خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زن در اندیشه ترقی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زن در اندیشه ترقی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل محرومیت جهانی زن در روند توسعه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل محرومیت جهانی زن در روند توسعه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
23ساعت
21دقیقه
16ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زن در منظر اندیشه ترقی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 77

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل زن در منظر اندیشه ترقی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل زن در منظر اندیشه ترقی شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل زن در منظر اندیشه ترقی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل زن در منظر اندیشه ترقی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل زن در منظر اندیشه ترقی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل زن در منظر اندیشه ترقی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل زن در منظر اندیشه ترقی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زن در منظر اندیشه ترقی :

پیشگفتار

نگاهی به محتوای فصل

۱ برترین و محوری ترین انگیزش و خواهانی انسانی زن چه در قلمرو روانشناختی فردی و چه در قلمرو جامعه شناختی ترقی و تعالی است. تئوریهای توسعه ای زنان، همان انواع گفتمانهای ترقی برآمده از همان خواهانی است. گفتمان دین شناختی ترقی زنان از سنت و زندگانی بانو فاطمه زهرا علیهاالسلام قابل استنباط است؛ گفتمان مزبور می تواند در قالب مکتب تعالی روانشناختی و توسعه پایدار انسانی، بانگاه به امر توسعه ای زنان، سامان پذیرد.

مکتوب نوبت اول(۱) اجمالی از انگیزه این نحوه نگرش به موضوع و هم شناختهایی درباره بانوی بزرگ بود. اینک نوبت آن رسیده است تا از منظر روانشناسی کمال، وجهه روانشناختی تعالی خودی را از سنت و زندگانی بانوی بزرگ، به تأمل بنشینیم. مقاله در این فصل بر توضیح اصول نظری و الگویی تأکید می ورزد و می کوشد وصفی از زندگی انسانی و سرشار از معنویت ایشان به دست دهد. پس از این تبیین کوتاه، در فصلی دیگر نقش زن را در اندیشه مدیریت و تغییر اجتماعی مورد توجه قرار می دهیم.

۲ در توسعه انسانی تنها وجهه جامعه شناختی آن مد نظر نیست، بلکه مفهوم فراگیر روانشناختی آن یعنی اهتمام به عنصر انسانی و فردی مورد توجه است.

بهترین تعریفی که می توان برای تجدد روانی آنطور که این اصطلاح در متون نوسازی مورد استفاده قرار گرفته است، ارائه نمود، این است که «مفهوم وصل کننده ای» می باشد که فرایندهای تغییر را در سطوح فردی و اجتماعی بهم مرتبط و متصل می سازد. تجدد روانی به مجموعه ای از حالات فردی (ایستارها، ارزشها، سبکهای شناختی، ویژگی های شخصیتی، و غیره) اطلاق می شود که در مجموعه تجارب اجتماعی، قابلیت جریان یافتن دارد.

مباحثات جدی و ضروری زنان در توسعه (Wemen In Development) و دوره جدید این مباحثات، یعنی توسعه جنسیتی Development) (Gender و هم دست اندرکاران این مباحث از مدیران و سازمانها و الگوها و برنامه های عمل، آنچنان به وجهه جامعه شناختی این مباحثات خصوصا مقوله مشارکت و افزایش آن در عرصه معادلات اجتماعی سیاسی گرویده اند که کانون انسانی این مباحثات، یعنی منظر روانشناختی و مقوله تعالی خود مورد غفلت قرار گرفته است. امروزه مباحثات علم الاجتماعی زنان و دغدغه ها و معادلات سیاسی آنها آنقدر فربهی یافته و سکه رایج گردیده که موضوع رویش و تعالی و سیر و سلوک زن مسلمان را به فراموشی سپرده است.

۳ در شیوه نگرش به شخصیت بانو فاطمه زهرا علیهاالسلام ، سامان یابی دوباره ای در حال تکوین است. کانون و جهت تازه این نگرش، اندیشه ترقی در دو منظر «روانشناسی کمال» و «تحقیق و توسعه» خوانده می شود.

هدف روانشناسی کمال، بیداری و رهایی قابلیتها و استعدادهای عظیم انسانی، برای از قوه به فعل رساندن و تحقق بخشیدن به تواناییهای خویشتن و یافتن معانی ژرفتری در زندگی است. جویایی اصلی در روانشناسی کمال، تعالی بخشیدن به شخصیت انسانی می باشد.

نگاه ما به زندگانی و سنت بانوی بزرگ از منظر روانشناسی کمال، توضیح اصول نظری و کوشش برای طراحی الگوی تعالی خودی از منظر سنت بانوی بزرگ می باشد.

۴ باری! می توان کاملاً بهنجار بود و با این حال، احساس نگون بختی کرد و همچنان از دلتنگی های عذاب آور، نومیدکننده، بیهوده و بی معنا رنج برد و هیچ شادمانی بزرگ و اشتیاق وافر یا ایثار و تعهد و تعلقی را احساس نکرد و باز همچنان با خویشتن دغدغه داشت که حاصل کار امروزم چه خواهد بود؟ فردا چه خواهم کرد؟ حاصل همه عمرم چه خواهد بود؟ چرا باید زندگی کنم؟ چرا باید کاری را بکنم؟ آیا در زندگی هدفی هست تا مرگ گریزناپذیری را که در کمینمان نشسته، نابود و ویران سازد.

نظریه تعالی خودی می کوشد با ارائه یک دیدگاه روشن درباره زمینه هایی چون تحقق خود، انگیزش، سلامت روان، نقش کار و هدف، چگونگی ادراک خود و هستی، اهمیت احساس مسئولیت در برابر خود و دیگران و نکته های بسیار دیگر را در قالب یک الگوی شخصیت، ارائه دهد.

