اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیاست بین الملل
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 50
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیاست بین الملل؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیاست بین الملل انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 77 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیاست بین الملل:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیاست بین الملل آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیاست بین الملل با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیاست بین الملل از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیاست بین الملل، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیاست بین الملل :
بحث رابطه اخلاق و سیاست در عرصه سیاست بین المللی مورد توجه صاحب نظران و نظریه پردازان روابط بین الملل بوده است. رئالیست ها امکان به کارگیری الزامات اخلاقی را در سیاست بین الملل منتفی می دانند، حال آن که ایده آلیست ها نسبت به تحقق آن خوش بین هستند. در این پژوهش، رابطه فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیاست بین الملل با توجه به نحوه توزیع قدرت در سه وضعیت ساختاری امپراتوری، دولت ملت و حکومت جهانی مورد بررسی قرار می گیرد.
واژه های کلیدی: اخلاق، سیاست بین الملل، ساختار قدرت، ایده آلیسم و رئالیسم.
مقدمه
یکی از موضوعات اساسی نظام بین الملل فعلی مسئله اخلاق، ارزش ها و هنجارهای اخلاقی، باورهای انسانی و میزان نقش و کارآمدی آنها در هدایت و جهت دهی به دولت های ملی است. در شرایط و وضعیت کنونی بیش از هر زمان دیگر سؤالات متعددی درباره جایگاه و نقش ارزش های اخلاقی و انسانی در سیاست بین الملل مطرح می شود. نگاهی به دیدگاه رئالیست ها نشان می دهد که باید بحث ارزش های اخلاقی را از سیاست بین الملل جدا کرد و تعریف ویژه ای از آن را در محیط بین المللی ارائه داد، در حالی که ایده آلیست ها معتقدند که میان دو محیط داخلی و بین المللی جدایی وجود ندارد و قواعد و هنجارهای داخلی را می توان در محیط بین المللی به کار گرفت.۱
برای تبیین موضوع ابتدا باید مشخص گردد که مفهوم اخلاق چیست؟ آیا می توان از معیارهای اخلاقی محیط داخلی در محیط بین المللی استفاده کرد؟ چه دیدگاه هایی درباره اخلاق بین المللی وجود دارد؟ چه وضعیتی اخلاقی، و چه وضعیتی غیر اخلاقی است؟ آیا اخلاق در وضعیت های عادی، بحرانی و جنگ به یک معناست؟ بایدهای اخلاقی نظام بین المللی از کجا نشأت می گیرد؟ ملاک رفتار اخلاقی دولت ها، عقلانیت است یا تکلیف؟ میان اخلاق و عدالت، اخلاق و حقوق بشر، اخلاق و احترام متقابل و عدم مداخله در امور کشورها چه نسبتی وجود دارد؟ اخلاق در جهان فرا اطلاعاتی و فرا صنعتی از چه جایگاهی برخوردار است؟
تعریف اخلاق
در باره اخلاق تعاریف متعددی بیان شده است: گاهی اخلاق با توجه به شخص انسان و بر مبنای نیروهای باطنی وی تعریف شده و زمانی در قالب اخلاق اجتماعی در ساحت تعاملات جمعی ارایه گردیده است. اخلاق در لغت به معنای دانش بد و نیک خوی ها، و علم اخلاق، علم معاشرت با خلق است،۲ از این رو رفتارها و اقدامات انسان متفاوت می باشد: برخی از افعال، طبیعی و عادی است و برخی دیگر، ارزشی و فرامادی می باشد:
کارهای اخلاقی، در ذهن و وجدان بشر دارای ارزش و قیمت است، گرانبها است ولی نوع ارزش اش با ارزش های مادی مقیاس را هر اندازه بالا بگیرید متفاوت است. آن یک ارزش دیگری است؛ ارزشی است مافوق ارزش های مادی.۳
