خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آینه محبت نامه های خانوادگی حضرت امام خمینی (۱۳)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آینه محبت نامه های خانوادگی حضرت امام خمینی (۱۳) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل «آقا» گفتند: من او را با تمام مستحبّات خودم شریک کرده ام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل «آقا» گفتند: من او را با تمام مستحبّات خودم شریک کرده ام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
05ساعت
38دقیقه
59ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر ضرورت بازسازی هندسه علوم حوزوی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 71

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر ضرورت بازسازی هندسه علوم حوزوی شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر ضرورت بازسازی هندسه علوم حوزوی را متمایز می‌کند:

فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر ضرورت بازسازی هندسه علوم حوزوی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر ضرورت بازسازی هندسه علوم حوزوی وجود ندارد.

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر ضرورت بازسازی هندسه علوم حوزوی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر ضرورت بازسازی هندسه علوم حوزوی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!

بخش آخر

در شماره نهم فصلنامه گفتیم:

۱. نخستین و مهم ترین رسالت نهادهای علمی، اعم از حوزوی و غیر حوزوی، پاسداری از مواریث علمی و توسعه مرزهای دانش است.

۲. اما انجام مطلوب این رسالت هنگامی میسر می گردد که هندسه علومِ نهادهای موردنظر به صورت درست و اصولی طراحی شده باشد.

۳. در طراحی هندسه علوم باید دو نکته بسیار مهم مورد توجه مهندسان نهادهای علمی قرارگیرد:

«استقرای تام علوم مورد نیاز» و «تعیین جایگاه و ربط منطقی علوم با یکدیگر».

۴. عدم توجه به این دو نکته ساده، ابتدایی و در عین حال بسیار مهم و بنیادین، می تواند اثربخشی و کارآیی مطلوب نهادهای علمی را به شدت کاهش دهد.

۵. زیرا هرگاه عضوی از اعضای خانواده غایب شود، علاوه بر آن که رشد آن عضو با رکود مواجه خواهد شد، به علت نقش معرفتی علوم نسبت به یکدیگر، ممکن است فهم درست سایر علوم نیز در معرض آسیب قرارگیرد.

۶. حال اگر عضو غایب دارای کارکرد اجتماعی نیز باشد، علاوه بر آسیب های معرفتی، شاهد آسیب های اجتماعی نیز خواهیم بود.

۷. به نمونه هایی از غیبت علوم اسلامی از هندسه علوم حوزوی و پیامدهای ناشی از آن اشاره شد.

۸. اما علومی که در طول تاریخ حوزه ها به ویژه حوزه های چند سده اخیر مورد غفلت واقع شده، بسی بیش از نمونه های یادشده می باشد که خود نیاز به مباحث تفصیلی، به ویژه در قالب طرح های پژوهشی دارد.

۹. بحثی که باقی مانده، مربوط به بررسی ربط منطقی و ساختار علوم حوزوی است که اینک تقدیم می گردد.

۱۰. لازم به یادآوری است که بحث حاضر نیز مانند بحث پیشین چنان که از عنوان مقاله برمی آید در حد «اجمال» و «درآمد» است؛ آن هم با این انگیزه که در میان علاقه مندانِ بهار تحول حوزه و تصمیم سازان و تصمیم گیران این نهاد مقدس علمی، طرح مسأله نماید. ناگفته پیدا است دست یابی به یک هندسه علمی مطلوب، نیازمند مهندسی خاص خویش می باشد.

طرح مسأله

فرض کنیم مجموعه علوم مورد نیاز یک نهاد علمی، به صورت کامل استقراء شده و در دستور کار اساتید تحقیق و تعلیم قرارگیرد. مسأله مهم دیگر برای دست یابی به یک هندسه علمی مطلوب، طراحی درست ساختار علوم یا ربط منطقی مجموعه علوم استقراء شده با یکدیگر است. غفلت از این نکته می تواند عوارضی چون آسیب های معرفتی و اجتماعی داشته باشد، زیرا وقتی یک علم از جایگاه اصلی خود جابه جا شود، دو حالت برای آن متصور است:

۱. تنزل از مقام و جایگاه اصلی؛ ۲. ارتقا نسبت به مقام و جایگاه اصلی.