۵ حجم ناگزیر اندک این مقال، ما را اجازت می بخشد، به گزارش کوتاه از چند نکته بسنده کنیم: ابتدا نگاهی مقدماتی به چگونگی و ماهیت تعالی خود و ابعاد آن بیفکنیم؛ آنگاه با بانوی بزرگ مراحل پدیدار شدن خود را بیشتر دریابیم؛ اینکه خود در چه فرایندی پدیدار می گردد تا در آستانه بستر رویش و رستگاری قرار گیرد. سپس می توان در ابعاد و ساحات وجودی انسان بالنده با نظر به سنت و تعالیم بانو، تأملی داشت و از این رهگذر ویژگیهای انسان بالنده را مرور کرد. در پایان نیز می توان اشارتی به معنی داری زندگی و تجربه عرفانی بانو نمود.

* رویش و تعالی خود

همه ما از استعدادهای عظیم و کشف نشده برای کمال و دگرگونی و یافتن معنایی ژرفتر و توفیق بیشتر در زندگی بهره مندیم. آدمی می تواند از مرز «بهنجاری»(۲) فرا رود و به گنجینه استعداد، خلاقیت، نیرو و انگیزش پنهان دست یابد. از خویشتن فراتر رود و کمال خویش را در رویش و رستگاری و پیوستگی با هستی و کمال مطلق دریابد و در این پیوستگی، خلق را تا مراتب مطلوب اعتلا و ترقی، همراهی و راهبری کند.

بانوی بزرگ فاطمه زهرا علیهاالسلام و زندگانی او الگوی تعالی و فراروندگی خودی است(۳) که با او می توان زمینه هایی چون تحقق خود، انگیزش، سلامت روان، نقش کار و هدف، چگونگی ادراک خود و جهان و جامعه و تاریخ و نقش آدمی در وسعت رابطه با اینها، اهمیت احساس مسئولیت در برابر خود و دیگران و شیوه راهبری خود و مردم خویش به سوی برترین آرمانها و نکته های بسیار دیگری را، دریافت و در قالب یک الگوی تعالی و کمال شخصیت پیشنهاد نمود و به اظهارنظر انتقادی در برابر دیگر الگوهای روانشناختی رشد پرداخت.(۴) مقاله فراتر از نگرش تفکیک جنسیتی از دیدگاه یاد شده، به تفسیر ابعادی از تجربه های روانشناختی سنت بانوی بزرگ می پردازد.

هرگاه به نیازهای اصیل و عمیق انسانی خویش خودآگاه باشیم، نیازهایی که در حالتهای کمال خواستار تحقق همه ابعاد وجودی خویش اند. نیازهایی مانند: حقیقت، خوبی، زیبایی، یگانگی وتمامیت، اجتناب از دوگانگی، سرزندگی و فراشدن، یکتایی هویت، کمال، عدالت، نظم، استغنا، پرمعنایی و بسیاری دیگر از نیازها که همه در نیاز به رویش و رستگاری جمعند. در این حالت از خودآگاهی، هنگامی که در می یابیم همراهی با فاطمه زهرا علیهاالسلام ، راه و روش شایسته بر آوردن این نیازهاست، به او روی می کنیم و او را همواره پیش رو و راهبر خویش خواهیم نمود.

* انگیزه توسل به بانو

شناخت قابلیت آدمی برای تعالی و گسترش تواناییهای خویش، در گرو شناخت سالمترین شخصیتها و بهترین نمونه های بشری است. تحلیل و بررسی انواع جماعتهای انسانی با شیوه های گوناگونی از قبیل تحلیل سیره، مصاحبه، تداعی آزاد و زندگینامه های خودنوشت و آراء و اندیشه ها و سخنان آنان، نشان می دهد که همه انسانها با نیازهای شبه غریزی(۵) به دنیا می آیند. این نیازهای مشترک، انگیزه رشد و کمال و تحقق خود، قرار می گیرد و انسان را به تبدیل شدن به آنچه در توان اوست، فرا می خواند. بدین ترتیب، استعداد بالقوه برای کمال و سلامت روان از بدو تولد وجود دارد؛ اما اینکه استعداد بالقوه آدمی تحقق یا فعلیت می یابد یا نه، به نیروهای فردی و اجتماعی بستگی دارد که تحقق خود را می پرورد یا باز می دارد.

چرا ما نیازمند توسل به بانوییم؟ باید تحلیل کرد که آدمی در سر سویدای وجودش، چه خواهانیها و نیازهایی دارد که وی را بر می انگیزد تا برای تأمین آنها دست در ولای فاطمه علیهاالسلام زند؟

علاوه بر نیازهای اصلی جسمانی مشترک ما با حیوانات، به عنوان مؤثرترین عامل در شخصیت انسان، نیازهای روانی نیز وجود دارند. به طوری که انگیزه انسان خواه سالم و خواه ناسالم نیازهای روانی اوست و تفاوت میان آنها در طریقه ارضای این نیازهاست. سنت بانو طریقه ای پویا برای تأمین نمودن این نیازهاست: «انّا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی اللّه و قدمناک بین یدی حاجتنا»(۶)

خودآگاه شدن نیازهای اصیل انسانی، همراه با شناخت درست بانو، آدمی را بر می انگیزد تا با جهت دهی به جنبه های مختلف زندگی، یعنی پاسخهای فکری، عاطفی و حسی به خود، به مردم و موضوعها و رویدادها، خواه در جهان و خواه در خود، برای برآورده ساختن نیازهای یاد شده به او روی کنیم و شیعه او باشیم، نیازهایی مانند:

