خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اعزام طلاب به خارج; دستاوردهاو پیامدها
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اعزام طلاب به خارج; دستاوردهاو پیامدها قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اعزام طلاب به خارج و پیامدهای آن (۲)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اعزام طلاب به خارج و پیامدهای آن (۲) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
20ساعت
01دقیقه
12ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اعزام طلاب به خارج; دستاوردها و پیامدها

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 54

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل اعزام طلاب به خارج; دستاوردها و پیامدها شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل اعزام طلاب به خارج; دستاوردها و پیامدها را متمایز می‌کند:

فایل فایل پاورپوینت کامل اعزام طلاب به خارج; دستاوردها و پیامدها با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل اعزام طلاب به خارج; دستاوردها و پیامدها تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل اعزام طلاب به خارج; دستاوردها و پیامدها را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید

اعزام طلاب به خارج در سال ۱۳۷۲ برای ادامه تحصیلات تکمیلی، اولین تجربه ای بود که مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی با ابداع حضرت آیه الله مصباح آن را آزمود. در اولین مرحله از این اقدام مهم تعداد ده تن از طلاب مؤسسه به کشور کانادا عزیمت نمودند.

امروزه شاید کمتر کسی در حوزه علمیه قم باشد که از برنامه اعزام جمعی از دانش پژوهان مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله به دانشگاه های غرب بی خبر باشد. طی چند سال گذشته کمابیش مطالبی در این زمینه بیان شده و چه بسا خبر این اعزام بی سابقه در خارج از حوزه علمیه و سایر مراکز فرهنگی کشور نیز مطرح شده باشد. اما این که نتیجه این برنامه چه بود؟ دانش پژوهان اعزامی در طول مدت اقامت در کشورهای غربی به چه نتایجی رسیدند؟ روند تحصیلی آن ها چگونه بود؟ نقش ایشان در دانشگاه های غربی چه بوده و عکس العمل مجامع غربی در مورد ایشان چگونه بود؟ و سؤالات بسیار دیگری از این دست، شاید کمتر دنبال شده باشد. آنچه در پی می آید درصدد پاسخ گویی به این گونه سؤالات است. در پایان نیز گفت و گویی با تنی چند از فارغ التحصیلان این دوره داشته ایم که با هم می خوانیم:

اواخر سال گذشته (۱۳۷۷)، سه تن از دانش پژوهان اعزامی که فارغ التحصیلان دوره دکتری رشته فلسفه تعلیم و تربیت، از دانشگاه مک گیل کانادا می باشند، پس از پایان موفقیت آمیز تحصیلات خویش و با اخذ درجه ممتازی به دامن حوزه علمیه و مهد تربیت اولیه خویش بازگشتند. مروری بر دوران تحصیل، تجارب و یافته های ایشان تا حدودی جواب گوی سؤالاتی خواهد بود که کم و بیش مطرح است.

دانشگاه مک گیل، مونترآل – کانادا

امر اعزام طلاب حوزه های علمیه به دانشگاه های خارج از کشور، ضرورت آن و چگونگی انجام مراحل مختلف آن مساله ای است که به نوبه خود جای تعمق و مطالعه دارد و به جاست در جای دیگر به تفصیل پیرامون آن به گفت وگو نشست (هر چند کمابیش نیز تاکنون مطالبی در این جهت نوشته و گفته شده است). با عنایت به این نکته و با فرض موافقت با اصل اعزام، اولین سؤالی که پیرامون اعزام مطرح است، در خصوص دانشگاه مک گیل و مؤسسه مطالعات اسلامی است. دانشگاه مک گیل چگونه دانشگاهی است و چه عواملی موجب شد که اعزام به این دانشگاه و مؤسسه مطالعات اسلامی این دانشگاه صورت گیرد؟

اصولا دانشگاه های غرب، بر اساس یک سطح کلی و در سطح دانشکده ها و رشته های مختلف رده بندی می شوند. به عنوان نمونه دانشگاه هاروارد را جزو دانشگاه های رده اول به حساب می آورند و همزمان بعضی از رشته ها و دانشکده های دانشگاه های معمولی را نیز، به دلیل سطح علمی بالای آن ها، به همان میزان دارای اعتبار می دانند. در بین دانشگاه های آمریکای شمالی، دانشگاه مک گیل در سطح کلی، جزو دانشگاه های ردیف اول شمرده می شود، تا آن جا که برخی، آن را هاروارد کانادا می دانند. همکاری این دانشگاه با دانشگاه کوئینز، که خود از دانشگاه های معتبر است، از جمله نشانگر این امر است.

مؤسسه مطالعات اسلامی نیز که از مؤسسات وابسته به این دانشگاه است، جزو عالی ترین مؤسساتی است که در حال حاضر در آمریکای شمالی به مطالعات اسلامی می پردازد. کتابخانه این مؤسسه با صدهزار عنوان کتاب تخصصی در زمینه اسلام، به زبان های انگلیسی، فرانسه، اردو، عربی، ترکی و برخی زبان های دیگر اروپایی و اسلامی، پس از کتابخانه پرینستون بزرگ ترین کتابخانه اسلامی در این منطقه است.

اما دلیل اعزام طلاب حوزه به این دانشگاه، بیش از هر چیز آشنایی کامل مسؤولین مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله با این دانشگاه و اعتماد به اعتبار و ارزش علمی آن بود. شعبه ایرانی مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در تهران، که با دانشگاه تهران همکاری دارد، در ایجاد این آشنایی نقش مؤثری داشت. مسافرت حضرت آیت الله مصباح یزدی به کانادا و دیدار مستقیم با مسؤولین دانشگاه مک گیل قبل از اعزام، نیز قدمی دیگر در راستای آشنایی با این دانشگاه بود. آشنایی برخی از اساتید مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل با حوزه علمیه قم، متقابلا زمینه تسهیلی برای این کار فراهم کرد. و سرانجام تماس های مؤسسه امام خمینی رحمه الله با مسؤولین آن دانشگاه، راه را هموار ساخت تا جریان اعزام به شکلی که توضیح آن خواهد آمد صورت پذیرد.

