خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل درسهای فلسفه اخلاق ایمانوئل کانت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل درسهای فلسفه اخلاق ایمانوئل کانت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب اخلاق عملی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب اخلاق عملی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
05ساعت
15دقیقه
48ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بر الاخوان

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 50

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل بر الاخوان – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل بر الاخوان شامل 102 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل بر الاخوان:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل بر الاخوان به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بر الاخوان به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بر الاخوان با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل بر الاخوان با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بر الاخوان با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بر الاخوان را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بر الاخوان :

درآمد

دیر زمانی است که ذخائر اخلاق اسلامی ، مسیر تکامل بشری را راهوار ساخته و حتی قبل از اینکه تمدنهای بشری بتواند در این راه گامی اساسی بردارند ، تمدن اسلامی راه خیر و صلاح انسانها را هموار ساخته است و این ، امری غیر طبیعی و دور از انتظار نیست که دینی حنیف و جهان شمول ، چنین باشد ; بلکه می توان گفت میراث ماندگار اخلاق اسلامی خود ، وجه تمایزی است بین امت و مکتب اسلامی با سایر امتها و مکاتب .

یک مسلمان به واسطه عمل نمودن به این تعالیم و دستورهای الهی ، به مرتبه ای از عظمت و بزرگی می رسد که خود را والا و بلند مرتبه می بیند ; زیرا الگویی همانند رسول اکرم و امامان معصوم علیهم السلام دارد که با درس گرفتن از سیره و روش زندگی این بزرگواران ، می تواند خود رابه سرحد کمال بشری برساند . وقتی می بیند الگوی شخصیتی اش وجود مبارکی همچون رسول الله است که با آن یهودی مزاحم و موذی ، چنان رفتار می نماید که او را به جانب دین اسلام جذب می کند و یا رفتار سایر معصومین علیهم السلام را با اطرافیان و همسایگان خود می بیند ، حس می کند ابری از رحمت بالای سر او قرار گرفته که آماده باریدن بر سر مؤمنان است .

تاریخ نیز در باز گو کردن این حقیقت ، اخلاق اسلامی را همچون کلیدی می داند که قادر است تمامی قفلهای قلوب را باز کند و زنگار از آنها بزداید و شعاع این نور الهی را از قلب مکه مکرمه بر دلهای مؤمنان بتاباند .

اکنون بعد از گذشت پیش از چهارده قرن ، همین تعالیم الهی ، شالوده و الگوی رفتاری وشخصیتی بسیاری از انسانها ، اعم از مسلمان و غیر مسلمان شده و به وسیله این برنامه های الهی است که نفع و ضررشان را تشخیص می دهند و از هلاکت نفس ، جلو گیری می کنند و خود را به وسیله این تعالیم ارزشمند ، به درجات کمال می رسانند .

نزد ارباب عقول ، مبرهن است که سایر ادیان و مکاتب ، از چنین ارزشی بر خوردار نیستند و به همین دلیل است که می بینیم جوامع بشری غیر اسلامی ، روز به روز در حال انحطاط اخلاقی بیشتری هستند .

علمای اخلاق نیز در این راستا ، در ترویج این تعالیم ، نقش بسزایی داشته اند و با تالیف و تصنیف کتب اخلاقی که بر گرفته از احادیث گهربار و نورانی اهل بیت علیهم السلام است ، سهم عظیمی از این مهم را بر عهده دارند و با تدوین کتب اخلاقی ، این ساختار عظیم الهی را در معرض دید و تامل جوامع بشری قرار می دهند و روشن کننده راه آنان می گردند .

کتب اخلاقی با گستردگی و وسعتی که دارند ، توانسته اند این مهم را به وسیله ابواب و فصولی که طبق ذوق و سلیقه مؤلفانشان مرتب شده ، با شیوه ای بسیار زیبا ارائه دهند و این طبقه بندی و عنوان بندی بابها ، نقش مؤثری برای جویندگان علم و پویندگان حقیقت اخلاق اسلامی ایفا می کند .

یکی از عناوین کتب اخلاقی که بر گرفته از سخنان نورانی معصومان علیهم السلام است ، نیکی کردن به برادران دینی است که در زبان عربی به آن «برالاخوان » گفته می شود . در این زمینه ، سخنان ارزشمند و توصیه های فراوانی از معصومان علیهم السلام در مورد حقوق برادران دینی و همسایگان شده ، به حدی که گاهی انسان گمان می کند که این حقوق ، جزء لا ینفک وجدانشدنی انسان است .

