خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مسائل اقتصادی حوزه های علمیه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مسائل اقتصادی حوزه های علمیه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اعزام طلاب به خارج; دستاوردها و پیامدها
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اعزام طلاب به خارج; دستاوردها و پیامدها قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
22دقیقه
00ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اعزام طلاب به خارج; دستاوردهاو پیامدها

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 78

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دکتر شاملی: برخی از محققان عقیده دارند که پای بندی به مسائل دینی در اروپا بیش از امریکاست. روح ماده گرایی و سلطه طلبی و تحکم در امریکا موجب شده که فاصله انسان ها از دین بیش تر شود. در فصلی از یک کتاب، که درباره آموزش و پرورش ارزش ها بود، محققی که در زمینه نظام پای بندی دانش آموزان دوره دبیرستان برای شرکت در مراسم صبحگاهی، تحقیقی انجام داده بود، او به این نتیجه منتهی شده بود که معمولا میزان پای بندی دانش آموزان شهر ول انگلستان و مسؤولان مدارس آن ها بیش تر از دیگر موارد مشابه در آمریکااست و این می تواند در میزان ضمانت معنوی آینده آنان مؤثر باشد.

اما به طور کلی، وضعیت اخلاقی و اجتماعی کنونی مغرب زمین، چه اروپا و چه امریکا، صرف نظر از تفاوت های جزئی، برایندی از جریانات بزرگ تری است که رگه های کلی فرهنگ غرب را تشکیل می دهد اگر امروزه نقاط ضعفی را در فرهنگ غربی می بینیم و هراس داریم از این که جوانانمان به آن ها آلوده شوند و مورد تهاجم فرهنگی قرار گیرند به دلیل آن است که عناصر فرهنگی آن ها را مخالف با برداشت های دینی و ارزش های خودمان می دانیم; زیرا وضعیت اخلاق اجتماعی کنونی غرب بر اساس یک سلسله سیلاب های فرهنگی مثل سکولاریسم، ماتریالیسم و مدرنیسم بریده از هرگونه سنت تلقی می شود و به هر چه که نو است روی می آورند و قدیمی را رها می کنند اگر چه ارزش های دینی باشد. این خواست آن هاست که متجدند و نو باشند و تحول اجتماعی پیدا کنند. بخشی از این تحول اجتماعی مربوط به سنت است که می خواهند آن را کنار بگذارند. حرف هایی که به خصوص ماکس وبر درباره «مدرنیته » دارد، این است که یک جامعه برای شکوفایی در بعد صنعتی و فنی نیاز دارد که از سنت ها و ارزش های سنتی، اگر چه در قالب دین باشد، فاصله بگیرد و به همین دلیل، معمولا در آثار ماکس وبر، مدرنیسم مقابل اصلاح گرایی دینی pretestantisn) ( Religions قرار دارد و پروتستان بودن (protestanism) لازمه لاینفک مدرنیسم است; یعنی: اگر جامعه ای بخواهد توسعه پیدا نماید باید از حالت کاتولیک بیرون بیاید و تحول پیدا کند. بنابراین، این گونه زمینه های عمومی، وضعیت اخلاقی کنونی غرب را به وجود آورده است که امروزه ما از آن هراس داریم; چرا که این فضا مثلا، منجر به عدم ثبات خانواده یا از بین رفتن قداست آن یا پیدایش مفهوم «خانواده سیال » شده است. این ها آثار عمومی اخلاقی در مغرب زمین است که از قداست بخشیدن به آزادی، فردگرایی مطلق و مانند آن ریشه می گیرد.

