خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی به مسئله برائت از مشرکین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نگاهی به مسئله برائت از مشرکین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جنگ کفار و اهل حق
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جنگ کفار و اهل حق قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
05ساعت
08دقیقه
48ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 60

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح شامل 97 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح :

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ان شر الدواب عند الله الذین کفروا فهم لا یؤمنون الذین عاهدت منهم ثم ینقضون عهدهم فی کل مره و هم لا یتقون فاما تثقفنهم فی الحرب فشرد بهم من خلفهم لعلهم یذکرون.و اما تخافن من قوم خیانه فانبذ الیهم علی سواء ان الله لا یحب الخائنین و لا یحسبن الذین کفروا سبقوا انهم لا یعجزون.

از این چند آیه، دو آیه اول را در هفته گذشته تفسیر کردیم.آیه اول راجع به این بود که بدترین جنبندگان چیست؟فرمود نوعی از انسانها هستند.در اینجا به مناسبت مطلبی که بعد عنوان می فرماید، یکی از صفات غیر انسانی آنها را بیان می کند و آن، مسئله نقض عهد و پیمان است.کانه اینطور می فرماید که ما به این دلیل اینها را پست ترین حیوانات و جنبنده ها می خوانیم که اینها دارای این ممیزات و خصوصیات هستند.یکی از خصوصیاتشان این است که با دیگران پیمان می بندند(پیمان بستن به اصطلاح قول شرف دادن است، شرف انسانیت را گرو گذاشتن است)ولی این پیمانشان دسیسه ای بیش نیست، آن را نقض می کنند.نه اینکه فقط یک بار نقض بکنند بلکه هر پیمانی که می بندند نقض می کنند.ما در امور دینی می گوئیم هیچکس معصوم نیست، امکان خطا، لغزش و گناه برای همه هست، اما فرق است میان کسی که پایبند به تقوا است و احیانا گناهی از او سر می زند و این سرزدن گناه، برای او یک امر غیر عادی است و لهذا بعد پشیمان می شود، خودش را ملامت می کند و تصمیم می گیرد که دیگر چنین کاری نکند، و میان کسی که اساسا گناه برای او مفهومی ندارد، پشت سر یکدیگر مرتکب می شود و این نشان می دهد که آن معنایی که ما به آن می گوییم «تقوا» اصلا در این شخص وجود ندارد.

قرآن درباره این پست ترین حیوانها که جز عده ای از انسانها نیستند، نمی گوید اینها یک بار نقض عهد کردند.چون ممکن است گفته شود لغزشی از اینها سر زده است. می گوید: «آنها که هر وقت پیمان می بندند پیمان خویش را نقض می کنند» .و عرض کردیم که مسئله وفای به عهد و پیمان یک مسئله انسانی است، مسئله ای است که وجدان هر انسانی به آن حکم می کند و اعم است از اینکه آنکه پیمان می بندند مسلمان باشد یا نباشد، اساسا خداشناس باشد یا نباشد، به ماوراء الطبیعه معتقد باشد یا نباشد.از آن چیزهایی است که وجدان انسانی هر کسی به آن حکم می کند.پس آن آدمی که هیچگاه پایبند به وفای به عهد و پیمان خودش نیست و هر وقت که پیمان می بندد دسیسه و دغل بازی است و تصمیمش بر این است که آن را نقض کند، او از انسانیت و از آن چیزی که آن را شرف انسانیت می نامند سقوط کرده و دیگر انسان نیست.

شرافت انسانی

بحثی است که امروز زیاد مطرح است خصوصا در میان کسانی که درباره مسائل حقوقی می اندیشند و آن، مسئله «شرافت انسانی » یا به تعبیری که در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است «حیثیت انسانی » است.ادعا می کنند که انسان یک شرافت و یثیت بالخصوصی دارد که به موجب آن شرافت و حیثیت، یک احترامی دارد که غیر انسان از حیوان و نبات و جماد، چنین احترامی را ندارد.و لذا مثلا می گویند خون هر انسانی محترم است اما نمی گویند خون هر حیوانی محترم است.می گویند شرافت انسانی یک چیز دیگر است.همچنین می گویند آزادی انسان محترم است، یعنی آزادی را به غیر انسان تعمیم نمی دهند.