رساله «فایل پاورپوینت کامل بر الاخوان »

رساله «فایل پاورپوینت کامل بر الاخوان » در زمینه نیکی کردن به دیگران و شامل احادیثی در مورد سفارش به بر آوردن حاجات برادران ایمانی و ادای حقوق آنهاست . مؤلف این رساله ، مشخص نیست و در مجموعه ای که این کتاب در ضمن آن قرار گرفته نیز ، اشاره ای به مؤلف آن نشده است ; ولی از محتوای رساله به خوبی معلوم است که مؤلف ، از دانشمندان شیعه بوده است . به همین جهت برای احیای آثار شیعی و در معرض گذاشتن آن ، به تحقیق و استخراج منابع آن اقدام نمودیم .

شیوه تحقیق

همان طور که اشاره شد ، نسخه منحصر این رساله ، در کتابخانه حضرت آیه الله مرعشی نجفی قدس سره در ضمن نسخه خطی شماره ۱۲۴۵ موجود است . این نسخه ، دارای سه رساله (ارشاد القلوب دیلمی ، فایل پاورپوینت کامل بر الاخوان ، ملاذ الداعی و معاذ الساعی ملا لطفعلی بن احمد ممقانی تبریزی) است و رساله حاضر ، در برگهای ۱۱۴ – ۱۱۸ آن قرار گرفته و تاریخ تحریر آن ، جمعه ۲۴ جمادی الثانی ۱۲۷۰ است (۱) .

در تصحیح رساله ، همین نسخه به عنوان نسخه اصل ، قرار داده شده و مورد مصدریابی قرار گرفته است .

منابع و مآخذ این احادیث از کتب معروف و معتبر شیعه و اهل سنت استخراج شد . البته تعداد معدودی از این احادیث نیز عینا در مصادر یافت نشد که به احادیث مشابه با آنها ارجاع داده شد .

لازم است یاد آوری شود که با مراجعه به کتبی همچون «قضاء حقوق المؤمنین » و کتب اخلاقی شیخ مفید رحمه الله و حتی تالیفات معاصران شیخ مفید نیز معلوم شد که این رساله، غیر از آن کتابها و رساله ای است مستقل که با بررسی های بعدی معلوم شده مربوط به قرن ششم و هفتم هجری است . بسیاری از احادیث این رساله را مرحوم محدث نوری در «مستدرک الوسائل » بدون ذکر نامی از این رساله ، درج نموده و اظهار داشته که برخی از آنها را از کتاب «المجموع الرائق » نقل کرده و بعضی از آنها را نیز به کتاب «الروضه للمفید» نشانی داده که فعلا نسخه ای از آن، در دست نیست . در خاتمه ، خدای را شاکریم که در این مهم ، ما را یاری نمود .

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لرب الارباب ، مالک الرقاب ، مذلل الصعاب ، والصلاه والسلام علی من انزل علیه الکتاب ، تبصره وذکری لاولی الالباب ، وعلی آله الاطهرین الاطیاب ، ما صرخت حمامه وصاح غراب .

وبعد ، فقد کان من فضل الله ان ابرز العالم من العدم الی الوجود ، لا لحاجه له الیه ، ولکن تفضلا منه الیه ، ثم اقتضت حکمه المعبود تکلیف العقلاء بما نفعه الیهم یعود ، فکان من اعظم ما کلفهم به الایمان الذی هو من العمل بمنزله الاساس من البنیان، وجعل من کماله فایل پاورپوینت کامل بر الاخوان والمساعده لهم علی نوائب الحدثان .

فقد روی عن النبی صلی الله علیه و آله انه قال: «من اکرم فقیرا مسلما مؤمنا لقی الله عز وجل وهو عنه راض » (۲) .

وقال الصادق علیه السلام: «قضاء حاجه المؤمن افضل من الف حجه متقبله بمناسکها، وعتق الف نسمه (۳) لوجه الله تعالی، وحملان الف فرس فی سبیل الله بسرجها ولجامها» (۴) .

وقال علیه السلام: «میاسیر شیعتنا امناؤنا علی محاویجهم فاحفظونا فیهم حفظکم الله » (۵) .

وعن اسحاق بن عمار قال: قال ابو عبدالله علیه السلام: «من طاف بهذا البیت طوافا واحدا کتب الله تعالی له الف حسنه ، ومحا عنه الف سیئه ، ورفع له الف درجه ، وعتق له الف نسمه ، وقضی له الف حاجه ، وغرس له الف شجره » (۶) .

فقلت له علیه السلام: هذا کله لمن طاف طوافا واحدا؟ فقال: «نعم ، اولا اخبرک بافضل من ذلک؟» قلت: بلی ، قال علیه السلام (۷) : «قضاء حاجه المؤمن افضل من طواف وطواف حتی عد عشره اسابیع » (۸) .

