اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جنگ کفار و اهل حق
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 77
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل جنگ کفار و اهل حق – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل جنگ کفار و اهل حق شامل 106 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل جنگ کفار و اهل حق:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل جنگ کفار و اهل حق به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جنگ کفار و اهل حق به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جنگ کفار و اهل حق با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل جنگ کفار و اهل حق با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جنگ کفار و اهل حق با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل جنگ کفار و اهل حق را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جنگ کفار و اهل حق :
تشجیع طرفین در جنگ بدر
بسم الله الرحمن الرحیم
قرآن تصریح می کند که در جنگ بدر خدا وسیله ای فراهم کرد که هر دو طرف تشجیع بشوند بر یکدیگر که این جنگ که جنگ سرنوشت بود صورت بگیرد تا در آن، بر ایمان اهل ایمان افزوده شود.از جمله هنگامی که دو لشکر به یکدیگر برخورد می کنند طوری اسباب فراهم شد که کفار به نظر مسلمین اندک آمدند.آنها در حدود هزار نفر بودند ولی به چشم اینها کمتر آمدند.گفتند:اینها که عددشان خیلی کم است.آنها هم که مسلمین را دیدند، کمتر از آنچه بودند به چشمشان آمدند.مسلمین با خود گفتند اینها که چیزی نیستند، شکستشان می دهیم.آنها هم گفتند اینها چیزی نیستند، یک لقمه ما هستند.این خودش یک حالت روحی است.آنها قوت قلب پیدا کردند برای اینکه بجنگند;اینها هم قوت قلب پیدا کردند.و عجیبتر این است که پس از آنکه جنگ مغلوبه شد، ناگهان تصور کفار درست در جهت عکس شد.دیدند آن جمعیت، آنطور اندک نیستند، خیلی بیشترند.بعد از آن، مسلمین را دو برابر تصور می کردند و همین، سبب شد که روحیه کفار شکست بخورد.خدا می گوید این یک سر الهی داشت، می خواستیم که این حقیقت ظهور کند و این درس برای همیشه در میان مردم بماند.
عجیب تر این است که شب قبل از جنگ، پیغمبر اکرم(ص)لشکر دشمن را خواب می بیند و در این خواب هم لشکر دشمن از آن مقداری که بعد در بیداری دیده شدند کمتر بود، به چشم پیغمبر کمتر آمد که وقتی پیغمبر خواب خود را برای اصحابش توصیف کرد، اصحاب گفتند اینها که چیزی نیستند.نتیجه این شد که مسلمین با قوت قلب بر کفار تاختند و کفار در ابتدا با قوت قلب بر مسلمین تاختند ولی بعد روحیه شان را باختند و کست خوردند با اینکه تعدادشان تقریبا سه برابر مسلمین بود و تجهیزاتشان از آذوقه و شمشیر و زره و سپر و غیره، طرف مقایسه با تجهیزات مسلمین نبود.حال قرآن این دو را ذکر می کند که ما چگونه اسباب فراهم کردیم.می فرماید:
اذ یریکهم الله فی منامک قلیلا ای پیغمبر!یاد کن آن وقت را که خدا اینها را در خواب به تو نمایاند اما کم نمایاند;تو هم خیال کردی همه آنها همین اند. و لو اریکهم کثیرا لفشلتم اگر خدا در خواب اینها را زیاد به تو نشان می داد و تو هم قهرا همان حقیقتی را که دیده بودی نقل می کردی، همه تان سست می شدید. و لتنازعتم فی الامر اختلاف می کردید، بعضی می گفتند با اینکه آنها زیادند برویم، و بعضی می گفتند حالا که آنها اینقدر زیادند نرویم. و لکن الله سلم اما خدا این کار را کرد[و شما را به سلامت داشت]. انه علیم بذات الصدور خدا آگاه است به آنچه که در سینه ها و دلهاست.
و اذ یریکموهم اذ التقیتم فی اعینکم قلیلا و آنگاه که در وقت التقا یعنی در برخورد اول، آنها را در چشم شما کم نمایاند و یقللکم فی اعینهم و شما را هم در چشم آنها کم نمایاند. لیقضی الله امرا کان مفعولا خدا کاری را که می خواهد انجام دهد و قضای حتمیش این است که آن کار را بکند;با این وسائل انجام می دهد. و الی الله ترجع الامور همه کارها به سوی خداوند باز گردانده می شود.
