اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روش شناسی حکمت سیاسی اشراق
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 74
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی حکمت سیاسی اشراق یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی حکمت سیاسی اشراق شامل 106 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی حکمت سیاسی اشراق را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل روش شناسی حکمت سیاسی اشراق با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل روش شناسی حکمت سیاسی اشراق بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل روش شناسی حکمت سیاسی اشراق با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش شناسی حکمت سیاسی اشراق وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل روش شناسی حکمت سیاسی اشراق با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل روش شناسی حکمت سیاسی اشراق مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش شناسی حکمت سیاسی اشراق :
تاریخ دریافت: ۱۹/۱۰/۸۳ تاریخ تأیید: ۲۳/۱۰/۸۳
حکمت اشراق که بر دو پایه ذوق و استدلال یعنی تجربه عرفانی و تفکر منطقی استوار است، برهان صحیح و کشف صریح را ملاک شناخت حقایق قرار می دهد. سهروردی کلید فهم این حکمت را معرفت نفس می داند و معرفت نفس را نیز مبتنی بر معرفت حق تعالی و جهان هستی می سازد؛ بر این اساس نظام هستی شناسی خود را بر شناخت نورها استوار می کند. وی با پذیرش چهار عالم جبروت، ملکوت، ملک و مثال، به تشریح ارتباط این عوالم پرداخته و از این رهگذر، در تبیین سلسله مراتب عرضی نظام هستی، جهان هستی را به دو بخش جهان نور و جهان ظلمت تقسیم می کند و در مسیر حرکت انسان از مبدأ به معاد، دستگاه فلسفی سیاسی خود را ترسیم می کند. مقاله حاضر در راستای این بحث به تبیین روش شناخت شهودی، جایگاه قوه شهود، قواعد دانش ساز در فلسفه سیاسی شیخ اشراق و جایگاه علوم مدنی در سیاست می پردازد.
واژه های کلیدی: شناخت شهودی، حکمت سیاسی اشراق، حکمت ذوقی، حکمت بحثی، سهروردی.
مقدمه
ظهور و تداوم فلسفه سیاسی اشراق
روش شناخت شهودی، هرچند که در اندیشه فارابی و ابن سینا مورد توجه قرار گرفته بود، اما در اندیشه سهروردی جلوه آشکارتری یافت و افرادی چون شهروزی، قطب الدین شیرازی و جلال الدین دوانی به شرح آن همت گماشتند. سهروردی گرچه به طور رسمی بنیان گذار فلسفه اشراقی است، اما در تمثیل های عرفانی ابن سینا، نه تنها طرح مقدماتی بلکه دریافت کاملاً روشنی از این فلسفه مشاهده می شود. بی سبب نیست که شیخ اشراق خود را وامدار ابن سینا می داند، اما در عین حال بی پروا به او نقد و ایراد می کند که به سرچشمه حقیقی اشراق، یعنی حکمت باستان راه نیافت و (طامه) کبرا را نادیده گرفت و از تجربه عرفانی بهره نبرد.
سهروردی به واسطه استادان خود با آثار فلسفی ابن سینا، فارابی، کندی، ابوالحسن عامری و دیگر فیلسوفان پیش از خود آشنا شد و از طریق همین استادان با آثار متکلمان بزرگ اسلامی آشنا گردید. کلام معتزلی و اشعری در قرن ششم رشد زیادی داشت و نیز تصوفِ وحدت شهودی در این عصر بسط و گسترش شگفت و شگرف کرد و به اوج و اعتلای در خور توجهی رسید. بی شک این سه جریان عمده فکری در عالم اسلامی (فلسفه مشاء، کلام معتزلی و کلام اشعری) سهمی مهم در دستگاه فکری سهروردی داشته اند. از آن جا که آبشخور این سه جریان فکری در جهان اسلام، علاوه بر منابع درونی، منابع بیرونی نیز بوده است، سهروردی به سر منشأ این تفکرات نیز توجه کرده و بر مبنای آنها، تفکر اشراقی خود را منسجم ساخت. سهروردی با تأثیر پذیری جدی از قرآن کریم و حدیث و بهره گیری از یافته های یونان و ایران باستان به تأسیس صورتی جدید بر مواد قدیم اقدام کرد.
