اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فهم اجتهادی شریعت و زندگی سیاسی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 67
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل فهم اجتهادی شریعت و زندگی سیاسی؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل فهم اجتهادی شریعت و زندگی سیاسی شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل فهم اجتهادی شریعت و زندگی سیاسی را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل فهم اجتهادی شریعت و زندگی سیاسی با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل فهم اجتهادی شریعت و زندگی سیاسی با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل فهم اجتهادی شریعت و زندگی سیاسی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل فهم اجتهادی شریعت و زندگی سیاسی را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فهم اجتهادی شریعت و زندگی سیاسی :
تاریخ دریافت: ۲۴/ ۱۱/ ۸۳ تاریخ تأیید: ۲۸/ ۱۱/ ۸۳
فهم اجتهادی شریعت، فهم عقلانی آموزه ها و تعالیم شریعت از طریق به کارگیری سازوکار اجتهاد است. این فهم که مبتنی بر پذیرش بنیان ها و پیش فرض های معرفتی خاصی، در طول تاریخ اجتهاد شکل گرفته، در عرصه های مختلف زندگی از جمله زندگی سیاسی، تأثیراتی بر جای گذاشته است. نوشتار حاضر با نگاهی به تبار آموزه فهم اجتهادی شریعت در فقه شیعه و بررسی تحول آن در فقه سیاسی معاصر شیعه، به بررسی رابطه فایل پاورپوینت کامل فهم اجتهادی شریعت و زندگی سیاسی و نیز تأثیر آن بر نظریه پردازی در حوزه سیاست می پردازد.
واژگان کلیدی: فهم، فهم اجتهادی، شریعت، زندگی سیاسی، فقه سیاسی شیعه.
۱. فهم اجتهادی شریعت در دوران گذشته
جریان عقل گرایی در فقه شیعه به قرن چهارم هجری باز می گردد. این جریان که در بنیادهای نظری خود متأثر از کلام شیعی بود به طور خاص بر اساس آرا و افکار دو فقیه برجسته این دوران، شکل گرفت. از این دوران، به عصر آغاز اجتهاد و تکامل تدریجی آن۱ و عصر تدوین قواعد اصولی و عناصر مشترک اجتهاد تعبیر شده است.۲ شیخ مفید (۳۳۸۴۱۳ ه) اولین فقیه شیعه است که در تدوین فقه اجتهادی تلاش برجسته و وافری انجام داد. اگر چه قبل از وی فقیهانی همچون ابن ابی عقیل عمانی، معاصر کلینی (۳۲۹ه) و ابن جنید اسکافی (۳۸۱ه) تلاش گسترده ای در جهت تدوین قواعد اصولی برای استنباط احکام شرعی انجام داده بودند. شیخ مفید در شیوه اجتهادی خود برای عقل جایگاه بلندی قائل بود؛ یکی از راه های رسیدن به شناخت مفاهیم کتاب و سنت را عقل می دانست.۳ تلاش فکری و اجتهادی شیخ مفید، تلاش انتقادی و دو سویه بود: از یک سو، دیدگاه اهل حدیث و حدیث گرایان همچون شیخ صدوق را مورد انتقاد خود قرار می دهد و از سوی دیگر، به نقد دیدگاه استاد خود ابن جنید در خصوص اعتبار قیاس می پردازد. شیخ مفید کتاب التذکره باصول الفقه را در توضیح دیدگاه اصولی خود و کتاب النقض علی ابن جنید فی اجتهاده بالرأی را در نقد شیوه قیاس می نویسد و بدین ترتیب وی با طرد فقه مبتنی بر حدیث گرایی و کنار گذاشتن روش فقهی مبتنی بر رأی شخصی و قیاس، راه سومی را در فقه هموار کرد. در این شیوه اجتهاد، شیخ بین اخبار متعارض جمع کرد و از به کارگیری اخبار آحاد عاری از قراین صحت خودداری کرد و با تدوین اصول فقه عملا” فقه جدیدی را پایه گذارد.۴ البته یکی از محققان عمل به قیاس از سوی ابن جنید را انکار کرده و با تفکیک مقام بحث و استدلال از مقام فتوا و عمل می نویسد:
چه بسا فقیهی در مقام بحث و استدلال مسأله ای را مطرح نموده و برای اثبات حکم آن ادله ای را ذکر می کند و حتی گاهی به گونه مسلم، ولی مع ذلک در مقام فتوا و عمل به خلاف آن ملتزم می شود و این شیوه همه مجتهدان در ادوار مختلف اجتهاد بوده است.۵