وروی عن میمون بن مهران قال: کنت جالسا عند الحسن بن علی علیهما السلام فاتاه رجل فقال: یا بن رسول الله ، ان فلانا له علی دین (۹) ویرید ان یحبسنی ، فقال علیه السلام: «والله ما عندی ما اقضی (۱۰) عنک » ، قال: کلمه، قال: فلبس علیه السلام نعله ، فقلت: یا بن رسول الله ، انسیت اعتکافک؟ فقال: «لا ، ولکنی سمعت ابی علیه السلام یقول: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: من سعی فی حاجه اخیه المؤمن (۱۱) فکانما عبد الله عزوجل سبعه (۱۲) آلاف سنه » (۱۳) .

وعن الحسن بن علی بن یقطین (۱۴) ، عن ابیه، عن جده قال: ولی علینا بالاهواز رجل من کتاب یحیی بن خالد ، وکان علی خراج فیه (۱۵) زوال نعمتی وخروج من ملکی ، فهربت منه الی الله تعالی، وصرت الی المولی علیه السلام (۱۶) ، فکتب معی رقعه صغیره فیها: «بسم الله الرحمن الرحیم ، ان لله عز وجل فی ظل عرشه ظلا ظلیلا لا یسکنه الا من فرج (۱۷) عن اخیه کربته، او اعانه بنفسه، او صنع الیه معروفا (۱۸) ، وهذا اخوک ، والسلام » .

ثم ضمها ودفعها الی وامرنی ان اوصلها الیه ، فلما رجعت الی بلدی صرت لیلا الی منزله فاستاذنت علیه (۱۹) ، فقال: رسول الصادق علیه السلام؟ قلت: نعم ، قال: قد اعتقتنی (۲۰) ان کنت صادقا ، واخذ بیدی وادخلنی الی منزله واقعدنی فی مجلسه وقعد بین یدی ، ثم قال لی: یاسیدی ، کیف خلفت مولای؟ قلت: بخیر الله ، قال: بالله؟ قلت: والله ، حتی اعادها علی ثلاثا ، ثم ناولته الرقعه فقبلها ووضعها علی راسه وعینیه ، ثم قال: یا اخی ، ما تامر؟ قلت: علی فی جریدتک کذا وکذا الف درهم فیه عطبی وهلاکی ، فدعا بالجریده فمحی عنی کل ما کان فیها علی ، واعطانی برآئه فیها ، ثم دعا بصنادیق ماله فناصفنی علیها ، ثم دعا بدوابه فجعل یاخذ دابه ویعطینی دابه ، ثم دعا بغلمانه فجعل یاخذ غلاما ویعطینی غلاما ، ثم دعا بکسوته فجعل یاخذ ثوبا ویعطینی ثوبا ، حتی شاطرنی (۲۱) جمیع ماله ، وجعل یقول لی: هل سررت؟ فاقول: ای والله ، وزدت علی سروری .

فلما کان فی ایام الموسم قلت: والله لا اکافین هذا الاخ (۲۲) بشی ء احب الی الله والی رسوله من الخروج الی الحج بالدعاء له، فخرجت الی مکه وجعلت طریقی الی مولای، فلما دخلت علیه علیه السلام رایت السرور فی وجهه ، فقال: «یافلان ، ما کان من خبرک مع الرجل؟» فجعلت اورد علیه من خبری وجعلت روحه تتهلل (۲۳) ، فقلت: یاسیدی، سررت بما اتاه الی سره الله فی جمیع احواله، فقال علیه السلام: «ای والله، لقد سرنی وسر امیر المؤمنین علیه السلام ، ای والله ، لقد سر رسول الله صلی الله علیه و آله ، ولقد سر الله فی عرشه » (۲۴) .

وحدثنی ابی عن جدی عن ابیه عن صفوان (۲۵) قال: دخل زیاد بن مروان علی مولای موسی بن جعفر علیهما السلام فقال علیه السلام: «یا زیاد ، اتقلد لهم عملا؟» فقال: بلی یامولای ، فقال علیه السلام: «ولم ذلک؟» قال: لانی رجل لی مروه وعلی عیله ، ولیس لی مال ، فقال علیه السلام: «یا زیاد ، لاقع (۲۶) من السماء الی الارض فانقطع قطعا قطعا وتفصلنی الطیر بمناقیرها مفصلا مفصلا ، احب الی من ان اتقلد لهم عملا ! الا لماذا ؟» فقلت: لماذا یا مولای؟ قال: «الا لاعزاز مؤمن ، او فک اسره . ان اول ما یفعل الله (۲۷) بمن یتقلد لهم عملا ان یضرب علیهم سرادقا من نار ، حتی یفرغ من حساب الخلائق ، فامض فعز اخوانک واحدا واحدا ، والله من وراء ذلک یفعل ما یشاء» (۲۸) .

