خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زن در منظر اندیشه ترقی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زن در منظر اندیشه ترقی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حدیث دلدادگی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حدیث دلدادگی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
19ساعت
32دقیقه
12ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل محرومیت جهانی زن در روند توسعه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 50

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل محرومیت جهانی زن در روند توسعه – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل محرومیت جهانی زن در روند توسعه شامل 91 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل محرومیت جهانی زن در روند توسعه:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل محرومیت جهانی زن در روند توسعه به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل محرومیت جهانی زن در روند توسعه به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل محرومیت جهانی زن در روند توسعه با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل محرومیت جهانی زن در روند توسعه با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل محرومیت جهانی زن در روند توسعه با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل محرومیت جهانی زن در روند توسعه را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل محرومیت جهانی زن در روند توسعه :

مفهوم کلی توسعه

توسعه هنوز یک مفهوم مبهم است و هر نوع بحث درباره آن باید با موضوع نظامهای ارزشی آغاز شود: منظور از توسعه چیست؟ توسعه برای چه و برای چه کسی است؟ توسعه به مفهومی که در نیم قرن اخیر ارایه شده یک خرد گرایی ویژه غربی، یک اهرم سلطه جویانه و یک نوع سیاستگذاری و برنامه ریزی است که قدرتهای بزرگ جهانی در مشروعیت و ترویج آن کوشیده اند.(۱)

مفهوم توسعه به دنبال جنگ دوم جهانی رایج شد و مطالعه توسعه در دورانی مملو از خوشبینی و ترقی روزافزون کشورهای غربی، آغاز گردید.برخی از نظریه پردازان فرایند توسعه را نبرد بر ضد سنت گرایی، ساختهای فئودالی و ادیان آخرت گرا می دانند. (۲) این فرایند از نخستین سالهای پس از جنگ به صورت انتقال جامعه از وضعیت سنتی به وضعیت نوین در کشورهای جهان سوم محسوس بوده است. در روند توسعه نظریه غالب متضمن مواردی از این قبیل است:

۱- دنیوی کردن نظام ارزشی از طریق تزریق فرهنگ سیاسی – اجتماعی عقلانی و خود داری عملی از روی آوردن به القائات و اقدامات ایدئولوژیک.

۲- نوسازی جامعه از طریق تنزل ارزش گذشته در تقلیل ارزش سنتهای تاریخی، اقتباس الگوهای رفتاری جدید از طریق آموزش، که به ناچار نقش یک اهرم را در انتقال ارزشها از غرب به کشورهای در حال توسعه ایفا خواهد کرد، شهری شدن به منزله ی خط سیر جهانی به سوی نوسازی و پذیرفتن گرایشهای جهان وطنی به مدد صنایع فرهنگی یعنی مطبوعات، تلویزیون و سایر رسانه های همگانی

۳- رشد اقتصادی از طریق ترویج صنعتی شدن با نادیده گرفتن نسبی کشاورزی به عنوان یک بخش شدیدا سنتی.

۴- انتخاب الگوی ملت سازی در سطح سیاسی و در نظر گرفتن دولت به عنوان نخستین محرک توسعه.

۵- مقدم داشتن نخبگان شهری و به همان میزان نادیده گرفتن مازاد تولیدی توده های روستایی (۳)

درست چهل سال قبل از این در سال ۱۹۸۵ میلادی در بحبوحه دهه به اصطلاح «توسعه» سازمان ملل، تعداد زیادی از استادان علوم سیاسی و جامعه شناسی آمریکا از جمله ساموئل هانتینگتون که این روزها معروفیت جدید را از نظریه برخورد تمدنهای خود کسب کرده و دانیل لرنر که کتابی تحت عنوان «گذر از جامعه سنتی» نوشت و تز نوگرایی غربی را ترویج کرد، یک نظریه عمومی از مدرنیسم را مطرح کردند که در آن «توسعه» با غربی شدن و صنعتی شدن و سکولار شدن جوامع مترادف بود، شیوه ای که جوامع با استفاده از آن، از مرحله سنتی به مرحله گذار و سپس نوگرایی می رسند.(۴)

