اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روش شناسی در علوم سیاسی (در گفت و گو با مصطفی ملکیان)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 51
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی در علوم سیاسی (در گفت و گو با مصطفی ملکیان) یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی در علوم سیاسی (در گفت و گو با مصطفی ملکیان) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی در علوم سیاسی (در گفت و گو با مصطفی ملکیان) را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل روش شناسی در علوم سیاسی (در گفت و گو با مصطفی ملکیان) با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل روش شناسی در علوم سیاسی (در گفت و گو با مصطفی ملکیان) بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل روش شناسی در علوم سیاسی (در گفت و گو با مصطفی ملکیان) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش شناسی در علوم سیاسی (در گفت و گو با مصطفی ملکیان) وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل روش شناسی در علوم سیاسی (در گفت و گو با مصطفی ملکیان) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل روش شناسی در علوم سیاسی (در گفت و گو با مصطفی ملکیان) مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش شناسی در علوم سیاسی (در گفت و گو با مصطفی ملکیان) :
اشاره:
این گفت وگو به همت پژوهشکده اندیشه سیاسی اسلام صورت پذیرفته، و آقای سید صادق حقیقت آن را بازنویسی کرده است. پیش از این در شماره های ۷ و ۹ نیز گفت وگوهایی در زمینه موضوع مذکور شده بود.
با تشکر از این که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، به عنوان مقدمه، این سؤال را مطرح می کنیم که اصولا تفاوت «رهیافت » و «رویکرد» چیست؟ و آیا Attitude امری شخصی و Approach امری غیرشخصی است؟
استاد ملکیان: براساس ریشه کلمه Attitude من آن را به رهیافت و Approach را به رویکرد معنا می کنم، هرچند برخی افراد برعکس ترجمه کرده اند.بر این اساس رهیافت همیشه شخصی است، ولی رویکرد گاهی به معنای رویکرد تاریخی و جامعه شناختی و روان شناختی و غیره به کار می رود، و گاهی به معنای شخصی است.
Perspective طبق یک اصطلاح با رویکرد مساوی است و آن معنای منظر (View) یا (Viewpoint) است.
بنابراین، (Perspective) سه معنا دارد:
۱.نقطه نظر View یا ; Viewpoint
۲.نگاه به مساله از دید فردی و جمعی ;(Collective)
۳.نگاه به مساله از نظر عملی و نظری: یعنی تفاوت دید از نظر Realistic و Pragmatic بودن، یا Theoretical و Practical بودن، مثلا با گزاره ای مثل «فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره » هم می توان از حیث نظری برخورد کرده و هم از حیث عملی (روانی، اجتماعی و…).
معمولا مبانی معرفت شناختی (Epistemologic) را در مقابل مبانی هستی – شناختی (Ontologic) قرار می دهند، آیا مبانی انسان شناختی چیزی غیر از این دو است؟
استاد ملکیان: در واقع مبانی انسان شناختی جزو مبانی هستی شناختی است، ولی گاهی آن را قسیم مبانی هستی شناختی قرار می دهند; بنابر فرض دوم مبانی هستی شناختی شامل مبانی انسان شناختی نمی شود.
گاهی از روش معرفت بحث می شود و آن را به پنج دسته عقلی (فلسفی) ، تجربی (علمی) ، نقلی، شهودی و تاریخی تقسیم می کنند، زمانی روش تحقیق را مثلا به توصیفی، تحلیلی و تجویزی تقسیم می کنند و گاهی هم در روش تحقیق به روش هایی مثل هرمنوتیک و پدیدارشناسی و تحلیل گفتمانی و شالوده شکنی اشاره می شود; حال این سه قسم روش تحقیق را چگونه می توان از هم متمایز کرد؟
استاد ملکیان: بحث ما روش تحقیق است، نه روش مطالعه و دفاع و نقد و استدلال.تحقیق بعد از تتبع است و مطالعه به اجرا نیز مربوط است.به هر حال قسم اول که اشاره کردید، تقسیم اولیه روش تحقیق است.در این تقسیم به پنج روش فوق اشاره می شود. مقصود از نقلی در این جا تعبدی است، مثل روش علم فقه.در سؤالات بعد این تقسیم را دوباره بسط خواهیم داد.