در هر دو حالت، هم علمی که جایگاه علم دیگر را اشغال کرده و هم علمی که جایگاهش اشغال شده و هم متولیان و مخاطبان آن علوم، در معرض آسیب خواهند بود.

آسیب شناسی هندسه علوم، تنها از ضرورت های نظام حوزوی نیست، بلکه دانشگاه ها و حتی مدارس نیز، در طول تاریخ به ویژه پس از رنسانس با آن درگیر بوده اند. به عنوان مثال، پس از رنسانس و ورود به عصر جدید، هندسه علوم قرون وسطی که مبتنی بر الهیات بود البته الهیاتی ممسوخ و منسوخ به تدریج با یک تحول اساسی مواجه شد. یکی از شاخصه های اصلی آن تحول بنیادین این بود که الهیات و اخلاق از ساختار علوم، حذف و یا به منتهی الیه حاشیه نظام علمی مدرن رانده شد. به این ترتیب، علم سکولار تولد یافت و دست اندرکار تغییر در الگوی زندگی انسان گشت.

اکنون، پس از چند سده، شاهد دستاوردهای یک بعدی و ویرانگر علم مدرن و سکولار هستیم. علمی که توانست به سرعت تبدیل به تکنولوژی شود و فرصتی کم نظیر و شاید بی نظیر برای حل مشکلات تاریخی بشر، هم چون جهل و فقر و جنگ و ظلم فراهم کند، به قول «پل تیلیخ»، فیلسوف الهی بزرگ معاصر، از آن جا که سیر مادی انسان مدرن از کنترل و هدایت سیر معنوی او خارج شد نه تنها علم و تکنولوژی در خدمت حل معضلات بشر قرار نگرفت، بلکه در جهت توسعه و تعمیق رنج های انسان معاصر نیز سیر کرد.(۱)

هرچند ریشه این معضل را باید در مبانی سه گانه معرفت شناختی، نوع جهان بینی و نظام ارزشی انسان مدرن جست، اما یکی از تجلی گاه های آن مبانی، نوع ساخت و بافت هندسه علوم حاکم بر نظام علمی مدرن است:

علوم پایه؛

فنی مهندسی؛

پزشکی؛

و علوم انسانی.

بهترین مغزها و بیشترین امکانات، معمولاً در سه حوزه «علوم پایه»، «فنی مهندسی» و «پزشکی» به کار گرفته می شود و نتیجه این سرمایه گذاری غیر اصولی هم کاملاً مشخص است:

تورم بعد مادی و حیوانی جوامع، از یک سو؛

رکود بعد معنوی و انسانی بشریت، از سوی دیگر.

آثار زیانبار این معضل، امروزه به قدری گسترده و آشکار است که اکثر شخصیت های علمی جهان بدان معترف و معترضند:

۱. جرج سارتن: علم در بعضی زمینه ها ترقیات عظیم و شگفتی کرده است، ولی در زمینه های دیگر، مثلاً سیاست ملی یا بین المللی، که مربوط است به روابط افراد انسان با یکدیگر، هنوز خود را ریشخند می کنیم.(۲)

۲. ویل دورانت: ضرر و خسرانی که متوجه مدارس و دانشگاه های ما است بیشتر از نظریه تربیتی اسپنسر است که تربیت را سازگار کردن انسان با محیط خود تعریف کرده است. این تعریف، مرده و مکانیکی است و از فلسفه «برتری مکانیک» برخاسته است و هر ذهن و روح خلاقی از آن متنفر است. نتیجه این شده که مدارس ما از علوم نظری و مکانیکی پر شده است و از موضوعات ادبیات و تاریخ و فلسفه و هنر که به قول خودشان بی فایده است خالی مانده. تربیتی که فقط علمی باشد، محصولش جز ابزار چیزی نیست؛ شخص را از زیبایی بیگانه می سازد و او را از حکمت جدا می کند. برای دنیا بهتر آن بود که اسپنسر کتابی نمی نوشت.(۳)
حتی نهادها و سازمان های بین المللی نیز (مانند یونسکو و بخش توسعه سازمان ملل) در مقام چاره جویی برای جلوگیری از تشدید مشکلات بشری و حل آن، به دانشی جا به جا شده و حتی فراموش شده در هندسه علوم، (مثل اخلاق) که از مهم ترین رشته های علوم بشری است، پناهنده شده و «فرایند همبستگی اخلاقی در قالب یک جنبه حیاتی تبادل فکری»(۴) را خواستار گشته و در نهایت به این نتیجه رسیده اند که:

