اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تعارض علم ودین! در خلقت انسان(۲)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 65
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل تعارض علم ودین! در خلقت انسان(۲) شامل 109 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل تعارض علم ودین! در خلقت انسان(۲) در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل تعارض علم ودین! در خلقت انسان(۲) با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل تعارض علم ودین! در خلقت انسان(۲) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل تعارض علم ودین! در خلقت انسان(۲) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل تعارض علم ودین! در خلقت انسان(۲) اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
اشاره
در نوشتار پیشین، گفته شد که داستان آفرینش انسان، در هفت سوره قرآن مجید، آمده است ونیز عنوان شد که چون قرآن کتاب هدایت است، اگر مطلبی از تاریخ و سرگذشت پیامبران و سرنوشت پیشینیان، ویا از آفرینش زمین و آسمان و ماه و خورشید و ستارگان، از چگونگی خلقت جنین و از مسائل طبیعی یا از هر مقوله دیگر حتی مسائل قانونی و حقوقی، در آن بیان شده است، به منظور بهره گیری در امر هدایت بوده است. از این رو به آن اندازه به این موضوعات پرداخته شده که قابلیت بهره برداری هدایتی داشته اند و بسیاری از جزئیات که در پیرامون آن موضوعات بوده ولی در هدایت مورد نظر، دخالت نداشته اند، ذکر نشده اند. آفرینش انسان از جمله این مطالب است. این موضوع در هفت سوره قرآن آمده است که برخی از آنها مکی و بعضی مدنی هستند، ولی در همه آنها سخن به یک اندازه نبوده و در هر سوره به بیان آن اندازه که در امر هدایت مورد نظر بوده، بسنده شده است. مجموع آیاتی که درباره آفرینش انسان در قرآن آمده اند، درباره سه موضوع توضیح می دهند: ۱ – پیش درآمد آفرینش انسان ۲ – آفرینش انسان ۳ – پی آمدهای آفرینش انسان. دو بخش از این سه بخش را در نوشتار پیشین توضیح دادیم و اکنون، به توضیح بخش سوم می پردازیم. داستان حضرت آدم در قرآن
پی آمدهای آفرینش انسان، در شش سوره از هفت سوره عنوان شده، آمده است که عبارتند از: بقره، اعراف، حجر، اسری، طه و ص. تنها سوره کهف به این مورد نپرداخته است. آنچه از مجموع آیات این سوره ها بدست می آید چنین است:
«هنگامیکه خداوند به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل، گل خشک، گلی سیاه و بدبو خواهم آفرید، پس چون او را کاملا درست کردم و از روح خویش در آن دمیدم، سجده کنان برای او به خاک بیفتید». همگی سجده کردند جز ابلیس که سر باز زد و کبر ورزید و از کافران شد. او از گروه جن بود و از فرمان پروردگارش سر پیچید، و از سجده کنندگان نبود. فرمود: «ای ابلیس! چه چیز تو را مانع شد که برای چیزی که به دستان قدرت خویش خلق کردم سجده آوری؟ آیا تکبر نمودی یا از جمله برتری جویانی؟» گفت: «من از او بهترم، مرا از آتش و او را از گل آفریدی. من آن نیستم که برای بشری که او را از گلی خشک، از گل سیاه و بدبو آفریده ای، سجده کنم. به من بگو این کسی را که بر من برتری دادی، برای چه بود؟» خداوند فرمود: «از آن مقام فرو شو، تو را نرسد که در آن جایگاه تکبر نمایی، پس بیرون شو که تو از خوارشدگانی و رانده شده ای و تا روز جزا بر تو لعنت باشد.» ابلیس گفت: «خدایا! مرا تا روزی که برانگیخته خواهند شد، مهلت ده » خداوند فرمود: «در حقیقت تو از مهلت یافتگانی. تا روز معلوم.» ابلیس گفت: «پس به سبب آنکه مرا به بیراهه افکندی، من هم برای فریفتن آنان، حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست، وگناهانشان را در زمین برایشان می آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت. آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و طرف چپشان، بر آنها می تازم و بیشترشان را شکرگذار نخواهی یافت. پس به عزت تو سوگند که همگی را جدا از راه به در می برم و فرزندانش را ریشه کن خواهم کرد، مگر