خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هنر مذهبی مسجد (۲)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هنر مذهبی مسجد (۲) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کمال گرایی در سینما
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کمال گرایی در سینما قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
55دقیقه
30ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نیاز انسان امروز به هنر دینی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 47

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
5 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نیاز انسان امروز به هنر دینی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نیاز انسان امروز به هنر دینی، محتوای خود را در قالب 111 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نیاز انسان امروز به هنر دینی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نیاز انسان امروز به هنر دینی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نیاز انسان امروز به هنر دینی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل نیاز انسان امروز به هنر دینی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نیاز انسان امروز به هنر دینی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نیاز انسان امروز به هنر دینی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نیاز انسان امروز به هنر دینی :

خوش است اندر سر شوریده سودا به شرط آنکه سودای تو باشد

مقدمه
به عکس دنیای امروز که هنر را یا در گوشه موزه ها و نمایشگاهها می جوید، و یا آنرا موضوعی تفننی می انگارد که در هر دو صورت وسیله ای برای گذراندن اوقات فراغت است، در گذشته هنر در متن زندگی و با هر فعالیتی جاری بوده، و در واقع به مثابه معنا و روح ساخته های انسان جلوه می نمود. علت این دوگانگی را نیز در نحوه نگرش انسانها به عالم هستی و فعالیتهایشان می توان جستجو نمود که حتی زندگی و مشی دینداران را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در جهت تبیین رابطه انسان امروز با هنر و نیاز وی به آن و به ویژه نقشی که هنر دینی و معنوی در کمال و رشد وی ایفا می نماید. وجیزه حاضر پس از ذکر کلیاتی که برای وضوح و امکان ادامه بحث ضروری است، به موضوعاتی چون رابطه هنر و انسان، رابطه دین و هنر، هنرهای منتسب به دین و نتیجه گیری از بحث اشاره خواهد داشت .
بی تردید، بارزترین آرمان انسان، تعالی و کمال یافتن و وصول به مکانی است که جهانبینی انسان به عنوان اوج ونهایت حیات برای او تعریف می نماید، که البته این آرمان در جهانبینی ها و جوامع و فرهنگهای مختلف، هم ویژگیها و مختصات متفاوتی را دارا هستند، و هم اینکه برای وصول به آن راههای گوناگونی مد نظر قرار می گیرد . هنر یکی از زمینه هایی است که انسان در طول تاریخ در جهت بیان آرمانهای خویش و همچنین در راه وصول به آن آرمانها از آن بهره گرفته است. هنر با عنایت به جهانبینی و تفکر انسان و زمان و مکان زیست او و همچنین اهداف و آرمانهایش جلوه های گوناگونی داشته و از تمرکز بر معنویت و روحانیت و ذکر نکات روحانی گرفته تا توجه بر مادّیت صرف در نوسان بوده است. البته هنر نیز همچون بسیاری تعابیر و مفاهیم همچون حقیقت، عشق، زیبایی، آزادی، عدالت و امثالهم واجد حقیقتی و ماهیتی عالی و اصیل و الهی است که با بکار گرفته شدن توسط انسانهای با عقاید مختلف جلوه های گوناگونی یافته و طیف وسیعی (از اوج تا حضیض) به نام هنر نامیده می شوند. علی ایّ حال بدون دخول در جزئیات این مقوله،(۱) تنها به این موضوع بسنده خواهد شد که رابطه هنر بخصوص هنر دینی با انسان دوران معاصر چگونه است و یا چگونه باید باشد ؟ و به عبارت دیگر نقشی که هنر دینی در ارتقاء کیفیت حیات انسان ایفا مینماید چگونه است ؟
بررسی روابط دین و هنر و انسان امروز و تبیین مناسب ویژگیهای آن در وهله اول نیازمند آشنایی با معنای این تعابیر است که از دیدگاه افراد مختلف ( با جهانبینی و فرهنگ و محیط و سابقه علمی و فکری گوناگون ) مصادیق و معانی متفاوتی را دارا هستند. در جهت وضوح بحث سعی بر آن خواهد بود تا در این مختصر ویژگیهای این تعابیر روشن شوند. زیرا اولین گام برای وضوح روند بحث، معرفی و حداقل توافق و تفاهم در مورد این تعابیر می باشد. هر چند که برای تعریف این تعابیر، به ویژه دین و هنر نیز امکان مطالعات گسترده ای وجود دارد و طبیعتا می توان تعاریف متعدد و متفاوت از آنها ارائه نمود، اما با ارجاع مطالعه به منابع ذیربط، تعاریف مورد نظر تا جایی که لازمه وضوح بحث است، به اختصار ذکر میشود.