اگر بخواهیم تقسیم ثانویه ای برای روش تحقیق انجام دهیم باید به تقسیم دوم و سوم شما اشاره کنیم.در تقسیم دوم گفته به معنای اعم و هنجاری .( Normative) قضایای توصیفی به معنای اعم در مقابل قضایای هنجاری هستند.قضایای هنجاری، «باید» و «نباید» دارند.اصولا تقسیم روش تحقیق به عقلی و تجربی و نقلی و شهودی و تاریخی یا تقسیم به روش پدیدارشناسانه و ساختارگرایانه و امثال آن، تقسیمی نورماتیو نیست.روش توصیفی به معنای اعم خود به سه قسم تقسیم می شود:
۱.گزارش یا توصیف به معنای اخص: گزارش یعنی مجموعه آرا و نظریات یا نظریه فلان متفکر، یعنی می تواند «موضوع محور» یا «متفکر محور» باشد.
۲.تحلیل :(Analysis) در تحلیل درست و غلط بودن، ملاک و مقصد نیست، و فقط به دو مساله پرداخته می شود: استکشاف همه پیش فرض های یک رای و نظر، و بیان آثار و نتایج مترتب بر یک رای.
۳.نقد :(Critic) در این جا داوری مطرح است و از دو دیدگاه نظری و عملی می توان به داوری نشست.در دیدگاه نظری، این مساله مطرح می شود که آیا این رای مطابق با واقع است، یا نه.در دیدگاه عملی، این مساله مهم است که اعتقاد به این رای چه آثار و نتایجی در فرد و جامعه ایجاد می کند.
روش های پدیدارشناسانه و امثال آن – که قبلا اشاره کردیم – به دو مقام تحلیل و نقد مربوط می شوند، نه به مقام گزارش (توصیف) .نقد می تواند نقد تاریخی (از تقسیم اولیه روش تحقیق) یا نقد پدیدارشناسانه (از تقسیم ثانویه روش تحقیق) باشد.
تقسیم اولیه شما، تقسیم به توصیف به معنای اعم، و روش هنجاری بود.آیا روش هنجاری هم تقسیماتی دارد؟
استاد ملکیان: بله، روش هنجاری هم که از «باید» و «نباید» بحث می کند، در دو حوزه وارد می شود: درباب روش، و درباب ارزش ( Evaluative) ،یعنی یک وقت بحث می شود که روش چه باید باشد، یک وقت هم راجع به ارزش، داوری می کنیم.بحث است که آیا پژوهش های علوم انسانی می توانند فارغ از ارزش باشند، یا خیر.بحث «عینیت در علوم اجتماعی » گونار میر دال و یا مباحث لاکاتوش در این جا قابل طرح است.
در تقسیم سه گانه توصیف و تحلیل و نقد، آیا نباید تبیین را به عنوان یکی از قسیم های آنها نیز اضافه کنیم؟
استاد ملکیان: خیر، چون خود توصیف و گزارش به دو قسم تقسیم می شود:
۱.توصیف تعلیلی (Causual Description) ،که به آن تبیین (Explanation) هم گفته می شود;
۲.توصیف مشاهدتی، که به مرحله تبیین و تعلیل نمی رسد و صرفا مشاهدات را گزارش می دهد.
(…)
نسبت بین توصیف و تبیین چیست؟ آیا آنها اموری اضافی اند؟
استاد ملکیان: بله، هر تبیینی نسبت به تبیین فراتر از خود، نوعی توصیف است; پس آنها مفاهیمی اضافی اند.گزاره «آب در صد درجه به جوش می آید» ، توصیف است.سؤال می شود، چرا؟ پاسخ این است که چون «جنبش مولکولی آب زیاد می شود».این گزاره تبیین است.اگر راجع به آن دوباره سؤال شد، این گزاره توصیف برای تبیین بعدی می شود.
گزاره هایی هستند که بدون شک توصیفند و اختلافی در آن راه ندارد، مثل این که می گوییم «شکر شیرین است » ; اما در این خصوص که آیا در مقام توصیف و تبیین می توان به جایی رسید که فوقی نداشته باشد، افلاطون پاسخ مثبت می دهد و ارسطوییان، پاسخ منفی.به اعتقاد ارسطوییان هر توصیفی، تبیین دارد.افلاطون می گفت، «مثال » جسم سه بعدی است و این توصیفی است مافوق توصیفات.
