اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زن در قرآن
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 66
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل زن در قرآن؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل زن در قرآن با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل زن در قرآن:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل زن در قرآن به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل زن در قرآن با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل زن در قرآن تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زن در قرآن :
و یستفتونک فی النساء قل الله یفتیکم فیهن و ما یتلی علیکم فی الکتاب فی یتامی النساء اللاتی لا تؤتونهن ما کتب لهن و ترغبون ان تنکحوهن و المستضعفین من الولدان و ان تقومواللیتامی بالقسط و ما تفعلوا من خیر فان الله کان به علیما (۱۲۷)و ان امراه خافت من بعلها نشوزا او اعراضافلا جناح علیهما ان یصلحا بینهما صلحا و الصلح خیر و احضرت الانفس الشح و ان تحسنوا و تتقوا فان الله کان بما تعملون خبیرا (۱۲۸)و لن تستطیعوا ان تعدلوا بین النساء و لو حرصتم فلا تمیلوا کل المیل فتذروها کالمعلقه و ان تصلحوا و تتقوافان الله کان غفورا رحیما (۱۲۹)و ان یتفرقا یغن الله کلا من سعته و کان الله واسعا حکیما (۱۳۰)و لله ما فی السماوات و مافی الارض و لقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله و ان تکفروا فان لله ما فی السماوات و ما فی الارض و کان الله غنیا حمیدا (۱۳۱)و لله ما فی السماوات و ما فی الارض و کفی بالله وکیلا (۱۳۲)ان یشا یذهبکم ایهاالناس و یات بآخرین و کان الله علی ذلک قدیرا (۱۳۳)من کان یرید ثواب الدنیافعند الله ثواب الدنیا و الآخره و کان الله سمیعا بصیرا (۱۳۴)…
صفحه : ۱۵۷
ترجمه آیات
در باره ارث زنان از تو فتوا می خواهند، بگوزمام امر احکام به دست خدا است، خدا در باره آنان حکم صادر می کند(همچنانکه در اول سوره، احکام ارث آنان را صادر کرد)و همچنین احکامی را که درمورد دختران پدر مرده که شما حقشان را نمی دادید و دوست داشتید آنان را اگر صاحب جمال بودند به نکاح در آورید و نیز احکام مربوط به کودکان عقب مانده را در کتاب(در اول همین سوره)صادرکرد و در اینجا نیزبطور عموم در باره اطفال پدر مرده حکم می کند به اینکه رعایت عدالت را در باره آنان بکنید و بدانید که هرعمل خیری انجام دهید خدا بدان دانا است(۱۲۷).
و هر گاه زنی از بی میلی و یا سرگردانی شوهرش بیم دارد و بخل که خدا به منظور حفظ و دفاع از حق در نهاد جانها نهاده در او تحریک شد، او و همسرش مجازند به منظورنوعی اصلاح از قسمتی از حقوق خودصرفنظر کنند و صلح در هر حال بهتر است و اگر شما مردان احسان کنید و رعایت تقوا بنمائید خدا از آنچه می کنید با خبر است(۱۲۸).
شما هرگز نمی توانید در بین چند همسر عدالت را(به تمام معنا یعنی زائد بر مقدار واجب شرعی)رعایت کنید، هر چند که در آن باره حرص به خرج دهید پس(حد اقل آن یعنی مقدار واجب را رعایت کنید)و به کلی از او اعراض مکنید که بلاتکلیفش گذارید و اگر اصلاح کنید و تقوا پیشه خود سازید و در نتیجه ازگناهش درگذرید و به او ترحم کنید بدانید که درگذشتن و ترحم صفت خدا است(۱۲۹).
و اگر زن و شوهر از هم جدا شدند، خدا به گشایشگری خود هردو را به وسیله همسری بهتر بی نیازمی کند و گشایشگری و حکمت صفت خدا است(۱۳۰).