سهروردی خود آشکارا به ملهم شدن از فلسفه یونان باستان و متأثر شدن از مشرب فهلویون ایرانی اشاره دارد و رمزها و واژه های خسروانی ایران باستان را عیناً به کار می برد. پس از وقوع نهضت ترجمه، مسلمانان متوجه آرای یونانیان و دیگر ملت ها شدند و خیلی زود با افکار و آموزه های هلنی آشنا گردیدند. سهروردی که در جست وجوی حکمت خالده و جاودان خود، تمام اقالیم اندیشه بشری را پشت سر گذاشته بود، تفکر یونانی، توجه او را جلب کرد. بدین ترتیب در مراحل مختلف با آرا و افکار حکمای یونان و ایران آشنا گشت و بر محور تفکر آنان حکمت اشراقی را پایه گذاری کرد.
تفکر اشراقی سهروردی پس از وی، با رنگ و لعابی تازه در آثار متفکران بعدی نمودار شد و ملاصدرای شیرازی در کتاب الشواهدالربوبیه برخی ازالزامات فکری سهروردی را به نمایش گذاشت. با تأسیس حکمت اشراق، روش شهودی که خمیره اصلی حکمت ذوقی است، جای خود را در مسائل فلسفه اسلامی باز می کند و رهیافتی نو در فهم سیاست و مراتب هستی به وجود می آورد.
جایگاه قوّه شهود در فلسفه سیاسی اشراق
نزد متفکران اسلامی، اندیشه دارای سه سرچشمه معتبر است که هرکدام مراتب خود را دارند: ۱ – نقل، که نام الهیات بر آن نهاد شده است؛ ۲ – عقل، که منبع الهام کلام عقلی و فلسفه است؛ ۳ – کشف یا بینش شهودی با معرفت قدسی، که تجلّی حقایق نخستین و سرچشمه حکمت الهی و عرفانی است. شناخت شهودی، نوعی علم حضوری است که با علم صوری یا حصولی که در نظریه مشائیان آمده است تفاوت دارد. موضوع شناخت حضوری امری اتصالی و شهودی است، از این رو شناخت اشراقی نوعی استحضار یا حضور بخشیدن است. از آن جا که حضور بخشیدن به درجه تجرد یا میزان رها شدن از ماده این جهانی بستگی دارد، روان آدمی هرچه بیشتر از ماده فاصله گیرد، بیشتر آماده پذیرش نور یا روشنی خواهد شد. بنابراین در اوج سلسله مراتب وجود در حکمت اشراق به «نورالانوار» می رسیم که میزان تجرّد و رهایی او از ماده در حد کمال است.
سهروردی در کتاب تلویحات۱ می نویسد که شناخت شهودی را در رؤیایی از ارسطو آموخته است. در رؤیای موردنظر شیخ اشراق، اولین پاسخ ارسطو به سهروردی این است که به خویشتن خود برگردد. این پاسخ و پرسش های دیگری که مطرح می شود حکایت از نوعی ارشاد تدریجی برای رسیدن به خودشناسی و تجرید و تصفیه آن دارد؛ نوعی شناخت شهودی که نفس در آن، خود را می بیند و با این بینش ظواهر همه چیز را به رمز و نماد برمی گرداند.