دین: معنای دین را از مناظر گوناگون می توان بررسی کرد، اولین راه آنست که مطابق معنای لغوی آن، دین را به هر گونه راه و روشی که برای چگونه زیستن و مسیر حرکت در زندگی برگزیده می شود اطلاق نمائیم.(۲) منظر خاص تر که در اکثر مواقع نیز مراد از دین این گونه برداشت است، آن است که دین را اعتقادات و مبادی جهانبینی خاصی اطلاق نمائیم که ارتباط انسان را با ماوراءالطبیعه برقرار می نماید. از این منظر هر گونه اعتقادی که این ارتباط را برقرار سازد دین نامیده می شود. این منظر نیز به دو دیدگاه قابل تقسیم است: دیدگاهی که دین قابل قبول را منحصر به ادیانی میداند که پیروان آنها ضمن اعتقاد به مبادی مربوط به ماوراءالطبیعه به خالق یگانه و واحد نیز معتقد هستند، که نمونه بارز آن ادیان توحیدی هستند. و دیدگاه دیگر مشتمل بر ادیانی است که به شیوه های گوناگون اعم از پرستش الهه ها، عناصر طبیعی (زمینی و سماوی)، بت پرستی، و سایر صور شرک ظهور نموده اند. هر دیدگاهی موجد و بانی و مروّج نوعی جهانبینی خاص است که در مقایسه آنها اگر دو منظر اصلی یعنی اعتقاد به متافیزیک و انکار آنرا مدنظر داریم می توان از جهانبینی های دینی و غیر دینی سخن گفت. در حالی که اگر رابطه ادیان الهی و نفی دین را در نظر بگیریم می توان از جهانبینی های الهی و مادی،(۳) و اگر دو نوع نگرش دینی را مد نظر داریم می توان از جهانبینی توحیدی و شرک سخن گفت.(۴)
وقتی صحبت از دین به میان می آید طبیعی است که شناسایی یک سری باورها و یک نوع جهان بینی و هستی شناسی و غایت و آرمانی برای زندگی و حیات لازم می آید که بسته به ماهیت آن دین مورد نظر با تغییراتی قابل توضیح هستند. جملگی این موضوعات بر فعالیتهای انسان و از جمله هنر او نیز اثر می گذارند. مراد این نوشتار از دین عبارت است از نوعی مشی و زندگی که بر پایه ایمان به خالق، معنادار بودن حیات، و باور به حیات پس از مرگ، و تسلط سنت ازلی بر عالم وجود، استوار شده است. در این ترتیب دین اساسا به باطن و ملکوت هر شی ء و هر عملی در جهان متوجه بوده و ظاهر و ماده را تجلی آن اصل باطنی می داند.

چیست دین برخاستن از روی خاک تا که آگه گردد از خود جان پاک

به این ترتیب و در کنار همه اینها صحبت از هنر بدون توجه به جهانبینی و معرفت و آگاهی و اهداف حیات ممکن نیست.(۵)
هنر: بدون دخول در معنای هنر از دیدگاههای مختلف، مروری بر تلقی جوامع از هنر، که تابعی از دین و جهانبینی و فرهنگ غالب بر آنها بودند به وضوح بحث کمک خواهد نمود. در این زمینه دیدگاه های مختلفی وجود دارد: دیدگاهی هر آنچه را که انسان (به خصوص در جامعه ای دینی) با اعتقاد و در جهت انجام وظایف خویش به نحو شایسته ای انجام میدهد هنر می نامد. دیدگاهی ایجاد فضا و شکل و صوت و بطور کلی هر اثر لذتبخش را هنر می شناسد. دیدگاهی دیگر صرف ایجاد شی ء زیبا را هنر میداند. دیدگاهی هنر را در برخی مقولات خاص همچون موسیقی، نقاشی، ادبیات، نمایش، مجسمه سازی و معماری منحصر و محدود می شمارد.(۶)
این وجیزه را سعی بر آن خواهد بود تا همانگونه که در بحث دین گذشت، برای هنر نیز بر تعریفی متمرکز شود که قابل تعمیم به جملگی هنرها باشد. باین ترتیب هنر را ارائه و بیان نظر و موضوعی خاص به نحوی تلقی می کنیم که تأثیر روانی بر انسان داشته باشد به نحوی که این تأثیر بر جسم او نیز تأثیر بگذارد و او را به بروز عکس العمل وا دارد.
