خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ولایت و ابعاد کلامی، سیاسی و اجتماعی آن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ولایت و ابعاد کلامی، سیاسی و اجتماعی آن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دین و دنیا
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دین و دنیا قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
36دقیقه
43ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت آیت الله مهدوی کنی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 64

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت آیت الله مهدوی کنی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت آیت الله مهدوی کنی شامل 109 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت آیت الله مهدوی کنی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت آیت الله مهدوی کنی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت آیت الله مهدوی کنی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت آیت الله مهدوی کنی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت آیت الله مهدوی کنی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت آیت الله مهدوی کنی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت آیت الله مهدوی کنی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سخنرانی حضرت آیت الله مهدوی کنی :

آراء و نظریات سیاسی – اجتماعی شهید مطهری از زبان همرزم و همفکرایشان، حضرت آیه الله مهدوی کنی
روز چهارشنبه ۱۰/۲/۷۶حضرت آیه الله مهدوی کنی ریاست محترم دانشگاه امام صادق «علیه السلام » ه مناسبت بزرگداشت مقام والای معلم در جمع اساتیدو دانشجویان واحدخواهران دانشگاه امام صادق «علیه السلام » حضور یافتندو بیانات مهم و ارزنده ای راایراد فرمودند. نوشته حاضر منتخبی ازفرمایشات معظم له – بدون تجدید نظر ایشان – در این روز است.
و صلی الله علی سید النبیین و اشرف السفراء المکرمین مولانا المحمود وسیدنا ابی القاسم محمد و علی آله الهداه المهدیین و لا سیما علی بقیه الله فی الارضین حجه بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و جعلنامن انصاره و شیعته.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم قال الله تعالی : فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکرفیه اسمه یسبح له فیها بالغدو و الاصال رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکرالله و اقام الصلوه و ایتاء الزکوه یخافون یوماتتقلب فیه القلوب والابصار.
ایام، ایام سالگرد شهادت شهیدبزرگوار، فیلسوف عالی قدر و عالی مقام،فقیه بزرگوار و عارف ارجمند، مرحوم آیت الله شهید مطهری – رضوان الله تعالی علیه – است که بدین مناسبت روز معلم وهفته معلم نامگذاری شده است و به احترام آن معلم بزرگوار این ایام مزین شده است به نام این شهید.
امروز که در واحد خواهران دانشگاه امام صادق «علیه السلام » توفیق زیارت شماخواهران دانشجو و اساتید محترم و دیگرعزیزان نصیب این خدمتگزار شما شد ،مناسب دیدم که موضوع سخن را مرحوم مطهری و زندگانی علمی، سیاسی ومبارزاتی ایشان قرار دهم.
البته شما می دانید که این بزرگداشتهاو این تعظیم و تجلیل از گذشتگان تنها به عنوان یک تجلیل و بزرگداشت نیست وما از تجلیل و تعظیم و یادبود این بزرگان تاریخ باید درس بگیریم تا این مجالس آموزنده ، جهت دار و با هدف باشد.
قرآن کریم به ما آموخته است که قصص گذشتگان موجب عبرت است وما اگر امروز ، درباره این شهید بزرگوارسخنی می گوییم علاوه بر زنده کردن یاد وتجلیل از ایشان، باید از زندگی اشان درس بگیریم و آنچه را هدف امثال مرحوم مطهری در تاریخ اسلام و تشیع بوده، درتحلیلهای علمی خودمان دریابیم و سپس آن را در زندگانی فعلی خودمان و مسائلی که امروز با آنها روبرو هستیم، به کاربندیم. آیه ای که من انتخاب کردم، آیه ای است مناسب با صاحب این مجلس که مابه نام او اجتماع کرده ایم. اگرچه شماخودتان اهل ادب هستید و با قرآن آشنایی دارید ولی برای بیان مقصود، برداشت ویا الهامی که از این آیه دارم، ناگزیر آیه راترجمه می کنم . خداوند می فرماید درخانه هایی که خدا اجازه داده است که این خانه ها بلند آوازه گردد و بلند مرتبه . هم ازنظر ظاهری این خانه ها مجازند از طرف خدا بلندتر از خانه های دیگر باشند که ازدور در همه جا نمایان باشند و برخانه های دیگر اشراف داشته باشند و هم از نظر باطنی بلند باشند و بلند آوازه . درصبحگاهان و شامگاهان در این خانه هاتسبیح خدا را می گویند رجال و کسانی که هیچ بیع و تجارت و خرید و فروشی آنهارا از ذکر خدا و اقامه نماز و ایتاء زکات بازنمی دارد و مشغول نمی کند و اینهامی ترسند از آن روزی که دلها و چشمهامنقلب می شود.
من برای سخنرانی درباره شهیدمطهری در دانشگاه تهران استخاره کردم ، این آیه آمد. فکر کردم که خداوند ما را هدایت می کند که با الهام گرفتن از این آیه کریمه ، درباره این شهید سخنی بگوییم و از زندگانی ایشان درس بگیریم.
مرحوم شهیدمطهری خصوصیات بارز فراوانی داشتند. از نظر علمی یک عالم، فیلسوف، فقیه، عارف، ادیب و نویسنده و محقق بودند. ایشان تنها یک عالم نبودند بلکه یک محقق بودند. فرق است بین کسی که عالم است و مسائلی را می داند و آن کس که همیشه در سیر تحقیق است و باآن که معلوماتش با تحقیق است ،باز هم به دنبال تحقیق می رود.
مرحوم مطهری چنین شخصی بودند.هیچگاه تفکر، نوشتن، خواندن، بررسی کردن، زیرو رو کردن کتابها، جستجو درکتابخانه ها و گشتن به دنبال گم شده خودرا فراموش نمی کردند; رها نمی کردند کارخودشان را. در هر مسافرتی که ایشان تشریف می بردند یکی از کارهای مهمشان این بود که با کتابخانه ها آشنا شوند باکتابهایی که در آن کتابخانه هاست ; بااساتیدی که در آن شهرها هستند – چه درداخل و چه در خارج. من یادم هست که مرحوم شهید مطهری در سن جوانی(۱۳۲۸ ه.ش) که بنده هم در قم طلبه بودم و درس می خواندم – البته ایشان از ماجلوتر بودند – به عنوان یک استاد فاضل محقق شناخته می شدند. درس مرحوم مطهری درسی بود توام با تحقیق ، یعنی تنها یک کتاب درسی را نمی گذاشتندجلویشان تدریس کنند. بلکه وقتی می خواستند یک مطلبی را از یک کتاب بیان کنند کتابهای زیادی را می دیدند ومساله را ریشه ای بررسی می کردند وورود و خروج ایشان در مسائل ورود وخروج عالمانه و محققانه بود. در همان سن جوانی امتیازی داشتند بر سایرطلاب. اما ایشان تنها عالم و محقق نبودند بلکه معلم خوبی نیز بودند.بسیاری هستند که محققند عالمند ولی نمی توانند تدریس کنند و مطالب خود رانمی توانند به دیگران برسانند ولی مرحوم مطهری چه در بیان و چه در نوشتار از هردو جهت مبین معلومات خودشان بودندو می توانستند مطالب را خیلی خوب به شاگردانشان منتقل کنند.
نکته دیگری که مرحوم علامه طباطبایی – رضوان الله تعالی علیه -استاد بزرگوار، درباره ایشان می فرمودند نکته سریع الانتقال بودن مرحوم مطهری و قدرت فراگیری ایشان است. بسیاری ازشاگردان هستند که مطالب رامی شنوند ولی خوب نمی گیرند،سرعت انتقال ندارند. علاوه برمعلمی ایشان، هادی و مرشد بودند.هستند کسانی که عالمند، محققند،معلم خوبی هستند، نویسنده خوبی هستند ولی هدایتگر و مرشدشاگردان خود و جامعه نیستند.انتقال معلومات علمی صرف به تنهایی نمی تواند شاگردان و یاجامعه را هدایت کند چون علم مانندیک صنعت است. مهم این است که چگونه از صنعت بهره برداری شودوبه دست چه کسی هدایت بشود.یک کشتی را فرض کنید که پر از طلا باشدیا پراز کارخانه هایی پیچیده و ما این کشتی را به دست کسی بدهیم که او را به جهتی هدایت کند که آن جهت به نفع جامعه نیست. بنابراین معلم و این عالمی که پر است از معلومات ولی یا نمی تواندهدایتگر باشد و یا اگر هدایت کند ،منحرف می کند، پس از سرمایه ای که به دست او سپرده شده است و سرمایه ای که به دیگران منتقل می کند، در جهت خیربهره برداری نمی شود.