شاید تعجب کنید از این که آن ها می گویند: شما یک طرفه پیش داوری می کنید; چرا می گویید: مغرب زمین از مسائل اخلاقی بیرون است؟ آن ها در مدارسشان درسی دارند تحت عنوان (Moral Education) ( آموزش و پرورش اخلاقی). آن ها هم برای خود نظام اخلاقی خاص دارند، اما نظامی منقطع از وحی که تلاش آن فقط برای پرورش «شهروند سازگار» است. شهروند سازگار باید خود را با شرایط تحول جامعه وفق بدهد با کنار گذاشتن بسیاری از چیزهایی که ما آن ها را «ارزش » تلقی می کنیم. از این رو، بزهکاری در نوجوانان و بی خانمان بودن (homelessness) آن ها بروز آثار اجتماعی فردگرایی مطلق، فردی سازی دین، سکولاریسم و ماتریالیسم است. البته مثل هر جامعه دیگری، آن ها یک آثار عمومی اجتماعی مثبت هم دارند که قضاوت کننده منصف در قضاوت ها بر آن تاکید می کند، با وجود این که به دلیل تفاوت در نظام ارزشی، طبیعتا یک سلسله مسائلی وجود دارد که ما آن ها را ارزش می دانیم و آن ها نمی دانند; مثلا، عفاف در فرهنگ دینی ما یک ارزش است، ولی برای آن ها ارتباط دختر و پسر یک مساله عادی است و این برمی گردد به نظام ارزشی ای که ما پذیرفته ایم و باید «خوب » و «بد» و «بایدها» و «نبایدها» را تعریف کنیم.

ولی در عین حال، نکات مثبتی دارند که آن نکات مثبت – مجموعا – دست به دست هم می دهند و شهروند سازگار را درست می کنند مثلا، نظم کاری و وقت شناسی خصیصه ای است که در آن ها وجود دارد. ما هم در فرهنگ دینی مان داریم، ولی به دلایلی، این مفهوم را به کار نگرفته ایم، اما آن ها به این مساله پای بند هستند; در اداره، در دانشگاه، هر جا که هستید، می بینید همه چیز طبق روال عادی خودش پیش می رود یا احترام به مقررات عمومی و اجتماعی در آن جا مشهود است. البته تفاوتی که وجود دارد این است که پای بندی به قانون در یک جا به دلیل شناخت شهروند است از این که قانون به رضایت خداوند و تکامل فرد باز می گردد و در یک جا به دلیل ترس از پیگرد قانونی آن است.

ما در کشور کانادا این را به خوبی می دیدیم که همه شهروندان – شاید این مبالغه باشد، بلکه هشتاد، نود درصد – افراد به مقررات راهنمایی و رانندگی پای بند بودند، ولی کسانی که آن جا تحقیق می کردند یا شاهد عینی بودند، می گفتند: این پای بندی به آن دلیل نیست که از لحاظ انسانی به تربیت کاملی رسیده اند، بلکه مساله «شهروند سازگار» آن ها را ناچار می کند که اگر می خواهند زندگی بی دغدغه ای داشته باشند، باید این کار را بکنند. اگر زمانی احساس کنند که پیگرد قانونی وجود ندارد، بلافاصله کل نظم – که به نظر می رسد محال است از هم بپاشد – از بین می رود.

جالب است که یکی از ایرانیان مقیم آن جا می گفت: در یکی از خیابان های معروف شهر مونترال یک روز پلیس اعتصاب کرد. آن روز مردم تمام مغازه های آن خیابان را غارت کردند. پس این تفاوت جوهری به وجود «اسلام » مربوط می شود; اگر انگیزه الهی در کار نباشد به واسطه کوچک ترین چیزی، جامعه از هم می پاشد; زیرا ترس از پیگرد قانونی منشا نظم و احترام بوده است و اگر پیگرد قانونی را برداریم، نظمی نمی ماند.

ولی در اسلام، گذشته از جنبه پیگرد قانونی، انگیزه و نیت اطاعت از قوانین الهی نیز مطرح است.

نکته مثبت دیگری که در جنبه اجتماعی آن جا وجود دارد و متاسفانه ما نداریم با این که اصالتا در فرهنگ اسلامی بوده ایم، مساله سازمانی است که اخیرا تحت عنوان «رفاه اجتماعی » (Welfare) به وجود آمده به دلیل این که شیرازه اصلی نظمی که در آن جا وجود دارد تامین کننده همان روابط بالا و پایینی (سرمایه دار و کارگر) است، باید این دو به کارشان اعتقاد داشته باشند و برای این که این شیرازه از هم نپاشد دولت نهادهایی به نام نهاد «رفاه اجتماعی » بوجود آورده است تا افراد بیکار و فقیر را زیر پوشش رسمی قرار دهد. بنابراین انگیزه این سازمان آن است که شیرازه عمومی موجود حفظ شود، وگرنه سرمایه دار نمی تواند زندگی کند. اما در دین ما، با وجود توصیه های فراوانی که بر خدمت به ایتام و صدقات و رسیدگی به این گونه مسائل وجود دارد، این مسائل نهادینه نشده و اگر شده است، در حالت ضعیفی قرار دارد. اگر نهادهایی مثل «کمیته امداد امام خمینی رحمه الله » به شکل گسترده تری عمل کنند می توانیم بگوییم در ارزش های دینی مان به صورتی عمل کرده ایم.