نیاز به صیانت، فعلیت و اعتلای تمام جنبه های شخصیت و تحقق خود و روند خود شدن و پرورش ویژگیها و استعدادهای یکتای خود؛

نیاز به حقیقت در همه عرصه های هستی؛

نیاز به خوبی، نیکی، زیبایی و معناداری زندگی؛

نیاز به تعلق به وجودهای برتر از خود، نیاز به پیوند و ایمان و عشق به جهان و هستی، عشق به خداوند و آرمانهای برتر و نیاز به دوری از دوگانگی و سرزندگی و فرا شدن؛

نیاز به فرار رفتن یا استعلای از نقش فعل پذیر، نیاز به آفرینندگی و خلاقیت زندگی خویشتن (فرزند، اندیشه، هنر، تربیت خلایق و یا کالای مادی) و از این طریق تأمین نیاز به آزادی و هدفداری؛

نیاز به حس هویت و فردیت ویکتایی، هویتی که آدمی را با این احساس و خودآگاهی و شعور که «چیست و کیست» به فردیت تکامل یافته، سوق می دهد و به آن گونه که احساس می کند زندگیش را تدبیر می کند و در قلمرو فرمان خود اوست و دیگران بدان شکل نمی بخشند و در همین راستا:

– نیاز به یگانگی و تمامیت؛

نیاز به نظم و قاطعیت؛

نیاز به عدالت و قسط؛

نیاز به استغنا، تمامیت و جامعیت؛

نیاز به موازین و ضوابطی برای جهت گیری بارور و همساز و همنوای تعامل با تمام هستی را می توان نام برد.

همه این نیازها در نیاز به رویش و رستگاری و فلاح و کمال و توبه، یک جا حضور دارند. نیاز مداوم انسان به جستجو برای خویشتن، در حقیقت برای معنایی است که به هستی ما منظوری ببخشد و هرچه بیشتر بتوانیم پس از گذار به خود و عبور از دنیای بیرون، از خود فراتر رویم و در این فراسوی خود شدن، خود را در راه آرمانهای بالاتر ایثار کنیم. هنگامی که این نیازها خودآگاه بودند و آدمی عزم بر تأمین آنها با روشی زایا، بارور و خلاق نمود، دعا را به عنوان زبانی روشن برمی گزینند.

* ماهیت شخصیت بالنده

ای بلوغ انذار!

چشمه غدیر در باغ دستان تو رویید؛

و غدیریها از دامان عصمت تو به بلوغی رسیدند؛

و انسان مانده با انذار تو به رویش رسید.(۷)

بانو تصویر روشنی از شخصیت بالنده به دست می دهد. چنین انسانی اندیشه و بینش و شعوری بالا دارد و قوه تعقل و اندیشه و ادراکش را پرورده است. جهان و خود را به طور عینی ادراک می کند، نگاه نقادانه ای به جامعه و تاریخ خویش دارد و عمیقا عشق می ورزد. آفریننده است؛ هویت پایداری دارد، با جهان در پیوند است و در آن ریشه دارد و حاکم و عامل خود و بر سرنوشت خویش است.

خود خویش را چگونه تفسیر می کنیم؟ کیستی خود را با چه، معنا می کنیم؟ ماهیت هستی انسان سالم چیست؟

خود یا نفس جدای از ابهاماتی که جزء جدایی ناپذیر بخشهای مربوط به آن است عامل مدیریت حیات درون آدمی(۸) و روابط با دیگر موجودات است و در برگیرنده همه جنبه هایی است که موجب یکتایی شخصیت می شود.

یک آموزه بلند بانو آن است که شخصیت او سالم و رونده است، مسیر است، نه مقصد. به سمت تحقق خود، پیش می رود، هیچ گاه پایان نمی پذیرد و وضعیتی ایستا ندارد. این هدف رو به آینده، فردا را به پس می راند و همه جنبه های خود را دگرگون می سازد و می پروراند.

پیامبر صلی الله علیه و آله ما را فرا می خواند که او را راهبر خویش داشته باشیم: «… فاقتدوا بالزهره»(۹)

و امام باقر علیه السلام خطاب به زنی که پی جوی الگوی و معیار و ملاک و روش سزاوار زندگی است می گوید:

تو اگر طالب فضیلتی، راه زهرا علیهاالسلام را پیش گیر.(۱۰)

قسمت اول

بانو علیهاالسلام ، تجربه های کودکی و فرایند پدیداری خود

پرورش و بالندگی شخصیت آدمی ابتدا در گرو پدیدار شدن خود برای حضور در بستر کمال و رستگاریست. خویشتن، از خردسالی تا دوران بلوغ در هفت مرحله، پرورش می یابد. این مراحل پس از پدیدار شدن کامل، در مفهوم واحد خویشتن، یگانه می شوند. بدین ترتیب خویشتن، پیوندی از این جنبه های خودبودن و شرط آغازین لازم برای شخصیت سالم است. این فرایند، خویشتن آدمی را در آستانه جریان عظیم تعالی خودی قرار می دهد. فرایند یاد شده را با فرازهایی از تجربه های کودکی بانو علیهاالسلام ، مرور می کنیم.

اول: پدیدار خودجسمانی(۱۱)

ما با حس خود به دنیا نمی آییم، کودک شیرخوار نمی تواند میان خود یا «من» و دنیای پیرامونش فرق بگذارد. با گذشت زمان، از راه آموزشی که همواره پیچیده تر می شود و تجربه های ادراکی، میان چیزی «درمن» و چیزهایی «در بیرون» تفاوت مبهمی می گذارد. هنگامی که کودک شیرخوار، خود یا دیگران و اشیا را لمس می کند، می بیند و می شنود، این تمایز آشکارتر می شود. حدود پانزده ماهگی نخستین مرحله پرورش خویشتن یعنی خودجسمانی پدیدار می شود.

