خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل متدلوژی سیاست نامه نویسی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل متدلوژی سیاست نامه نویسی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روش شناسی حکمت سیاسی اشراق
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روش شناسی حکمت سیاسی اشراق قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
07دقیقه
49ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی دانش (سیاسی) در جهان اسلام، با تاکید بر دوره میانه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 49

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی دانش (سیاسی) در جهان اسلام، با تاکید بر دوره میانه؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی دانش (سیاسی) در جهان اسلام، با تاکید بر دوره میانه انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی دانش (سیاسی) در جهان اسلام، با تاکید بر دوره میانه:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی دانش (سیاسی) در جهان اسلام، با تاکید بر دوره میانه آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی دانش (سیاسی) در جهان اسلام، با تاکید بر دوره میانه با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی دانش (سیاسی) در جهان اسلام، با تاکید بر دوره میانه از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی دانش (سیاسی) در جهان اسلام، با تاکید بر دوره میانه، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل طبقه بندی دانش (سیاسی) در جهان اسلام، با تاکید بر دوره میانه :

تاریخ دریافت: ۲۹/ ۱۰/ ۸۳ تاریخ تأیید: ۱۲/ ۱۲/ ۸۳
طبقه بندی دانش و جایگاه دانش سیاسی، این امکان را فراهم می کند که اولاً، با انواع دانش ها و طبقه بندی دانش سیاسی نزد اندیشمندان اسلامی آشنا شویم، و ثانیا، تطور این بحث در طول تاریخ اندیشه سیاسی اسلامی را پی گیریم. به نظر می رسد پیش فرض های فلاسفه و فقها و همچنین نسبت سنجی عقل و نقل، در نوع طبقه بندی دانش نزد ایشان تأثیر داشته است. به همین دلیل طبقه بندی علوم نزد فارابی و تابعین او را باید در عقل محوران، و طبقه بندی علوم نزد غزالی و امثال وی را باید در نقل محوران جای داد.
واژه های کلیدی: طبقه بندی دانش، دانش سیاسی، عقل محوران، نقل محوران، ارسطو، فارابی، غزالی، اخوان الصفا، خواجه نصیر و ابن خلدون.

مقدمه

طبقه بندی یا تقسیم بندی علوم از دوران باستان امر رایجی بوده است. ارسطو در این میان بنیان گذار تقسیم مشهوری بود، که دیگران تا حد زیادی از وی پیروی کرده، یا آن را تکمیل نمودند. هر متفکر و اندیشمندی بر حسب پیش فرض ها و اهمیتی که به علمی خاص می داده، طبقه بندی ویژه ای از علوم ارائه نموده است. پیش فرض ها و ارزش داوری های دانشمندان را با کمی تأمل می توان در نوع طبقه بندی دانش نزد ایشان مشاهده کرد؛ به طور مثال کسی که برای علوم عقلی یا شرعی اهمیت خاصی قائل است، در طبقه بندی دانش ها نیز به شکلی رفتار می کند که این اولویت سنجی مشهود باشد. همچنین میزان ارزش نهادن به علم سیاست، از نوع طبقه بندی علوم و کیفیت جای دادن سیاست در این بین، مشخص می شود.
فرضیه این مقاله آن است که مهم ترین معیار در تقسیم دانش سیاسی اسلام در دوران قدیم، نسبت عقل و نقل می باشد. به طور کلی مبانی فکری اندیشمندان اسلامی در نوع طبقه بندی علوم نزد ایشان انعکاس دارد. بر این اساس، هر متفکری بر اساس مبانی اندیشه ای خود- و در این بین نسبت عقل و نقل- به مبحث طبقه بندی علوم می پردازد.