یکی دیگر از مظاهر اجتماعی در آن جا مساله مصرف گرایی است; افراد به رغم نظم و ترتیب، باید به فرهنگ صرف مصرف عادت کنند، وگرنه شیرازه نظم در مورد کسی که قناعت می کند یا کالاهای مکرری را مصرف می کند، از هم می پاشد و دچار بحران بزرگ اجتماعی و اخلاقی می شود.

متاسفانه امروزه در غرب، بعضی از نمودهای فحشا و منکرات نهادینه شده و این چیزی است که بزرگان ما و کسانی که دل سوز رشد نوجوانان ما هستند از آن هراس دارند. بحث تهاجم فرهنگی از این نظر مطرح می شود، نه به عنوان نادیده انگاری جنبه های مثبت زندگی آن ها.

پیدایش برخی از مراکزی که فقط جوانان در روزهای تعطیل خواستار آن هستند، پیدایش هم جنس بازی و از این قبیل موارد که به تدریج، نهادینه هم می شوند – یعنی: قانونا افراد در استفاده از آن ها مجاز خواهند بود; چون در شهرداری ثبت می کنند و حق امتیاز می دهند، افراد هم در آن جا بزه کاری و جرم می کنند تا نمود عینی درسطح خیابان نداشته باشد چیزی است که اگر به آن بی توجهی کنیم – خدای ناکرده روزی جامعه مابه آن مبتلامی شود.

در ورای همه این ها و نقاط ضعف و قوت در مسائل اجتماعی، تاکید ما بر آن نظام ارزشی است که در ورای این نمودهای عینی رفتاری وجود دارد که واقعا ما در نظام ارزشی مان، چه چیزهایی را خوب می دانیم و چه چیزی را بد. اگر عفت برای ما یک مساله ارزشی نباشد، دیگر بالاتر از سیاهی چه رنگی است؟ وقتی سیاهی را سفید تلقی کنید طبیعی است که همه چیز سفید است و بسیاری از کارهای زشت به عنوان «جرم نهادینه » درمی آید.

این ها مسائلی است که در ارزیابی فرهنگ غرب، باید به آن توجه کرد.

دکتر رهنمایی: در زمینه وضعیت فرهنگی و اخلاقی نظام غرب، تا حدی «استدراج » حاکم بوده است; به این معنا که زمانی کاملا موقعیت به عکس چیزی بوده که الان هست و افراد به مقررات دینی و اخلاقی پای بندی داشته اند. به عنوان نمونه، اگر حتی معماری دهه اول قرن بیستم را در کشورهای غربی ببینید، به وضوع مشهود است که در معماری ها تکیه بر گنجاندن یک عنصر دینی بوده. سبک معماری کلیساها هم با بیمارستان ها و محافل علمی تفاوتی ندارد. اما صرف نظر از این که ما باید در مقام قضاوت، نسبت به اخلاق رایج درغرب از دو جنبه نگاه کنیم: یک جنبه روبنایی و یک جنبه زیربنایی، اگر نظمی وجود دارد، باید ببینیم زیربنای آن چیست. جناب دکتر شاملی به این موضوع اشاره کردند. یا اگر تعهد کاری می بینیم، زیر بنای کار چیست؟ آیا تعهد انسانی است یا ماشینی؟ فن آوری چنان غلبه کرده که همه تعهدات، ماشینی است، نه انسانی. بنابراین، اگر نظارت برداشته شود، همه این تعهدات سست می شود.