هستند در میان افراد بشر، افرادی مثل هندیها که می گویند خون بعضی حیوانات محترم است، در درجه اول گاو، و بعد حیوانات دیگری که گوشتشان خورده می شود. هندیها هم خون حیوانهایی نظیر حشرات یا موذیها را محترم نمی دانند و مثلا نمی گویند خون یک مار یا عقرب یا مگس یا زنبور و یا پشه محترم است.یعنی همان هندی که از گوشت مرغ و گوسفند و گاو و شتر، و از کشتن اینها اجتناب می کند، از این که در اطاقش «ددت » بزند و یکدفعه صدها و بلکه هزارها پشه را بی جان بکند اعراضی ندارد.به علاوه، مسئله، تنها کشتن و بی جان کردن نیست، سلب سایر آزادیها هم هست.یک فیل یا اسب در ابتدا حیوانی بوده است آزاد که ما می گوئیم وحشی.آزاد می گشته در میان کوهها و جنگلها و بیابانها.آیا این حیوان به اختیار خودش آمد در میان انسانها و گفت:ای انسانها مرا اهلی کنید، بر من سوار شوید، مرا به گاری ببندید، از من بارکشی بکنید؟نه.ولی انسانها از اینها استفاده می کنند، خودشان را مالک می دانند و آنها را مملوک، و هیچگاه درباره آزادی و شرافت حیوانی حیوانها بحث نمی کنند که آنها هم جاندارند، یک شرافت ذاتی دارند، آزاد به دنیا آمده اند و باید آزاد زیست کنند، پس تمام حیوانات را که استخدام و اهلی کرده ایم رها کنیم، حتی از پشم گوسفندها هم استفاده نکنیم، گاندی از شیر بزش هم استفاده نکند چون همین که وی بزی را گرفته است و از شیر او استفاده می کند، برده گرفتن یک حیوان است.

ما اکنون نمی خواهیم روی این مسئله بحث بکنیم چون دامنه درازی دارد.هم بشرهای دیندار و هم بشرهای غیر دیندار، هر دو یک شرافتی را برای انسان ادعا می کنند که انسان را لااقل اشرف از حیوانات می دانند و لهذا برای انسان حقوق و آزادیهایی قائلند که آن حقوق و آزادیها را برای حیوانات قائل نیستند.ما فعلا بحثمان در ما قبل این مطلب نیست که چرا برای انسان این شرافت را قائل شده اند و برای غیر انسان قائل نشده اند.بحث ما از ما بعد این مطلب است که حالا که برای انسان چنین شرافتی قائل شده اند و برای حیوانها قائل نشده اند ما از این اشخاص می پرسیم شرافت انسان به چیست؟آیا شرافت انسان به جان داشتن است؟همه جاندارها جان دارند. پشه هم جاندار است.به چشم داشتن است؟حیوان چشم دار در دنیا زیاد است.به حافظه داشتن است؟حیوان حافظه دار در دنیا زیاد است.

باید یک چیزی در انسان وجود داشته باشد که اسمش انسانیت است و در حیوانها وجود ندارد.اگر کسی قائل شد که در انسان یک حقایقی وجود دارد مافوق حیوانی، آنوقت می تواند برای انسان یک شرافتی قائل بشود که به موجب آن شرافت، خون انسان محترم می شود ولی خون حیوانها محترم نیست، آزادی انسان محترم می شود و آزادی جانداران دیگر محترم نیست;و الا اگر صرفا بگوئیم چون ما نسل بشر هستیم یا مستقیم القامه هستیم و جانداران دیگر چنین نیستند[پس دارای شرافت می باشیم]می گویند این که دلیل نشد.

حقیقت این است که ما یا باید برای انسان هیچ شرافت و امتیازی-به معنای مذکور-نسبت به حیوانات قائل نشویم و هیچکدام را محترم نشماریم، و اگر انسان را محترم می شماریم همه جانداران را به طور مساوی محترم بشماریم، که در این صورت هیچ فرقی نیست میان کشتن یک مگس و کشتن یک انسان;و یا اگر می خواهیم امتیاز قائل بشویم، از نسل بشر بودن نمی تواند ملاک باشد.

منطق قرآن همین است.می گوید یک انسان به صرف اینکه از نسل بشر است نمی تواند احترام بیشتری از حیوانات را ادعا بکند.یک انسان به موجب آنکه انسان است و شرافتهای ذاتی انسانی و کمالات مختص انسانی را دارد می تواند محترم باشد. یکی از اموری که لازمه انسانیت انسانهاست، مسئله محترم شمردن پیمان و قرارداد است.

انسان، انسان است نه به اینکه حرف بزند، بلکه به اینکه در حالی که می تواند دروغ بگوید راست بگوید.انسان، انسان است به اینکه به اختیار خودش پیمان ببندد و در حالی که برایش ممکن است خیانت بکند، روی پیمانش بایستد و لو به ضرر خودش باشد. البته نمی گویم منحصر به اینهاست، اینها از نشانه های انسانیت است.