اهمیت طبقه بندی دانش های سیاسی

دانش سیاسی از یک طرف در دل دانش های دیگر قرار می گیرد، و از طرف دیگر خود به زیر شاخه هایی تقسیم می شود. از آن جا که مسأله طبقه بندی علوم آیینه تمام نمای اندیشه دانشوران به شمار می رود، به عنوان سنگ زیربنای مباحث دیگر قابل طرح می باشد.
اهمیت طبقه بندی علوم و دانش های سیاسی را از سویی دیگر می توان در ارتباط آن با فلسفه علم و روش شناسی جست و جو کرد. فرهنگ فلسفه کمبریج فلسفه علم و رابطه آن با روش شناسی را چنین توضیح می دهد:
فلسفه علم شاخه ای از فلسفه است که بر بررسی نقادانه علوم، روش ها و نتایج آنها تمرکز دارد. روش شناسی به عنوان شاخه ای از فلسفه علم، با معرفت شناسی مرتبط است. روش شناسی به دنبال کشف روش هایی است که به وسیله آنها علوم در جایگاه حقایق مربوط به جهان قرار می گیرند، و بنابراین روابط ادعا شده برای این روش ها را به بحث می گذارد. مهم ترین علایق روش شناسی عبارتند از: مطالب مربوط به نظریه های مقبول در علم، ماهیت ارتباط بین اثبات و فرضیه، و درجه ای که نسبت به آن ادعاهای علمی توسط داده های مشاهدتی ابطال شود.۱
پس روش شناسی شاخه ای از فلسفه علم است که میزان اعتبار و عدم اعتبار قضایای یک علم را تعیین می کند. بر این اساس است که می توان گفت طبقه بندی علوم نیز از علایق روش شناسی بیگانه نیست، و به نحوی آنها را در آیینه خویش منعکس می نماید. اگر تاریخ علم از حیث معرفت شناسی و روش شناسی را به دوره های خاصی همانند علوم قدیم (قیاسی)، علوم اسلامی، علوم جدید (استقرایی) و علوم معاصر تقسیم کنیم۲، فراز و نشیب روش های عقلی، نقلی و علمی (تجربی) را می توانیم در مبحث طبقه بندی علوم مشاهده نماییم. پس به همان میزان که معرفت شناسی و روش شناسی اگوست کنت (و مکتب اثبات گرایی) از معرفت شناسی و روش شناسی ارسطو و متفکران اسلامی دوره میانه متمایز است، طبقه بندی آنها از علوم نیز با هم تفاوت دارد. به همین میزان طبقه بندی علوم نزد خود مسلمانان نیز از معرفت شناسی و روش شناسی خاص آنها تأثیر می پذیرد. احمد پاشا در این زمینه می نویسد:
طبقه بندی علوم از موضوعاتی است که کوشش متفکران در باب فلسفه علم را- با توجه به مراحل قدیم و اسلامی و جدید و معاصرش به یک میزان- نیاز دارد. مقصود از طبقه بندی علوم، ارزیابی آنها بر حسب موضوع و یافتن نقاط مشترک و غیر مشترک به حسب موضوع و روش، و ارتباط آنها با توجه به چارچوب کلی می باشد. پس طبقه بندی، عملی روش شناختی است.۳
غرض از مباحث و نقل قول های فوق آن بود که نسبت روش شناسی با فلسفه علم از یک سو، و با مسأله طبقه بندی از سوی دیگر آشکار شود. روش شناسی شاخه ای از فلسفه علم است، که مبنای اصلی طبقه بندی علوم را تشکیل می دهد.
حال اگر این خط کلی را بخواهیم در طبقه بندی علوم اسلامی و جایگاه سیاست در این بین پی گیری نماییم، بر اساس فرضیه پژوهش می توانیم به دو مسأله اصلی اشاره کنیم:
الف) تأثیر مبانی فکری اندیشمندان در طبقه بندی دانش های اسلامی و دیدگاه ایشان درباره سیاست (به شکل عام)؛
ب) نسبت عقل و نقل و تأثیر آن در طبقه بندی دانش های اسلامی(به شکل خاص).
تقسیم بندی علوم امری ذوقی و استحسانی نیست، که به راحتی بتوان از کنار آن گذشت. رضا داوری بر این اساس، معیار موءسس بودن فارابی را دیدگاه جامع وی در مبحث طبقه بندی علوم می داند.۴ اهمیت طبقه بندی دانش (و در این جا دانش سیاسی) در آن است که مباحثی محتوایی را به همراه دارد.