مؤسسه مطالعات اسلامی، مقطع کارشناسی ارشد

اولین گروه اعزامی از سوی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله، به دنبال اخذ پذیرش از دانشگاه مک گیل، تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد در مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل پی گرفتند. حضور ایشان در مؤسسه مذکور که فعالیت های علمی آن حول چهار گرایش اصلی: ۱- تفکرات اسلامی ۲- تاریخ اسلام ۳- مؤسسات و نهادهای اسلامی و ۴- اسلام مدرن شکل می گیرد، فرصتی بود که دانشجویان اعزامی از نزدیک با روش های جاری در غرب جهت مطالعه و تحقیق در مسائل اسلامی آشنا شوند. برای مسؤولین مؤسسه امام خمینی رحمه الله مهم بود که بدانند تفاوت جوهری مطالعه اسلام از بیرون و درون در چیست، که این هدف با اعزام مذکور به دست می آمد. این که این روش ها چه هستند، مطالعه اسلام در غرب به چه هدف و شکل صورت می گیرد و سؤالاتی از این دست نیز بحث مستقلی را می طلبد که از حوصله این مختصر بیرون است. متقابلا مطالعات، پژوهش ها و پایان نامه های منسجم و ارزشمند این دانش پژوهان پیرامون مسائل مختلف اسلامی و عمدتا از منظر تفکر شیعی، و از جمله مباحث ایشان پیرامون فلسفه اسلامی و حکمت متعالیه زمینه آشنایی محافل غربی با حوزه های علمیه و مطالعات اخیر اسلامی را نیز فراهم ساخت. اظهار نظر مثبت مسؤولین مؤسسه مطالعات اسلامی، رضایت اساتید مربوط و مقبولیت بالای پایان نامه های نوشته شده توسط دانش پژوهان اعزامی (که بعضا با درجه ممتازی به پایان رسیده و عمده آن ها مراحل چاپ را در دانشگاه بینگهامتون می گذراند) جملگی حکایت از موفقیت این مرحله از اعزام بی سابقه طلاب حوزه علمیه قم به برخی محافل علمی خارج از کشور را دارد.

انتقال رشته، مقطع دکتری

پایان موفق دوره کارشناسی ارشد و کسب تجارب لازم از یک سو، و نیاز مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله به اساتید متخصص در رشته های مختلف علوم انسانی از سوی دیگر، دانش پژوهان اعزامی را بر این داشت که دوره دکتری را در رشته های متنوع تری و از جمله تعلیم و تربیت، فلسفه، فلسفه دین و روان شناسی تربیتی ادامه دهند، که امر انتقال سه تن از ایشان از مؤسسه مطالعات اسلامی به دانشکده تعلیم و تربیت در این راستا صورت گرفت. لازم به ذکر است که ادامه تحصیل در موسسه مطالعات اسلامی نیز به دلایل مختلفی ضروری می نمود که برخی از دانش پژوهان این مهم را به عهده گرفتند.

حضور در دانشکده تعلیم و تربیت دانشکده تعلیم و تربیت دانشگاه مک گیل متشکل از شش دپارتمان (بخش) می باشد که در این میان دپارتمان فرهنگ و ارزش ها در تعلیم و تربیت عمده فعالیت خود را حول مسائل فلسفی، فرهنگی، دینی و اجتماعی در تعلیم و تربیت قرار داده است. کتابخانه تخصصی این دانشکده با حدود صد هزار عنوان کتاب و نزدیک به هشتصد عنوان مجله تخصصی به اضافه هزاران میکروفیلم، کتاب های درسی مدارس کانادا، فیلم، نوار صوتی، اسلاید، نقشه و تسهیلات دیگر زمینه بسیار مناسبی را جهت تحقیق در این رشته فراهم می سازد. به منظور آشنایی با زمینه های مختلف مورد بحث در این دپارتمان و همچنین گذراندن دوره های لازم جهت آمادگی برای نوشتن پایان نامه دکتری، دانشجویان اعزامی، بخش اول کار خود را به این امر اختصاص دادند تا واحدهای مختلفی در زمینه فلسفه تعلیم و تربیت، جامعه شناسی تعلیم و تربیت، توسعه و تعلیم و تربیت، تعلیم و تربیت ارزش ها، تعلیم و تربیت و مساله زن و سایر مسائل بگذرانند. حضور فعال و منظم ایشان در کلاس های درس، به همراه آمادگی جهت بحث و گفت وگوی علمی پیرامون مسائل مطروحه (که معمولا در کلاس های محدود هفت هشت نفره مقطع دکتری انجام می شد)، ارائه منطقی دیدگاه های اسلامی، ضمن آمادگی جهت شنیدن دیدگاه های مخالف، تقدیم مقالات پربار پیرامون مسائل هر واحد و نهایتا نمایش اخلاق اسلامی، تصویر بسیار مثبتی از دانش پژوهان در جمع همکاران خویش به یادگار گذاشت.

پیشنهاد موضوع پایان نامه، آغاز حرکتی نو

در دوره کارشناسی دپارتمان فرهنگ و ارزش ها در تعلیم و تربیت، دانشجویان معمولا با دو دیدگاه مسیحیت و یهودیت در تعلیم و تربیت آشنا می شوند. فقدان موضوع تعلیم و تربیت اسلامی و عدم توجه به آن، اولین نکته ای بود که توجه دانش پژوهان اعزامی را به خود جلب کرد و همین امر مقدمه ای شد که ایشان با توجه به زمینه های علمی خویش در مباحث اسلامی درصدد پر نمودن خلا مذکور و شروع حرکتی مبارک در راستای معرفی فرهنگ اسلامی در این رشته گردند. بی سابقه بودن طرح مباحث اسلامی و عدم وجود استاد راهنمای مناسب در این دپارتمان از یک سو، و وجود مؤسسه مطالعات اسلامی به عنوان دانشکده منحصر به فرد جهت طرح مسائل اسلامی در دانشگاه از سوی دیگر، برای مسؤولین و اساتید مربوط در دپارتمان فرهنگ و ارزش ها در تعلیم و تربیت، عوامل موجهی بودند که از طرح موضوعات اسلامی در این دپارتمان جلوگیری کنند. اما به هر حال، لطف الهی همچون همیشه، یار آمد و دانش پژوهان، موفق شدند با ظرافت های لازم و اصرار و مقاومت در این مسیر، موانع را یکی پس از دیگری برطرف کنند و پس از طی چند جلسه دفاع مکرر با حضور اساتیدی از دپارتمان فرهنگ و ارزش ها در تعلیم و تربیت و مؤسسه مطالعات اسلامی این مهم را به نتیجه رسانند. حل این مشکل زمانی به نتیجه رسید که مسؤولین دپارتمان فرهنگ و ارزش ها، پذیرش طرح پیشنهادی پایان نامه را مشروط به حضور یک استاد مشاور از سوی مؤسسه مطالعات اسلامی در کمیته نظارت دانستند. نکته قابل توجه در این جا این است که گرچه هر کدام از دانش پژوهان اعزامی سابقه ای در حدود ۱۵ ساله در حوزه عملیه قم داشتند و سالیان سال دروس خارج را گذرانده بودند، اما حضور دو ساله ایشان در مؤسسه اسلامی حربه نافذی بود که ایشان را به اساتید دیگر دپارتمان ها به عنوان محقیقین و آشنایان به مسائل اسلامی معرفی سازد. یکی از اساتید مؤسسه مطالعات اسلامی، که خود عضو کمیته نظارت بر پایان نامه دانش پژوهان نیز بود، در مقام دفاع از ایشان و رفع شبهه آشنایی این افراد به مسائل اسلامی، به اعضای کمیته اطمینان داد که: «اینها قادرند اسلام را تدریس کنند، از این بابت ناراحت نباشید!»به هر حال، سه موضوع پیشنهادی به کمیته های نظارت، با دفاع محکم و مستند دانش پژوهان و با انجام اصلاحات لازم از سوی اساتید مربوط، به شرح زیر به تصویب رسید. ۱- در تکاپوی کشف مدلی اسلامی از توسعه فرهنگی از نگاه علامه شهید آیه الله محمدباقر صدررحمه الله ۲- مقایسه دیگر: علامه طباطبایی و دیویی در مساله خود تکاملی ۳- تحول ارزش و تاثیر آن در سیستم آموزش و پرورش ایران بعد از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷. و هر کدام از دانش پژوهان بر آن شدند تا کار نوشتن پایان نامه را در مدت محدود (حدودا دو سال) و تحت نظارت کمیته های چهار نفره متشکل از سه استاد تعلیم و تربیت و یک استاد از مؤسسه مطالعات اسلامی دنبال کنند.

فراز و نشیب راه

دوره دو ساله نوشتن پایان نامه مقطع دکتری، پس از گذراندن واحدهای لازم، که اقتضای انتقال به دانشکده جدید بود، ده ها تجربه تلخ و شیرین، و صدها نتیجه آموزنده علمی را به دنبال داشت که نوشتن پایان نامه تنها یکی از این تجربه ها و نتایج است. اولین برخوردهای اساتید با پیش نویس هر فصل و هر بخش از پایان نامه، معمولا برخوردی هراسناک و محتاطانه (اگر چه معمولا غیر خصمانه) بود. طرح مسائل اسلامی و شیعی، معرفی تفکرات دینی و نمایش چهره ایران و انقلاب اسلامی ایران اموری نبود که برای ایشان به سادگی قابل قبول باشد، جلسات مکرر بحث و گفت وگو با اساتید، که گاه به کشمکش (عمده علمی) نیز منجر می شد، صرف رفع اتهام تعصب آمیز بودن نوشته ها می شد. اما به هر حال، این کار باید صورت می گرفت و نیازمند تلاشی خستگی ناپذیر بود. در و دیوار ساختمان بزرگ دانشکده تعلیم و تربیت هنوز فراموش نکرده که روزها و شب ها تا دیر هنگام میزبان سه دانشجوی پر تلاش ایرانی بود که از سوی حفاظت دانشگاه مجوز ماندن در دفتر خویش در ساعات غیر اداری دانشگاه را داشتند.

کنفرانس ها و سمینارهای متعددی که در کانادا و آمریکا در زمینه تعلیم و تربیت (همچون سایر رشته ها) تشکیل می شود، بی شمار و در بسیاری موارد پربار و نتیجه بخش است. دوران نوشتن پایان نامه فرصت مناسبی بود که دانش پژوهان اعزامی در این جلسات علمی شرکت جسته و ضمن این که از نزدیک با بسیاری از محققین این رشته آشنا شوند، با ارائه سخنرانی و مقاله، دیدگاه های خود را نیز مطرح سازند. حضور در کنفرانس های CISC سال های ۱۹۹۶ و ۱۹۹۸ در شهرهای ویلیامزبرگ و بوفالوی آمریکا از جمله این موارد است.

