجود در این زمینه یا به شدت تحت تاثیر این کتاب هستند و یا آن که از نظر جامعیت و عمق، به هیچ وجه قابل مقایسه با اثر ارزشمند شهید صدر نیستند.
البته در این میان دو استثنا وجود دارد که عبارتند از آثار اقتصادی به جامانده از ۲ شهید بزرگ انقلاب اسلامی یعنی آیت الله مرتضی مطهری و آیت الله سید محمد حسینی بهشتی که تلاشهای ارزشمند هر دو، جنبه مقدماتی داشت و به واسطه شهادت زود هنگام هر دو ایشان ناتمام ماند، و درباره همین آثار نیز حتی از سوی دوستان و نزدیکان این دو بزرگوار به قدری واکنشهای غیر منطقی و تعصب آلود ظاهر گشت که شرح آن از حوصله این مقاله خارج است.اما شدت حساسیت همراه با ترس و عصبانیت موجود را درباره هرگونه بحثی در باره اقتصاد از منظر اسلام به خوبی نشان می دهد بطوریکه حتی دامن بهشتی و مطهری را نیز احکام غلاظ و شداد گرفت و برخی آثار مطهری را تا حکم به خمیر شدن کشاند!
اگر کم اهمیت پنداشتن وجه اقتصادی نظام اجتماعی را اولین اشتباه به حساب بیاوریم شاید بتوان ادعا کرد که دومین اشتباه بزرگ، در این زمینه، در دوران بلافاصله پس از رحلت امام (ره) اتفاق افتاد. در سال ۱۳۶۸، از یک سو جهان با فروپاشی بلوک شرق مواجه شد و از سوی دیگر در ایران نظام اجرایی کشور دستخوش یک تحول بزرگ شده بود. با این که در طی سالهای قبل، برای پیشبرد اهداف توسعه ملی، بخش اعظم کارهای مربوط به تدوین برنامه توسعه اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی کشور به انجام رسیده بود و در بخشهای مربوط به اهداف و خط مشی های این برنامه تا حدود زیادی جهت گیریهای آرمانی اسلام در عرصه های اقتصادی اجتماعی مورد توجه قرار گرفته بود، دیری نگذشت که این برنامه با وجود طی کردن همه مراحل قانونی، به کناری گذاشته شد و جای خود را به برنامه غیر قانونی و به تصویب مجلس نرسیده «تعدیل ساختاری » داد.
تردیدی نیست که بنیانهای هستی شناختی و معرفت شناختی برنامه «تعدیل ساختاری » را اصول موضوعه اقتصاد سرمایه داری تشکیل می داد. مرحوم امام امت در آخرین سالهای عمر پر برکت خویش هنگامی که فروپاشی بلوک شرق را پیش بینی می کرد، پیشگیرانه طی پیامی به همه دست اندرکاران امور اجرایی کشور و نیز اندیشمندان مسلمان در سراسر جهان، هشدار داد که نبایست شکست مارکسیسم و فروپاشی بلوک شرق را به منزله پیروزی سرمایه داری قلمداد نمود.
یکی از ابعاد عظمت و صلابت فکری و عملی ایشان که به نظر این جانب به همان اندازه پیش بینی فروپاشی بلوک شرق و شکست مارکسیسم اهمیت داشته، اما تاکنون متناسب با اهمیتش به آن پرداخته نشده است، همین پیش بینی ترفندهای سردمداران بلوک غرب در مواجهه با فروپاشی بلوک شرق بود، به این معنا که دقیقا به همان ترتیبی که ایشان پیش بینی نمودند، امواج سهمگین سیاسی تبلیغاتی راه افتاده از سوی کشورهای صنعتی بزرگ غرب، یک پیام عمده بیشتر نداشت، و آن هم عبارت از گسترش و تعمیق این باور بد بود که شکست مارکسیسم فقط به یک صورت قابل تفسیر است و آن هم، این که در این ماجرا پیروزی سرمایه داری آشکار شده است.
گرایش به اجرای برنامه «تعدیل ساختاری »، به یک اعتبار قابل تفسیر به مرعوب شدن مدیریت توسعه کشور در برابر این امواج تبلیغاتی بود. شاید مهمترین علامت قابل اشاره درباره این ادعا، جمله ثابت و یکنواختی بود که اکثریت قریب به اتفاق مسوولان و دست اندرکاران امور توسعه کشور، بویژه در عرصه اقتصاد مرتب به زبان جاری می کردند: «این تنها راه نجات کشور است »!
به گمان این جانب اشتباه اول و اشتباه دوم، چندان نامربوط با یکدیگر نیستند و این که طی سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۵ علیرغم آن که ما بی سابقه ترین سطوح منابع ارزی – ریالی و انسانی را نسبت به طول تاریخ اقتصادی کشور طی یک دوره ۸ ساله به کار گرفتیم و در عین حال بی سابقه ترین سطوح بدهی خارجی، بدهی دولت به نظام بانکی، نرخ تورم و… را تجربه نمودیم را نمی بایست تصادفی تلقی نمود.
