خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حقوق بشر یا حقوق مؤمنان؟
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حقوق بشر یا حقوق مؤمنان؟ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم مذهبی، تنها راه رهایی فلسطین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سکولاریسم مذهبی، تنها راه رهایی فلسطین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
12دقیقه
28ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دموکراسی و اندیشه شیعی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 71

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل دموکراسی و اندیشه شیعی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل دموکراسی و اندیشه شیعی شامل 93 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل دموکراسی و اندیشه شیعی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل دموکراسی و اندیشه شیعی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل دموکراسی و اندیشه شیعی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل دموکراسی و اندیشه شیعی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دموکراسی و اندیشه شیعی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل دموکراسی و اندیشه شیعی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل دموکراسی و اندیشه شیعی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دموکراسی و اندیشه شیعی :

یاس نو، ۸ و۱۰/۹/۸۲

چکیده: آقای قادری میان اندیشه ناب شیعه و لیبرال دموکراسی تعارض می بیند و معتقد است که وجود مفهوم امامت در اندیشه شیعی، مانع گذار از عقل امام و نقد آن است . در برابر آن، آقای کدیور معتقد است که امکان جمع بین این دو وجود دارد; منتهی نه با اندیشه سنتی; که با قرائت روشن فکری دین از مفهوم امامت .

قادری: منظورم از دموکراسی، هم حوزه عمومی است و هم حوزه سیاسی و بر این اساس به پایه «عقلانیت » و به تعامل بین انسان ها برای حل مسائل و نحوه سازمان دهی خود و نوع مقرراتی که برقرار می کنند، اهمیت می دهم . در واقع، نوعی حقوق پایه را برای فرد به عنوان حقوق غیرقابل خدشه به رسمیت می شناسم . معتقدم اگر دموکراسی یا، به تعبیری، لیبرال دموکراسی را بررسی کنیم و ویژگی هایش را شناسایی نماییم، با اندیشه شیعی سازگاری ندارد . بلکه یک رابطه معکوس وجود دارد . دموکراسی و لیبرالیسم – به آن معنا که توضیح دادم – در حضور امام، امری عبث است . ممکن است، به معنای روشی، در مقاطع و زمینه هایی محدود، بتوان از آن استفاده کرد; ولی در جایی که قرار باشد عقلانیت، تفاهم و گفت وگو، به انسان ها واگذار شود، چنین چیزی نشدنی است . در غیاب امام هم که حضور امام به معنای غیرمستقیم صورت می گیرد، به همان میزان، شما باید از اندیشه دموکراسی و پایه های لیبرالیسم صرف نظر کنید .

محسن کدیور: عنوان با آنچه دکتر قادری مطرح کردند تفاوت دارد . «نسبت سنجی بین فایل پاورپوینت کامل دموکراسی و اندیشه شیعی » یک بحث است و «عدم سازگاری یا سازگاری لیبرال دموکراسی با اندیشه شیعی با محور امامت » مسئله ای دیگر است . با این بخش از صحبت ایشان می توان موافق بود که «لیبرال – دموکراسی با نوعی از اندیشه شیعی، یعنی اندیشه سنتی شیعی سازگار نیست » و اصلا این مسئله هم احتیاجی به استدلال ندارد و بدیهی تر از آن است که نیاز به چنین جلسه بحث و گفت وگویی داشته باشد .

بحث از فصل مشترک بین انواع مختلف دموکراسی است . همچنان که می توانیم مدل های مختلفی از دموکراسی داشته باشیم: همچون لیبرال دموکراسی، سوسیال دموکراسی، دموکراسی – مسیحی که در احزاب دموکرات – مسیحی اروپایی تبلور یافته است و می توان از نوعی اندیشه دموکراتیک در بین مسلمانان هم نام برد .

و اما نکته دوم، دموکراسی، با هر یک از قرائت های آن، یک اندیشه مدرن و شیوه زندگی سیاسی مدرن است . دنبال کردن دموکراسی، قبل از مدرنیته و پیش از دوران رنسانس، در جوامع پیشامدرن، امری عبث بوده است . اینکه هزار سال پیش در بغداد بیشتر دموکراسی بوده است یا در قم، همان قدر سخن قابل تاملی است که بخواهیم در دوران پیشامدرن به دنبال مؤلفه های مدرنیته بگردیم . دموکراسی قبل از رنسانس به هیچ وجه مطلوبیت دوران امروز را نداشت و مبتنی بر نمایندگی و وکالت نبوده است . مراد ما از دموکراسی، دموکراسی غیرمستقیم و «نمایندگی ای » است که در عرف مدرنیته مطرح است و یک مفهوم مدرن تلقی می شود . بحث ما دقیقا این است که اگر کسی فکر می کند که خوارج نزدیک ترین گروه به دموکراسی و شیعیان دورترین گروه از دموکراسی هستند، یک خلط کامل متدولوژیک مرتکب شده است . [یعنی] آنچه را که مربوط به دوران پیشامدرن است، با ضوابط مدرنیته سنجیده است .