همانگونه که دین درجات مختلفی دارد، برای هنر نیز می توان درجاتی قائل شد که در طیف وسیعی از هنر الهی تا هنر شیطانی (هنر حقیقی تا هنر مجازی یا..) قابل تبیین است. علی ایّ حال مراد اصلی در این نوشتار هنر اصیل و حقیقی خواهد بود. هنری که جلوه ای از وجه روح الهیه ملکوتیّه انسان و وجه خلاّقه و به عبارتی نشانه انسانیت انسان است. و اما برای آنکه زیاد از جو عمومی جامعه دور نشویم هنر به رشته هایی خاص اطلاق می شود که اصطلاحا نیز هنر نامیده می شوند. اگرچه که این تقسیم بندی و اطلاق هنر به برخی فعالیتها به تعبیری از اثرات تفکرات بعد از رنسانس است.(۷) و مراد اصلی از هنر، هنر معنوی و هنر رحمانی است و شبه هنرها، هنر مجازی و هنر شیطانی، مقصود نمی باشد.
انسان امروز: و اما غامض ترین و چند پهلوترین تعبیر، تعریف انسان امروز است. طبیعی است که قبل از تعریف انسان امروز تبیین مراد از انسان نیز به وضوح بحث کمک خواهد کرد. تعریف انسان در مکاتب و ادیان و تفکرات مختلف، علیرغم تشابهشان، دارای وجوه افتراقی نیز هستند، گاهی انسان حیوانی ناطق معرفی میشود،تفکری او را جانشین خداوند در زمین می شناسد، و در دوران مدرن به جایگزین خداوند و معیار و میزان سنجش همه چیز و ارزشگذار تبدیل میشود. آنچه که از ظاهر ادیان برمی آید نیز حاکی از تلقی های متفاوت نسبت به انسان است. برای نمونه هگل میگوید: «من دین یهود را نمی پذیرم چون بر اساس تفسیر روحانیون یهود نسبت انسان با خدا برده و ارباب است و این رابطه هیچ نوع نقش تربیتی و سازندگی برای انسان ندارد.» جالب است بدانید که حکیمان و عارفان مسلمان علیرغم آنکه در قرآن واژه های عبد، عبادت، رب مکرراً آمده است، قرائتی جدید از این مفاهیم ارائه داده اند که کاملاً مقابل قرائت متکلمین یهود قرار می گیرد. در قرائت عارفان اسلامی انسان بنده خدا و خداوند ولی و مولای اوست و میانشان رابطه ولایی برقرار است. ولایی که همراه با محبت و دوستی و عشق است، نه نفرت و ترس و خشم.(۸) تعبیر انسان امروز تعبیری چند پهلو است که می تواند مفاهیم و تصورات متنوع و حتی متضادی را به ذهن متبادر نماید. از یک جهت می توان انسان امروز را مترادف انسان مدرن دانست که در واقع همان انسان معاصر مغرب زمین است. انسانی که جملگی فعالیتها و رفتار و پندار و برنامه هایش بر اساس عقل جزئی (ابزاری) تنظیم شده است. این انسان می تواند منکر هر گونه معنویتی باشد. می تواند معنویت را امری شخصی و فردی تلقی کند که در زندگی و رفتارها و برنامه های اجتماعی جائی ندارد. می تواند اصولاً معنویت را به عنوان امری غیر حقیقی و فقط برای اداره و کنترل انسانها توصیه نماید. انسان امروز می تواند فردی دیندار باشد، منتهی مشی و رفتار و اخلاقش، مشی و رفتار و اخلاقی مادی باشد. می تواند دیندار باشد ولی به روش جهانگرایان (سکولارها) مشی کند. باید توجه کرد که سکولاریسم در صورتها و جلوه های مختلف و از راههای پیدا و نهان می آید و در همه جا به سراغ همه چیز و همه کس میرود و مخصوصا در تفسیر کلمات قدسی جایی برای خود دست و پا میکند. مأموران و نمایندگان سکولاریسم همیشه منکران دین نیستند. سکولاریسم وقتی در جان یک دیندار سکنی میگزیند او را به بی دینی نمی خواند، بلکه تلقی دینی او را با مسلّمات عصر تطبیق میدهد.(۹)
