خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مقدماتی در بحث توحید و خدا شناسی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مقدماتی در بحث توحید و خدا شناسی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کلمه الله
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کلمه الله قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
16ساعت
31دقیقه
49ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل توحید نظری و توحید عملی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 64

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل توحید نظری و توحید عملی شامل 79 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل توحید نظری و توحید عملی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل توحید نظری و توحید عملی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل توحید نظری و توحید عملی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل توحید نظری و توحید عملی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل توحید نظری و توحید عملی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل توحید نظری و توحید عملی :

ایاک نعبد و ایاک نستعین: پروردگاراتنها و تنها ترا می پرستیم و تنها و تنها از تو استعانت می جوئیم.

با اینکه انسان گمان می کند; که توحید یکی از مسائل اسلام است و هزاران مسئله دیگر در اسلام در کنار توحید قرار گرفته است، ولی وقتی با نگاهی دقیقتر می نگرد می بیند اسلام سراسرش توحید است یعنی تمام مسائل آن چه آنها که مربوط به اصول عقائد است و چه آنها که به اخلاقیات و امور تربیتی و یا به دستور العملهای روزانه ارتباط دارد همگی یکجا و یکپارچه توحید است.

در منطق اصطلاحی وجود دارد که می گویند. تحلیل و ترکیب این دو کلمه که در آنجا در فکر بکار می رود از علوم طبیعی اتخاذ شده است. و مراد این است که همانطور که در عالم ماده تجزیه و ترکیب است، یعنی همه مرکبات تجزیه می شود به عناصر اولیه و اگر آنعناصر را ترکیب کنند دو مرتبه آن مرکب تشکیل می گردد، و در اندیشه ها و فکرها نیز همین طور است. تمام اندیشه هها و افکار بشر را فیلسوفان می گویند به اصل عدم تناقض بر می گردد. یعنی اگرتحلیل و تجزیه بکنند، بازگشت به این اصل مسلم بدیهی می نماید.

در اسلام چنین اصلی وجود دارد که همان توحید است، یعنی تمام مبانی اسلامی را اگر تحلیل کنیم بازگشت به توحید می کند.

اگر نبوت و معاد را که دو اصل دیگر از اصول اعتقادی هستند و یا امامت را مورد تحلیل قرار دهیم در شکل دیگر، توحید است. و اگر دستورهای اخلاقی و یا احکام اجتماعی اسلامی را مورد بررسی قرار دهیم در شکل دیگر، توحید است. و اگر دستورهای اخلاقی و یا احکام اجتماعی اسلامی را مورد بررسی قرار دهیم در شکل توحید خودنمائی می کنند.

ما این بحث را اینک بهمین مقدار اکتفاء می کنیم و تفصیل بیشتر آن را به مورد دیگری ایکال می نمائیم. در تفسیر المیزان، در موارد متعددی این مطلب بیان شده است.

فایل پاورپوینت کامل توحید نظری و توحید عملی:

در اسلام دو توحید وجود دارد: نظری و عملی. توحید نظری مربوط به عالم شناخت و اندیشه است. یعنی خدا را به یگانگی شناختن، و توحید عملی یعنی خود را در عمل یگانه و یک جهت و در جهت ذات یگانه ساختن. به عبارت دیگر توحید نظری یعنی ناخت یگانه بودن خدا، و توحید عملی یعنی یگانه شدن انسان!!

نکته ای که می خواهم تذکر دهم این است که در سوره حمد آنچه از اول سوره تا این جا آمده است مربوط به نوع اول یعنی توحید نظری است، و از این جا (ایاک نعبد) به بعد بیان توحید عملی است. اینجا است که انسان بع عظمت بی مانند این سوره کوچک پس می برد و نمونه واضحی از اعجاز این کتاب کریم را دراین سوره کوچک درمی یابد. راستی انسان نمی تواند از شگفت خودداری نماید، که چگونه بر زبان مردی امی و درس نخوانده و در محیط امیت و بی سوادی و بی خبری از علم و فرهنگ این چنین سخنانی جاری می شود که از نظر عمق و ژرفا بزرگترین حکمای الهی را به فکر فرو می برد و از نظر عذوبت و سلاست در حدی است که انسان هرگز از تکرار آن سیر نمی شود.