اما نکته سوم اینکه، اگر بدون توجه به دو نکته قبلی بپرسند که آیا هزار سال پیش، دموکراسی در میان مسلمانان و شیعیان بوده است، می توانیم بگوییم آنچه همه معتقدان و مؤمنان به یک اندیشه، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، به آن باور دارند، از دو بخش تشکیل شده است: بخشی از متون اساسی دینشان و بخشی از برداشت ها، تفسیرها و ذهنیات دین داران و عالمان اعصار گذشته . این بخش دوم هیچ دلیلی ندارد که در زمان ها و شرایط دیگر بخواهد رعایت شود . به باور من، ما می توانیم قرائتی از تشیع ارائه کنیم که مردم سالاری، و نه لیبرال – دموکراسی را برتابد می توان قایل به نبوت محمد صلی الله علیه و آله و به امامت اهل بیت علیهم السلام بود و در عین حال، از ضوابط دموکراتیک یک جامعه دینی در دوران معاصر هم دفاع کرد و به آن پای بند بود . می توان دو قرائت از امامت داشت: یکی قرائت سنتی و تاریخی و دیگری قرائت نواندیشانه .

اما نکته چهارم، کدام شیعه روشن فکر و نواندیش امروز به روایاتی که بعضا در تعارض تشیع و دموکراسی است استناد می کند تا مستمسک بحث واقع شود؟

قادری: وقتی من از لیبرال – دموکراسی صحبت می کردم، نخواستم موضوع بحث را تغییر دهم . در دموکراسی غربی یک سری حقوق پایه، به عنوان حقوق لیبرالی، برای افراد شناخته می شود; یعنی ما حق نداریم، حتی اگر اکثریت هم رای دادند، آن حقوق پایه را مخدوش کنیم . بدین دلیل، در دموکراسی که امروز وجود دارد، حداقلی از لیبرالیسم نهفته است; یعنی وجه تمایز نظام های دموکراتیک مارکسیستی و نظام های دموکراسی غربی نوعی حقوق پایه است، مثلا حق آزادی بیان که ما امروز به عنوان حقوق بشر می شناسیم . به دلیل اینکه لیبرالیسم را وجه اصلی قرار ندهم و آن را با اندیشه جمع نکنم، از لفظ «لیبرال – دموکراسی » استفاده کردم .

شما می توانید شیعه باشید و امام علی علیه السلام را به عنوان رهبر معنوی، در نظر بگیرید; ولی نمی توانید در حوزه سیاسی – عمومی هم از ایشان تبعیت کنید و آن وقت بگویید من دموکرات هم هستم . آیا آن عقلانیتی که در نظام دموکراتیک در نظر می گیریم، واقعا، می تواند از امام گذر کند، یا خیر . دموکراسی می گوید که دین، در حوزه اجتماعی و سیاسی، فرع است . شما می توانید اعتقاد دینی تان را داشته باشید; ولی در جامعه، بیشتر، به عنوان شهروند با هم برخورد کنید . رفتار شهروندان بر اساس عقلانیتشان است و شما نمی توانید بر اساس حجت های شرعی در آنجا عمل کنید . و در صورت انجام این کار از عقلانیت دموکراسی فاصله گرفته اید . یعنی شاید شما پیامبر و امام را قدسی بدانید، اما در حوزه خصوصی; در حوزه عمومی بین امام، یک یهودی و مسیحی و یک مسلمان سنی، شیعی و زیدی تفاوتی نیست .

مثالی می زنم – شاید هم این مثال جعل تاریخی باشد -: عده ای، از جمله آنهایی که سابقه شان به عبدالله بن سبا و فرقه سبائیه و غلوگویان شیعه برمی گردد، حضرت علی علیه السلام را «خدا» خطاب کردند . و به دلیل امتناع از توبه، ایشان دستور دادند حفره بکنید و آتش شان بزنید . آیا این می تواند نظام دموکراتیک را برتابد . فرض کنید من آن قدر شیفته شما می شوم که می گویم تو خدایی . همچنان که در نظام دموکراتیک حق دارم در خیابان راه بروم و اگر حقوق دیگران را سلب نمی کنم، بگویم فلانی خدای من است . به همین معنا حق دارم کاندیدا شوم، رای دهم، رای بگیرم، روزنامه داشته باشم . من این سؤالات را می کنم تا آقای کدیور پاسخ دهند که آیا با قرائتی که از شیعه دارند، جور در می آید . آیا یک یهودی مارکسیست و معتقد به فلان مذهب، می تواند در حوزه اجتماعی حضور یابد .

