اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تعامل اخلاق و سیاست
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 56
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تعامل اخلاق و سیاست؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تعامل اخلاق و سیاست با 77 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل تعامل اخلاق و سیاست:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل تعامل اخلاق و سیاست به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل تعامل اخلاق و سیاست با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تعامل اخلاق و سیاست تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تعامل اخلاق و سیاست :
تاریخ دریافت: ۹/ ۷/ ۸۳ تاریخ تأیید: ۱۶/ ۷/ ۸۳
حقیقت، ماهیت و واقعیت اخلاق و سیاست و رابطه این دو، به صورت چالشی – اگر چه دیرین – جدید، جدی و جهانی مطرح شده است. هرگونه سیاست و روابط و رفتار سیاسی عینی، برآیند اخلاق به عنوان نظام هنجاری است. در مقابل راهبرد اخلاق و سیاست نامتعالی که مدعی جدایی اخلاق و سیاست است، راهبرد اخلاق و سیاست انسانی، متعادل و متعالی که بر همبستگی و پیوستگی اخلاق و سیاست و تعامل مثبت و سازنده این دو استوار می باشد، قرار دارد. بر این اساس، اخلاق و نظام هنجاری به سانِ شبکه اسکلت بندی سیرت. سرشت و درون سازه و حتی زیرساخت سِیَر و ساختار سیاست، جامعه و نظام سیاسی کشور را تشکیل می دهد و سیاست و نظام سیاسی، صورت و ساختار راهبردی اخلاق، نظام هنجاری و نیز جامعه و کشور به شمار می آید، بنابراین این دو دارای روابط وثیق تعامل، تداول و حتی رابطه علّی بوده که برآمدِ توأمانی آنها، به صورت ارتقای کمّی و کیفی و تحول جوهری کارآیی نیروها و کارآمدی نهادین نظام سیاسی ظهور و بروز می کند.
واژه های کلیدی: اخلاق، نظام هنجارها، اخلاق متعالی و سیاست متعالی.
پیش درآمد
«اخلاق» و «سیاست» به معنای مطلق، پدیده ها، مفاهیم و واژگانی دور زاد، دیرپای، فراگیر و در عین حال سهل و ممتنع می باشند، به گونه ای که چه بسا همگان به صورت روزمره از اخلاق و سیاست – خواه به صورت عام و یا خاص – سخن می گویند؛ از قبیل اخلاق اقتصادی و سیاست اقتصادی، اخلاق علمی و سیاست علمی و اخلاق یا سیاست این یا آن گروه و حتی شخص به خصوص. در عین حال، این پدیده ها همواره در کشاکش چالش شناخت مفهومی قرار دارند. هر چند این چالش نشان دهنده غنای وجودی و معنایی این دو پدیده و اثربخشی آن در زندگی فردی و اجتماعی انسان ها می باشد، چرا که هم «اخلاق» و هم «سیاست» – وجه تمایز آدمی نسبت به سایر موجودات بوده و برترین شاخصه های انسانیت او به شمار می رود. خصلت های روحی و معرفتی انسان هم چون عقل و اراده، کمال طلبی و زیبایی جویی، علل و اسباب این شاخصه ها بوده و مدنیت، نظام مدنی و تمدن بشری برجسته ترین و فراگیرترین آثار و نمودارهای آن محسوب می شود.
موضوع این مقاله – همان گونه که از عنوان آن بر می آید – رابطه میان اخلاق و سیاست می باشد. بحث از اصل رابطه میان این دو، ضرورت و چیستی یا ماهیت این رابطه و در نهایت، چگونگی رابطه آن ها و سازوکار عینی و عملی مربوط و نمودارهای آن، نیازمند روشن شدن هر چه فراتر بنیاد هستی یا چرایی، ماهیت و چگونگی و یا سازکارهای هریک از آن هاست. مسلم، ارزش زدایی سیاست و سیاست ارزش زدا شده، نه ممکن و عملی بوده، نه لازم و ضروری و نه مفید و سازنده می باشد. بینش اخلاقی – سیاسی مدرنیستی که از کتاب «شهریار» ماکیاولی سرچشمه گرفته و تحت عنوان سیاست طبیعی، اخلاق طبیعی و سیاست و اخلاق ماکیاولیستی جریان یافته است،۱ به ویژه در نقطه اوج آن، یعنی در نگرش و گرایش پوزیتیویستی که از بنیاد و نخست، مدعی اخلاق زدایی سیاست می باشد،۲ نه تنها به سیاست خنثی و بیطرفانه و به تبع آن به دانش سیاست واقع نمایانه نینجامیده است، بلکه برعکس، ارزش ها و اخلاق مادی را مدنظر داشته۳ و در این راستا، اخلاق و ارزش های هژمونیک و سلطه جویانه جوهری خود را در سیاست تزریق و ترویج نموده و به دنبال خود آورده است. بدین سان این جریان، دانش سیاست ابزاری متناسب خویش را به جای دانش سیاسی حقیقی، یقینی و متعالی نشانده است.
