اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حریم زندگی خصوصی، محتوای خود را در قالب 73 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 65
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حریم زندگی خصوصی، محتوای خود را در قالب 73 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل حریم زندگی خصوصی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حریم زندگی خصوصی، کیفیت تضمینشده دارد.
بسم الله الرحمن الرحیم …اعوذ بالله من الشیطان الرجیم یا ایها الذین امنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها ذلکم خیر لکم لعلکم تذکرون، فان لم تجدوا فیها احدا فلا تدخلوها حتی یؤذن لکم و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا هو ازکی لکم و الله بما تعملون علیم، لیس علیکم جناح ان تدخلوا بیوتا غیر مسکونه فیها متاع لکم و الله یعلم ما تبدون و ما تکتمون .
در یکی از جلسات گذشته عرض کردم که قرآن کریم برای مساله عفاف، یعنی پاکی و نزاهت روابط جنسی در میان افراد، اهمیت فراوانی قائل است و این مبنی بر یک سلسله حکمتها و فلسفه هاست که به آن اشاره کردم.
راهی که اسلام برای تامین این منظور پیشنهاد کرده است دو چیز است:اول یک سلسله تدابیر برای آرام نگه داشتن غریزه، و دوم یک سلسله تدابیر دیگر به عنوان مجازات.آیات اولی که تفسیر کردیم مجازات فحشا را بیان کرد: «الزانیه و الزانی فاجلدوا کل واحد منهما ماه جلده » ولی همان طوری که می دانیم برای از بین بردن یک گناه، مجازات کافی نیست، مجازات هر اندازه شدید هم باشد، برای جلوگیری از وقوع جرم و جنایت کافی نیست، حال جرم و جنایت چه از نوع بی عفتیها باشد، چه از نوع دزدیها و قتلها و چه از نوع بی احتیاطیها مثل بی احتیاطی در رانندگی.این اشتباه است که ما بخواهیم برای جلوگیری از یک جرم یا جنایت فقط روی مجازات فشار بیاوریم.باید دید علل وقوع آن جرم و جنایت چیست؟باید خود آن علل را از بین برد، آنگاه در مورد افراد غیر عادی-که به طور عادی علل و موجبات وقوع جرم وجود ندارد و فقط روی نوعی حالت طغیان، جرمی را مرتکب می شوند-مجازات صورت گیرد.
مثالی برای این مطلب می زنم:از مقررات لازم، همین مساله سرعت و سبقت در رانندگی است.دائما توصیه می شود که رانندگان در داخل شهر از فلان سرعت(مثلا ۴۰ کیلومتر در ساعت)بیشتر نرانند.اگر کسی تخلف کرد و ما جریمه سنگینی برایش قائل شدیم، هر مقدار هم جریمه سنگین باشد اگر علل وقوع این جرم بررسی نشود مجازات کافی نیست، مخصوصا در امر رانندگی که اصلا خودش هم یک مجازاتی دارد یعنی «مجازاتها معها» است، برای اینکه آن کسی که سرعت می گیرد و دیوانه وار در شهر یا بیابان حرکت می کند خودش بیش از همه در معرض خطر است، هم ماشینش در معرض خطر است و هم جانش. ولی در عین حال نه خطر جانی[و مالی]مانع او می شود و نه مجازاتها، چرا؟برای اینکه یک سلسله علل دیگر وجود دارد که از آن طرف او را هل می دهد.مجازات می خواهد مانند یک افسار مانعش شود، اما آن علل دیگر او را تحت فشار قرار می دهد.مثلا شما یک راننده تاکسی یا یک راننده کرایه را موعظه کنید که تند نرو، و یا مجازاتهای مختلف برایش قائل شوید، اما اگر او در شرایطی قرار گرفته باشد که یک ماشین اجاره کرده و از صبح که بیرون می آید چنانچه مثلا ۱۲۰ تومان درآمد نداشته باشد باید او و خانواده اش نان نخورند-چون مثلا ۶۰ تومان را باید به صاحب ماشین تحویل دهد و الا فردا ماشین را در اختیارش نمی گذارد، و ۳۰ تومان هم خرج استهلاک و غیره کند، و ۳۰ تومان در روز برای او باقی می مانداگر او را هزار جور موعظه کنید و بگویید جان خودت در خطر است، فلان مقدار تو را جریمه می کنند و زندانت می برند، در مقابل آن فشار که حتما باید ۳۰ تومان به خانه ببرد و اگر نبرد روی دیدن زن و بچه اش را ندارد چکار می تواند بکند؟باز او از صبح زود پایش را روی گاز می گذارد و به سرعت در خیابانها حرکت می کند، به هر حال باید آن ۱۲۰ تومان در بیاید، یک جبر بر وجودش حکومت می کند، این است که مجازات سرش نمی شود و موعظه هم در اینجا دیگر مؤثر نیست.پس اگر ما بخواهیم جلوی او را بگیریم سنگین کردن مجازات کاری را درست نمی کند، از راه علل و موجباتش باید وارد شویم.وقتی از راه علل و موجبات وارد شدیم مثلا کاری کردیم که او با روزی ۷ ساعت به آرامی کار کردن، خرج زن و بچه اش را در بیاورد او هم دیوانه نیست که جان خود و سرمایه ای را که در اختیارش است به خطر بیندازد و یا خود را گرفتار زندان کند.این مساله در دزدیها هست، در شرابخواریها هست، در زناها و آدمکشیها هست، در همه[جرمها و جنایتها]هست.