معیارهای طبقه بندی دانش های سیاسی

قبل از بررسی انواع طبقه بندی دانش سیاسی در جهان اسلام، ضروری است ملاک های طبقه بندی این دانش ها گوشزد شود. فایده تقدم این بحث آن است که توصیف تاریخی خود از موضوع طبقه بندی را می توانیم با معیارهای مشخصی تحلیل و نقد کنیم.
شاید مهم ترین معیار در این بین، نسبت علوم عقلی و شرعی (و نسبت عقل و وحی) باشد. تعریف عقل و تعیین میزان کارآمدی آن نزد هر اندیشمند، نسبت فوق را مشخص می کند. فارابی و ابن سینا با اقتدا به فلاسفه یونان، مشرب عقلی را در دانش سیاسی اسلام بنیان نهادند. موفقیت فارابی در این باب، او را مفتخر به لقب «معلم دوم» نمود. هدف او جمع بین آرای افلاطون و ارسطو(الجمع بین رأی الحکیمین) بود. اولویت دادن به عقل، لوازم خاصی در طبقه بندی دانش های سیاسی دارد. اصالت یافتن فلسفه سیاسی نزد کندی، فارابی، ابن سینا، مسکویه و امثال ایشان از باب اتفاق نبوده است. از دیدگاه آنها فلسفه سیاسی در صدر دانش های سیاسی، و فقه سیاسی در ذیل دانش های سیاسی و در مرتبه ای پس از فلسفه سیاسی قرار می گیرد. همان گونه که در طبقه بندی فارابی خواهیم دید، قضاوت و داوری وی درباره جایگاه رفیع فلسفه سیاسی بدان دلیل است که طبق مشرب فلاسفه یونان، فلسفه است که امکان برافکندن پرده و راهیابی به عالم مُثُل را می دهد. برعکس، کسانی که فلسفه سیاسی و تأملات عقلانی را مورد بی مهری قرار داده اند، به مبحث طبقه بندی علوم – و از جمله سیاست – به گونه ای نگریسته اند که گویا عقل مستقل جایگاه خاصی در علوم ندارد. در تقسیم بندی شریعت گرایان از علوم، فلسفه جای خود را به دیگر علوم می دهد، و بنابراین تأملات عقلی در سیاست نیز بی معنا می شود؛ به طور مثال غزالی اندیشه فارابی و ابن سینا را نظام مند، ولی بدعت و کفر و یا لااقل امری بیهوده می داند.۵
جریان فکری دیگری که بسیار مهم و قابل توجه است، حکمت اشراق (بین سال های ۵۴۵ تا ۵۸۱ ه) با نمایندگی شیخ شهاب الدین سهروردی می باشد. او علاوه بر احیای سنت اجداد، بر آن بود که روشی در مقابل روش های پیشین ایجاد نماید. این خط فکری که عکس العملی در مقابل استدلال گرایی منطقی ارسطو به شمار می رود، بعدها در افکار و تألیفات برخی فلاسفه و اهل فرهنگ و ادب مشرق زمین انعکاس پیدا کرد.
در خصوص اندیشه های سیاسی و اجتماعی در اسلام، شاید بتوان در کنار گرایش های عقلی، نقلی و اشراقی، از گرایش دیگری با عنوان گرایش علمی نام برد. ابن خلدون در عین حال که از علوم عقلی و نقلی سخن می گوید، ثقل مباحث خود را بر روش های علمی و تجربی می گذارد و از این جهت از دیگر اندیشمندان اسلامی متمایز می شود. وی علاوه بر عقل حسی(تمیزی) و عقل نظری، از عقل تجربی نیز نام می برد.۶
معیارهای فوق بر اساس روش های مختلف معرفت در عرض یکدیگر قرار می گیرند. پس همان گونه که برای رسیدن به شناخت، راه های مختلف عقل و نقل و شهود و حس وجود دارد، می توان طبقه بندی علوم در جهان اسلام را بر این اساس تحلیل کرد. علاوه بر این معیار می توان طبقه بندی علوم – و از جمله علوم سیاسی – در جهان اسلام را بر اساس تقدم و تأخر تاریخی ارائه کرد. سجادی پس از ذکر طبقه بندی ارسطویی از اقسام دانش، می نویسد:
به هر حال مبانی دیگر همراه با توسعه علوم عقلی در طبقه بندی مطرح گردید؛ مثلاً طبقه بندی به اعتبار قوای ذهنی، طبقه بندی به اعتبار خارج و عین، و یا طبقه بندی به اعتبار موضوع که معنویات و مادیات را در بردارد. به هر حال طبقه بندی ارسطویی که مبنای کار بود با افزوده شدن علوم اسلامی و شعبات مختلف آن و نیز معرفت دینی و عرفانی کامل تر شد، و در قرن چهارم، بیشتر علما علوم را به دو دسته دانش های عربی و دانش های نخستین یا دانش های غیر عربی تقسیم کردند.۷
بنابراین علاوه بر ملاک های مذکور می توان به معیارهای دیگری در طبقه بندی علوم – از جمله طبقه بندی دانش ها به علوم عربی و غیر عربی – نیز توجه نمود.