پس از شیخ مفید، شاگرد وی سید مرتضی، روش اجتهادی و عقل گرایانه وی را ادامه می دهد. سید مرتضی(۳۵۵۴۳۶ ه) فقه اجتهادی استاد خود را تکمیل کرده و کتاب الذریعه الی اصول الشریعه را تدوین می کند. وی در مقدمه این کتاب می نویسد:
این کتاب در احاطه و شمولش نسبت به گرایش های اصولی امامیه بی نظیر است. این گرایش ها مسلک امامیه را به تمام و کمال متمایز می سازد.۶
سید مرتضی که در علوم عصر خویش چون کلام، فقه، اصول و تفسیر تبحر فراوانی داشت، بیش از شیخ مفید، بر استفاده از عقل در فهم احکام شریعت تأکید می کرد. به گفته ابوالقاسم گرجی، «روش او در اصول پیروی از دلیل عقل بود و از این رو نه تنها با اشاعره بلکه حتی با ظاهریان از امامیه نیز مخالفت می کرد».۷
بنابر این شیخ مفید و سید مرتضی، بنیان گذاران جریان عقل گرایی در فقه شیعه به حساب می آیند. فقه اجتهادی آنان، مکتب بغداد را در قرن چهارم پدید آورد که از کلام عقلانی و روش شناسی اصول فقه در برابر پیوستگی گسترده به حدیث گرایی جانبداری می کرد و این سبب افول مکتب قم (ظاهرگرایان) گردید.۸
مکتب عقل گرای بغداد، جایگاه والایی برای عقل در فهم شریعت در نظر می گیرد. فهم فقهی شریعت که هدف اصلی فقهای این دوران است، از مسیر عقل و با به کارگیری آن امکان پذیر می باشد. در این مکتب، شریعت در سطح ظواهر آیات و سنت تنزل پیدا نکرده و با کمک عقل در جایی که نصی (سخن صریحی) وجود ندارد می توان مقصود شریعت را دریافت. اگر چه علمای شیعه از نظریه مقاصد شریعت همانند علمای اهل سنت سخن نگفته اند، اما می توان به این نکته اشاره کرد که مفروض آنان وجود مقاصدی برای شریعت که منحصر در دلالت ظاهری دال های آن باشد نیست. عقل بر این اساس راهنمایی برای فهم دلالت غیر ظاهر متون دینی دانسته می شود. البته به عقیده برخی از محققان، کلمه اجتهاد تا قرن پنجم به معنای اجتهاد رأی بوده و در نتیجه از نظر شیعه اجتهاد ممنوع دانسته می شده است. به گفته مرتضی مطهری:
علمای شیعه تا آن وقت (قرن پنجم) در کتب خود «باب الاجتهاد» را می نوشتند برای این که آن را رد کنند و باطل بشمارند و آن را ممنوع اعلام نمایند؛ مثل شیخ طوسی در عده، ولی تدریجا معنای این کلمه از اختصاص بیرون آمد و خود علمای اهل تسنن… به معنای مطلق جهد و کوشش برای به دست آوردن حکم شرعی به کار بردند… از این وقت علمای شیعه نیز این کلمه را پذیرفتند… این اجتهاد، اجتهاد مشروع است.۹
شیخ طوسی معروف به شیخ الطایفه (۳۸۵۴۶۰ ه) پس از سید مرتضی، آغاز گر و شکل دهنده دوره ای در فقه شیعه است که از آن به عصر به کارگیری عناصر مشترک اجتهاد در منابع۱۰ یا عصر کمال و اطلاق اجتهاد۱۱ تعبیر شده است. تعبیر اول از آن روست که وی اجتهاد را به گونه عملی در اصول احکام و قوانین کلی آن به کار گرفت و فروع تازه را به اصول پایه برگرداند و قوانین کلی را بر مصادیق خارجی منطبق ساخت،۱۲ و تعبیر دوم از آن رو به کار رفته است که وی در باب فقه و اصول کتاب های کامل و برجسته ای تألیف کرد، اجتهاد شیعه را در برابر اجتهاد اهل سنت عملا” استقلال داد و به قلم فقه شیعه اعتدال بخشید.۱۳ شیخ طوسی در دو کتاب مهم خود تهذیب الاحکام و الاستبصار با هدف سازگاری بین مکتب حدیث گرای قم و مکتب عقل گرای بغداد، اصول و مبانی خاصی را بنیان می نهد که در نهایت به تقویت مکتب بغداد می انجامد. روش شناسی وی، عقل را در مقام یکی از ادله احکام شرع تثبیت کرد و به مثابه یک قاعده کلی، بر ملازمه بین عقل و شرع حکم نمود.۱۴ این مطلب تا دوران حاضر همچنان مورد توجه فقهای شیعه بوده است.