شناخت اشراقی معرفتی نجات بخش و رستگارکننده است، چرا که اندام این گونه معرفت در تعقل بشری، عقل قدسی است. این شناخت، معرفتی است که همه داده های مادی حواس را به ارقام و رموز معنوی برمی گرداند که تنها در عالم مثالیِ نفس نمودار می شوند؛ از این رو در شناخت شهودیِ حواس ظاهری انسان استحاله یافته و به حواس درونی و معنوی تبدیل می شود. نکته قابل توجه این است که سهروردی، به عنوان مؤسس فلسفه اشراقی، با این که اساس حکمت را علم تجردی اتصالی و دانش شهودی می داند، روی برهان نیز تکیه کرده و آن را معیار امور معرفی می کند. وی مخاطبان خود را از هرگونه تقلید برحذر داشته و با تأکید فراوان می گوید: «نه از من و نه از غیر من، به هیچ وجه تقلید نکنید، چون که معیار تشخیص در امور برهان است».۲ سهروردی برهان را در کنار شهود معیاری برای طبقه بندی حکما قرار می دهد و در مقدمه حکمه الاشراق،۳ حکیمی را که در حکمت ذوقی و حکمت بحثی متبحّر باشد، شایسته ریاست تامّه و خلافت و جانشینی خدا در زمین می داند. وی در مراحل بعدی بر وجود حکمت ذوقی و حکمت بحثی تأکید دارد، اما در نهایت جهان را از حکیم متأله و دارای حکمت ذوقی، خالی نمی داند و با این عبارت برتری شهود را بر برهان به اثبات می رساند. با این وجود، شیخ اشراق در کتاب المشارع والمطارحات به صراحت می گوید: «اگر کسی در علوم بحثی و حکمت رسمی مهارت نداشته باشد راهی به حکمت اشراقی نداشته و درک حقیقت آن، برای وی میسر نمی باشد».۴ بنابراین سهروردی در عین پذیرش حکمت ذوقی و اصل و اساس قرار دادن آن، از حکمت بحثی غافل نبوده و این علم را مقدمه ای برای ورود به حکمت ذوقی و کشف و شهود می داند. شیخ اشراق معتقد است در دانش های نظری به جز برهان چیز دیگری به کار نمی آید و تنها برهان مورد پذیرش او، برهان قیاسی است که مرکب از مقدمات یقینی است. یقین عقلی تنها از طریق اوّلیات حاصل می شود، زیرا در این گونه مقدمات حدود و اطراف و موضوع و محمول قابل تصورند و در این فرض کسی نمی تواند آن را انکار کند. بنابراین درباب قیاس برهانی نتیجه می گیرد که به جز قضایای یقینی اعم از عقلی، نقلی و شهودی در برهان علمی، قضایای دیگر به کار گرفته نمی شود، خواه آن یقینیات فطریات باشند یا قضایای صحیحی که مبتنی بر فطریات هستند. از این رو برخلاف قاعده مشائیان، حدسیات را براساس قاعده اشراق به اقسامی منقسم کرده و استقرا را جزء حدسیات به حساب آورده است، زیرا استقرای تام غیرمقدور است و استقرای ناقص نیز مفید چیزی نیست و نتیجه می گیرد که احکام استقرایی داخل در احکام حدسی است.۵
فلسفه اشراق، شناخت را بر رابطه اشراقی بین موضوع مدرِک و مدرَک مبتنی می داند، یعنی تنها علم حضوری اصیل است. فلسفه اشراق علی رغم حکمت مشاء که تعقل و برهان را اصیل می داند، تعقل و برهان را مبتنی بر شناخت نور موجود در موضوع می داند؛ هستی از نظر فلسفه اشراق نور مجردی است که از اصل نورالانوار ساطع شده و عالم را فرا می گیرد و اشراق ظهوری و شهود، هم در مرتبت و هم در اصالت، مقدم بر برهان و تعقل است.
پایه های عمده روش شناسی فلسفه اشراقی را می توان در قصه غربت غربی سهروردی یافت. در این رساله فلسفه مشائی ابن سینا و تجربه روحانی مبتنی بر تصوف از یک سو و اندیشه های فلسفی ایران باستان و یونان قدیم (شناخت نظری و تجربه معنوی) از سوی دیگر با هم تلفیق می شوند تا غریب افتاده غربت غربیه را بعد از شکستن حد و ماهیت به سوی میهن شرقی رهبری کنند. برای غریب افتاده قصه غربت غربی شناخت شهودی و اتصال به عالم بالا اصل و اساس هر چیزی است و او بر مبنای یافته های خود با استناد به حکمت ذوقی به دست آمده در پی رهایی از غربت و تنهایی است.
