اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مغالطات غیر صوری
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 64
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مغالطات غیر صوری یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مغالطات غیر صوری شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مغالطات غیر صوری را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مغالطات غیر صوری با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مغالطات غیر صوری بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مغالطات غیر صوری با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مغالطات غیر صوری وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مغالطات غیر صوری با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مغالطات غیر صوری مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر مغالطات غیر صوری :
مغالطات غیر صوری(۲) (Informal Fallacies)
بحث پیرامون مغالطه بحثی نوین و نوظهور نیست، بلکه در کتب و آثار پیشینیان سابقه طولانی دارد و آنچه توسط عده ای از نویسندگان متأخر یا معاصر به رشته تألیف در آمده است، از سرمایه علمی که گذشتگان اندوخته اند بی نصیب نیست. بشر از دیرباز همواره با افرادی مواجه بوده است که برای اثبات مطالب خویش به هر چیزی متوسل می شدند و از هر حیله و فریبی استفاده می بردند. کامیابی این فریبکاران عاملی اساسی جهت مبادرت به کشف و افشای حیل و دسایس گردید و لذا علمی به نام «منطق» تدوین شده و رشد پیدا نمود که هدف اساسی آن چیزی جز کشف خطای در فکر و غلط کاریها نبود. این مهم به راحتی از تعریف «علم منطق» که معمولاً در آغاز آثار منطقی عرضه می شود، قابل برداشت است (ابن سینا، ۱۳۳۱، ص ۹؛ ابن سینا، ۱۳۶۴، صص ۴ – ۵؛ ابن سینا، ۱۴۰۳، ج ۱، صص ۸ – ۹). نگاهی گذرا به تاریخ علومی چون فلسفه و منطق نشان می دهد که بنیانگذاران و مدونان این علوم زمانی در عزم خویش نسبت بدین اقدام بزرگ را سخ گردیدند که عده ای نیرنگ باز معروف به سوفیست (یا سوفسطایی) برای تحقق مقاصد خویش و اثبات نتایج مطلوب خود به استدلالاتی پرداختند که کمتر کسی می توانست خطا و غلط کاریهای آنها را تشخیص دهد یا حتی در صورت تشخیص، ایشان را رسوا نماید. لذا عده ای از بزرگان که به خطر وجودی سوفیستها نسبت به ارزشها و مکارم اخلاقی و اجتماعی و انسانی آگاه بودند، با طرح مسایل و موارد دقیق و مبسوط منطقی در جهت آگاه ساختن مردم نسبت به دروغپردازیهای مغالطه گران گام برداشتند.
با توجه به این مطلب احتمال دارد موضوع کشف غلط و بحث مغالطه در نزد پیشگامان منطق مهمترین مباحث این علم تلقی می شده و بقیه مباحث پیش درآمد ورود به همین بحث به حساب می آمده است.
البته ترتیب و تنظیم مباحث منطقی در آثار و کتب مؤلفان شاید به طور کامل گویای محور اصلی مباحث آن نباشد. کسی به سرّ این مطلب پی می برد که دوره کاملی از این علم را مطالعه نموده و فراگرفته باشد.
آثار قدیمی منطق را می توان به دو دسته عمده تقسیم نمود. دسته اول کتابهایی است که منطق را به نُه باب تقسیم کرده اند(۳) و دسته دوم نوشته هایی است که منطق را به دو بخش تصورات و تصدیقات تقسیم کرده و ذیل هر بخش عناوین مختلفی را مورد بحث قرار داده اند.(۴) دسته اول را کتب منطقی نُه بخشی و دسته دوم را کتب منطقی دو بخشی می خوانیم. در کتب منطقی دو بخشی بحث تصدیقات به دو شاخه صوری و مادی منشعب گردیده است. در بحثهای صوری، روش صحیح ترکیب قضایای مفروض الصدق برای دستیابی به نتایج صحیح مورد بررسی قرار گرفته است. در بحثهای مادی براساس تقسیم قضایا برحسب درجه صدق و درستی آنها، استدلال قیاسی به پنج نوع مختلف تقسیم شده که مقدمات هر نوع را یک دسته از قضایای قبل تشکیل می دهد (سبزواری، ۱۳۶۹، صص ۳۱۹ به بعد؛ طوسی، ۱۳۲۷، صص ۳۴۴ به بعد؛ یزدی، بی تا، صص ۱۱۰ به بعد). هر یک از این پنج نوع به یک صنعت معروف است و مجموع آنها «صناعات خمس» خوانده می شود. یکی از این صناعات، صناعت مغالطه است. البته در بعضی کتب از مجموع این صناعاتهای پنجگانه تنها دو صناعت برهان و مغالطه طرح و بحث شده و از ذکر بقیه خودداری شده(۵) و همین نشانه اهمیتی است که این دو بحث در نزد بزرگان داشته است.