و آخرین دفاع

سرانجام، ماه ها تلاش و پژوهش و گفت وگو با اساتید و سر و کار داشتن با کتاب، مقاله و سایت های مختلف تعلیم و ربیت به بار نشست. دپارتمان فرهنگ و ارزش ها در تعلیم و تربیت برای اولین بار در تاریخ فعالیت خود شاهد جلسات پیاپی سه پایان نامه موفق دوره دکتری در مدت کمتر از سه ماه بود. این جلسات که معمولا با نظارت نماینده ای از سوی رئیس دانشگاه و حضور تنی چند از اساتید و دانشجویان علاقمند به موضوع مورد بحث صورت می گیرد، در فضایی پر هیجان اما امید بخش و همراه با اطمینان خاطر انجام شد. از یک سو، اساتید ناظر اطمینان خاطر داشتند، چرا که در طی همکاری ایشان با دانش پژوهان به اتقان کار صورت گرفته مطمئن بودند. از سوی دیگر، دانش پژوهان به مراتب آرامش خاطر بیشتری داشتند، چرا که با کار شبانه روزی خود توانسته بودند بخشی از فرهنگ اسلامی را به زبان کسانی که به این فرهنگ آشنا نیستند، به صورت سندی ماندگار در آن جا به یادگار گذارند. و خدای عزوجل چه زیبا پاداش این همه جزو لیست افتخاری ریاست دانشگاه ( Dean s honor list) قرار گرفت تا برای همیشه افتخار اسلام عزیز، حوزه های علمیه و مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی; باشد، همچنان که همزمان این امر برای خود دانشگاه و مسؤولین دانشکده و دپارتمان نیز مایه مباهات بود. در همین راستا بود که رئیس دپارتمان فرهنگ و ارزش ها در تعلیم و تربیت در پایان یکی از این جلسات دفاع به دانش پژوهان اعزامی گفته بود شما با حضور خود در این دپارتمان، این دپارتمان را رونق بخشیدید و هر یک از اساتید نیز با نوشتن توصیه نامه هایی (recommendation) به گونه ای احساس رضایت خود را از شاگردان خویش ابراز داشتند.

معرفت: ارزیابی حضرت عالی از اعزام دانشجو، به ویژه طلاب علوم دینی، به خارج از کشور و پیامدهای آن چیست؟

دکتر رهنمایی: سؤال حول دو محور دور می زند: یکی اعزام دانشجویان به طور کلی به خارج از کشور، و دیگری اعزام خصوصی طلاب حوزه علمیه قم.

در زمینه اعزام، بهتر است یک سلسله مسائل را از همدیگر تفکیک کنیم. برخی از آن ها مربوط به پیش از اعزام و یا بدو اعزام است و برخی آثاری است که اعزام برای پیشرفت صنعتی و علوم و فن آوری جامعه اسلامی ما داشته یا می تواند داشته باشد. به عبارت دیگر برخی مسائل این جایی است و برخی آن جایی. مسائلی که مربوط به مرحله پیش از اعزام یا بدو اعزام می شود به گونه ای است که نمی توانیم بر اساس آن، قضاوت مطلق ارائه دهیم و بگوییم که اعزام کار مطلوبی است یا نامطلوب. این بسته به شرایط و مقتضیات زمان است که اولیای امور در نظر می گیرند آیا در این شرایط، ارزش دارد که امکانات عظیمی را برای اعزام گروه کثیری از دانشجویان در نظر بگیرند یا خیردر دوره گذشته، که اعزام صورت گرفت، قریب چهار هزار نفر دانشجو به سراسر جهان اعزام شدند. در آن دوره شرایط برای اعزام فراهم بود، به خصوص که به فن آوری و به روز درآوردن علوم در زمینه صنعت و نیز در زمینه شیوه های ارزشمند علوم انسانی نیازمند بودیم. بنابراین، خیل عظیم دانشجویان بر اساس یک طرح بزرگ اعزام شدند.

در این مرحله، هر چه مسؤولان اعزام سعی کنند افرادی را که اعزام می کنند از دیانت و تعهد بیش تری برخوردار باشند، نتیجه اعزام موفقیت آمیزتر، چشمگیرتر و روشن تر خواهد بود. این بر اساس تجربه ای بوده که ما طی چندین سال اقامت در جمع دانشجویان اعزامی به دست آوردیم.

اما مسائلی که مربوط به طرف دیگر قضیه است و آثار آن بر اعزام اضافه می گردد، اگر شرایط اعزام کاملا مطلوب باشد و افراد مناسبی اعزام شوند در مجموع، حضور یک دانشجو یا شخصیت ایرانی – اسلامی می تواند در ترویج فرهنگ ایرانی – اسلامی بسیار مؤثر باشد، به خصوص حضور خانواده هایشان با حفظ ارزش های فرهنگی – اسلامی بسیار مؤثر است و بهترین تاثیر آن در تغییر برداشتی است که مردم مغرب زمین از ایرانیان – به طور کلی – و از مسلمانان – به طور خاص – دارند. آن ها وقتی می دیدند اخلاق و مشی دانشجو، چه در محیط درس و چه در کوچه و بازار، چه قدر پسندیده است و استعداد و علاقه وافر دانشجو را به تحصیل علم می دیدند، این مساله موجب می شد برداشتی که از رسانه های عمومی در ذهنیت آن ها ایجاد شده بود تغییر پیدا کند. از این نظر، می توان گفت: حضور عزیزان دانشجو حکم سفیران انقلاب اسلامی را دارد که می تواند آثار مثبتی به ارمغان بیاورد.

اما در زمینه اعزام طلاب، با توجه به وضعیت خاصی که پیش آمد، و با توجه به تحولی که لازم بود در زمینه انقلاب فرهنگی صورت بگیرد و نیز به دلیل تجربه با ارزشی که دفتر همکاری حوزه و دانشگاه به دست آورده بود و همچنین دوراندیشی سرپرست معظم مؤسسه، حضرت آیه الله مصباح – دام ظله العالی – در مسافرت هایی که به غرب و دیگر کشورها داشتند و با صاحب نظران و اسلام شناسان غربی با ایشان تماس می گرفتند، این مساله به تدریج، مطرح گردید که حوزه هم می تواند در زمینه اعزام به کشورهای خارجی نقشی ایفا کند. به خصوص که در آن ایام حضرت استاد عازم یکی از شهرهای امریکا برای شرکت در کنفرانس فلسفه بودند و برخی از استادان کرسی مطالعات اسلامی از جمله آقای پرفسور آدامز، با حضرت استاد ملاقاتی داشتند و مطرح کردند که می توانیم بین خودمان و حوزه علمیه رابطه ای ایجاد کنیم. این جرقه ای بود که در نهایت، منجر به اعزام طلاب گردید.