شارحان آثار شیخ اشراق نیز بر غلبه شناخت شهودی بر شناخت برهانی در نظر سهروردی اشاره کرده اند و آن را اساس حکمت اشراق تلقی نموده اند. قطب الدین شیرازی در شرح حکمت الاشراق می نویسد:
حکمت اهل خطاب (حکمت ذوقی) … همان حکمتی است که خدای بزرگ آن را بر اهلش منت گذارده و از نااهلش منع کرده است، نه آن حکمتی که مردم روزگار ما خود را وقف آن کرده اند، زیرا آن، با وجود این که سست بنیان است، خود مورد جدل و نزاع و اختلاف است و فروع و مسایل آن در هم و پر از اباطیل و سخنان بیهوده است. از کثرت جدل و اختلاف مانند درخت بید بی بهره و بی ثمر است. بدین سبب است که با اشتغال در آن، چیزی بر حاصل عمر افزوده نمی شود و هیچ شقیّی با خواندن آن سعید نگردد، بلکه جز نفرت از حق چیزی نمی افزاید و آدمیان را از حق و راه راست دور می کند. چه بسیاری را گمراه و چه بسیاری را رهنمون می شود … مضافاً بر این که اینان (مشائیان) حکمت ذوقی را کلاً رها کرده اند و از اصول به فروع رفته اند و حتی حکمت بحثی را هم با ایرادهای بسیار و نقص های بی شمار در واقع مطرود و مردود می دانند و یا این که خود را حکیم می دانند. این همه برای حب ریاست بوده است و بدین جهت از رسیدن به مقام والا و مشاهدت حقایق جهان و ادراک انوار مجرده محروم ماندند، زیرا مشاهده مجردات و رسیدن به حقایق و اسرار عالم ملک و ملکوت از راه فکر و انتظام دلیل قیاسی و از راه نصب تعاریف حدی و رسمی ممکن نباشد و بلکه تنها از راه دریافت مجردات و رسیدن به حقایق از راه انوار اشراقیه … و بارقه الهی ممکن گردد.۶
ملاصدرای شیرازی نیز بر این نکته پافشاری می کند و معتقد است تصفیه درونی سالک نباید از تفکر خالی باشد و نیز تفکر فلسفی او نیز باید همواره با کوششی برای تصفیه درونی همراه باشد.
قواعد دانش ساز در فلسفه سیاسی اشراق
سهروردی براساس تجارب درونی خود معتقد به عوالم چهارگانه است: الف) عالم انوار قاهره؛ ب) عالم انوار مدبّره؛ ج) جهان برازخ؛ د) صور معلقه ظلمانیه و مستنیره.۷ وی ضمن توضیح این عوالم، در بیان سلسله مراتب هستی، پس از نورالانوار معتقد به موجودات نوری محضی است که آنها را انوار قاهره می نامد. انوارِ قاهره موجودات مجرد تامه به شمار می آیند که در حالت طولی و عرضی شکل گرفته اند و از تمامی شوایب مادی و جسمانی بریّ هستند.
انوار مدّبره که آنها را انوار سپهبدیه نیز می نامند، تدبیر عالم افلاک و جهان انسان را بر عهده دارند. جهان برازخ یا عالم اجسام اعم از اجسام فلکی از قبیل کواکب و غیره و عناصر است. جهان صور معلقه و مستنیره همان عالم مثال و یا خیال منفصل است که بسیار وسیع و گسترده بوده و از جهت تنوع شگفت انگیز می باشد.
سهروردی با مقابل هم قرار دادن نور و ظلمت، شکل خاصی از جهان شناسی را ارائه می کند که در آن جهان موجودات تحت قمر در درون خود تنها با اتصال به جهان مافوق قمر می تواند از نور و ضوء بهره گیرد و به همین جهت وی برای شناخت جهان هستی، از مبدأ هستی یعنی واجب الوجود آغاز می کند و ضمن معرفی و بیان صفات او به چگونگی خلقت افلاک می پردازد. استعاره نور و ظلمت سهروردی به جهان برازخ (جهان مادی) نیز کشیده می شود و از آن جا که در این حکمت، قبول تضاد درونیِ وجود و قبول نبرد درونیِ هستی، مستتر است و انسان ناگزیر به دفاع از عوالم معنوی و نورانی بر ضد غواسق برزخی (عالم مادی) است، خصلت پیکارجویانه ای با این فلسفه همراه است که ما از آن به نبرد حق و باطل تعبیر می کنیم و در فلسفه سیاسی این اصل جایگاه ویژه ای دارد.
