خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هم پیمانی مسلمین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هم پیمانی مسلمین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان لقمان و مواعظ اخلاقی آن جناب [همراه تفسیر آیات ۱۲ ۱۹ سوره لقمان ]
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان لقمان و مواعظ اخلاقی آن جناب [همراه تفسیر آیات ۱۲ ۱۹ سوره لقمان ] قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
03ساعت
29دقیقه
52ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح ( تفسیر آیات ۵۵ تا ۶۰ سوره انفال )

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 69

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح ( تفسیر آیات ۵۵ تا ۶۰ سوره انفال )؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح ( تفسیر آیات ۵۵ تا ۶۰ سوره انفال ) شامل 97 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح ( تفسیر آیات ۵۵ تا ۶۰ سوره انفال ) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح ( تفسیر آیات ۵۵ تا ۶۰ سوره انفال ) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح ( تفسیر آیات ۵۵ تا ۶۰ سوره انفال ) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح ( تفسیر آیات ۵۵ تا ۶۰ سوره انفال ) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح ( تفسیر آیات ۵۵ تا ۶۰ سوره انفال ) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معاهدات و جنگ و صلح ( تفسیر آیات ۵۵ تا ۶۰ سوره انفال ) :

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

ان شر الدواب عند الله الذین کفروا فهم لا یؤمنون الذین عاهدت منهم ثم ینقضون عهدهم فی کل مره و هم لا یتقون فاماتثقفنهم فی الحرب فشرد بهم من خلفهم لعلهم یذکرون.و اماتخافن من قوم خیانه فانبذ الیهم علی سواء ان الله لا یحب الخائنین و لا یحسبن الذین کفروا سبقوا انهم لا یعجزون.

از این چند آیه،دو آیه اول را در هفته گذشته تفسیر کردیم.آیه اول راجع به این بود که بدترین جنبندگان چیست؟فرمود نوعی ازانسانها هستند.در اینجا به مناسبت مطلبی که بعد عنوان می فرماید،یکی از صفات غیر انسانی آنها را بیان می کند و آن،مسئله نقض عهد وپیمان است.کانه اینطور می فرماید که ما به این دلیل اینها را پست ترین حیوانات و جنبنده ها می خوانیم که اینها دارای این ممیزات وخصوصیات هستند.یکی از خصوصیاتشان این است که با دیگران پیمان می بندند(پیمان بستن به اصطلاح قول شرف دادن است،شرف انسانیت را گرو گذاشتن است)ولی این پیمانشان دسیسه ای بیش نیست،آن را نقض می کنند.نه اینکه فقط یک بار نقض بکنند بلکه هر پیمانی که می بندند نقض می کنند.ما در امور دینی می گوئیم هیچکس معصوم نیست،امکان خطا،لغزش و گناه برای همه هست،اما فرق است میان کسی که پایبند به تقوا است و احیانا گناهی از اوسر می زند و این سرزدن گناه،برای او یک امر غیر عادی است و لهذابعد پشیمان می شود،خودش را ملامت می کند و تصمیم می گیرد که دیگر چنین کاری نکند،و میان کسی که اساسا گناه برای او مفهومی ندارد،پشت سر یکدیگر مرتکب می شود و این نشان می دهد که آن معنایی که ما به آن می گوییم «تقوا»اصلا در این شخص وجود ندارد.

قرآن درباره این پست ترین حیوانها که جز عده ای از انسانها نیستند،نمی گوید اینها یک بار نقض عهد کردند.چون ممکن است گفته شودلغزشی از اینها سر زده است.می گوید:«آنها که هر وقت پیمان می بندند پیمان خویش را نقض می کنند».و عرض کردیم که مسئله وفای به عهد و پیمان یک مسئله انسانی است،مسئله ای است که وجدان هر انسانی به آن حکم می کند و اعم است از اینکه آنکه پیمان می بندند مسلمان باشد یا نباشد،اساسا خداشناس باشد یا نباشد،به ماوراء الطبیعه معتقد باشد یا نباشد.از آن چیزهایی است که وجدان انسانی هر کسی به آن حکم می کند.پس آن آدمی که هیچگاه پایبند به وفای به عهد و پیمان خودش نیست و هر وقت که پیمان می بندد دسیسه ودغل بازی است و تصمیمش بر این است که آن را نقض کند،او ازانسانیت و از آن چیزی که آن را شرف انسانیت می نامند سقوط کرده و دیگر انسان نیست.