پس موجبات را باید از بین برد.از این طرف بگوییم شراب نخوریم و دائما در صفحه حوادث روزنامه ها[نتایج سوء آن را]بنویسند(آمار که می گیرند می بینند در پنجاه درصد جرمها، جنایتها، آدمکشیها، بی عفتیها و تصادفات، مستی و شرابخواری دخالت دارد)، و از طرف دیگر تمام موجبات تشویق به شرابخواری وجود داشته باشد، در تمام غزلها، تصنیفها و شعرها دعوت به میخوارگی و شرابخوارگی باشد و در تمام مجالس، این امر جزء تعین باشد و تشویق به شرابخواری شود و مغازه مشروب فروشی از هر مغازه دیگری زیادتر باشد (۱) ، قدم به قدم که هر جوانی می رود یک تابلوی دعوت وجود داشته باشد که از آن «و غیره » ها در اینجا وجود دارد، تشریف بیاورید! اینها کار خودش را می کند.
مساله عفاف و زنا هم از این قبیل است.اسلام برای زنا مجازات شدید قائل است ولی در عین حال دیدید که اسلام روی مجازات، زیاد تکیه نکرده است و لهذا طریق ثابت شدن را خیلی دشوار و مشکل قرار داده و نخواسته که افراد بروند تجسس کنند و ببینند چه کسی زنا می کند و چه کسی زنا نمی کند.این کار را اسلام زشت می داند. البته اگر زنا ثابت شد مجازات شدید برایش قائل شده است، اما نمی خواهد جلوی زنا را از راه مجازات بگیرد و نمی خواهد مردم را تشویق به تجسس و تحقیق کند و اساسا اسلام با تجسس و تحقیق از گناه، مطلقا مخالف است، با جاسوسی کردن برای کشف گناهان مردم مخالف است: «و لا تجسسوا» (۲).
پس اسلام از چه راه با پیدایش گناه مبارزه می کند؟
راههای متعددی دارد.موعظه، امر به معروف، نهی از منکر، و خود تربیت که اصلا مردم را اینطور باید تربیت کرد، در جای خود [راههای مناسبی]است.یکی دیگر این است که اصول زندگی را بر اساسی قرار می دهد که موجبات غوایت و گمراهی و موجبات تشویق و تهییج به گناه پیدا نشود.مساله عفاف از همین قبیل است، که در جلسات گذشته گفتیم اسلام از طرفی کوشش می کند غریزه از طریق ازدواج مشروع اشباع شود، با عزوبت و تجرد در حد اکثر مخالفت می کند(در چند آیه بعد خواهیم خواند: «و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم » )، به مساله ازدواج تشویق می کند: حتما و حتما پسر و دختر باید ازدواج کنند(این مساله «باید» باشد تا در آن آیه تشریح کنم).پس، از یک طرف برای اینکه موجبات بی عفتی فراهم نشود تشویق شدید به ازدواج می کند و با عزوبت و تجرد در هر شکلی مخالف است (۳) ، ولی از طرف دیگر آیا تنها ازدواج کافی است؟همین قدر که یک مرد زن داشته باشد و یک زن شوهر داشته باشد دیگر رغبتش به سوی دیگران تهییج نمی شود، و مثل بعضی حیوانات می شود[که فقط به جفت خود توجه دارند؟] حیوانات به حکم غریزه عمل می کنند و آزاد آفریده نشده اند.
کبوترها و برخی دیگر از حیوانات، جفت هستند.بعضی حیوانات دیگر مثل گوسفند و اسب و آهو اینطور نیستند و حساب جفت و این حرفها در کار نیست، ولی هم جنس نر و هم جنس ماده در آنها -مخصوصا در وحشی ها-جز برای باردار شدن اساسا آمادگی ندارند و جنس نر را نمی پذیرند.حیوانهایی که جفت زندگی می کنند، مثل کبوتر که دو کبوتر نر و ماده با هم جفت هستند، اینها اصلا خاصیت غریزیشان این است که فقط با یکدیگرند، نه آن کبوتر نر چشم به کبوترهای ماده دیگر دارد و نه آن کبوتر ماده چشم به کبوترهای نر دیگر دارد.