تاکنون غالب محققین و نویسندگان توسعه از میان اقتصاددانان بوده و شاخصهای توسعه یافتگی بیشتر مادی، کمی و بدون توجه به اخلاق، خلقیات، روحیات و ارزشهای انسانی بوده است. اهداف اساسی توسعه که غالبا به عنوان اصول پذیرفته شده و مورد قبول از آنها یاد می شود عبارتند از:

الف) افزایش امکانات و مواد مصرفی در زمینه های غذا، مسکن، بهداشت و اشتغال.

ب) دسترسی بیشتر و بالاتر به موضوعات و نیازهای روحی و روانی مانند آموزش، آزادی های سیاسی – اجتماعی و تأمین حقوق فردی و اجتماعی.

ج) کسب موفقیتهای برتری سیاسی و بین المللی و جذب احترام ملیتهای دیگر و همچنین برخورداری از امنیت اجتماعی و اقتصادی درحد بالای خود.(۵)

به هر حال عوامل مادی زمینه ساز توسعه بوده است، البته قدرت تولید، قدرت علمی و فنی، الگوی مصرف و چگونگی توزیع ثروت تشکیل می دهد.(۶) علاوه بر آن، تجربه کشورهای توسعه یافته اعم از سوسیالیستی و سرمایه داری و نیز تجربه شکستهای فراوان کشورهای در حال توسعه بیانگر این امر است که مجموع عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در دستیابی به توسعه نقش دارند.(۷)

توسعه نیافتگی و جهان سوم

بلافاصله پس از جنگ دوم جهانی، تحت تأثیر رسانه های گروهی، عبارت «توسعه نیافتگی» پیش از آنکه مفهوم آن کلمه جا افتاده باشد به شکل گسترده ای منتشر شد. متخصصان رشته های مربوط به این امر نیز تحت تأثیر مطبوعات، مانند دیگران این اصطلاح را در معانی مختلف به کار بردند به این قصد که آن را با جهت گیری های تخصص علمی و پندار شناختی (ایدئولوژیک) خود تطبیق دهند. اصطلاح جهان سوم نیز که برای نخستین بار با عباراتی مانند دولتهای ثالث در سال ۱۹۵۲ توسط «آلفرد سووی» ابداع شد، چنین وضعی دارد.(۸)

آنچه که در بررسی شرایط توسعه نیافتگی مورد توجه قرار می گیرد مقوله ای از روابط است که اصطلاحا آن را وابستگی می نامیم. پس وابستگی عبارت است از نوع رابطه جامعه توسعه نیافته با جوامع دیگری که ناگزیر بواسطه نیروی متکامل جامعه ی پیشرفته شکل گرفته به نحوی که این رابطه نیز ماهیتی پویا دارد. صریح تر اینکه توسعه نیافتگی و وابستگی به عنوان دو اصطلاح علمی به جنبه های معینی از یک پدیده خاص یعنی همان جامعه توسعه نیافته اشاره دارند.(۹)

نظریه پردازان مدل وابستگی معتقدند، توسعه بر اثر تماس کشورهای عقب مانده با کشورهای توسعه یافته اتفاق نمی افتد؛ وانگهی الگوی جدیدی از توسعه که پس از جنگ، پیش پای کشورهای عقب مانده گذاشته شد، ملغمه ای بود از ایده آلیسم و پراگماتیسم روزولتی که در آن منافع ابرقدرت آمریکا لحاظ شده بود. ایالات متحده و اتحاد شوروی بر مبنای این اصل که هر کس قلمروی را به تصرف درآورد نظام اجتماعی خود را هم بر آن تحمیل می کند، حوزه نفوذ خود را گسترش دادند.(۱۰)

با وجود رشد صنعتی در برخی از کشورهای جهان سوم، غربی شدن از همان آغاز دهه شصت سبب بروز تنشها و مشکلاتی در جهان سوم شده و توزیع ناعادلانه تولید ملی میان طبقات و مناطق موجب بالا گرفتن تنشهای اجتماعی گردید.