شرافت انسانی

بحثی است که امروز زیاد مطرح است خصوصا در میان کسانی که درباره مسائل حقوقی می اندیشند و آن، مسئله «شرافت انسانی »یا به تعبیری که در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است «حیثیت انسانی »است.ادعا می کنند که انسان یک شرافت وحیثیت بالخصوصی دارد که به موجب آن شرافت و حیثیت،یک احترامی دارد که غیر انسان از حیوان و نبات و جماد،چنین احترامی راندارد.و لذا مثلا می گویند خون هر انسانی محترم است اما نمی گویندخون هر حیوانی محترم است.می گویند شرافت انسانی یک چیز دیگراست.همچنین می گویند آزادی انسان محترم است،یعنی آزادی را به غیرانسان تعمیم نمی دهند.

هستند در میان افراد بشر،افرادی مثل هندیها که می گویندخون بعضی حیوانات محترم است،در درجه اول گاو،و بعد حیوانات دیگری که گوشتشان خورده می شود.هندیها هم خون حیوانهایی نظیرحشرات یا موذیها را محترم نمی دانند و مثلا نمی گویند خون یک مار یاعقرب یا مگس یا زنبور و یا پشه محترم است.یعنی همان هندی که ازگوشت مرغ و گوسفند و گاو و شتر،و از کشتن اینها اجتناب می کند،از این که در اطاقش «ددت »بزند و یکدفعه صدها و بلکه هزارها پشه رابی جان بکند اعراضی ندارد.به علاوه،مسئله،تنها کشتن و بی جان کردن نیست،سلب سایر آزادیها هم هست.یک فیل یا اسب در ابتداحیوانی بوده است آزاد که ما می گوئیم وحشی.آزاد می گشته در میان کوهها و جنگلها و بیابانها.آیا این حیوان به اختیار خودش آمد در میان انسانها و گفت:ای انسانها مرا اهلی کنید،بر من سوار شوید،مرا به گاری ببندید،از من بارکشی بکنید؟نه.ولی انسانها از اینها استفاده می کنند،خودشان را مالک می دانند و آنها را مملوک،و هیچگاه درباره آزادی و شرافت حیوانی حیوانها بحث نمی کنند که آنها هم جاندارند،یک شرافت ذاتی دارند،آزاد به دنیا آمده اند و باید آزاد زیست کنند،پس تمام حیوانات را که استخدام و اهلی کرده ایم رها کنیم،حتی ازپشم گوسفندها هم استفاده نکنیم، گاندی از شیر بزش هم استفاده نکند چون همین که وی بزی را گرفته است و از شیر او استفاده می کند،برده گرفتن یک حیوان است.

ما اکنون نمی خواهیم روی این مسئله بحث بکنیم چون دامنه درازی دارد.هم بشرهای دیندار و هم بشرهای غیر دیندار، هر دو یک شرافتی را برای انسان ادعا می کنند که انسان را لااقل اشرف ازحیوانات می دانند و لهذا برای انسان حقوق و آزادیهایی قائلند که آن حقوق و آزادیها را برای حیوانات قائل نیستند.ما فعلا بحثمان در ما قبل این مطلب نیست که چرا برای انسان این شرافت را قائل شده اند وبرای غیر انسان قائل نشده اند.بحث ما از ما بعد این مطلب است که حالا که برای انسان چنین شرافتی قائل شده اند و برای حیوانها قائل نشده اند ما از این اشخاص می پرسیم شرافت انسان به چیست؟ آیاشرافت انسان به جان داشتن است؟همه جاندارها جان دارند.پشه هم جاندار است.به چشم داشتن است؟حیوان چشم دار در دنیا زیاداست.به حافظه داشتن است؟حیوان حافظه دار در دنیا زیاد است.