هنگامی که فاطمه را پاکیزه نمودند و قنداقه اش را در دامن خدیجه گذاردند، مادر مهربان مسرور می شود و سینه اش را در دهان نوازادش می نهد و از شیره جان سیرابش می کند تا به خوبی رشد و نمونماید(۱۲) ارتباط عمیق عاطفی مادر با فرزند به ویژه در دوران شیردهی و به ویژه تجربه آغازین عاطفی کودک از چیزهای در بیرون (سینه مادر)، رکن جدی پیوستگی قلبی و درونی وی با جهان خارج در دوران بلوغ و پس از آن است.

دوم: پدیداری تشخیص هویت خود(۱۳)

در دومین مرحله پرورش، حس تشخیص هویت خود پدیدار می شود. کودک از هویت مداومش به عنوان شخصی جداگانه آگاه می شود. نام خود را می آموزد و در می یابد که آنچه امروز در آیینه می بیند، همان شخص دیروزی است و معتقد می شود که حس «من» یا «خود» به رغم تجربه های متغیر ادامه می یابد و پایدار می ماند.

مهمترین جنبه هویت خود «نام شخص» است که نمود هستی او می شود. نام شخص، نشانه شخصیت الگویی و آرمان و خواسته پدر و مادر وخانواده برای فرزند خویش است. نام شخص، «خود» وی را باز می شناسد، و او را از سایر خودهای جهان متمایز می سازد.

سرّ اسماء بانو:

او را فاطمه نام کردند، با لقبهایی برای توضیح منزلت الگویی او و جاودانگی اصل روانشناختی حس تشخیص هویت خود.

فاطمه علیهاالسلام ، برای نشان دادن جداشدگی(۱۴) او از آتش دوزخ(۱۵) و بریدگیش از بدیها(۱۶)

و زهرا علیهاالسلام ، برای نشان دهی خودشکوفایی و درخشندگی و روشنایی و برازندگی بانوی بزرگ در کمال و آدمیت و تقوا و بالندگی بر تارک انسان و تاریخ؛

صدیقه علیهاالسلام ، برای توضیح سلوک و سخن و روح همواره راست و درست او و تصدیق او نسبت به راه و آرمان و حقانیت رسول صلی الله علیه و آله ؛(۱۷)

بتول علیهاالسلام ، تا معلوم باشد که دختر الگو، پاک و پارسا و برجسته در فضل و دین است؛

و مبارکه علیهاالسلام ، که دختر الگو، برکت یافته از حیات و فلاح وکمال است؛

راضیه علیهاالسلام که دختر الگو، خشنود از خداوند است و به آرامش ژرف درونی رسیده است؛

و طاهره علیهاالسلام که دختر الگو، در اندیش و روح و سلوک پاکیزه است؛

و مرضیه علیهاالسلام ، که دختر الگو و در رضای رب داخل شده است.

کودک با نام خویش به آینده می نگرد. انتخاب نامهای بیگانه با آرمان رشد و بلوغ و کمال برای فرزند، یعنی ناکامی و شکست در مرحله ای جدی از فرایند پدیداری خود که به پیدایش مراحل بعدی لطمه می زند. کودک در دوران بلوغ، خویش و نقش و روابط خویش را از منظر نام خود می نگرد. پدر ومادر افزون بر گزینش نام نیکو برای فرزند، بایستی در همان دوران کودکی ابعاد ملموس نام شایسته ای را که برای وی برگزیده اند، تبیین کنند.

سوم: پایداری احترام به خود(۱۸)

سومین مرحله پرورش خویشتن، پدیدار شدن، احترام به خود است. پیامبر می آموزد که:

«فرزندانتان درهفت سال اول، امیر و رئیس شمایند»

این مرحله با احساس اتکا به خود کودک، در نتیجه آموختن کارهایی به طور انفرادی و مستقل همراه است. در این مرحله کودک دو نیاز اصلی دارد؛ یکی نیاز به درک و اکتشاف و دیگری نیاز به رسمیت شناخته شدن و مورد توجه واعتنا بودن به خصوص از طرف پدر و مادر. کودک میل دارد برای درک قابلیتهای خود، چیزهایی بسازد (مانند گل بازی و ساختن مجسمه یک مرغ)، رفتاری مورد توقع و خلاق بیافریند (مانند ایفای نقش مادر یا طبیب) و به اکتشاف بپردازد و کنجکاویش را درباره محیط پیرامون ارضا کند و به دستکاری در آن و تغییر آن بپردازد. این مرحله از پرورش بسیار حساس و تعیین کننده است. در این حال، طرح پرسش و شکل دهی دغدغه هایی که کودک در آینده زندگیش مطلوب است و با آنها دمخور می باشد، در همین دوران شکل می گیرد.

همپای بارورسازی پرسشها و دغدغه های کودک و ارضای کنجکاویهای وی، کودک نیازمند به آن است که برای او اعتبار قایل شویم و او را به چیزی بگیریم و به تعبیری به وی شخصیت دهیم تا از رهگذر آن با اعتماد به نفس لازم برای ورود به عرصه های تازه و تجربه های جدید، دچار خودکم بینی و زبونی نباشد. چنانچه پدر و مادر، نیاز کودک به اکتشاف و شخصیت را ناکام بگذارند، چه بسا «احترام به خود» که در حال پیدایش است، لطمه ببیند و به احساس حقارت و خشم بینجامد. پیدایش احترام به خود، با نیاز کودک به استقلال همراه است.