می تواند سنّت را مقوله ای قدیمی و مندرس و کهنه و غیر قابل اتکا و استناد و نامناسب برای زندگی خویش بداند. و یا بالعکس می تواند سنت را قانون حیات بداند که راههای پاسخگویی به اصول آن با تغییرات علوم بشری در حال تغییر است. می تواند تنها متدیّن باشد و به برخی عبادات و آداب فردی پرداخته و دین را در امور جاری زندگی و فعالیتها و حتی آموزشها و علومش دخالت ندهد.(۱۰) و می تواند تفکر دینی را در همه شوءونات زندگی خویش مسلط بخواهد. می تواند انسان باشد با همه آرمانها و اهداف و باورهای حقیقی انسانی که در هر زمانی که زندگی کند اصول برایش تغییر نمی کنند و تنها ابزار و روشها هستند که از نظر او تغییر می کنند.(۱۱)
با توجه به این مباحث، وجه بارز (انسان امروز) مورد نظر، عبارت از زمان (عصر و دوران) زندگی، و ویژگیهای زمانی است که او در آن زیست می کند که اهم این ویژگیها عبارتند از: ارتباطات سریع، دسترسی (نسبتا) آسان به اطلاعات،(۱۲) هجوم تبلیغات، بحران هویت، مسخ و استحاله واژه ها و مفاهیم عالی انسانی، سلطه سرمایه، تحت عناوین فرهنگ جهانی و…، علمگرایی (به معنای تجربه گرایی) خرد گرایی (به مفهوم عقل ابزاری) و در کنار همه اینها تکفیر معترضین به طریقی بیرحمانه تر از قرون وسطی.
هنر دینی: تحت این عنوان علاوه بر تعریف هنر دینی سعی بر آن خواهد بود تا رابطه هنر و دین نیز تبیین شود. از آنجایی که دین به عنوان یک نوع بینش (نگرش ) و جهانبینی مطرح می شود.(۱۳)
و از سوی دیگر هنر نیز واجد مبانی نظری و فلسفی است و شکل گیری و معنای آن بر اساس جهان بینی ها و بینشها می باشد.(۱۴)
بالتّبع دریک جامعه دینی، دین تأثیرات خاص خویش را بر هنر ظاهر نموده وبا اصول و ارزشهای خاص خود هدایت و جهت دادن به آن را عهده دار میشود. هنر مرتبط با دین و برخاسته از آن، واجد دو وجه بارز است، یکی هنر قدسی و دیگر هنر دینی. هنر قدسی هنری است که مستقیماً و بلاواسطه از ارزشهای دینی سرچشمه گرفته، و برای آئینهای دینی مورد استفاده قرار میگیرد. در حقیقت هنر قدسی جلوه ای از شهود است که در گذشته مردم از معنای آن آگاه بودند، و یا به عبارتی مبیّن تجلّی عوالم برتر (عقل و روح)در ساختهای نازل تر هستی(نفس و ماده) است. هنر قدسی را می توان شاخه ای از هنر سنّتی (دینی) تلقی نمود که به صیقل دادن و ارتقای روح و معنای حیات انسان می پردازد. نمونه بارز هنر قدسی را در خوشنویسی قرآن مجید و تلاوت آن در اسلام، شمایل نگاری در مسیحیت می توان مشاهده کرد. در حالی که هنرهای دینی فراوانی را در هر دینی می توان سراغ گرفت از جمله موسیقی، معماری ، نقاشی و شعر که برای مقاصد و آئین های دینی و تذکر معانی معنوی آنها مورد استفاده قرار میگیرند. در این زمینه نیز امکان خلط مباحث و معرفی هنری معمولی بجای هنر دینی وجود دارد. به این ترتیب که برخی موضوعات دینی بطور خیلی سطحی و تنها به قصد دینی قلمداد نمودن هنر مورد نظر در آنها بکار گرفته می شوند. به عبارت دیگر باید توجه داشت که به دلایلی همچون مد، و یا سفارش، و یا جو عمومی، امکان ایجاد آثاری به نام دین و با تم دینی وجود دارد که فی الواقع وجه مجازی هنر دینی نامیده می شود. این وجه مجازی همردیف و در امتداد هنر مادی و مجازی است که تنها به دلایلی به هنر دینی مشتبه شده و یا به عبارتی به لباس دین ملبس شده است تا بازاری بیابد. اما هنر دینی اصیل که وجه اعلا و متعالی آن هنر قدسی است، به هنری اطلاق می شود که از فکر دینی و قدسی نشأت گرفته و متذکر به حقایق الهی و معنوی باشد.