باید یک چیزی در انسان وجود داشته باشد که اسمش انسانیت است و در حیوانها وجود ندارد.اگر کسی قائل شد که در انسان یک حقایقی وجود دارد مافوق حیوانی،آنوقت می تواند برای انسان یک شرافتی قائل بشود که به موجب آن شرافت، خون انسان محترم می شود ولی خون حیوانها محترم نیست،آزادی انسان محترم می شود و آزادی جانداران دیگر محترم نیست;و الا اگر صرفا بگوئیم چون ما نسل بشر هستیم یامستقیم القامه هستیم و جانداران دیگر چنین نیستند[پس دارای شرافت می باشیم]می گویند این که دلیل نشد.

حقیقت این است که ما یا باید برای انسان هیچ شرافت وامتیازی-به معنای مذکور-نسبت به حیوانات قائل نشویم وهیچکدام را محترم نشماریم،و اگر انسان را محترم می شماریم همه جانداران را به طور مساوی محترم بشماریم،که در این صورت هیچ فرقی نیست میان کشتن یک مگس و کشتن یک انسان;و یا اگر می خواهیم امتیاز قائل بشویم،از نسل بشر بودن نمی تواند ملاک باشد.

منطق قرآن همین است.می گوید یک انسان به صرف اینکه ازنسل بشر است نمی تواند احترام بیشتری از حیوانات را ادعا بکند.یک انسان به موجب آنکه انسان است و شرافتهای ذاتی انسانی و کمالات مختص انسانی را دارد می تواند محترم باشد.یکی از اموری که لازمه انسانیت انسانهاست،مسئله محترم شمردن پیمان و قرارداد است.

انسان،انسان است نه به اینکه حرف بزند،بلکه به اینکه در حالی که می تواند دروغ بگوید راست بگوید.انسان،انسان است به اینکه به اختیار خودش پیمان ببندد و در حالی که برایش ممکن است خیانت بکند،روی پیمانش بایستد و لو به ضرر خودش باشد.البته نمی گویم منحصر به اینهاست،اینها از نشانه های انسانیت است.

این است که قرآن وقتی می خواهد بگوید اینها از هر جنبنده ای پست تر هستند و از آن شرافتی که برای انسان هست که و لقد کرمنابنی آدم و حملناهم فی البر و البحر (۱) در اینها وجود ندارد،اینها ازاسب و شتر و الاغ پائین ترند،از حشرات پائین ترند،مظاهر ضد انسانی آنها را ذکر می کند.می گوید انسانی که آن اولیات انسانیت را که راستگویی و امانت و وفای به عهد است واجد نباشد،او فقط یک حیوان است و بیش از یک حیوان احترام ندارد،بلکه بودن او درجامعه انسانیت-اگر قابل اصلاح نباشد-جز زیان بر انسانیت چیزی نیست.این است که این آیات،مقدمه آیات جهاد است.

می خواهد بگوید ما اگر اجازه جهاد می دهیم،در زمینه انسانهایی است که در واقع انسان نیستند.اول این مقدمه را ذکر می کند که اینهااز هر جنبنده ای پست تر هستند،پس اگر کشتن عقرب جایز است،کشتن اینها هم جایز می باشد.به چه دلیل؟به دلیل اینکه پیمان درنظر اینها کوچکترین احترامی ندارد.نه اینکه یک بار نقض می کنند.

اساس وجودشان پیمان شکنی است.هر وقت پیمانی می بندند،در آن ته دلشان تصمیمشان بر این است که اگر فرصتی پیدا کردند پیمان رانقض کنند.وفای به پیمان دستور قرآن است.در سوره توبه می فرماید:

ای پیغمبر!اگر با مشرک هم،پیمان بستی باید به پیمان خودت وفادارباشی.تا آنها پیمان را نقض نکرده اند تو نباید پیمان را نقض کنی. فمااستقاموا لکم فاستقیموا لهم (۲) مادامی که آنها با استقامت به نفع شمایعنی به نفع پیمانی که با شما بسته اند،ایستاده اند شما هم باید بایستید.