ادبی، همواره در سلوک پدر و مادر با فاطمه است؛ احترام گذاردن به دختر و تأمین نیاز مزبور. او را «حبیبتی» (محبوب بابا، عشق بابا) نام گذارده است و دختر که در کنار پدر است، جنبه های گوناگون حس احترام به خود را بانو به اولیا و مربیان می آموزد:

* ارزش دهی به فرزند؛ پدر همواره می گوید: «فاطمه پاره وجود من است. هر که او را خوشحال کند مرا خوشحال کرده و هر که او را بیازارد مرا آزار داده؛ فاطمه برای من عزیزترین مردم است.»(۱۹)

* شخصیت دهی به وی؛ پدر هرگاه به دختر می رسد دست و پیشانی او را می بوسد.

فاطمه عزیزترین زن و عضو خانواده برای پدر است.(۲۰) پدر احترام به او را وظیفه خود می داند. به وقت خطاب، او را «دختر کوچکم» (یا بنیه)(۲۱) می خواند. به گاه دیدار با دختر، پیشانی او را می بوسد، او را در جای خویش می نشاند و به او احترام می کند.(۲۲)

چهارم: پدیداری گسترش خود(۲۳)

مرحله بعدی پرورش «گسترش خود» است که از حدود سن چهارسالگی آغاز می شود. اکنون کودک از وجود سایر مردم و اشیاء در محیط و این واقعیت که بعضی از آنها به او متعلق اند، آگاهی یافته است. «از خانه من» یا «مدرسه من» سخن می گوید. با این که در این سن، دایره چیزها و کسانی که با عنوان «مال من» و از «آن من» شناخته می شود محدودتر است، اما پایه پدیده های بزرگتری مانند «کشور من» ، «دین من» ، «مردم من»، «مربی من»، «راهنمای من» در این سن گذاشته می شود. این مرحله آغاز توانایی شخص برای گسترش وسیع خود و فرا گرفتن نه تنها چیزها، بلکه مفاهیم مجرد، ارزشها و اعتقادات است. در دنیای کودکی فاطمه علیهاالسلام ، در درون خویشتن او، الگو را بنگرید که همه کس ها و چیزها در آن حاضرند.

در درون کودک ما پدیده های گسترش یافته تری از خانه من، پدر من، مادر من، حضور پیدا می کنند. «مردم من»، «امت من» ، «اعتقاد و مذهب من» پدیده های برتری هستند که در دنیای دختر ما، حضور می یابند و جزو دغدغه ها و مسئله های او می شوند. از همان سن چهارسال و پنج سال، یعنی آغاز بعثت پیامبر در درون دنیای کودک ما، می توان خبر از آن دغدغه ها گرفت.

پرورش زهرا در کنار پدرش، رسول خدا و در خانه نبوت بود؛ آنجا که فرودآمدِ نگاه فرشتگان و مرکز نزول وحی و آیه های قرآن است. آنجا که نخستین گروه مسلمانان به یکتایی خدا ایمان آوردند و بر ایمان خویش پای فشردند. آنان که پروردگار دلهایشان را آزمود و در قرآن کریم بزرگشان داشت. تربیت دینی را هم از آموزگاری چون محمد صلی الله علیه و آله فرا گرفت، پیامبری که معلم انسانهای جهان است و تا جهان باقی است مشعل دین و دانش به نام او فروزان.

دختر خردسال، این نو مسلمانان را می بیند که هر روز با چه شور و سوزی به پیش پدر می شتابند تا از او آیه های قرآن و شیوه سزاوار پرستش پروردگار و معناداری زندگانی را بیاموزند. در این خانه بود که تکبیر گفتن، خدای را در وجود خویش از همه و همه بزرگتر داشتن و هر شبانه روز به هنگامی معین او را به یکتایی و بزرگی یاد کردن، آغاز شد. بانک «الله اکبر» در خانه دختر خردسال مکه است که برگوش جانها می نشیند. او می دید که چگونه این موحدان و خداباوران، عدالت را پاس می دارند، غم مردمان دارند و در تکاپوی سعادت خویش و خلق خدایند. آن بانگ آسمانی و این تکاپوی خلایق مؤمن، در روح این طفل خردسال چه اثری نهاد، سالها بعد آشکار شد.

رکن اصلی رخ نمودِ شایسته و اساسی گسترش خود، انس یافتن ذهن و روح کودک در همان اوان طفولیت با خداوند و اولیای معصوم و در راستای آن دوستداری خلق و نیکی و پسندیدگی است.

پنجم: پدیداری تصور از خود و نقش خویش(۲۴)