البته این اولین تجربه بود و ده نفر طلبه در مقابل چهار هزار دانشجو اصلا تعداد قابل توجهی نبود و رقم ناچیزی به حساب می آمد، اما با این کار، حوزه ابتکار عمل را در معرفی معارف اسلامی به دست گرفت و به جای این که افراد دیگر را با واسطه بفرستد، خودش عملا حضور پیدا کرد و با فرستادن یک گروه از طلابی که چندین سال از حضورشان در درس های خارج می گذشت، در معرفی حوزه به جهان غرب و در ایجاد مناظره منطقی و رودرو، به خصوص با شرکت طلاب در همایش های علمی و کلاس های درس، با نوشتن مقالات و ارائه در سمینارها و کنفرانس ها، کسب تجارب سودمند در زمینه تحقیق و آموزش طلاب از نزدیک و نیز ایجاد ارتباط شایسته بین خود و دانشگاه های غرب و تبادل نظر مستقیم مؤسسه با آن ها شود. به عنوان نمونه، چند خاطره را خدمتتان عرض می کنم که بیانگر حضور مثمرثمر دوستان طلاب است.

سال ۱۹۹۳، سال اول ورود ما در مقطع کارشناسی ارشد رشته مطالعات اسلامی بود. در کلاس درسی شرکت کرده بودم بعد از کلاس، استاد به طور خصوصی، مرا خواست و گفت: خوشحالم که تو به کلاس درس ما می آیی; به دلیل این که ما از شیعه چیزی نمی دانیم. شما که از مهد تشیع آمده ای، می توانی از نظرات شیعه در هر زمینه به ما چیزهایی یاد بدهی.

یادم هست وقتی برای دوره دکترا نیز با استادم، آقای دکتر اسمیت، صحبت می کردم، ایشان بسیار علاقه مند بود; چون از پیشینه ای که ما در مطالعات اسلامی داشتیم، برایش صحبت می کردم، مقاله می نوشتم و همین اخیرا رساله ای که به عنوان پایان نامه دکترا نوشتم، چیزی بود که در واقع، خواست آن ها بود و به موضوع آن علاقه داشتند. همین مساله سبب می شد که علاقه استاد به ما بیش تر باشد و غیر از جنبه عاطفی، جنبه علمی نیز پیدا کند. به عنوان نمونه، روزهای آخر پس از دفاع از رساله، خدمت یکی از استادان مشاور، آقای دکتر رونالد موریس، بودیم. ایشان می گفت: پیش از این که شما به عنوان دانشجوی دوره دکترا، به گروه ما بیایید، ما از اسلام و از ایرانی از رسانه های عمومی چیزهایی شنیده بودیم، ولی حضور شما به ما نشان داد که اطلاعاتی که به خورد ما می دادند کاملا نادرست بوده است. می گفت: پسش از این که وارد بحث بشوید، ما تصور می کردیم شما افراد متعصبی هستید و نمی توانید نظرات مخالف را تحمل کنید، ولی چند سال تجربه کاری موفقیت آمیز شما به ما نشان داد که این گونه نیستید و حاضرید حرف صحیح دیگران را بپذیرید و حتی حاضرید حرف غلط دیگران را هم بشنوید و بعد محرمانه آن را نقد کنید و حتی بالاتر از آن، حرف خودتان را می زنید و حاضرید که حرف شما مورد نقد دیگران قرار بگیرد. این ها به نظر من برکاتی بود که حضور طلاب در آن جا داشت.

معرفت: اصولا توجه غرب به علوم انسانی را چگونه ارزیابی می کنید؟ استقبال دانشجویان مغرب زمین از این علوم چه بوده است؟

دکتر شاملی: پاسخ به این سؤال تا حدی نیازمند مرور تاریخ پیدایش و رشد علوم انسانی در مغرب زمین است. شاید این سؤال به ذهن بیاید که اگر قرار است از کشور، اعزامی صورت بگیرد چرا از رشته هایی از قبیل فنی و مهندسی صورت نگیرد؟ چون احساس می شود این رشته ها در داخل کشور قابل تامین نیستند. اما اگر از سوی حوزه یا حتی دانشگاه اعزامی در غیر رشته های مزبور صورت بگیرد، این سؤال به ذهن می آید که مگر ما در حوزه علوم انسانی هم نیازمند اعزام به خارج هستیم؟ چه انگیزه ای باعث شده که حوزه به عنوان مرکز انسان سازی و معارفی که معمولا در ارتباط با هدایت و پرورش انسان است، دست به این اقدام بزند؟

یک نگاه کلان می توانیم به این مساله داشته باشیم و یک نگاه خرد.

در نگاه خرد، نیاز نسبت به اعزام به کشور کانادا از زمانی احساس شد که دوستان، خود را در فرایند انقلاب فرهنگی کشور دیدند. در دفتر همکاری حوزه و دانشگاه هم، وقتی دوستان خود را در روند تحقیق قرار دادند، دیدند اگر بخواهند وجود نافذ و مؤثری در همکاری با دانشگاه و تهیه متون دانشگاهی در شاخه های علوم اجتماعی و انسانی داشته باشند، نیازمند آنند که اطلاعات خود را به روز کنند، وگرنه با توجه به تجربه ای که تا رسیدن به دوره کارشناسی ارشد داشتند، احساس می کردند آنچه از آن پس در ایران دنبال می کنند، تکرار همان چیزهای گذشته است. علاوه بر این، احساس می کردند اگر در فضای غرب قرار بگیرند، می توانند مسائل را بهتر ببینند و خود را مجهزتر کنند.