برای دست یابی به توسعه انسانی پایدار، چاره ای جز رویکرد به یک نظام اخلاقی جدید جهانی نیست.(۵)

بنابراین، بحث درباره ضرورت تحول در هندسه علوم و بازسازی آن، بحثی صرفاً حوزوی نیست، بلکه مسأله ای جهانی است و همه نظام های علمی اعم از سنتی، مدرن و پست مدرن باید به صورت جدی به آن بیندیشند. البته روشن است که نوع تحول و بازسازی در هر یک از نظام ها، به تناسب نوع آسیب و فاصله ای که با وضع مطلوب دارند، متفاوت خواهد بود.

نمونه ای از ساختار نادرست علوم حوزوی و پیامدهای آن

بحث درباره ساختار علوم، بسیار پیچیده تر از بحث درباره علوم مورد نیاز می باشد، زیرا در بخش نخست، تنها یک کار لازم است صورت گیرد و آن: استقرای تام علوم مورد نیاز، به تناسب الگوی نیازهای یک جامعه می باشد. اما در بحث طراحی ساختار علوم، چون سخن از رابطه علوم با یکدیگر است و مقوله رابطه نیز می تواند دارای اطراف متعدد (از دو به بالا) باشد، لذا هرچه تعداد علوم و رشته های مورد نیاز در یک نظام علمی افزایش یابد، طراحی ساختار علوم بسیار پیچیده تر خواهد شد، زیرا یک خطای کوچک در این زمینه می تواند کل ساختار، اثربخشی و نتایج اجتماعی هندسه علوم رابه تدریج در درازمدت و به صورت نامحسوس تحت تأثیر قرار دهد.

در این جا برای جلوگیری از پیچیده شدن بحث و ارائه تصویری ساده از این موضوع بسیار پیچیده، و نیز به علت ضیق وقت و لزوم رعایت قالب عرضه بحث، که به صورت مقاله می باشد، تنها به بررسی یک نمونه از طراحی نادرست علوم حوزوی اکتفا شده است؛ حال آن که نمونه های قابل عرضه و بحث فراتر از نمونه حاضر می باشند.

۱. تقدم فقه برکلام

فقه، علم فروع است و حاجت مسلمانان بدان بسیار است؛ اما پس از مسلمان بودن، ما علم دیگری لازم داریم تا اهل شک و تردید را در دین راسخ کند.(۶)(علامه شعرانی)

وقتی از «تقدم فقه بر کلام» به عنوان یک «آسیب» یاد می شود، لزوماً به معنای ضرورت کاستن از تلاش های فقهی یا نادیده انگاشتن ارزش جهاد علمی فقهای عظام نیست، بلکه مراد، توجه به نکات زیر است:

ضرورت تقدم رتبی و عملی کلام بر فقه در سه حوزه پژوهش، آموزش و تبلیغ؛

ضرورت افزودن بر تلاش کلامی حوزه به منظور ایجاد توازن میان رشد فقه و کلام؛

ضرورت سامان دهی شکلی و محتوایی به فرآیند تفقه؛

ضرورت ایجاد تعامل معرفتی میان کلام و فقه.

زیرا یکی از نقاط قوت و مثبت سلوک علمی علمای شیعه، تلاش های گسترده، خستگی ناپذیر، روشمند و دقیق ایشان در حوزه مباحث فقهی بوده است؛ لذا با جرأت و قاطعیت می توان گفت:

هیچ فقهی از فقه های اسلامی به این استحکام نیست.(۷)

اما وقتی فضای کلی هندسه علوم حوزوی دچار آسیب شود، بدیهی است کم و کیف جریان تفقه نیز متأثر می گردد و از این رو، پویایی و بالندگی طبیعی و تاریخی فقه و فقاهت نیز با مشکل مواجه می شود:

فقه موجود شیعی، با تمام مزایا که به گوشه هایی از آن اشارت شد دارای نواقص و نارسایی های جدی است.(۸)