واقعیت این است که عمق اندیشه اقتصادی در بیان مدیریت اقتصادی وقت کشور بی تاثیر از سوابق تاریخی نحوه مواجهه ما با مسایل اقتصادی و ریشه و عمق درک و قدرت تحلیل ایشان از مسایل مزبور نبوده و نیست وگرنه درک این که بنیانهای هستی شناختی و معرفت شناختی اقتصاد نئوکلاسیک با اصول جهان شناختی حاکم بر یک جامعه دینی از اساس مغایرت دارد، مطلبی نیست که در سطح جهان ناشناخته باشد. این که جهت گیریهای نظری مزبور از اساس با عدالت اجتماعی منافات دارد، این که گروهی دیگر از کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه یک دهه قبل از ما این سیاستها را به اجرا درآوردند و به نتایجی دست یافتند که با عناوینی چون «دهه از دست رفته » یا «دهه فاجعه آفرین » مورد خطاب قرار گرفته و بالاخره این که دستاوردهای انتظاری از کاربست این چارچوب نظری مشروط به شرایطی است که جامعه ما به کلی فاقد اغلب آنها است، مسایلی نیستند که حتی با منابع «فارسی » در دسترس نیز به آسانی قابل شناخت نباشند; اما ساده اندیشیها و سهل گیریهایی که به غلط «خوش بینی » انگاشته می شد با طیف متنوعی از مسایل دیگر از قبیل عدم اعتقاد به لزوم مشارکت دادن اندیشمندان و صاحبنظران غیر مطیع و عدم پای بندی به موازین قانونی، بی توجهی به مسایل تخصصی و غرور بیش از حد و… دست به دست هم دادند و بالاخره شد آنچه که شد!
مستقل از آن نقیصه زیر بنایی و تاریخی درباب اندیشه اقتصادی و نحوه نگرش به مسایل اقتصادی، بطور طبیعی، انتظار می رفت که در دوره مدیریت بعدی، حداقل به واسطه نزدیکی زمان آن تجربه تلخ و درگیر بودن با بسیاری از عوارض آن از قبیل بدهیهای خارجی که سر رسیدهای آن بگونه ای تنظیم شده بود که با پایان زمان حکومت دولت مرتکب بدهی خارجی و شروع به کار دولت جدید همراه باشد، بدهیهای عظیم ریالی، پروژه های معوقه و نیمه تمام بیشمار و… اشتباهات مزبور تکرار نشود و جهت گیریهای انتقادی ریاست محترم جمهوری نسبت به عوارض آن تجربه تلخ طی مبارزات انتخاباتی نیز چنین نویدی را می داد، اما با کمال تاسف ما در دوره جدید نیز البته از موضعی دیگر و با تکیه بر استدلالهایی از نوع دیگر در معرض وقوع یک اشتباه سوم هستیم.
دولت جدید یک شعار اصولی و درست مطرح کرد مبنی بر تقدم امر سیاسی در فرایند اصلاحات. این شعار که با عنوان اولویت توسعه سیاسی در دوره جدید به بحث گذاشته شد تا آنجا که ناظر بر واقعیتهایی از این قبیل است که: تجارب تاریخی ایران طی چند صد ساله گذشته نمایانگر این واقعیت است که اغلب نابسامانیهای تحمیل شده به کشورمان ریشه در عدم پای بندی دولتها به قانون و عدم تعهد آنها به مبارزه با فساد موجود در ساختار دیوانسالاری دولتی و بی اعتنایی آن ها و عدم تمایل ایشان به پاسخگویی نسبت به اقداماتشان دارد. طی نیم قرن اخیر نیز که مساله توسعه در قالب یک مساله جهانی مطرح شده است تنها دولتهایی توانسته اند دستاوردهای قابل توجهی در امر توسعه داشته باشند که اصلاح را از هیات حاکمه و نظام اجرائی آن شروع کرده اند.
دولتی که متولی امر توسعه است ابتدا باید خود به حداقلی از توسعه یافتگی دست پیدا کند و بدون آن امکان جلب مشارکت عامه وجود ندارد. تقدم امر سیاسی با توجه به استدلالهایی از این قبیل، مساله ای کاملا قابل دفاع است و در مباحث توسعه ملی نیز از پشتوانه های نظری و تجربی کافی برخوردار است.اما اگر این تقدم را به بی اعتنایی محض به زیر سیستم اقتصادی، تاویل و تحویل نمائیم، بدیهی است که خود را درگیر ورطه ای کرده ایم که ملت ما یک بار تجربه تلخ آن را در انقلاب مشروطیت داشته است و از یاد نبرده ایم که یکی از مهمترین دلایل انحراف انقلاب مزبور، نداشتن هیچ ایده و برنامه، عدالت خواهانه اقتصادی بوده است.
در عین حال که جسته و گریخته از زبان نزدیکان ریاست جمهور جدید، بحثهایی با مضمون بی اعتنایی به مسایل اقتصادی شنیده می شود، یک تصور نادرست از نحوه رابطه میان اصلاحات اقتصادی و اصلاحات سیاسی و نسبت میان آنها نیز ملاحظه می شود که ناخود آگاه دولت جدید را نیز در ورطه تکرار اشتباه دولت قبلی انداخته است. نزدیک به چهل سال پیش «میلتون فریدمن » اقتصاددان برجسته مکتب پولی در اثر کلاسیک خود به نام «سرمایه داری و آزادی » بحثی را درباره نسبت آزادی سیاسی با آزادی اقتصادی مطرح کرده که برخی از طرفداران دولت نیز در قالب دیگری به تکرار آن می پردازند. فریدمن می گوید:<
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