بندگان خالص تو از میان آنان را.» خداوند فرمود: «نکوهیده و رانده، از آن مقام بیرون شو و برو، از ایشان هر که را توانستی، با آوای خود تحریک کن و با سواران و پیادگانت بر آنها بتاز و با آنان در اموال و اولاد، شرکت کن و به ایشان وعده بده، در حقیقت تو را بر بندگان من تسلطی نیست، مگر کسانی از گمراهان که تو را پیروی کنند، قطعا هر که از آنان از تو پیروی کند، وعده گاه همه آنها در دوزخ است و هرآینه جهنم را از تو و از هر کس از آنان که تو را پیروی کند، از همگیشان، خواهم انباشت.» پس خداوند فرمود: «ای آدم! خود و همسرت در این باغ سکونت گیرید و از هر کجای آن خواهید، فراوان بخورید، ولی به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود. ای آدم! در حقیقت این ابلیس، برای تو و همسرت دشمنی خطرناک است، زنهار تا شما را از بهشت به در نکند تا تیره بخت گردید. در حقیقت برای تو در آنجا این امتیاز است که نه گرسنه می شوی و نه برهنه می مانی و هم اینکه در آنجا نه تشنه می گردی و نه آفتاب زده.» پس شیطان آن دو را وسوسه کرد تا آنچه را از عورتهایشان بر ایشان پوشیده مانده بود، برای آنان نمایان گرداند و گفت: «ای آدم! آیا تو را به درخت جاودانی و ملکی که زایل نمی شود راه نمایم؟ پروردگارتان شما را از این درخت منع نکرد جز برای آنکه دو فرشته گردید یا از زمره جاودانان شوید.» و برای آندو سوگند یاد کرد که من قطعا از خیر خواهان شما هستم. پس شیطان هر دو را از آن بلغزانید و از آنچه در آن بودند ایشان را به در آورد و آندو را با فریب به سقوط کشانید. آنگاه از آن درخت ممنوع خوردند و برهنگی آنان بر ایشان نمایان شد وشروع کردند به چسباندن برگهای بهشت بر خود و این گونه آدم به پروردگار خود عصیان ورزید و بیراهه رفت. پروردگارشان بر آن دو بانگ زد: «مگر شما را از این درخت منع نکردم و به شما نگفتم که در حقیقت شیطان برای شما دشمنی آشکار است؟» گفتند: «پروردگارا! ما بر خویشتن ستم کردیم و اگر بر ما نبخشایی و به ما رحم نکنی، مسلما از زیانکاران خواهیم بود.» خداوند فرمود: «فرود آئید که بعضی از شما دشمن بعضی دیگرید و برای شما در زمین تا هنگامی معین، قرارگاه و برخورداری است.» سپس آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت نمود و خدا او را برگزید و بر او ببخشید و وی را هدایت کرد. آنگاه خداوند فرمود: «جملگی از آن فرود آئید، پس اگر از جانب من شما را هدایتی رسد، آنان که هدایتم را پیروی کنند، بر ایشان بیمی نیست و غمگین نخواهند شد و نه گمراه می شوند و نه تیره بخت.» (۱)
مطالب بسیار ارزنده ای از این آیات شریفه بدست می آید که برخی از آنها چنینند: ۱ – آنچه انسان انجام می دهد، خوب یا بد، زشت یا زیبا، طاعت یا عصیان، مسئولیتش با خود انسان است، زیرا انسان موجود انتخاب کننده است و به اختیار و انتخاب خود، عمل می کند و در اعمال و کردار خود، مجبور و مضطر نیست. ۲ – کار بد و زشت، هرچه در نظر انسان خوب جلوه کند و فریب دهنده باشد و انسان با امید و آرزو در پی آن برود، پشیمانی و رسوایی در پی داشته دیر یا زود گریبانگیر انسان می شود و انسان هرچه سعی کند که این رسوایی و پریشانی و پشیمانی را از خود دور سازد، نمی تواند از پی آمدهای آن رهایی یابد. ۳ – هیچگاه راه اصلاح بسته نیست. اگر انسان بدکار، پس از توجه به عمل خویش، از راهی که رفته، برگردد واعمالش را جبران نماید وبه فکر اصلاح خویش بیفتد، مقداری از عواقب اعمال بد خویش آسوده می گردد، هرچند همه آثار و تبعات اعمالش از بین نمی رود. ۴ – انسان، همانگونه که در کارهای مفید و سودمند، نیازمند هدایت و راهنمایی است و اگر رفیق خوب و تربیت مناسب و مربی آگاه داشته باشد، راحت تر وسریعتر به طریق درست دسترسی می یابد، در انجام اعمال زشت و نکوهیده نیز، گاهی تحت تاثیر عوامل خارجی قرار گرفته و گمراه می شود، تا جائیکه عقل و خرد انسان در نتیجه وسوسه های خارجی، به بیراهه رفته و او را به ورطه هلاکت می اندازد. انسان باید فریب این عوامل را نخورده تسلیم آنها نگردد وگرنه گمراه خواهد شد.