خلاصه آنکه ساخت مفهوم قابل درکی از توسعه نیافتگی در سطح مبانی بر این فرضیه متکی است که با وجود تفاوتهای بسیار زیاد و اوضاع جغرافیایی می توان به صفات مشترک و مهمی برای ترسیم خطوط یک وضع کلی یا مجموعه ای از وضع کلی دست یافت. عده ای از مؤلفان روش رده بندی کشورها را از روی بعضی صفات اجتماعی آنها تنظیم کرده اند و تعدادی «آزمون»، «معیار» و «نشانه» توسعه نیافتگی را بدین گونه پدید آورده اند:

۱- کافی نبودن خواروبار ؛

۲- کمبود شدید بهداشت مردم، بی سوادی اکثریت، شیوع بیماری و مرگ و میر بیش از حد کودکان ؛

۳- غفلت از منابع یا اتلاف آنها ؛

۴- رواج کشاورزی کم برداشت ؛

۵- نسبت پایین شهرنشینان و ضعف طبقات متوسط ؛

۶- صنعتی شدن محدود و ناقص ؛

۷- رشد بی رویه و انگل شدن بخش سوم (فعالیتهای تولیدی در کشاورزی، صنایع و خدمات) ؛

۸- کم بودن تولید ملی نسبت به تعداد جمعیت ؛

۹- گسترش بیکاری و بیکاری پنهان، کارکردن اطفال ؛

۱۰- وابستگی اقتصادی ؛

۱۱- افزایش نابرابری های اجتماعی (اختلاف طبقاتی) ؛

۱۲- از هم پاشیدگی ساختار اقتصادی و اجتماعی ؛

۱۳- گستردگی رشد جمعیت؛

۱۴- آگاهی یافتن بر بدبختی و فقر.(۱۱)

توسعه و فرهنگ

در حال حاضردر برابر دگرگونیهای شتاب زده کشورهای صنعتی و غیر صنعتی مسئله هویت فرد و ملتها مطرح شده است. هویت از آن جهت حائز اهمیت است که در موقع و وضع خاص، سیطره ی فرهنگی واحدی به واسطه علم و تکنولوژی از جانب غرب به سراسر جهان اعمال شده است. پس جهان به مجموعه واحدی تبدیل شده که ناگزیر است به همان شیوه ای که اقتضای این سیطره جهانی است، زندگی کنند، بیندیشند و هویتهای ملی و قومی و هویت دینی خود را ترک کنند.(۱۲) در همه کشورهای جهان سیاست فرهنگی باید در عمل با مشکلاتی مقابله کند که پیامد نوعی دوگانگی فرهنگی است. اقدام فرهنگی در کشورهای در حال توسعه باید همزمان، فرهنگ بومی را حفظ کند و توسعه دهد و شرایط دسترسی به فرهنگ جهانی تر را فراهم آورد. فرهنگ بومی و جهانی هر یک زبان ویژه خود را دارند و پیامد تلفیق آنها شیوه تفکر و ساختارهای فکری جدید است.(۱۳)