و روی ابن ابی عمیر عن هشام بن سالم قال: قال ابو عبدالله علیه السلام: «ان لله [عز وجل (۲۹) ] مع ولاه اهل الجور اولیاء یدفع بهم عن اولیائه; اولئک هم المؤمنون حقا» (۳۰) .

وعنه علیه السلام انه قال: «ما من سلطان الا ومعه من یدفع الله به عن المؤمنین; اولئک اوفرهم (۳۱) حظا فی الآخره » (۳۲) .

عن عبدالله بن زرعه قال: شکا رجل الی مولای ابی عبدالله بن زرعه قال: شکا رجل الی مولای ابی عبدالله علیه السلام الحاجه ، فقال: ما بال ولد الحسن اجل منکم وانتم تشکون الحاجه؟ قال: «اولئک یتعرضون السلطان عمله، ونحن لا نتعرض له . قال: اذا دخلتم فی عمل السلطان فوصلتم اخوانکم وواصلتموهم فلا باس ، وان لم تفعلوا ذلک فلا، ولا کرامه » (۳۳) .

عن علی بن جعفر قال: کتبت الی ابی الحسن علیه السلام: ان قوما من موالیک یدخلون فی عمل السلطان و یؤثرون (۳۴) اخوانهم، و ان نابت احدا من موالیک نائبه نابوا (۳۵) ، فکتب علیه السلام: «اولئک هم المؤمنون حقا ، لهم (۳۶) مغفره من ربهم ورحمه ، واولئک هم المهتدون » (۳۷) .

عن محمد بن عیسی قال: کتب علی بن یقطین الی ابی الحسن موسی الکاظم علیه السلام یستاذنه (۳۸) فی الخروج من عمل السلطان ، فاجابه: ان (۳۹) «لا اری لک الخروج من عمل السلطان ; فان لله عز وجل فی ابواب (۴۰) الجبابره من یدفع بهم عن اولیائه ، وهم عتقاؤه من النار ، فاتق (۴۱) فی اخوانک » (۴۲) .

عن محمد بن سنان، عن ابی الجارود، عن ابی جعفر علیه السلام قال: سالته عن عمل السلطان والدخول علیه (۴۳) ؟ قال علیه السلام: «لا باس اذا وصلت اخوانک وعضدت اهل ولایتک » (۴۴) .

عن ابن عمار (۴۵) قال: کان عند ابی عبدالله علیه السلام جماعه، فسالهم: «هل فیکم من یدخل فی عمل السلطان لاخوانه وادخاله علیهم المنافع؟» قالوا: لا نعرف ذلک منهم .

قال: «اذا کانوا کذلک فابرءوا منهم » (۴۶) .

عن الحسن بن عبید بن یقطین، عن ابیه قال: قال لی ابو الحسن علیه السلام: «اضمن لی واحده اضمن لک ثلاثا: اضمن لی ان لا تلقی (۴۷) احدا من موالینا المؤمنین (۴۸) فی دار الخلافه الا قمت بقضاء حاجته ، اضمن لک ان لا یصیبک حر السیف ابدا ، ولا یظلک سقف سجن ابدا ، ولا یدخل الفقر بیتک ابدا» ، قال: فذکرت لمولای علیه السلام کثیرا من تولی اصحابنا (۴۹) لاعمال السلطان واختلاطهم به . قال: «ما یکون حال (۵۰) اخوانهم معهم ؟» قلت: مجتهد ومقصر . قال: «من اعز اخاه فی الله واعانه علی عدوه فی الله (۵۱) وراء ما یستطیع نصیحه (۵۲) ، اولئک یتقلبون فی رحمه الله » (۵۳) . وروی محمد بن سنان عن ابی عبدالله علیه السلام انه سئل (۵۴) عن عمل السلطان والدخول معهم وما علیهم فیما هم فیه ؟ قال: «لا باس به اذا ساوی (۵۵) اخوانه ، وانصف المظلوم ، واعان (۵۶) الملهوف من اهل ولایته » (۵۷) .