در کتب منطقی نه بخشی نیز بحث مغالطه یک بخش از نه بخش را تشکیل می دهد.
در کتب جدید منطق بحث مغالطه نه تنها منحصر در استدلال قیاسی دانسته نشده، بلکه بیشتر در زمره بحثهای معنایی تلقی شده است و لذا تحت عنوان (Informal logic) یعنی منطق غیر صوری مورد بحث قرار می گیرد. البته تعدادی از مغالطات نیز دارای جنبه صوری هستند که در سطور بعد به بعضی از آنها اشاره خواهد شد. به هر حال در این کتب بحث در مغالطات و شناخت نسبت به آنها از طریق نوعی تقسیم بندی صورت می گیرد.
به طور کلی تقسیم مغالطات در جمیع کتب شناخته شده به یکی از دو راه صورت گرفته است :
راه اول عبارت است از تقسیم مغالطات به صوری و غیر صوری. آنچه استدلالگر برای اثبات مطلوب خویش انجام می دهد چیزی نیست جز استناد به تعدادی قضایای مفروض الصدق و سپس اثبات مدعا. آن قضایا به «مقدمات استدلال» و این مدعا به «نتیجه استدلال» معروف است. بنابراین برای وصول به یک نتیجه مورد قبول، دو چیز ضرورت دارد؛ یکی صدق مقدمات و دیگری ترکیب صحیح آنها با یکدیگر. و در صورت اخلال در هر یک از این دو امر، نتیجه استدلال قابل اعتماد نخواهد بود. به همین دلیل می توان مغالطه را به دو دسته صوری و غیر صوری تقسیم نمود که در اولی منشأ مغالطه و نحوه ترکیب مقدمات است و در دومی منشأ مغالطه نادرستی مقدمات می باشد. از این روی عده ای از دانشمندان مغالطه را به دو قسم اصلی صوری و غیر صوری (مادی) تقسیم کرده و سعی نموده اند تمامی موارد مغالطه را به این دو قسم برگردانند (ابن سینا، ۱۳۶۴، صص ۸۹ – ۹۰؛ ابن سهلان ساوی، ۱۸۹۸، صص ۱۸ به بعد؛ ابن ابی الجمهور، ۱۳۲۹، صص ۳۷ به بعد).
راه دوم تقسیم مغالطه به لفظی و معنوی است. در مغالطات لفظی منشأ مغالطه لفظ است اما در مغالطات معنوی منشأ مغالطه معناست. توضیح آنکه اگر الفاظ را نسبت به معانی خارجی به منزله آیینه ای بدانیم که عمل تفکر و تفاهم را سهولت می بخشد، محدودیت الفاظ و عدم دقت در کاربرد آنها در پاره ای اوقات موجب عدم تطبیق معنا بر لفظ یا بالعکس می شود. شناخت و کاربرد صحیح الفاظ و تمییز آنها از یکدیگر می تواند در رفع چنین مغالطه هایی مؤثر باشد. اما اگر منشأ مغالطه لفظ نباشد، معناست. مغالطات معنوی در مفردات قابل تصور نیست، بلکه تنها در تألیفات و ترکیبات روی می دهد (ابن سینا، ۱۴۰۵، صص ۳۲ به بعد؛ طوسی، ۱۴۰۳، ج ۱، صص ۳۱۹ به بعد؛ حلّی، ۱۴۱۰، صص ۲۷ به بعد).
گفتنی است کسانی که در تقسیم مغالطات راه دوم را پیموده اند به قسم دیگری از مغالطات قائل اند که منشأ غلط در آنها نه لفظ است نه معنا، بلکه اموری است که از آنها با عنوان «اجزاء الصناعه العرضیه» یاد کرده اند و آن را قسیم «اجزاء الصناعه الذاتیه» می دانند. دو قسم مغالطه لفظی و معنوی در واقع اقسام «اجزاء الصناعه الذاتیه»اند.
در اجزاء الصناعه العرضیه معمولاً از عوامل روانی و رفتاری سخن گفته می شود که هیچ یک از آنها جزء مقدمات استدلال نیست اما در ایجاد مقبولیت روانی نسبت به نتیجه مؤثرند. مغالطات ناشی از عوامل لفظی یا معنوی را مغالطه بالذات و مغالطه ناشی از عوامل روانی را مغالطه بالعرض گویند(۶) (طوسی، ۱۳۶۷، صص ۵۳۵ – ۵۲۸؛ حلّی، ۱۴۱۰، صص ۲۷۴ – ۲۷۵). هر یک از مغالطات بالعرض به نام سبب آن نامگذاری شده مثل مغالطه تشنیع، مغالطه قول باطل، مغالطه غضب، استهزاء، دشنام….
در این میان عده ای معتقدند که همه اقسام مغالطه را می توان به یک امر واحد ارجاع کرد. اما در اینکه آن امر واحد چیست اختلاف نظر وجود دارد. بعضی بازگشت همه مغالطات را به مغالطه صوری می دانند. عده ای همه آنها را به مغالطه لفظی قابل برگشت می دانند. بعضی هم منشأ همه مغالطات را جهل نسبت به قیاس درست دانسته اند. (ابن سینا، ۱۴۰۵، ص ۲۹ و ص ۴۵؛ طوسی، ۱۳۶۷، ص۵۲۴؛ اهوانی، ۱۴۰۵، ص 21؛ آل یاسین، ۱۹۸۳، صص ۱۳۱ – ۱۳۲؛ Edwards,1972,II,p.169). البته هستند کسانی که در تقسیم مغالطات هیچ از شیوه های معمول را مورد تبعیت قرار نداده اند.(۷) اختلاف در تقسیم مغالطات و تنوع در آن مبین آن است که تقسیمات متعددی که برای مغالطه صورت گرفته هیچ یک کامل نیست. برخی معتقدند که شمارش همه اقسام مغالطات امری نا ممکن است و این به خاطر آن است که تعداد علوم نامحدود و غیر متناهی است و در هر یک از این علوم به مقتضای اوضاع و احوال حاکم بر آن براهین متعددی وجود دارد که هیچ یک از آفت و بلای مغالطه در امان نیست. بنابراین تقسیم کامل مغالطه منوط به داشتن تمامی این علوم است و چنین چیزی برای بشر ممکن نیست(۸) (اهوانی، ۱۴۰۵، ص ۹۱).
البته شاید تقسیم جامع و مانع مغالطات امکانپذیر نباشد اما مجموعه بحثهای مربوط به نحوه تقسیم مغالطات و ایجاد قواعد کلی مربوط به آنها تلاشی است برای کسب مهارت در تمییز و تشخیص سریع آنها.
با توجه به کوششهای افراد در تقسیم مغالطات، طبیعی است که در تقسیم آنها اختلاف نظر وجود داشته باشد و عده ای اقسام آن را به ارقامی حدود ۱۱۲ نیز برسانند( Copi, 1978, p.98). حتی گاهی اختلاف در مبانی منطقی نیز عامل گسترش اقسام مغالطه گردیده. چنان که کسانی چون جان ستوارت میل که برخلاف ابن سینا و ارسطو مغالطات را منحصر در قیاس نمی دانند و براساس تجربی دانستن ادراک و دامنه آن را تا به استقرا نیز توسعه داده اند و به اقسام جدیدی از مغالطه نیز قائل شده اند(۹) (اهوانی، ۱۴۰۵، ص ۲۰).
شاید به خاطر دقیق نبودن تقسیمهای معروف در مغالطات عده ای مثل شیخ اشراق در بحث مغالطات تقسیمی ذکر نکرده اند، بلکه تنها به شمارش حدود ۳۶ مورد و مصداق از مغالطه با ذکر مثال اکتفا کرده اند. البته قطب الدین شیرازی در شرح خویش بر حکمه الاشراق سعی نموده این موارد را در قالب تقسیم بندی معمول در آورد. اما روشن است که شیخ اشراق از روش دیگران در تقسیم مغالطات تبعیت نکرده است(۱۰) (شیرازی، بی تا، صص ۱۴۰ به بعد).
در منطق اروپایی، مغالطات عموما به دو قسم صوری و غیر صوری، و در منطق کلاسیک عمدتا به دو قسم کلی لفظی و معنوی تقسیم شده است. باید دانست که منطقدانان کلاسیک در تقسیم خویش از ارسطو تبعیت کرده اند. ارسطو ضمن تقسیم مغالطات به دو دسته لفظی و غیرلفظی (IndictionandExtradiction) هر یک از آنها را به اقسام زیرتری تقسیم کرده است. نمودار کلی تقسیم او به قرار ذیل است :(Ross, 1923, pp. 59 -61)
الف : اقسام مغالطات لفظی
۱ – اشتراک لفظی (Equivocation)
۲ – اشتباه یا ممارات (Amphiboly)
۳ – ترکیب (Composition)
۴ – تقسیم (Division)
۵ – تأکید لفظی (Accent)
۶ – صنایع بدیعی (Figures of speech)
ب – اقسام مغالطات غیر لفظی
۱ – أخذ ما بالعرض (Accident)
۲ – أخذ ما بالجوهر (Secundum Quid)
۳ – تجاهل مطلوب(۱۱) (Ignoratio Elenchi)
۴ – مصادره بر مطلوب اول (Petitio Principii)
۵ – أخذ مالیس بعله عله (Non Causa pro Causa)
۶ – ایهام عکس اللوازم (Consequent)
۷ – جمع المسائل فی مسأله واحده (Many Questions)
البته ارسطو به هیچ وجه مدعی نیست که اقسام مغالطه منحصر در همین سیزده قسم است و تصریح می کند که ممکن است مغالطات را به بیش از این تعداد تقسیم نمود (Ross, 1923, p.61)
نمودار کلی تقسیم ابن سینا در کتاب شفا (ابن سینا، ۱۴۰۵، ص ۸ و ص ۲۰) بدین قرار است :
الف – مغالطه بحسب لفظ
۱ – اشتراک الاسم
۲ – المماراه
۳ – الترکیب
۴ – اشتراک القسمه
۵ – اختلاف العجمه
۶ – اختلاف اللفظ
ب – مغالطه بحسب معانی
۱ – من جهه ما بالعرض
۲ – سوء اعتبار الحمل
۳ – قله العلم بالتبکیت
۴ – ایهام عکس اللوازم
۵ – المصادره علی المطلوب الاول
۶ – جعل مالیس بعله عله
۷ – جمع المسائل الکثیره فی مسئله واحده
البته لحن ابن سینا در مورد تقسیم مغالطات در کتاب اشارات لحن حصر دادن به این تقسیم است. لذا خواجه نصیر در شرح کلمات او این حصر را به طور کامل نشان داده است (طوسی، ۱۴۰۳، ج ۱، صص ۳۱۳ به بعد).
با ملاحظه تقسیم ارسطو و ابن سینا معلوم می شود که تقسیم آنها از جهات زیادی شبیه به هم است. و اکثر علمای منطق در تقسیم مغالطات پیرو آنها بوده اند. البته تفاوتهایی میان تقسیم آنها مشاهده می شود. ابن سینا در برابر قسم «تاکید لفظی» ارسطو، «اختلاف عجمه» را ذکر نموده و در تبیین قسم «قله العلم بالتبکیت» مطلبی متفاوت از ارسطو در قسم «تجاهل مطلوب» بیان کرده است. به هر حال توضیح اجمالی این اقسام بدین قرار است :
چهار قسم از اقسام مغالطات لفظی یعنی اشتراک اسم، ممارات، اختلاف لفظ و اختلاف عجمه به عامل اشتراک لفظی و نقش آن در ایجاد توهم و خطا در شنونده مربوط می شود. مغالطه ترکیب (مفصل) و اشتراک قسمت (تفصیل مرکب) نیز ناشی از خطا در اثر توهم وجود یا عدم تألیف میان الفاظ تشکیل دهنده کلام است.
مغالطات ما بالعرض، ایهام انعکاس و سوء اعتبار حاکی از مغالطاتی است که در آنها جایگزینی، جابه جایی یا بیان نادرستی نسبت به یکی از حدود و اجزای قضیه صورت گیرد. جمع المسائل مغالطه ای است که مغالطه کننده با طرح چند سؤال در یک پرسش طوری شنونده را فریب دهد که به جای جوابهای مختلف و متعدد، یک پاسخ واحد بدهد. قله العلم بالتبکیت یا سوء تألیف آن است که قیاس برای امری تشکیل شود که واقعا مطلوب نظر نیست و ابن سینا سبب آن را عدم رعایت شرایط صوری و مادی قیاس دانسته است (ابن سینا، ۱۴۰۵، ص ۲۲). مغالطه صوری در همین قسم از اقسام کلاسیک مغالطات می گنجد. مصادره بر مطلوب نیز قیاسی است که نتیجه آن به نحوی در مقدمات آمده باشد.
منطقدانان اروپایی با ملاحظه همین تقسیم سعی کرده اند در ذکر اقسام مغالطات تنوع بیشتری دهند. البته در پاره ای موارد از سخنان ارسطو تلقی نادرستی داشته اند و در برخی موارد نیز تفصیل و بسط آنها در مغالطات بهتر از بحثهای کلاسیک بوده است (Ross, 1923, p.61). در نزد ایشان مغالطات به دو دسته کلی صوری و غیر صوری تقسیم شده و البته این تقسیم منحصر در استدلال قیاسی نیست. از نظر آنان مغالطات صوری، مغالطاتی هستند که در آنها استدلالی صورت می گیرد که همه شرایط انتاج صحیح را دارا نیست، اما گوینده با فراهم آوردن زمینه روانی مناسب به مخاطب تلقین می کند که استدلال وی درست است. این مغالطات صوری در واقع از مصادیق همان مغالطه سوء تألیف در منطق کلاسیک هستند، و تمامی ضروب عقیم أقیه أربعه مثال و نمونه ای از آن اند.
بحث حکیمان اروپایی در باب مغالطات صوری محدود است و تقریبا با ذکر شرایط انتاج صحیح به پایان می رسد. آنان برای صحت هر استدلال قیاسی بر حدود پنج قاعده تکیه دارند که دو تا از آنها مبتنی بر مفهوم «انبساط»(۱۲) و سه تای دیگر مربوط به کمیت و کیفیت قضایاست. لذا عدم رعایت هر یک از این قواعد را عامل تحقق یک نوع از انواع مغالطات صوری قیاسی می دانند. این قواعد عبارت اند از :
قاعده ۱ – حداقل در یکی از مقدمات قیاس، حد وسط باید منبسط باشد. نام مغالطه ناشی از عدم رعایت این مغالطه «حد وسط نامنبسط» (Undistributed Middle Fallacy) می باشد.
قاعده ۲ – هر یک از حدود (اجزا) نتیجه که منبسط باشد، باید در مقدمه ای که مشتمل بر آن حد است نیز منبسط باشد. مغالطات ناشی از عدم رعایت این قاعده را «اکبر نادرست» (IllicitMajorFallacy)و «اصغر نادرست» نامیده اند.
قاعده ۳ – هر دو مقدمه قیاس نباید سالبه باشند. مغالطه حاصل از عدم وجود این شرط را «مقدمات مانعه الجمع» (Illicit Minor Fallacy)گویند.
قاعده ۴ – اگر یکی از مقدمات سالبه باشد نتیجه حتما سالبه است. اگر نتیجه سالبه باشد حتما یکی از مقدمات باید سالبه باشد. مغالطه ناشی از عدم رعایت این قاعده را «أخذ نتیجه ایجابی از مقدمه سلبی» یا «أخذ نتیجه سلبی از مقدمات ایجابی» گویند.