پس از شیخ طوسی، دوره ای دیگر در فقه شیعه آغاز می گردد: دوره ایستایی و رکود اجتهاد و عصر تقلید. در این دوران که بیش از یک قرن (۴۶۰ ۵۹۸ ه) طول می کشد، به دلیل اعتقاد بیش از حد فقها به شیخ طوسی و مقام شامخ علمی او، فقها کمتر به مخالفت با آراء وی می پرداختند، اما با ظهور ابن ادریس حلی (۵۹۸ ه) زمینه نقد علمی آرای شیخ فراهم گردید و تحولی در فقه اجتهادی شیعه پدید آمد.
ابن ادریس در کتاب سرائر در تمام فروع نظر شیخ را ذکر می کند و به طور کامل در مقام نقد آن بر می آید.۱۵ وی به صراحت از جایگاه بالای عقل در فهم اجتهادی خود یاد می کند و آن را در کنار کتاب، سنت و اجماع قرار می دهد. از نظر وی، در صورتی که از سه راه اول، امکان دسترسی به حکم شرعی نبود، آنگاه محققان دینی در مسائل شرعی به دلیل عقل تکیه می کنند. پس باید به آن اعتماد و تکیه کرد و هر کس حجیت آن را انکار کند به گمراهی رفته و راه در تاریکی پیموده و گفتاری بیرون از محدوده مذهب به زبان آورده است.۱۶ علاوه بر ابن ادریس حلی، سید بن طاوس (۶۶۴ ه)، حسن بن علی طبرسی (۶۹۸ه)، محقق حلی (۶۷۶ ه)، علامه حلی (۷۲۶ ه)، فخر المحققین (۷۷۱ ه)، شهیداول (۷۸۶ ه)، شهید ثانی (۹۶۵ ه)، محمد بن علی عاملی (۱۰۰۹ ه)، حسن بن زین الدین (۱۰۱۱ه) و شیخ بهایی (۱۰۳۰ه)، از جمله فقهای بزرگ شیعه هستند که نقش زیادی در تحول فقه اجتهادی شیعه و توجه به عقل در فهم اجتهادی شریعت داشتند.
قرن یازدهم هجری، دوره مهمی در فقه شیعه و فهم اجتهادی شریعت به حساب می آید. در این دوره، فقه شیعه شاهد پیدایش مکتب اخباریان به رهبری محمد امین استر آبادی (۱۰۳۶ ه) از محققان و محدثان شیعه است. اخباری گری در این دوره چالش بسیار مهمی در برابر عقل گرایی و فهم اجتهادی شریعت ایجاد کرد. وی اندیشه های خود را در رد اصولیین و عقل گرایان و تقویت مبانی اخباری گری در کتاب الفوائد المدنیه مطرح کرد. صرف نظر از علل و عوامل شکل گیری و ظهور این مکتب،۱۷ اختلافات اساسی میان این مکتب و مکتب اصولیین به وجود آمد. توجه به این اختلافات، محوریت فهم اجتهادی شریعت را در آنها نشان می دهد.
برخی از محققان مهم ترین اختلافات پدید آمده را در دو مقوله زیر خلاصه کرده اند:۱۸
الف) اجتهاد و تقلید: اخباریان رسیدن به احکام شرعی از طریق اجتهاد را نفی می کنند، در حالی که اصولیین بر ضرورت آن تأکید می کنند. محمد امین استرآبادی اجتهاد را عمل به ظن دانسته و بر این باور است که مسائل شرعی، خواه اصلی یا فرعی، ناگزیر باید به اخبار ائمه اطهار مستند شود و عمل به ظن مجتهد به هیچ وجه جایز نیست؛۱۹ و از این رو تقلید نیز جایز نمی باشد. در حالی که اصولیون، اجتهاد را جایز دانسته و آن را به تلاش در استنباط احکام شرعی معنا می کنند و در نتیجه تقلید امری مجاز تلقی می گردد. بنابر این پذیرش اجتهاد به مفهوم پذیرش فهم عقلانی و اجتهادی شریعت است.
ب) تحدید ادله استنباط: اخباریان دلیل استنباط را منحصر به اخبار می دانند، در حالی که اصولیون چهار دلیل کتاب، سنت، عقل و اجماع را مطرح کرده اند. محدث استرآبادی دیدگاه خود را به قدما نسبت داده و می گوید: «مدرکی برای احکام شرعی چه فرعی و چه اصلی وجود ندارد جز احادیث ائمه اطهار»،۲۰ در حالی که اصولیین این انحصار را نمی پذیرند. البته تفاوت های دیگری نیز میان مکتب اخباریون و اصولیون وجود دارد.۲۱
از دیدگاه نوشتار حاضر دو تفاوت مذکور بیانگر این واقعیت است که محور اصلی اختلاف اخباریان و اصولیان، فهم شریعت است. فهم شریعت از نظر هر دو برای اجرای آن لازم است، اما به لحاظ روشی، تنها روش فهم شریعت از نظر اخباریان، مراجعه به ظاهر اخبار است، در حالی که در روش اصولیون بر فهم عقلی شریعت تأکید می شود.
قرن یازدهم و دوازدهم هجری، دوران نزاع اخباریان و اصولیان درباره فهم عقلانی شریعت است. در قرن دوازدهم، وحید بهبهانی (۱۱۱۷ ۱۲۰۵ ه) با تألیف کتاب الاجتهاد و الاصول توانست در این نزاع فکری، به تقویت جریان عقل گرای اصولیون پردازد. وی با مسافرت به بهبهان و سپس کربلا که مراکز اصلی اخباریون در آن زمان به حساب می آمدند و مبارزه فکری با آنان به ویژه یوسف بحرانی صاحب کتاب الحدائق الناضره پرچمدار مکتب اخباری در این دوران نقش بسیار زیادی در تضعیف مکتب اخباری و تقویت و تثبیت مکتب اصولی ایفا کرد. وحید بهبهانی بدین ترتیب پس از دوره رکود جریان عقل گرایی با گسترش مکتب اخباری، دوره جدیدی را در فقه شیعه آغاز می کند. این دوره را برخی از محققان «عصر جدید استنباط» نامیده اند.۲۲ این عصر با وحید بهبهانی آغاز گردید و با سه دسته از دانشمندان دنبال شد:
۱ شاگردان مستقیم وحید بهبهانی مانند سید محمد مهدی بحر العلوم (۱۲۱۲ ه)، شیخ جعفر کاشف الغطا (۱۲۲۷ ه)، میرزا ابوالقاسم قمی (۱۲۳۱ ه)، سید علی طباطبایی (۱۲۳۱ ه) و شیخ اسد الله شوشتری (۱۲۳۴ه)؛
۲ شاگردان برخی از علمای گروه نخست مانند سید محسن اعرجی کاظمی (۱۲۴۰ ه)، شریف العلما محمد شریف بن حسن عاملی (۱۲۴۵ ه)، مولی احمد نراقی (۱۲۴۵ ه)، شیخ محمد تقی بن عبدالرحیم (۱۲۴۸ه) و صاحب الجواهر (۱۲۶۶ه)؛
۳ شیخ مرتضی انصاری (۱۲۸۱ه) و شاگردانش.۲۳
تلاش های فکری این علما، موجبات پیروزی کامل اصولیون را فراهم ساخت و جریان عقل گرای اصولی، نظریه فهم اجتهادی شریعت را به عنوان نظریه غالب فقه و اصول شیعه مطرح کرد. البته از میان آنها، شیخ مرتضی انصاری و آخوند خراسانی (۱۳۲۹ه) نقش برجسته ای را ایفا کردند.