کودک وقتی خود را با گستره عظیم رابطه هایش آرام آرام معنی کرد و درک وضعیت او به تدریج شکل گرفت، اکنون نوبت به ادراک شهودی و احساس نقش می رسد. اولین مرتبه این احساس نقش را از پدر و مادر می آموزد؛ به اینکه پدر ومادر چه توقع و انتظاری از او دارند. مرحله بعدی تصور از خود است و به این مربوط می شود که کودک چگونه خود را می بیند و چه تصوری از خودش دارد. این تصور یا تصورات، بر پایه روابط متقابل میان پدر و مادر وکودک است. از راه تشویق و تنبیه کودک می آموزد که پدر و مادرش انجام دادن یا انجام ندادن کدام رفتارها را از او توقع دارند. ممکن است پدر و مادر در ازای رفتارهایی، کودک را «خوب» و در ازای رفتارهای دیگر «بد» بخوانند. با شناختن انتظارهای پدر و مادر، پایه حس مسئولیت اخلاقی و شکل گیری هدفها و آمال گذاشته می شود و پرورش می یابد و از این رهگذر ادراک نقش کودکی، دختری، پسری، مادری و پدری در ذهن و باور او، شکل می گیرد. کودک در این دوران به تدریج میان فرایند گسترش خود و گسترش رابطه با موجودات و پدیدارها و وضعیت خویش نسبت با آنها نقش خویش را در عرصه این مجموعه روابط، در می یابد. رفتار پدر و مادر بیانگر این طرز تلقی است که نقش پدر و مادر و مربیان کودک در آموزش او چیست! آیا کودک این نقش و توقع را ایفا می کند یا نه؟ با شناختن انتظارهای پدر و مادر و مربیان، پایه حس مسئولیت اخلاقی و شکل گیری هدفها و آمال کودک، گذارده می شود و پرورش می یابد.

ششم «خود» چون حریفی معقول(۲۵)

شناخت نقش، با حضور اجتماعی کودک، گسترش یافته و ژرفای معنایی بیشتری می یابد. هم نقش اجتماعی خود را در می یابد و هم اینکه در ایفای این نقش با محیط خود درگیریهایی دارد. با آغاز آموزشهای رسمی، کودک در مدرسه، مکتب یا مانند آنها، خود چون مخاطبی معقول پدیدار می شود. کودک از آموزگاران و همکلاسی هایش، قانون و انتظارات تازه ای را می آموزد و از آن مهمتر فعالیتهای فکری و درگیریهایش نمایان می شود. کودک می آموزد که با استفاده از منطق و روندهای عقلانی می تواند به حل مسایل بپردازد.

زهرا علیهاالسلام دوران خردسالی را به تنهایی گذراند(۲۶) و این تنهایی انگیزه قوی تری شد که از همان دوران کودکی، توجه وی به آموزشهای روحانی و یا ریاضتهای جسمانی معطوف گردد تا پیش از بعثت(۲۷) که در بستری از آموزشهای عمیق انسانی پدر و مادر، در نحوه رابطه پدر ومادر ارجمندش و در آموزگاری پدر می بالد و رشد می کند و با آغاز بعثت، به الله اکبر، اشهدان محمدا رسول الله و… و سپس آیه ها می رسد و درسهای وسیع تر داده می شود، درسهایی از اخلاق قرآنی و سفارشهایی برای تحصیل خوی و منش انسانی در دو لایه، نقش انسانی، نقش جنسی و جنسیتی خویش می آموزد، تا هستی خود وجهان را از نگاه حضور خداوند و پیامبران و اولیای الهی و قیامت و وحی وملائکه، بنگرد.

«مردم! همه در برابر خداوند و حکم الهی یکسانید، کسی بر کس دیگر برتری ندارد؛ برده و ارباب در پیشگاه خداوند مساویند. شما موظفید با بردگان، با اسیران، با مستمندان، مهربانی کنید و با آنان خوشرفتار باشید. به دختران چون پسران حرمت نهید و با آنان درشتی نکنید! و ای بر جاهلان که دخترکان بالنده خویش را با آن همه قابلیتهای زندگی ساز، به گور خاک و ذلت و تباهی سلطه می سپارند.»

لایه ها و سطوح قابل تحلیل نقشها که به تدریج و به زبان کودک و از طریق ارتباط عاطفی ذهنی و به ویژه از طریق عملکرد خود والدین و مربیان، می تواند به دنیای وی در آید، در ابتدا نقش انسان در هستی، یعنی عبودیت او است و براساس آن، رسالت انسان در این وسعت و در این راستا، نقش روانشناختی و جامعه شناختی وی در زندگی فردی واجتماعیش می باشد.

هفتم: پدیداری سلوک از سرتکلیف(۲۸)

تلاش اختصاصی با آخرین مرحله پرورش «خودشدن» در سنین بلوغ پدیدار می شود. این دوران بسیار حساس و تعیین کننده است. شخص با نگرشی کاملاً متفاوت از آنچه در دوسالگی در پی تشخیص هویت خود بود، به جستجو می پردازد. این پرسش که: «من کیستم؟»، والاترین اهمیت را می یابد. نوجوان با نقشهای گوناگون خود را می آزماید و می کوشد شخصیت بالغی بیابد و در راههای گوناگونی که پدر ومادر و همسالان در پیش پایش می نهند، حیران می ماند، که کدام را برگزیند.

انگیزه شخصیت سالم، آمال و آرزوها و امیدهای اوست. این «هدفهای تعیین کننده» برای شخصیت سالم امری حیاتی است.

در آخرین مرحله پرورش «خودشدن» و مهیا شدن برای سیر و سلوک ارادی خود در سنین بلوغ، تلاش و عمل از سرتکلیف پدیدار می شود. نوجوان با بروز حالات بلوغ جنسی(۲۹) در این مرحله مکلف به تنظیم رفتار خویش در مجموع روابطش و تحقق نقش خویش است، چنانچه مراحل پیشین به درستی طی شده باشد، فعل ارادی او این ضوابط را بر خود می گیرد. این دوره برای شکل گیری سزاوار فرایند تعالی شخصیت آدمی، بسیار حساس و تعیین کننده است. مهمترین جنبه این جستجوی هویت، تعریف هدف زندگی و در راستای آن ارزیابی نقش خویش در مجموع روابطش، می باشد.