و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خدا است، ما قبل از شما به اهل کتاب(یهود و نصارا)سفارش کردیم، به شما نیز سفارش می کنیم که از خدا پروا کنید و اگرکفران کنید – به خدا ضرری نمی زنید، که – آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است – که یکی از آنها خود شمائید – ملک خدا است و بی نیازی و ستودگی صفت خدا است(۱۳۱).
تکرار می کنم غفلت نورزید که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خدا است و خدا برای تکیه گاه بودن کافی است(۱۳۲).
اگر بخواهد ای مردم همه شما را می بردو خلقی دیگر می آورد و قدرت بر این کار صفت خدااست(۱۳۳).
کسی که از زندگی پاداش دنیوی را بخواهد، باید بداندپاداش دنیا و آخرت هر دو نزد خدا است وشنوا و بینا بودن فت خدا است(۱۳۴).
…
صفحه : ۱۵۸
بیان آیات بیان آیات مربوط به زنان و مسائل زن و شوهر و تعدد زوجات
گفتار در این آیات در حقیقت برگشت به مطالب اول سوره است که آنجا نیز سخن درامور زنان بود، مسائل ازدواج و اینکه ازدواج با چه کسانی حرام است و مسائل ارث وغیره را بیان می کرد، در اینجا نیز به همان مسائل پرداخته شده و آنچه سیاق به ما می فهماند این است که این آیات بعداز آن آیات نازل شده، و اینکه مردم بعد از شنیدن آن آیات در امر زنان از رسول خدا(ص)سؤال هائی کرده بودند، چون در آیات اول سوره رسوم ریشه دار عرب را لغوو باطل اعلام کرده و آنچه مردم جاهلیت از حقوق زنان در اموال ودر معاشرت ها پایمال کرده بودند را احیاء کرده بود و جای آن داشت که سؤال کنند و توضیح بخواهند.
خدای تعالی رسول گرامی خود را دستور داد تا در پاسخشان بگوید که: احکامی که در شریعت او به نفع زنان و به ضرر مردان تشریع شده فتاوائی است آسمانی و احکامی است الهی و خود آن جناب در تشریع آنها هیچگونه دخالتی نداشته و نه تنها در تشریع این احکام دخالت ندارد بلکه در تشریع هیچ حکمی دیگر و از آن جمله تشریع احکام مربوط به ایتام زنان هیچ دخالتی ندارد و باز این تنها نیست بلکه خدای تعالی بطور کلی در باره ایتام دستورشان داده که به قسط و عدالت رفتار کنند.
آنگاه چند حکم از احکام اختلافی بین زن و شوهر را که مورد ابتلاء عموم است بیان فرموده است.
و یستفتونک فی النساء قل الله یفتیکم فیهنراغب می گوید: کلمه: فتیابه ضمفاءونیز کلمهفتوابه فتح اول به معنای پاسخ دادن به حکمی است که تشخیص دلیل آن برای دیگران مشکل باشد و چون گفته می شود: من از فلانی استفتاء کردم و او به من چنین افتاء کرد معنایش این است که من از اوحکم شرع را پرسیدم و او حکم را برایم بیان کرد.(۱) و آنچه از موارد استعمال این ماده لغوی فهمیده می شود این است که معنای این کلمه جواب دادن به امور مشکل است، البته نه هر جوابی بلکه جوابی که از خودانسان باشد و انسان آن جواب را با اعمال نظر و فکر بدست آورده باشد(و به همین جهت است که مساله گو راصاحب فتوانمی خوانیم)گو اینکه به خود نظریه نیز هر چند ابتدائی و ساده باشد اطلاق فتوا
…………………………………….. (۱)مفردات راغب، ص ۳۷۳.
صفحه : ۱۵۹
می شود، به دلیل اینکه در آیه مورد بحث فتوا را به خدای تعالی نسبت داده، با اینکه خدای تعالی مانند یک مجتهد اعمال رویه و فکر ندارد.