توضیح مطلب این که:

جمله ها و کلماتی که از اول سوره تا «مالک یوم الدین » گذشت; یک سلسله مسائل شناختی درباره خداوند مطرح ساخت. او «الله » است، او «رحمان » است، او «رحیم » است، او «رب العالمین » است، او «مالک یوم الدین » است. به علاوه او ذاتی است که «محمود» علی الاطلاق است، همه حمدها و سپاسها به او تعلق دارد.

راستی تمام الهیات در این چند کلمه گنجانیده شده است. عمده ترین مسائل الهی در این چند کلمه طرح شده است.

علمای و حکماء اسلام به حق استنباط کردند که طرح این مسائل از طرف قرآن، دعوت به غور در عمق و ژرفای این حقایق است، قرآن نمی خواهد که ما صرفا با لقلقه زبان این کلمات را بر زبان آوریم بلکه می خواهد حقایق اینها را درک نمائیم.

آن که در نماز خود خدا را با این اوصاف یاد می کند در حقیقت در مقام ارعای ناخت خداوند به این اسماء و صفات است.

شناخت این که او «الله » است یعنی ذات کامل و شایسته پرستش که همه موجودات عالم بالفطره متوجه اویند. به عبارت دیگر شناخت و اقرار و اعتراف به موجودی که کامل مطلق است، نقص، کاستی و نیستی و نیاز را در او راهی نیست، و به همین دلیل همه چیز از او و متوجه او و به سوی او است.

شناخت آنکه او رحمن است که جدا بایستی (چنانکه بحث کردیم) انسان اندیشه اش را بسیار دقیق و لطیف کند تا بتواند خدا را باین صفت بشناسد. یعنی درک کند که سراسر وجود، مظهر رحمانیت ذات حق است، آن چه ازا و صدور می یابد جز خیر و رحمت نیست، هیچ موجودی از آن جهت که موجودی است از آن جهت که منتسب به ذات حق است یعنی از آن جهت که عینی و واقعی است جز خیر و رحمت نیست شریت و نقمت از جنبه های عدمی و نسبی و اضافی اشیاء است نه در جنبه های وجودی و فی نفسه آنها. (۱)

شناخت آن که او رحیم است. بنده ای که خدا را با این صفت می خواند ادعا می کند که با این مرحله از معرفت و شناخت رسیده که نه تنها نظام خلق و صدور اشیاء را تشخیص می دهد که مظهر ذات حق است، نظام بازگشت اشیاء به سوی حق نیز نظام خیر و رحمت است یعنی موجودات از رحمت آمده و به رحمت باز می گردند.

این به معنی سبقت و تقدم رحمت بر غضب و نقمت است و به تعبیر دیگر: نقمت و عذاب نیز اگر درست شناخته شود رحمتی است در لباس نقمت.

به عبارت دیگر: خداوند متعال دارای صفات جمال و صفات جلال است. صفات جمال از قبیل علم و قدرت و حیات و جود و رحمت، و صفات جلال از قبیل قدوسیت، جباریت، منتقمیت و امثال اینها.

خدواند متعال در مرتبه ذات خود دارای دوگانگی نیست که مثلا نیمی از ذاتش رحمت و خیر و جود و ربوبیت باشد و نیم دیگر قدوسیت و جباریت و انتقام. و همچنین خداوند از همان حیث و در همان مرتبه ای که خیر و جود و رحمت است جبار و منتقم نیست، بلکه نوعی تقدم و تاخر میان اسماء و صفاتش حکمفرما است.

اهل حکمت و معرفت تحقیقات بسیار جالب و عمیقی در این زمینه کرده اند که از باارزشترین محصولات اندیشه بشری است و تنها افرادی که از قریحه ای سرشار توام با تعمقی فراوان و پی گیریی خستگی ناپذیر برخوردار بوده اند به عمق این حقایق رسیده اند.