شیخ اشراق جهان شناسی نور و ظلمت را از پیشینیان خود، از جمله ذوالنون مصری، ابوالحسن خرقانی و بایزید بسطامی می گیرد و آن را در حکمت اشراق به گونه ای خاص سازماندهی می کند. به اعتقاد سهروردی امور سماوی و عوالم قدسی در اشرف و اکمل مرتبه تصور قرار دارند، چرا که این امور دایمی بوده و مبرّای از ماده و استعداد می باشند. از آن جا که این امور در خارج از عالم اتفاقات و تزاحمات (عالم ماده و طبیعت) قرار دارند، صرف امکان ذاتی آنها برای تحقق شان کافی است.۸ به همین جهت خودشناسی یا معرفت نفس در نظر سهروردی، معرفتی مفهومی نیست بلکه غوطه وری در حضور و در قرب وجود است. این معرفت، شناخت بشر در نسبت با دیگری نیست بلکه معرفت به گوهر وجودی آدمی است، بدین سان معرفت وجودی، معرفتی بی واسطه است و در آن صور میانجی نقش ندارند. در این جا میان آدمی و خود حجابی حایل نیست، و شناسنده و مورد شناسایی امر واحدند. خودشناسی نه شناخت انسان به مثابه دیگری، یا امری انتزاعی و کلی، بلکه چشم دوختن به درون روح مجرد است، خودشناسی نقطه عزیمت به تأمل در سرشت و سرنوشت ویژه روح انسانی است. بشر در نسبت با دیگری خود را دارای اموری احساس می کند، این امر سبب می شود تا او این مناسبات را اصیل نگاشته و چیز غیرحقیقی را حقیقت فرض کند. نسبت آدم با عالَم سبب می شود تا او صرف داشتن و باشندگی برای دیگری را به مثابه ذات و جوهره وجود فرض کند، در حالی که داشتن و باشندگی برای دیگری امری است که پس از وجود محقق می شود. ذات، اساساً ذاتی است که در خود این امکان را داراست. به هر روی خودشناسی حقیقی، حرکتی استعلایی است که از ماده آغاز شده و به معنا می انجامد. این راه بی نهایت در حکمت اشراق در دو سر خود دنیا و آخرت را دارد که به دلیل همین بُعد بی نهایت از یکدیگر، ضدِ هم هستند؛ انسان از ظلمتِ محض سفر خود را آغاز می کند و از غرب به شرق می رود. وجود داشتن جبری است و آدمی در انتخاب آن نقش ندارد، مرگ نیز جبری است که آدمی از پذیرش آن ناگزیر است، بدین سان زندگی تقدیری تراژیک دارد و انسان در مسیر حرکت خود از مبدأ به معاد ناگزیر به زندگی جمعی روی می آورد و در این مسیر قدرت، سیاست و حاکمیت معنا پیدا می کند. اما مثلث قدرت، سیاست و حاکمیت در حکمت اشراق در مسیر عروج آدمی شکل می گیرد و این عروج نیز امری محتوم است و آدمی به هر روی به اجبار یا اختیار مسافر این راه است.
شیخ اشراق از آن جا که مؤثر حقیقی در جهان وجود را نور می داند۹ و نیز بدان جهت که همه قوای حاسّه ظاهری و باطنی آدمی را به یک نور باز می گرداند۱۰ نظم واحدی را در جهان حاکم می داند. او در رساله های عرفانی خود جهان آفرینش را به اعضای بدن انسان تشبیه می کند؛ در رساله «الواح عمادی» در توصیف رموز به کار رفته در آثارش می گوید: منظور او از آسمان در آثار رمزی اش سر انسان است، قلب انسان همچون خورشید است و حواس آدمی، ستاره هایی هستند که بر گرد قلب انسان در گردشند و آسمان خرد آدمی را روشنی می دهند و زمینِ رمزی نیز پیکره بشری است و گرایش ها و قدرت های غضبی و شهوی، حیوانات وحشی این سرزمین اند و ذات آگاه و هوشیار آدمی نیز قوای سامان دهنده این مملکت بشری است.۱۱ بدین ترتیب با دو پیش فرض نظم طبیعی عالم و تشابه آن به نظم بدن انسان می تواند نظم اجتماعی را به تصویر کشاند، سهروردی تنها به ضرورت چنین نظمی در جامعه پرداخته است. بر مبنای یافته های سهروردی می توان تصور کرد که حکیمِ متأله فرو رفته در حکمت بحثی و حکمت ذوقی به مثابه «آسمان» در تعابیر رمزی سهروردی است که زمین، بدون او بارش و باران ندارد، خورشید و ماه و ستاره و سبزی و آبادی و آبادانی نیز نخواهد داشت. همچنان که زمین بدون آس
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