آداب جهاد
۱- ثبات
بعد از این آیات، چند آیه داریم که آداب جهاد را ذکر می کند: یا ایها الذین آمنوا اذا لقیتم فئه فاثبتوا و اذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون. ای اهل ایمان!آنگاه که با دشمن در میدان جنگ روبرو می شوید، پا برجا و محکم بمانید.اول دستور ثبات است.
در آیه دیگر می فرماید: ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص. (۱) خدا آن جمعیتی را دوست می دارد که در راه او می جنگند، صفی تشکیل می دهند مثل دیواری روئین.اولین دستور، ثبات است و ایستادگی و استقامت.مواظب باشید روحیه تان را نبازید، فرار نکنید.
یاد خدا
و اذکروا الله کثیرا در همان حال خدا را زیاد یاد کنید، خدا را فراموش نکنید.
یاد خدا سبب قوت قلب انسان است.مخصوصا وقتی که انسان در شرایط سختی قرار می گیرد، یاد کردن خدا که انسان از قدرت الهی استمداد کند، روحیه انسان را قوی می کند. یا ایها الذین آمنوا استعینوا بالصبر و الصلوه (۲) نماز ذکر خداست.قرآن می گوید از نماز مدد و نیرو بگیرید.یادم هست که سالها پیش شخصی که سابقه طلبگی داشته و می آید تهران در باند کسرویها قرار می گیرد، کتابی نوشته بود در رد شیعه که به آن جواب نوشتیم.از جمله تحقیر کرده بود ذکر خدا را و گفته بود آیا اینکه یک پاسبان در دل شب خانه های مردم را پاسبانی کند بهتر است و خدا راضی تر ست یا بنشیند یک جا و هی لبهایش را تکان بدهد بگوید من ذکر می گویم؟مرد عالمی جواب خوبی داد گفت:شق سومی دارد و آن اینکه پاسبان در همان حالی که تفنگش را روی دوشش گرفته و در خیابانها قدم می زند و پاس می دهد، ذکر خدا می گوید.اسلام که نمی گوید یا برو پاسبانی کن یا ذکر خدا بگو، یا برو خلبان باش یا ذکر خدا بگو، یا برو کشتیبان باش یا ذکر خدا بگو.اسلام می گوید هر کاری که می کنی ذکر خدا بگو، آنوقت کارت را بهتر انجام می دهی و روحیه ات قویتر می شود.چرا اینطور می گویی که آیا یک پاسبان خانه ها را پاسبانی کند بهتر است یا بنشیند در خلوت و تسبیح هزار دانه دستش بگیرد و ذکر خدا بگوید؟مثل اینکه قرآن گفته ذکر خدا فقط به این است که انسان در چله بنشیند، درها را به روی خود ببندد، تسبیح هزار دانه هم دستش باشد و ذکر بگوید.قرآن به مجاهدین می گوید: یا ایها الذین آمنوا اذا لقیتم فئه فاثبتوا و اذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون ای اهل ایمان!آنگاه که با دشمن روبرو می شوید و مرگ دندانهای خود را به شما نشان می دهد، پابرجا باشید و یاد خدا بکنید.نگفت:
«پابرجا باشید، اینجا دیگر جای یاد خدا نیست » ، نگفت: «بروید در خانه ها بنشینید و یاد خدا بکنید» ;گفت:پابرجا باشید و یاد خدا بکنید.در میدان جنگ اگر یاد خدا بکنید بیشتر پابرجا می شوید، و در این صورت است که فلاح و رستگاری نصیب شما می شود.