شیخ انصاری در تنبیه دوم از کتاب فرائد الاصول، به دیدگاه اخباریان اشاره کرده و با ذکر احتمالات مختلف درباره مقصود آنها از «عدم اعتماد بر قطعی که از مقدمات عقلی قطعی حاصل می شود»، به بررسی و نقد دیدگاه آنها می پردازد:
اگر مقصود آنها عدم جواز اعتماد به قطع پس از حاصل شدن قطع است، پس چنین مطلبی معقول نیست. از آن جا که علم از حیث کاشف بودن معتبر است و اگر بتوان حکم به عدم اعتبار این قطع کرد مثل چنین حکمی در قطعی که از مقدمات شرعی به دست می آید نیز به همین سان باید جاری شود، و اگر مقصود آنها عدم جواز ژرف اندیشی و خوض در مطالب عقلی برای به دست آوردن مطالب شرعی است، چرا که عقل بسیار اشتباه و خطا می کند، پس اگر این مطلب پذیرفته شود و از معارضه با کثرت خطاهایی که در فهم مطالب از ادله شرعی حاصل می شود، چشم پوشی کنیم، این سخن وجهی دارد و در این هنگام: پس اگر در مطالب عقلی خوض کرد و به مطلبی قطع حاصل کرد که موافق حکم واقعی نبود در این امر معذور نیست، زیرا در مقدمات آن تقصیر کرده است.۲۴
فقرات مذکور از سویی، بیانگر اعتبار فهم شریعت با قطع و یقینی است که از طریق عقل به دست می آید و از سوی دیگر، بیانگر اعتبار دلیل عقلی یقین آور به عنوان دلیلی مستقل در نظریه شیخ انصاری است. از دیدگاه وی اگر چنین دلیلی وجود داشته باشد قهرا معتبر است و خود موضوعیت دارد. هر چند که به اعتقاد وی، ژرف اندیشی در مطالب عقلی گاه ممکن است اشتباهاتی را در پی داشته باشد.
شیخ انصاری، سپس با اشاره به کلام محدث استرآبادی، محدث جزائری و محدث بحرانی به نقد دیدگاه آنان پرداخته و در پایان نظریه خود را این گونه خلاصه می کند:
هر گاه قطع از دلیل عقلی حاصل شود پس ممکن نیست با آن دلیل نقلی معارضه کند و اگر در ظاهر این معارضه به دست آید سپس ناگزیر باید آن دلیل نقلی را اگر نمی توان کنار زد، تأویل کرد، و هر گاه قطع از دلیل نقلی حاصل شود مثل قطعی که از اجماع تمامی شرایع بر حدوث زمانی عالم حاصل شده است پس ممکن نیست از دلیل عقلی خلاف آن قطعی حاصل شود… (و در صورتی که چنین معارضه ای یافت شود) باید به عدم حصول قطع از دلیل نقلی بر خلاف قطع مذکور ملتزم شد، زیرا ادله قطعی نظری در دلایل نقلی مشخص و معین هستند و در آنها هیچ کدام با عقل بدیهی یا فطری معارضه ای وجود ندارد.۲۵
دقت در عبارت بالا آشکار می سازد که اولا”، از نظر شیخ انصاری دلیل عقلی قطعی چنان اعتباری در شناخت و فهم شریعت دارد که دلیل نقلی معارض آن را یا باید تأویل کرد و یا کنار زد؛ و ثانیا، به عقیده وی هیچ گاه دلایل نقلی معتبر با عقل قطعی معارضه ندارد.
