اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ولایت و ابعاد کلامی، سیاسی و اجتماعی آن
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 57
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ولایت و ابعاد کلامی، سیاسی و اجتماعی آن؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت و ابعاد کلامی، سیاسی و اجتماعی آن انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 52 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت و ابعاد کلامی، سیاسی و اجتماعی آن:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت و ابعاد کلامی، سیاسی و اجتماعی آن آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل ولایت و ابعاد کلامی، سیاسی و اجتماعی آن با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت و ابعاد کلامی، سیاسی و اجتماعی آن از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت و ابعاد کلامی، سیاسی و اجتماعی آن، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ولایت و ابعاد کلامی، سیاسی و اجتماعی آن :
بحثی را که پیش رو دارید متن سخنرانی و پرسش و پاسخ جناب آقای حجه الاسلام میرلوحی – مدیرکل روابط عمومی و بین الملل دانشگاه امام صادق «علیه السلام »- در جمع خواهران این دانشگاه می باشد.
این بحث درباره ابعاد مختلف امامت و ولایت و جایگاه آن در مکتب اهل بیت «علیهم السلام » می باشد که به درخواست خواهران دانشجو واساتید محترم توسط ایشان ارائه گشت و بر حسب اهمیت و ضرورت آن بطور کامل در دو شماره پیاپی نشریه به چاپ می رسد.
قابل ذکر است که متن سخنرانی بدون دخل و تصرف و تجدید نظرایشان می باشد.
“ولایت” مساله ای است که می توان ساعتها درباره مبادی اش بحث کرد. این مساله در طول دوران ۱۴۰۰ ساله فرهنگ اسلامی مورد بحث و ابتلای علمای اسلامی بوده است. حکما، عرفا، فقها،متکلمان و فلاسفه و اصحاب اندیشه های سیاسی – به تعبیر امروزی فلاسفه سیاسی و نظریه پردازان و دکترین اسلام و تز اسلام درباره حکومت و سیاست – درباره آن نظرداده اند. به دنبال آنها محدثان و دیگراصحاب علوم اسلامی نیز هرکدام به نوبه خود در پرداختن به این موضوع زحمت کشیده اند و نظریه هایی داده اند، مجادله وبحثهایی کرده اند و حتی جنگهایی داشته اند. به تعبیر شهرستانی :”ما سل سیف فی الاسلام مثلما سل فی الامامه ” ;”هیچ مساله ای در اسلام مثل مساله امامت برایش شمشیر کشیده نشده است.”حتی مساله توحید نیز اینگونه نبوده است، یعنی اینقدر که مسلمانان به مساله امامت پرداخته اند، مناظره کرده اند ، کتاب نوشته اند و جنگ کرده اند، به مساله توحید و اصل مبدا و اثبات حق و ذات اونپرداخته اند.
بخش عظیم و عمده دعوا و جدلها ،اختلافات، تشتتات و آنچه که منجر به این درگیریها و کشتارها شده، به روشن نشدن جایگاه امامت و ولایت بر می گردد.یعنی قبل از آنکه بزرگان طرفین به اصل وجایگاه “ماهی الامامه” بپردازند، به “من هو الامام” پرداخته اند و وقتی دعوا بر سر” من هو الامام” باشد ، هر زید و عمر وبکر و خالدی ادعای این می کند که نکندمن لایق و صالح برای این مقام باشم! آن می گوید “منا امیر” ، دیگری می گوید”منهم امیر” ، هر کسی و هر گروهی چیزی می گوید: مهاجر باشد، انصار باشد،قریشی باشد، حبشی باشد. آن معتقداست که با اهل حل و عقد اجماع درست می شود، این می گوید با بیعت ۵ نفر،دیگری می گوید با یعت سه نفر. عده ای می گویند وقتی اهل حرمین با کسی انعقادبیعت کردند او حاکم و خلیفه و امیرمی شود و عده دیگر می گویند نه و … . واختلافات پیش آمده; اول دید را متوجه به مصداق می کنند و همین اعث بوجودآمدن اشکال می شود. بهتر است ما درمناظره با دشمنان اهل بیت قبل از اینکه درباره افراد بحث کنیم، به اصل مطلب برگردیم و راجع به مفهوم امامت بحث کنیم. ببینیم ولایت یعنی چه؟ ، اگر مااین گونه بحث را آغاز کنیم نه تنهاموفقیتمان در مناظره بیشتر خواهد شد،بلکه روشن شدن تحری بحث برای خودمان بیشتر خواهد بود.
بنابراین در مساله امامت پاسخ به”ماهی الامامه” مقدم و سابق بر “من هوالامام” است . در غررالحکم روایتی ازامیرالمؤمنین «علیه السلام »نقل شده است که می فرماید: “رحم الله امرءا علم من این ،فی این و الی این “; خدا رحمت کند کسی را که درباره این سه مطلب فکر کند وبه دنبال شناخت و فهم این سه مطلب برود که “از کجا آمده، الان کجاست و درچه وضعیتی است و به کجا خواهدرفت.” حضرت لب لباب همه معارف رادر این سه کلمه آورده اند: آدمی باید بدانداز کجا آمده که لازمه آن شناخت مبدا وخدای متعال است، “و فی این” که شناخت موقعیت و وظیفه دنیوی بشراست و “الی این ” که شناخت معاد است.شناخت مبدا و معاد اس اساس و لب لباب معارف اسلام و عقاید شیعه است.