و اطیعوا الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم و اصبروا ان الله مع الصابرین.و لا تکونوا کالذین خرجوا من دیارهم بطرا و رئاء الناس و یصدون عن سبیل الله و الله بما یعملون محیط. آداب جهاد را ذکر می کند.دوتایش را ذکر کردیم که گفت ثابت قدم و به یاد خدا باشید.سوم: اطیعوا الله و رسوله انضباط داشته باشید، از پیش خود کار نکنید.ببینید امر خدا چیست، همان را انجام بدهید.امر پیغمبر را اطاعت کنید که او ولی امر شماست و خدا به او اختیار داده است.پس شرط سوم در باب جهاد، انضباط است، هم انضباط به اصطلاح شرعی و هم انضباط عملی. انضباط شرعی، یعنی دستورهای خدا را مو به مو عمل کنید.انضباط به اصطلاح نظامی، یعنی دستور فرمانده خود را که خدا معین کرده است صددرصد به موقع اجرا بگذارید.
۳- پرهیز از تنازع
چهارم: و لا تنازعوا کوشش کنید خودتان با همدیگر اختلاف نداشته باشید که خیلی خطرناک است.تنازع نکنید که اگر تنازع بکنید تفشلوا سست می شوید.جنگ و اختلاف داخلی سستی می آورد، یعنی شما باید در مقابل دشمن یک مشت گره کرده باشید.آنوقتی که خودتان با یکدیگر نزاع و اختلاف می کنید، آن نیرویی که باید علیه دشمن مصرف بشود، علیه خودتان مصرف می شود.
ببینید این اختلافات داخلی که میان مسلمانها هست چه بر سر مسلمین آورده؟ فلسطینی، اردنی را می کشد و اردنی، فلسطینی را.من تجربه دارم;خدا می داند به آن اندازه که نیروی ما صرف خدمت به اسلام و مبارزه با دشمن اسلام می خواهد بشود، چند برابر این نیرو صرف خراب کردن خودمان می شود.قرآن می گوید: و لا تنازعوا نزاع نکنید فتفشلوا نتیجه اش این است که سست می شوید، استحکامتان را از دست می دهید. فتذهب ریحکم یعنی آن باد عزت و غلبه و دولت که برایتان می وزید از بین می رود. نسیم دولت و قدرت و غلبه، بعد از تنازع از بین می رود چون تنازع سستی می آورد، و سستی نسیم عزت و دولت و غلبه را از شما می گیرد.این هم یک دستور که تنازع نکنید.
۴- صبر
و اصبروا خویشتندار باشید، امید به آینده داشته باشید، بدانید صبر ظفر می زاید. ان الله مع الصابرین خدا با صبر کنندگان است.
یعنی اگر انسان صبر و خویشتنداری و مقاومت کند، خدای تبارک و تعالی او را مدد می دهد.
۵- اخلاص و تواضع اخلاقی
و لا تکونوا کالذین خرجوا من دیارهم بطرا و رئاء الناس و یصدون عن سبیل الله و الله بما یعملون محیط. دستور دیگر:با اخلاص باشید، کار را برای هدف بزرگ اسلامی انجام دهید.
خودنمایی و چشم هم چشمی و تجملات را کنار بگذارید.مانند آنها نباشید که با «بطر» از خانه شان بیرون شدند. «بطر» آن خفتی (۳) است که از نعمت به انسان دست می دهد;مثل اینکه سربازی می خواهد برود به جنگ، کوشش می کند که بهترین لباس جنگی را داشته باشد، بهترین چکمه ها را به پایش کند، بهترین نشانه ها و درجه ها را داشته باشد، مدالهای متعدد به خودش بیاویزد.بعد می آید بیرون و خیلی قیافه می گیرد.نه، اینطور نباشید.از آنان که با ریا کار می کنند نباشید، مخلص باشید.چه خوب فرمود رسول اکرم که هر کس که در جهاد با ما شرکت کرد، صرف اینکه برود در میدان جنگ و شجاعتش را نشان بدهد، خیلی از افراد دشمن را هم از میان ببرد، کافی نیست.ما باید تحلیل کنیم که این فرد مجاهد برای چه مجاهده می کند؟اگر برای خدا و رسول است قبول است;ولی از کجا که این مجاهد به امید اینکه غنیمت ببرد مجاهده نمی کند؟ از کجا که او به امید اینکه زن اسیری نصیبش بشود مجاهده نمی کند؟فرمود هر کس که با این هدفها مجاهده کند، [مقصدش]هم همینهاست و از اینها بالاتر نخواهد رفت.