با آن که علم کلام متکفل تبیین مسایلی چون چیستی، ضرورت و مبانی دین است (و تا وقتی که اصول و ریشه های اعتقادی فرد و جامعه از سلامت و قوام لازم برخوردار نباشد، فروع دین چندان اثربخش نخواهد بود و حتی ممکن است به خاطر تعصبات کورِ ناشی از سطحی نگری، دارای عوارض منفی نیز باشد)، اما هندسه علوم حوزوی در طول چند سده اخیر، بر خلاف صدر اسلام و نخستین سده های عصر غیبت، به گونه ای درآمده که فرع در جای اصل نشسته و اصل به حاشیه رانده شده است! به عبارت دیگر:

مرزبانی از هویت اعتقادی جامعه اسلامی و شیعی از اصلی ترین رسالت های حوزه های شیعی به شمار می آمد. شاید بتوان گفت که اولین جوانه های حوزه های شیعه از مسایل و مباحث کلامی سربرآورد و خود را نمایان ساخت. شاگردان امامان بزرگوار، چونان هشام بن حکم، مؤمن الطاق و…، پرچمدار و طلایه دار حوزه های شیعی محسوب می شوند. بزرگانی که هریک با صبغه کلامی، شاخص و نامدار بودند.(۹)

تقدم رتبی و عملی کلام بر فقه، تنها از اختصاصات عصر حضور نیست، بلکه در نخستین سده های عصر غیبت نیز چنین بوده است:

در ابتدای عصر غیبت نیز فقیهان شیعه با چهره مرزبانی از عقاید شیعی شناخته می شدند و سیمای متکلم بودن ایشان از فقاهتشان کمرنگ تر دیده نمی شد. بزرگوارانی چون نوبختی ها، شیخ مفیدها، سید مرتضی ها، شیخ طوسی ها و…، از این ویژگی برخوردار بودند و با ارائه مباحثات کلامی و نیز نگاشته های اعتقادی، از کیان تشیع به دفاع برمی خاستند و نگاهبان باورها و ایمان جامعه شیعی می شدند.(۱۰)

بنابراین:

حوزه اسلام و حوزه علمیه اهل بیت، در درجه اول حوزه کلام و بعد حوزه فقه بود و بزرگان فقهای ما متکلمان بودند.(۱۱)

اما با کمال تأسف:

این شیوه استمرار نیافت و به ویژه در سده اخیر، معارف و عقاید و کلام نقش محوری خود را در حوزه ها از دست دادند و چونان تفسیر و حدیث در حاشیه زندگی تحصیلی درسی قرار گرفتند.(۱۲)

این که این جا به جایی از چه وقت و چگونه و به چه دلیل رخ داده، پرسشی است مهم که نیاز به بررسی های دقیق و عمیق تاریخی دارد و باید در جای خود به آن پرداخت، اما آن چه اکنون مورد بررسی قرار می گیرد، پیامدهای آن است.

۲. پیامدهای تقدم فقه بر کلام

در شماره نهم فصلنامه، به بعضی از پیامدهای کم توجهی به علم کلام، و حتی حذف عملی آن از هندسه علوم حوزوی، اشاره شد. اینک در صدد بررسی پیامدهای جا به جایی علم کلام در هندسه علوم حوزوی هستیم؛ یعنی به فرض اگر علم کلام در فهرست دروس رسمی حوزه نیز قرارگیرد، صرف بازگشت به صحنه کفایت نمی کند، بلکه جایگاه و کیفیت حضور نیز مهم و تعیین کننده است. پیامدهای تقدم فقه بر کلام در دو محور قابل بررسی است: «پیامدهای کلامی»؛ «پیامدهای فقهی».

الف. پیامدهای کلامی تقدم فقه بر کلام

پیامدهای کلامی تقدم فقه را می توان در محورهای زیر خلاصه کرد:

رکود علم کلام؛ رکود بعد کلامی حوزه و حوزویان؛ رکود بعد کلامی جامعه و آسیب های دینی ناشی از آن.

رکود علم کلام

اگر:

۱) شرافت یک علم به شرافت موضوع و غایت آن است؛ که هست.(۱۳)

۲) و هیچ موضوع و غایتی برتر از خداوند متعال نیست؛ که نیست.