از سوی دیگر، ملاک و معیار فعل اخلاقی در مکاتب و فرهنگ کشورها یکسان نمی باشد و درباره آن دیدگاه های متعددی بیان شده است. اخلاق فردی با اخلاق اجتماعی متفاوت است و آنچه محور مباحث اخلاقی در سیاست داخلی و بین المللی می باشد، جنبه اجتماعی اخلاق است و اخلاقیات(۲) عبارت از «مجموعه ای از قواعد و هنجارهایی است که کردار انسان را راهنمایی و مهار می کند»۴ و اخلاق نیز مقوله ای است که حدود و نحوه انجام کار را مشخص می سازد. اخلاق از این حیث شبیه قانون، حقوق و آداب و رسوم است، ولی با آنها تفاوت دارد؛ برای نمونه، موضوعاتی که عرف به آنها می پردازد، در حد موضوعات مربوط به قانون و اخلاق از اهمیت اجتماعی حیاتی برخوردار نیست، زیرا عرف عمدتاً به ظواهر، سلایق و نمادهایی توجه دارد که همواره به فضیلت و تکامل منجر نمی شود، هم چنین ضمانت اجرای فرمان های اخلاقی تا حد زیادی بر مکانیسم های درونی استوار است و از این رو، از قانون متمایز می گردد.۵
تعریف اخلاق در سطح نظام بین المللی را نیز می توان با ره یافت تقلیل گرایانه با محور قرار دادن دولت ها بیان کرد. در این ره یافت، دولت های ملی به مثابه انسان هایی هستند که رفتارهای متنوعی دارند که می تواند اخلاقی یا غیر اخلاقی باشد. این ره یافت، اخلاق را مجموعه ای از معیارها و هنجارهای ارزشی می داند که اقدامات و رفتارهای دولت ها را هدایت می کند. تفاوت اخلاق در جامعه ملی با نظام بین المللی در این است که در جامعه ملی، افراد مصدر رفتارهای اخلاقی هستند و محیط عملیاتی آنها به مرزهای ملی محدود است، در حالی که در نظام بین الملل دولت ها در قالب نهادها و سازمان ها، به صورت رسمی و غیر رسمی منشأ رفتارهای اخلاقی اند و محیط عملیاتی آنها، محیط بین المللی است که از قواعد و مقررات و هنجارهای الزام آور و لازم الاجرای کشوری برخوردار نمی باشد.
آنچه بحث اخلاق را در سیاست بین الملل تبیین می نماید، ارتباط مؤثر و مستقیم آن با ساختار قدرت در نظام بین الملل است. محور بحث حاضر در این است که چگونه ساختار قدرت در سیاست و نظام بین الملل می تواند زمینه ها و فرصت های لازم را برای تحقق اخلاق در تعاملات بین المللی محدود سازد و یا به تقویت آن کمک کند. در این جا اخلاق در سیاست بین الملل را با توجه به ساختار قدرت در سطح نظام بین المللی مورد بررسی قرار می دهیم.
اخلاق و ساختار قدرت در سیاست بین الملل
در سطح نظام بین المللی نحوه توزیع قدرت، دولت ها را از یکدیگر متمایز می سازد. بحث اخلاق در سیاست بین الملل ارتباط وثیقی با قدرت و نحوه توزیع قدرت دارد و اساساً بر مبنای منطق واقع گرایی، ساختار نظام بین الملل از طریق نحوه توزیع قدرت به دست می آید. از این نظر ساختارهای متفاوت، فرصت های نابرابری را در اختیار دولت قرار می دهد و دولت در نظام ساختاری از موقعیت و منزلت معینی برخوردار می شود و ایفای نقش آن در درون ساختارهای تعریف شده امکان پذیر است. از سوی دیگر، هر اقدام و رفتار دولت در صحنه بین المللی به قدرت نیاز دارد، لذا کشورهایی که از قدرت بیشتری برخوردارند، توان اقدامات، و رفتارهای بیشتری خواهند داشت.۶ ترسیم این وضعیت باعث دسته بندی دولت ها بر اساس سطح قدرت به دولت های ابرقدرت، قدرت بزرگ، قدرت متوسط، قدرت کوچک و قدرت ذره ای می گردد و نابرابری قدرت دولت ها در سطح بین المللی همواره زمینه ساز ظلم و ستم و غارت اموال، ثروت و منافع قدرت های ضعیف شده است. این مسئله را می توان در سه وضعیت ساختاری امپراتوری، دولت ملی و حکومت جهانی مورد بررسی قرار داد.