و لا تکونوا کالذین خرجوا من دیارهم بطرا و رئاء الناس از آنها نباشید که از خانه شان بیرون آمدند به عنوان جهاد، اما از روی بطر یعنی از روی مغرور شدن به نعمتها، و یا از روی ریا کاری.و یصدون عن سبیل الله اینها مانع مردم می شوند از راه خدا. و الله بما یعملون محیط خدا به اعمال اینها احاطه کامل دارد یعنی خدا چنین اعمالی را نمی پذیرد.فرق میان کار خوب خدایی و کار خوب غیر خدایی این است که در کار خوب غیر خدایی، شخص می گوید این کار انجام بشود به هر انگیزه ای که شد. مثلا فردی یک کسی را می فرستد که برود دشمن او را تادیب کند.وقتی برمی گردد از او می پرسد آیا خوب کتکش زدی؟خوب نرمش کردی که دو مرتبه صدایش در نیاید؟دیگر نمی پرسد انگیزه و هدفت در این کار چه بود؟
اما کار خدا اینطور نیست.اول چیزی که سؤال می کنند، هدف و انگیزه انسان است.
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
جلسه هشتم
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و لا تکونوا کالذین خرجوا من دیارهم بطرا و رئاء الناس و یصدون عن سبیل الله و الله بما یعملون محیط.و اذ زین لهم الشیطان اعمالهم و قال لا غالب لکم الیوم من الناس و انی جار لکم فلما ترائت الفئتان نکص علی عقبیه و قال انی بری ء منکم انی اری ما لا ترون انی اخاف الله و الله شدید العقاب.
آیه اول ترجمه اش این است:ای مسلمانان!شما مانند آن مردم نباشید که آنگاه که از خانه های خود بیرون آمدند با یک حالت غرور و نعمت زدگی، و به خاطر ریا و تظاهر، و متظاهرا بیرون آمدند، همانها که مانع مردم از راه خدا هستند، و خدا بر همه کارهای آنها احاطه دارد. این آیه دنباله دو آیه قبل است.اشاره ای به آن دو آیه بکنیم تا معنی این آیه روشن بشود.این سه آیه متوالی، دستور و آداب است برای مجاهدین مسلمان که ای مسلمانان مجاهد!آنگاه که با حریف روبرو می شوید و برای جهاد بپا می خیزید اینگونه باشید.
به نکاتی که در اینجا هست توجه بفرمائید و بعد مقایسه بکنید میان دستورهایی که اسلام به سربازان و مجاهدین می دهد و دستورهایی که معمولا و بلکه عموما به سربازها می دهند.و مخصوصا توجه کنید که از جنبه احساسی، اسلام احساسات مجاهدین را در چه جهتی رهبری می کند، و معمولا تربیتهای بشری احساسات سربازان را در چه جهتی رهبری می کنند؟البته یک قسمتهائی هست که مشترک است.مشترکات و مختصات هر دو را عرض می کنم.
در آن آیه خواندیم: یا ایها الذین آمنوا اذا لقیتم فئه فاثبتوا وقتی که با دشمن روبرو شدید ثابت قدم باشید.دستور ثبات و استحکام و پایداری است.این چیزی است که دیگران هم به سربازان همین طور دستور می دهند، و سرباز و مجاهد باید هم همین طور باشد، غیر از این اگر باشد نمی تواند سرباز باشد.و البته در میان ادیان، این از مختصات اسلام است که پیروان خود را دعوت به قوت و قدرت می کند. «ویل دورانت » مورخ معروف، یک دوره تاریخ تمدن نوشته است که بیشتر قسمتهای آن به فارسی ترجمه شده و در جلد یازدهم از ترجمه ها درباره تمدن اسلامی بحث کرده که خواه ناخواه مربوط به اسلام می شود.در آنجا می گوید هیچ دینی مانند اسلام پیروان خود را دعوت به قوت و قدرت نکرده است.و این یک حقیقتی است. یا ایها الذین آمنوا اذا لقیتم فئه فاثبتوا وقتی که گروهی از دشمن را ملاقات می کنید ثابت قدم باشید، پشت به دشمن نکنید.و ما آیات حماسی زیادی در این زمینه داریم. مثلا در سوره صف می فرماید: ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص خدا دوست می دارد آن سربازانی را که در راه او می جنگند و صف می بندند محکم و پابرجا مثل دیواری روئین که کندنی نیستند.در افسانه های قدیم خودمان می گفتند اسفندیار روئین تن.به اعتبار یک فرد می خواستند بگویند او روئین تن ست یعنی در تنش مثلا تیر اثر نمی گذارد.ولی اینجا قرآن راجع به جماعت می گوید. نمی گوید روئین تن به آن معنی افسانه ای، می گوید این صف، این سپاه چنان محکم در جای خودشان می ایستند که گوئی این دیوار گوشتی، دیوار روئین است.یا در آیه دیگر می فرماید: و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل الله و ما ضعفوا و ما استکانوا و الله یحب الصابرین. (۴)
دستور اول ثبات است که این بیشتر بسته به آن اراده ای است که انسان در مقابل دشمن[به کار می برد].می گوید ترس نداشته باشید، ثابت قدم باشید.دوم: و اذکروا الله کثیرا در همان حال، خدا را زیاد یاد کنید، شعارهائی که می دهید شعارهای خدایی باشد.