اهمیت این جستجو در آن است که شخص برای نخستین بار متوجه آینده و هدفها و خواسته های بلند و دور و دراز و نیازهای اصیل روانشناختی می شود. بایسته است پدر ومادر و دیگر اولیای دختر در حال بلوغ او را بیاموزند که بنیان زندگی ومعناداری آن با سلوک جهت دار و بارور قابل دستیابی است و این نیز با عبودیت در آستانه خداوندی حاصل می آید. نقش عبودیت خداوند، نقش آدمی در هستی است که به عنوان محور سامان بخش مجموعه نقشهای جنسی و جنسیتی، انسانی و اجتماعی، هرگاه در مراحل پیشین در ذهن و باور کودک می نشست، می تواند پایه روانشناختی و جامعه شناختی تبیین نقشهای گوناگون او باشد.

انگیزش شخص در این زمان بیدار می شود و پرورش می یابد و پشتوانه سلوک و رفتار وی می شود. رفتار هدفدار و قانونمند، بیان و بروز شخصیتی است که نگاه معلوم و شناسایی نسبت به هدف زندگی و آرمانهای خود دارد.

قسمت دوم

حضرت فاطمه علیهاالسلام ، از منظر فرایند رشد شخصیت

ابعاد و ساحات وجودی انسانی، بعد فکری، روحی و رفتاری و جریان رویش انسانی در مراحل شناختی، روحی، رفتاری تا مرحله عرفان و دعا دانسته شده و بر این اساس، جریان تعالیم بانو، در این ساحتها و جریان تربیت، مرور می شوند. آموختگان و پروردگان این تعالیم هم، خود، آموزگار این جریان عظیم انسانی اند و هم پیشتر، با زندگی شان تبلور این آموزه هایند.

مبحث اول

آموزه های بانوی بزرگ در وجه تربیت و سازندگی فکری

اولین گام جریان تربیت و نخستین بعد رشد وجودی انسان، تربیت فکری و شکل گیری بر صواب آگاهیها و رشد شناختها و بینشها و شعورهای انسانی است که اسوه های پرورده دین مانند بانوی بزرگ خود، آموزگار آنند؛ شناختهایی که با خودآگاهی و روشن بینی پیوند خورده اند و جهت دهنده گرایشهای انسانی ما هستند.

اول: تعالی یابی بینش و نگرش نسبت به هستی

فرآیند عظیم خودآگاهی، انسان شناسی، خداشناسی، جهان شناسی، جامعه و تاریخ شناسی، شناخت دنیا، آخرت و قیامت، شناخت زندگی و بسیاری شناختهای دیگر، از زمره اولین آموزه های دین است. خطبه آن حضرت در مسجد مدینه در برابر مهاجرین و انصار در احتجاج با ابوبکر، نمونه ای از اندیشه های آن بزرگوار است که نوع این تعالیم را در خود دارد. زمانی که این شناختها برای آدمی شکل بگیرد، خود قلمرو و پهناورتری از اشیاء و اشخاص را فرا می گیرد و در این راستا، خود گسترش می یابد، برخی از این تعالیم مانند:

* بینشها و شناختها درباره خود و انسان

شرط اول برای ساخت «خود» وتهذیب و تربیت آن، شناختن آن است. آدمی تا به نیازها، استعدادها، ابعاد و ارزشهای وجودی و خلقت خویش پی نبرد و تا کرامتها و نقش و جایگاه رسالت و مسؤولیت خود را در جریان عظیم رویش و رستگاری برای خویش نشناسد و به «خودآگاهی» نرسد، برای تربیت و ساختن و فعلیت بخشیدن و رویش خویش تلاش نمی کند و برای بهره جستن بر صواب از آنها همتی به کار نمی بندد.

در شناخت و فهم «خود»، بانوی بزرگ برای ما آموزه های بلندی دارد، مانند:

«شما بندگان خدا! نگهبانان حلال و حرام وحامل دین و احکام و امانت دار حق و رسانندگان آن به خلقید»(۳۰)

* بینشها و شناختها درباره جهان (جهان شناسی)

برخی از تعالیم «زن الگو» درباره شناخت جهان است. این آموزه ها در بردارنده مباحثی چون، آفرینش جهان، پدیده های عالم غیب مانند فرشتگان و شیطان و… و سنتهای الهی در تدبیر عالم و آفرینش انسان و جهان و معاد و قیامت می باشد.

«همه چیز را از هیچ پدید آورد و بی نمونه ای انشاء کرد. نه به آفرینش آنها نیازی داشت و نه از خلقت آن سودی برداشت. جز آنکه خواست قدرتش را آشکار سازد و آفریدگان را بنده وار بنوازد. و بانک دعوتش را در جهان اندازد…(۳۱)

* بینشها و شناخت درباره خداوند

با بانوی بزرگ در کانونی ترین و بالاترین و والاترین شناختها به شناخت خدا و حاکم و پروردگار خویش می رسیم، که او ما را آفریده و با ما مهربان است و بی نیازمان کرده و قدرتمان داده و بر سلوک و زندگانی ما بیناست و در ما آگاهی و عشق به خیر و خوبی را گذارده و ما را به آدمیت و عبودیت فرا خوانده است. آدمی با این شناخت، در آن خودآگاهی نیز راکد نمی ماند. از خود اینجایی عبور می کند و در جریان والایش خودی به شناخت خدا می رسد و در می یابد که تنها با او می توان آرام گرفت.

گواهی می دهم که خدای جهان یکی است و جز او خدایی نیست. ترجمان این گواهی دوستی بی آلایش است و پایبندان این اعتقاد، دلهای با بینش و راهنمای رسیدن به آن، چراغ دانش….(۳۲)

* بینشها و شناختها درباره حجت خداوند (نبوت، قرآن کریم، امامت)

بینش و شعور و شناخت باور ساز به حجت (نبوت و رسالت و وصایت و ولایت و امامت)، آموزه دیگر بانوی بزرگ است.