پس آنچه از آیات شریفه دیگر مانند:
«الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان انه لکم عدو مبین » (یس/ ۶۰) ای فرزندان آدم، مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را مپرستید، زیرا وی دشمن آشکار شماست؟
و یا: « و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقویها قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها » (شمس / آیات ۷ – ۱۰) سوگند به نفس و آن کس که آنرا درست کرد; سپس پلیدکاری و پرهیزکاری اش را به آن الهام کرد; که هر کس آنرا پاک گردانید، قطعا رستگار شد، و هرکه آلوده اش ساخت، قطعا درباخت.
و آیات فراوان دیگر قرآن، استفاده می شود، از این آیات هم به زبان دیگر بدست می آید. و اما در تفسیر آیات، چند راه به نظر می رسد. ابهامات و سؤالات
در مقاله پیشین، ابهاماتی را که در دو بخش نخست آیات وجود داشت، برشمردیم و سخن مفسرین را در پی نوشت آوردیم. این بخش آیات نیز مانند دو بخش گذشته، دارای ابهاماتی است که پیش از پرداختن به تفسیر آیات، به چند مورد از آنها اشاره می کنیم تا مطلب بهتر روشن شود.
۱ – خداوند در سوره بقره می فرماید: « و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه… » (بقره/آیه ۳۰) و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در زمین جانشینی خواهم گماشت.
و پس از چند جمله، می فرماید: « و قلنا یا آدم اسکن انت و زوجک الجنه … فازلهما الشیطان عنها فاخرجهما مما کانا فیه … » ( بقره / آیات ۳۴ – ۳۵ ) و گفتیم : ای آدم، خود و همسرت در بهشت سکونت گیرید … پس شیطان هر دو آنها را لغزانید و از آنچه در آن بودند ایشان را به در آورد.
از ظاهر دو آیه فوق بر می آید که آدم و حوا برای سکونت در بهشت آفریده شده اند و اضلال و وسوسه شیطان، سبب خروج و هبوط آنان شده است. جمع این سخن با سخن نخست خداوند که فرمود در زمین جانشینی خواهد گماشت، چگونه است؟ (۲)
۲ – بهشتی که آدم مامور شد با همسرش در آن سکنی گزیند، کجا بود؟ در روی زمین بود یا در جایی ناشناخته که ما نمی دانیم؟ (هر چند ظاهر آیات اینست که در روی زمین نبوده است.) مادی بود یا مجرد؟ اگر مادی و محسوس بود، مانند مناطق دیگر زمین مرئی بود یا نامرئی؟ و اگر نامرئی یا مجرد بود، آدم چگونه می توانست در آنجا ساکن شود واز میوه های آن بخورد؟ (۳)
۳ – شجره منهیه، چه درختی بود ومیوه اش چه بود؟ چگونه خوردن آن سبب شد که لباسهای آدم و حوا از تنشان بریزد و عریان بمانند و از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند و با خوردن از میوه آن درخت، از بهشت رانده شوند؟ در برخی نقلها گفته شده که آن درخت، درخت گندم بوده، درحالیکه گندم دارای درخت نبوده بلکه دارای بوته می باشد. در هر صورت، اینکه خوردن گندم باعث ریزش لباسهای انسان گردد، به سختی قابل تصور است. در بعضی نقلها عنوان شده است که درخت حسد بوده است. این موضوع از مطلب پیش نیز پیچیده تر است، زیرا تصور درختی که خوردن میوه آن، باعث حسد یا هر یک از اوصاف نفسانی دیگر باشد، به سختی در ذهن می گنجد. در روایات دیگری، آن درخت را درخت علوم آل محمدصلی الله علیه وآله، دانسته اند. (۴)