یا در آیه دیگر می فرماید: فاتموا الیهم عهدهم الی مدتهم (۳) بامشرکین هم که پیمان بستید،تا پایان مدت،عهد خودتان را محترم بشمرید.

بیان نهج البلاغه درباره وفای به پیمان

در مسئله پیمان،یک بیانی هست در نهج البلاغه که باید آن رابرای شما بخوانم تا ببینید که از نظر علی علیه السلام مسئله وفای به پیمان،یک مسئله عمومی و انسانی است.در فرمان معروفی که به فرماندار خودش-و به مقیاس امروز به استاندار خودش-مالک اشترمی نویسد،یکی از دستورهایش این است که مبادا با مردمی عهد وپیمان برقرار بکنی و بعد هر جا که دیدی منفعت این است که عهد وپیمان را نقض بکنی،آن را نقض نمایی.بعد حضرت استناد می کند به جنبه عمومی و بشری عهد و پیمان،که اگر بنا بشود پیمان در میان بشر احترام نداشته باشد،دیگر سنگ روی سنگ نمی ایستد. عبارت این است:و ان عقدت بینک و بین عدو لک عقده او البسته منک ذمه فحط عهدک بالوفاء اگر با دشمن خودت پیمانی بستی یا آنهارا با شرایط ذمه قبول کردی (۴) [به پیمانت وفادار باش]وارع ذمتک بالامانه و اجعل نفسک جنه دون ما اعطیت عهده خودت را که پیمان بستی به امانت رعایت کن و خودت را سپر قولی که داده ای قراربده.خیلی تعبیر عجیبی است!فانه لیس من فرائض الله شی ء الناس اشد علیه اجتماعا مع تفرق اهوائهم و تشتت آرائهم من تعظیم الوفاء بالعهود می فرماید از فرائض الهی هیچ فریضه ای نیست که مردم با همه اختلاف سلیقه ها و اختلاف عقیده ها،در آن،به اندازه این فریضه متفق باشند(حالا عمل بکنند یا نکنند مسئله دیگری است)و آن این است که پیمان را باید وفا کرد.چون این یک امری است که از وجدان انسان سرچشمه می گیرد و به عقیده خاصی مربوطنیست که کسی بگوید چون در دین ما دستور رسیده پس من عمل بکنم،و دیگری بگوید ولی در دین ما نیست پس لازم نیست عمل بکنم.می گوید این را وجدان هر بشری حکم می کند. و قد لزم ذلک المشرکون فی ما بینهم دون المسلمین لما استوبلوا من عواقب الغدر حتی مشرکین که به مراتب از مسلمین پست ترند این مطلب را درک کرده بودند که باید پیمان را محترم بشمرند.پس چه رسد به مسلمین.

فلا تغدرن بذمتک و لا تخیسن بعهدک و لا تختلن عدوک فانه لا یجتری ء علی الله الا جاهل شقی مبادا در عهده ای که گرفته ای خیانت کنی،مبادا عهد خودت را نقض کنی،مبادا با دشمنت با این مکاریها و نیرنگ بازیها رفتار کنی که پیمان ببندی و بعد آن را زیر پابگذاری که این،جرات بر خداست و بر خدا کسی جرات نمی کند مگراینکه نادان و شقی باشد.

و قد جعل الله عهده و ذمته امنا افضاه بین العبادبرحمته و حریما یسکنون الا منعته .تعبیرهای عجیبی است!خدا عهدو پیمان را مامن برای بشر قرار داده است،عهد و پیمان را حریمی قرارداده برای بشر که در آن بتوانند سکونت و آرامش پیدا کنند.تا آنجا که می فرماید: و لا تعولن علی لحن قول بعد التاکید و التوثقه الی آخرحدیث.خلاصه می گوید در هر شرایطی قرار بگیری و لو فوق العاده ناراحت باشی و ببینی تنها راه اینکه از این مضایق بیرون بیایی این است که پا روی این امر انسانی بگذاری،این کار را نکن.اینجاست جای توکل و اعتماد به خدا و اینکه بگویی خدایا!چون رضای تو در این است که به عهد خود وفادار باشم،من نقض پیمان نمی کنم.مگر اینکه دشمن نقض پیمان بکند یا علائم نقض پیمان[آشکار]باشد و بر توثابت بشود آنها می خواهند نقض پیمان بکنند،که آن هم شرایطی داردکه ما طبق آیات قرآن عرض خواهیم کرد.