۱. اخلاق در ساختار امپراتوری
مطالعه سیاست جهانی در ساختار امپراتوری می تواند رقابت ها و منازعات شدید قدرت های امپراتوری را برای بسط قدرت و سیطره بر مناطق دوردست نشان دهد. رفتار حکومت های امپراتوری در تاریخ گذشته مصداقی از دیدگاه رئالیست ها درباره سیاست بین الملل است. دیدگاه رئالیست ها که برگرفته از نظریه های ماکیاول و هابس می باشد۷، ماهیت دولت ها را شرور می داند که هر یک در پی کسب قدرت و افزایش آن هستند و محوری ترین هدف شان تأمین منافع خود می باشد. در این حالت بحث از رفع تبعیض و برقراری عدالت بی معناست و سیاست مقدم بر اخلاق می باشد.
نگاهی به تاریخ روابط بین الملل نشان می دهد که قبل از ظهور دولت های ملی در عرصه نظام بین المللی، امپراتوری ها مهم ترین بازیگران سیاست جهانی بودند و رفتار و عملکرد امپراتوری ها و نحوه تعامل آنها با یکدیگر تاریخ جهانی را رقم می زد. اساس قدرت و سیاست امپراتوری ها بر زور و نظامی گری مبتنی بود و هر یک از آنها به منظور بسط سرزمین و افزایش قدرت و جمعیت در حال رقابت و جنگ با یکدیگر بودند. از دیگر ویژگی آنها این بود که وحدت شان بیشتر با قدرت نظامی پدید می آمد و ساخت سیاسی قدرت بر محوریت شخصی امپراتور و اطاعت از سوی سایرین بود و یک نظریه اخلاقی یا سیاسی تحت لوای دین یا ایدئولوژی، برای صلح و هماهنگی مورد استفاده قرار می گرفت؛ به عبارت دیگر «امپراتوری ها هنگامی در تاریخ بشر پدید آمدند که اقوامی با روحیه ی جنگاوری و جهان گیری قومی دامنه ی قدرت سیاسی خویش را بسط دادند و بر اقوام دیگر چیره شدند و سپس انگیزه های ایدئولوژیک… نیز بر آن افزوده شد».۸
برخی از امپراتوری ها از جمله امپراتوری های قدیم مصر، بابل، آشور، ایران، چین، ژاپن، یونان و روم دوام بیشتری داشتند. امپراتوری آشور تا حد زیادی از طریق لشکرکشی و جنگ به حیات خود ادامه می داد و اغلب با کسانی که بر آنها چیره می شد، با خشونت و ستمگری رفتار می کرد.۹ جنگ هایی که پادشاهان آشور هر سال به آن دست می زدند، هم جنبه دفاعی و هم جنبه غارت گری داشت و از طرفی، دارای انگیزه مذهبی و تا حدی اخلاقی بود. دشمنان شاه دشمنان خدا بودند، آنها شیاطینی بودند که می بایست مجازات شوند.۱۰
در قرون وسطی به بعد امپراتوری های دریایی و زمینی با ابعاد گسترده تری ظاهر شدند که از جمله آنها می توان به امپراتوری های پرتقال، اسپانیا، هلند، فرانسه، بریتانیا، آلمان، ایتالیا، بلژیک و ژاپن اشاره کرد. هر یک از این امپراتوری ها برای بسط قدرت و سرزمین خود، اقدامات جنگی و مداخله جویانه ای را انجام دادند. امپراتوری پرتقال به دنبال کشف قاره آفریقا در سال ۱۴۵۶ میلادی به ساحل گینه دست یافت و با دور زدن قاره آفریقا و واسکودوگاما، در سال ۱۴۸۹ میلادی به هند رسید و این شبه قاره را استعمار کرد.۱۱ با کشف قاره آمریکا از سوی کریستف کلمب در سال ۱۴۹۲ میلادی، استعمار اسپانیا در این قاره آغاز شد.