طبقه بندی دانش از دیدگاه ارسطو

مبحث طبقه بندی علوم در جهان اسلام که از الکندی و سپس فارابی آغاز شد، ریشه در طبقه بندی دانش نزد ارسطو دارد. بدین جهت قبل از پرداختن به اندیشمندان جهان اسلام، از طبقه بندی ارسطو یاد می کنیم. ارسطو علوم را به علوم نظری و عملی، و بنابر قول دقیق تر به علوم نظری، عملی و فنی (یا شعری) تقسیم می کند.۸ غایت علوم نظری معرفت به خاطر معرفت است، و اقسام آن عبارتند از:
۱. علم الهی یا مابعدالطبیعه که از وجود – من حیث هو وجود- بحث می کند؛
۲. ریاضیات که از مقدار بحث می کند، و اقسام آن عبارتند از: حساب، هندسه، فلکیات و موسیقی؛
۳. طبیعیات که از متحرک و محسوس بحث می کند و اقسام آن عبارت است از: علم طبیعت، علم آثار عُلویه، علم کون و فساد، علم نبات و حیوان، علم نفس، علم طب و علم کیمیا.
علوم عملی در عرض علوم نظری قرار می گیرند، و سه قسم دارند:
۱. اخلاق: که موضوع آن افعال فردی انسان است؛
۲. تدبیر منزل که موضوع آن افعال جمعی انسان در منزل است؛
۳. سیاست که موضوع آن افعال انسان در جامعه می باشد.
غایت علوم شعری، تدبیر اقوال انسان است، و به سه قسم تقسیم می شوند:
۱. شعر که موضوع آن اقوال انسان است به صورت نظم؛
۲. خطابه که موضوع آن اقوال انسان است که به صورت خیال حاصل شود؛
۳. جدل که موضوع آن تحقق بخشیدن و قانع کردن است.
نکته حایز اهمیت در این جا، جایگاه سیاست در بین اقسام حکمت است. ارسطو سیاست را حکمتی نظری نمی داند و آن را در ذیل حکمت عملی قرار می دهد. معرفت سیاسی نزد او- بر خلاف متأخرین وی – به شعب مختلف تقسیم نمی شود، و بنابراین به عنوان کلی «سیاست» اکتفا می نماید و آن را یکی از سه شاخه حکمت عملی معرفی می کند.

طبقه بندی دانش (سیاسی) نزد فارابی

کتاب احصاء العلوم فارابی پایه فرهنگنامه های علمی در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی قرار گرفت. وی ابتدا علوم را به دو بخش نظری و عملی تقسیم می کند. علوم نظری که درباره موجوداتی سخن می گوید که عمل انسان در آن دخیل نمی باشد، بر سه قسم است: تعالیم یا ریاضیات، علم طبیعی و علم الهی یا مابعدالطبیعه. علوم عملی نیز خود به دو بخش تقسیم می شود: علم اخلاق (که به تعریف افعال نیک می پردازد و شیوه رسیدن به علل و اسباب آنها را نشان می دهد)، و سیاست (که از شناخت اموری سخن می گوید که به وسیله آنها زمینه انجام اعمال نیک برای مردم شهرها فراهم شود).۹
احصاءالعلوم درصدد احصای کلیه علوم روزگار خویش است، و برای این مقصود به پنج گروه اصلی اشاره می کند:
۱. علم زبان که شامل علم صرف و نحو و شعر و قرائت است و خود دو قسم دارد: آنچه در مورد حفظ دلالت الفاظ نزد هر امتی است، و آنچه مربوط به قوانین این الفاظ می باشد؛
۲. علم منطق که قوانین کلی طریق صواب و خطا را یاد می دهد؛
۳. علم تعالیم یا ریاضیات: شامل علم عدد، علم هندسه، علم مناظر، علم نجوم، علم موسیقی، علم اثقال و علم حیل. البته او در جایی دیگر به چهار علم عدد، هندسه، نجوم و موسیقی اشاره کرده، و بقیه را از باب مثال ذکر می کند؛
۴. علم طبیعی: علمی که اجسام طبیعی و اعراض آنها که اراده آدمی در آن نقشی ندارد را مطالعه می کند. وی در این بخش به علم الهی نیز اشاره دارد. علم الهی، علمی است که درباره اشیای مفارقی که نه جسمند و نه در جسم قرار دارند، مطالعه می کند؛
۵. علم مدنی: علمی است که درباره اصناف افعال و سنت های ارادی و همچنین از ملکات و اخلاق و سجایا و سیرت هایی که منشأ این افعال و سنت ها هستند، بحث می کند. این علم به فلسفه انسانی و فلسفه عملی هم موسوم است و دو جزء دارد: سعادت شناسی و بخشی که حفظ و کنترل فضایل در جامعه را به عهده دارد.۱۰
وی در آخر به علم فقه و علم کلام اشاره می کند. علم فقه صناعتی است که انسان به وسیله آن بر استنباط اموری که شارع به آنها تصریح نکرده، از منابع قطعی بر اساس غرض شارع قدرت پیدا می کند. این علم، فرع بر شریعت است. علم کلام صناعتی است که انسان به وسیله آن می تواند از آرا و افعال و اراده در دین و شریعت دفاع کند و شبهات مخالف را دفع نماید. علم کلام مانند علم فقه دارای دو جزء نظری و عملی است که فرع بر دین می باشد.۱۱ حسین خدیو جم در خصوص تأثیر افلاطون و ارسطو در تقسیم فوق – و بالاخص علم مدنی – می نویسد:
فارابی اعتراف می کند که در این تعریف بر اساس کتاب جمهوریت افلاطون و کتاب سیاست ارسطو سخن گفته است. او علم مدنی را به دو بخش تقسیم می کند: بخشی که شامل تعریف سعادت حقیقی یا سعادت پنداری است، و توضیح می دهد که دست یافتن به سعادت حقیقی در زندگی زودگذر این جهان غیر ممکن است، و بخش دیگر که به تعریف انواع حکمت و مدینه فاضله اختصاص یافته است.۱۲
از آن جا که هر آیینی دارای عقاید (آرا) و افعالی است، علم فقه و کلام به دو بخش آرا و افعال تقسیم می شوند.۱۳
به شکل دقیق تر می توان گفت علوم یا مطلوب لذاته یا ابزار دیگر علوم هستند. دسته دوم شامل علم لسان (زبان) و منطق می شود. دسته اول یا علوم شرعیه اند یا علوم فلسفیه. علوم شرعیه شامل فقه و کلام، و علوم فلسفیه شامل علوم نظری (علم تعالیم، علم طبیعی و علم الهی) و علوم عملی یا علم مدنی ( سیاست و اخلاق) می شود.
تقسیم بندی علوم نزد فارابی دقیقاً همانند ارسطو نیست. علوم عملی از دیدگاه ارسطو عبارتند از اخلاق، تدبیر منزل (علم اقتصاد کنونی) و سیاست مدن. فارابی اصطلاح «فلسفه مدنی» را در مورد تمامی علوم عملی به کار می برد. او وقتی کتاب سیاست مدنیه را می نویسد، بحث را از احد و واحد و سبب اول آغاز می کند و بعد به اخلاق می پردازد. به عبارت دیگر، اخلاق و سیاست را با هم، یا سیاست را به دنبال اخلاق مطرح می کند.
چون فارابی علم فقه و علم کلام را در ذیل علم مدنی مطرح کرده، می توان نتیجه گرفت که سیاست نزد او می تواند شکل فلسفی، فقهی یا کلامی داشته باشد، چرا که فقه مدنی به دو قسم فقه نظری و فقه عملی تقسیم می شود، فقه نزد او صرفاً بعد فردی ندارد. حاکم مدینه در کلیاتْ از فلسفه، و در جزئیاتْ از فقه بهره می جوید. از دیدگاه فارابی وقتی نصوص رئیس اول موجود نباشد، این فقیه است که حکم موضوعات غیر مصرح را استنباط می کند. فقیه کسی است که در غیاب ائمه ابرار که ملوک حقیقی اند، جانشین آنها می شود.۱۴
همچنین فارابی هر چند از اصطلاح «کلام سیاسی» سخن به میان نمی آورد، اما طبق تعریف وی، صناعت کلام «ملکه ای است که انسان به مدد آن می تواند از راه گفتار به یاری آرا و افعال محدود و معینی که واضع شریعت آن را صریحاً بیان کرده، بپردازد و هر چه را مخالف آن است باطل نماید».۱۵ از طرف دیگر می دانیم که کلام می تواند بستر استدلال های فقهی را آماده کند. بنابراین در بسترسازی فقه سیاسی (یا فقه مدنی)، کلامی که شکل می گیرد کلام سیاسی خواهد بود. موءید این برداشت آن است که فارابی علم کلام (و همچنین علم فقه) را زیر مجموعه علم مدنی (ملت) قرار داده است.