آری نوعی تقدم و تاخر میان اسماء و صفات پروردگار حکم فرماست یعنی بعضی از اسماء و صفات زائیده و مولود بعضی دیگر است. بطور کلی صفات جمالیه بر صفات جلالیه تقدم دارند صفات جلالیه مولود و زائیده صفات جمالیه است. آنکه جباریت و منتقمش بر هر چیز دیگر تقدم دارد «یهو» خدای ساختگی یهود است، نه «الله » خدای واقعی جهان و معرفی شده از طرف قرآن.

اینجاست که به خوبی می توان درک کرد که چرا «بسم الله » قرآن با رحمان و رحیم توام است نه مثلا با جبار منتقم، زیرا نمایش هستی از نظر قرآن، نمایش الله رحمان رحیم است. و حتی جباریت و منتقمیت نیز شکلی دیگر از رحمانیت و رحیمیت است.

البته پیداست که رحمت رحیمیه، یعنی رحمتی که موجودات در بازگشت به سوی حق مشمول آن می شوند، در درجه اول شامل حال اهل ایمان است یعنی آنها هستند که آنچه به آنها می رسد ظاهرا و باطنا رحمت است. رحمتی است در صورت رحمت نه در صورت نقمت، رحمتی است مطلق نه نسبی.

اینکه گفته می شود فرق رحمان و رحیم این است که رحمان مربوط به دنیاست و رحیم مربوط به آخرت، یا گفته می شود که رحمان شامل همه مردم اعم از کافر و مؤمن می شود اما رحیم شامل حال مؤمنین می گردد مقصود همان است که قبلا توضیح دادیم.

دنیا و آخرت از آن نظر که دو جهانند با یکدیگر فرق دارند که یکی اعتبار رحمت را از ماده و تبصره «رحمان » و دیگری ازم اده یا تبصره «رحیم » یا مثلا رحمتهای مشترک کافر و مؤمن از یک ماده و یا تبصره تامین شده باشد و رحمتهای خاص اهل ایمان از ماده یا تبصره دیگر.

جهان هستی اینچنین تقسیمات ندارد; تقسیم هستی از نظر رحمت این است که جهان «آمده » دارد و «بازگشتن » . جهان «از اوئی » دارد و «به سوی اوئی » . خداوند رحمان ست یعنی آمدن و «از اوئی » جهان مظهر رحمت است، و خداوند رحیم است یعنی بازگشتن و «به سوی اوئی » جهان نیز مظهر رحمت است. حتی جهنم و عذاب الهی که مظهر جباریت و انتقام الهی است نیز مولود رحیمیت او است. در اینجا بیش از این نمی توان توضیح داد.

او مالک یوم الدین است. در اینجا معرفت و شناخت دیگری مطرح است.

بنده مدعی شناخت سر انجام آفرینش است یعنی آن که او میداند روز جزائی است و در این روز منکشف خواهد شد که هیچ اسباب و وسیله ای اصالت نداشته و ملک ومالک بالاصله خداوند بوده است.

اینها همه با آن تفسیرهائی که قبلا گفته شد، در قلمرو توحید نظری است، یعنی توحیدی که از مقوله شناخت است و این شناختها فوق العاده لازم و ضروری است. و هیچگاه نباید گفت که این مرحله یک مرحله ذهنی است و ضرورتی ندارد خیر، بلکه در اسلام شناخت خودش اصالت دارد و تا این مرحله نباشد انسان در عمل پیش نخواهد رفت.

اما آیا مرحله کافی است؟ یعنی اگر انسان فقط بشناسد و بفهمد موحد محسوب شده است؟

خیر; بلکه این شناختن و فهمیدن مقدمه شدن است. یعنی باید بشناسد و بفهمد تا بشود. (توحید عملی)

آنگاه که می گوئیم ایاک نعبد توحید عملی را آغاز نموده ایم و می خواهیم اظهار یگانه شدن کنیم.