کشف و استعمار قاره آمریکا، دولت اسپانیا را در قرن شانزدهم میلادی به اوج عظمت رسانده بود و این کشور به صورت بزرگ ترین و مسلط ترین امپراتوری جهان در آن قرن درآمد. وسعت امپراتوری و افزایش توان اقتصادی به لحاظ پشتوانه شمش های طلا و نقره امریکا و برتری طلبی اسپانیا در عرصه نظامی، به این دولت اجازه می داد تا در امور بین المللی نقش اساسی ایفا کند.۱۲
تاریخ مداخله ها و توسعه طلبی های امپراتوری های هلند، فرانسه، بریتانیا و غیره نیز بیان گر گسترش قدرت به هر نحو ممکن و به دور از اخلاق و ارزش های معنوی است. مداخله ها و مستعمره گیری بریتانیا را می توان در قاره های امریکا، آسیا، اروپا و آفریقا مشاهده کرد. حضور بریتانیا در قاره آمریکا بسیار گسترده بود، به طوری که مستعمرات متعددی را در امریکای شمالی به دست آورد و سرانجام، «خصومت میان فرانسه و انگلستان در امریکای شمالی در جریان چهار جنگ پیاپی که حدود هفتاد سال (۱۶۸۹ ۱۷۵۹م) طول کشید، پیامدهای ناگواری را به همراه آورد».۱۳
قدرت های امپراتوری و استعماری اقدامات غیر انسانی و ضد اخلاقی خود را به طُرُق مختلف توجیه نمودند و آنها را طبیعی جلوه دادند که از جمله آنها می توان به نژادگرایی و تجارت برده اشاره کرد.
نژادگرایی و تجارت برده
از ابزارهای قدرت های امپراتوری برای سلطه گری، تأکید بر اختلافات نژادی و نابرابری میان ملت ها می باشد، زیرا بر اساس نظریه های نژادی، انسان ها به نژادهای پست و برتر تقسیم می شوند و نظریه نژادی سلطه یک طبقه، قوم و ملت را بر سایرین تأیید می کند و تحقیر یک طرف را به همراه می آورد. نگاهی به تاریخ عهد باستان و یونان نشان دهنده تمایز میان گروه های انسانی می باشد؛ ایده هایی که حکایت از نابرابری طبقاتی و امتیازات یک گروه بر گروه دیگر می کرد. «ایده های مبتنی بر نابرابری نژادی در میان طبقات اجتماعی در دوران فئودالیسم به اوج رسید. در آن دوران، امتیازات طبقاتی رسماً به وسیله سیستم طبقه اجتماعی تثبیت شد، نجبا اعتقاد داشتند که دارای… خون رنگین تر می باشند».۱۴
در قرن نوزدهم عقاید مربوط به برتری های نژادی به شدت رواج یافت و کنت دو گوبینو در کتاب «مقالاتی در بیان اختلافات نژادها» در سال ۱۸۵۳ میلادی از آن دفاع کرد. از دیدگاه وی، بشریت سه نژاد آریا، زرد و سیاه دارند و این نژادها نه تنها فطرتاً با هم اختلاف دارند، بلکه ذاتاً نابرابر هستند. نژاد آریا از زردها بالاتر است و سیاه از هر دوی اینها پایین تر می باشد.۱۵ وی می گوید:
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