طبقه بندی علوم نزد اخوان الصفا

اخوان الصفا گروهی بودند که در قرن چهارم هجری سعی در تلفیق حکمت یونانی با شریعت اسلامی نمودند. ایشان برخلاف ابن خلدون که بین صنعت و علم تفاوت قائل است، تمام دانستنی ها را تحت عنوان «صنایع» ارائه کرده اند. علوم نزد ایشان به دو دسته صنایع علمی و صنایع عملی تقسیم می شود. مراد از صنایع علمی، علوم نظری است و در این مورد صورتی را که در ذهن دارند به صورت هیولایی مصنوع در می آورند. از دیدگاه ایشان، علوم بر سه قسمند:
۱. علوم ریاضیه: علوم ریاضی به اصطلاح آنها علومی است که برای جست و جوی معاش و سامان دادن زندگانی دنیا وضع شده و شامل کتابت و قرائت لغت و نحو، حساب و معادلات، شعر و عروض، سحر، کیمیا، حیل، حرف و صنایع، بیع و شرا و سیر و اخبار می شود؛
۲. علوم شرعی وضعی: علم التنزیل، علم التأویل، علم روایات و اخبار، علم فقه و سنن، علم مواعظ و زهد و تصوف و علم تأویل خواب ها؛
۳. فلسفه حقیقی: ریاضیات (شامل علم هندسه و عدد و نجوم و موسیقی)، منطقیات (شامل صناعت شعر و خطابه و جدل و برهان و مغالطه) و طبیعیات و الهیات.۱۶
علوم الهی – به عنوان شاخه ای از علوم فلسفی – خود به پنج قسم تقسیم می شود:
علم خداشناسی، علم روحانیات، علم نفسانیات، علم سیاست، علم معاد.
آنها که سیاست را به «روش رفتار و معامله با دیگران» تعریف می کنند، آن را تحت علوم ناموسیه و شرعیه قرار می دهند و برایش تقسیماتی ذکر کرده اند: سیاست جسمانیه (که هدف آن تدبیر بدن انسان است)، سیاست نفسانیه (که غرض از آن اخلاق حسن برای خود و اهل خانواده می باشد) و سیاست اصحاب (که لازمه آن اطلاع از احوال آنها و صلاح و فساد ایشان است).۱۷ آنها در تقسیم بندی جزئی تری به پنج نوع سیاست – به معنای عام آن – اشاره می کنند:
سیاست نبوی (کشورداری پیامبران)، سیاست ملوکیه (کشورداری شهریاران)، سیاست عامیه (کشورداری توده مردم)، سیاست خاصه (اداره خانواده) سیاست ذاتیه (خودشناسی).۱۸
از جمله ابداعات اخوان الصفا در طبقه بندی علوم می توان به جایگاه سیاست در زیر شاخه های الهیات، و تقسیم آن به سیاست نبوی، ملوکی و عامی اشاره کرد.
علی عباس مراد به شکل دقیق تری به طبقه بندی ایشان اشاره می کند. بر این اساس، علوم یا خبریه (علوم شرعی و آسمانی) اند یا علوم نظری. دسته دوم به علوم آدابی (قرائت و کتابت، نحو و لغت، حساب و معاملات، شعر و عروض، زجر و فال، حرف و صنایع، تجارت، حرث و نسل، و سیر و اخبار)، علوم شرعی وضعی (شامل تنزیل، تأویل، مواعظ و تصوف، روایات و حدیث، فقه و احکام، و تعبیر خواب) و علوم فلسفی حقیقی (شامل ریاضیات، منطقیات، طبیعیات و الهیات) تقسیم می شود. الهیات نیز خود از علم باری (خداوند)، روحانیات، نفسانیات، معاد و سیاست (سیاست نبوی، ملوکی،عامی، خاصی و ذاتی) تشکیل می شود.
ابوحیان توحیدی در نقد اخوان الصفا می گوید: رسائل آنها از هر فنی بدون آن که به عمق آن راه داشته باشد، سخن گفته، و مشحون از خرافات و کنایات و لغزش هاست.۱۹ اخوان الصفا چارچوب های موجود در خصوص تقسیم بندی علوم را نپذیرفتند، و بر اساس اعتقادات خود تقسیم بندی جدیدی ارائه نمودند. پیش فرض ها و مبانی ایشان که در تقسیم بندی علوم قابل مشاهده اند، عبارتند از: اعتقاد به تزکیه باطن و تصوف در کنار فلسفه و شریعت، اسماعیلی گری، و اعتقاد به تأثیرات ماوراء الطبیعه همانند سحر و کیمیا و تأثیرات کواکب. طبقه بندی ایشان از دانش ها هر چند ممکن است در اندیشه پیشینیان (تقسیم حکمت به دو قسم نظری و عملی) ریشه داشته باشد، ولی در نوع خود بدیع است. به نظر می رسد ترکیب فلسفه با شریعت و تصوف و مسائل ماوراء الطبیعه، استقلال (فلسفه و) فلسفه سیاسی را در اندیشه ایشان از بین برده است. آنها رمز و رموز اعداد را حتی به سیاست و اجتماع نیز سرایت داده اند.
حمید عنایت در نقد طبقه بندی علوم و جایگاه سیاست نزد آنها می نویسد:
نکته مهمی که از این طبقه بندی بر می آید این است که به نظر اخوان، دانش سیاسی دانش یگانه ای نیست که همه قواعد مربوط به سیاست فردی و اجتماعی انسان را در همه احوال دربرگیرد، بلکه چون زندگی انسان دارای وجوه گوناگون و متعدد است، دانش سیاسی نیز باید رشته های گوناگون داشته باشد تا بتواند برای مسائل هر وجه از زندگی انسان چاره هایی جداگانه مناسب آن بیابد. تا جایی که نگارنده آگاه است این طبقه بندی را هیچ یک از دیگر متفکران مسلمان به کار نبرده اند.۲۰
متکثر دیدن شاخه ای سیاسی نزد اخوان الصفا، مبتنی

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.