ولی انسان در هر شهوتی از شهوات خود، روی خاصیت آزادی ای که دارد، همه کارهایش را با تکلیف باید انجام دهد نه با غریزه و اجبار طبیعت.این است که اگر انسان ازدواج هم کند شرط لازم هست ولی شرط کافی نیست، یعنی مرد چشمش که به زن دیگر بیفتد باز رغبتش تهییج می شود، خصوصا در شرایطی که آن زن، خودش را در یک وضع مهیجی قرار بدهد، و همین طور زن نسبت به مرد دیگر.این است که اسلام در معاشرتهای زن و مرد یک حدود و قیودی قائل است و این حدود و قیود را فقط و فقط برای این[وضع] کرده است که ارتباط زن و مردم به شکلی نباشد که تهییج آور باشد، یعنی شهوات یکدیگر را تحریک کنند.از آیاتی که بعد می خوانیم مطلب کاملا روشن می شود.
آیات تلاوت شده در اول بحث، مربوط به «اذن » است، مربوط به این است که اگر فردی می خواهد وارد خانه کسی شود، بدون اعلام و اذن قبلی حق ورود ندارد.این سه آیه اختصاص به موضوع زن ندارد ولی بیشتر به موضوع زن ارتباط دارد.آیه این است:
«یا ایها الذین امنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها» ای اهل ایمان هرگز به خانه ای غیر از خانه شخصی خودتان(خانه خودتان مستثنی است)و حتی به خانه پدر و مادر و خواهرتان-و به خانه برادرتان به طریق اولی-سرزده وارد نشوید مگر آنکه قبلا استیناس کنید و بر اهل آن خانه سلام کنید.
«استیناس کنید» یعنی انس و الفت و آرامش اهل آن خانه را جلب کنید.
این یک نکته بسیار روشنی است که زندگی داخلی و خانوادگی هر کس مخصوص خودش است و هر کسی از هر کس دیگر برای داخل زندگی خود رودربایستی دارد و لهذا اگر کسی سرزده داخل زندگی انسان شود انسان یک حالت فزع و دستپاچگی پیدا می کند.قرآن می گوید این کار را نکنید، سرزده به خانه کسی وارد نشوید، قبلا استیناس کنید، کاری کنید که فزع آنها از بین برود، یعنی خبر و اطلاع بدهید. در قدیم معمول نبوده است که در خانه ها را ببندند(و الآن در بعضی دهات همین طور است).در شهرها معمول است که در خانه ها از پشت بسته است و اگر کسی سرزده هم بخواهد وارد شود در باز نیست، باید زنگ و یا کوبه در را بزند تا در را باز کنند.عرب جاهلیت هرگز رسم نداشت که وقتی می خواهد داخل خانه کسی شود اطلاع بدهد و اجازه بگیرد و این اجازه گرفتن را دون شان و کسر شان خود می دانست.اسلام این دستور را آورد که هیچوقت به خانه کسی سرزده وارد نشوید(ما که حالا وارد نمی شویم چون اصلا در بسته است، اگر در باز هم باشد وارد نشوید) «و تسلموا علی اهلها» و سلام هم بکنید، بدون سلام وارد خانه کسی نشوید.وظیفه هر واردی است که بر مورود سلام کند و هر کس که به خانه کسی وارد می شود باید بر اهل خانه سلام کند.پیغمبر اکرم(ص)این سنت را برقرار کرد، فرمود هر طور هست وقتی داخل خانه کسی می شوید قبلا خبر بدهید که آنها خودشان را جمع و جور کنند و تا اجازه نداده و نگفته اند «بفرمایید» داخل خانه نشوید.منتها فرمود یک کاری کنید که هم فال باشد و هم تماشا.ممکن است وقتی شما می خواهید وارد خانه ای بشوید با تنحنح اعلام کنید من می خواهم داخل خانه شوم، ولی چرا این کار را بکنید، ذکر خدا بگویید، مثلا بگویید «الله ا کبر» و یا «سبحان الله » .امروز در میان ما معمول است که می گوییم «یا الله » و رسم خوبی هم هست، اگر چه کم کم در فرنگی مآبها «یا الله » گفتن منسوخ شده، ولی باید بدانید که این سنتی است اسلامی.هم سلام کردن[در میان آنها]منسوخ شده است و هم «یا الله » گفتن، و این چیز عجیبی است.
پیغمبر اکرم(ص)رسمشان همیشه این بود که هیچ خانه ای را بدون کسب اجازه داخل نمی شدند و این استیناس را بیشتر از همان راه سلام انجام می دادند.حتی به خانه دخترش حضرت زهرا (سلام الله علیها)بدون اجازه وارد نمی شد، پشت در خ
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری