اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل رابطه “باید” و “هست” از منظر حضرت علی علیه السلام
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 68
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل رابطه “باید” و “هست” از منظر حضرت علی علیه السلام – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه “باید” و “هست” از منظر حضرت علی علیه السلام شامل 75 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه “باید” و “هست” از منظر حضرت علی علیه السلام گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رابطه “باید” و “هست” از منظر حضرت علی علیه السلام با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رابطه “باید” و “هست” از منظر حضرت علی علیه السلام از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل رابطه “باید” و “هست” از منظر حضرت علی علیه السلام با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه “باید” و “هست” از منظر حضرت علی علیه السلام را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رابطه “باید” و “هست” از منظر حضرت علی علیه السلام :
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی رحمه الله
چکیده:
یکی از سؤال های اساسی درباب اخلاق و اخلاقیات این است که آیا بین «باید» و «نباید» های اخلاقی و حتی هر «باید» و «نباید» ی و واقعیات رابطه وجود دارد یا نه؟ و اصولا می توان از راه علم به واقعیات، به «باید» و «نباید» ها دسترسی پیدا کرد؟ و سپس این سؤال مطرح است که آیا در کلمات حضرت علی علیه السلام این رابطه تایید شده است یا نه؟ برای پاسخ به این سؤال، شناخت مفاد «باید» و «نباید» ها ضرورت دارد و پس از فهم معنا و مفاد و نیز کیفیت انتراع آن ها به راحتی می توان به این پرسش پاسخ داد.
در این نوشتار مفاد «باید» و «نباید» ، که ضرورت بالقیاس و بالغیر است، و نیز این که «باید» ها از سنخ «هست ها» و «واقعیات » هستند، بیان شده است. پس از این مقدمه، رابطه بین بایدها و هست ها، در کلمات گهربار حضرت علی علیه السلام پی جویی و با گزینش بعضی از خطب و نامه ها و کلمات قصار آن حضرت، این حقیقت به وضوح ارائه شده است.
مقدمه
بارها گفته ایم «باید فلان کار را انجام دهم » ، «باید به فلان جا بروم » ، «باید وضع این گونه باشد» ، «باید . . . » و وقتی سؤال می شود که چرا، سعی می کنیم به گونه ای دلیل «باید» خود را بیان نماییم. به عنوان مثال، گفته ایم: باید درس بخوانم و در جواب سؤال چرا، پاسخ داده ایم چون درس خواندن موجب باسواد شدن است و من می خواهم باسواد شوم و یا باعث ارتقای مدارج علمی است و من به دنبال ارتقای مدرج علمی خود هستم.
در واقع، در این پاسخ ها، ما درصدد مستدل کردن «باید» های خود هستیم و می خواهیم از برخی مقدمات «باید» خود را استنتاج کنیم. این کار را حتی در «باید» و «نباید» های اخلاقی نیز انجام می دهیم; یعنی اگر گفته شود «باید به عدالت رفتار کرد» ، برای مستدل کردن آن، خواهیم گفت: زیرا عدالت موجب کمال روح آدمی است.
از سوی دیگر، گاهی ممکن است گفته شود: جملات مشتمل بر «باید» و «نباید» انشایی است و جملات انشایی قابل صدق و کذب نمی باشد و هر چه قابل صدق و کذب نباشد، از واقع گزارش نمی دهد و هر چه از واقع گزارش ندهد، ارتباطی با واقع ندارد و هر چه با واقع ارتباط ندارد، قابل استدلال به وسیله امور واقعی نخواهد بود.
از سوی دیگر، مشاهده می شود که دو جمله «باران بارید» و «باید درس بخوانی » با هم یک فرق دارند: قابلیت صدق و کذب و عدم قابلیت صدق و کذب. در مورد جمله اول، می توان گفت: راست است و یا دروغ، ولی در جمله دوم صدق و کذب معنا ندارد; چون صرف انشا و دستور است و در انشا و دستور، صدق و کذب بی معناست. پس جملات به دو دسته قابل تقسیم است: جملات اخباری و انشایی، جملات اخباری جملاتی است که قابلیت تصدیق و تکذیب دارد ولی جملات انشایی این قابلیت را ندارد. و عده ای به همین دلیل گفته اند که جملات انشایی ربطی به واقع ندارند چون گزارش از واقع نمی دهند و انشاءهای صرف می باشند.
همچنین گاهی گفته شود: «باید» و «نباید» های اخلاقی ناشی از احساسات و ابراز احساسات آدمی است و ربطی با واقعیاتی ورای احساسات او ندارد.
این سؤال که آیا «باید» ها و «نباید» ها با حقایق و واقعیاتی ورای خود ارتباط دارد یا نه یک سؤال اساسی است و از آن به «رابطه بین «باید» و «هست » تعبیر می شود.
این نوشتار درصدد تبیین رابطه بین «باید» و «هست » درکلمات حضرت علی علیه السلام است. از کلمات ایشان برای تایید این حقیقت استفاده می شودوبه وضوح، می توان این حقیقت را در کلمات ایشان دید.
