خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت تبیین مفهوم مدیریت اسلامی
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت تبیین مفهوم مدیریت اسلامی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد هویت فلسفه اسلامی
خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد هویت فلسفه اسلامی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
06ساعت
45دقیقه
59ثانیه

خرید و دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت گرایشهای ارزش از نظر فلسفه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 80

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات
104 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت گرایشهای ارزش از نظر فلسفه،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت گرایشهای ارزش از نظر فلسفه :



Normal
۰
false
false
false







MicrosoftInternetExplorer4




اشاره

آنچه در پی می آید، حاصل سخنرانی استاد ارجمند، محمدتقی مصباح یزدی،
است که در دومین دوره عالی مدیریت

دولتی، ویژه وزرا، در مرکز
آموزش مدیریت دولتی ایراد گردیده است که به دلیل اهمیت آن، از نظر خوانندگان گرامی

می گذرد

:

موضوع این بحث ارزشهای اسلامی در مدیریت است. ابتدا توضیحی درباره ارزش
از دیدگاهی که مورد قبول و پذیرش

ماست، ارائه می دهیم، سپس
آن ارزشها را دسته بندی می کنیم و آن را که ارتباط بیشتری با علم مدیریت دارد مورد

ارزیابی قرار می دهیم

.

در بین فلاسفه حقوق و اخلاق و همه کسانی که درباره ارزشها بحث کرده اند،
دو نوع گرایش متضاد وجود دارد: اول،

ارزش چیزی جز تبلور
خواستها و سلیقه های شخصی و گروهی نیست

.

دوم، ارزش از واقعیت نفس الامری برخوردار است

.

از دیر باز، در بین فلاسفه معروف بوده که آیا خوب آن است که انسان می پسندد
یا چیزی را که خوب است انسان

می پسندد؟ ما کاری را
انجام می دهیم که خوب است یا خوب آن کاری است که ما انتخاب می کنیم؟ این اختلاف از
دیرباز

تا کنون در بین فلاسفه بزرگ اخلاق وجود داشته است

.

بعضی می گویند: خوب آن است که انسان بپسندد. بعضی دیگر می گویند: خوب
واقعیتی نفس الامری دارد، چه ما

وست بداریم، چه دوست
نداریم، ما بدانیم یا ندانیم. لذا، باید خوب ها را شناخت و آنها را دوست داشت و
آنچه را که مربوط

به عمل است به کار گرفت

.

البته وارد شدن در این بحث ریشه ای و فلسفی ما را از موضوع بحث اصلی
دور می کند. دراین باره، نظر ما این است که و

ارزش، واقعیت
نفس الامری دارد. مردم بعضی چیزها را به عنوان «خوب » درک می کنند و آن را می پسندند،
لکن بعضی

چیزهاست که خوبی آن را همه درک نمی کنند; در اینکه آیا
فلان چیز خوب است یا بد، اختلاف می کنند و بالاخره،

سلیقه ها و
نظرهای شخصی دخالت می کند

.

ارزشهای اسلامی در مدیریت

وقتی ارزشهای اسلامی در ارتباط با مدیریت مطرح می شود منظور این است که
اسلام ارزشهایی را ارائه کرده که باید

آنها را پذیرفت
و به کار بست. این ارزشها چه ما آنها را بخواهیم و چه نخواهیم معتبر است. و چنین
ارزشهایی، چه بدانیم و

چه ندانیم، وجود دارند. بنابراین، نظریه ای
که معتقد است ارزش تابع خواست و سلیقه افراد و گروههاست مورد پذیرش

اسلام نیست. ارزشهایی که اسلام ارائه می دهد یا مربوط به فرد و زندگی
فردی است یا مربوط به جمع و زندگی اجتماعی

.

در زندگی اجتماعی،
ارزشهایی وجود دارد که همه باید آنها را نسبت به یکدیگر رعایت کنند. این ارزشها یا
در اجتماعات

وسیع مطرح می شود و یا در اجتماعات محدود و گزینشی. تفصیل
اقسام و انواع این ارزشها به مجال دیگری نیازمند است

.

در اینجا فقط ارزشهای
اجتماعی مورد بحث قرار خواهد گرفت

.

مبنای ارزشهای اجتماعی

ارزشهای اجتماعی دارای دو مبنا هستند: مبنای اول، بینشها و مبنای دوم،
گرایشها. هر ارزشی از یک پایه بینشی و

نگرشی و یک
پایه گرایشی ساخته می شود. از انضمام این دو، ارزش به وجود می آید. ارزش واسطه ای
بین بینش و گرایش

انسان با کنش اوست. در ابتدای این بحث بینشی،
به چهار مقوله برمی خوریم. اما بینشی که در ابتدا باید آن را درک کنیم

و بشناسیم بینش ما نسبت به یک سلسله از اعتقادات و واقعیات جهان هستی
است که به دنبال آن، گرایشها و میلهایی در

ما برانگیخته
می شود. از انضمام و به هم پیوستن این بینش و گرایش برخاسته ازآن است که مفهومی به
نام ارزش شکل

می گیرد

.

ارزش منشا کنش اختیاری در انسان می شود; یعنی ارزش موجب می شود که
انسان در هنگام عمل، چیزی را برگزیند

.

بنابراین، آنچه شکل کنش ما را می سازد و
به افعال ما جهت می دهد در حقیقت، ارزشهایی است که آنها را پذیرفته ایم

.

منشا
این ارزشها بینشها و گرایشهایی است که زیربنای آنها را می سازد

.

اصول ارزشهای اجتماعی در اسلام

ارزشهای اجتماعی اسلام بر سه اصل بینشی استوار است

.

اصل اول

:

اعتقاد به این که تمام انسانها بنده خدا هستند. این یک بینش اعتقادی
است که به نوعی از واقعیات نظر دارد و در عین

حال، پایه ای
است برای ارزشهایی که بر آنها مبتنی می شود

.

وقتی انسان معتقد شد که سایر انسانها، مانند خود او، آفریده خدا و همه
بنده او هستند و خداوند متعال به تمام

مخلوقات و
بندگانش نظر لطف و رحمت دارد و اصلا آنها را بر اساس رحمت خویش آفریده است، همان گونه
که فطرتا به

آفریدگار خود محبت و علاقه دارد، نسبت به آفریدگان او هم،
که آثاری از وجود و رحمت او هستند، علاقه مند می شود

.

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه
عالم که همه عالم از اوست

.

اگر انسان دوستدار کسی باشد همه وابستگان او را نیز دوست خواهد داشت. همه
انسانها آفریده خدا و متعلق به او

هستند. انسان مؤمن و موحد
بر اساس این بینش، عاطفه خاصی نسبت به همه انسانها پیدا می کند. این یک اصل بینشی

است که بر اثر گرایش انسان دوستانه پدید می آید. همان گونه که قبلا نیز
اشاره شد ارزش، مبتنی بر بینش و گرایش

برخاسته از
همان بینش است. وقتی بینش توحیدی را نیز در نظر می گیریم گرایشی که از آن برمی خیزد
همان عاطفه

خلق دوستی یا انسان دوستی است

.

اصل دوم

:

بینشهایی که زمینه ساز ارزشهاست; مثلا، اعتقادبه اینکه همه انسانهاازیک
پدرو مادرمتولد شده اند و همه آنهاتکویناخواهر

وبرادرند،
یاباواسطه یابدون واسطه

.

وقتی انسان باور کرد که با تمام انسانها، به شکلی خواهر و برادر است و
همه با هم یک خانواده بزرگ را به وجود می آورند

به دنبال این
بینش، عاطفه اجتماعی دیگری، که عاطفه فامیلی است، در انسان پدید می آید. همچنین
گرایش دیگری نیز

بر اساس این خویشاوندی در انسان پدیدار
می گردد; بدین صورت که همه انسانها را از آن نظر که خویشاوند خودش

هستند دوست می دارد. این عاطفه ای غریزی است و در همه انسانها وجود
دارد که نزدیکان خود را دوست بدارد، چه

آنهایی را که
رابطه نسبی با او دارند و چه آنهایی را که رابطه سببی دارند. این اصل نیز اقتضای
یک گرایش دارد; یعنی این

بینش منشا و اساس گرایش دیگری نیز می باشد

.

اصل سوم

:

برادری ایمانی; این اصل صرفا اسلامی است، بخلاف دو اصل پیشین که کم و
بیش، در ادیان دیگر نیز مورد پذیرش است

.

اسلام علاوه بر آنکه همه انسانها را
فرزندان یک پدر و مادر می داند و در نتیجه، همه را برادر و خواهر و برادرزاده و

خواهرزاده به حساب می آورد، معتقد است که در میان مسلمانان، رابطه
معنوی خاصی برقراراست که موجب می شود

روح انسان با
ارواح انسانهای دیگر که هم کیش و هم دین او هستندرابطه ای داشته باشد; رابطه معنوی
وقلبی بین دلها و

جانهای مؤمنان

;

«

انما المؤمنون اخوه.»(حجرات:۱۰

)

ارزشهای عام اجتماعی اسلام

ارزشهایی که بدین گونه پدید می آید ریشه و اساس همه شان محبت متقابلی
است که بین انسانها بر اساس سه اعتقاد

مذکور تحقق
پیدا می کند. هر قدر انسان به این روابط بیشتر توجه داشته باشد و به مقتضای این
روابط بیشتر عمل کند

آن عواطف بیشتر تقویت خواهد شد. در واقع،
این یک اصل روان شناختی است. ممکن است در ابتدا انسان با کسی انس

بگیرد و نسبت به او محبتی پیدا کند ولی بر اثر عواملی یا به تدریج، او
را فراموش کند و از هم دور شوند، همدیگر را

نبینند یا یکی
نتواند در عمل، به مقتضای محبتش عمل کند. در اینجا، به تدریج، آن محبت ضعیف می شود
و بالاخره از

بین می رود. ولی اگر به آن رابطه عاطفی توجه شود و در
مقام عمل نیز، بر طبق آن رابطه عاطفی عمل گردد این عمل

موجب تقویت آن
عاطفه و شدت پیدا کردن آن می شود. هر چه انسان نسبت به این حقایق توجه بیشتری
داشته باشد (نه

اینکه فقط یکبار آنها را در ذهن تصور و
تصدیق کند، سپس به فراموشی بسپرد) و در فرصتهای گوناگون، نسبت به این

مطالب بیشتر بیندیشد یا سعی کند که به اقتضای این عواطف عمل کنداین توجه
و عمل موجب می شود که آن

حبت بیشتر شدت پیدا کند، به گونه ای که
هر کسی را ببیند تصور می کند که معشوق خود را دیده است و دلش

می خواهدکه اورادر
آغوش بگیرد و هر خدمتی از دستش بر می آید برای او انجام دهد. این یک واقعیت است

.

همه اینها نتیجه بینشها و عواطف برخاسته از آنهاست. مجموعه بینشها و
گرایشها چنین ارزشی را بوجود می آورد که

انسان برای
بندگان خدا فداکاری کند. بنابراین، پیداست که چگونه بینشها منشا برانگیخته شدن
گرایشها می شود و از

مجموعه آنها چه ارزشهایی پدید می آید و
این ارزشها چه نقشی در رفتار انسانها یا کنشهای آنان ایفا می کند

.

ارزشهای اجتماعی

به طور کلی، ارزشهای اجتماعی که در اسلام مطرح است به دو بخش تقسیم می شود.
به عبارت دیگر، هنگامی که ما

رابطه انسانها را با
یکدیگر در نظر می گیریم و رفتار آنها را نسبت به هم ملاحظه می کنیم اسلام می فرماید
که بر این

روابط و رفتارهای متقابل، باید دو اصل حکومت کند. لذا، در
حقیقت دو ارزش عام وجود دارد که بر تمام رفتارهای انسان

حاکم است: یکی
رابطه عدل و قسط و دیگری رابطه احسان (به انسانها.) وقتی انسانها با یکدیگر رابطه
برقرار می کنند و

در زندگی اجتماعی با هم همکاری می کنند
دارای روابط متقابلی هستند و نسبت به هم ایفای نقش می کنند. وقتی

کارهایی به طور مشترک انجام می شود، خواه به وسیله مجموعه ای کوچک از
انسانها، مانند خانواده، که از دو عضو یعنی

زن و شوهر به
وجود آمده است، انجام شود و خواه به وسیله جامعه انسانی انجام گیرد که از مجموعه ای
عظیم از انسانها

تشکیل شده است یا حتی مانند تمام جامعه
بشری که از به هم پیوستن میلیاردها انسان درست شده است، وقتی اینها با

همکاری یکدیگر کاری انجام دهند اثر کارشان به خودشان باز می گردد; زیرا
می خواهند از نتیجه کار و فعالیتشان بهره

ببرند

.

اصلی که باید بر این روابط حاکم باشد اصل عدالت است; یعنی هر یک از
افراد به نسبت کاری که انجام داده و زحمتی که

متحمل شده باید
از بازده و نتیجه کارش بهره مند شود. اگر فرض کنیم که همه اعضای مجموعه ای فعال
هستند، تلاش

می کنند، کار مشترکی انجام می دهند و محصول مشترکی به دست
می آورند، اگر بخواهند آن محصول مشترک را بین

خود تقسیم کنند
چگونه باید این کار را انجام دهند؟ باید به نسبت فعالیتی که هرکس انجام داده و
زحمتی برای آن

متحمل شده است، تقسیم شود. در اینجا، اصل
عدل حاکم است. اگر کسی که کار بیشتری را انجام داده و زحمت زیادی

متحمل شده است نتیجه کمتری بگیرد به او ظلم شده و این یک ارزش منفی است.
ارزش مثبت همان ارزش عدالت

است. تحقق این امر در صورتی است که همه
افراد و اعضای مجموعه فعال باشند ولی در جوامع گوناگون انسانی یا در

اجتماعات گوناگون، چنین نیست که همه افراد آن جامعه به یک شکل فعالیت
قابل توجهی داشته باشند

.

مجموعه هایی از انسانها وجود دارد که برخی از افراد آن مجموعه نمی توانند
فعالیت کنند; مثلا در حالت عادی، در

خانواده مرد و زنی فعال و
نیرومند هستند و با هم چرخ زندگی را می چرخانند; نتایجی هم که از آن زندگی حاصل

می شود نصیب هر دوی آنها می شود و به طور عادلانه بین آنها تقسیم گردد.
اما اگر بر اثر حادثه یا پیشامدی مرد خانواده

از کار و تلاش
فعالانه بازماند در این حالت، اجتماع خانواده به هم نخورده و زن و شوهر همانها
هستند که قبلا بوده اند،

لکن آن مرد دیگر نمی تواند مانند گذشته
فعالیت کند. در این مورد، چه کاری باید انجام داد؟ آیا او باید از گرسنگی بمیرد؟

آیا چون این عضو جامعه خانواده برای امرار معاش خانواده اش نمی تواند
فعالیت اقتصادی انجام دهد یا نمی تواند با

همسر خود
مشارکت کافی داشته باشد آیا باید به همان نسبت که کار نمی کند از مزایای آن محروم
باشد؟! در چنین

مواردی، جای عمل به عدل نیست، بلکه اصل
دیگری به نام اصل احسان حاکم است. البته اگر کسی تنبلی کند و کاری

انجام ندهد باید با او به عدالت رفتار کرد; چون توانایی انجام کار را
داشته و در شان اوست که فعالیت و تلاش کند ولی به

سوء اختیار
خودش کار نمی کند. اما در اینجا، فرض بر قصور است، نه تقصیر; به این صورت که حادثه ای
رخ داده است و

فردی نمی تواند در جهت امرار معاش فعالیت
مطلوب انجام دهد. لذا، باید بااو به احسان رفتار کرد

.

برخی تصور می کنند که هر کس باید به اندازه ای که کار می کند مزد بگیرد.
از اینرو، برخی افراد ناتوان جامعه را، مانند

پیرمردها و
پیرزنها، که قدرت فعالیت اقتصادی نداشتند، به صورتی سر به نیست می کردند. چه بسا
گاهی بعضی از

این گونه افراد را در میان یخهای سیبری رها می کردند یا
به شکل دیگری آنها را از بین می بردند تا از شرشان راحت شوند

.

اگر این کار برای جامعه و
مسؤلان آن مشکلاتی ایجاد نمی کرد شاید همه این گونه افراد را نابود می کردند; زیرا
در نظر

آنان، این گونه افراد غیراز اینکه مصرف کننده صرف باشند و
از درآمد اجتماع بهره مند شوند هنر دیگری ندارند. لذا،

نبودن آنها
بهتر از بودنشان است. این یک طرز فکر غیر اسلامی است

.

اما اسلام می فرماید که افراد عاجز قاصر، که نمی توانند به اندازه کافی
فعالیت کنند، سایر آحاد جامعه باید به آنها احسان

نمایند. خداوند
می فرماید

:

«

ان الله یامر بالعدل و الاحسان.» (نحل: ۹۰

)

تنها عدل مورد نظر خداوند نیست، بلکه به احسان نیز امر فرموده است. اگر
تنها عدالت ارزش به حساب می آمد در این

صورت، ضعفا و
قاصران باید نابود می شدند; زیرا آنها کاری انجام نمی دهند تا سهمی ببرند

.

اسلام هرگز معتقد به چنین عملی نیست، بلکه معتقد است که در برخی موارد،
جای احسان است و انسان باید از خود

بگذرد و فداکاری کند و از
افراد قاصر و ناتوان پرستاری نماید تا از بین نروند. بنابراین، دو ارزش کلی بر
رفتارهای

اجتماعی انسانها حاکم است. این دو از ارزشهای فردی جداست:
در روابط اجتماعی، تمام ارزشها یا زیر پرچم عدل است و

یا زیر پرچم
احسان، خواه درمسائل اقتصادی باشد یاسیاسی و خواه در روابط عاطفی باشد یا انسانی. تمامی
مقامها،

تشویقها، تنبیه ها و امثال آن از این دو حالت خارج نیست; یاتحت
عنوان عدالت است و یاتحت عنوان احسان

.

بنابراین،اصل سوم ارزشهای عامی است که در روابط هر انسانی با انسان
دیگر و در زندگی اجتماعی وجود دارد و دو اصل

عدالت و احسان
باید تنظیم کننده آن باشند. این دواصل منحصر به رابطه مدیر با دیگران نیست، در
رابطه دیگر افراد

جامعه با یکدیگر نیز مطرح است

.