گواهی می دهم که پدرم محمد بنده او و فرستاده اوست. پیش از آنکه او را بیافریند، برگزید و پیش از پیمبری، تشریف انتخاب بخشید و به نامی نامید که می سزید… خاندان ما را در میان شما به خلافت گماشت و تأویل کتاب اللّه را به عهده ما گذاشت. حجتهای آن آشکار است و آنچه درباره ماست پدیدار و برهان آن روشن…(۳۳)

* بینشها و شناختها درباره جامعه و تاریخ

نیز با تعالیم بانوی بزرگ، جهان، جامعه، و تاریخ را می شناسیم و جایگاه خود را در عرصه هستی در می یابیم تا نقش و رسالت خویش و واقعیتهای اجتماعی را خودآگاهانه فهم کنیم و عبرت آموزی از تاریخ داشته باشیم.

پس از آن همه رنجها که دید و سختی که کشید؛ رزم آوران، و سرکشان درنده خو، و جهودان دین به دنیافروش، و ترسایان حقیقت ناشنوا، از هر سو بر وی تاختند و با او نرد مخالفت باختند… و گاهی که گمراهی سر برداشت، یا مشرکی دهان به ژاژ انباشت، برادرش علی را در کام آنان انداخت.. هنوز دو روزی از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته، آنچه نبایست، کردید. و آنچه از آنتان نبود، بردید و بدعتی بزرگ در دین پدید آوردید… پسر ابوقحافه!… اکنون تا دیدار آن جهان این ستور آماده و زین بر نهاده ترا ارزانی! وعده گاه، روز رستاخیز(۳۴)

* بینشها و شناختها درباره دنیا و آخرت

و هم با تعالیم فاطمه علیهاالسلام ، دنیا وآخرت و قیامت را در می یابیم.

سیر در دنیا و حضور از سرتربیت و تدبیر در آن در گرو شناخت درست دنیا، زندگی دنیا و رخدادها و آدمها و عناصر آن است.

وعده گاه روز رستاخیز! خواهان محمد صلی الله علیه و آله و داور خدای عزیز! آن روز ستمکار رسوا و زیانکار و حق ستمدیده برقرار خواهد شد! بزودی خواهید دید که هر خبری را جایگاهی است و هر مظلومی را پناهی.(۳۵)

آدمی پس از شناخت خودبر مدار شناخت خداشناسی خودی و حیات و همنشینی با درون خود در می یابد که برای تأمین آن همه نیازهای عظیم انسانی و سیرابی عطش وجدان باید از خود هجرت کند به حقیقت از خود، به من نهایی خود، به من مطلق، هجرتی به نزدیکتر از خود،: به سوی نامحدود آگاه مهربان. این سیر و سلوک اندیشه ای و بینشی و شعوری با آگاهی و شناخت خداوند و هستی و… شکل می گیرد. هنگامی که آدمی در می یابد که خداوند از او به او نزدیکتر است، دیگر نمی تواند از او جدا شود، حتی اگر خودش را از دست بدهد. انسان بی خداوند با خود چه کند در حالی که انسان بی خودش با اوست و با انتخاب و در انتخابش ادامه می یابد.

با آن تفکرها و شناخت به خود و در نتیجه تفکرها و شناخت ها درباره خدا، نوبت به والایش عشق و ایمان در وجود آدمی می رسد.

نشر و گسترش بینش الهی و خداباوری در شناختها و باورها، زمینه دیگر شکل گیری آرامش درون است.

وسعت یابی این دید و بینش انسان، از همین وجهه معرفتی چند دستاورد را در پی دارد:

دوم: معیارهای شناختی شخصیت فرا رونده

* واقع بینی

بانو می آموزد که انسان سالم بایستی از دنیای پیرامون خود شناخت عینی داشته باشد، این ادراک عینی همان شناخت هستی است. او می آموزد که انسان در تب و تاب تعالی، هستی را آن گونه که هست می بیند و نه آنگونه که می خواهد و یا نیاز دارد که باشد. داوری خواستاران تحقق خود، درباره دیگران به عنوان بخشی از عینیت ادراک دقیق است و آنها قادرند ریاکاری و نادرستی را به سرعت تشخیص دهند. نگاه کنید، دید و بینش بانو درباره ریاکاری اولی، بی همتی و بی غیرتی مردان انصار و مهاجرین را در همان خطبه می توان دید. دانایی و خردمندی از اولین ویژگیهای بانوی بزرگ است:

فاطمه علیهاالسلام را از آن رو فاطمه نام نهاده اند که خداوند از علم خویش آن قدر او را سرشار ساخته است که از هر استادی بی نیاز باشد.(۳۶)

اشخاص سالم به جهان خویش عینی می نگرند، به عکس روان نژندها که ناچارند واقعیتها را تحریف کنند تا با خواسته ها، نیازها و ترسهایشان سازگار شود. انسان بالنده بر پایه ادراک و جهان بینی ژرف و گسترده خود و تجربه ها و پختگی ها و ظرافت هایش، مردمان و موقعیتهای پیش روی خویش را یکسره نیک می یابد و واقعیت را همان گونه که هست، بی واهمه و بدون سانسور می پذیرد و تبیین می کند.

نگاه تحلیلی بانو به وضعیت عصر خویش را بنگرید که:

به خدا، دنیای شما را دوست نمی دارم و از مردان شما بیزارم درون و برونشان را آزمودم و از آنچ

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.