مفاد «باید» و «نیاید»
درباب مفاد «باید» و «نباید» ، هشت نظریه وجود دارد که پرداختن به همه آن ها از حوصله این مختصر خارج است. (برای این منظور، باید به کتب مربوطه مراجعه کرد. ) (۱) اما در این جا، نظریه مورد قبول مطرح و مبنای بحث قرار می گیرد.
برای تبیین نظریه مذکور تبیین موارد ذیل ضروری است:
۱- ضرورت، امتناع و امکان:
در جملات «عدد چهار زوج است » ، «عدد چهار فرد است » ، «باران می بارد» ، بین موضوع هر جمله و محمول آن یک رابطه و نسبت برقرار است; یعنی بین عدد «چهار» و «زوج بودن » و بین عدد «چهار» و «فرد بودن » و بین «باران » و «باریدن » رابطه برقرار است، هر کدام از این رابطه ها کیفیتی خاص دارد: اولی ضرورت، دومی امتناع و سومی امکان.
توضیح آن که رابطه بین عدد «چهار» و «زوج بودن » ضروری، اجتناب ناپذیر، حتمی و غیرقابل انفکاک است; یعنی محال است که عدد چهار زوج نباشد و انفکاک بین «چهار» و زوج بودن امکان ندارد.
رابطه بین عدد «چهار» و «فرد بودن » ، امتناع و محال است; یعنی امکان ندارد که «چهار» فرد باشد و رابطه بین «باران » و «باریدن » امکان است; یعنی باریدن باران نه محال است و نه ضروری، هر دو طرف (باریدن – نباریدن) ممکن است.
«ضرورت » ، «امتناع » و «امکان » به عنوان کیفیت رابطه بین موضوع و محمول قضایا، مورد نظر و توجه اهل منطق است. فلاسفه این سه رابطه را درباب وجود و عدم به کار می برند; یعنی چون موضوع فلسفه «موجود» است و «موجود» نیز به دو قسم «ضروری الوجود» و «ممکن الوجود» قابل تقسیم است، از این رو، بحث از امکان و ضرورت مورد توجه قرار می گیرد و به تبع بحث از موجود و صفات آن ها، عدم و معدوم و صفات آن ها – که امتناع و امکان است – نیز مورد بحث واقع می شود.
موجود ممکن یعنی موجودی که می تواند باشد و می تواند نباشد; یعنی ذات و ماهیت او اقتضای وجود ندارد و ضروری الوجودنیست;مثل همه مخلوقات الهی که به اراده الهی محقق شده اند.
«موجودواجب » موجودی است ضروری الوجود که ذات او اقتضای وجود دارد; به این معنا که در وجود، نیازمند کسی نیست ووجودش عین ذات او وابدی وازلی است.
«معدوم ممتنع » معدومی که دو ویژگی دارد: (۱) وجود ندارد; (۲) محال است که تحقق پیدا کند; مثل «شریک خداوند متعال » و یا «دایره مربع » و یا «فردبودن عدد چهار» .
معدوم ممکن:
معدودی است دارای دو ویژگی: (۱) معدوم است; (۲) امکان وقوع و تحقق دارد; مثل همه معدوم هایی که امکان تحقق دارند; همچون فرزندانی که هنوز متولد نشده اند و اتفاقاتی که هنوز به وقوع نپیوسته است.
۲- اقسام ضرورت: فلاسفه ضرورت را بر سه قسم دانسته اند:
الف. ضرورت بالذات: ضرورت موجودی که ذات او اقتضای وجود دارد و وجودش ضروری است و ضرورت و وجود آن از غیر نیست. این ضرورت، ضرورت بالذات است و در مورد واجب الوجود، صدق می کند; یعنی ضرورت وجود واجب تعالی، ضرورت بالذات است.
ب. ضرورت بالغیر: ضرورتی که از ناحیه غیر آمده است; مثل ضرورت وجود مخلوقات الهی که ذاتا ممکن الوجودند، ولی ازطرف خداوند متعال ضرورت وجود پیدا کرده اند. فلاسفه در جای خود، توضیح داده اند که شی ء تا وجوب وجود پیدا نکند، وجودنمی یابد و این ضرورت وجود را از ناحیه علت تامه خود اخذ می کند.
ج. ضرورت بالقیاس الی الغیر: بین علت و معلول، ضرورت بالقیاس برقرار است; یعنی وجود هر کدام با توجه به دیگری و در مقیاس با آن ضرورت دارد. به عنوان مثال، اگر دودی را مشاهده کنیم، خواهیم گفت: باید آتش موجود باشد و وجود آتش را ضروری می یابیم; یعنی با توجه به وجود دود، وجود آتش ضرورت دارد. در این جا، ضرورت وجود آتش از ناحیه دود نیامده، بلکه ضرورتی است بالقیاس و با توجه به دود، به خلاف ضرورت بالغیر که ضرورتی است از ناحیه غیر و متکی بدان.
همچنین اگر آتش را مشاهده کنیم، خواهیم گفت: وجود حرارت ضروری است; یعنی با توجه به وجود آتش (علت) ، حرارت (معلول) ضروری است.