نمونه ای عرض می کنم: یکی از دوستان از قول یکی از ایرانیان، که قریب بیست سال است در کانادا به شغل کفاشی مشغول است، می گفت: دوستی داشتم یهودی تبار، اهل لهستان که از زمان جنگ جهانی دوم (سال ۱۹۴۸) به کانادا پناهنده شده است و در مونترال زندگی می کند. آن دوست یهودی می گفت: یک روز تابستانی روی تپه دیدنی، که مابین دو قسمت شهر قرار داشت و تفریح گاه مردم بود، رفته بودم. پس از قدری قدم زدن، چون گرم بود مجبور شدم کت ام را درآورم. آن را روی دستم گذاشتم. چون پیراهنم آستین کوتاه بود دستم نمایان شده بود. ناگهان دیدم که پلیس اسب سوار – چون ماشین در آن جا تردد نمی کند – آمد و گفت: کت ات را بپوش. گفتم: گرم است. گفت: قانون اجازه نمی دهد که در انظار عمومی، با پیراهن نیمه آستین حاضر شوی. مرا مجبور کرد که کت ام را بپوشم. پس از گذشت دو دهه. اکنون چه تحولاتی و در چه جهت هایی در آن جا رخ داده است؟! عامل این ها چه بوده است؟

این یک زنگ بیدار باش برای جامعه ماست. مدتی پیش به نمایشگاه کتاب رفته بودم. سال ۱۳۷۱ هم به این نمایشگاه رفته بودم. آن موقع در جلسه افتتاحیه نمایشگاه خانم ها روسری به سر داشتند و به ندرت، بعضی ها یک تار مویی از سرشان پیدا بود. اما امسال دیدم استدراج به آهستگی جلو آمده است. به همین دلیل، قرآن می فرماید: «لا تتبعوا خطوات الشیطان (: ); از گام های شیطان پیروی نکنید. شیطان یک دفعه جلو نمی رود، گام به گام و به آهستگی انسان را به دنبال خود می کشد. خانم های جوان با آن وضعیت کذایی و با آن نوع حجاب، همان خانم هایی بودند که چند سال قبل به شدت، خود را می پوشاندند قدم به قدم رو به انحراف کشیده می شویم. بنابراین، دهه شصت و نود با این که فاصله چندانی با هم ندارند، اصلا با هم قابل مقایسه نیستند و انگار دنیای دیگری است.

دکتر شاملی: در نمایشگاه کتاب تهران امسال، به یکی از دوستان گفتم: احساس می کنم در شهر مونترال هستم; به دلیل وضعیت نابهنجار خانم ها. برای من، که یک ماه و نیم بود که از آن محیط آمده بودم، وقتی از شهر قم خارج شدم و به نمایشگاه رفتم کاملا این احساس به وجود آمده بود که در شهر مونترال هستم. تعداد اندکی از زنان نصاب حجاب اسلامی را داشتند.

هدفم از بیان کردن وضعیت اخلاقی – فرهنگی موجود همین بود که بگویم: این ها به جایی می رسند که به تدریج، بزهکاری نهادینه می شود; نه تنها ضد ارزش نیست، بلکه به صورت یک نهاد درمی آید. یعنی همان گونه که بانک و مدرسه داریم، جایی هم برای بزهکاری خواهیم داشت!

در سفری که امسال عده ای از شیعیان تانزانیایی الاصل، که بعضا در شهرهای امریکا زندگی می کردند، به ایران داشتند، از حوزه علمیه قم نیز دیدار کردند و سپس به مشهد مشرف شدند. من هم همراه این عده بودم. به فرودگاه مشهد که رسیدیم، یکی از آنان به من گفت: آقای شاملی، این خانم ها با این وضع، که روسری شان چندین سانت عقب رفته و مویشان پیداست، مسیحی اند؟ گفتم: نه، مسلمان اند. گفت: اگر واقعا ناراحت هستند، حجابشان را بردارند. گفتم: خجالت می کشند، اگر برایشان مقدور بود، برمی داشتند. این که انسان به نظام ارزشی خود و باورهای دینی اش بی توجهی کند و بخواهد آنچه را در غرب وجود دارد به غلط، الگو قرار دهد، از جمله مظاهر رشد و شکوفایی این افراد است که خود را در قیافه و شکل این طور نشان دهد، ولی در کار و علم و کوشش، پنجاه سال عقب تر باشد. نتیجه این می شود که کسی که خودش در غرب زندگی کرده و وارد کشور ما می شود حجابش کامل است و از ما می پرسد: این خانم ها مسیحی اند؟ این روند، در نهایت، به جایی می رسد که – خدای ناکرده – در جامعه ما هم گناه نهادینه می شود.