ریشه لغت عبادت:

در زبان عربی وقتی که چیزی رام، نرم مطیع بشود; بطوریکه هیچگونه عصیان و تعدی و مقاومتی نداشته باشد، این حالت را تعبد می گویند.

در قدیم راهها و جاده ها این طور نبود که مانند امروز بوسیله ماشین های راه سازی اول راه را بسازند بعد روی آن راه بروند، بلکه راهها با رفتن ساخته می شد و لذا در روزهای اول بطوری بود که سنگ ریزه ها خرد و نرم می شدند و مقاومتی در مقابل عابرین نداشتند، پای انسانها و حیوانها را آزار نمی دادند بلکه رام و آرام بودند، در حالیکه راهی که بیراهه بود سنگها زیر پا نا آرام و عاصی بودند. این طریق یعنی راهی که نرم و رام شده بود می گفتند: طریق معبد. (۲)

انسان عبد و معبد یعنی کسی که رام و تسلیم و مطیع است و هیچ گونه عصیانی ندارد. این گونه بودن یعنی رام و مطیع بودن. یک ذره عاصی نبودن، حالتی است که انسان باید فقط نسبت به خداوند داشته باشد. عبد خدا بودن یعنی این حالت را نسبت به ذات حق و فرمان های ذات حق داشتن. و اما توحید در عبد بودن و در عبادت، به معنی این است که در مقابل هیچ موجود دیگر و هیچ فرمان دیگری این حالت را نداشته باشد، بلکه نسبت به غیر خدا حالت عصیان و تمرد داشته باشد. پس همواره انسان باید دو حالت متضاد داشته باشد، تسلیم محض خدا، و عصیان محض غیر خدا. این است معنی ایاک نعبد خدایا تنها تو را می پرستیم و غیر تو را نمی پرستیم.

باید توجه داشت اطاعت آنهائیکه خداوند دستور اطاعت آنها را داده مثل پدر و مادر امام و رهبر جامع شرایط، همه در واقع اطاعت خدا است. زیرا چون خدا گفته است اطاعت می کنیم هر رشته ای که به اینجا برسد عبادت خدا است، ولی هرچه در کنار خدا قرار بگیرد، یعنی در عرض خدا قرار بگیرد نه در طول، شرک است.

شرک ها و توحیدها

در قرآن مصادیق گوناگونی برای شرک آمده است که ما به بعضی از آنها اشاره می کنیم که ضمنا معنی توحید عملی قرآن اجمالا روشن می گردد.

۱- افرایت من اتخذ الهه هواه (فرقان ۴۳)

آیا دیدی آن کس را که هوای نفس خودش را معبود خودش قرار داده است.

در این آیه انسان شهوت پرست مشرک شمرده شده است مثنوی گوید:

مادر بت ها بت نفس شماست جونکه آن بت ما را و این بت اژدهاست

آهن و سنگ است نفس و بت شرار آن شرار از آب می گیرد قرار

سنگ و آهن زآب کی ساکن شود آدمی با این دو کی ایمن شود

پس از آن جا که می گوئیم ایاک نعبد و معبودیت غیر خدا را نفی می کنیم، مدعی این مطلب شده ایم که خدایا ما به فرمان تو هستیم نه به فرمان میل ها و هواها و هوس ها و شهوت های خودمان.

۲- اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله (سوره توبه آیه ۳۱)

در حالیکه یهودیان و مسیحیان را مذمت می فرماید می گوید! آنان بدون آنکه مستندی از امر خدا داشته باشند، حبرهای خودشان (حبر عالم یهود را گویند) و راهب های خودشان را، خدای خویش قرار داده اند و پرستش می کنند.

میدانیم یهودیان و مسیحیان علما و مقدسین خود را به آن شکل که بت پرست ها بت را عبادت می کردند عبادت نمی کردند. یعنی آنها را مثلا سجده نمی کردند بلکه همین قدر بود که

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.