دانیل لیتل تبیین را ظاهرا به معنای دیگری استعمال می کند.او روش های علوم را به دو قسم کلی تعلیلی (تحلیل علی) و تفسیری تقسیم می نماید و هر دو را تبیین می خواند.
استاد ملکیان: این مشکلات، از فقر ترجمه به زبان فارسی ناشی می شود.آنچه لیتل به آن نظر دارد Explication است، نه . Explanation تبیین در اصطلاح و تقسیم او، غیر از تبیین به معنای توصیف تحلیلی است.
برای تقسیم لیتل لازم است، مقدمه ای ذکر کنم: قدما مقام ثبوت را از مقام اثبات جدا می کردند.مقام ثبوت از آنچه در عالم واقع رخ داده سخن می گوید، و مقام اثبات، راجع به فهم ما در فلسفه علم الاجتماع.این تفکیک، مهم است.اگر بحث راجع به چیزی باشد که در عالم واقع اتفاق افتاده، از تبیین (Explication) یا جنبه عینی (Objective) واقعه بحث می شود و اگر راجع به چگونگی علم ما سخن گفته شود، بحث تفسیر (Interpretation) یا جنبه ذهنی (Subjective) واقعه، به میان می آید.به هر حال تبیین در این تقسیم را از تبیین به معنای توصیف تحلیلی باید جدا کرد; مثلا روش تفهمی، نوعی روش تبیینی ( Explanation) است، نه . Explication
گاهی از روش تفسیری (به معنای روش هرمنوتیکی و پدیدارشناسانه) هم بحث می شود، آیا این روش، قسیم روش توصیفی و تحلیلی و نقدی است؟
استاد ملکیان: خیر، روش تفسیری مقسم برای روش هرمنوتیکی و پدیدارشناسانه است و بنابراین در تقسیم ثانویه دیگری از روش تحقیق وارد می شود.قبلا گفتیم، که روش تحقیق (Research Method) به شکل ثانویه دو تقسیم دارد: یکی از آنها روش های توصیفی و هنجاری بود، و دیگری روش های هرمنوتیکی، پدیدارشناسانه، ساختارگرایانه و غیره.
در این جا این نکته را هم اضافه کنم که هرمنوتیک معانی مختلفی دارد، و کثیرالمعنا و مبهم است.آنچه در این جا مدنظر است هرمنوتیک به معنای روش تفسیری، و هرمنوتیک به معنای روش تحقیق (Research Method) است.
روش هایی مثل روش استقرایی و قیاسی در کجا قرار می گیرد؟
استاد ملکیان: روش تبیین و روش استدلال را باید از هم تمییز داد.قبلا گفتیم، تبیین و توصیف اموری نسبی اند.وقتی بر سر گزاره ای توصیفی، «چرا» آوردیم از علت و تبیین آن سؤال کرده ایم.تبیین می تواند انگیزشی (Motivational) ،مکانیکی ( یا زبانی (Linguistic) باشد; البته تبیین یک پدیده، ممکن است همه انواع فوق را دارا نباشد; مثلا وقتی می بینیم کسی از کوه بالا می شود، می پرسیم چرا؟ این سؤال از تبیین است.ممکن است بگوییم، چون می خواهد برای سلامتی لاغر شود (انگیزشی) یا می گوییم، برای تبدیل غذا به انرژی (مکانیکی). تبیین مکانیکی با ماده و کار و انرژی و نیرو سروکار دارد، ولی تبیین ارگانیستی با مفهوم حیات و نیروی حیاتی نیز ربط پیدا می کند.تبیین الهیاتی به ماورای ماده (مثل خدا و جوهر و فرشته) مربوط است; مثلا می گوییم: «چون خدا خواسته است ».در مثال فوق تبیین ارگانیستی و الهیاتی نیز می توان داشت، اما تبیین زبانی نمی توان کرد.
در آن جا که می خواهیم نشان دهیم که تبیین به شکل کلی صحیح است، بحث استدلال پیش می آید.استدلال، عقیده را به علم (معرفت) تبدیل می کند.علم یعنی عقیده صادق مستدل; پس روش استدلال می تواند روش معرفت هم باشد، و بنابراین می توان گفت روش های استدلال هم عبارت است از: عقلی، تجربی، نقلی، شهودی و تاریخی.استقرا مربوط به روش های تجربی است، و قیاس مربوط به روش های عقلی; البته «استقرای ریاضی » با استقرای مورد بحث اشتراک لفظی دارد، و نوعی روش عقلی محسوب می شود.اثبات گرایی و ابطال گرایی (پوپر) و تاییدگرایی (همپل) هم مربوط به روش های تجربی است.