معرفت: تاثیری که طلاب اعزامی می توانند در آینده در حوزه علمیه داشته باشند به نظر شما بیش تر در چه زمینه هایی است؟

دکتر زارعان: حدود و نحوه تاثیر طلاب اعزامی به مراکز علمی خارج از کشور را شاید بتوان در آئینه اهداف کلی حوزه بررسی نمود. این اجمالا بدین معنی است که اگر هدف حوزه را باقی ماندن بر همان شیوه سنتی در ابعاد آموزش و پژوهش و تبلیغ بدانیم، قضیه متفاوت خواهد بود. یعنی اگر هدف اصلی فعالیت حول یک سری مسائل خاص سنتی باشد و هم و غم حوزه حفظ شکل حاضر آن باشد، درد اطراف، خود را نداشته باشد; به مشکلات خارج حوزه نیندیشد و به مسائلی که در دنیای اسلام می گذرد توجه نکند، یعنی ولو در سطح فردی غم و غصه ای در این زمینه باشد، اما در سطح کلان برای آن ها برنامه دراز مدتی نباشد، چنانچه الان هم – آنچنان که باید و شاید – نیست، نحوه این تاثیر متفاوت خواهد بود در جو حاضر هنوز برای بسیاری از عزیزان حوزوی روشن نیست که چرا حوزه بایستی طلاب امام زمان (عج) را به دیار کفر بفرستد و با طرح این سؤال که آیا، برویم اسلام را از آن جا یاد بگیریم حتی حاضر به مطالعه و پیگیری جریان اعزام اخیر نیستند و حاضرند به بسیاری از شایعات نسنجیده دوست و دشمن گوش فرا دهند اما کلمه ای از خود دست اندرکاران این اعزام نپرسند. در چنین جوی اولین تاثیر را خود امر اعزام می گذارد که به هر حال این سؤال را مطرح می سازد و رفته رفته بر روشن شدن آن می افزاید. به هر حال اولین مسئولیت طلاب اعزامی و دوستان ایشان که در این راستا هم عقیده اند، تبیین این نکته است که چرا این امر صورت گرفت، آیا نیازی به پیگیری آن هست؟ نتایج آن چه بود؟ و از این قبیل نکات. صرف نظر از این نکته، طلاب اعزامی، با آشنائی که با سیستم تحقیقاتی غرب پیدا کرده اند نیز می توانند نقش مؤثری در فضای آموزشی و پژوهشی حوزه حتی با هدف بالا داشته باشند. جالب است بدانید که در حال حاضر حتی در زمینه فقه و اصول فقه اهل تسنن و تشیع (که آن ها را احتمالا رشته های انحصاری حوزه ها می دانیم) آن چنان مطالعات عمیق و گسترده ای در دانشگاه های غربی و توسط غیر مسلمانان صورت گرفته که شاید بسیاری از زوایای آن برای ما مخفی مانده باشد. شاید هضم این مطلب برای بسیاری از حوزویان مشکل باشد اما راه ساده قضاوت مراجعه مستقیم به مراکز مطالعات اسلامی غرب و مشاهده امر از نزدیک می باشد. به هر حال، این مسائل تا زمانی است و برای کسانی است که هدف حوزه را امر یاد شده بدانند.