کدیور: جهت رعایت ضوابط روش شناختی یک بحث علمی، اجازه دهید تمام سؤالاتی که حضرت عالی در مورد زندگی گذشته مسلمانان مطرح کرده اید را از بحث خارج کنیم . تنها سؤالی که می توانم از شما بپذیرم آن است که اگر امام زمان ظهور کند، شیوه عمل او دموکراتیک خواهد بود یا خیر؟ این سؤال، به لحاظ روشی صحیح است . اما اینکه امام علی علیه السلام چه می کرده است را باید با کسانی که در همان شرایط می زیسته اند، مقایسه نمود .

بی شک شما هم با من هم عقیده اید که «به دنبال سازگاری یا ناسازگاری ایدئولوژی دموکراسی با اسلام و تشیع نیستیم; بلکه می خواهیم دموکراسی را به مثابه یک روش – روش زندگی سیاسی – با اندیشه اسلامی و شیعی مقایسه کنیم » . آیا مسلمانان می توانند این روش را در پیش بگیرند یا خیر . پاسخ تشیع معاصر به روش دموکراتیک در زندگی سیاسی، «مثبت » است . اجازه دهید تا من از واژه لیبرال – دموکراسی به معنای دموکراسی غربی استفاده نکنم . فرمودند مرادشان از لیبرال – دموکراسی معنای دقیق کلمه در حوزه علوم سیاسی نیست; بلکه منظورشان مقابل آن چیزی است که رژیم های مارکسیستی در اروپای شرقی به کار می برند . معنای این سخن، عدول از اصطلاح رایج علوم سیاسی به عرف عمومی است که زیبنده یک بحث علمی آکادمیک نیست .

نخستین ضابطه دموکراسی، حقوق پایه برای همه انسان هاست، فارغ از دین، جنس، مذهب، ملیتشان و … . اندیشه سنتی که بر تبعیض بین مسلمان و غیرمسلمان، شیعه و سنی تاکید می کند، نمی تواند حقوق بشر را باور داشته باشد; به خاطر اینکه سنگ اول حقوق بشر و به تبع آن سنگ اول دموکراسی «برابری همه انسان ها در حوزه عمومی » است . در دنیا، مسلمان با غیرمسلمان به لحاظ حقوقی و در حوزه عمومی هیچ تفاوتی نمی کند . اتفاقا مردم در زمان امام علی علیه السلام، اعم از مسلمان و غیرمسلمان، موافق و مخالف ایشان، به یک چشم نگریسته می شدند .

ثانیا، می پرسند آیا همه مردم در این عقلانیت در حوزه شرع مساوی اند . پاسخ من، بدون هیچ استثنایی، بلی است . اعتقاد به هر نوع حق ویژه در حوزه عمومی، منافی حقوق بشر و دموکراسی است . به هیچ یک از حقوق ویژه برای فقها، دین داران، موحدان، مسلمانان و شیعیان قایل نیستم; بلکه به برابری حقوقی در پیشگاه قانون، تساوی در حوزه عمومی معتقدم و یک چنین قرائتی از اندیشه شیعی نه تنها ممتنع نیست، بلکه ضروری است . نمی توان و نباید ضوابط اخروی را به دنیا کشانید . این نفی حقوق ویژه دنیوی، کاملا علوی است .

اما امامت که تشیع، رکن و عمود خیمه آن است، دو ساحت دارد: ساحت اول، ربوبی و قدسی است . امام علی علیه السلام از جانب خداوند به اعتبار ارتباط با غیب منصوب می شود . به آن میزان که خداوند اراده کند، از علم لدنی بهره مند می شود و صلاحیت تفسیر بی خطا از وحی و متن دینی را پیدا می کند . ساحت دوم، بشری و انسانی است . ساحت «انا بشر مثلکم » است . قضاوت، سیاست و تدبیر حوزه عمومی ائمه علیهم السلام در این ساحت قرار می گیرد و برخلاف ساحت اول، امام علیه السلام در این حوزه، همانند پیامبر صلی الله علیه و آله، موظف به مشورت است و با علم عادی و به ظاهر (نه باطن) قضاوت می کند، این ساحت، حوزه علم غیب نیست . از این زاویه و در این حوزه هیچ تفاوتی بین پیامبر صلی الله علیه و آله، ائمه علیهم السلام و دیگر آحاد مردم در حوزه عمومی نیست . فرضا شما افسانه عبدالله بن سبا را قبول داشته باشید; متخصصان فن و علما، آن را افسانه ای ساختگی و مجعول بیش نمی دانند و من از استناد شما به این گونه امور بی پایه تاریخی در عجبم . بحث علمی اقتضا دارد که به اعتقادات رایج و مشهور شیعه پرداخته شود و مورد بحث یا نقد قرار گیرد، نه مجعولات .