۴ – شیطان چگونه به بهشت راه یافت؟ آیا شیطان، آدم و حوا را مانند دیگر انسانها، وسوسه و اضلال کرده ( یعنی بطور نامحسوس و نامرئی بوده ) یا نزد آنها مجسم شده و با آدم و حوا رو در رو صحبت کرده و سوگند یاد کرده و آنها را گمراه ساخته است؟ (۵)
۵ – آدم از گفتار شیطان چه فهمید و با وجود مقام نبوتی که داشت، چگونه باور کرد که اگر از میوه آن درخت بخورد، جاودانی می شود یا ملک تمام نشدنی بدست می آورد؟ (۶)
۶ – کلماتی که آدم از خداوند آموخت و به واسطه آنها دعایش مستجاب شده و بخشیده شد، چه بود. (۷) چند راه حل و تفسیر آیات
برای پاسخ به این سوالات، چند راه به نظر می رسد: الف) می توان گفت که این سوالها بدین سبب پیش می آید که این کلمات، به معنی لغوی و عرفی گرفته می شود و گمان می شود که در قرآن، در معنی حقیقی استعمال شده اند، درحالیکه این کلمات در این آیات، به نحو استعاره و کنایه و در معنی مجازی، آورده شده و سبک این گفتار، سبک گفتار ادباست که گفته شده: (کلمات الادباء مشحونه بالمجاز). وقتی که در زبان عربی می گویند: (زید کثیر الرماد)، شنونده درمی یابد که زید، میهمان دوست است و در خانه اش به روی همه باز است، نه اینکه خانه اش را تمیز نکرده و از بام تا شام، پر از خاک و خاکستر باشد.
در این آیات نیز می توان گفت که «درخت » در معنی کنائی و مجازی آورده شده است و منظور منهیات و محرمات خداست که نسبت به چیزهای حلال بسیار کمند و خداوند در برابر اینهمه نعمتهای طیب و طاهر که برای انسان مهیا ساخته، از برخی چیزها که باعث فساد و تباهی است، نهی فرموده است. این گونه تمثیلها و تشبیه ها در قرآن زیاد آمده است:
« الم تر کیف ضرب الله مثلا کلمه طیبه کشجره طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء تؤتی اکلها کل حین باذن ربها … و مثل کلمه خبیثه کشجره خبیثه اجتثت من فوق الارض ما لها من قرار» (ابراهیم / آیات ۲۴ – ۲۶ ) آیا ندیدی خدا چگونه مثل زده: سخنی پاک که مانند درختی پاک است که ریشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است؟ میوه اش را هر دم به اذن پروردگارش می دهد… و مثل سخن ناپاک چون درختی ناپاک است که از روی زمین کنده شده و قراری ندارد.
بنابراین نهی از شجره منهیه، کنایه از نهی از ارتکاب معاصی و رفتن بسوی منکرات یا خلاف اولی (هر کس به اندازه شخصیت خود) می باشد و منظور از برهنه شدن، رسوایی و بی آبرویی یا شرمندگی و سرافکندگی بعد از ارتکاب منهیات است که طبعا برای انسان پیش می آید، و مقصود از پوشانیدن بدن به وسیله برگ درختان، سعی و کوششی است که انسان بعد از ارتکاب کارهای ناشایست می کند تا نزد دیگران رسوا و بی آبرو نشود و مستور بماند. مقصود از بهشت و جنت نیز، کنایه از آرامش روح و اطمینان خاطر است که در سایه طهارت روح برای انسان بوجود می آید و هبوط و خروج از بهشت، حالت اضطراب خاطر و پشیمانی است که در نتیجه تبعیت از هوی و هوس و تمایلات نفس برای انسان پیش می آید. خلاصه اینکه این کلمات، بطور استعاره و کنایه و تمثیل و تشبیه آورده شده است.