این است که قرآن وقتی می خواهد بگوید اینها از هر جنبنده ای پست تر هستند و از آن شرافتی که برای انسان هست که و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر (۱) در اینها وجود ندارد، اینها از اسب و شتر و الاغ پائین ترند، از حشرات پائین ترند، مظاهر ضد انسانی آنها را ذکر می کند.می گوید انسانی که آن اولیات انسانیت را که راستگویی و امانت و وفای به عهد است واجد نباشد، او فقط یک حیوان است و بیش از یک حیوان احترام ندارد، بلکه بودن او در جامعه انسانیت-اگر قابل اصلاح نباشد-جز زیان بر انسانیت چیزی نیست.این است که این آیات، مقدمه آیات جهاد است.

می خواهد بگوید ما اگر اجازه جهاد می دهیم، در زمینه انسانهایی است که در واقع انسان نیستند.اول این مقدمه را ذکر می کند که اینها از هر جنبنده ای پست تر هستند، پس اگر کشتن عقرب جایز است، کشتن اینها هم جایز می باشد.به چه دلیل؟به دلیل اینکه پیمان در نظر اینها کوچکترین احترامی ندارد.نه اینکه یک بار نقض می کنند.

اساس وجودشان پیمان شکنی است.هر وقت پیمانی می بندند، در آن ته دلشان تصمیمشان بر این است که اگر فرصتی پیدا کردند پیمان را نقض کنند.وفای به پیمان دستور قرآن است.در سوره توبه می فرماید:

ای پیغمبر!اگر با مشرک هم، پیمان بستی باید به پیمان خودت وفادار باشی.تا آنها پیمان را نقض نکرده اند تو نباید پیمان را نقض کنی. فما استقاموا لکم فاستقیموا لهم (۲) مادامی که آنها با استقامت به نفع شما یعنی به نفع پیمانی که با شما بسته اند، ایستاده اند شما هم باید بایستید.

یا در آیه دیگر می فرماید: فاتموا الیهم عهدهم الی مدتهم (۳) با مشرکین هم که پیمان بستید، تا پایان مدت، عهد خودتان را محترم بشمرید.

بیان نهج البلاغه درباره وفای به پیمان

در مسئله پیمان، یک بیانی هست در نهج البلاغه که باید آن را برای شما بخوانم تا ببینید که از نظر علی علیه السلام مسئله وفای به پیمان، یک مسئله عمومی و انسانی است.در فرمان معروفی که به فرماندار خودش-و به مقیاس امروز به استاندار خودش-مالک اشتر می نویسد، یکی از دستورهایش این است که مبادا با مردمی عهد و پیمان برقرار بکنی و بعد هر جا که دیدی منفعت این است که عهد و پیمان را نقض بکنی، آن را نقض نمایی.بعد حضرت استناد می کند به جنبه عمومی و بشری عهد و پیمان، که اگر بنا بشود پیمان در میان بشر احترام نداشته باشد، دیگر سنگ روی سنگ نمی ایستد.عبارت این است:و ان عقدت بینک و بین عدو لک عقده او البسته منک ذمه فحط عهدک بالوفاء اگر با دشمن خودت پیمانی بستی یا آنها را با شرایط ذمه قبول کردی (۴) [به پیمانت وفادار باش]وارع ذمتک بالامانه و اجعل نفسک جنه دون ما اعطیت عهده خودت را که پیمان بستی به امانت رعایت کن و خودت را سپر قولی که داده ای قرار بده.خیلی تعبیر عجیبی است!فانه لیس من فرائض الله شی ء الناس اشد علیه اجتماعا مع تفرق اهوائهم و تشتت آرائهم من تعظیم الوفاء بالعهود می فرماید از فرائض الهی هیچ فریضه ای نیست که مردم با همه اختلاف سلیقه ها و اختلاف عقیده ها، در آن، به اندازه این فریضه متفق باشند(حالا عمل بکنند یا نکنند مسئله دیگری است)و آن این است که پیمان را باید وفا کرد.چون این یک امری است که از وجدان انسان سرچشمه می گیرد و به عقیده خاصی مربوط نیست که کسی بگوید چون در دین ما دستور رسیده پس من عمل بکنم، و دیگری بگوید ولی در دین ما نیست پس لازم نیست عمل بکنم.می گوید این را وجدان هر بشری حکم می کند. و قد لزم ذلک المشرکون فی ما بینهم دون المسلمین لما استوبلوا من عواقب الغدر حتی مشرکین که به مراتب از مسلمین پست ترند این مطلب را درک کرده بودند که باید پیمان را محترم بشمرند.پس چه رسد به مسلمین.

فلا تغدرن بذمتک و لا تخیسن بعهدک و لا تختلن عدوک فانه لا یجتری ء علی الله الا جاهل شقی مبادا در عهده ای که گرفته ای خیانت کنی، مبادا عهد خودت را نقض کنی، مبادا با دشمنت با این مکاریها و نیرنگ بازیها رفتار کنی که پیمان ببندی و بعد آن را زیر پا بگذاری که این، جرات بر خداست و بر خدا کسی جرات نمی کند مگر اینکه نادان و شقی باشد.