۳) و علم کلام تنها دانشی است که به تبیین و تشریح تصورات و تصدیقات بنیادین دینی می پردازد و آن ها را اثبات می کند و از حریم مقدس دین در مقابل شبهات پاسداری می کند،(۱۴)

پس «علم کلام اشرف معارف بشری است»(۱۵) و حتی مانند برخی پیشینیان می توان آن را فقه اکبر نامید:

این تعبیر نه تنها از محقق داماد و امثال ایشان است که از الهیات به «فقه اکبر» یاد می کنند، بلکه مسعود بن عمرو بن عبدالله تفتازانی که در طلیعه قرن هشتم به دنیا آمده بود و در پایان همان قرن رحلت کرد نیز از اقدمینی یاد می کند که آن ها وقتی این علم [دین] را تدوین کردند، مجموعش را فقه نامیدند و بخش الهیاتش را فقه اکبر گفتند.(۱۶)

زیرا به اعتقاد برخی:

اصولاً «فقه» عبارت است از: «معرفه النفس ما لها و ما علیها».(۱۷)

لذا هرچند در هنگامه مباحث نظری، از «علم کلام» با تعابیری چون «اشرف علوم» و «فقه اکبر» یاد می شود؛ اما وقتی در صحنه عمل، علوم دیگر بر آن ترجیح داده شود، نخستین عارضه این ارزش گذاری متناقضِ ذهنی و عینی، گریبان گیر دانش کلام خواهد شد:

ارتقای دانش کلام در حوزه های دینی متوقف ماند و سطح تولید حوزه در معارف و کلام در حد و حدود فرآورده های سده های گذشته آن باقی ماند.(۱۸)

با آن که به برکت شیوع و رواج مباحث جدید کلامی در چند دهه اخیر، قدر و ارزش دانش کلام بیش از پیش رخ نموده، اما هنوز این دانش گرانسنگ و استراتژیک، در جایگاه شایسته و بایسته خود قرار نگرفته است.

رکود بعد کلامی حوزه و حوزویان

ناگفته پیداست که وقتی:

۱. برجسته ترین استعدادهای حوزه جذب فقه شوند؛

۲. بیشترین بخش عمر فقها صرف سرمایه گذاری در فقه شود؛

۳. علم کلام هم دچار رکود شده باشد؛

علاوه بر تداوم و استمرار رکود دانش کلام، بعد کلامی حوزه و حوزویان نیز امکان و فرصتی برای رشد و تعالی نخواهد یافت؛ به عبارت دیگر، با توجه به این نکات که:

ماهیت همه علوم بشری، ازجمله کلام، ماهیتی متکامل است نه کامل،

و رشد معرفتی فرهیختگان نیز تابعی از متغیر رشد علوم است،

به راحتی می توان استنتاج کرد که کم توجهی به کلام، نقشی مستقیم در رکود فضای کلامی حوزه و حوزویان داشته است؛ لذا جا به جایی ناخواسته و تدریجیِ جایگاه کلام و فقه در هندسه علوم دینیِ صدر اسلام و نخستین سده های عصر غیبت، در مقاطعی از تاریخ حوزه ها، سبب شد تا:

فرآورده های حوزه های دین که عمدتاً فقها یا فقه پژوهان بودند چندان دستی در معارف و عقاید دینی نداشته باشند و نهایت آن که در سطح «شرح باب حادی عشر» و یا «کشف المراد» مطالبی را خوانده و یا شنیده باشند.(۱۹)

البته، همواره بوده و هستند عالمانی که بر اساس تشخیص و همت شخصی خود در صدد ارتقای معارف کلامی، حتی در سطح کلام جهانی، و هم سطح سازی آن با بعد فقهی خود بوده اند. اما این اقدامات فردی یا جمعیِ محدود، قادر به بازسازی هندسه علوم حوزوی و رافع کاستی های کلامی حوزه نبوده است. به عبارت دیگر:

کسانی از آحاد منتسب به حوزه کارهای با ارزشی کرده اند و می کنند. اما این کار، کار حوزه در شکل نظام یافته آن نیست. کارهای افراد، غیر از کار نظام است. نظام حوزه بایستی جواب بدهد. حالا اگر یک نفر پیدا شد و وارد منطقه ای گردید و کاری کرد و محصولی هم داد، نمی شود این را به حساب حوزه گذاشت. انصافاً حوزه در این زمینه کاری نمی کند.(۲۰)