عن الحسین بن علی بن زیاد (۵۸) قال: استاذن رجل ابا الحسن موسی بن جعفر علیهما السلام فی عمل (۵۹) السلطان فقال علیه السلام: «لا ولا قطه قلم ، الا لاعزاز مؤمن او فک اسره » ، ثم قال له: «کفاره اعمالکم الاحسان الی اخوانکم » (۶۰) .

عن محمد بن عیسی بن عبید بن یقطین قال: قال ابو الحسن موسی بن جعفر علیهما السلام: «ان الله تعالی خلق قوما من اولیائنا (۶۱) مع اعوان الظلمه ، وولاه الجور ، یدفع بهم عن الضعیف ویحقن بهم الدماء» (۶۲) .

عن الفضل بن عبدالرحمن الهاشمی قال: کتبت الی ابی الحسن علیه السلام استاذنه فی عمل السلطان ، فقال علیه السلام: «لا باس به ما لم تغیر حکما ولا تبطل حدا ، وکفارته قضاء حوائج اخوانکم » (۶۳) .

فصل

قال النبی صلی الله علیه و آله (۶۴) : «خیارکم اسخیاؤکم (۶۵) وشرارکم بخلائکم ، فمن صالح الاعمال: البر بالاخوان والسعی فی حوائجهم ; وفی ذلک مرغمه للشیطان، وتزحزح عن النیران، ودخول الجنان . یا جمیل، اخبر بهذا الحدیث عمید (۶۶) اصحابک » ، قال: قلت جعلت فداک من عمید اصحابی؟ قال علیه السلام: «هم البارون بالاخوان فی الیسر والعسر» (۶۷) .

وقال صلی الله علیه و آله: «یا علی ، کن سخیا ، فان الله یحب الاسخیاء ، وان اتاک امرء فی حاجه فاقضها له ، فان لم یکن لها اهلا فانت لها اهل » (۶۸) .

وسئل ابو عبدالله علیه السلام: ما ادنی حق المؤمن علی اخیه ؟ قال علیه السلام: «ان لا یستاثر علیه بما هو احوج الیه منه » (۶۹) .

وقال علیه السلام: «المؤمن اعظم [حرمه (۷۰) ] من الکعبه » (۷۱) .

وقال ابو عبدالله علیه السلام: «احبب اخاک المسلم ، واحبب له ما تحب لنفسک ، واکره ما تکره لنفسک ، واذا احتجت فاساله ، واذا سالک فاعطه ، ولا تدخر عنه عنک (۷۲) . کن له ظهرا . ان غاب فاحفظه فی غیبته ، وان شهد فزره واکرمه ; فانه منک وانت منه ، وان کان علیک عاتبا فلا تفارقه حتی تساله سجیته وما فی نفسه (۷۳) ، واذا اصابه خیر فاحمد الله علیه ، وان ابتلی فاعضده » (۷۴) .

قال ابو عبدالله علیه السلام: «ما من مؤمن یخذل اخاه وهو یقدر علی نصره (۷۵) ، الا خذله الله فی الدنیا والآخره » (۷۶) .

قال الباقر علیه السلام: «من لجا الیه مکروب فقضی حاجته ، قضی الله تعالی له ثلاثمائه وسبعین حاجه ، احدها ان یفتح له ابواب الجنه ، فیقال له: ادخل من ایها شئت » (۷۷) .

عن امیر المؤمنین علیه السلام (۷۸) : «ان امراه من الجن یقال لها عفراء ، تاتی النبی صلی الله علیه و آله فتسمع من کلامه صلی الله علیه و آله ، فتاتی صالحی الجن فیسلمون علی یدها ، وانها فقدها النبی صلی الله علیه و آله ، فسال صلی الله علیه و آله عنها جبرئیل علیه السلام ، فقال علیه السلام: زارت (۷۹) اختا لها فی الله (۸۰) ، فقال النبی صلی الله علیه و آله: طوبی للمتحابین فی الله ، ان الله تبارک وتعالی خلق فی الجنه عمودا من یاقوته حمراء ، علیه سبعون الف قصر، علی کل قصر سبعون الف غرفه، خلقها الله تعالی للمتحابین فی الله والمزاورین » (۸۱) .

قال رسول الله صلی الله علیه و آله ذات یوم لبعض اصحابه: «یا عبدالله ، احبب فی الله، وابغض فی الله، ووال فی الله; وعاد فی الله ; فانه لا ینال ولایه الله الا بذلک . ولا تجد برجل (۸۲) طعم الایمان وان کثر صلاته وصیامه حتی یکون کذلک ، فقد صارت مؤاخاه الناس یومکم هذا اکثرها فی الدنیا ، علیها یتوادون و علیها یتباغضون ، وذلک لا یغنی عنهم من الله ش

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.