جایگاه عقلانیت انتقادی در بین روش های نام برده شده کجاست؟
استاد ملکیان: عقلانیت انتقادی پروژه است، نه روش.عقلانیت انتقادی به این قضیه معتقد است که با استفاده از قواعد منطق صورت (در راستای ساختار نفی و اثبات ها) و با کمک گرفتن از فهم عرفی یا Common Sense (در راستای محتوای نفی و اثبات ها) می توان در جهت معرفت پیشرفت کرد; پس این یک پروژه در مقابل پروژه سنت گرایان (که معتقد به شهودند) می باشد. پروژه یک طرح کلی برای ساحت علم یا عمل است.پروژه، مادر یک سلسله قواعد است، یعنی از دل پروژه، قاعده بیرون می آید. ایدئولوژی چند معنا دارد، ولی به معنای ذیل با پروژه مترادف می شود: «عقیده ای که نمی توان آن را اثبات کرد».به این معنا پروژه عقلانیت مدرنیستی و تعقل شهودی سنت گرایان، ایدئولوژی است.به این معنا ایدئولوژی و پروژه یک فرض بلادلیل (دلیل ناپذیر) است.
آیا می توان گفت روش شناسی (Methodology) یک درجه از روش تحقیق بالاتر است و به ارزیابی و تقویم آنها می پردازد و محدودیت ها و کارآیی های آنها را بررسی می کند؟
استاد ملکیان: طبق معنای مشهور متدلوژی می توان سخن شما را قبول کرد، چون روش شناسی سه اصطلاح دارد:
۱.معنای مشهور آن سنجش و نقد (Critic) روش ها و ارزیابی محدودیت ها و کارآیی های آنهاست;
۲.گاهی روش شناسی گفته و خود روش (Method) اراده می شود; مثلا می گویند روش شناسی ما در این بحث چنین و چنان است.
۳.زمانی روش شناسی به «مجموعه روش ها» اطلاق می گردد.پسوند «ی » Logy گاهی به معنای «شناسی » است (مثل فیزیولوژی) و گاهی به معنای «مجموعه » ; مثلا Symbology یعنی «مجموعه نمادها».
برای محقق، متد و روش مهم است، نه متدلوژی (به معنای مشهور).محقق (Researcher) از آن جهت که محقق است با مباحث درجه اول( (First Order سروکار دارد; البته منافاتی ندارد که او از حیثیتی دیگر به روش شناسی نیز بپردازد.
منطق عملی همان متدلوژی به معنای مزبور است؟
استاد ملکیان: بلی، می توان گفت منطق عملی practicallogic یا (practical Reasoning) همان متدلوژی است.
شما در مصاحبه با مجله هفت آسمان سه رویکرد در دین شناسی معرفی کرده اید (پدیدار شناسانه، روان شناسانه و مقایسه ای). ظاهرا طبق تقسیم اولیه و ثانویه روش تحقیق که ذکر کردید، این سه رویکرد در عرض هم نیستند.
استاد ملکیان: مقصود من هم این نبوده که اینها در یک رتبه قرار دارند.غرض این است که در دین شناسی این سه رویکرد عمده وجود دارد، هرچند در عرض هم نیستند.
در بررسی دین، برهان ها و ادله را به دو قسم برون دینی و درون دینی تقسیم می کنیم.شما در جایی فرموده اید که ادله برون دینی، ادله عقلی به معنای اعم هستند.اگر ممکن است توضیحی در این خصوص بفرمایید.
استاد ملکیان: دو اصطلاح درون دینی Textual (که تعبیر نقلی برای آن درست تر است) و برون دینی Metatextual یا Posttextual واژگانی جا افتاده اند.مقصود من از «عقلی به معنای اعم » ، جمیع راه هایی است که در اختیار بشر قرار دارد و شامل تجربی، شهودی، تاریخی و عقلی به معنای اخص می شود.روش عقلی گاهی در مقابل روش تجربی و شهودی و تاریخی و نقلی قرار می گیرد; به این معنا ریاضیات (برخلاف روان شناسی) ، عقلی است.عقل به معنای اعم در مقابل وحی قرار دارد، یعنی جمیع راه هایی که بشر به آنها دست یافته است.