رکود بعد کلامی جامعه و آسیب های دینی ناشی از آن

بدیهی است هرگاه اساس و محور فعالیت های پژوهشی و آموزشی حوزه، مبتنی و حتی محصور در فقه شود، خروجی حوزه و نظام تبلیغی آن نیز نمی تواند آن گونه که شایسته است، در راستای تربیت و ارتقای بعد کلامی جامعه حرکت کند. همین کم توجهی به مبانی و ریشه ها، منشأ خسارت های اعتقادی و آسیب های دینی بسیاری خواهد شد:

انفصال حوزه و فقاهت از مسایل عقیدتی کلامی برای حوزه و جامعه خسارت بار بود. از یک سو، ارتقای دانش کلامی در حوزه های دینی متوقف ماند و سطح تولید حوزه در معارف و کلام در حد و حدود فرآورده های سده های گذشته آن باقی ماند؛ روزنه های جدید کشف نشد؛ شبهات جدید پیگیری نگردید؛ برای پاسخ ها و رهیابی های نو کندوکاوی صورت نگرفت و… .

از سوی دیگر، جامعه ایمانی خسارات سختی متحمل شد. حوزه که سرچشمه ساخت وساز و حفاظت از عقاید دینی مردم بود، کم وبیش از مسئولیت خود فاصله گرفت و به مرور، این نقش را کسانی پذیرفتند که از روش های متدیک و تجربه شده فقاهت و شیوه دریافت معارف از متون دینی اطلاع کافی نداشتند. در نتیجه، سوءبرداشت ها، التقاط ها، بیراهه روی ها، و… معمول و متداول گردید و نسل هایی را که می توانستند در خدمت آرمان اسلامی باشند، از جامعه دینی جدا ساخت و در کژراهه ضلالت افکند.(۲۱)

هرچند گستره و عمق آسیب های دینی جامعه در حدی نبود که بتواند بنیادهای اعتقادی و ایمانی توده های مسلمان را ویران یا حتی متزلزل کند، اما هجوم رعدآسای حجم عظیم اندیشه های ماتریالیستی و سکولاریستی در چند سده اخیر به قدری بود که توانست بخش قابل توجهی از فرهیختگان و اندیشه ورزان جوامع اسلامی را به وادی حیرت و ارتداد بکشاند و حتی از آن ها مبلغان و سربازانی فدایی به نفع اردوگاه ماتریالیسم و سکولاریسم بسازد:

در دوره هایی که ایران می خواست جامه تمدن اروپایی را به تن کند، نخستین سفارش بسیاری از رهبران ما این بود که خداپرستی مانع ترقی است و اروپاییان مذاهب را مخالف روح تمدن می دانند؛ یعنی آن جایی که قضایای ریاضی و اکتشافات علمی پرتو افکند، خدا و آخوند، چون شبح هایی که فقط در تاریکی تجسم می نمایند، در اثر طلوع علم، یکباره محو و نابود می شوند.(۲۲)

میرزا آقاخان کرمانی و آخوندزاده، دو نمونه شاخص و برجسته از این نوع رهبران هستند که به شدت تحت تأثیر مبانی فلسفی شاخه الحادی و سکولار مدرنیته قرارگرفته بودند:

در هر هیئت اجتماعی که قوه علم و حکمت زیاده می شود، به همان درجه از اعتقادات مذهبی ایشان می کاهد.(۲۳)

ریشه معتقدات دینی «ترس و بیم» بود نسبت به مظاهر طبیعی و ندانستن چگونگی آن ها(۲۴)
خدایی مردم را نیافریده، بلکه این مردم خدایی آفریده اند؛ یعنی خیالی تراشیده اند.(۲۵)
واقعیت تاریخ این است که دین، خوب یا بد، مدت ها است مرده. و تصور این که پیام های اقوام سامی در صدها قرن پیش بتواند سعادت آدمی را در عصر ما ضمانت کند، توهمی است ابلهانه.(۲۶)
جهنم و بهشت مسلمانان، هر دو، در شمار لغویات است. در واقع، جهنم، خودِ مجلس وعظ واعظ است.(۲۷)
کسانی که به صورت مستقیم و عمیق با مبانی وآموزه های بلند و مترقی دین مبین اسلام آشنا هستند، به خوبی می دانند که آسیب پذیری دینی افرادی چون میرزا آقاخان و آخوندزاده، ناشی از برتری ذاتی منطق کفر و الحاد بر منطق ایمان و توحید نبوده و نیست؛ بلکه محصول رکود بعد کلامی جامعه به تبع حوزه و ضعف سیستم دفاعی و ایمنی جوامع دینی در برابر پرسش ها و شبهات نوظهور کلامی معاصر می باشد:

ریشه التقاط و وابستگی به مکتب های غلط و کم عمق در جامعه ما، آن وقتی رویش پیداکرد که اصول دین و معارف اسلامی در دست غیرفقها قرارگرفت. حرف من این نیست که آن روز فقها معارف اسلامی را می گفتند و غیرفقها آمدند و خودشان را داخل در معرکه کردند، بلکه الحق و الانصاف باید بگوییم آن روز که تفکرات و فلسفه ها و جاذبه های جدید فکری به وجود آمد، فقهای اسلام باید کمر همت می بستند و در گود استدلال و بحث و انتقاد می افتادند… تا جاذبه های دیگر را از مغزها بگیرند و یا کم و ضعیف کنند.(۲۸)

یعنی دقیقاً در شرایطی که سپهر اعتقادی و ایمانی جامعه در معرض هجوم سیل آسای پرسش ها و شبهات زهرآگین ماتریالیستی و سکولاریستی بود و مستضعفان فکری جامعه و ایتام آل محمد(ص)، بیش از هر زمان دیگری به حضور فعال دین پژوهان آگاه و متعهد در سنگر مباحث کلامی نیازمند بودند، جو غالب فضای علمی حوزه ها، فارغ از شرایط نوظهور فکری عصر و نسل به راه خود ادامه می داد:

آن روز فقها و بزرگان دین به این مسایل اصولی کمتر پرداختند و فقه ما که با همان بالندگی و رشد به پیش رفت، معارف اصولی انصافاً از حوزه ها خارج شد و دیگران شروع به بیان قرآن و گفتن فلسفه و نوشتن توحید و معاد برای مردم کردند! و به قول شهید مطهری: توحیدی که استدلالش ساده لوحانه انتخاب شده باشد، توحید اسلامی از آب درنمی آید و در دل عمقی به وجود نمی آورد و در آخر هم با نام خداشناسی از ماتریالیسم تاریخی سر بیرون خواهد آورد.(۲۹)

با آن که پیروزی انقلاب مقدس اسلامی و رأی کم نظیرِ ۲/۹۸% مردم مسلمان ایران در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ به یک نظام دینی (جمهوری اسلامی)، از یک سو خط بطلانی بر مجموعه نظریه های ماتریالیستی و سکولاریستی، و از سوی دیگر نقطه عطف و نخستین برگ از فصل جدید اندیشه انسان پست مدرن بود، اما هنوز فضای فرهنگی کشور، به ویژه اندیشه نسل سوم انقلاب (نسل شاهد)، به علل خاصی که باید در جای خود مورد بررسی قرارگیرد، در معرض تهاجمات بازسازی شده و روزآمد جریان های انحرافی و التقاطی پیشین قرار دارد:

در حال حاضر یک جبهه بندی عظیم فرهنگی که با سیاست و صنعت و پول و انواع و اقسام پشتوانه ها همراه است، مثل سیلی راه افتاده تا با ما بجنگد. جنگ هم جنگ نظامی نیست؛ … آثارش هم به گونه ای است که تا به خود بیاییم، گرفتار شده ایم؛ مثل یک بمب شیمیایی، نامحسوس و بدون سروصدا عمل می کند.(۳۰)

تداوم این وضع به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد ۱۳۷۶ که بازار مباحث کلامی را داغ تر کرد و پرسش ها و شبهات نوظهور و بازسازی شده ای را در پیش روی دین باوران و حوزویان قرار داد، می تواند عواقب جبران ناپذیری در پی داشته باشد؛ زیرا امروزه موجودیت جمهوری اسلامی ایران و گستره نقش دین در اداره آن، در درجه نخست، تابعی از دو متغیر کلامی است:

۱. ضرورت دین؛ ۲. گستره رسالت دین.