بنده یادم هست که مرحوم مطهری ازسن جوانی که در قم بودند ، احساس دردمی کردند برای جامعه اسلامی ، برای حوزه های علمیه ، برای دانشگاهها و این ناراحتی را داشتند که در زمان ما جامعه نیاز به هدایت دارد و ما باید از این معلومات که به عنوان یک ابزار و صنعت به دست آورده ایم ، در مسیر اهداف الهی و اهداف انبیا و اهل بیت علیهم السلام استفاده کنیم. لذا در همان زمانی که در قم بودند، به فکر نوآوری و تحویل و تحول در حوزه قم و ارتباط با دانشگاهها بودند.شما مسلما نمی توانید این نکته ظریفی راکه من الان عرض می کنم بطور جدی لمس کنید . زیرا شما در آن زمان و آن موقعیت نبوده اید و ندیده اید . قبل ازانقلاب اصولا دانشگاهها به معنای خاصش با حوزه های علمیه هیچگونه ارتباطی نداشت . عده ای از حوزویها ومعممین – که بسیاری از آنها لباسشان راهم از تن بیرون آورده بودند زیرانمی توانستند با لباس روحانی دردانشگاهها تدریس کنند – به خاطر جوی که موجود بود ، بیشتر به تدریس خودشان مشغول بودند و به مساله ارتباطحوزه و دانشگاه توجهی نداشتند.
البته استثنا در همه جا هست. من جسارت نمی کنم. دانشگاه ، حوزه را به عنوان یک جریان ارتجاعی تلقی می کرد ومعمولا یک روحانی و یک مدرس به عنوان یک فرد فناتیک و ارتجاعی تلقی می شد. حوزویها و علمای دینی هم دانشگاهها را مرکز الحاد و شرک و ضددین و اخلاق تلقی می کردند.
ارتباطی بین دانشگاه و حوزه نبود واگر یک روحانی وارد دانشگاه می شدمعمولا در بین حوزویها مطرود و منزوی می شد، یعنی می گفتند: این دیگر رفت،تمام شد. حالا در یک چنین موقعیتی که یک روحانی عالی مقام و یک معلم بزرگوار و تحصیل کرده با سوابق علمی واخلاقی و شاگردی حضرت امام «رحمه الله »،علامه طباطبایی «رحمه الله » و اساتید بزرگوارکه در قم و مشهد و جاهای دیگر بودندیک دفعه قم را رها می کند و وارد دانشگاه می شود، ملاحظه کنید چقدر گذشت می خواهد؟! حالا را نگاه نکنید که بودن یک روحانی در دانشگاه برایش افتخاراست و بودن یک دانشگاهی در حوزه نیزبرای او افتخاراست.این پیوند بین دانشگاه و حوزه از روزهای نزدیک به انقلاب شروع شد. بنده یادم هست. در یکی ازروزهایی که راهپیمایی های تهران به اوج رسیده بود فکر می کنم ۱۶آذر بود – ماآمدیم مقابل دانشگاه تهران، من و مرحوم شهید مطهری و شهید مفتح و ظاهراشهید باهنر(رضوان الله علیهم) در مقابل دردانشگاه زیر پلاکارتی که رویش نوشته شده بود:”هیات علمی دانشگاه تهران” ،ایستادیم . چون ما چند نفر روحانی ومعمم بودیم در آنجا شعار داده شد :”روحانی ، دانشجو پیوندتان مبارک ” از آن روز این پیوند رسمی شد ولی قبل از آن رسمیت نداشت و یکی از افرادی که توانسته بود مقدمات و زمینه های عینی وذهنی این پیوند را فراهم کند ، مرحوم مطهری بود . شما حتما می دانید که فراهم شدن یک زمینه تا شرایط عینی و شرایطذهنی نباشد، امکان ندارد. یک جدایی بدون جهت و بالقوه به قول حکما وجهش به وصل و پیوند منتهی نمی شود;مقدماتی لازم دارد و این مقدمات درمسائل علمی و فرهنگی نیاز به فداکاری وگذشت دارد; چون در عرصه های فرهنگی از جایی به جای دیگر رفتن و از مرحله ای به مرحله دیگر پریدن ، بخصوص اگرصبغه دینی هم داشته باشد، اتهام برانگیزاست. من به یاد دارم که وقتی مرحوم مطهری از قم به دانشگاه آمدند عده زیادی ایشان را ملامت می کردند که چرا مطهری که طلاب اینطور پیش بینی می کردند که یکی از مراجع آینده عالم تشیع خواهدبود، قم را رها کرده و به تهران رفت و دردانشکده الهیات دانشگاه تهران مشغول تدریس شد. باید بگویم شهید مطهری ارتباط خودشان را با حوزه هیچ گاه قطع نکردند ; در مدرسه مروی تهران برای طلاب تدریس می کردند ، به قم هم تشریف می آوردند و هفته ای یکی دو روزدر قم تدریس می کردند و ارتباطشان باحوزه برقرار بود.