و قد جعل الله عهده و ذمته امنا افضاه بین العباد برحمته و حریما یسکنون الا منعته .تعبیرهای عجیبی است!خدا عهد و پیمان را مامن برای بشر قرار داده است، عهد و پیمان را حریمی قرار داده برای بشر که در آن بتوانند سکونت و آرامش پیدا کنند. تا آنجا که می فرماید: و لا تعولن علی لحن قول بعد التاکید و التوثقه الی آخر حدیث.خلاصه می گوید در هر شرایطی قرار بگیری و لو فوق العاده ناراحت باشی و ببینی تنها راه اینکه از این مضایق بیرون بیایی این است که پا روی این امر انسانی بگذاری، این کار را نکن.اینجاست جای توکل و اعتماد به خدا و اینکه بگویی خدایا!چون رضای تو در این است که به عهد خود وفادار باشم، من نقض پیمان نمی کنم.مگر اینکه دشمن نقض پیمان بکند یا علائم نقض پیمان[آشکار]باشد و بر تو ابت بشود آنها می خواهند نقض پیمان بکنند، که آن هم شرایطی دارد که ما طبق آیات قرآن عرض خواهیم کرد.

امروز اینگونه نقض عهدها را نوعی زرنگی و سیاستمداری می دانند.البته اینها نکاتی نیست که گذشتگان از آنها غافل بوده اند و امروزیها کشف کرده اند. گذشتگان هم می دانستند، بدهاشان مثل امروزیها نقض می کردند، خوبهاشان وفادار بودند.ما می بینیم معاویه پسر ابو سفیان می آید با امام حسن علیه السلام پیمان صلح می بندد با نام خدا و با عهدهای مؤکد و زیرش را هم امضاء می کند، ولی همینکه روی کار آمد و سوار شد، در اولین خطابه ای که می خواند می رود بالای منبر و اعلام می کند:ایها الناس!از حالا به شما بگویم تمام مواد قراردادی را که با حسن بن علی(ع)بسته بودم زیر پا گذاشتم.با پایش هم روی آن کوبید و گفت اینطور زیر پا گذاشتم.گفتند عجب آدم سیاستمداری است، آنجا که مصلحتش است که پیمان ببندد پیمان می بندد، امضاء بکند امضاء می کند، قسم بخورد قسم می خورد، وقتی که به اصطلاح خرش از پل گذشت می گوید همه را زیر پا گذاشتم.اما وقتی که سراغ علی(ع)می رویم می بینیم به او می گویند ببین معاویه چقدر مرد زرنگی است.امیر المؤمنین می فرماید آن زرنگی نیست، اسمش را زرنگی و زیرکی نگذارید، آن بی دینی است.فرق است میان بی دینی و زیرکی.آدم دیندار همه این راهها را می داند ولی نمی کند، اما آدم بی دین این کارها را انجام می دهد.تفاوتش در پابند نبودن است، نه اینکه او چیزی درک می کند که دیندار درک نمی کند.این است که در چند جای نهج البلاغه این مطلب عنوان شده است که ان الوفاء توام الصدق الی آخر حدیث.خلاصه می فرماید افراد با تجربه دنیا دیده گرم و سرد چشیده مثل من همه این راهها را می دانند و دونها مانع من امر الله و نهیه (۵).اما می بیند این کار[با دستور خدا سازگار نیست].

برخورد با کفار پیمان شکن

فاما تثقفنهم فی الحرب حالا که اینها پیمان شکن هستند، هر گاه در جنگ بر آنها مسلط و پیروز شدی(نکته های قرآن را ببینید!

نمی گوید در همه جا، چون فقط در میدان جنگ خون آنها را مباح می شمرد)، اگر در جنگ به چنین موجوداتی که گفتیم پست ترین جنبنده ها هستند رسیدی یعنی اگر بر اینها پیروز و مسلط شدی(نمی گوید با اینها چه رفتاری کن.تعبیر عجیبی دارد:) فشرد بهم من خلفهم کاری کن که آن جماعتی را که پشت سر اینها قرار گرفته اند و می خواهند راه اینها را بروند مشرد و پراکنده کنی.با اینها کاری بکن که اسباب عبرت آنها بشود. لعلهم یذکرون شاید آنها متذکر بشوند و دیگر مثل اینها اینطور از نسانیت خارج نشوند.

این سه آیه عجیب است.ابتدا مقدمه ای می چیند که بدترین جنبنده ها کدام هستند.بعد برای اینها صفتی ذکر می کند در سقوط انسانی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.