آخوند خراسانی نیز در مقصد ششم از کتاب کفایه الاصول به این بحث پرداخته است. از نظر وی نیز هیچ شبهه ای در وجوب عمل بر طبق قطع از نظر عقل نیست.۲۶ وی پس از بررسی مفصل قطع و احکام آن، در یک جمع بندی نظریه خود را این گونه توضیح می دهد:
به طور خلاصه، قطعی که از نظر عقلی وضع شده [به دست آمده [تفاوتی وجود ندارد نه از جهت شخصی که برای او قطع حاصل شده و نه از جهت مورد قطع و نه از جهت سبب و علت قطع. نه عقلاً تفاوت وجود دارد که واضح است و نه شرعا، زیرا نه نفیا و نه اثباتا جعل (شارع) به آنها راه نمی یابد.۲۷
آخوند خراسانی سپس با اشاره به دیدگاه برخی از اخباریان، مورد کلام آنها را دلیل عقلی می داند که مفید قطع نباشد، چرا که لزوم تبعیت از قطع به طور مطلق و درستی مؤاخذه بر مخالفت با قطع به هنگام رسیدن به واقع و نیز ترتیب دیگر آثار قطع به حکم عقل، بر هیچ عاقلی مخفی نیست چه برسد به شخص فاضل.۲۸
همان طوری که آشکار است، آخوند خراسانی نیز با طرح بحث قطع، فهم شریعت با عقل قطعی را می پذیرد و عقل در صورتی که به طور قطعی به حکمی دست یابد می تواند مبنای عمل قرار گیرد و اعتبار دارد. اما پر واضح است که پذیرش فهم شریعت با عقل قطعی به خصوص با توجه به آنچه که آخوند خراسانی درباره دیدگاه اخباریون بیان کرد، به مفهوم فهم اجتهادی و عقلانی شریعت نیست. به عبارت دیگر، آموزه فهم اجتهادی شریعت، فهم عقلانی شریعت را نه بر اساس عقل قطعی و یقین آور، بلکه بر اساس عقل خطاپذیر مجتهد، می پذیرد. از این رو این پرسش قابل طرح است که آیا نظریه اصولیون، فهم این گونه شریعت را بر می تابد؟ مراجعه به آرای اصولیون به ویژه آخوند خراسانی بیانگر پذیرش فهم اجتهادی شریعت بر اساس عقل خطاپذیر است. آخوند خراسانی بخش پایانی کفایه الاصول را به بحث اجتهاد و تقلید اختصاص داده که بیانگر پذیرش چنین فهمی است. وی پس از ذکر تعاریف ارائه شده از اجتهاد از جمله «ملکه و استعدادی که به وسیله آن می توان به استنباط حکم شرعی فرعی از یک اصل پرداخت»،۲۹ چنین مفهومی را مورد اتفاق همه علما دانسته و عدم پذیرش این مفهوم از اجتهاد از سوی اخباریون را نادرست می داند، زیرا به عقیده وی:
هیچ راه فراری از آن وجود ندارد، نهایتا اخباری می تواند در حجّیت بعضی از گفته های اصولیون مناقشه کرده و آنها را نپذیرد و این به اتفاق نظر مبنی بر درستی و صحت اجتهاد به این معنا ضرر نمی زند. [چرا که [بدیهی است گاه بین اخباریون هم [این مطلب] رخ دهد همان طوری که بین اخباریون و اصولیون نیز رخ می دهد.۳۰
آخوند خراسانی پس از اثبات ضرورت اجتهاد، تحقق آن را با یادگیری و مراجعه به مسائل اصولی میسر می داند:
خلاصه آن که گریزی نیست در استنباط احکام فرعی از ادله آن و از مراجعه به مبانی اصولی و بدون آن استنباط و اجتهاد ممکن نیست، خواه مجتهد(اصولی) باشد یا اخباری. بله احتیاج به این مبانی بر حسب اختلاف مسائل و زمان ها و اشخاص مختلف می گردد، [چرا که[ بدیهی است که در صدر اول اجتهاد مؤونه کمتری داشت و به بسیاری از چیزهایی که در زمان های بعدی به آنها نیاز است، نیاز نداشت. در زمان های بعدی به چیزهایی نیاز است که معمولا” جز با رجوع به کتاب ها و آثار اصولی که تدوین شده، تحقق نمی یابد و به دست نمی آید.۳۱
دقت در عبارت مذکور نکات زیر را نمایان می سازد:
اولا”، مراجعه به اصول و قواعد آن در اجتهاد و فهم شریعت لازم و ضروری است؛
ثانیا، این مراجعه هم برای اصولی و هم اخباری لازم است؛
ثالثا، اجتهاد و فهم اجتهادی در صدر اسلام مؤونه کمتری داشت، از این رو در صدر اسلام هم اجتهاد و فهم اجتهادی وجود داشته، هر چند که همانند امروز پیچیده نبوده است؛
رابعا، اجتهاد در دوران حاضر مؤونه بیشتری نیاز دارد، پس فهم اجتهادی در این دوران فهمی پیچیده تر خواهد بود.
بنابراین، می توان گفت که از نظر آخوند خراسانی، علاوه بر امکان فهم شریعت با عقل قطعی، فهم اجتهادی شریعت نیز جایز است. فهم اجتهادی شریعت بر پایه عقل خطاپذیر بنا شده و بر اساس آن فهم عقلانی مجتهد از شریعت پذیرفته می شود.