به این ترتیب، دین بطور عام با همه هنرها نسبت داشته، از آنها بهره گرفته، به آنها غنا بخشیده، و در اصلاح و تصفیه و تکاملشان ایفای نقش نموده است. و متقابلاً هنر نیز از تعالیم دینی و بخصوص مضامین معنوی آن کسب فیض نموده، سبکها و روشها و اسلوبی خاص را در ارائه آنها معرفی نموده، و البته به تبع جهان بینی منبعث از هنر دینی در رشته های مختلف اوج و افولهایی را نیز داشته است. بنابراین رابطه هنر با دین رابطه کالبد با روح است.(۱۵)
به این معنا که همواره دین به عنوان راهنما و تغذیه کننده (فکری ) هنر ایفای نقش نموده است تا جائیکه اولاً جملگی ادیان هنری خاص که مبین تفکرات و ایده های خاصی نیز بوده اند را پایه گذاری کرده که بنام خودشان معروف شده اند همچون هنر بودایی، هنر هندو، هنر مسیحی، هنر اسلامی و حتی امروزه که هنر مدرن یا هنر پست مدرن مطرح است به نحوی به جهانبینی و دین و تفکر حاکم بر جهان مدرن اشاره دارند.
رابطه هنر و انسان: از آنجائی که سعادت انسان و هدایت وی موضوع اصلی مورد نظر دین بوده و هنر نیز (با هدایت جهانبینی) توسط انسان پدید می آید، تبیین رابطه انسان و هنر از اهمیتی خاص برخوردار است. در گذشته رابطه جامعه و هنر همچون رابطه جامعه با دین بود. اگر دین، دینی الهی، تکریم کننده انسان بوده و آورنده دین نیز با جامعه قرابت و همزیستی داشت هنر نیز چنین بود. و بالعکس اگر دین، دینی درباری و شرک آلود بود،و آورنده یا مبلغ و سردمدار آن با جامعه هماهنگ و با آن سر سازگاری داشت، لااقل برخی هنرها به عنوان هنر خاص آن دین مطرح بوده و در میان جامعه رواج می یافت. با این اوصاف می توان گفت که دین با هنر پیوند و قرابتهایی دارد. به این معنا که همانطور که دین قصد هدایت انسان به سمت رستگاری و فلاح و در واقع راهنمایی برای رجعت او به اصل خویش را دارد. هنر نیز باید بتواند انسان را به اصل خویش (جایی که از آن آمده و به آن رجعت خواهد نمود) متذکر سازد.(۱۶)
به عبارت دیگر از آنجایی که دین و هنر با انسان و زندگی (و ساحتهای حیات) او سر و کار دارند نمی توانند بی ارتباط با یکدیگر باشند. با عنایت به آنچه که در باب ویژگیهای دین گذشت، هنر نیز باید بتواند پاسخگوی مناسبی برای ویژگیهای مذکور برای دین باشد. در واقع رابطه هنر با انسان از طریق همین ارتباط برقرار می شود به این ترتیب که:
هنر باید بتواند فضای مناسبی را برای رشد و کمال انسان فراهم کند. هنر باید خود واجد معنایی باشد که معنویت دینی را به ذهن متبادر نماید. هنر باید معنادار بودن حیات را متذکر شود. و در واقع به آگاهی و علم و معرفت منجر شود. هنر باید مبدأ و بخصوص مقصد نهایی حیات انسان را به او متذکر شود.
هنر باید چگونگی زیستی را نیز به انسان تعلیم دهد. هنر باید زیبایی و حسن و تعادل و سایر قوانین حاکم بر عالم وجود که مخلوق خداوند هستند، و از طریق علم شناخته می شوند، را در تولیدات انسانی به کار بندد. هنر باید جاودانه ها و جاودانگی ها را تذکّر دهد. هنر باید از ایجاد غفلت و بی خبری در انسان جلوگیری کند.
در هنر باید به دنبال ساختن انسان و اثرات دائمی بود و نه اثرات موقّت که به محض قطع ارتباط با هنر، اثرات مثبت و سازنده آن نیز از بین برود.
هنر باید بتواند روح ناآرام انسان را که مدام در پی اصل خویش است آرام نماید و در واقع باید با زیبایی خود بتواند روح انسان را به ماندن در کالبد مادی تشویق و ترغیب و راضی نماید.
رابطه دین و هنر در مورد رابطه و تأثیر دین و هنر بر یکدیگر می توان گفت که هنر، مبادی و اصول و ارزشهای خویش را از جهانبینی و فرهنگ ح

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.