و این آیه هر چند که تحمل چند جور معنا را دارد و با در نظر گرفتن وجوه مختلفی که مفسرین در ترکیب جمله بعدشو ما یتلی علیکم…دارند و می توان آن را به معانی مختلف معنا کرد، چیزی که هست اگر آیه شریفه را به سایر آیاتی که در اول سوره نظر به امور زنان دارندضمیمه کنیم این معنا استفاده می شود که این آیه بعد از آن آیات نازل شده است.
و لازمه این بعدیت این است که استفتائی که در امر زنان کرده اند،مربوط به همه احکامی بوده که در جاهلیت بین عرب معمول و معروف نبوده و اسلام آن را پدید آورده و بدعت نهاده و معلوم است که آن احکام مربوط می شده به حقوق زنان در ارث و در ازدواج و ربطی به احکام یتیم های زنان ومسائلی از این قبیل نداشته، چون اینگونه مسائل مربوط به طائفه خاصی از زنان است نه همه زنان، چون همه زنان شوهر مرده نیستند و شوهر مرده ها هم یتیم در آغوش ندارند، علاوه بر اینکه عهده دار مساله یتیمان جمله دیگری است که می فرماید:و ما یتلی علیکم فی الکتاب فی یتامی النساء…پس استفتاء مربوط به احکام زنان از آن جهت که زن هستند می باشد و قهرا شامل تمامی زنان عالم و جنس آنان می شود.
و بنابر این مراد از آنچه خدا در مورد زنان فتوا داده و فرموده: بگوخدا در مورد زنان فتواداده، همان بیانی است که خدای تعالی در آیات اول سوره داشت و در اینجاکلام اقتضاءداشت که امر فتوا را به خدای تعالی ارجاع دهد و از رسول خدا(ص)برگرداند تاگفتار این معنا را به خودبگیرد: زنان از تو می خواهند که درباره آنان فتوا دهی، بگو امر فتوا ه دست خدا است و او هم فتوا را در آیات اول سوره داده است.
و ما یتلی علیکم فی الکتاب فی یتامی النساء…و المستضعفین من الولداندرسابق گفتیم که از ظاهر سیاق و زمینه کلام چنین بر می آید که اگر خدای تعالی دراینجامتعرض حکم یتامای مردم و کودکان مستضعف شده، از این جهت بوده که به حکم زنان اتصال دارد و مربوط به آن است، همچنانکه در اول سوره نیز متعرض مساله ایتام مردم شد و این نه بدان جهت است که از رسول خدا(ص)فتوای آنان را خواسته بودند بلکه همانطور که گفتیم صرفا برای این بود که به احکام سایر زنان ارتباط داشت و گر نه مساله استفتاءتنهادر مورد زنان شده، بدان جهت که زن هستند نه بدان جهت که زنان یتیم دارند.
و لازمه این سخن آن است که جمله: و ما یتلی علیکم…عطف باشد بر ضمیر
صفحه : ۱۶۰
مجرور به حرففییعنی عطف است برفیهنو اگر بگوئی بیشترعلمای نحو ممنوع کرده اند که جمله ای بر ضمیر عطف شود، جواب می گوئیم آری و لیکن فراء آن را جائز دانسته و بنابر این منظور از جمله: ما یتلی علیکم فی الکتاب فی یتامی النساء…احکام و معارفی است که آیات نازله در باره دختران و پسران یتیم متضمن آن است و در اول این سوره جای داده شده.
و کلمهتلاوت(که فعل یتلی از آن گرفته شده)همانطور که برخواندن الفاظ اطلاق می شود، بر القاء معانی آن الفاظ نیز اطلاق می گردد و معنای آیه مورد بحث این است که: بگو خدای تعالی شما را در باره زنان فتوا می دهدو نیز در احکامی که در کتاب در مورد ایتام زنان بر شما تلاوت می شود، فتوا می دهد.
اقوال و احتمالاتی که در باره جملهو ما یتلی علیکمدر آیه شریفه گفته شده است و چه بسا از گفتار بعضی از مفسرین چنین بر می آید که خواسته است جمله: و مایتلی علیکمراعطف کند بر موضع و موقعیت کلمهفیهن، چون این کلمه هر چندبه ظاهرجار و مجرور است ولی در واقع مفعولیفتیکماست و اگریفتیکمرا به معناییبین لکمبگیریم، معنایش این می شود که خدا احکام مربوط به زنان را برای شما بیان می کندو نیزما یتلی علیکم فی الکتابرا برایتان بیان می کند.