اگر ادله درون دینی را مساوی نقل بدانیم، این سؤال به وجود می آید که مگر خود عقل یکی از منابع چهارگانه درون فقه نیست؟
استاد ملکیان: ما باید بین عقل به عنوان یک منبع و عقل به عنوان یک ابزار فهم تمایز قائل شویم.برای شناخت عالم واقع چند منبع از قبیل عقل و وحی وجود دارد.در این جا ممکن است کسی (مثل اخباریان) قائل شود که برای کشف واقع فقط وحی وجود دارد، اما برای استفاده از متون وحیانی از عقل به عنوان یک ابزار می توان استفاده کرد; پس آنچه شما به آن اشاره کردید عقل به عنوان ابزار فهم متون دینی است.
تا این جا براساس جدول زیر، تقسیم اولیه روش تحقیق و تقسیم ثانویه روش تحقیق را از روش شناسی تمییز دادیم.گاهی از روش های دیگری مثل میدانی، کتابخانه ای، آزمایشی و پیمایشی نیز سخن به میان می آید.شما با این مطلب موافقید که آنها را فنون (Techniques) جمع آوری اطلاعات بنامیم، نه روش های تحقیق؟
(. . .)
استاد ملکیان: بله، اینها را باید فن تلقی کرد.یکی از فنون تحقیق، میدانی است، و در بعضی علوم مثل جامعه شناسی و روان شناسی کاربرد دارد.نمونه پژوهی و پیمایشی، زیرمجموعه میدانی هستند.مشاهده یا کنترل شده است یا کنترل ناشده; مشاهده کنترل شده آن است که خود مشاهده گر بتواند شرایط را فراهم کند تا نتیجه را مشاهده نماید.مشاهده کنترل شده Controlled Observation را آزمایش گویند.برخی مشاهده ها کنترل ناشدنی هستند مثل ستاره شناسی.ستاره شناس نمی تواند سیارات و ستاره ها را به هم نزدیک یا دور کند! در برخی مباحث ژئوفیزیک، مثل زلزله، هم مشاهده کنترل ناشدنی وجود دارد.مشاهده کنترل ناشده را رصد (Celestial Observation) می نامند.
فنون فوق هر کدام در علمی کاربرد دارند; مثلا در جامعه شناسی سیاسی از روش آزمایشی می توان استفاده کرد، در حالی که در جامعه شناسی انقلاب ها این امر شدنی نیست، چون انقلاب ها با خواست ما تغییر نمی کنند.
و آمایش (Calculation) هر دو می توانند زیر مجموعه میدانی قرار گیرند، و در اقتصادسنجی کاربرد زیادتری دارند.پیمایش، جایی هست که امکان اندازه گیری وجود داشته باشد و آمایش با کیفیات سروکار دارد.
گاهی هم Survay را به پیمایش ترجمه می کنند.
استاد ملکیان: بله، آن هم ترجمه صحیحی است. Measurement فقط بررسی کمی است، ولی Survay می تواند کمی یا غیر کمی باشد.
مشاهده آزاد چیست؟
استاد ملکیان: مقصود از مشاهده آزاد، مشاهده در طبیعت است.در آزمایشگاه، مشاهده حالت تصنعی دارد و آزاد نیست.مشاهده آزاد در علوم انسانی کاربرد زیادی دارد.
فن کتابخانه ای همان اسنادی است؟
استاد ملکیان: تا اندازه زیادی این دو بر هم منطبق هستند، ولی تفاوت هم دارند.سند می تواند کتاب یا غیر کتاب (مثل سکه) باشد; پس فن کتابخانه ای (Libraric) اخص از سندی (Documental) است.
نمونه پژوهی در کجا جای می گیرد؟
استاد ملکیان: نمونه پژوهی (Sampelic) هم زیرمجموعه میدانی است.در این روش این پیش فرض وجود دارد که «مشت نمونه خروار است » ، یعنی «حکم الامثال فیما یجوز و فیما لا یجوز واحد» ; پس اگر به صورت تصادفی (Random) موارد انتخاب شوند، نتیجه به کل سرایت می کند.امروزه عموما در روش تحقیق، این پیش فرض را قبول کرده اند.نمونه پژوهی می تواند از طریق کتبی (پرسش نامه) یا شفاهی (مصاحبه) انجام شود.
امروزه در رشته های علوم انسانی مراکز آموزش عالی مرسوم است که در «طرح تحقیق » ، اصطلاح فرضیه و متغیر مستقل و وابسته و امثال آن را به کار می برند; آیا این امر ناشی از اوج گرفتن اثبات گرایی (Positivism) در چند دهه قبل در غرب، و همچنین ناشی از سریان روش های علوم طبیعی به علوم انسانی نیست؟
استاد ملکیان: در علوم تجربی – اعم از علوم طبیعی و انسانی – اصطلاح «اثبات فرضیه » را نباید به کار برد.«فرضیه » در علوم تجربی وجود دارد، ولی «قابل اثبات نیست » ، و تنها تقویت یا تضعیف می شود.علوم تجربی در مقابل علوم عقلی است.
و قانون (Law) ،اصطلاحات اثبات گرایانه اند.اگر کسی اثبات گرایی را قبول نداشته باشد، نباید از آنها استفاده کند.به عقیده آنها با مشاهده مورد جزئی به روش استقرا می توان به یک گزاره کلی رسید.عالم طبیعت باید «فرضیه » را اثبات کند تا «قانون » شود.«فرضیه » ، قبل از اثبات است و «قانون » بعد از اثبات.اگر چیزی قانون شد، دیگر از کرسی اعتبار نخواهد افتاد، چرا که قانون، امری ابدی است.
نفی گرایان (Negativists) نشان دادند که نه فرضیه به آن صورت پدید می آید و نه طبیعت آن طور قدرت اثبات فرضیه را دارد; پس از عالم طبیعت باید انتظار داشت که نظریه ای را دائما باطل نکند.ابطال نکردن، امری قطعی نیست، یعنی ممکن است تا دو هزار سال ابطال نشود، ولی پس از آن مورد ابطال قرار گیرد.
پوپر براساس نظریه ابطال گرایی خود گفت از اصطلاح فرضیه و قانون نباید استفاده کرد، و به جای آن باید اصطلاح «نظریه » را به کار بریم.از دیدگاه او نظریه ها دو قسمند: نظریه های ابطال شدنی که ابطال نشده اند (که در علم به شکل موقت مورد پذیرش هستند) ، و نظریه های ابطال شدنی که ابطال هم شده اند (که در تاریخ علم قرار می گیرند).در اثبات گرایی، اصولا «نظریه » نداریم.
به نظر من نه اثبات گرایی و نه نفی گرایی، هیچ کدام قابل دفاع نیستند، و تاییدگرایی همپل قابل دفاع تر به نظر می رسد.به هر حال چون اثبات گرایی به هیچ وجه قابل دفاع نیست، نباید در طرح تحقیق خود از اصطلاح فرضیه و متغیر مستقل و وابسته نام ببریم. به جای آن باید از دو اصطلاح مدعا (Thesis) و نظریه ) (Theory استفاده کرد.تز، مدعایی است که به «من » انتساب دارد، و نظریه به خود «موضوع » ; مثلا می گویند «مدعای (تز) اینشتین این است » و «نظریه نسبیت چنین می گوید».تز دکترا یعنی مدعایی که دانشجو می خواهد اثبات کند و چون به «او» منتسب است، اصطلاح «تز» برایش به کار می برند.
تز یا مدعا را می گویید انتساب به شخص دارد و نظریه یا تئوری به محتوای اندیشه.حال سؤال این است که اگر مدعا یا نظریه ای اثبات نشده باشد به آن چه می گویند؟
استاد ملکیان: طبق دیدگاه نفی گرایان اصولا چیزی «اثبات » نمی شود.تاییدگرایان (مثل همپل) هم می گویند نظریه ممکن است تایید ) Confirmation) شود یا مورد تایید قرار نگیرد.از دیدگاه نفی گرایان نظریه ها دو دسته هستند: نظریه های باطل ( False) و نظریه های ابطال نشده یا استعجالی .(Adhoc) از دیدگاه تاییدگرایان هم نظریات دو دسته اند: نظریات مؤید ( Confirmed) و نامؤید .(Inconfirmde) در ریاضیات و منطق و فلسفه اصطلاح «اثبات » به کار می رود، چون Proving وجود دارد (البته درخصوص فلسفه من قبول ندارم) ، در علوم تجربی طبق دو رویکرد فوق، ابطال و تایید مطرح است.به هر حال به نظریه ای که به بوته ابطال یا تایید گذاشته نشده باشد، ادعا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