اما اگر مسئولیت حوزه علمیه و نهاد روحانیت را مسئولیتی بس وسیع تر و گسترده تر بدانیم قضیه چیز دیگری خواهد بود. اگر مسئولیت حوزه اولا ارتقاء سطح علمی و معنوی افراد و اعضاء خود و ثانیا پاسخ گویی به معضلات جهان اسلام در تمامی زمینه های فقهی فلسفی قرآنی اعتقادی اجتماعی تاریخی اقتصادی سیاسی فرهنگی و غیره باشد و حوزه خود را موظف بداند که نه تنها مرکزی جهت با پاسخ گویی به این مشکلات باشد که خود منبع ابتکارات و خلاقیت ها و نو اندیشی و طرح های نو در زمینه های مذکور باشد، اعزام چند طلبه به خارج کشور جهت آشنایی با فرهنگ غرب و فعالیت های علمی ایشان نه تنها امری مفید به نظر می رسد که ضروری خواهد بود و تازه باید نشست و بحث کرد که آیا این اعزام محدود و چند نفره کافی است و آیا لازم نیست در هر یک از رشته های ذکر شده، به ویژه در علوم انسانی چند ده نفر متخصص داشته باشیم که از سویی به مبانی اسلامی آشنا باشند و از سوی دیگر منابع غربی را بشناسند و قادر باشند ایده های وارداتی در فرهنگ ما را از ناب آن تشخیص دهند. در اینجا تاثیر این اعزام و تاثیر طلاب اعزامی روشن می گردد که نقش آن ها در زمینه علمی تخصصی ایشان تنها یکی از وظایفی است که باید انجام دهند. شاید عده ای از عزیزان این نکات را یک سری شعارهای تکراری غیر ضروری بدانند و مدعی شوند که حوزه وظیفه خود را در حد میسور به خوبی انجام داده است، که باید عرض کنم اگر هدف حوزه آن باشد که عرض کردم، دیگر نمی توان به یک سری علوم سنتی که در حد خود و در جای خود ارزشمند و ضروری است بسنده کنیم. امروز کافی است حملات دشمنان اسلام را در لباس مسلمان و غیر مسلمان، در لباس غربی یا روشنفکر و دلسوز و امثال آن در میادین فرهنگی، در کتب، مقالات روزنامه ها، سایت های اینترنت و… مروری اجمالی داشته باشیم و ضعف خود را در این جهت به سادگی دریابیم. ما هنوز حتی نتوانسته ایم محبوبترین چهره قرن حاضر، که همه چیز را از او داریم، یعنی امام عزیزمان و افکار و اندیشه های او را به دنیا بشناسانیم، چه رسد به این که در زمینه های علمی و اخلاقی و دینی ملجا و پناه دوستان و سنگر مستحکم و نفوذناپذیر در مقابل دشمنان و منافقین دو چهره این میدان باشیم. در اینجا نقش اعزام و آشنائی با دنیای خارج و تخصص در زمینه های مختلف علمی و فراگیری روش های جدید آموزشی و پژوهشی در جهت پیشبرد اهداف مقدس جامعه روشن می شود و امیدواریم رفته رفته راه خود را باز نموده، دوستان به چشم دلسوزی به آن بنگرند و این امر را برادرانه، پدرانه و صمیمانه استقبال و مطالعه کنند، برادران خود را در این امر راهنمائی نمایند و با همکاری و صمیمیت ان شاءالله همگان از مزایای آن بهره مند شویم.

معرفت: در مراکز آکادمیک غربی چه زمینه هایی برای تبلیغ اسلام و انقلاب اسلامی وجود دارد؟

دکتر رهنمایی: عمده فعالیت های جانبی که در مراکز آکادمیک غرب توسط دانشجویان مسلمان انجام می پذیرد از نوع علمی – فرهنگی است. ولی این امر موجب نمی گردد که هیچ اقدامی در ارتباط; تبلیغات دینی و احیانا معرفی چهره ناب انقلاب اسلامی نتوان برداشت. اصولا زمینه برای فعالیت های صرفا تبلیغی در دو زمینه فراهم بود.

۱- زمینه گروهی و عمومی; هرگونه تشکیلات اسلامی مربوط به دانشجویان مسلمان ایرانی و غیر ایرانی، شیعه و سنی در صورتی که مجوز قانونی از طرف دانشگاه دریافت می داشت و به ثبت دفتر امور دانشجویی دانشگاه می رسید اجازه می یافت تا از امکانات دانشگاه در مسیر اهداف دینی فرهنگی، و ملی (البته نه سیاسی) گروه خود استفاده کند و حتی بر دعوت از استادان و دانشجویان دیگر از سایر نقاط جهان برای شرکت در مجالس و سمینارها و کنفرانس هایی که برگزار می کند اهتمام ورزد. وجود زمینه حشر و نشری که دانشجویان مسلمان با دو

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.