اگر ما در معرفت و شناخت دقیق وواقعی مبدا و ذات واجب الوجود – نه به کنهش بلکه به قدری که برای بشر ممکن ولازم است – و بدنبال آن، در شناخت افعال، صفات و آثار حق جهد کافی کنیم،بقیه مسائل و اصول پنج گانه اعتقادی ماحل خواهد شد. آنچه که متکلمان ماشیعیان، به عنوان “عدل” مطرح کردند،چیزی نیست جز یکی از افعال و صفات خداوند متعال; یعنی اگر ما خداوند متعال را حق قدره و حق معرفته شناختیم بطورطبیعی و بدیهی خداوند”عادل” را هم خواهیم شناخت. پس اگر کسی خدا راقبول کرد ، مبدا را شناخت و شهادت به خدای متعال داد ولی خدا را عادل ندانست، در اصل توحید و شناخت خدای متعال و معرفت ذات واجب الوجود ، مشکل دارد. در مساله معاد هم همین طور است اگر کسی خداوند را قبول ولی معاد را انکار کرد به تعبیر قرآن مجیدخدا را درست نشناخته است. “ما قدرواالله حق قدره” آن کسانی که می گویند آیاممکن ست خدا ما را بعد از این حیات وممات دوباره احیا کند، شناختشان ازخدای متعال کامل و درست نبوده است. تمامی براهینی که برای اثبات معاد گفته وآورده شده از صفات خداوند است. برهان حکمت، برهان عدالت، برهان رحمت،همه اینها صفات و مظاهری از خداوندمتعال است .
اصل اول ، دوم و پنجم اصول دین درواقع به همان اصل اولی برمی گردد و دواصل دیگر نبوت و امامت باقی می ماند.طبق براهین اقامه شده در بحث نبوت ، آیالازم است خداوند بشر را هدایت کند؟می گوییم: بله ! خداوند برای ظهور وتجلی هدایت خویش، از طریق انبیا ومرسلین اقدام فرموده است . و آنها را باطبقات و اصناف مختلفشان از اولوالعزم،رسول، نبی، صاحب شریعت، تشریعی وتبلیغی برای هدایت بشر فرستاده است.
خداوند متعالی که فعال ما یشاء ومالک الانام و صاحب اختیار و ملک طلق عالم است. آیا کسی غیر از او در مملوک ومالکیت او که کون و مکان و همه عالم می باشد حق تصرف و تولی دارد یا خیر ؟
پاسخ این سؤال جایگاه مساله ولایت را روشن می کند. اگر به عقل و ادله حکماو فلاسفه و بزرگان در کتب مبسوطمراجعه کنیم، این مساله بدیهی و روشن است که خداوند تنها کسی است که حق تصرف، تولی امور، امر، اراده و اختیارچیزی بر چیزی را دارد، اوست که حق حاکمیت و حکومت و سلطنت را دارد.همچنین قرآن کریم در آیات زیادی به این مساله صراحت دارد: «ان الحکم الا لله امران لا تعبدوا الا ایاه » هیچ حکم وحاکمیت و تسلط و سیطره و هیمنه ای درآسمان و زمین نیست الا اینکه مختص خداوند متعال است. به دنبالش می فرمایدمال اوست و هیچ کس حق ندارد دیگری را معبود خود سازد یا از کسی توقع تولیت و پذیرش ولایت و اقتدار کسی را بکند.«و ما کان لمؤمن ولا مؤمنه اذا قضی الله ورسوله امرا ان یکون لهم الخیره من امرهم و من یعصی الله و رسوله فقد ضل ضلالامبینا » وقتی خدا و رسولش امری می کننددیگر هیچ کس هیچ حقی از خودش نداردو هر کسی هم از خدای متعال و پیامبرش سرپیچی کند به گمراهی بسیار آشکاری افتاده است. یعنی از طریق توحید وعبودیت خارج شده است. آیات در این باره فراوان است، روایات نیز بیشمار، که اگر بخواهیم فقط آنچه را که از طریق مغایران با مکتب اهل بیت و مخالفان شیعه رسیده است مطرح سازیم به زمان زیادی نیاز داریم. نتیجه این که مساله حکومت و ولایت، یکی از صفات خداوند است. هدایت مساله ای الهی است و خداوند به پیامبر اکرم «صلی الله علیه وآله »می فرماید: «انک لا تهدی من احببت ولکن الله یهدی من یشاء الی صراطمستقیم »; مبادا تصور کنی که تو هدایت می کنی بلکه تو مظهر و مجرای هدایت من هستی، هدایت از آن من است.
پس اگر کسی توانست مظهر این هدایت و مجلای آن باشد می تواندحکومت و ولایت را هم داشته باشد.
اما چرا خداوند متعال خودش مستقیما حکومت نمی کند و برای این کارمظهر و مجلی قرار می دهد. چه می شوداگر به ما مستقیما دستور دهد و با ماصحبت کند. چرا می فرماید: “جعل الله فلانا، بعث الله فلانا، انی جاعلک، اناجعلناک” یا “و انی جاعل فی الارض خلیفه” چرا خداوند متعال جعل و بعث ونصب می کند؟
جواب اولیه اش این است که به ماربطی ندارد. اراده خدای متعال بر این قرارگرفته است که اینگونه عمل کند، ” لا یسال عما یفعل و هم یسالون”ما را خلق نکرده است که بگوییم چرااینگونه کرده است، خدای متعال می گوید: قاعده و قانون و ناموس خلقتی که من قرار دادم این است که بعضی از کارها راخودم انجام می دهم و بعضی از آنها را به دست مبعوث، مجعول، منصوب، رسول،نماینده،
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
