اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مفهوم حکومت و جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 76
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم حکومت و جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره) یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم حکومت و جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم حکومت و جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره) را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل مفهوم حکومت و جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره) با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل مفهوم حکومت و جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره) بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل مفهوم حکومت و جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مفهوم حکومت و جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره) وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل مفهوم حکومت و جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل مفهوم حکومت و جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره) مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مفهوم حکومت و جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(ره) :
۱- حکومت اسلامی
با شعله ور شدن زبانه های نهضت اسلامی، «بر چیده شدن نظام شاهنشاهی »، «انقراض دودمان پهلوی، در کنار «کوتاه کردن دست ایادی چپ و راست از کشور»، (۱) به عنوان اهداف اولیه و سلبی انقلاب مطرح شدند. اگرچه در آستانه پیروزی نهضت، زمزمه «شاه سلطنت کند نه حکومت » بارها و بارها به رهبر نهضت و سایر دست اندرکاران آن توصیه می شد، و پاره ای از رجال ملی و سیاسی نیز به منظور قبولاندن چنین پیشنهادی در مسیر تهران – پاریس رفت و آمد می کردند، اما حرکت توفنده مردم و نیز ایستادگی امام خمینی، تردیدی در حقانیت اهداف سلبی انقلاب به جای نگذاشت و نهضت تا سرنگونی سلطنت، ادامه یافت. مهمترین موضوعی که از این پس برای همگان سؤال برانگیز شد، این بود که هدف ایجابی انقلاب در باب ساختار قدرت چیست؟ و امام خمینی چه نوع حکومتی بر ویرانه های سلطنت ایرانی، بنا خواهد کرد؟
آنچه مسلم به نظر می رسید، این بود که بنا به گفته امام، «رژیمی بر قرار خواهیم کرد که به هیچ وجه، یک رژیم سلطنتی، نیست.» (۲) و از خصلتها و معایب ذاتی و عرضی آن نیز به دور است. اما اینکه رژیم بدیل، چه نام دارد؟ از چه ویژگیهایی برخوردار است؟ قدرت در آن چگونه توزیع می شود؟ نقش مردم در آن چه خواهد شد؟ غایات آن چیست؟ چه تفاوتها و تمایزاتی با انواع و اشکال حکومت دارد؟ آیا مشابهی در بین نظامهای موجود دارد؟ و بالاخره اینکه آیا خلافت اسلامی دوباره احیا می گردد یا نه؟ اینها سؤالاتی بودند که به کرات از امام در دوران اقامتشان در پاریس، پرسیده می شد و ایشان نیز مواضع خود را در این موارد توضیح و تبیین می نمود. هدف ایجابی انقلاب اسلامی تا ۲۲ مهر ماه ۱۳۵۷ بر پایی «حکومت اسلامی » و یا در تعبیری دیگر از امام، «حکومت عادلانه اسلامی » (۳) بود. و مراد کلی ایشان از آن، اجرای احکام شریعت و بر پایی عدالت با الگوی پیامبر(ص) و امام علی(ع) در مدینه و کوفه است. حکومت اسلامی، لفظی کلی، عام و مجمل است و تاب معانی مختلف و قالبهای متفاوت سیاسی را دارد. با این همه به نظر می رسد که این واژه، بیش از آنکه به قالب قدرت، مشعر باشد، به غایت و وظیفه دولت اشاره دارد. در واقع، عدالت، مهمترین غایتی است که امام خمینی برای دولت دینی ترسیم می کند و بدون آن، نام «دولت دینی » بر آن نمی نهد. علاوه بر این، عدالت، مقدمه اجرای شریعت است و تا آن هدف تامین نگردد دولت دینی از وظیفه اجرای شریعت باز می ماند.