عزیزانی چون مرحوم شهید مفتح ،بهشتی ، بعضی از آقایان و معممین دیگرهم بودند ولی مرحوم مطهری در راس بودند. این گذشت و فداکاری، اساس کارمرحوم مطهری برای این پیوند بود.بنابراین شما جریان آمدن مرحوم مطهری به دانشگاه را با وضع فعلی جریان ،مقایسه و ارزیابی نکنید ، بلکه باید اوضاع همان روزها را در نظر بگیرید . ازاینجاست که باید به عظمت روح و مبارزه و جهاد مرحوم مطهری پی ببریم. وقتی من در صحبتهایم می گویم که یکی ازکسانی که زمینه ساز انقلاب اسلامی مابود، مرحوم مطهری است، بی جهت نیست. این حرکت حرکت دینی وفرهنگی بود. یک کودتا نبود که مثلا یک دولتی بیاید کودتا کند و یک دولت دیگری به جایش بیاید. نظامیها نیامدندآن رژیم را از بین ببرند بلکه مردم آمدند ،روحانیت آمد ، متدینین آمدند ، حزب اللهی ها آمدند و البته گروههای دیگر هم بودند که سالها مبارزه می کردند ولی چون در میان جامعه اسلامی ما جایگاه حسابی نداشتند ، کاری از پیش نبرده بودند. وقتی روحانیت به صحنه آمد، حوزه ها آمدند ، مردم آمدند ، متدینین آمدند، آنها هم به دنبال آمدند و در صف مردم برای خودشان هم آثاری تصور می کردند. به هرحال زمینه حدوث این انقلاب و تحقق این انقلاب حرکت امثال مطهری ها بود.
از خصوصیات دیگر مرحوم مطهری ، ایمان ایشان بود. ممکن است شما بفرمایید چون مرحوم مطهری یک روحانی است ، مسلما مؤمن است و کلمه ایمان در مورد یک روحانی چیز تازه ای نیست. اما نه، آنچه من ایمان می گویم یک باور واقعی است;نه تنها یک درجه کمی از ایمان.مرحوم مطهری رسمش بر این بودکه تا مطلبی را کاملا باور نداشتندنه می گفتند و نه می نوشتند.من یادم هست که وقتی ایشان کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم را حاشیه می زدند ، رسیدند به مبحث قوه و فعل وحرکت. از ایشان سؤال کردم: استاد! چرااین بحث قوه و حرکت و فعل را که مرحوم علامه طباطبایی مطرح کردند ،شما تمام نمی کنید. ایشان فرمودند: “من گرچه سالها در کلاس درس امام و علامه طباطبایی و بعضی از اساتید دیگر بوده ومطالعات زیادی هم کرده ام ولی فعلابحث برای خودم کاملا پخته نشده است.من دارم کتابهای ترجمه شده غربی ها رامطالعه می کنم. راجع به نظرات آنها فکرمی کنم و فیش برداری می کنم و آن روزی که خودم بتوانم مساله را کاملا هضم کنم،می نویسم. من چیزی را که کاملا برای خودم هضم نشده باشد به قلم درنمی آورم; برای اینکه بتوانم هم بگویم،هم بنویسم و هم بعدها از آن مطلب دفاع کنم.” این ایمان در سراسر زندگی مرحوم مطهری کاملا خودش را نشان می داد; درهمه حرکاتشان، در تمام موضع گیریهای علمی، سیاسی و اجتماعی. این طور نبودکه مقهور جو شوند. یک روز انقلابی باشند و روز دیگر مقهور جو قرار بگیرندو دست از انقلاب بردارند یا در انقلاب،هر روز، مقهور یک جریان شوند ، بلکه بابصیرت وارد شده بودند: “قل هذه سبیلی ادعو الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی.” پیغمبراکرم «صلی الله علیه وآله » فرموده اند: ما دعوت می کنیم مردم را به خدا و راه ما دعوت به سوی خداست و اما ما که دعوت می کنیم به خدا – من و پیروانم با بصیرت ، این دعوت را و این راه را شروع کرده ایم. مهم بصیرت است و مرحوم مطهری مردی بودباایمان و بابصیرت. و این خط مهم است.