این جرقه اصلی بود که موجب اعزام گردید و ما شاهدیم که امروز در مؤسسه امام خمینی، شاخه های گوناگون علوم انسانی پا می گیرد و طلاب را از هر جا به خود جذب می کند. این تداوم آن نیازی است که جرقه آن در دفتر همکاری زده شد و احساس شد که در سطح کلان، حوزه باید خود را پاسخ گوی سؤالات جدیدی بداند که در حوزه علوم انسانی پیدا می شود. بنابراین، پاسخ سؤال مزبور این است که اگر نیازی به گسترش علوم انسانی نبود، نیازی به این مؤسسه گسترده در پاسخ گویی به کارهای تطبیقی که قرار است در حوزه علوم انسانی انجام شود احساس نمی شد. این دلیل اصلی اعزام بود.

حال این سؤال پیش می آید: ما که در حوزه علوم انسانی نیازمند نیروهای حوزوی توانمند با اطلاعات به روز هستیم، چرا آن را به غرب می فرستیم؟ آیا نمی توانستیم این امکانات را در داخل ایجاد کنیم؟ پاسخ این این سؤال منفی است. مغرب زمین همان گونه که در صنعت و فن آوری پیشتاز بوده و هست، در زمینه علوم اجتماعی و انسانی نیز پیش رفت های چشم گیری داشته است. این نه به آن دلیل است که متفکران و اندیشمندان ما کاری نکرده اند، بلکه به دلیل سرمایه گذاری کلانی است که غرب روی علوم انسانی کرده و امروز برگ برنده در دست آن هاست و ما نه به عنوان رقابت، بلکه به عنوان تامین نیاز، باید از آن ها استفاده کنیم. امروزه بشریت برای رسیدن به یک نقطه تفاهم جلو می رود و این مستلزم آن است که فهم متقابلی در دو طرف وجود داشته باشد. اگر شما بخواهید با دستاوردهای انسان هایی که در آن سوی کره خاکی زندگی می کنند آشنا شوید، چاره ای جز این ندارید.

اما این که امروزه جایگاه علوم انسانی در غرب چگونه است، تجربه چندین ساله را چه طور می توان خلاصه کرد؟ به اجمال، پاسخ این سؤال روشن است. «غرب » یک اصطلاح است در این مفهوم واحد کشورهای اروپاو امریکای شمالی مندرج است. حرکت رشد و توسعه علوم انسانی که به دنبال تحقق حادثه بزرگ نوزایی (رنسانس) شروع شد، از قرون چهاردهم و پانزدهم و به خصوص پس از قرن شانزدهم میلادی، در کشورهای اروپایی، به ویژه ایتالیا و سپس کشور فرانسه و انگلستان، به حرکت خود ادامه داد. این کشورها نه به ترتیب زمانی، بلکه به لحاظ رتبه ای، به علوم انسانی توجه نشان دادند.

توجه به علوم انسانی در غرب، ابتدا از اروپا پیدا شد و جالب آن که این گونه تلقی می شود که نهضت نوزایی می خواهد در حوزه زندگی مادی، به توسعه فن آوری و صنعت بپردازد و ما معمولا رنسانس را مرادف با انقلاب های صنعتی که در کشورهای اروپایی افتاده، می دانیم، به خصوص انقلاب صنعتی فرانسه را، ولی شروع نوزایی از یک تحول در مساله دین اتفاق افتاد. «رنسانس » (religious reformation) مرادف است با بازسازی یا نوسازی دینی یا نوزایی. جرقه این مساله در دین زده شد و به دنبال قدرت سرمایه داران و صاحبان کلیسا، موج پروتستان پیدا شد. سپس این موج موجب تحول بزرگ اجتماعی در حوزه سیاست، اقتصاد و جامعه شناسی شد. بنابراین، جرقه اولیه نوزایی در زمینه دین و در حوزه علوم انسانی بود و سپس پایش به علوم صنعتی کشیده شد و حتی توسعه علوم صنعتی زیر چتر فضای فرهنگی قرار گرفت که آن هم نتیجه نظریه پردازی است که توسط متفکران بزرگ علوم اجتماعی – انسانی انجام گرفت.

پس پیشرفت علوم انسانی در غرب هم زمان و هم پای علوم فنی و پزشکی، بوده است. بعدها هم پای آن ها جلو آمد و امروزه وضعیت موجود فرهنگ غرب برایند تحولاتی است که در چند سده اخیر هم پای هم جلو آمده اند.

اهرم های اصلی موجود در فرهنگ کنونی غرب عبارت است از: رقابت در ثروت و قدرت و اولویت را به چیزهایی می دهد که بشر را برای رقابت بهتر تجهیز می کند. امروزه در دانشگاه های بزرگ امریکا و اروپا، بعضی از شاخه های علوم انسانی و علوم اجتماعی یا هنر بیش ترین توجه را به خود جلب کرده است. از جمله شاخه حقوق به دلیل این که تامین کننده سفره رقابت بین ثروت و قدرت است، پس از رشته فنی و مهندسی و رشته پزشکی، بزرگ ترین خواستار را در بین دانشجویان دارد. معمولا دانشجویانی که با هدف خاصی می خواهند در رشته های دارای شهرت و جایگاه بالا قبول شوند، سعی می کنند اگر علاقه به رشته های فنی – مهندسی و یا پزشکی ندارند، خود را در شاخه علوم انسانی به حقوق وصل کنند. این هم به دلیل موقعیت اجتماعی است که در این رشته پیدا می کند; زیرا اولا، مساله «وکالت » در آن مطرح است که اهرم اصلی در مسابقات قدرت و رقابت در ثروت و قدرت است و پس از آن، به دلیل وجود فرهنگ ماده گرایانه، رشته بعدی اقتصاد است که دلیل آن تامین ساختار کلان اقتصادی در مسابقات ثروت می باشد. این چیزی است که دست کم، در دانشگاه مک گیل، خودمان دیدیم; دانشجویانی که برای حقوق ثبت نام می کردند باید در رقابت شدیدی قرار می گرفتند; چون داوطلب آن جا زیاد است و معمولا دانشجویان یهودی از جمله اهرم های اولیه ای که برای پیدا کردن موقعیت اجتماعی از آن استفاده می کنند، رسیدن به «وکالت » است.