اما اینکه آیا جمهوری اسلامی، حکومت مشروطه، ولایت فقیه و یا حتی خلافت اسلامی، حکومت گذار و واسطه نیل به حکومت عادلانه اسلامی است؟ واژه مذکور چنین ساختارهایی از خود بر نمی تاباند. به همین دلیل است که امام خمینی در یک جا حکومت اسلامی را نه مشروطه سلطنتی و نه جمهوری; بلکه همان ولایت فقیه می داند. (۴) و در جایی دیگر، با توجه به آثار امام خمینی، «حکومت اسلامی » در دو قالب: ۱) ولایت فقیه و ۲) جمهوری اسلامی تبلور می یافت. آنچه
‹رس ث/››حخ)۵( مسلم است، آن است که طرح اندیشه ولایت فقیه نزد ایشان، تقدم زمانی دارد و یک دهه قبل از جمهوری اسلامی، تبیین شده است. «جمهوری اسلامی » برای نخستین بار در ۲۲ مهر ماه ۱۳۵۷ در مصاحبه امام با خبرنگار فیگارو مطرح گردید و تا این زمان، در کلمات ایشان مسبوق به بیان نبود. با این همه، جمهوری اسلامی تقدم وجودی بر ولایت فقیه دارد و ولایت فقیه – نه نظارت او – پس از استقرار جمهوری اسلامی رسمیت یافته است.
اما اینکه چرا امام در آستانه سر نگونی رژیم سلطنتی، در بیانات خود به فلسفه تغییر حکومت اسلامی از ولایت فقیه(مطرح شده در سال ۴۸) به جمهوری اسلامی اشاره نکرده است؟ سؤالی است که در مباحث آینده به آن خواهیم پرداخت. با عنایت به این مطلب که این نوشتار، اندیشه سیاسی امام را در بستر رخداد انقلاب اسلامی دنبال می کند، به ناچار از دولتی سخن گفته، می شود که جایگزین رژیم سلطنت پهلوی شده است. البته این، به مفهوم حذف تقدم تاریخی
ولایت فقیه نیست و رابطه و چالش اش با جمهوری اسلامی باید در بحثی دیگر مورد مطالعه قرار گیرد. ۲- جمهوری اسلامی
امام خمینی در بدو ورود به فرانسه، در پاسخ به این که «عمل شما دارای چه جهتی است و چه رژیمی را می خواهید ، برای اولین بار نوع حکومت اسلامی را جمهوری اسلامی معرفی نمود و بدین ترتیب، منشا سؤالات متعددی درباره جانشین رژیم شاه کنید؟» (۶) معنای جمهوری اسلامی، نقش مردم در آن، مقایسه آن با حکومتهای اسلامی از قبیل عربستان و لیبی، مقایسه آن با دیگر جمهوریهای دنیا از قبیل جمهوریهای سوسیالیستی و جمهوری دمکراتیک، نحوه فعالیت احزاب سیاسی چپ، نقش روحانیون و علمای مذهبی در جمهوری اسلامی، نقش امام خمینی و جایگاه ایشان در کادر رهبری، مقایسه قانون آن با قانون اسلامی مشروطه، میزان آزادیهای مردم و رابطه آن با دیگر کشورهای جهان، گردید.