خواهران عزیز، اساتید محترم! شماباید از این مسائل خوب درس بگیرید، درزندگی هدفدار باشید و هدفهای عالی وبلند را همیشه دنبال کنید. من در بعضی ازصحبتهایم گفته ام – گرچه خودم اهل این حرفها نیستم و متاسفانه نتوانسته ام خودم را بسازم اساتیدمان فرموده اند: “درمسائل معنوی و روحی همیشه آرمان گراباشید. به تعالی بیندیشید ، به اوج بیندیشید و در مسائل مادی به پایین تر ازخودتان نگاه کنید. هرچه انسان در جهات مادی بالا برود باز به قول امام سیرنمی شود ولی در جهات معنوی انسان باید آرمان گرا باشد و مرحوم مطهری یک چنین حالتی داشت. هیچ وقت توقف نداشت .
نکته دیگری که باید درباره مرحوم مطهری بیان کنیم، تعبدایشان است. می دانید که “تعبد”برای عالم امتیاز بزرگی است.شما دانشجو و دانشگاهی، اهل تفسیر وعلم هستید. اصولا انسان وقتی درس می خواند بخصوص اگر در درس خواندن هم امتیازاتی داشته باشد، استعداد و درک خوبی داشته باشد، و یا معلم خوبی باشد، اینها به تنهایی غرورآور است،حداقل غرور این است که انسان می گوید:من که عالمم، معلمم، متعلمم دیگر خیلی نیاز به عبادت ندارم و در جهت خودسازی و در جهت صفا و تهذیب وتزکیه نیاز به عبادت نیست. لذا ما خیلی اساتید را می بینیم که از نظر علمی خوبنداما از نظر عبادی یک قدری پایشان می لنگد. اما استادی هم هست که وقتی صدای اذان بلند می شود ، قلبش می لرزدو برای نماز خود را آماده می کند وهیچگاه هیچ چیزی را بر نماز مقدم نمی دارد – مگر یک کاری را که واجب تر ازنماز باشد در یک روزی – این یک نوع تعبد خاص است. یادم هست وقتی درشورای انقلاب بودیم، در جلسات وکمیسیونهایی که برای مسائل سیاسی واجتماعی و مسائل مملکتی با حضوروزراء، اعضای شورای انقلاب و مسؤولان مملکتی تشکیل می شد، علی رغم اهمیت و حساس بودن آن جلسات همین که نزدیک اذان ظهر می شد، مرحوم شهیدبهشتی و شهید مطهری جلسه را ترک می کردند و هرچه به آنها می گفتند: آقایان !صبر کنید این مطالب تمام بشود،مذاکرات نیمه کاره است. می فرمودند:خیر! الآن منادی خدا صدا می زند: “حی علی الصلاه”. نمازمان را می خوانیم بعد ازنماز دوباره هستیم. در آن موقعیت حساس آنها چنین تقیدی داشتند. مقدارتقید و تعبد آنها زمانی آشکار می شود که شما وضعیت بحرانی آن روزها را در نظربیاورید.
کشور در بحران عظیمی گرفتار بود. مابدون داشتن هیچ سابقه حکومتی،مسؤولیت تصمیم گیری برای مقابله بابحرانهایی عظیم و طاقت فرسا را به عهده داشتیم. ما از مسجد آمدیم به کمیته، بنده که یک امام جماعت، یک معلم طلبه بودم، رئیس کمیته های انقلاب شدم. آن هم مسؤولیت سراسر کشور، پاسداری ازتمام پادگانها و وزارتخانه ها، حتی ازشهربانی هم پاسداری می کردیم. تمام شهربانی ها و کلانتری ها را مردم آتش زده بودند. همه سلاحها به غارت رفته بود ومخصوصا گروههای مخالف انقلاب که خود را انقلابی می دانستند از منافقین وغیر منافقین سلاحها را غارت کرده بودند;در آن موقعیتی که ترورها، اعتصاب ها وتظاهرات مخالفین و دسیسه های خارجیها آغاز شده بود.
خانواده شهید مطهری نقل می کنند که ایشان شبها، وضو می گرفتند، چند آیه قرآن می خواندند و با انس با کلام خدامی خوابیدند و

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.