و چه بسا برای الفاظ این آیه تجزیه و ترکیب های دیگری ذکرکرده اند که خالی ازتعسف(و زورگویی)نیست، بطوری که نمی توان کلام خدای تعالی را به چنان ترکیب هائی نسبت داد، مثلابعضی از مفسرین گفته اند: که جمله: و ما یتلی علیکم عطف است بر موقعیتی که اسم جلالهاللهو یا ضمیر نهفته دریفتیکمکه آن نیز به الله بر می گردد ودر جملهقل الله یفتیکم (۱) می باشد.
بعضی دیگر گفته اند: جمله:و ما یتلی علیکمعطف است بر کلمهنساءدرجمله:یستفتونک فی النساء (۲).
بعضی دیگر گفته اند: حرفواودر جملهو ما یتلی علیکم فی الکتاباصلاعاطفه نیست بلکه واو استینافی است که جمله ای را از نو آغاز می کند پس جمله مورد بحث مربوط به ماقبل نیست و جمله: ما یتلی علیکممبتداء است و خبر آن فی الکتاباست
…………………………………….. (۱)(که همه می دانیم در این جمله کلمهاللهمبتداءاست و قهرا معنای آیه چنین می شود: الله تعالی برایتان بیان می کند وآنچه هم که بر شما تلاوت می شود نیز بیان می کند.مترجم). (۲)(که قهرا معنایش چنین می شود: از تو ازاحکام زنان استفتاء می کنند و نیز از آنچه بر شماتلاوت می شود استفتاء می کنندو نچسب بودن این معنا بر کسی پوشیده نیستمترجم).
صفحه : ۱۶۱
و معنای جمله این است: آنچه بر شما تلاوت می شود،در کتاب استو در حقیقت می خواهدعظمت کتاب را برساند.
بعضی دیگر گفته اند: حرفواودرجمله: و ما یتلی علیکمنه عاطفه است ونه استینافی،بلکهواوسوگند است، نظیرواو در جمله: و اللهقسم است و جمله: فی یتامی النساءبدل است از کلمهفیهنومعنای آیه چنین است که: بگو الله تعالی شما رادر امور و احکام زنان فتوا می دهد،سوگند به آنچه در کتاب در مورد ایتام زنان بر شما تلاوت می شود که خدای تعالی این کار را خواهد کرد.این بود نمونه ای از وجوهی که مفسرین در این آیه ذکر کرده اند که تعسف و زور بودن آنها بر کسی پوشیده نیست.
درآیه مورد بحث زنان را توصیف کرده به: اللاتی لا تؤتونهن ما کتب لهن وترغبون ان تنکحوهنو این در واقع توصیفی است برای یتیم های این زنان، می فرماید: خدای تعالی برای شما بیان می کند آنچه را که درمورد ایتام زنان بر شما تلاوت می شود، ایتام زنانی که یتیم دار و مال دار و صاحب جمالند و شما حق آنان را که خدا برایشان معین کرده نمی دهیدو در این توصیف اشاره است به اینکه در جاهلیت اینگونه زنان چه نوع محرومیتی داشتند،محرومیتی که باعث شد خدای تعالی آن احکام را به نفع آنان تشریع کند و سنت ظالمانه ای را که مردم دوران جاهلیت در مورداینگونه زنان داشتند لغو نموده، زنان نامبرده را ازآن تنگنا و مضیقه نجات دهد، چون در جاهلیت رسم بودزنان یتیم دار و یا به عبارت دیگر شوهرمرده را اگر ارثی از شوهر قبلیش برای ایتامش مانده بود می گرفتند و دست ظالمانه خود را هم بر سر آن زن و هم بر اموال ایتام نهاده، اگر زن نامبرده صاحب جمال و حسن می بود با اوهمخوابگی می کردند و از جمالش کام می گرفتند و در اموالش تصرفات دلخواهانه می کردند واگر زشت بود با او همخوابگی نمی کردند و نمی گذاشتند با مردی دیگر ازدواج کند تا اموالش را بخورند.
از اینجا دو نکته روشن می شود: یکی اینکه مراد از جمله: ما کتب لهن (۱) کتابت تکوینی است که همان تقدیرهای الهی است و یکی از آن تقدیرها این است که زن وهر انسانی دیگر وقتی به سن ازدواج رسید ازدواج کند، یکی دیگرش این است که هر کسی در مال خودش آزاد است تصرف نماید و کسی مانع دخل و تصرف او در مال و اثاث او نشود، پس مردی که ازتصرف زنی در مال شخصیش و از ازدواج کردنش جلوگیری کند، از چیزی جلوگیری کرده که
…………………………………….. (۱)آنچه برایشان مقدر شده.
صفحه : ۱۶۲
خدای تعالی در مخلوقات خود و از آن جمله در این مخلوقش مقدر کرده است.
و نکته دوم اینکه در جمله: و ترغبون ان تنکحوهنحرف جری در تقدیر است، چون مادهرغبتبا حرف جر متعدی می شود که یا حرففیاست و در این صورت رغبت به معنای میل و علاقه است و در فارسی هم می گوئیم: من در فلان غذا رغبت دارم و یا حرفعناست که در این صورت رغبت به معنای نفرت است و حرف جری که در جمله: وردبحث حذف شده لفظعناست نه لفظفیچون می خواهد بفرماید: از ازدواج وهمخوابگی با آنان نفرت دارید و این با اشاره به محرومیت آن زنان که جمله: لا تؤتونهن ماکتب لهنبر آن دلالت داشت و نیز جمله بعدی که می فرماید: و المستضعفین من الولدانبرآن دلالت دارد مناسب تر است تا اینکه حرف جر رافیبدانیم.
و اما جمله:و المستضعفین من الولدان، این جمله عطف است بر جمله:یتامی النساء، چون از پدر مرده ها تنها کودکان را ارث نمی دادند و آنها را استضعاف می کردند وازارث محروم می ساختند به این بهانه که اینها سوار بر مرکب های جنگی نمی شوند و از حریم خانواده دفاع نمی کنند.
و ان تقوموا للیتامی بالقسطاین جمله عطف است بر محل و موقعیت جمله: فیهنو معنایش این است که بگو: خدای تعالی برای شما بیان می کند که در امر ایتام قیام به عدالت کنید و این جمله در حقیقت به منزله اعراض کردن از یک حکم خاص و توجه نمودن به حکمی عمومی است، حکمی که شمولش از آن حکم خاص بیشتر است، قبلا سخن از حکم خاص به ایتام زنان داشت و در این جمله،حکم را متوجه عموم ایتام نموده، اول در خصوص مال آن ایتام سخن می گفت، حالا درباره مال و غیر مال آنان سخن می گوید.
وما تفعلوا من خیر فان الله کان به علیمادر این جمله به مردان جاهلیت تذکر می دهد به اینکه آنچه خدای عز و جل درباره زنان و در خصوص یتیمان بر آنان واجب کرده خیرشان در آن احکام است و اینکه خدای تعالی به آن دانا است، این تذکر را می دهد تا تشویق آنان به عمل به آن احکام باشد، چون وقتی بدانند که خدا به اعمال آنان دانا است، هم تشویق می شوند و هم از مخالفت او بر حذر می گردند، چون مخالفتشان را نیز می بیند و به آن آگاه استو ان امراه خافت من بعلها نشوزا او اعراضا…این آیه شریفه حکمی را بیان می کند که مورد استفتاء پرسش کنندگان نبود و لیکن از
صفحه : ۱۶۳
آنجا که با حکم مورد استفتاءشان تناسب داشت در اینجا ذکرشده، نظیر حکمی که در آیه بعدی آمده و جملهو لن تستطیعوا ان تعدلوا…بیانگرآن است که آن نیز از مسائل مورد استفتاءآنان خارج بود.
و اگر شرط اصلاح را خوف نشوز و اعراض قرار داد، نه خودآن دو را، برای این بود که صلح موضوعش از زمانی تحقق می یابد که علامت ها و آثار ترس آور آن تحقق یابد و سیاق دلالت دارد بر اینکه مراد از صلح و مصالحه کردن این است که زن از بعضی حقوق زناشوئی خودش صرفنظر کند تاانس و علاقه و الفت و توافق شوهر را جلب نماید و به این وسیله از طلاق و جدائی جلوگیری کند و بداند که صلح بهتر است.
و احضرت الانفس الشحکلمه: شحبه معنای بخل است و جمله مورد بحث می خواهد این حقیقت را خاطرنشان سازد که غریزه بخل یکی از غرائز نفسانیه ای است که خدای تعالی بشر را بر آن غریزه مفطور و مجبول کرده تا به وسیله این غریزه منافع و مصالح خود را حفظ نماید و از ضایع شدن آن دریغ کند، پس هر نفسی دارایشحوبخلهست و بخلش همواره حاضر در نزد او است، یک زن نسبت به حقوقی که در زوجیت دارد یعنی در لباس و خوراک و بستر و عمل زناشوئی، بخل می ورزد، یعنی از تلف شدن و غصب شدن آن جلوگیری می کند و یک مرد نیز در صورتی که به زندگی کردن با همسرش بی میل باشد، از موافقت و محبت و اظهار علاقه به او بخل می ورزد، در چنین صورتی حرجی بر آن دو نیست در اینکه بین خود صلح بر قرار نمایند، یعنی یکی از آن دو از پاره ای حقوق خود چشم پوشی کند.
وان تحسنوا و تتقوا فان الله کان بما تعملون خبیرااین جمله موعظه ای است برای مردان که از طریق احسان و تقوا تجاوز نکنند و متذکراین معنا باشندکه خدای عز و جل از آنچه می کنند با خبر است، پس در معاشرت با زنان، جورو ستم نکنند و آنان را مجبور نسازند که ازحقوق حق خود چشم بپوشند، هر چند که خود آنان می توانند چنین کنند.
مقدار واجب از عدالت بین همسران متعدد که باید مرد مراعات کندولن تستطیعوا ان تعدلوا بین النساء و لو حرصتم… این جمله حکم عدالت در بین زنان که خدای عزو جل در اول سوره تشریع کرده و به مردان حکم کرده بود که: اگر می ترسیدنتوانید عدالت بر قرار کنید به یک زن اکتفا کنید(۱)
…………………………………….. (۱)سوره نساء، آیه ۳.
صفحه : ۱۶۴
را بیان می کند و نیز جمله: و ان تحسنوا و تتقوا…که در آیه قبلی بود، به این معنا اشاره دارد، چون آن جمله خالی از بوئی از تهدید نیست و این تهدید باعث می شود که شنونده درتشخیص حقیقت عدل در بین زنان دچار حیرت شود و کلمه: عدلبه معنای حد وسط در بین افراط و تفریط است و تشخیص این حد وسط از امور صعب و بسیار دشوار است و مخصوصا از این جهت که ارتباط با دلها دارد، چون رعایت دوستی عادلانه در بین زنان و اینکه یک مرد به اندازه مساوی زنان خود را دوست بدارد، امری ناشدنی است، چون بطور دائم از حیطه اختیار آدمی بیرون است.
دفع توهم اینکه تعدد زوجات در اسلام لغو شده است لذا خدای تعالی بیان می کند که رعایت عدالت به معنای حقیقی آن در بین زنان واینکه یک مرد حد وسط حقیقی دوستی را در بین زنان خود رعایت کند چیزی است که هیچ انسانی قادر بر آن نیست، هر قدر هم که در تحقق دادن آن حرص بورزد، پس آنچه در این باب بر مرد واجب است این است که یکسره از حد وسط به یکی از دو طرف افراط و تفریط منحرف نشود و تا آنجا که برایش ممکن است رعایت عدالت را بکند و مخصوصا مراقب باشد که به طرف تفریط یعنی کوتاهی در ادای حق همسر خود منحرف نگردد و زن خود را بلا تکلیف و مانندزن بی شوهر نگذارد که نه شوهر داشته باشد و از شوهرش بهره مند شود و نه نداشته باشد تا بتواندهمسری دیگر اختیار نموده، و یا پی کار خود برود.
پس، از عدالت در بین زنان آن مقداری که بر مردان واجب است این است که در عمل و سلوک بین آنان مساوات و برابری را حفظ کند، اگر حق یکی را می دهد حق دیگری را نیزبدهد و دوستی و علاقمندی به یکی از آنان وادارش نکند که حقوق دیگران را ضایع بگذارد، این آن مقدار واجب از عدالت است و اما مستحب از عدالت این است که به همه آنان احسان و نیکی کند و از معاشرت با هیچ یک ازآنان اظهار کراهت و بی میلی نکند و به هیچ یک بداخلاقی روا ندارد، همچنانکه سیره و رفتار رسول خدا(ص)با همسرانش اینطوربود.
و این ذیل یعنی جمله: فلا تمیلوا کل المیل فتذروها کالمعلقه،خود دلیل بر این است که منظور از جمله: هرگز نمی توانید بین زنان عدالت بر قرار کنید، هرچند که بر این معناحرص بورزیداین نیست که قدرت بر عدالت را بطور مطلق نفی کند تا نتیجه اش این باشد که به انضمام آن باجمله: و ان خفتم ان لا تعدلوا فواحده، ازدواج متعدد در اسلام لغو شود، همچنانکه بعضی از مفسرین این نتیجه راگرفته(و گفته اند جمله اول می فرماید: هر قدر هم که کوشش کنید و حرص بورزید نمی توانید بین چند زن رفتاری عادلانه داشته باشید و جمله دوم
صفحه : ۱۶۵
می فرماید: اگر نتوانستید عدالت برقرار کنید به یک زن اکتفاکنید، پس نتیجه حاصل ازانضمام این دو آیه این می شود که تعدد زوجات در اسلام ممنوع و ملغی است).
و این اشتباه بزرگی است، برای اینکه جمله: فلا تمیلوا کل المیل…می فرماید:چنان نباشد که یکی از زنها بطور کلی مورد اعراض شما واقع گشته، مثل زنی بشود که اصلا شوهرنداردو این خود دلیل بر این است که جمله: هرگز نمی توانید. ..می خواهد عدالت واقعی و حقیقی را نفی کند وبفرماید شما نمی توانید بین چند همسر عدالت واقعی را بر قرار نموده، (حتی علاقه قلبی خود را بین آنان بطور مساوی تقسیم کنید)پس آن مقدار عدالتی که تشریع شده، عدالت تقریبی است، آن هم در مرحله رفتار نه در مرحله علاقه قلبی و عدالت تقریبی درمرحله رفتار امری است ممکن(همچنانکه می بینیم بسیاری از افراد با تقوا و متدین این عدالت رارعایت می کنند و رفتاری یکسان با همسران خود دارند، هر چند که در دل یکی را از دیگران بیشتر دوست بدارند).
سنت رسول خدا(ص)و عملکرد مسلمانان به آن سنت درمرآ و مسمع رسول خدا(ص)بود و آن جناب از رفتار مسلمانان با زنان متعدد خود اطلاع داشت و ایرادی به آنان نمی گرفت و همان سنت تا عصر حاضر در بین مسلمین برقرار و متصل مانده وهمه اینها دلیل بر بطلان آن توهم است.
علاوه بر اینکه توهم مذکورباعث می شود بگوئیم: اول آیه تعدد زوجات که می فرماید: فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث ورباع (۱) ، صرف فرضی است عقلی که در عالم خارج حتی یک مصداق هم ن
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