پس بین «معلول و علت » و «علت تامه و معلول » ضرورت بالقیاس الی الغیر برقرار است.
۳- حیثیت افعال: افعال دارای دو حیث هستند:
الف. حیث فی نفسه;
ب. حیث صدور از فاعل.
اگر در مثال دود و آتش دقت کنیم، در دود دو حیثیت می یابیم: حیث فی نفسه دود و حیث صدور از فاعل; یعنی حیث وجود و حیث ایجاد; یعنی یک بار دود را با قطع نظر از این که فاعلی، آن را ایجاد کرده است، بلکه فی نفسه مورد ملاحظه و توجه قرار می دهیم و به بررسی صفات و آثار و روابط آن با غیر می پردازیم و یک بار دود را از آن نظر که از فاعلی صادر شده و فاعل آن را ایجاد کرده است، مورد توجه قرار می دهیم و حیث صدور از فاعل مورد توجه ماست. البته حیث وجود و ایجاد «دود» درخارج، به یک مصداق موجود است و دو وجود جدا ندارد، ولی در تحلیل عقلی، این دو از هم قابل تفکیک است و حتی در تحلیل عقلی، یکی را علت دیگری قرار می دهیم; یعنی چه بسا حیث – فی نفسه – فعل در مواردی، علت انتقال ذهن به حیث صدور از فاعل شود و یا بعکس، از حیث صدوربه حیث فی نفسه منتقل شویم.
حاصل آن که هر فعلی دارای دو حیث است: حیث فی نفسه و حیث صدور از فاعل و به تعبیر دیگر، «حیث وجود» و «حیث ایجاد» . غذاخوردن، دویدن، نمازخواندن، همه و همه دارای این دو حیث هستند.
۴- ضرورت بالقیاس بین فعل (از حیث فی نفسه) و نتیجه مترتب بر آن: در مثال ذیل، سه عنوان «فاعل » ، «فعل » و «نتیجه » وجود دارد:
فاعل – علی
فعل – غذاخوردن
نتیجه -سیرشدن
بین غذا خوردن و سیرشدن یک رابطه علی و معلولی برقرار است; یعنی غذاخوردن علت سیرشدن است. در نتیجه، بین این دو ضرورت بالقیاس وجود دارد; یعنی بالقیاس به وجود سیرشدن، وجود غذاخوردن ضروری است و در برخورد با انسان سیر، حکم می کنیم که ضرورتا غذا خورده و یا در کنار هر سیر شدن و سیری ضرورتا، غذای خورده شده هست. در این نگاه، کاری به صدور فعل از فاعل نداریم، بلکه خود فعل و نتیجه حاصل از آن مورد نظر است.
۵- ضرورت بالقیاس بین فعل (حیث صدور از فاعل) و نتیجه مترتب بر آن:
در مثال مزبور، در فعل «غذاخوردن » دو حیث قابل تحلیل است: حیث فی نفسه فعل و حیث صدور از فاعل. از آن جا که بین فعل (از حیث فی نفسه) و نتیجه ضرورت بالقیاس برقرار است، این ضرورت بالقیاس موجب پیدایش یک ضرورت دیگر می شود; یعنی ضرورت بالقیاس بین فعل (از حیث صدور از فاعل) و نتیجه. شاهد بر این مدعا آن که اگر کسی بگوید: «باید غذا بخوریم » و کسی سؤال کند: چرا؟ این گونه پاسخ می دهد:
اول. غذا خوردن موجب سیر شدن است.
دوم. من گرسنه هستم و می خواهم سیر شوم; یعنی به دنبال ایجاد سیری هستم.
سوم. هر کس معلولی را می طلبد و درصدد ایجاد آن است، باید علت آن را ایجاد کند.
نتیجه: باید غذا بخورم (یعنی باید این فعل را ایجاد کنم. )
اگر مقدمه یک و نتیجه هر دو یک مطلب را افاده کنند، برهان مذکور مصادره به مطلوب خواهد بود، در حالی که انسان چنین مصادره ای نمی یابد و برهان را تمام می داند. این به دلیل آن است که در مقدمه اول، حیث فی نفسه فعل مورد نظر است و در نتیجه، حیث صدور از فاعل و اصولا رابطه ضروری و علی و معلولی بین علت و معلول مقدمه استنتاج رابطه ضروری بین علت و معلول از حیث صدور از فاعل و علت شده است.
این معنا را در مثال «دود» بهتر و با وضوح بیش تری می توان مشاهده کرد; زیرا وجود و ایجاد دود بهتر قابل تفکیک است. بنابراین، اگر کسی بگوید: «من به دنبال ایجاد دود هستم » ، به او می گوییم: ضرورتا باید آتش ایجاد کنی; زیرا:
اول. وجود آتش علت وجود دود است.
دوم. تو به دنبال ایجاد دود هستی.
سوم. هر کس معلولی را می طلبد و ایجاد آن را می خواهد، باید علت آن را ایجاد کند.
نتیجه: پس باید آتش ایجاد کنی.
در این نتیجه، ما به حیث صدور فعل از فاعل توجه می کنیم و در مقدمه یک، به حیث فی نفسه نظر داریم.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