پس شاخصه هایی که آن ها برای انتخاب رشته دارند، متناسب فرهنگ خاصشان است; فرهنگ رقابت و مسابقه قدرت. آن جا کسی حرف اول را می تواند بزند که ثروت و بعد قدرت را، که نتیجه ثروت است، در اختیار داشته باشد و اصطلاح خودشان، می گویند: کسی voice (صدا) دارد که قدرت و ثروت داشته باشد. بنابراین، در پرداخت علوم انسانی سراغ رشته هایی می روند که این مسائل را جوابگو باشد.

بنابراین، جایگاه علوم انسانی در یک حرکت هم زمان، همراه با سایر علوم فنی – مهندسی است. آمار دانشگاه ها، به خصوص دانشگاه مک گیل، نشان می دهد که میزان داوطلبان رشته های هنر و علوم اجتماعی و علوم انسانی بعضا با هم مساوی است و در بیش تر موارد، بالاتر از میزان داوطلبانی است که در رشته های فنی – مهندسی قرار دارند. تقریبا در سایر دانشگاه ها هم علوم انسانی بیش ترین حجم دانشجو را به خود اختصاص می دهد و شاید این به آن دلیل باشد که قلمرو مطالعات علوم انسانی و اجتماعی و هنر گسترده تر از رشته های فنی – مهندسی یا پزشکی است.

در بین شاخه های علوم انسانی، علوم تربیتی و فلسفه تعلیم و تربیت جایگاه ویژه ای در مغرب زمین دارد; به دلیل این که آن ها پس از جنگ جهانی دوم، مهم ترین شاخص رشد برای هر کشور را توسعه دانستند. به دنبال تحولاتی که در مفهوم «توسعه » در بین متفکران نظریه پرداز توسعه پیدا شد و به خصوص نظراتی که توسط انتشارات سازمان ملل متحد در تفسیر جدیدی از توسعه به دست آمد، امروز دیگر «توسعه » مرادف با توسعه اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی نیست. امروز بزرگ ترین شاخص توسعه برای هر کشوری، که توسعه یافته تلقی می شود، توسعه انسانی است و توسعه انسانی لاجرم مستلزم توسعه و تکامل علوم انسانی و علوم اجتماعی است که تامین کننده نیروی لازم برای تحقق توسعه اند.

یکی دیگر از نکات مهم یا اهرم هایی که در توسعه علوم انسانی در غرب قابل توجه بوده رواج فرهنگ عمل گرایی (پراگماتیسم) و دیوان سالاری (بوروکراسی) است.

داشتن نهادهای بزرگ اجتماعی و داشتن روابط گسترده اداری، که ما از آن به «بوروکراسی » یاد می کنیم، همچنین عملگرا بودن و توجه به عینیت های عملی موجب شده که سرمایه گذاری کلانی بر روی شاخه های علوم انسانی بشود تا بتوانند نیروی لازم را، برای ارائه خدمات و مدیریت در نهادهای اجتماعی تامین کنند.

یکی دیگر از اهرم هایی که توسعه علوم انسانی را در پی دارد قرار دادن علم به جای دین است همان گونه که گفته شد شروع نوزایی با تحولاتی و اصلاحاتی در دین همراه بود. البته دین یهودیت کم تر متحول شده و دست نخورده تر باقی مانده است و امروزه در مغرب زمین دین یهود به عنوان یک دین سنت گرا بیش تر تلقی می شود. این تحولات بیش تر در دین مسیحیت پیدا شد و پس از آن، حرکت اصلاح گرایی منجر به تفکیک حوزه علم و دین شد که همان «سکولاریسم » است. تحقق سکولاریسم، که محول کردن دین به حوزه زندگی فردی و روآوری به علوم انسانی در اداره و مدیریت عمومی اجتماع است، توجه به علوم انسانی و اجتماعی را برانگیخت.

در نشستی که با مرحوم آقای فلسفی داشتیم، ایشان می گفتند: من در مطالعاتی که هنگام نوشتن جواب کودکان و نوجوان داشتم، به این نکته رسیدم که روان شناسی امروز تکاپویی است برای خلاءی که به عنوان نفی دین از صحنه اجتماع پیدا شده و وقتی که دین کنار زده شود خلاء روحی، معنوی و فکری بزرگی پیدا می شود که باید برای آن چاره جویی کرد و این باید به صورت علمی و بالینی دنبال شود و چیزی که می تواند این چاره جویی را انجام دهد، همان پرداختن به روان شناسی است. ایشان توسعه و رشد روانشناسی را برایندی از جای گزینی علم و دین می دانستند که به دلیل همین روحیه عمل گرایی سعی می شود در بین علوم انسانی بیش تر مورد توجه قرار گیرد و این می تواند کاربرد عینی و بالینی داشته باشد. توجه به جنبه های نظری کم نیست، ولی به پایه علوم رفتاری نمی رسد. حتی در روان شناسی این شاخه به شکل گسترده ای در سی یا چهل رشته رشد پیدا کرده و به عنوان علم رفتار – علم تفسیر و توجیه و هدایت رفتار – چه رفتار فردی، چه جمعی و چه سازمانی، مطرح است که باز هم تکیه آن بر علوم بالینی و عملی است.

امااین که میزان توجه دانشجویان به علوم انسانی چه قدراست.

در دانشگاه هایی که ما دیدیم، تعداد داوطلبین رشته های علوم انسانی کم تر از رشته های فنی و مهندسی نبود. با وجود آن که دانشجویان رشته های فنی و مهندسی، چون وصل به صنعت هستند، از امتیازات مادی خاصی برخوردارند که دانشجویان علوم انسانی معمولا از آن برخوردار نیستند، ولی قابل توجه است که هم مؤسسات نظامی و هم مؤسسات بزرگ اقتصادی – مثل کمپانی بزرگ ماشین سازی – سرمایه گذاری بزرگی برای توسعه بخشی از علوم انسانی، از جمله حقوق و اقتصاد کرده اند.