قاعده ۵ – اگر هر دو مقدمه کلیه باشند نتیجه نباید جزئیه باشد. عدم رعایت این قاعده منجر به «مغالطه وجودی» ( Existential Fallacy)می شود.(۱۳)
در کتب منطق اسلامی اسلامی، ۲ و کلاسیک برای منتج بودن استدلال قیاسی دو دسته شرایط تحت عنوان شرایط عمومی (که مشترک بین اشکال اربعه قیاس است) و شرایط اختصاصی (که هر یک از اشکال اربعه دارای شرایطی مختص به خویش است) ذکر شده.(۱۴) عدم رعایت هر یک از این شرایط می تواند منجر به مغالطه صوری شود. مجموعه این مغالطات در تقسیم بندی منطقیان قدیم در قسم «الجهل بالتبکیت»- که گاهی قله العلم بالتبکیت یا سوء تألیف خوانده می شود- وارد می گردد.
بعد از مغالطات صوری نوبت به بحث از مغالطات غیر صوری می رسد.(۱۵) کپی در کتاب خویش مجموعه مغالطات غیر صوری را به دو دسته کلی تقسیم نموده و با ذکر اقسامی برای هر یک از این دو دسته مجموع مغالطات را به هجده قسم می رساند. البته همان گونه که قبلاً اشاره شد تنوع در طرق ایجاد غلط به حدی است که می توان تقسیم مغالطات را به تفصیل بیشتری انجام داد. چنان که فارابی (فارابی، ۱۴۱۰، ج ۱، صص ۱۹۷ به بعد)، سهروردی (شیرازی، بی تا، صص ۱۴۰ به بعد) و ابن ابی الجمهور (ابن ابی الجمهور، ۱۳۲۹، صص ۳۶ به بعد) در میان منطقدانان مسلمان شماره مغالطات را به مراتب بیش از سیزده قسم مرسوم طرح و بحث کرده اند، در میان منطقدانان اروپایی نیز عده ای چون فیشر (Ficher, 1970) و هرلی (Hurley, 1991) اقسام مغالطات را افزونتر از کپی آورده اند.
در این قسمت از بحث به توضیح مختصر مغالطات غیر صوری موافق با ترتیب و تقسیم کپی پرداخته و با ارجاع به منابع و آثار کلاسیک منطق نشان می دهیم که در موارد متعددی بحثهای جدید مغالطات ریشه در بحثهای قدیم آن دارد.
کپی مغالطات غیر صوری را به دو دسته اصلی تقسیم کرده که عبارت اند از : مغالطات ربطی و مغالطات ابهامی. سپس برای مغالطات ربطی سیزده قسم و برای مغالطات ابهامی پنج قسم بر شمرده است.(۱۶)
اقسام مغالطات ربطی
مغالطات ربطی عبارت اند از استدلالهایی که هیچ ربط منطقی میان مقدمات و نتیجه وجود ندارد. اقسام آن به شرح ذیل است.
۱ – مغالطه توسل به زور : که حصول نتیجه در آن بیشتر در گرو تهدید به زور و ارعاب است تا استدلال منطقی. البته این تهدید می تواند جنبه فیزیکی داشته باشد و ممکن است جنبه روانی داشته باشد (Walton, 1991, pp.93 – 101; Hurley, 1991, p.122).