۲. تحول فهم اجتهادی شریعت در دوران معاصر
فهم اجتهادی شریعت در دوران معاصر، تحت تأثیر حوادث سیاسی، دچار تحول اساسی گردیده و بر این اساس، رابطه فایل پاورپوینت کامل فهم اجتهادی شریعت و زندگی سیاسی نیز متأثر شده است. بی تردید، نهضت مشروطیت، مهم ترین تحول در دوران معاصر ایران است که این فهم را تحت تأثیر خود قرار داده است. این نهضت در کنار نمایاندن بحران های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی، نمایانگر مهم ترین «مسأله» فکری در ساحت اندیشه و نظریه پردازی سیاسی یعنی «استبداد» بود؛ نهضت مشروطیت به لحاظ فکری و نظری، استبداد را به عنوان مهم ترین مسأله مطرح و اندیشمندان نوگرای مسلمان را به تفکر و تأمل در آن مشغول ساخت که در این میان، محمدحسین نائینی، از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
این فقیه و مجتهد نوگرای برجسته دوران مشروطیت، با شناسایی مسأله «استبداد» به عنوان مهم ترین مسأله فکری سیاسی جامعه ایران در تنبیه الامه و تنزیه المله، بنیان گذاری یک حکومت و نظام سیاسی غیر استبدادی را وجهه همت خود قرار می دهد. نائینی اگر چه به اعتقاد برخی از محققان در طرح مسأله استبداد تحت تأثیر اندیشه گران دیگر جهان اسلام از قبیل طهطاوی و نیز با اصطلاحات سیاسی رایج در مجلات عربی همچون الهلال و المنار آشنا بود،۳۲ اما بی تردید، تأثیر گذار اصلی، عبدالرحمن الکواکبی با کتاب طبائع الاستبداد و مصارع الاستعباد است. نائینی به گفته عبدالهادی حائری، نه تنها از بسیاری از اندیشه های کواکبی در طبائع بهره گرفته، بلکه حتی عین واژه ها و اصطلاحات به کار برده شده در طبائع را در تنبیه الامه به کار برده است.۳۳ البته همان طوری که وی به درستی اشاره می کند، نائینی در کتاب خود از روش شناسی خاص خود بهره می گیرد۳۴ و به همین دلیل می توان گفت که نائینی در طرح مسأله استبداد از کواکبی تأثیر پذیرفته، اما در ارائه راه حل بر اساس متدولوژی اجتهاد اصولی، نظریه پردازی کرده است.
نائینی هدف خود از تألیف تنبیه الامه را آشکار ساختن مخالفت این زندقه و الحاد با ضرورت دین اسلام و تنبیه امت به ضروریات شریعت و تنزیه ملت از این زندقه و الحاد و بدعت معرفی می کند.۳۵ نائینی از منظر تبیین ضروریات دین، ضمن نقد استبداد، می نویسد:
رجوع حقیقت سلطنت اسلامیه، بلکه در جمیع شرایع و ادیان، به باب امانت و ولایت احد مشترکین در حقوق مشترکه نوعیه، بدون هیچ مزیت برای شخص متصدی، و محدودیت آن از تبدل به مستبدانه و تحکم دل بخواهانه و قهر، از اظهر ضروریات دین اسلام، بلکه تمام شرایع و ادیان است.۳۶
نائینی در عبارت بالا، فهمی از دین ارائه می کند که در آن امانت بودن حکومت از ضروریات دین بوده، در نتیجه نمی توان بر اساس دین به سلب آزادی مردم در حکومت پرداخت. این فهم و تفسیر از دین، پایه و مبنای تحلیل نائینی از سیاست و حکومت مشروطه است؛ به عبارت دیگر، نقطه مرکزی تحلیل تنبیه الامه بر محور رابطه شریعت و مشروطیت استوار بود،۳۷ که نائینی تلاش می کند با ارائه فهم خاصی از شریعت، سازگاری آن را با حکومت مشروطه توضیح دهد.
نکته ای که، از دیدگاه نوشته حاضر، با اهمیت به نظر می رسد، مبنای معرفت شناختی فهم و تفسیر خاص نائینی از دین و شریعت است. نائینی از مهم ترین
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