امروز اینگونه نقض عهدها را نوعی زرنگی و سیاستمداری می دانند.البته اینها نکاتی نیست که گذشتگان از آنها غافل بوده اند و امروزیها کشف کرده اند.گذشتگان هم می دانستند،بدهاشان مثل امروزیها نقض می کردند،خوبهاشان وفادار بودند.ما می بینیم معاویه پسر ابو سفیان می آید با امام حسن علیه السلام پیمان صلح می بندد بانام خدا و با عهدهای مؤکد و زیرش را هم امضاء می کند،ولی همینکه روی کار آمد و سوار شد،در اولین خطابه ای که می خواند می رودبالای منبر و اعلام می کند:ایها الناس!از حالا به شما بگویم تمام موادقراردادی را که با حسن بن علی(ع)بسته بودم زیر پا گذاشتم.با پایش هم روی آن کوبید و گفت اینطور زیر پا گذاشتم.گفتند عجب آدم سیاستمداری است،آنجا که مصلحتش است که پیمان ببندد پیمان می بندد،امضاء بکند امضاء می کند،قسم بخورد قسم می خورد،وقتی که به اصطلاح خرش از پل گذشت می گوید همه را زیر پا گذاشتم.اماوقتی که سراغ علی(ع)می رویم می بینیم به او می گویند ببین معاویه چقدر مرد زرنگی است.امیر المؤمنین می فرماید آن زرنگی نیست،اسمش را زرنگی و زیرکی نگذارید،آن بی دینی است.فرق است میان بی دینی و زیرکی.آدم دیندار همه این راهها را می داند ولی نمی کند،اما آدم بی دین این کارها را انجام می دهد. تفاوتش در پابندنبودن است،نه اینکه او چیزی درک می کند که دیندار درک نمی کند.این است که در چند جای نهج البلاغه این مطلب عنوان شده است که ان الوفاء توام الصدق الی آخر حدیث.خلاصه می فرماید افراد باتجربه دنیا دیده گرم و سرد چشیده مثل من همه این راهها را می دانند ودونها مانع من امر الله و نهیه (۵).اما می بیند این کار[با دستور خدا سازگار نیست].

برخورد با کفار پیمان شکن

فاما تثقفنهم فی الحرب حالا که اینها پیمان شکن هستند،هر گاه در جنگ بر آنها مسلط و پیروز شدی(نکته های قرآن را ببینید!

نمی گوید در همه جا،چون فقط در میدان جنگ خون آنها را مباح می شمرد)،اگر در جنگ به چنین موجوداتی که گفتیم پست ترین جنبنده ها هستند رسیدی یعنی اگر بر اینها پیروز و مسلط شدی(نمی گویدبا اینها چه رفتاری کن.تعبیر عجیبی دارد:) فشرد بهم من خلفهم کاری کن که آن جماعتی را که پشت سر اینها قرار گرفته اند ومی خواهند راه اینها را بروند مشرد و پراکنده کنی.با اینها کاری بکن که اسباب عبرت آنها بشود. لعلهم یذکرون شاید آنها متذکر بشوند ودیگر مثل اینها اینطور از انسانیت خارج نشوند.

این سه آیه عجیب است.ابتدا مقدمه ای می چیند که بدترین جنبنده ها کدام هستند.بعد برای اینها صفتی ذکر می کند در سقوط انسانیتشان.بعد فتوا و اجازه می دهد که اینها را از بین ببر،ولی به این از بین بردن حالت انتقامی نمی دهد که عقده دلت را خالی کن.

فلسفه مجازات مجرم

مجازات،دو فلسفه می تواند داشته باشد،یک فلسفه روانی وآن اینکه کسی که جنایت بر او وارد شده و عقده روانی پیدا کرده است،تشفی خاطری پیدا کند

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.