این مطلب که چگونه امام خمینی به «جمهوری اسلامی » رسیده است; چندان معلوم نیست. به نظر می رسد مراد ایشان از این ترکیب نسبتا نامانوس، رژیمی است که از تمام صفات سلطنت به دور باشد. در واقع، اگر عیوب ذاتی و عرضی سلطنت(پهلوی) را در بی اعتنایی به حقوق مردم و بی تعهدی اش به شریعت اسلام خلاصه کنیم; نفی آنها و تاسیس دولتی که به طور ایجابی واجد آن صفات باشد، قطعا به جمهوری اسلامی، ترجمان و فرجام می یابد. به دیگر سخن جمهوری اسلامی، در اندیشه سیاسی امام، آلترناتیو منطقی و بلافصل ایرادات ایشان به سلطنت است. (۷) هر چند بنا به گفته امام، «جمهوری اسلامی » نظیری در جهان سیاست ندارد (۸) اما ترکیبی است که به قالب حکومت اسلامی و محتوای آن اشاره دارد. ایشان در پاسخ به سؤال خبرنگار فاینشنال تایم انگلیس که پرسید، «دنیای غرب شناخت صحیحی از حکومت اسلامی » شما ندارد، می فرماید: «ما خواستار جمهوری اسلامی می باشیم. جمهوری، فرم و شکل حکومت را تشکیل می دهد و اسلامی یعنی محتوای آن فرم، که قوانین الهی است.» (۹)
از این رو، جمهوری اسلامی به دو جزء، تجزیه می شود که در ذیل به بررسی جداگانه آنها می پردازیم:
الف – جمهوریت
۱) در اندیشه سیاسی امام «شکل حقوقی رژیم » (۱۰) مقصود بالعرض است و محتوای آن اصالت دارد. اینکه چه قالبی برای رسیدن به محتوا لازم است و چگونه قدرت باید توزیع گردد، وابسته به «شرایط و مقتضیات جامعه » (۱۱) می باشد که توسط خود مردم تعیین می شود. با این همه، به نظر امام خمینی، «جمهوری » بهترین قالبی است که ما را به «محتوای اجتماعی رژیم سیاسی آینده و ترقی جامعه » (۱۲) می رساند و نسبت به تشکیل حکومت اسلامی، امیدوار می نماید. در درجه بعد، جمهوری تنها یک پیشنهاد است و امام خمینی قصدی بر تحمیل آن بر ملت ایران ندارد و آن را به رفراندوم می گذارد; در عین حال که معتقد است مردم به پیشنهادش رای منفی نخواهند داد.
«هدف شما فقط سرنگونی شاه نیست; بلکه از بین بردن رژیم شاهنشاهی است.اما به عقیده شما چه چیزی باید به جای آن بنشیند؟ یک دمکراسی پارلمانی؟ یک دمکراسی خلقی از نوع مارکسیستی آن؟ یا یک حکومت خدایی آنطور که حضرت محمد(ص) فرموده است؟»:
ما نظام جمهوری را به آرای عمومی می گذاریم… (۱۴) چون ملت، ملت مسلم است و ما را هم خدمتگذار خود می داند، از این جهت حدس می زنم به پیشنهاد ما رای دهد.» (۱۵) 2) علاوه بر اینکه تعیین نوع حکومت جزء حقوق ملت است، جمهوری اسلامی نیز که با آرای عمومی آنان ایجاد شده است، باید در کلیه اموراتش متکی بر مردم باشد. از این رو، مراد از جمهوریت در اندیشه امام خمینی، تکیه بر اکثریت مردم است: «در این جمهوری یک مجلس ملی مرکب از منتخبین واقعی مردم، امور مملکت را اداره خواهند کرد.» و بدین طریق بر تمامی امور جامعه نظارت خواهند کرد.
۳) مداخله مردم در سرنوشت خویش، در نظام جمهوری، با انتخاب رئیس جمهور و نمایندگان مجلس ملی پایان نمی یابد و نظارت بر عملکرد آنان – و در شرایطی – عزل آنها ادامه می یابد: «در جمهوری، حق است و مردم می توانند بگویند نه، تو غلط کردی برو دنبال کارت » (۱۶)
البته اگر پسوند این جمهوری، اسلامی باشد، نه دمکراتیک یا سوسیالسیت، عزل اصحاب قدرت راحت تر است; چرا که زمامداران در اسلام دارای شرایط ویژه ای هستند که اگر آنها را در ادامه کار از دست دهند، خود به خود منعزل می گردند و نیازی به اجتماع مردم جهت برکناری آنها نیست:
«اگر جمهوری، اسلامی باشد که دیگر واضح است. برای اینکه اسلام برای آن کسی که سرپرستی برای مردم می خواهد بکند، ولایت بر مردم دارد; یک شرایطی قرار داده است که وقتی یک شرطش نباشد، خود به خود ساقط است، تمام است، دیگر لازم نیست که مردم جمع بشوند…رئیس جمهور اسلام اگر یک سیلی بیجا به یک نفر بزند، ساقط است، تمام شد ریاست جمهوریش.» (۱۷)
۴) با توجه به سه بند مذکور، جمهوری در اندیشه امام خمینی، به همان معنایی است که در همه جا وجود دارد. ایشان در پاسخ به سؤال خبرنگار لوموند که پرسیده بود «حضرتعالی می فرمائید که بایستی در ایران جمهوری اسلامی استقرار پیدا کند و این برای ما فرانسویها چندان مفهوم نیست; زیرا که جمهوری می تواند بدون پایه مذهبی باشد، نظر شما بر پایه سوسیالیسم است؟ مشروطیت است؟ بر انتخاباتی استوار است؟ دموکراتیک است؟ چگونه است؟» فرموده بودند:
«اما جمهوری، به همان معنایی که همه جا جمهوری است، اینکه ما جمهوری اسلامی می گوئیم، برای این است که هم شرایط منتخب و هم احکامی که در ایران جاری شده، اینها بر اسلام متکی است; لکن انتخاب با ملت است. طرز جمهوری هم همان جمهوری است که همه جا هست.» (۱۸)
اما اینکه چگونه اسلامی بودن در کنار مفهوم جمهوری که در همه جا هست، ترکیب می یابد و حق با تکلیف تعامل می کند; در جای خود باید مورد مطالعه قرار گیرد. در عین حال، امام خمینی معتقد بود که جمهوری اسلامی مدلی از حکومت است که مشابه خارجی ندارد (۱۹) و پس از استقرار و موفقیت واقعی، مفهومش هویدا می گردد.
۵) آزادی از حقوق مردم است و نظام جمهوری نیز باید مبتنی بر آن باشد. از این رو، اظهار عقیده آزاد است. (۲۰) احزاب آزادند که با ما یا هر چیزی مخالفت کنند به شرط اینکه مضر به حال مملکت نباشد. (۲۱) دمکراسی اسلام کاملتر از دمکراسی غرب است. (۲۲) در جمهوری اسلامی، استبداد و دیکتاتوری وجود ندارد، (۲۳) هر فردی حق دارد که مستقیما در برابر مسؤولین جمهوری بایستد و از آنها انتقاد کند:
«نظرتان درباره فعالیت احزاب سیاسی چپ، بدون اتکا به هیچ قدرت خارجی در چار چوب حکومت جمهوری اسلامی چیست؟
در جمهوری اسلامی هر فردی از حق آزادی عقیده و بیان بر خوردار خواهد بود و لکن هیچ فرد یا گروه وابسته به قدرتهای خارجی را اجازه خیانت نمی دهیم…آیا با تشکیل اتحادیه های کارگری در چار چوب حکومت جمهوری اسلامی موافقید؟… در جمهوری اسلامی به آنها حق داده می شود که به هر شکل ممکن به دور هم جمع شوند و مسایل و مشکلات خود را بررسی کنند و در نتیجه دولت را در جریان مسایل خود قرار دهند و نیز از حقوق صنفی خود دفاع کنند. » (۲۴)
۶) جمهوری اسلامی، حکومتی مستقل است، وابسته به شرق و غرب نیست، سیاستهای آن را اجانب تعیین نمی کنند. (۲۵)
ب) اسلامی بودن حکومت:
۱) به گفته امام خمینی:
«اساس این نهضت از دو جا سر چشمه گرفته است; یکی از شدت فشارهای خارجی و داخلی… و یکی دیگر، آرزوی ما برای یک حکومت اسلامی و یک حکومت عدل که یک رژیمی در مقابل رژیمهای طاغوتی دیگر باشد و ما مسائل اسلامی را مثل صدر اسلام در ایران پیاده کنیم.» (۲۶)
اما اینکه آرزوی تشکیل حکومت اسلامی در چه ترکیبی با «جمهوری » دست یافتنی است; پاسخ امام با دیگران متفاوت است. به عقیده ایشان، «جمهوری مطلق باشد یا جمهوری دمکراتیک یا جمهوری اسلامی دمکراتیک، همه اینها غلط است. »; (۲۷) «آنچه مورد قبول ما و مردم است، تنها جمهوری اسلامی است نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم » (۲۸) «هیچ یک از مدلهای مذکور نمی توانند جانشین کار آمدی برای رژیم سلطنت(پهلوی) به حساب آیند. حتی اگر «اسلام » نه «اسلامی » را کنار جمهوری گذاشتند، بدانید که می خواهند شما را بازی دهند.»