اینگونه تعبیرات در قرآن زیاد آمده و در بعضی از موارد، در خود آیه قرینه ای وجود دارد که بیان می دارد که آیه به عنوان مثال و تشبیه آورده شده است، مانند آیات سوره ابراهیم که در بالا ذکر شد، و در پاره ای موارد در خود آیه قرینه وجود ندارد مانند:
« و جاء ربک و الملک صفا صفا » ( فجر / آیه ۲۲ ) و پروردگارت و فرشته ها، صف در صف آیند.
باید توجه داشت که بعضی اینگونه تصرفات را در قرآن جایز می دانند و بدون قید و شرط و حد و حدود معین، هر کجا تعقلشان و معلوماتشان منطبق با قرآن نباشد، دست به اینچنین تعبیرات و تاویلات می زنند و در این کار افراط می کنند و در مواردی هم که از نظر دلیل عقلی و نقلی، اجباری ندارند دست به تاویل و تصرف در قرآن می زنند و حتی برخورد و مخاصمه موسی علیه السلام و فرعون را نیز تاویل کرده و موسی علیه السلام را عقل و فرعون را نفس می دانند و تزاحم و تعارض این دو با هم روشن است که:
عقل گوید مرو که نتوانی عشق گوید هر آنچه باداباد
و بدین ترتیب معاد، معراج، حوری و غلمان، بهشت و جهنم و بسیاری دیگر از مطالب قرآن را تاویل می نمایند و این روش ممکن است اصل مذهب و دین را متزلزل سازد.
در مقابل، گروهی هستند که از ترس انحراف، متوسل به ظاهر آیات و روایات و منقولات هستند و هرگونه فکر و تعقل و فلسفه را، زندقه و گمراهی و ضلال می پندارند تا جائیکه با توسل به آیات «و جاء ربک و الملک صفا صفا »، « وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره »، « الرحمن علی العرش استوی »، « ید الله فوق ایدیهم » و … قائل به جسمانیت خداوند می شوند و می گویند که خداوند در روز قیامت می آید و فرشته ها صف می کشند و خداوند روی تخت می نشیند و دست دارد و مردم او را با چشم می بینند.
روشن است راه نخست، راه درستی نیست چنانکه روش دوم نیز، بدور از حق است. به نظر می رسد که طریق صواب، راه وسط باشد، بدین معنا که در بعضی موارد، معلوم است که مراد روش نخست است و در برخی، روش دوم، ولی در بسیاری از موارد تشخیص آن خالی از اشکال نیست، زیرا موارد مشابهی که واضح نیست که باید معنای کنایه ای و استعاره ای برای آنها در نظر گرفت یا معنای لغوی و عرفی، در قرآن زیاد است. بنابراین، این راه حل، دارای اشکال بوده و کامل نیست.
ب ) راه حل دوم اینست که گفته شود این بیان، نمادین است و منظور از نمادین در اینجا، اینست که انسان مطلب را به شکل داستانی ساختگی بیان کند و آن مطلب را به صورت غیر مستقیم برساند. این سبک بیان در همه زبانها، در شعر و نثر، معروف و شناخته شده است. مثلا وقتی که شاعر می گوید:
دوش مرغی تا به صبح می نالید عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
یا می گوید: بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت واندر آن برگ و نوا خوش ناله های زارداشت گفتمش درعین وصل این ناله و فریاد چیست گفت ما را جلوه معشوق بر این کار داشت
یا اینکه می سراید: نخودی گفت لوبیایی را کز چه من گردم اینچنین تو دراز
و یا در نثر، مانند کتاب کلیله و دمنه، داستان سرایی می کند، نمی توان گفت این مطالب دروغ است و گوینده آنها دروغگو است، زیرا این زبان، زبان نمادین است که در آن می توان از زبان همه چیز و همه کس، حتی از زبان آدمی، سخن گفت. اگر گفته شود (حکیمی گفت)، (ادیبی گفت) یا (ظریفی چنین گفت)، نباید تصور نمود که حتما باید حکیمی ی