۲ و ۳ – مغالطه تشنیع (یا استدلال علیه شخصیت مخاطب) : در این نوع مغالطه حتما باید دو استدلال کننده وجود داشته باشد. یکی از آن دو به نحو صریح یا غیر صریح استدلالی را انجام می دهد. نفر دیگر به جای آنکه استدلال نفر اول را مورد انتقاد قرار دهد سعی می کند با مخدوش کردن شخصیت استدلال کننده اول، استدلالش را در نظر دیگران نادرست جلوه دهد. این خدشه سازی از سه راه امکان پذیر است. یا از طریق ناسزاگویی به شخص، یا از طریق بیان تأثیر شرایط و اوضاع مربوط به شخص در نحوه استدلال او، یا از طریق تبیین مغایرت رفتار شخص با نتیجه استدلال او. به نوع اول مغالطه تشنیع (به معنی خاص) (Ad hominem abusive)، به نوع دوم مغالطه استناد به شرایط و اوضاع و احوال (Ad hominem circumstantial) و به نوع سوم مغالطه «خودت هم چنین هستی»(۱۷) (The tu quoque) اطلاق می شود (Hurley, 1991, p.115; walton, 1991, pp. 135 – 149). در بعضی کتب منطقی کلاسیک به این قسم از مغالطه ذیل مغالطات عرضی اشاره شده است(۱۸) (حلّی، ۱۴۱۰، ص ۲۷۵). نکته مهمی که باید بدان توجه شود آن است که چنین مغالطه ای زمانی تحقق می یابد که شخص بخواهد به عنوان اثبات مطلوب خویش به تشنیع شخص دیگر اقدام کند. بنابراین اگر شخصی به توصیف صفات منفی و زشت کسی اقدام کند و هدف وی از این عمل رد استدلال آن شخص نباشد، مرتکب مغالطه نشده است. چنانچه اگر در دادگاه، وکیل مدافع عدالت شهود را مورد خدشه قرار دهد در کلام وی مغالطه ای وجود ندارد، زیرا شهادت شاهد استدلال منطقی نیست.
۴ – استناد به جهل : اگر کسی از جهل به چیزی نسبت بدان نتیجه ای قطعی بگیرد، دچار چنین مغالطه ای شده است (Walton, 1991, pp.43 – 49). این مغالطه غالبا شامل مواردی می شود که یا قابل اثبات نیستند و یا تا کنون از نظر علمی اثبات نشده اند. البته مغالطی بودن چنین استدلالهایی در دو مورد منتفی است .
مورد اول : اگر گروهی از متخصصان و کارشناسان ماهر و کارآمد در مورد یک امر معین به بررسیهای دقیق علمی بپردازند و دلیلی بر وجود آن نیابند، همین می تواند تا حد زیادی عدم وجود آن را اثبات نماید. البته نوع تخصص و مهارت بررسی کنندگان بستگی به مسئله مورد بحث دارد. حتی در بعضی موارد نیازی به تخصصهای سطح بالا وجود ندارد (Hurley, 1991, p.129).
مورد دوم : مربوط به نوعی استدلال می شود که معمولاً در دادگاهها صورت می گیرد. این استدلال مبتنی بر یک اصل مسلّم حقوقی است و آن اینکه تا زمانی که جرمی به اثبات نرسیده است، متهم بی گناه تلقی می شود. لذا اگر وکیل مدافع مدعی شود که چون دادستان نتوانسته است جرمی علیه متهم اثبات کند پس متهم بی گناه است، مرتکب مغالطه نشده است.
۵ – مغالطه جلب ترحم و دلسوزی : آن است که از طریق برانگیختن حس عاطفه و ترحم در مخاطب، او را به پذیرش نتیجه ای تحریک کنند که از لحاظ منطقی مستدل نیست (Walton, 1991 pp. 101-105).
۶ – مغالطه عوامفریبی (یا توسل به مردم) : بدون شک هر انسانی تمایل دارد مورد علاقه، احترام و تقدیر دیگر انسانها قرار گیرد. در مغالطه عوامفریبی برای رسیدن به نتیجه از وجود چنین تمایلی در مخاطب (شنونده یا خواننده یا بیننده) استفاده می شود. در این مغالطه از دو شیوه، یکی مستقیم و دیگری غیر مستقیم استفاده می گردد.
شیوه مستقیم : آن است که استدلال کننده جمعیتی کثیر را مورد خطاب قرار دهد و برای جلب توجه آنها به تهییج علایق و احساسات آنها بپردازد. این همان کاری است که توسط کارگزاران امور تبلیغات صورت می گیرد. افرادی چون هیتلر از استادان این فن شمرده شده اند. غالبا همراه با این شیوه از مغالطه، اسباب و عواملی که تاثیر کلام را در شنوندگان افزایش دهد مثل اهتزاز پرچمها و نوای پر سر و صدای موسیقی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