بدیهی است که فرهنگ یک جامعه به عنوان زیرمجموعه ای اجتماعی دارای ساختار و کارکردهای مشخص است، به نحوی که این کارکردها در ساختار فرهنگی جامعه و ارتباط آن با سایر زیرمجموعه ها و خود مجموعه جامعه انتظام می یابند. زیرمجموعه فرهنگی مانند هر پدیده دیگری دستخوش تحول زمانی می شود و به واسطه کارکرد برونی خود، نقش خاصی را در ایجاد، تداوم یا تطور کیفیت عمومی جامعه ایفا می کند. این نقش ممکن است در مسیر تکاملی جامعه یا بالعکس عاملی بازدارنده یا حتی واپس گرایانه باشد. البته فرهنگ جامعه توسعه نیافته پیچیده تر از آن است که در الگوی ساده قابل ارائه باشد، اما می توان نتیجه گرفت که در داخل جامعه توسعه نیافته ما با دو زیرمجموعه فرهنگی مواجه می شویم. یکی از اینها به شبه جامعه سنتی تعلق داشته و با اجزای دیگر آن مجموعه سازگار است و دیگری همین نقش را در شبه جامعه نوین ایفا می کند.بین فرهنگ سنتی و جنبه های رفتاری شبه جامعه نوین سازگاری وجود ندارد و همین ناسازگاری بین فرهنگ نوین و شبه جامعه سنتی دیده می شود. در همان حال به این دلیل که هر دو شبه جامعه در غالب واحد حکومت ملی قرار می گیرند و از آنجا که تماس بین اعضای دو شبه جامعه می تواند وسیع باشد، بین خلقیات فرهنگی طبقات نوین سنتی نوعی خویشاوندی و گاه حساسیت وجود دارد که گاه باعث دوستی و قرابت و زمانی عامل خصومت و تنافر بین آنها می گردد.(۱۴)

با این توضیح در واقع در جوامع سنتی حفظ بافت فرهنگی و هویت فرهنگی حائز اهمیت است و زمانی که سخن از حفظ هویت فرهنگی به میان می آید باید فرهنگ ملی را در برابر آنچه که آن را تهدید و مورد تجاوز قرار داده است حفظ و حراست نمود. مهم این است که این نیروی تهدید کننده از سوی همه ی کشورهای جهان سوم شناخته شده است اما آنها که از یکسو از حفظ هویت و فرهنگ ملی سخن می گویند، از سوی دیگر خویشتن را در بند تجاوزگر قرار می دهند که چیزی جز ایدئولوژی و مظاهر فرهنگ شرق و غرب نیست. کشورهای جهان سوم راه نجات خود را در بیرون آمدن از شرایط عقب ماندگی اقتصاد و تکنولوژیک می بینند پس عمده آنها راهی جز پیروی از شرق یا غرب فرا راه خود نمی یابند.(۱۵)

زن در روند توسعه

با تغییرات ناشی از توسعه در الگوهای فرهنگی، سازمانها و نهادهای اجتماعی، روحیات و اخلاقیات، طبقات، پایگاه و قشر بندی اجتماعی زنان نیز وارد تغییرات اجتماعی و فرهنگی می شوند. تغییر اجتماعی عبارت است از تغییر قابل رؤیت و محسوس در طول زمان به صورتی که موقتی و یا کم دوام نباشد و بر روی ساخت و یا وظایف سازمان اجتماعی یک جامعه اثرگذار باشد و جریان تاریخ آن جامعه را دگرگون نماید. پس تغییر اجتماعی مفهومی بسیار کلی دارد و برای توجیه مضامینی چون تحول اجتماعی، انقلاب و دگرگونی اجتماعی بکار می رود. (۱۶)

تغییر فرهنگی از پیکره دگرگونی و تغییر اجتماعی انفکاک ناپذیر است. این نوع تغییر با برجای گذاردن اثرات قابل توجه در زبان، آداب و رسوم، تشریفات، آموزش و پرورش و … بروز می نماید.