اما در مورد امام زمان که می تواند شاه بیت غزل شما باشد، به این معنا که ایشان اگر تشریف بیاورند، قضیه اداره جامعه چگونه خواهد بود؟ این ربطی به گذشته ندارد و مربوط به آینده است . قضیه «نجات بخشی » در اندیشه امامت شیعی، نکته ای کاملا مترقی و قابل دفاع است . نجات بخشی یعنی اعتقاد به گسترش عدالت، پالایش دین از زنگارها و رسوبات عرفی و تکیه بر عاقبت نیکوی صالحان . در بحث مهدویت دو گونه مستند داریم: دسته اول، مستندات محکم و معتبر که شامل آیات و برخی روایات است و به خطوط کلی آخرالزمان می پردازد . دسته دوم، برخی روایات که غالبا به مشکلات سندی و تعارض در دلالت مبتلا هستند و مخلوط به برداشت های علما و ذهنیت گذشتگان هستند . ارکان تشیع، باور و اعتقاد به مستندات دسته اول است که من با افتخار و قاطعیت از آن دفاع می کنم; اما جزئیات ارائه شده در دسته دوم که اتفاقا مستندات شما همگی در این حوزه قرار می گیرد، از قطعیات و مسلمات تشیع نیست . مسئله مهم در مسلمات و قطعیات، مهدویت، یعنی عدالت گستری، پالایش دین و عاقبت صالحان است . آیا تشیع در این دوران با دموکراسی در تعارض است؟

قادری: دکتر کدیور به من اشکالات متدولوژی وارد کردند . من دارم بین اندیشه شیعی و دموکراسی با محور امامت نسبت سنجی می کنم و این اشکال متدولوژی نیست .

ایشان گفتند: حضرت علی علیه السلام نسبت به هم عصران خودش جلوتر است . تصوری که ما و حداقل من از شیعه دارم، بر این است که علی علیه السلام نه از زمان خودش که از زمان های بعد هم باید جلوتر بوده باشد . یعنی ما باید بپذیریم که ائمه علیهم السلام یک سری ویژگی هایی دارند که مؤثر و جاری در زندگی ماست و نباید با آنها تشریفاتی برخورد کنیم .

در نهایت آن چیزی که در امامت می بینیم، دو وجه می تواند داشته باشد: یا آدم هایی هستند که روابط عرفانی مشخصی می توان با آنها برقرار کرد، یا در توزیع اجتماعی سهیم می شوند و در بهترین حالت، لیدرهایی هستند که یک گروه را در جامعه نمایندگی می کنند . ما که حرفی نداریم، اگر امامت همین است، خب باشد; یعنی «اگر شما شیعه هستید، توجه داشته باشید که حرف امام در حوزه اجتماعی حجت نیست » . اما این سؤال پیش می آید که چرا حجت نیست . مگر ایشان این چنین ویژگی هایی ندارند؟ مگر علمش الاهی نیست؟ ممکن است اشتباه کند؟ ممکن است سخنش نقد و یا دچار مشکل شود؟ ایشان دو جواب دارند: بلی، خیر . اگر بگویند خیر، دوباره همان بحث می شود . درست است به خاطر اینکه شیعه هم بتواند در دموکراسی حضور داشته باشد، امام را کردیم «رهبر حزب » . همان طور که حوزه اجتماعی را برای دیگران نقد می کنید، آیا شیعه هم می تواند (امام را) نقد کند . خب اگر ایشان حاضرند چنین تعلیمی بدهند، بحث هزاروچهارصد ساله حل است . ممکن است بگویند این قرائت مدرن است . من با این بحثی ندارم . من نمی گویم شیعه را باید حبس کرد . هرچه ویژگی های امام را در حوزه های سیاسی و اجتماعی برجسته کنیم، کمتر می توانیم دموکراسی داشته باشیم و هرچه آن را به حوزه عقلانیت گروه ها و تعاملات جمعی تقلیل دهیم، به همان نسبت می توانیم دموکرات باشیم . ایشان می گوید من حاضرم این کار را انجام دهم . خیلی خب، حرفی نیست، من با این موضع موافقم . ولی گفتم از نظر من، امامت این نیست که شما می گویید . آقای کدیور پاسخ دهند که آیا امام ممکن است اشتباه کند . آیا سازگاری دموکراسی با اندیشه شیعی در این است . من حداقل تصورم از امامت پررنگ تر از این بود . لابد علما و بزرگانی که قبل ها بوده اند، بد آموزش داده اند! آیا امامت همین است که ایشان می گویند . آیا امامت، نقدپذیر و انتقادپذیر است . عقلانیتش، عقلانیت مافوق نیست؟ عقلانیت ما متوقف است بر آن؟

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.