ظهور و شیوع دوباره مباحثی چون سکولاریسم، رابطه علم و دین، رنسانس و پروتستانتیسم اسلامی، اجتهاد و تقلید و… در سطوح و لایه هایی از اقشار فکری جامعه، حاکی از آن است که علی رغم تلاش های گسترده کمّی و کیفی برخی چهره های درخشان حوزوی و نهادهای دینی، در راستای پاسخ به پرسش ها و شبهات معاصر، هنوز فضای فکری کشور نیاز به کارهای کلامی گسترده تر و عمیق تر دارد.

اگر پرسش ها و شبهات جدیدتر از قبیل قبض و بسط تئوریک شریعت، پلورالیسم دینی، رابطه دین و دموکراسی، ولایت مطلقه فقیه و قانون اساسی، دین و آزادی، دین و توسعه، دین و حقوق بشر، و ده ها مسأله دیگر را به فهرست پرسش ها و شبهات پیشین اضافه کنیم، متوجه خواهیم شد که نه تنها مسئولیت کلامی حوزه های مقدس علمیه و دین پژوهان دین باور متعهد در قبال مسایل مستحدثه فکری به پایان نرسیده، بلکه تازه آغاز گشته است.

امروز، شیطان بزرگ تمام لشکر خود را با همه امکانات مادی و معنوی اش، برای مقابله با ایمان مردم پابرهنه ای که با سرنگونی نظام ۲۵۰۰ ساله ستم شاهی، سلطه جهانی او را به چالش طلبیده، بسیج کرده است و نخستین و اصلی ترین هدف او در این مقابله، تضعیف مبانی فکری و اعتقادی فرزندان این مردم غیور است.

بنابراین، پیروزی انقلاب اسلامی، استقرار جمهوری اسلامی، خروج سرفرازانه از هشت سال دفاع مقدس و کسب موفقیت های نسبی در حوزه سازندگی، نه تنها به معنای پیروزی نهایی نیست، بلکه مجموعه این توفیق ها سبب شده تا شیطان بزرگ، این مار زخم خورده کینه توز و حیله گر، با بسیج همه امکانات خود کانون توفیقات امت بزرگ اسلامی، یعنی دین او را هدف قرار دهد؛ لذا امروز:

کیان فرهنگ اسلامی در مخاطره ای سخت و جدی قرار دارد. بقای با عزت یا در حاشیه فرهنگ های منسوخ جهانی زیستن در این نبرد تعیین می شود. اعتلای اسلام و مسلمانان یا استمرار زبونی وخواری در این هماوردی رقم می خورد.(۳۱)

خلاصه، نگاهی به مجموعه پرسش ها و شبهات موجود در فضای فکری و فرهنگی کشور حاکی از آن است که هنوز توجه به مباحث کلامی در صدر مسایل دینی جامعه، به ویژه نسل سوم انقلاب قرار دارد و تا زمانی که پایه های کلامی انقلاب و نظام برخاسته از آن در معرض چالش و تردید باشد، نمی توان در صحنه اجرا توفیق چندانی به دست آورد؛ زیرا توفیق عملی نیاز به پشتوانه مردمی و عزم ملی دارد و مردم، به ویژه قشر فرهیخته آن، هنگامی پشتیبان و عازم خواهند بود که از نظر فکری توجیه باشند:

همه دشمنان ما با استفاده از ثروت بی پایان، تجربه های فراوان و مغزهای قوی، علاوه بر آن چه تا حالا نوشته اند، برای القای شبهه در فکر اسلامی و ایمان اسلامی مردم، هزاران کتاب خواهند نوشت و هزاران مقاله تنظیم خواهند کرد. هزاران شبهه رها خواهند کرد تا در ذهن و مغز و دل مردم بنشیند و جاگیر بشود. در مقابل این تهاجم فرهنگی چه کسی باید ایمان مردم را حفظ و مسلح کند و ذهنشان را مجهز نماید؟ این، وظیفه علماست.(۳۲)

یادآوری این نکته نیز ضروری است که پرسش ها و شبهات کلامی، به هیچ وجه راه حل فقهی (از قبیل تفسیق و تکفیر) ندارد، زیرا تا زمانی که پرسش ها به پاسخی منطقی نیانجامند، ذهن

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.