اصرار امام خمینی بر حفظ ترکیب «جمهوری اسلامی » و ایستادگی ایشان در قبال پیشنهادات بدیل، معلول دغدغه ها و واهمه هایی است که در ذیل به آنها اشاره خواهیم کرد:
اول اینکه، امام معتقد بود که مخالفین «جمهوری اسلامی » بیش از آنکه دلشان برای دستیابی به شرایط دمکراتیک بتپد; از اسلام می ترسند و در لوای چنین الفاظی، حذف ضمنی محتوای اسلامی، نظام جدید التاسیس را پی می جویند.
«از آن اولی که صحبت جمهوری اسلامی شد، اینها شروع کردند به کار شکنی…به اینکه ما هم بگوئیم جمهوری، اسلامی اش چیست؟ و عجب این بود که(می گفتند) ملت ما(هم) جمهوری می خواهد. جمهوری اسلامی یعنی چه؟! تا اینکه نگذارند اسلام پایش تو کار بیاید. اگر جمهوری اسلام باشد، جمهوری، همه کاری می شود با آن کرد. اما اگر جمهوری اسلامی باشد، اسلام نمی گذارد کسی کاری بکند. یک دسته دیگر تراشیدند، بگویند: جمهوری دمکراتیک، باز از اسلامش فرار می کردند، یک دسته سومی هم که یک خرده می خواستند نزدیکتر بشوند و بازی بدهند ما را، گفتند جمهوری اسلامی دمکراتیک. این هم غلط بود. ما همه اینها را گفتیم ما قبول نداریم.» (۲۹)
دوم اینکه، در قبال روشنی مفهوم اسلامی بودن جمهوری، دمکراتیک یا دمکراسی معنای واضحی ندارد: «دمکراتیکی که در طول تاریخ، پیراهنش » (۳۰) را مرتب عوض کرده و معانی مختلفی به خود گرفته است، نمی تواند محتوای نظام ما قرار گیرد. «ما دمکرانیک سرمان نمی شود; برای اینکه دمکراتیک در عالم، معانی مختلفی دارد»; (۳۱) «در امریکا یک مفهوم دارد و در شوروی مفهومی دیگر، افلاطون یک چیز می گفت و ارسطو چیز دیگر.» (۳۲)
سوم اینکه، در کجای دنیا واقعا به دمکراسی عمل شده است که این چنین، اینها از آن حمایت می کنند: «اینها نمی فهمند که این همه دمکراسی که در عالم معروف است، کجاست؟ کدام مملکت را شما دارید؟ این ابر قدرتها کدام یکی شان به موازین دمکراسی عمل کرده اند.» (۳۳)
«من از اول فریاد زدم که ما همین دو کلمه را می خواهیم; جمهوری اسلامی. اگر دیدید یک کلمه ای اضافه شد، بدانید مسیرشان با شما مختلف است…ما این همه فداکاری کردیم…برای این بود که اسلام را می خواستند، آنی که این نهضت را پیش برد، آنی که می گفت من شهادت را فوز می دانم، شهادت را برای دمکراتیک فوز می داند؟!» (۳۴)
۲- حال که معلوم شد الفاظی از قبیل دمکراتیک و دمکراسی، مفهوم روشنی ندارند. «قبولش نمی کنیم، ما آنکه پیش مان مطرح است، اسلام را می شناسیم; یعنی می دانیم که احکامش چیست و چه وضعی دارد و جمهوری هم اسمش را می دانیم، می دانیم چیست.» (۳۵); از این رو، جمهوری اسلامی، حکومتی است متکی بر ضوابط اسلامی. قانون اساسی آن اسلام است، مجری احکام اسلام است. متصدیان آن، حائز شرایط معین شده ای در اسلام هستند. (۳۶) خطوط کلی این حکومت، اصول مسلم اسلامی است که در قرآن و سنت و سیره معتبر پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت علیهم السلام بیان شده اند:
«جمهوری اسلامی، یک لفظی نیست که محتوا نداشته باشد. یک لفظی است که باید محتوا داشته باشد و محتوایش هم این است که تمام دستگاههای دولتی و ملی و تمام قشرهای کشور، اسلامی بشود. اگر بناشد مثلا دادگستری اسلامی نباشد، مالیه اسلامی نباشد، هر جا دست بگذارید اسلامی نباشد; این شکست نهضت است و بدتر از اول است. برای اینکه با رژیم شاهنشاهی و طاغوتی، خلاف اسلام بود،حالا با جمهوری اسلامی خلاف اسلام است و این دو تا خیلی فرق دارد.» (۳۷)
و در جایی دیگر می افزاید:
«مملکت، وقتی مملکت اسلامی است که تعلیم اسلام در آن باشد. اگر تعالیم اسلامی در آن نباشد، اسلامی نیست.هر چه ما بگوئیم جمهوری اسلامی; جمهوری اسلامی، لفظ نیست. با رای ما جمهوری اسلامی تحقق پیدا نمی کند. بله رژیم رسمی جمهوریت می شود; لکن اسلامی نمی شود، مگر آنکه احکام اسلامی در او جاری بشود. با جریان قانون اساسی هم اسلام نمی شود. با مجلس شورا هم اسلام نمی شود. اینها همه مقدمه است. وقتی می توانید بگوئید که مملکت اسلامی است، که بازار اسلامی بشود، تهذیب نفس باشد…» (۳۸)
۳- با این حساب، وجه تمایز حکومت اسلامی با سایر اشکال حکومت، تنها عادل بودن این حکومت نیست. اگر چه عدالت مهمترین غایت دولت است; لکن این آغاز راه است. حکومت اسلامی باید در پناه اجرای شریعت، زمینه های تهذیب جامعه را فراهم سازد:
«اسلام مثل حکومتهای دیگر نیست. اینطور نیست که اسلام فرقش با حکومتهای دیگر این است که این عادل است و آنها غیر عادل…یکی اش همین است…[لکن این] فرق نازلی است و بالاتر از این، چیزهایی است که انسان را رو به معنویات می برد. اسلام آمده است که این طبیعیات را بکشد طرف روحانیت، مهار کند طبیعت را به همان معنایی که همه می گویند.» (۳۹)
۴- این محتوا زمانی به دست می آید که قید «اسلامی » در کنار «جمهوری » قرار گیرد و بدان عمل شود. در واقع، حکومت اسلامی در قالب «جمهوری اسلامی » نسبت به اجرای شریعت اسلام، به شرط شی می شود و تخطی از آن، شکست نهضت اسلامی به حساب می آید. این، در حالی است که جمهوری دمکراتیک یا جمهوری دمکراتیک اسلامی، نسبت به اجرای احکام دینی لابشرط بوده و نمی توانند ما را به جامعه آرمانی اسلامی رهنمون کنند:
«اگر جمهوری، جمهوری دمکراتیک بود، آن آزادیها به حسب قاعده اش هست .هر کس دلش می خواهد که دکان شراب فروشی باز کند، باز کند…مراکز فحشاء هیچ مانعی با جمهوری دمکراتیک ندارد. اینها که جمهوری دمکراتیک می خواهند، این را خواهند، یک همچو آزادی. ما که عرض می کنیم جمهوری اسلامی، [به] این [دلیل] که روی قواعد اسلامی باید باشد.» (۴۰)
۵- وظیفه علمای اسلام، نظارت بر قوانین است. (۴۱) شورایی از علماء و دانشمندان اسلامی بر جمهوری اسلامی نظارت می کنند. (۴۲) روحانیت نقش ارشاد و هدایت دولت را بر عهده خواهد داشت. (۴۳) در مجالس آینده ایران، روحانیون به عنوان عضو کامل یا ناظر، حضور خواهند داشت; اما مجالس در انحصار روحانیون نخواهد بود. من در آینده همین نقشی را دارم که الآن دارم، یعنی هدایت، نظارت بر اوضاع و ارشاد و راهنمایی. بنای دخالت در امور را ندارم. (۴۴) اختیارات شاه را مقامی را نخواهم پذیرفت. (۴۶) آنچه صلاح است با مردم درمیان خواهم گذاشت و جمهوری اسلامی را به رای مردم می گذارم. «من و سایر روحانیون در حکومت پستی را اشغال نمی کنیم. وظیفه روحانیون ارشاد دولتهاست. من در حکومت آینده، نقش هدایت را دارم.»
البته امام خمینی در جایی دیگر نسبت به تغییر ایده اش درباره مشاغل دولتی روحانیون، در پاسخ به سؤال خبرنگار فرانس پرس که پرسیده بود: «شما اظهار کردید که مقامات روحانی شیعه قصد ندارند خود حکومت کنند، آیا فکر می کنید که مخالفانی سیاسی قادر به کار هستند، بدون اینکه خطر وخیمتر شدن جدی وضع در بین باشد؟» فرموده بود: «در صورتی که شرط فوق را به دست بیاورند، با حمایت مردم و روحانیت، مخالفی که وضعشان در سؤال بالا گذشت، به این کار قادر می شوند.»
آنچه گذشت، مجموعه ویژگیهایی بود که حضرت امام برای ترسیم نوعی از حکومت اسلامی، یعنی جمهوری اسلامی بیان فرموند. این دوره از حیات نهضت اسلامی که به «عصر جمهوریت » شهرت یافته، دوره ای است که از ورود امام به پاریس، آغاز و در۲۸/۶/۱۳۵۸ فرجام می یابد. امام خمینی حتی یک بار هم از «ولایت فقیه » سخن به میان نیاورده و به «نظارت فقیه » اکتفا نموده اند. ایشان در دو ویژگی از جمهوری اسلامی، صریحا نکاتی را بیان کرده اند که علی الظاهر با «ولایت فقیه » سازگار نیست. یکی در ویژگی چهارم جمهوری: «جمهوری به همان معنا که در همه جا جمهوری است. جمهوری اسلامی، جمهوری است مثل سایر جمهوریها» واضح است که ولایت انتصابی فقیه، الگویی غیر از الگوی رایج جمهوریت در سراسر جهان است. با این همه، اشاره دیگری از امام خمینی که این جمهوری مشابه خارجی ندارد و بعدها مفهومش روشن می شود، ممکن است با ولایت فقیه از خود سازگاری نشان دهد. دیگر اینکه، در ویژگی پنجم اسلامیت که حضرت امام وظیفه خود و سایر متولیان امر دین را نظارت و ارشاد معرفی می کند، روشن است که نظارت و ارشاد غیر از ولایت شرعی فقیه است.
اما اینکه چرا حضرت امام خمینی در این دوره(۵۸ -۵۶) حتی یک بار از ولایت فقیه، سخن به میان نمی آورد; احتمالات متعددی گفته شده است که در ذیل به توصیف و نقد آنها خواهیم پرداخت.
۱- امام خمینی در آن شرایط حساس نهضت اسلامی، مردم را مهیای پذیرش ولایت فقیه نمی دیدند. طرح بی موقع آن، چه بسا باعث گریز مردم از حکومت اسلامی و نهضت اسلامی می شد. پیشنهاد به رای گذاردن جمهوری اسلامی، مبتنی بر همین دیدگاه است. در حکومت اسلامی از نوع ولایی، فقیه ولایت دارد; حال آنکه در جمهوری اسلامی، فقیه نظارت دارد. بنابر این، نظر واقعی امام در آن مقطع، جمهوری اسلامی با نظارت فقیه بوده است و در آن مرحله، ولایت فقیه را عملی نمی دانسته اند. لذا کلیه تعابیر ایشان از جمهوری اسلامی، نظر واقعی و به دور از تقیه، مجامله، مجاز و توری
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