در زمینه مطالعات اسلامی، که در آن جا داشتیم، بخش قابل توجهی از سرمایه گذاری مربوط به این کار از کمپانی فورد بود. این به دلیل آن است که نه تنها بتواند نیروی انسانی در خود آن جا را تامین کند، بلکه بتواند اهداف سیاسی دیگری را، که در ارتباط با مراودات جهانی است، تامین نماید.

معرفت: با توجه به آنچه درباره سکولاریسم گفته شد، اکنون نیز در جامعه ما این شبهه مطرح است که یکی از راه های پیشرفت و توسعه تمدن غرب همان راهی است که کشورهای غربی طی کرده و به توسعه رسیده اند. آیا یکی از عوامل توسعه علوم انسانی نیز کوتاه کردن پای دین از اجتماع و یا سکولار و این جهانی کردن دین است؟ آیا می توانیم این موضوع را در ارتباط با جامعه و دین خودمان، که تفاوت ماهوی با مسیحیت دارد، مقایسه کنیم؟

علاوه بر این، با توجه به این که علوم انسانی در کشور ما نسبت به دیگر علوم سهل الوصل تر و کم مؤونه تر است، آیا نظر مطرح شده درباره اقبال توجه غرب نسبت به علوم انسانی می تواند در کشور ما هم عامل توجه به علوم انسانی باشد؟

دکتر رهنمایی: در خصوص پاسخ به سؤال اول، یکی از سیاستمداران غربی گفته بود که ما و مسلمانان یک کار مشترک انجام می دهیم; آن کار برای ما منفعت داشت و سبب پیشرفت تمدن ما شد و برای مسلمانان سرشکستگی به دنبال داشت و آن این بود که هر دو پا روی دین گذاشتیم. ما اگر بین مسیحیت کنونی – که اصالتی ندارد – و ارزش های دینی – که از بطن قرآن و ولایت برخاسته است – مقایسه کنیم، متوجه می شویم که عمق حرف این سیاستمدار تا چه اندازه است؟

در جامعه ای که دین اسباب کسب معاش روحانیت کلیسا گردیده و سبب شده است که افراد با ارتکاب هر نوع بی بند و باری و فساد، به محض مراجعه به یکی از روحانیان کلیسا، بخشیده شوند; دینی که تنها این هنر! را داشته باشد و نتواند به واقع، قسمتی از مشکلات فرهنگی، تربیتی، اخلاقی، سیاسی و اقتصادی جامعه را حل کند، مسلما باید به تنگنا و انزوا کشیده شود. این دایم دچار تحول و تزلزل است. سال ۱۳۷۳ یکی از شبکه های تلویزیونی کانادا با یکی از استادان کرسی فلسفه دین مصاحبه ای کرده بود. خبرنگار می پرسید: یک قضیه که جدیدا اتفاق افتاده این است که یک هم جنس باز می خواهد عضو کلیسا بشود و در مجموعه روحانیان کلیسا نقشی داشته باشد. آیا انجیل اجازه چنین کاری را به او می دهد؟

آن استاد نگفت نه و نگفت بله، او گفت: هرچند ما در انجیل چیزی را پیدا نمی کنیم که هم جنس بازی را تجویز کرده باشد اما شرایط و مقتضیات زمان به ما اجازه می دهد که انجیل را بر اساس مقتضیات زمان تفسیر کنیم. کسی که به واقع طالب حقیقت و دنبال کشف حقایق دینی در جامعه است، با چنین برخوردی که از سوی اولیا و صاحب نظران دینی می بیند، چه توقعی می تواند از دین داشته باشد؟ اگر این دین به انزوا کشیده شود، جامعه رشد پیدا می کند.

ولی این الگو برای ما قابل قبول نیست. ما باید ببینیم ارزش های دینی از چه ثباتی برخوردارند. اصلا آیا منفعل هستند که هر چیزی را بپذیرند و در مقابل هر چیزی قرار بگیرند یا نه، برای هر موضوعی – سیاست، اقتصاد، حکومت و مانند آن – حرف و نظری دارند؟ اگر مقایسه کنیم تا اندازه ای این موضوع روشن می شود.

دکتر شاملی: این توهم به ذهن می رسد که روی گردانی از دین منشا تحول و توسعه علوم انسانی در غرب شد. آیا در کشور ما یا دیگر کشورهای اسلامی هم، برای پیدا کردن یک توسعه واقعی، باید پای دین را به هر حال از صحنه اجتماعی کنار گذارد؟ امروز این نظریه پردازش می شود که بد نیست پیش از متدین بودن، میزان انتظار و توقع از دین را روشن کنیم و ببینیم انتظاری که از دین داریم، انتظار شایسته ای است یا نه. این سؤالی است که امروز در جامعه ما مطرح است; مانند نظراتی در مورد دین حداقلی و دین حداکثری و این که حوزه کاربرد و نفوذ دین فقط در حداقل مسائل فردی و عبادی مطرح است و سایر مسائل اجتماعی – مثل امور طبیعی – باید به دامان علوم سپرده شود.

پاسخ این سؤال آن است که نوع مخالفت غرب و کشورهای اسلامی به تفاوت جوهری بین اسلام و مسیحیت ارتباط دارد. آنچه در غرب منجر به توسعه شد آن بود که ارباب کلیسا با سرمایه داران پیوند خوردند. مردم غرب هم، که برای مدت دویست یا سیصد سال شلاق قدرت و تحکم سرمایه داران را روی پشت خودشان داشتند، ارباب کلیسا را مدافع و حامی سرمایه داران می دانستند و راهی برای رهایی خودشان از دست سرمایه داران نمی یافتند، جز این که دین را کنار بگذارند; زیرا دین مفسر و توجیه گر وضعی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.