این کار دو فایده دارد.یکی اینکه انسان در آن حال که به یاد خدا است قوت قلب پیدا می کند.در واقع این دستور، مؤیدی است برای دستور اول که دستور ثبات است.دیگر اینکه آن حال، انسان را از هر گونه هوا و هوس دور می کند.شما برای خدا می جنگید، در یاد خدا باشید.لهذا مسلمین در جنگها شعارهای خدایی و الهی می دادند.الآن هم هنوز کم و بیش در میان سربازهای عرب مرسوم است که شعار الله اکبر می دهند.البته آیه ندارد که کلمه الله اکبر را بگویید.
می گوید خدا را زیاد یاد کنید.هر ذکری که ذکر خدا باشد مناسب است، خصوصا اذکاری که استمداد از ذات اقدس الهی باشد.
دستور سوم: اطیعوا الله و رسوله اطاعت خدا و پیامبرش.
اطاعت خدا یعنی قوانین اسلام را در آن حال کاملا رعایت کنید، یک وقت تعدی نکنید، که در آن آیه می فرماید: قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا. (۵).آن دستورهایی را که اسلام می دهد و از طرف خداوند به پیغمبر وحی شده نصب العین قرار بدهید، و پیغمبر را اطاعت کنید به اعتبار اینکه رئیس و سائد و قائد شماست، یعنی انضباط نظامی داشته باشید. و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم از اینکه در میان خودتان اختلاف کنید و با یکدیگر به نزاع برخیزید بپرهیزید.
اثر نزاع، فشل و سستی است.با خودتان نزاع و مشاجره نکنید.
نمی گوید نجنگید، آن که دیگر طریق اولی است.وقتی که اردنیها و فلسطینیها خودشان به روی یکدیگر تفنگ بکشند عروسی دشمن است. و لا تنازعوا با یکدیگر به نزاع و مشاجره برنخیزید فتفشلوا که پشت سرش فشل یعنی سستی پیدا می کنید، مثل یک بدن که وقتی تعادلش به هم می خورد و بیماری پیدا می کند و گلبولهای سفید خون با میکروبها می جنگند، می بینید سستی پیدا می کند و قوت و نیروی آن می رود.و وقتی سستی پیدا کردید و تذهب ریحکم «ریح » در لغت عرب یعنی باد، ولی این کلمه با کلمه «باد» در فارسی خیلی تفاوت دارد یعنی منشا خیلی چیزهای دیگر شده است.
ما حرکت هوا را باد می گوییم و از این کلمه، لفظ دیگری نساخته ایم، ولی در زبان عربی از کلمه «ریح » خیلی کلمه ها ساخته اند.کلمه «رایحه » که به معنی «بو» است از همین جا آمده چون بود در هوا پخش می شود و به وسیله حرکت هوا به انسان می رسد.کما اینکه روح را هم از همین ماده گرفته اند.در فارسی کلمه «باد» گاهی به عنوان کنایه به کار می رود مثل اینکه وقتی می خواهیم بگوییم کسی صاحب قدرت و شو
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