وضعیت علمی و عملی اخلاقی و سیاسی و یا چالش اخلاقی و سیاسی علمی و عملی ای که انتقاد و مخالفت های افراد، جریانات و حتی مکاتب عمده ای از قبیل مکاتب انتقادی فرانکفورتیان و لئواشتراوسی ها را سبب گردیده، برخی جریان های پسامدرنیستی را به نسبیت گرایی مطلق و نیهیلیسم سوق داده و برخی دیگر به سان سنت گرایان معاصر، غرب را به چاره اندیشی واداشته است. مسئله اصلی، وجود رابطه و تعامل عینی علمی و عملی مطلق اخلاق و سیاست و نیز اخلاق و سیاست مطلق می باشد. چالش اصلی، تبیین و تعیین رابطه حقیقی و کارآمد اخلاق و سیاست و حتی تعامل اثربخش اخلاق با سیاست در جهت تعالی، بهره برداری متزاید سیاست از اخلاق به منظور ارتقای کارآمدی می باشد، چراکه هرگونه تعلل در تبیین، توجیه و ترسیم رابطه مثبت و سازنده حقیقی و واقعی میان اخلاق – خواه مطلق یا متعالی – و سیاست – خواه مطلق یا متعالی – به معنای تقویت، ترویج و تسلط اخلاق نامتعالی در سیاست و در نتیجه، تحقق و توسعه سیاست نامتعالی می باشد، زیرا اخلاق نامتعالی، اعم از اخلاق طبیعی یعنی اخلاق مادی اومانیستی و یا اخلاق هژمونیک یعنی تنازعی و سلطه جویانه، سیاست نامتعالی تک ساحتی ماتریالیستی و یا سیاست استبدادی و استکباری سیطره جویانه را به دنبال خواهد داشت.
فرضیه اصلی مقاله حاضر این است که «میان اخلاق و سیاست، رابطه تعاملی و ساختی برقرار می باشد» که تعامل به معنای تأثیر و تأثر متقابل است. براین اساس، می توان اذعان کرد که «میان اخلاق و سیاست، رابطه تداول وجود دارد» که تداول به معنای تاثیر و تأثر متزاید یا فزاینده است؛ به عبارت دیگر «اخلاق، سیرت سیاست بوده و سیاست، صورت اخلاق» و نظام هنجاری و هنجارها می باشد. حتی «نظام اخلاقی، شبکه هنجاری، و سیاست شاکله راهبردی جامعه، کشور و زندگی است». هم چنین «اخلاق، نظام زیرساختی و درون ساختی، و سیاست، نظام سیر و ساختار روساختی و برون ساختی جامعه و کشور به شمار می آید». بدین سان، اخلاق به عنوان منش و گرایش، ناشی از بینش و نگرش، متناسب و بر اساس آن معطوف به کنش و روش سیاسی بوده و در مقابل، سیاست به عنوان روش و کنش، برآمده از اخلاق و نظام هنجاری و تحصل۴ عینی و عملی – مدنی آن می باشد. به هر حال، اخلاق و سیاست رابطه تعاملی و ساختی وثیقی دارند؛ رابطه ای که بنا به تفسیر فلاسفه سیاسی ای هم چون حکیم ابونصر فارابی و خواجه نصیرالدین طوسی، اخلاق به سیاست تَعُّین می دهد۵ و سیاست به اخلاق، تَحَصُّل می بخشد. چه بسا نامیدن آثار سیاسی فارابی تحت عناوین؛ «التنبیه علی سبیل السعاده» و «تحصیل السعاده» که در بردارنده آمیزه ای بهینه از اخلاق و سیاست متعالی به منظور توسعه، تعادل و تعالی سیاسی و اجتماعی است، نیز برخاسته از این موضع باشد. آرا و آثار سیاسی فارابی برترین نمونه و نماد برجسته و پایدار پیوستگی اخلاق و سیاست و یگانگی آن ها در سیر و ساختار راهبردی جامعه می باشد؛ موضوعی که به شدت سبب جلب نظریه سیاسی لئواشتراوس و جذب این نظریه در فلسفه سیاسی وی شده است.۶ درآمد
دیدگاه ها و به تبع آن رهیافت های متفاوت و گاه متعارضی در زمینه رابطه یا جدایی اخلاق و سیاست وجود داشته و دارد؛ رهیافت ها و دیدگاه هایی که ناشی از نگاه آن ها به اخلاق و سیاست و متناسب با برداشت آن ها از این دو مقوله می باشد. جملگی این نگاه ها، برخلاف برخی ادعاهای ظاهری و جزئی گرایانه که ممکن است به بعضی بی اخلاقی ها در سیاست و در واقع، جدایی سیاست از اخلاق یا اخلاق زدایی سیاست معتقد بوده یا در مقابل مروج بعضی سیاست پرهیزی ها در اخلاق و در واقع، جدایی اخلاق از سیاست یا اخراج آموزه های سیاسی و حتی آمیزه های سیاسی از اخلاق یعنی سیاست زدایی اخلاق و منع اخلاق از سیاست نگری و سیاست گرایی باشند، ضمن دربرداشتن ضمنی مطلق اخلاق و سیاست، در حقیقت به تبیین اخلاق مطلق یا متعالی و نیز سیاست مطلق و متعادل، به ویژه رابطه میان اخلاق متعالی و سیاست متعالی با چالش فوق می پردازند؛ چالشی که در یک سوی آن رهیافت جدایی کامل اخلاق و سیاست قرار دارد و میان این دو چه بسا قائل به تباین، تقابل و حتی تضاد تا سرحد تناقض و تعارض می باشد و در دیگر سوی، رهیافت عینیت و یگانگی سیاست و اخلاق قرار دارد که میان این دو حداقل به همگرایی، هماهنگی، همبستگی و حتی پیوستگی تا سرحد همگنی، همگونی و ادغام معتقد است.
براساس این دیدگاه و در چالش و پیوستار گسستگی – پیوستگی اخلاق و سیاست برمبنای این که مفهوم و گستره این دو مقوله چیست، رهیافت های مختلف و حتی متعارضی شکل گرفته که عبارت اند از:
الف) براساس رهیافت جدایی اخلاق از سیاست، اخلاق اصالت یا سازندگی ندارد یا در مقابل، در راهبرد جدایی سیاست از اخلاق، سیاستْ منفی بوده و تعالی بخش نمی باشد.
کارکرد اخلاق در این رهیافت، چه بسا شخصی، درونی و احیانا معنوی است، حال آن که کار ویژه سیاستْ عمومی، بیرونی و مادی می باشد.
ب) در حد وسط، اخلاق و سیاست دو حوزه زندگی فردی و جمعی انسانی بوده که دارای رابطه و نسبت عموم و خصوص من وجه می باشد؛ یعنی برخی امور، اخلاقی بوده و سیاسی نمی باشد و در مقابل نیز برخی امور، سیاسی بوده و اخلاقی نیست. در عین حال، اخلاق سیاسی و یا سیاست اخلاقی به معنای آن بخش از اخلاق و اخلاقیات است که اجتماعی و سیاسی محسوب می شود و یا آن بخش از سیاست و سیاسیات می باشد که اخلاقی به شمار می رود و یا مراد سیاست در مورد بخش اخلاق، سیاست فرهنگی و مانند این ها، می باشد.
ج) براساس رهیافت پیوستگی اخلاق و سیاست، اخلاق و سیاست لازم و ملزوم و بلکه عین هم بوده و حداکثر مراتب دوگانه یا حقیقت و واقعیت واحد و یگانه محسوب می شوند، بدین سان که اخلاق سیاسی، به معنای معطوف بودن اخلاق به سیاست و موثر در آن و بلکه محور، مبنا و غایت و در نتیجه، تعیین کننده در سیاست است، همچنان که سیاست اخلاقی به معنای مبتنی بودن و متاثر بودن سیاست از اخلاق – خواه مطلق اخلاق تا اخلاق مطلق – می باشد. بدین ترتیب، اخلاق از بنیادین ترین، جزئی ترین و شخصی ترین مراحل و مراتب آن تا کلی ترین و فراگیرترین وجوه جمعی تا سرحد جهانی، معطوف به سیاست بوده و در آن بازتاب می یابد. و از مبادی، ارکان و اجزای سیاست به شمار می رود، هم چنان که سیاست در کلی ترین صورت، سیر و ساختار راهبردی و تحققی اخلاق در تمامی گستره ها و بخش های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به شمار می آید.
بدین ترتیب، مطلق اخلاق نظام هنجاری به سان اسکلت بندی سیر و ساختار سیاست بوده و اخلاق متعالی، جنبه تعالی و تعالی بخش سیاست و صورت و ساختار آن است و در مقابل، سیاست سیر و ساختار راهبردی اخلاق یا ترسیم و تحقق نظام هنجاری در میان ملت و جامعه سیاسی به شمار می آید. براین اساس، اخلاق شاکله سیاست بوده و سیاست صورت، سِیَر و ساختار عمومی اخلاق است. در این راستا، سیاست متعالی آمیزه ای بهینه، سازوار، کارآمد و در نتیجه، اثر بخش و بهره ور از اخلاق متعالی و سِیَر و ساختار راهبردی به منظور تعالی و تعالی بخشی است.
در نمودار بالا، بردارهای افقی، نشان دهنده هنجارهای مادی، اقتصادی و توسعه بوده و بردارهای عمودی، شاخص هنجارهای معنوی، فرهنگی و متعالی است. کارکرد سیاست کارکرد سیاسی هنجارها، کارکرد هنجارهای سیاسی و ایجاد تعادل و توازن میان هنجارهای مادی و اقتصادی به منظور تامین هنجارهای معنوی، فرهنگی و متعالی می باشد و کارویژه آن، نظام سیاسی و دولت به عنوان برترین نهاد سیاسی، ترسیم و تنظیم ساختاری و راهبردی شبکه هنجارها و تحقق عملی و عینی هنجارهای نظام برای دست یابی به توسعه اقتصادی، تعادل سیاسی و اجتماعی و تعالی فرهنگی و معنوی است.
در تعبیری اخلاق، دین و معنویت و ارزش، به سان روح و سیاست، و دولت به سان جسم و ابزار فرض شده است. مراد از دین و شریعت در این جا نظام راهبردی اعم از نظام معرفتی، نظام حقوقی و نظام هنجاری و اخلاقی می باشد.۷
بر اساس رهیافت های پیش گفته و در مقام نقدگذاری آن ها، برخی اخلاق را مربوط به حوزه ارزش ها، و سیاست را مربوط به حوزه قدرت دانسته اند بنابراین به جدایی کامل اخلاق از سیاست معتقدند. آن چه از نظریه نیچه برداشت می شود، اوج این چنین رهیافتی به شمار می آید.۸ نیچه در واقع، مخالف اخلاق ضعیف، ذلت پذیری و ضعف اخلاقی می باشد که به زعم وی، در مسیحیت رواج دارد. ایشان اخلاق توانایان را چه در قالب اَبَر انسان یا اراده معطوف به قدرت، نه تنها تایید می کند، بلکه سخت نیز می ستاید.۹ شبهه جدایی اخلاق از سیاست، در نظریه ها و نظام های مدرنیستی اعم از لیبرالیستی و سوسیالیستی با شدت و ضعف هایی، مواجه است۱۰ در این رهیافت، بیشتر گونه ای اخلاق ماتریالیستی، اومانیستی و ناتورالیستی۱۱ یا مادی و طبیعی در سیاست ترویج می گردد تا بی اخلاقی به معنای مطلق که در تمامی عرصه های زندگی انسانی از جمله در قلمرو زندگانی سیاسی او کاری ناشدنی است.
هم چنین در ظاهر،گاه اخلاقِ به معنای اخلاق و ارزش های شخصی یا درونی، جدا از حوزه سیاستِ به معنای امور برونی، اجتماعی و مدنی انگاشته شده است، ولی باز هم نقش و تاثیر اشخاص در جامعه و سیاست و بازتاب اخلاق در آن ها، قابل توجه بوده و چه بسا حت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