هدف در مدیریت غربی و شرقی

در محیط کار و در جایی که مدیر و کارمندانی وجود دارند، برخی ارزشهای
خا صفحه محتوای دقیق:

فایل ورد کامل پاورپوینت گرایشهای ارزش از نظر فلسفه شامل ۱۰۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت گرایشهای ارزش از نظر فلسفه،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت گرایشهای ارزش از نظر فلسفه :



Normal
۰
false
false
false







MicrosoftInternetExplorer4




اشاره

آنچه در پی می آید، حاصل سخنرانی استاد ارجمند، محمدتقی مصباح یزدی،
است که در دومین دوره عالی مدیریت

دولتی، ویژه وزرا، در مرکز
آموزش مدیریت دولتی ایراد گردیده است که به دلیل اهمیت آن، از نظر خوانندگان گرامی

می گذرد

:

موضوع این بحث ارزشهای اسلامی در مدیریت است. ابتدا توضیحی درباره ارزش
از دیدگاهی که مورد قبول و پذیرش

ماست، ارائه می دهیم، سپس
آن ارزشها را دسته بندی می کنیم و آن را که ارتباط بیشتری با علم مدیریت دارد مورد

ارزیابی قرار می دهیم

.

در بین فلاسفه حقوق و اخلاق و همه کسانی که درباره ارزشها بحث کرده اند،
دو نوع گرایش متضاد وجود دارد: اول،

ارزش چیزی جز تبلور
خواستها و سلیقه های شخصی و گروهی نیست

.

دوم، ارزش از واقعیت نفس الامری برخوردار است

.

از دیر باز، در بین فلاسفه معروف بوده که آیا خوب آن است که انسان می پسندد
یا چیزی را که خوب است انسان

می پسندد؟ ما کاری را
انجام می دهیم که خوب است یا خوب آن کاری است که ما انتخاب می کنیم؟ این اختلاف از
دیرباز

تا کنون در بین فلاسفه بزرگ اخلاق وجود داشته است

.

بعضی می گویند: خوب آن است که انسان بپسندد. بعضی دیگر می گویند: خوب
واقعیتی نفس الامری دارد، چه ما

وست بداریم، چه دوست
نداریم، ما بدانیم یا ندانیم. لذا، باید خوب ها را شناخت و آنها را دوست داشت و
آنچه را که مربوط

به عمل است به کار گرفت

.

البته وارد شدن در این بحث ریشه ای و فلسفی ما را از موضوع بحث اصلی
دور می کند. دراین باره، نظر ما این است که و

ارزش، واقعیت
نفس الامری دارد. مردم بعضی چیزها را به عنوان «خوب » درک می کنند و آن را می پسندند،
لکن بعضی

چیزهاست که خوبی آن را همه درک نمی کنند; در اینکه آیا
فلان چیز خوب است یا بد، اختلاف می کنند و بالاخره،

سلیقه ها و
نظرهای شخصی دخالت می کند

.

ارزشهای اسلامی در مدیریت

وقتی ارزشهای اسلامی در ارتباط با مدیریت مطرح می شود منظور این است که
اسلام ارزشهایی را ارائه کرده که باید

آنها را پذیرفت
و به کار بست. این ارزشها چه ما آنها را بخواهیم و چه نخواهیم معتبر است. و چنین
ارزشهایی، چه بدانیم و

چه ندانیم، وجود دارند. بنابراین، نظریه ای
که معتقد است ارزش تابع خواست و سلیقه افراد و گروههاست مورد پذیرش

اسلام نیست. ارزشهایی که اسلام ارائه می دهد یا مربوط به فرد و زندگی
فردی است یا مربوط به جمع و زندگی اجتماعی

.

در زندگی اجتماعی،
ارزشهایی وجود دارد که همه باید آنها را نسبت به یکدیگر رعایت کنند. این ارزشها یا
در اجتماعات

وسیع مطرح می شود و یا در اجتماعات محدود و گزینشی. تفصیل
اقسام و انواع این ارزشها به مجال دیگری نیازمند است

.

در اینجا فقط ارزشهای
اجتماعی مورد بحث قرار خواهد گرفت

.

مبنای ارزشهای اجتماعی

ارزشهای اجتماعی دارای دو مبنا هستند: مبنای اول، بینشها و مبنای دوم،
گرایشها. هر ارزشی از یک پایه بینشی و

نگرشی و یک
پایه گرایشی ساخته می شود. از انضمام این دو، ارزش به وجود می آید. ارزش واسطه ای
بین بینش و گرایش

انسان با کنش اوست. در ابتدای این بحث بینشی،
به چهار مقوله برمی خوریم. اما بینشی که در ابتدا باید آن را درک کنیم

و بشناسیم بینش ما نسبت به یک سلسله از اعتقادات و واقعیات جهان هستی
است که به دنبال آن، گرایشها و میلهایی در

ما برانگیخته
می شود. از انضمام و به هم پیوستن این بینش و گرایش برخاسته ازآن است که مفهومی به
نام ارزش شکل

می گیرد

.

ارزش منشا کنش اختیاری در انسان می شود; یعنی ارزش موجب می شود که
انسان در هنگام عمل، چیزی را برگزیند

.

بنابراین، آنچه شکل کنش ما را می سازد و
به افعال ما جهت می دهد در حقیقت، ارزشهایی است که آنها را پذیرفته ایم

.

منشا
این ارزشها بینشها و گرایشهایی است که زیربنای آنها را می سازد

.

اصول ارزشهای اجتماعی در اسلام

ارزشهای اجتماعی اسلام بر سه اصل بینشی استوار است

.

اصل اول

:

اعتقاد به این که تمام انسانها بنده خدا هستند. این یک بینش اعتقادی
است که به نوعی از واقعیات نظر دارد و در عین

حال، پایه ای
است برای ارزشهایی که بر آنها مبتنی می شود

.

وقتی انسان معتقد شد که سایر انسانها، مانند خود او، آفریده خدا و همه
بنده او هستند و خداوند متعال به تمام

مخلوقات و
بندگانش نظر لطف و رحمت دارد و اصلا آنها را بر اساس رحمت خویش آفریده است، همان گونه
که فطرتا به

آفریدگار خود محبت و علاقه دارد، نسبت به آفریدگان او هم،
که آثاری از وجود و رحمت او هستند، علاقه مند می شود

.

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه
عالم که همه عالم از اوست

.

اگر انسان دوستدار کسی باشد همه وابستگان او را نیز دوست خواهد داشت. همه
انسانها آفریده خدا و متعلق به او

هستند. انسان مؤمن و موحد
بر اساس این بینش، عاطفه خاصی نسبت به همه انسانها پیدا می کند. این یک اصل بینشی

است که بر اثر گرایش انسان دوستانه پدید می آید. همان گونه که قبلا نیز
اشاره شد ارزش، مبتنی بر بینش و گرایش

برخاسته از
همان بینش است. وقتی بینش توحیدی را نیز در نظر می گیریم گرایشی که از آن برمی خیزد
همان عاطفه

خلق دوستی یا انسان دوستی است

.

اصل دوم

:

بینشهایی که زمینه ساز ارزشهاست; مثلا، اعتقادبه اینکه همه انسانهاازیک
پدرو مادرمتولد شده اند و همه آنهاتکویناخواهر

وبرادرند،
یاباواسطه یابدون واسطه

.

وقتی انسان باور کرد که با تمام انسانها، به شکلی خواهر و برادر است و
همه با هم یک خانواده بزرگ را به وجود می آورند

به دنبال این
بینش، عاطفه اجتماعی دیگری، که عاطفه فامیلی است، در انسان پدید می آید. همچنین
گرایش دیگری نیز

بر اساس این خویشاوندی در انسان پدیدار
می گردد; بدین صورت که همه انسانها را از آن نظر که خویشاوند خودش

هستند دوست می دارد. این عاطفه ای غریزی است و در همه انسانها وجود
دارد که نزدیکان خود را دوست بدارد، چه

آنهایی را که
رابطه نسبی با او دارند و چه آنهایی را که رابطه سببی دارند. این اصل نیز اقتضای
یک گرایش دارد; یعنی این

بینش منشا و اساس گرایش دیگری نیز می باشد

.

اصل سوم

:

برادری ایمانی; این اصل صرفا اسلامی است، بخلاف دو اصل پیشین که کم و
بیش، در ادیان دیگر نیز مورد پذیرش است

.

اسلام علاوه بر آنکه همه انسانها را
فرزندان یک پدر و مادر می داند و در نتیجه، همه را برادر و خواهر و برادرزاده و

خواهرزاده به حساب می آورد، معتقد است که در میان مسلمانان، رابطه
معنوی خاصی برقراراست که موجب می شود

روح انسان با
ارواح انسانهای دیگر که هم کیش و هم دین او هستندرابطه ای داشته باشد; رابطه معنوی
وقلبی بین دلها و

جانهای مؤمنان

;

«

انما المؤمنون اخوه.»(حجرات:۱۰

)

ارزشهای عام اجتماعی اسلام

ارزشهایی که بدین گونه پدید می آید ریشه و اساس همه شان محبت متقابلی
است که بین انسانها بر اساس سه اعتقاد

مذکور تحقق
پیدا می کند. هر قدر انسان به این روابط بیشتر توجه داشته باشد و به مقتضای این
روابط بیشتر عمل کند

آن عواطف بیشتر تقویت خواهد شد. در واقع،
این یک اصل روان شناختی است. ممکن است در ابتدا انسان با کسی انس

بگیرد و نسبت به او محبتی پیدا کند ولی بر اثر عواملی یا به تدریج، او
را فراموش کند و از هم دور شوند، همدیگر را

نبینند یا یکی
نتواند در عمل، به مقتضای محبتش عمل کند. در اینجا، به تدریج، آن محبت ضعیف می شود
و بالاخره از

بین می رود. ولی اگر به آن رابطه عاطفی توجه شود و در
مقام عمل نیز، بر طبق آن رابطه عاطفی عمل گردد این عمل

موجب تقویت آن
عاطفه و شدت پیدا کردن آن می شود. هر چه انسان نسبت به این حقایق توجه بیشتری
داشته باشد (نه

اینکه فقط یکبار آنها را در ذهن تصور و
تصدیق کند، سپس به فراموشی بسپرد) و در فرصتهای گوناگون، نسبت به این

مطالب بیشتر بیندیشد یا سعی کند که به اقتضای این عواطف عمل کنداین توجه
و عمل موجب می شود که آن

حبت بیشتر شدت پیدا کند، به گونه ای که
هر کسی را ببیند تصور می کند که معشوق خود را دیده است و دلش

می خواهدکه اورادر
آغوش بگیرد و هر خدمتی از دستش بر می آید برای او انجام دهد. این یک واقعیت است

.

همه اینها نتیجه بینشها و عواطف برخاسته از آنهاست. مجموعه بینشها و
گرایشها چنین ارزشی را بوجود می آورد که

انسان برای
بندگان خدا فداکاری کند. بنابراین، پیداست که چگونه بینشها منشا برانگیخته شدن
گرایشها می شود و از

مجموعه آنها چه ارزشهایی پدید می آید و
این ارزشها چه نقشی در رفتار انسانها یا کنشهای آنان ایفا می کند

.

ارزشهای اجتماعی

به طور کلی، ارزشهای اجتماعی که در اسلام مطرح است به دو بخش تقسیم می شود.
به عبارت دیگر، هنگامی که ما

رابطه انسانها را با
یکدیگر در نظر می گیریم و رفتار آنها را نسبت به هم ملاحظه می کنیم اسلام می فرماید
که بر این

روابط و رفتارهای متقابل، باید دو اصل حکومت کند. لذا، در
حقیقت دو ارزش عام وجود دارد که بر تمام رفتارهای انسان

حاکم است: یکی
رابطه عدل و قسط و دیگری رابطه احسان (به انسانها.) وقتی انسانها با یکدیگر رابطه
برقرار می کنند و

در زندگی اجتماعی با هم همکاری می کنند
دارای روابط متقابلی هستند و نسبت به هم ایفای نقش می کنند. وقتی

کارهایی به طور مشترک انجام می شود، خواه به وسیله مجموعه ای کوچک از
انسانها، مانند خانواده، که از دو عضو یعنی

زن و شوهر به
وجود آمده است، انجام شود و خواه به وسیله جامعه انسانی انجام گیرد که از مجموعه ای
عظیم از انسانها

تشکیل شده است یا حتی مانند تمام جامعه
بشری که از به هم پیوستن میلیاردها انسان درست شده است، وقتی اینها با

همکاری یکدیگر کاری انجام دهند اثر کارشان به خودشان باز می گردد; زیرا
می خواهند از نتیجه کار و فعالیتشان بهره

ببرند

.

اصلی که باید بر این روابط حاکم باشد اصل عدالت است; یعنی هر یک از
افراد به نسبت کاری که انجام داده و زحمتی که

متحمل شده باید
از بازده و نتیجه کارش بهره مند شود. اگر فرض کنیم که همه اعضای مجموعه ای فعال
هستند، تلاش

می کنند، کار مشترکی انجام می دهند و محصول مشترکی به دست
می آورند، اگر بخواهند آن محصول مشترک را بین

خود تقسیم کنند
چگونه باید این کار را انجام دهند؟ باید به نسبت فعالیتی که هرکس انجام داده و
زحمتی برای آن

متحمل شده است، تقسیم شود. در اینجا، اصل
عدل حاکم است. اگر کسی که کار بیشتری را انجام داده و زحمت زیادی

متحمل شده است نتیجه کمتری بگیرد به او ظلم شده و این یک ارزش منفی است.
ارزش مثبت همان ارزش عدالت

است. تحقق این امر در صورتی است که همه
افراد و اعضای مجموعه فعال باشند ولی در جوامع گوناگون انسانی یا در

اجتماعات گوناگون، چنین نیست که همه افراد آن جامعه به یک شکل فعالیت
قابل توجهی داشته باشند

.

مجموعه هایی از انسانها وجود دارد که برخی از افراد آن مجموعه نمی توانند
فعالیت کنند; مثلا در حالت عادی، در

خانواده مرد و زنی فعال و
نیرومند هستند و با هم چرخ زندگی را می چرخانند; نتایجی هم که از آن زندگی حاصل

می شود نصیب هر دوی آنها می شود و به طور عادلانه بین آنها تقسیم گردد.
اما اگر بر اثر حادثه یا پیشامدی مرد خانواده

از کار و تلاش
فعالانه بازماند در این حالت، اجتماع خانواده به هم نخورده و زن و شوهر همانها
هستند که قبلا بوده اند،

لکن آن مرد دیگر نمی تواند مانند گذشته
فعالیت کند. در این مورد، چه کاری باید انجام داد؟ آیا او باید از گرسنگی بمیرد؟

آیا چون این عضو جامعه خانواده برای امرار معاش خانواده اش نمی تواند
فعالیت اقتصادی انجام دهد یا نمی تواند با

همسر خود
مشارکت کافی داشته باشد آیا باید به همان نسبت که کار نمی کند از مزایای آن محروم
باشد؟! در چنین

مواردی، جای عمل به عدل نیست، بلکه اصل
دیگری به نام اصل احسان حاکم است. البته اگر کسی تنبلی کند و کاری

انجام ندهد باید با او به عدالت رفتار کرد; چون توانایی انجام کار را
داشته و در شان اوست که فعالیت و تلاش کند ولی به

سوء اختیار
خودش کار نمی کند. اما در اینجا، فرض بر قصور است، نه تقصیر; به این صورت که حادثه ای
رخ داده است و

فردی نمی تواند در جهت امرار معاش فعالیت
مطلوب انجام دهد. لذا، باید بااو به احسان رفتار کرد

.

برخی تصور می کنند که هر کس باید به اندازه ای که کار می کند مزد بگیرد.
از اینرو، برخی افراد ناتوان جامعه را، مانند

پیرمردها و
پیرزنها، که قدرت فعالیت اقتصادی نداشتند، به صورتی سر به نیست می کردند. چه بسا
گاهی بعضی از

این گونه افراد را در میان یخهای سیبری رها می کردند یا
به شکل دیگری آنها را از بین می بردند تا از شرشان راحت شوند

.

اگر این کار برای جامعه و
مسؤلان آن مشکلاتی ایجاد نمی کرد شاید همه این گونه افراد را نابود می کردند; زیرا
در نظر

آنان، این گونه افراد غیراز اینکه مصرف کننده صرف باشند و
از درآمد اجتماع بهره مند شوند هنر دیگری ندارند. لذا،

نبودن آنها
بهتر از بودنشان است. این یک طرز فکر غیر اسلامی است

.

اما اسلام می فرماید که افراد عاجز قاصر، که نمی توانند به اندازه کافی
فعالیت کنند، سایر آحاد جامعه باید به آنها احسان

نمایند. خداوند
می فرماید

:

«

ان الله یامر بالعدل و الاحسان.» (نحل: ۹۰

)

تنها عدل مورد نظر خداوند نیست، بلکه به احسان نیز امر فرموده است. اگر
تنها عدالت ارزش به حساب می آمد در این

صورت، ضعفا و
قاصران باید نابود می شدند; زیرا آنها کاری انجام نمی دهند تا سهمی ببرند

.

اسلام هرگز معتقد به چنین عملی نیست، بلکه معتقد است که در برخی موارد،
جای احسان است و انسان باید از خود

بگذرد و فداکاری کند و از
افراد قاصر و ناتوان پرستاری نماید تا از بین نروند. بنابراین، دو ارزش کلی بر
رفتارهای

اجتماعی انسانها حاکم است. این دو از ارزشهای فردی جداست:
در روابط اجتماعی، تمام ارزشها یا زیر پرچم عدل است و

یا زیر پرچم
احسان، خواه درمسائل اقتصادی باشد یاسیاسی و خواه در روابط عاطفی باشد یا انسانی. تمامی
مقامها،

تشویقها، تنبیه ها و امثال آن از این دو حالت خارج نیست; یاتحت
عنوان عدالت است و یاتحت عنوان احسان

.

بنابراین،اصل سوم ارزشهای عامی است که در روابط هر انسانی با انسان
دیگر و در زندگی اجتماعی وجود دارد و دو اصل

عدالت و احسان
باید تنظیم کننده آن باشند. این دواصل منحصر به رابطه مدیر با دیگران نیست، در
رابطه دیگر افراد

جامعه با یکدیگر نیز مطرح است

.

هدف در مدیریت غربی و شرقی

در محیط کار و در جایی که مدیر و کارمندانی وجود دارند، برخی ارزشهای
خا صفحه استاندارد و آماده استفاده است.