مشارکت زنان در روند توسعه فرهنگی و اجتماعی همواره در تاریخ پیشرفت جوامع بشری مطرح بوده است. امروزه نقش زنان در توسعه چنان اهمیتی یافته است که بدون توجه بدانها این روند ره به مقصود نبرده و بار خود را به منزل نخواهد رساند. بدین سبب نهضتهای دفاع از حقوق زنان نیز که در ممالک توسعه یافته ظاهر شده اند در پی احقاق حق رأی، اشتغال برابر، ارتقای شغلی از مشاغل خدماتی صرف، برابری در حقوق مدنی و مشارکت در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی وعلمی می باشد. زنان قلب توسعه فرهنگی هستند و ابعاد غیر مادی توسعه به واسطه مشارکت زنان، جامه ی عمل می پوشد. با این وجود در ترازنامه توسعه انسانی، زنان در ممالک صنعتی قید شده است که دستمزد زنان هنوز تنها دو سوم دستمزد مردان است. و فقط یک پنجم از نمایندگان مجلس زن هستند.(۱۷)

در کشورهای جهان سوم طی دهه های اخیر زنان ناآگاهانه در جهت دگرگونی فرهنگ های سنتی خود اقدام کرده اند که این فرایند موجب پدید آمدن تغییراتی ناچیز در روند زندگی آنان شده است. زنان این کشورها به دلیل تأثیر پذیری شدید از فرهنگهای وارداتی تحت عنوان توسعه و پیشرفت نمی توانند بر طبق عادات و رسوم و زبان ویژه خود دست به انتخاب بزنند و خود تعیین کنند که چگونه بهترین عناصر فرهنگی در توسعه می تواند با آنها سازگار شود.

در ایران مشکل عمده ی تبیین سیاستهای توسعه زنان، عدم توجه به بافت و ساختارهای فرهنگی و بومی است. این مسئله خود نشأت گرفته از ایدئولوژی، جهان بینی، هنجارها و ایستارهای حاکم بر کشور است. در این راستا جایگاه زن در توسعه هنوز نامشخص و تعریف نشده است ولیکن فرایند شکل گیری نظریه توسعه ای زن را در پنج مرحله دانسته اند:

۱- تنقیح و تبیین مبانی تئوریک و فکری (مبانی معرفت شناختی- روش شناختی و حوزه های علوم و معارف درون دینی و برون دینی ناظر بر پدیده تحول توسعه ای) ؛

۲- طراحی و تدوین الگوی مطلوب فردی و اجتماعی از زن ؛

۳- طراحی و تدوین الگوی عملی توسعه ای زن امروز ؛

۴- برآورد تحلیلهای توصیفی از وضعیت موجود زن در دنیای معاصر ؛

۵- ارایه راهبردها، سیاستها و برنامه های مدیریت و صنعت امروز زن و گرایش به رهیافتها و آرمانها و غایات توسعه ای نظام برای زن مسلمان.(۱۸)

بنابراین در توسعه نمی توان فرهنگ را به کناری نهاد و از وجود نیمی از جمعیت جهان یعنی زنان چشم پوشید. اما چرا تاکنون جایگاه زنان جهان در توسعه جایگاه مطلوب و ایده آل نبوده است؟ پاسخ به این پرسش را در کلمات گهربار مقام معظم رهبری آیت اللّه خامنه ای می توان جست: «توسعه سیاسی و توسعه فرهنگی یعنی چه؟ توسعه فرهنگی و سیاسی این است که انسانها در جامعه احساس کنند که می توانند درست بیندیشند، درست بفهمند، درست فرابگیرند. اگر کشوری بتواند خود را به اینجا برساند، توطئه ها و گمراه گریها در آن اثر نمی کند.»(۱۹)

باید گفت عصر حاضر شاهد دگرگونی عظیمی در تفکر غرب بوده به طوری که می توان گفت تصویر جهان در نظر انسان کاملاً وارونه گشته است. این دگرگونی بزرگ را می توان بر مبنای دوگانگی های روح و جسم توضیح داد. نوسان میان این دو دیوار موازی و جدال بر سر اینکه کدام یک اصل، مرکز و بنیان است و کدام یک فرع، حاشیه، کم ارزش و حتی غیر موجود، تفکر غرب را

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.